پنجشنبه صبح در هفتمین رویداد بینشانه با موضوع «یأس فعال» صحبت خواهم کرد.
اگه مقولهٔ اُمید و #امیدواری براتون موضوعیت داره، پیشنهاد میکنم که در این رویداد شرکت کنید.
هزینهٔ ثبتنام چندان زیاد نیست، با این حال برگزارکنندگان لطف کردن و برای دوستان من کد تخفیف در نظر گرفتن. اگه گمان کردین که لازمه، بگین تا تقدیم کنم.
اگه مقولهٔ اُمید و #امیدواری براتون موضوعیت داره، پیشنهاد میکنم که در این رویداد شرکت کنید.
هزینهٔ ثبتنام چندان زیاد نیست، با این حال برگزارکنندگان لطف کردن و برای دوستان من کد تخفیف در نظر گرفتن. اگه گمان کردین که لازمه، بگین تا تقدیم کنم.
👍1
Forwarded from Novel Managing School
🎁 هدیهای الهامبخش برای مدیران
📚 نام محصول جدید ما، دِرَنگ است. درنگ، دفتری است برای یادگیری و رُشد مدیران. این دفتر پس از سیزده هفته یا یک فصل، به بهترین کتاب مدیریتیای تبدیل میشود که شما تا این زمان خواندهاید.
ما در مدرسه مدیریت ناول سالهاست در زمینهٔ نظریههای #یادگیری مطالعه و تجربه میکنیم و به این موضوع باور داریم که یکی از مهمترین روشهای یادگیری و توسعهٔ مدیران، رفلکشن یا #تأمل و #تعمق بر روی تجربههاست.
در «درنگ» شما سیزده داستانِ کوتاهِ گزینششده از کتابهای برجستهٔ دنیا در حوزهٔ مدیریت و رهبری را خواهید خواند و تأملات خودتان را دربارهٔ آنها ثبت خواهید کرد.
«درنگ» محصولی است ویژهٔ مدیران که در همکاری مشترک «مدرسه مدیریت ناول» و «کارگاه طراحی سه در چهار» طراحی و تولید شده است.
برای آشنایی بیشتر با درنگ و سفارشدهی آن میتوانید به صفحهٔ اینستاگرامی مخصوصِ خودش یا وبسایت درنگ مراجعه کنید.
🌐 www.derangplanner.ir
✅ @NMS_ir
📚 نام محصول جدید ما، دِرَنگ است. درنگ، دفتری است برای یادگیری و رُشد مدیران. این دفتر پس از سیزده هفته یا یک فصل، به بهترین کتاب مدیریتیای تبدیل میشود که شما تا این زمان خواندهاید.
ما در مدرسه مدیریت ناول سالهاست در زمینهٔ نظریههای #یادگیری مطالعه و تجربه میکنیم و به این موضوع باور داریم که یکی از مهمترین روشهای یادگیری و توسعهٔ مدیران، رفلکشن یا #تأمل و #تعمق بر روی تجربههاست.
در «درنگ» شما سیزده داستانِ کوتاهِ گزینششده از کتابهای برجستهٔ دنیا در حوزهٔ مدیریت و رهبری را خواهید خواند و تأملات خودتان را دربارهٔ آنها ثبت خواهید کرد.
«درنگ» محصولی است ویژهٔ مدیران که در همکاری مشترک «مدرسه مدیریت ناول» و «کارگاه طراحی سه در چهار» طراحی و تولید شده است.
برای آشنایی بیشتر با درنگ و سفارشدهی آن میتوانید به صفحهٔ اینستاگرامی مخصوصِ خودش یا وبسایت درنگ مراجعه کنید.
🌐 www.derangplanner.ir
✅ @NMS_ir
👍5
Forwarded from مسعود نیلی Masoud Nili
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنرانی مسعود نیلی در هشتمین دورۀ مراسم امینالضرب
🔸 مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، در هشتمین دورۀ مراسم امینالضرب به پاس چهار دهه آموزش اقتصاد و سیاستگذاری اقتصادی، لوح و نشان امینالضرب را دریافت کرد.
🔸 در این سخنرانی، دکتر نیلی با اشاره به مشکلات جدی کشور طی دهههای گذشته، از مسئولیت همگان در برابر پرسشهای نسل آینده و ضرورت تلاش بسیار برای ساختن فردا گفت.
🔸 مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، در هشتمین دورۀ مراسم امینالضرب به پاس چهار دهه آموزش اقتصاد و سیاستگذاری اقتصادی، لوح و نشان امینالضرب را دریافت کرد.
🔸 در این سخنرانی، دکتر نیلی با اشاره به مشکلات جدی کشور طی دهههای گذشته، از مسئولیت همگان در برابر پرسشهای نسل آینده و ضرورت تلاش بسیار برای ساختن فردا گفت.
👍1
Forwarded from Novel Managing School
🌀 رویداد پایان سال مدرسه مدیریت ناول
بنا داریم مثل سالهای گذشته در یکی از روزهای پایانی سال، دور هم جمع شویم و با هم بر سالی که گذشت #تأمل کنیم. از تجربیاتمان بگوییم، مهمترین یافتهها و برداشتهایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم، از اتفاقاتی که ما را #رشد داده تعریف کنیم و از یکدیگر بیاموزیم.
