صفات با حروف اضافه خاص بسیار در آزمون msrtمورد سوال قرار میگیرد.
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
صفات با حروف اضافه خاص:
1- (be) accustomed to
عادت داشتن به
2-(be) good at
خوب بودن در
3-acquainted to
آشنا با
4-adequate for
مناسب برای
5- afraid of
ترسیده از
6-ashamed of
خجالت زده از
7-attentive to
متوجه به
8- bored with
خسته از
9-capable of
توانا در
10-composed of
متشکل از
11-coverd with
پوشیده از
12-envious of
حسود به
13-excoted about
هیجان زده از
14-far from
دور از
15-fond of
علاقمند به
16-frightened of
ترسیده از
17-happy about
خوشحال از
18-hopeful of
امیدوار به
19-indiffrent to
بی تفاوت به
20-inferior to
پست تر از
21-innocent of
بی گناه در
22-insisten on/upon
مصر بر
23-involved in
دخالت داشتن در
24-uninvolved in
دخالت نداشتن در
25-jealous of
حسود به
26-konwn for
معروف به
27- nervous about
عصبی از
28-pleased with
راضی از
29-proud of
مفتخر به
30-qualified for
لایق در
31- regrdless of
صرف نظر از
32-sad about
ناراحت از
33-satisfied with
راضی از
34-sick of
دلزده از
35-superior to
برتر از
36-supportive of
حامی
37-suprised at/by
متعجب از
38-suspected of
مظنون به
39-tired of
خسته از
@msrt1
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
صفات با حروف اضافه خاص:
1- (be) accustomed to
عادت داشتن به
2-(be) good at
خوب بودن در
3-acquainted to
آشنا با
4-adequate for
مناسب برای
5- afraid of
ترسیده از
6-ashamed of
خجالت زده از
7-attentive to
متوجه به
8- bored with
خسته از
9-capable of
توانا در
10-composed of
متشکل از
11-coverd with
پوشیده از
12-envious of
حسود به
13-excoted about
هیجان زده از
14-far from
دور از
15-fond of
علاقمند به
16-frightened of
ترسیده از
17-happy about
خوشحال از
18-hopeful of
امیدوار به
19-indiffrent to
بی تفاوت به
20-inferior to
پست تر از
21-innocent of
بی گناه در
22-insisten on/upon
مصر بر
23-involved in
دخالت داشتن در
24-uninvolved in
دخالت نداشتن در
25-jealous of
حسود به
26-konwn for
معروف به
27- nervous about
عصبی از
28-pleased with
راضی از
29-proud of
مفتخر به
30-qualified for
لایق در
31- regrdless of
صرف نظر از
32-sad about
ناراحت از
33-satisfied with
راضی از
34-sick of
دلزده از
35-superior to
برتر از
36-supportive of
حامی
37-suprised at/by
متعجب از
38-suspected of
مظنون به
39-tired of
خسته از
@msrt1
⚠ چند لغت مشابه
@ msrt1
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
💫lunch ناهار
💫launch پرتاب کردن
💢peak قله
💢pick چیدن
💢peek نگاه دزدکی
✴trust اعتماد کردن
✴thrust چپاندن،فروکردن
♻infect آلوده کردن
♻in fact در حقیقت
➿object مخالفت کردن
➿abject پست،ذلیل
💮middle وسط
💮meddle فضولی کردن
🔯️dam سد
🔯damn لعنت کردن
🔱 expiration انقضا
🔱 expression اصطلاح
✏dim مبهم ، کم نور
✏deem لازم دانستن
✒ fit مناسب
✒ feat شاهکار
✒ feet پاها
📍️ conform تناسب داشتن
📍 confirm تصویب کردن
🌻 battle نبرد
🌼 bottle بطری
#لغات_مشابه
@msrt1
@ msrt1
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
💫lunch ناهار
💫launch پرتاب کردن
💢peak قله
💢pick چیدن
💢peek نگاه دزدکی
✴trust اعتماد کردن
✴thrust چپاندن،فروکردن
♻infect آلوده کردن
♻in fact در حقیقت
➿object مخالفت کردن
➿abject پست،ذلیل
💮middle وسط
💮meddle فضولی کردن
🔯️dam سد
🔯damn لعنت کردن
🔱 expiration انقضا
🔱 expression اصطلاح
✏dim مبهم ، کم نور
✏deem لازم دانستن
✒ fit مناسب
✒ feat شاهکار
✒ feet پاها
📍️ conform تناسب داشتن
📍 confirm تصویب کردن
🌻 battle نبرد
🌼 bottle بطری
#لغات_مشابه
@msrt1
✳️✳️برخی از لغات پر تکرار در آزمون msrt
🍂
Synonyms of efficiency 👉 ability, capability
🍂Synonym of tendency 👉 inclination
🍂Synonym of intimacy 👉 closeness
@msrt1
🍂
Synonyms of efficiency 👉 ability, capability
🍂Synonym of tendency 👉 inclination
🍂Synonym of intimacy 👉 closeness
@msrt1
نکته کاربردی
📗Dozen
📗hundred
📗thousand
📗million
👁🗨 کلمه های بالا همگی در حالت مفرد و جمع به یک صورت به کار میروند.