شیوهٔ برگزاری این رویداد «تأمل و تعمق گروهی» است. تأمل یا تعمق، نگاهکردن به تجربه از بیرون است، بهمنظور یادگیری. اکثر یادگیریهای عمیق ما از تجربیاتمان نشئت میگیرند. بنابراین مهم است که هم این سازوکار را در خودمان فعال کنیم و هم بتوانیم در طول زمان آن را بپرورانیم.
تأمل یا تعمق یکی از روشهایی است که ما از آن در مدرسه مدیریت ناول برای #یادگیری استفاده میکنیم و در تلاشیم تا آن را هر چه بیشتر در بین مدیران و رهبران ترویج کنیم؛ چرا که آن را شیوهای کارآمد و اثربخش میدانیم.
رویداد سالنامه در روز سهشنبه ۲۲ اسفند ساعت ۱۹ تا ۲۱ در گوگلمیت برگزار میشود و برای حضور در آن کافی است در ایوند ثبتنام کنید.
🌐 لینک ثبتنام
مدرسه مدیریت ناول | nms
✅ @NMS_ir
بنا داریم مثل سالهای گذشته در یکی از روزهای پایانی سال، دور هم جمع شویم و با هم بر سالی که گذشت #تأمل کنیم. از تجربیاتمان بگوییم، مهمترین یافتهها و برداشتهایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم، از اتفاقاتی که ما را #رشد داده تعریف کنیم و از یکدیگر بیاموزیم.
شیوهٔ برگزاری این رویداد «تأمل و تعمق گروهی» است. تأمل یا تعمق، نگاهکردن به تجربه از بیرون است، بهمنظور یادگیری. اکثر یادگیریهای عمیق ما از تجربیاتمان نشئت میگیرند. بنابراین مهم است که هم این سازوکار را در خودمان فعال کنیم و هم بتوانیم در طول زمان آن را بپرورانیم.
تأمل یا تعمق یکی از روشهایی است که ما از آن در مدرسه مدیریت ناول برای #یادگیری استفاده میکنیم و در تلاشیم تا آن را هر چه بیشتر در بین مدیران و رهبران ترویج کنیم؛ چرا که آن را شیوهای کارآمد و اثربخش میدانیم.
رویداد سالنامه در روز سهشنبه ۲۲ اسفند ساعت ۱۹ تا ۲۱ در گوگلمیت برگزار میشود و برای حضور در آن کافی است در ایوند ثبتنام کنید.
🌐 لینک ثبتنام
مدرسه مدیریت ناول | nms
✅ @NMS_ir
👍2
🌀 #سالی_که_گذشت برای من در عین فعالبودن، سال بازگشت به آرامش بود؛ آرامشی پس از طوفان؛ هر چند طوفانهای ریزی در دلش داشت، اما روند کلی، روندی رو به آرامشدن بود.
- امسال در بُعد کاری و حرفهای، همچنان تعامل و نشستوبرخاست و گفتوگو با مدیران در شرکتها و سازمانهای مختلف ادامه یافت. بعضی از جنس برگزاری کارگاههای آموزشی بود و بعضی از جنس مربیگری جلسات کوچینگآورسِلوز. شرکتهای گلگهر سیرجان، توسعهٔ آهن، فولاد هرمزگان، سحاب، مپنا، گلپخش اول، سمتوسو، نقش اول کیفیت، دلفین اسپادانا و یکی دو مجموعهٔ دولتی و دانشگاهی، شرکتها و سازمانهایی بودند که توفیق تعامل با مدیرانشان را یافتم و از تجربیاتشان آموختم. از محمدحسین نقوی، دوست و همکار عزیزم بابت تلاشش در شکلگیری و پیشبرد این پروژهها بسیار سپاسگزارم.
- «درنگپِلَنِر» را در مدرسه مدیریت ناول با همراهی استودیو سهدرچهار طراحی و تولید کردیم که ابزاری است برای تقویت #تأمل و رفلکشن در مدیران.
- گزارش «مسئولیت اجتماعی شرکتی» #ایلیا که مصاحبههایش در تابستان ۱۴۰۱ انجام شده بود، امسال منتشر گردید که اُمیدوارم چارچوب خوبی باشد برای کسانی که میخواهند در این حوزه اقداماتی را طراحی و اجرا کنند.
- در سالی که گذشت، #پیادهروی روزانه را به مُداومترین شکل ممکن انجام دادم؛ روزی حدود یک ساعت. طبق گزارشهای اپلیکیشن اِستِپِن و بات تلگرامی تونپِلَنِتز چیزی حدود ۷۰۰ کیلومتر راه رفتهام که اُمیدوارم این روند همچنان ادامه یابد.
- سال ۱۴۰۲، برایم سال نسبتاً پُرسفری بود و بازدید از نمایشگاه #جیتکس شاید شاخصترین آنها؛ نمایشگاهی که شاید محتوای چندان ویژهای نداشت، اما حضور در فضایش و درک بافتارش آنقدری مهم بود که به رفتنش بیرزد؛ و البته مهمترین برداشت من از این سفر این بود که: «ما از دنیا قطع یا حتی حذف شدهایم».
- در تعاملات متعددی که در قوهٔ قضائیه داشتم فهمیدم که این دستگاه هرچند روزگاری قرار بوده تا داد-گُستری کند، اما توجهِ بیش از حدّش به فُرم، باعث شده تا از محتوا باز بماند و عملاً پوستهای شده که واقعاً به دنبال کشف حقیقت و یافتن حق و گستراندن داد نیست. از قاضیها که دیگر نگویم! 🤦🏻♂️
- در سال ۱۴۰۲ سه بار به #عروسی دوستان رفتم که عملاً هیجانانگیزترین اتفاقات سالَم همینها بودند. یکی از یکی بهتر. البته چند باری هم به کنسرت رفتم که حیف است یادی از آنها در اینجا ثبت نشود. کنسرت علیرضا قربانی، آنسامبل آوازی هوران، کالینکا و جوما. 😊
- در سالی که گذشت، در جمعی از دوستان هفتهدرمیان #مستند دیدیم. تماشای سه مستندِ گروگانها، اَمریکنفکتوری و هایائو میازاکی را به شما هم پیشنهاد میکنم.
- در شب یلدا و برای دومین بار بهعنوان سخنران به رویداد بینشانه دعوت شدم که این بار دربارهٔ #امید و البته «در ستایش یأس فعال» صحبت کردم.
- در نهایت، در این سال، با اینکه بیش از پیش تقلا کردم و کوشیدم، با عمق وجود آموختم که: «در تسلیم هم، خرد است، چرا که جنگیدن، فرسودن است».
🍀 با اینکه #اوضاع همچنان خوب نیست، باید بکوشیم که #احوال مان اقلاً خوش باشد؛ هر چند که این دو به هم وابستهاند. با این حال، اُمیدوارم که امسال، سالی کمرنجتر و پُربرکتتر باشد، برای همهٔ آنهایی که تلاش میکنند و خیرخواه دیگرانند.
- امسال در بُعد کاری و حرفهای، همچنان تعامل و نشستوبرخاست و گفتوگو با مدیران در شرکتها و سازمانهای مختلف ادامه یافت. بعضی از جنس برگزاری کارگاههای آموزشی بود و بعضی از جنس مربیگری جلسات کوچینگآورسِلوز. شرکتهای گلگهر سیرجان، توسعهٔ آهن، فولاد هرمزگان، سحاب، مپنا، گلپخش اول، سمتوسو، نقش اول کیفیت، دلفین اسپادانا و یکی دو مجموعهٔ دولتی و دانشگاهی، شرکتها و سازمانهایی بودند که توفیق تعامل با مدیرانشان را یافتم و از تجربیاتشان آموختم. از محمدحسین نقوی، دوست و همکار عزیزم بابت تلاشش در شکلگیری و پیشبرد این پروژهها بسیار سپاسگزارم.
- «درنگپِلَنِر» را در مدرسه مدیریت ناول با همراهی استودیو سهدرچهار طراحی و تولید کردیم که ابزاری است برای تقویت #تأمل و رفلکشن در مدیران.
- گزارش «مسئولیت اجتماعی شرکتی» #ایلیا که مصاحبههایش در تابستان ۱۴۰۱ انجام شده بود، امسال منتشر گردید که اُمیدوارم چارچوب خوبی باشد برای کسانی که میخواهند در این حوزه اقداماتی را طراحی و اجرا کنند.
- در سالی که گذشت، #پیادهروی روزانه را به مُداومترین شکل ممکن انجام دادم؛ روزی حدود یک ساعت. طبق گزارشهای اپلیکیشن اِستِپِن و بات تلگرامی تونپِلَنِتز چیزی حدود ۷۰۰ کیلومتر راه رفتهام که اُمیدوارم این روند همچنان ادامه یابد.
- سال ۱۴۰۲، برایم سال نسبتاً پُرسفری بود و بازدید از نمایشگاه #جیتکس شاید شاخصترین آنها؛ نمایشگاهی که شاید محتوای چندان ویژهای نداشت، اما حضور در فضایش و درک بافتارش آنقدری مهم بود که به رفتنش بیرزد؛ و البته مهمترین برداشت من از این سفر این بود که: «ما از دنیا قطع یا حتی حذف شدهایم».
- در تعاملات متعددی که در قوهٔ قضائیه داشتم فهمیدم که این دستگاه هرچند روزگاری قرار بوده تا داد-گُستری کند، اما توجهِ بیش از حدّش به فُرم، باعث شده تا از محتوا باز بماند و عملاً پوستهای شده که واقعاً به دنبال کشف حقیقت و یافتن حق و گستراندن داد نیست. از قاضیها که دیگر نگویم! 🤦🏻♂️
- در سال ۱۴۰۲ سه بار به #عروسی دوستان رفتم که عملاً هیجانانگیزترین اتفاقات سالَم همینها بودند. یکی از یکی بهتر. البته چند باری هم به کنسرت رفتم که حیف است یادی از آنها در اینجا ثبت نشود. کنسرت علیرضا قربانی، آنسامبل آوازی هوران، کالینکا و جوما. 😊
- در سالی که گذشت، در جمعی از دوستان هفتهدرمیان #مستند دیدیم. تماشای سه مستندِ گروگانها، اَمریکنفکتوری و هایائو میازاکی را به شما هم پیشنهاد میکنم.
- در شب یلدا و برای دومین بار بهعنوان سخنران به رویداد بینشانه دعوت شدم که این بار دربارهٔ #امید و البته «در ستایش یأس فعال» صحبت کردم.
- در نهایت، در این سال، با اینکه بیش از پیش تقلا کردم و کوشیدم، با عمق وجود آموختم که: «در تسلیم هم، خرد است، چرا که جنگیدن، فرسودن است».
🍀 با اینکه #اوضاع همچنان خوب نیست، باید بکوشیم که #احوال مان اقلاً خوش باشد؛ هر چند که این دو به هم وابستهاند. با این حال، اُمیدوارم که امسال، سالی کمرنجتر و پُربرکتتر باشد، برای همهٔ آنهایی که تلاش میکنند و خیرخواه دیگرانند.
👍16😍13
🌀 همچنان تورم
چند روز پیش، دوست خوبم، دکتر مرتضی کاظمی، مطلبی نوشت با عنوان «تورمخواری به سبک برخی ثروتمندان ایرانی». ضمن تشکر از او در تبیین و ترویج مقولات اقتصادی، در ادامه، نظرم را دربارهٔ مسئلهٔ تورم و اهمیتِ آن گفتهام.
به نظر من، همچنان مسئلهٔ اولِ قابلبیان و #مطالبهپذیر در ایران، تورم است و صرفکردنِ وقت و انرژی برای موضوعات دیگر، نوعی عدم تمرکز بر مسئلهٔ اهرمی، هدررفت منابع محدودِ جامعه و اقدام از نوع غیراستراتژیک محسوب میشود.
جمعبندی من تا این لحظه این است که:
۱. تورم در بُنیان، همان دزدی است؛ فقط دزدی، عیان است و قابلیت ردگیری دارد، اما تورم پنهان است و پیچیده.
۲. تورم اثرات ملموسی بر دو مقولهٔ سلامت روانی و بنیانهای اخلاقیِ جامعه دارد؛ که هر دو مقولاتِ بسیار مهمی برای زندگی و سامان اجتماعی هستند.
در نگاه من، تا زمانی که #تورم در ایران، آرام نگیرد و به محدودهٔ تکرقمی وارد نشود، فعالیتهای اجتماعی و محیطزیستی در حوزههایی مثل فقر، بیکاری، کودکان کار، آموزش، اعتیاد، آب، پسماند، آلودگی هوا، تنوع زیستی و مانند اینها، که همواره دغدغهٔ من بوده، با اینکه موضوعیت دارند، اما اثربخشی چندانی نخواهند داشت.
بنابراین، از همهٔ فعالان و کسانی که دغدغه دارند، خواهشمندم که همچنان تمرکز خود را بر #مطالبهگری در مسئلهٔ پیچیده و بغرنجِ تورم حفظ کرده و دربارهٔ آن بگویند و بنویسند و بخواهند تا سرانجام، بشود.
چند روز پیش، دوست خوبم، دکتر مرتضی کاظمی، مطلبی نوشت با عنوان «تورمخواری به سبک برخی ثروتمندان ایرانی». ضمن تشکر از او در تبیین و ترویج مقولات اقتصادی، در ادامه، نظرم را دربارهٔ مسئلهٔ تورم و اهمیتِ آن گفتهام.
به نظر من، همچنان مسئلهٔ اولِ قابلبیان و #مطالبهپذیر در ایران، تورم است و صرفکردنِ وقت و انرژی برای موضوعات دیگر، نوعی عدم تمرکز بر مسئلهٔ اهرمی، هدررفت منابع محدودِ جامعه و اقدام از نوع غیراستراتژیک محسوب میشود.
جمعبندی من تا این لحظه این است که:
۱. تورم در بُنیان، همان دزدی است؛ فقط دزدی، عیان است و قابلیت ردگیری دارد، اما تورم پنهان است و پیچیده.
۲. تورم اثرات ملموسی بر دو مقولهٔ سلامت روانی و بنیانهای اخلاقیِ جامعه دارد؛ که هر دو مقولاتِ بسیار مهمی برای زندگی و سامان اجتماعی هستند.
در نگاه من، تا زمانی که #تورم در ایران، آرام نگیرد و به محدودهٔ تکرقمی وارد نشود، فعالیتهای اجتماعی و محیطزیستی در حوزههایی مثل فقر، بیکاری، کودکان کار، آموزش، اعتیاد، آب، پسماند، آلودگی هوا، تنوع زیستی و مانند اینها، که همواره دغدغهٔ من بوده، با اینکه موضوعیت دارند، اما اثربخشی چندانی نخواهند داشت.
بنابراین، از همهٔ فعالان و کسانی که دغدغه دارند، خواهشمندم که همچنان تمرکز خود را بر #مطالبهگری در مسئلهٔ پیچیده و بغرنجِ تورم حفظ کرده و دربارهٔ آن بگویند و بنویسند و بخواهند تا سرانجام، بشود.
👍25
Forwarded from Novel Managing School
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪆 عروسک #داروما در ژاپن نمادی از سرسختی، مقاومت و تابآوری است. این اسباببازی یا عروسک تزئینی طوری طراحی و ساخته شده که پس از هر فشار و حرکتی دوباره در حالت ایستاده قرار میگیرد. #تابآوری چیزی است شبیه به عملکرد داروما؛ دقیقاً همان چیزی که ما در روزهای سخت و بحرانی به آن نیاز داریم. برای تقویت این مهارت، میتوانید در ماژول تقویت تابآوری به شیوهٔ کوچینگآورسلوز شرکت کنید.
✅ @NMS_ir
✅ @NMS_ir
👍8
خلاقیت و ذوق چیست؟
همین کار سادهای که عادله کرده. یک سال و نیم پیش رفت انگلیس. حالا که برای سر زدن بهمان برگشته، با خودش یک آلبوم عکس هم آورده؛ تا ما بهتر نسبت به تجربهای که در این مدت داشته و جاهایی که رفته و لحظات خوشش، حس بگیریم. اینگونه، دوستانش را هم در زندگیاش شریک کرده. من که این کار را خیلی پسندیدم و حسابی از دیدن عکسها لذت بردم. 😊🍀
همین کار سادهای که عادله کرده. یک سال و نیم پیش رفت انگلیس. حالا که برای سر زدن بهمان برگشته، با خودش یک آلبوم عکس هم آورده؛ تا ما بهتر نسبت به تجربهای که در این مدت داشته و جاهایی که رفته و لحظات خوشش، حس بگیریم. اینگونه، دوستانش را هم در زندگیاش شریک کرده. من که این کار را خیلی پسندیدم و حسابی از دیدن عکسها لذت بردم. 😊🍀
👍12😍8
🪦 سنگی بر گوری
#خلاقیت میتونه خودش رو حتی روی سنگ قبر آدم هم نشون بده، به شرطی که کسی واقعاً دوستت داشته بوده باشه؛ گویا متوفی عاشق قهوه بوده، بنابراین خانمش میده فرمول کافئین رو براش حک میکنن به همراه اسم و امضاش.
منبع: از توئیتر نگار
#خلاقیت میتونه خودش رو حتی روی سنگ قبر آدم هم نشون بده، به شرطی که کسی واقعاً دوستت داشته بوده باشه؛ گویا متوفی عاشق قهوه بوده، بنابراین خانمش میده فرمول کافئین رو براش حک میکنن به همراه اسم و امضاش.
منبع: از توئیتر نگار
😍5👍4👌2
🌀 تکنولوژی برای من جذاب و به گمانم برای بشریت نجاتبخش است.
تلگرام پریمیوم. چند روزی است اکانت تلگرامم را پریمیوم کردهام. امکانات چندانی ندارد، جز یک ویژگی که مرا فعلاً درگیر خود کرده؛ تبدیل صداهای ملت به متن. منی که وُیسگریز بودهام اکنون از همه میخواهم برایم وُیس بفرستند تا با این دکمهٔ کنارش، دقت و صحت ماشینهای تلگرامی را بسنجم. نتیجهٔ بررسیهای یکهفتهایم، حدود هفتاد درصد صحت برای صداهای فارسی و نزدیک به نود درصد برای وُیسهای انگلیسی بوده.
هواپیما. هنوز که هنوز است هر بار که سوار هواپیما میشوم، در هنگام برخاستن از زمین، تمام مهندسان و طراحان این تکنولوژی را تحسین میکنم؛ و هنوز ذرهای از عجابت و شگفتی این ماشین غولپیکر برایم کمتر از روز اول که نشده هیچ، بل به آن افزون هم گشته.
ماشین دنده اتومات. چندین بار خواستهام فقط برای همین یک موضوع، جایی پُست بگذارم. اما نمیدانم چرا هی نشده. همینقدر بگویم که از روزی که «فخری» همراهم شده، اقلاً نیمی از کَشَم در حین رانندگی آزاد شده و لذت رانندگیام دوچندان. اگر هنوز اتوماتسوار نیستید، در اولین فرصت این آسودگی را به خودتان هدیه کنید.
اینترنت و شبکههای اجتماعی. شرح خاصی نمیخواهد، فقط حیف که فیلترینگ در ایران نگذاشته لذت و شیرینی واقعیاش را بچشیم و در دریای بیکران یوتوب غرق شویم.
ظرفشویی. برای منِ ظرف سخت شور یا سخت ظرف شور، نعمتی است دلانگیز و امکانی است جانافزا. خدا نصیب همهٔ دوستداران و ندارندگانش کُناد.
با قدردانی از تکنولوژیهای فعلی و پدیدآورندگانشان، همچنان چشمانتظار ظهور چند #تکنولوژی دیگر هم هستم و دیدن آنها را نهایتاً تا بیست سال آینده، بعید نمیدانم. مترجم همزمان، پرینتر غذایی، بیجسم شدن گوشیهای تلفن همراه، پول غیرمتمرکز، و دیکُد شدن مرگ جسمانی. برداشته شدن مرزها و سیستم ویزادهی را هم خیلی دوست دارم، اما به گمانم تحققش زمان بیشتری میطلبد. به اُمید تکنولوژیهای بیشتر و بهتر ✌️
تلگرام پریمیوم. چند روزی است اکانت تلگرامم را پریمیوم کردهام. امکانات چندانی ندارد، جز یک ویژگی که مرا فعلاً درگیر خود کرده؛ تبدیل صداهای ملت به متن. منی که وُیسگریز بودهام اکنون از همه میخواهم برایم وُیس بفرستند تا با این دکمهٔ کنارش، دقت و صحت ماشینهای تلگرامی را بسنجم. نتیجهٔ بررسیهای یکهفتهایم، حدود هفتاد درصد صحت برای صداهای فارسی و نزدیک به نود درصد برای وُیسهای انگلیسی بوده.
هواپیما. هنوز که هنوز است هر بار که سوار هواپیما میشوم، در هنگام برخاستن از زمین، تمام مهندسان و طراحان این تکنولوژی را تحسین میکنم؛ و هنوز ذرهای از عجابت و شگفتی این ماشین غولپیکر برایم کمتر از روز اول که نشده هیچ، بل به آن افزون هم گشته.
ماشین دنده اتومات. چندین بار خواستهام فقط برای همین یک موضوع، جایی پُست بگذارم. اما نمیدانم چرا هی نشده. همینقدر بگویم که از روزی که «فخری» همراهم شده، اقلاً نیمی از کَشَم در حین رانندگی آزاد شده و لذت رانندگیام دوچندان. اگر هنوز اتوماتسوار نیستید، در اولین فرصت این آسودگی را به خودتان هدیه کنید.
اینترنت و شبکههای اجتماعی. شرح خاصی نمیخواهد، فقط حیف که فیلترینگ در ایران نگذاشته لذت و شیرینی واقعیاش را بچشیم و در دریای بیکران یوتوب غرق شویم.
ظرفشویی. برای منِ ظرف سخت شور یا سخت ظرف شور، نعمتی است دلانگیز و امکانی است جانافزا. خدا نصیب همهٔ دوستداران و ندارندگانش کُناد.
با قدردانی از تکنولوژیهای فعلی و پدیدآورندگانشان، همچنان چشمانتظار ظهور چند #تکنولوژی دیگر هم هستم و دیدن آنها را نهایتاً تا بیست سال آینده، بعید نمیدانم. مترجم همزمان، پرینتر غذایی، بیجسم شدن گوشیهای تلفن همراه، پول غیرمتمرکز، و دیکُد شدن مرگ جسمانی. برداشته شدن مرزها و سیستم ویزادهی را هم خیلی دوست دارم، اما به گمانم تحققش زمان بیشتری میطلبد. به اُمید تکنولوژیهای بیشتر و بهتر ✌️
62👍19
🌀 ویلیام گلاسر، رفتارهای ارتباطی ما را به دو دستهٔ ارتباطساز و کارخرابکن تقسیم میکند.
رفتارهای ارتباطساز
- حمایت
- ترغیب و تشویق
- گوشدادن
- پذیرفتن
- اعتماد کردن
- احترام گذاشتن
- گفتوگو کردن
رفتارهای کارخرابکن
- انتقاد کردن
- سرزنش کردن
- شکایت کردن
- غر زدن
- تهدید کردن
- تنبیه کردن
- باجدهی به منظور کنترلگری
🤔 شما در پروفایل ارتباطی خود بیشتر از کدام رفتارها بهره میگیرید؟
رفتارهای ارتباطساز
- حمایت
- ترغیب و تشویق
- گوشدادن
- پذیرفتن
- اعتماد کردن
- احترام گذاشتن
- گفتوگو کردن
رفتارهای کارخرابکن
- انتقاد کردن
- سرزنش کردن
- شکایت کردن
- غر زدن
- تهدید کردن
- تنبیه کردن
- باجدهی به منظور کنترلگری
🤔 شما در پروفایل ارتباطی خود بیشتر از کدام رفتارها بهره میگیرید؟
👍10
Forwarded from کافه استراتژی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرکسیس
▫️بستری برای یادگیری کارآفرینی، از زبان موفقترین کارآفرینان صنایع پیشرفته کشور
▫️به سبک مسترکلاس و مبتنی بر انتقال خبرگی (MasterClass)
▫️۷۰ ساعت تمرین ویژه در دنیای واقعی جهت تعمیق یادگیری
▫️۵ ساعت کوچینگ اختصاصی جهت هدایت مسیر یادگیری
▫️۲ هفته تور کارآفرینی در شرکت تحت رهبری کارآفرین
▫️ ipraxis.ir
▫️بستری برای یادگیری کارآفرینی، از زبان موفقترین کارآفرینان صنایع پیشرفته کشور
▫️به سبک مسترکلاس و مبتنی بر انتقال خبرگی (MasterClass)
▫️۷۰ ساعت تمرین ویژه در دنیای واقعی جهت تعمیق یادگیری
▫️۵ ساعت کوچینگ اختصاصی جهت هدایت مسیر یادگیری
▫️۲ هفته تور کارآفرینی در شرکت تحت رهبری کارآفرین
▫️ ipraxis.ir
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😔 غم نان یا غم جان؟
نظر عباس کیارستمی دربارهٔ اهمیت روابط
نظر عباس کیارستمی دربارهٔ اهمیت روابط
2❤2👍1👌1
Audio
▫️دربارهٔ اضطراب
سخنران: محمود مقدّسی
مؤسسهٔ پانوراما - آذر ۱۴۰۳
۱. توصیف اضطراب
۲. فهم اضطراب؛ تحلیل اقسام اضطراب و علل و فرایندهای آنها
۳. چارهجویی برای اضطراب
@TheWorldasISee
سخنران: محمود مقدّسی
مؤسسهٔ پانوراما - آذر ۱۴۰۳
۱. توصیف اضطراب
۲. فهم اضطراب؛ تحلیل اقسام اضطراب و علل و فرایندهای آنها
۳. چارهجویی برای اضطراب
@TheWorldasISee
👍1
🌀 مرگ یا زندگی؟ کدامیک پیروز نهایی است؟
اینجا پیرمردی است که بر بستر مرگ دراز کشیده. دوستانش به دورش جمع شده، در کارش فرو ماندهاند. خویشاوندانش گریه میکنند. چه منظرهٔ وحشتناکی است. بدنی است سُست و از کار مانده؛ دهانی بیدندان و چهرهای بیخون؛ زبانی بیحرکت و چشمانی بینور. جوانی پس از آن همه اُمید و سعی و کوشش، به این بنبست رسیده. مردی پس از آن همه رنج و درد، کارش به اینجا کشیده. تندرستی و قدرت و نشاط و رقابت، سرانجام به اینجا مُنتهی شده. بازویی که ضربتهای محکمی میزد و در بازیهای مردانه برای پیروزی میکوشید، آن همه دانش و علم و حکمت آخر به این وضع افتاده. این مرد، هفتاد سال با رنج و زحمت، به کسب دانش پرداخت. مغزش انبار معلومات و تجربیات متعدد گشت و مرکز هزاران نکتهسنجیها و حقایق گردید. دلش از راهِ درد، درس مهر آموخت و ذهنش فهم و کمال یاد گرفت. هفتاد سال گذشت تا از حیوانی به آدمیت رسید و توانست حقیقت را بجوید و زیبایی را بیافریند؛ ولی اکنون مرگ بالا سر اوست و در کامش شرنگ کرده است. خونش را میافسرد، قلبش را میفشارد، مغزش را میترکاند و نفسش را بند میآورد. آری، #مرگ پیروز میشود.
در بیرون بر روی آلاچیقهای سبز، مرغان چهچهه میزنند و خروس، سرود طلوع آفتاب را میخواند و روشنی، مزارع را فرا میگیرد. جوانهها باز میشوند، شاخها سر برمیآورند، شیرهٔ نباتی در تنهٔ درختان بالا میرود. اینجا کودکانی دیده میشوند، که با چه شادیِ جنونآمیزی بر چمنهای نمناکِ از ژالهٔ سحری، راه میروند و میخندند و همدیگر را صدا میزنند و یکدیگر را دنبال میکنند و از هم در میروند و نفس نفس میزنند، بی آنکه خسته شوند. چه نشاطی! چه روحی! چه وجدی! آنها چه توجهی به مرگ دارند؟ آنها رشد خواهند کرد و یاد خواهند گرفت و عشق خواهند ورزید و شاید هم پیش از مُردن، کیفیت حیات را کمی بالاتر خواهند برد. به هنگام مرگ، فرزندانی خواهند داشت که با پرستاری و مراقبت، آنها را بهتر از خود ساختهاند و بدین گونه مرگ را گول خواهند زد. در زیر سایهٔ درختان، دو دلداده راه میروند و خیال میکنند که کسی آنها را نمیبیند. سخنان نرم و آهستهٔ آنها با صدای مرغان و حشراتی که جفت خود را میخوانند، درمیآمیزد. آن عطش و گرسنگی کهن از راه چشمان حریصِ نیمهخوابیده سخن میگویند و شیفتگیِ والایی از راه دستهای بههمفشرده و لبهای بههممالیده جاری میگردد. آری، #زندگی پیروز میشود.
📚 دو بند پایانیِ #کتاب لذات فلسفه، از ویلدورانت، با ترجمهٔ عباس زریاب خوئی
اینجا پیرمردی است که بر بستر مرگ دراز کشیده. دوستانش به دورش جمع شده، در کارش فرو ماندهاند. خویشاوندانش گریه میکنند. چه منظرهٔ وحشتناکی است. بدنی است سُست و از کار مانده؛ دهانی بیدندان و چهرهای بیخون؛ زبانی بیحرکت و چشمانی بینور. جوانی پس از آن همه اُمید و سعی و کوشش، به این بنبست رسیده. مردی پس از آن همه رنج و درد، کارش به اینجا کشیده. تندرستی و قدرت و نشاط و رقابت، سرانجام به اینجا مُنتهی شده. بازویی که ضربتهای محکمی میزد و در بازیهای مردانه برای پیروزی میکوشید، آن همه دانش و علم و حکمت آخر به این وضع افتاده. این مرد، هفتاد سال با رنج و زحمت، به کسب دانش پرداخت. مغزش انبار معلومات و تجربیات متعدد گشت و مرکز هزاران نکتهسنجیها و حقایق گردید. دلش از راهِ درد، درس مهر آموخت و ذهنش فهم و کمال یاد گرفت. هفتاد سال گذشت تا از حیوانی به آدمیت رسید و توانست حقیقت را بجوید و زیبایی را بیافریند؛ ولی اکنون مرگ بالا سر اوست و در کامش شرنگ کرده است. خونش را میافسرد، قلبش را میفشارد، مغزش را میترکاند و نفسش را بند میآورد. آری، #مرگ پیروز میشود.
در بیرون بر روی آلاچیقهای سبز، مرغان چهچهه میزنند و خروس، سرود طلوع آفتاب را میخواند و روشنی، مزارع را فرا میگیرد. جوانهها باز میشوند، شاخها سر برمیآورند، شیرهٔ نباتی در تنهٔ درختان بالا میرود. اینجا کودکانی دیده میشوند، که با چه شادیِ جنونآمیزی بر چمنهای نمناکِ از ژالهٔ سحری، راه میروند و میخندند و همدیگر را صدا میزنند و یکدیگر را دنبال میکنند و از هم در میروند و نفس نفس میزنند، بی آنکه خسته شوند. چه نشاطی! چه روحی! چه وجدی! آنها چه توجهی به مرگ دارند؟ آنها رشد خواهند کرد و یاد خواهند گرفت و عشق خواهند ورزید و شاید هم پیش از مُردن، کیفیت حیات را کمی بالاتر خواهند برد. به هنگام مرگ، فرزندانی خواهند داشت که با پرستاری و مراقبت، آنها را بهتر از خود ساختهاند و بدین گونه مرگ را گول خواهند زد. در زیر سایهٔ درختان، دو دلداده راه میروند و خیال میکنند که کسی آنها را نمیبیند. سخنان نرم و آهستهٔ آنها با صدای مرغان و حشراتی که جفت خود را میخوانند، درمیآمیزد. آن عطش و گرسنگی کهن از راه چشمان حریصِ نیمهخوابیده سخن میگویند و شیفتگیِ والایی از راه دستهای بههمفشرده و لبهای بههممالیده جاری میگردد. آری، #زندگی پیروز میشود.
📚 دو بند پایانیِ #کتاب لذات فلسفه، از ویلدورانت، با ترجمهٔ عباس زریاب خوئی
👍5👌1
🌀 هفتهٔ گذشته به جمعی دعوت شده بودم و موضوع جلسه، مرگ بود. حاضرین از تجربیات خودشان در مواجهه با مرگ دوستان و آشنایان و عزیزانشان گفتند. بعضی به نگاههای شعرا و اندیشمندان مختلف اشاره کردند. من اما در کنار گوشدادن به گفت سایرین، در کل جلسه به این بخش از کتاب لذات فلسفه میاندیشیدم و آن را با خودم مرور میکردم. به نظرم ویلدورانت مرگ و زندگی را به واضحترین شکل و در کنار هم توصیف کرده.
یادم هست، زمانی هم جسارت کرده بودم و در جایی گفته بودم که اگر من بخواهم بخشی را به کتابی مقدس بیفزایم، آن بخش همین دو بند خواهد بود. با همین نام. مرگ یا زندگی. به نظر شما پیروز نهایی کدام است؟
یادم هست، زمانی هم جسارت کرده بودم و در جایی گفته بودم که اگر من بخواهم بخشی را به کتابی مقدس بیفزایم، آن بخش همین دو بند خواهد بود. با همین نام. مرگ یا زندگی. به نظر شما پیروز نهایی کدام است؟
❤5👍3
🎞 این آخر هفتهای، نشستم و سریال «در انتهای شب» را دیدم. بسیار پسندیدم. علاوه بر داستان و روند و ریتم و دیالوگها و شخصیتها و موسیقی و فضای کلی فیلم، به نظرم طراحی صحنهها هم فوقالعاده بود. ده نمای منتخب از این #سریال را اینجا میگذارم تا اگر دیدهاید، لذت احتمالیش برایتان تداعی شود و اگر ندیدهاید، ترغیب شوید به دیدنش.
1👍7❤6