هر یک ازین کلمه ها، هرگاه بعد از کلمه ای قرار گیرد که نشان دهنده عدد یا مقدار باشد به صورت مفرد بکار میرود، بدونِ آنکه بعد از of بیاید.
🗯Ten million people
🗯A few dozen eggs
🗯About fifty thousand miles
🗯Three/ several hundred years
➖و نه بصورت
❌Three hundreds of years
____________________________
_________________________
🔰➖اما اگر کلمات بالا در معناهای صدها، هزاران و میلونها باشند باید بصورت جمع بکار برده شوند.
☑️He has hundreds of books.
☑️It will cost thousands of dollars.
➖و نه بصورت
❌He has hundred of books.
@msrt1
📗Dozen
📗hundred
📗thousand
📗million
👁🗨 کلمه های بالا همگی در حالت مفرد و جمع به یک صورت به کار میروند.
هر یک ازین کلمه ها، هرگاه بعد از کلمه ای قرار گیرد که نشان دهنده عدد یا مقدار باشد به صورت مفرد بکار میرود، بدونِ آنکه بعد از of بیاید.
🗯Ten million people
🗯A few dozen eggs
🗯About fifty thousand miles
🗯Three/ several hundred years
➖و نه بصورت
❌Three hundreds of years
____________________________
_________________________
🔰➖اما اگر کلمات بالا در معناهای صدها، هزاران و میلونها باشند باید بصورت جمع بکار برده شوند.
☑️He has hundreds of books.
☑️It will cost thousands of dollars.
➖و نه بصورت
❌He has hundred of books.
@msrt1
سلام و عرض ادب خدمت شما عزيزان
با لمس لينك زير به كانال
بررسی آزمون زبان msrtبپیوندید
✳️✳️هدف بررسی سوالات آزمون در هر دوره برگزاری
✳️✳️
👇دانشجویانی که برای آزمون دکتری آماده میشوند آیا میدانند بهترین منبع برای زبان آزمون دکتری چیست
✳️✳️✳️امتیاز آزمون زبان در مصاحبه آزمون دکتری چیست و چگونه میتوان آن را کسب کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها و بیشتر به کانال تخصصی msrt بپیوندید
https://telegram.me/msrt1
با لمس لينك زير به كانال
بررسی آزمون زبان msrtبپیوندید
✳️✳️هدف بررسی سوالات آزمون در هر دوره برگزاری
✳️✳️
👇دانشجویانی که برای آزمون دکتری آماده میشوند آیا میدانند بهترین منبع برای زبان آزمون دکتری چیست
✳️✳️✳️امتیاز آزمون زبان در مصاحبه آزمون دکتری چیست و چگونه میتوان آن را کسب کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها و بیشتر به کانال تخصصی msrt بپیوندید
https://telegram.me/msrt1
Telegram
MSRT
◀️مرکز تخصصی آزمون MSRT
برگزاری کلاسهای آزمون MSRT
کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون
برگزاری کلاسهای آزمون MSRT
کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
یکی از لغات بسیار پر کاربرد در متنهای آزمون msrt
eliminate حذف کردن
Definition : to competely get rid of something that is unnecessary or unwanted
Synonyms :
get rid of, remove, omit,eradicate
رها شدن از، برداشتن، حذف کردن
🍂 Examples :
a. When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.
وقتی خطوط راه آهن بالا آورده شوند، خطر عبور از آن از بین خواهد رفت
b. Fatty foods should be eliminated from the diet.
غذاهای چرب بهتر است که از رژیم غذایی حذف بشوند.
c. If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television.
اگر ما تمام صندلی های با پشتی متحرک را دور بریزیم، هیچکس درحالی که تلویزیون نگاه میکند به خواب نمیرود
@msrt1
یکی از لغات بسیار پر کاربرد در متنهای آزمون msrt
eliminate حذف کردن
Definition : to competely get rid of something that is unnecessary or unwanted
Synonyms :
get rid of, remove, omit,eradicate
رها شدن از، برداشتن، حذف کردن
🍂 Examples :
a. When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.
وقتی خطوط راه آهن بالا آورده شوند، خطر عبور از آن از بین خواهد رفت
b. Fatty foods should be eliminated from the diet.
غذاهای چرب بهتر است که از رژیم غذایی حذف بشوند.
c. If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television.
اگر ما تمام صندلی های با پشتی متحرک را دور بریزیم، هیچکس درحالی که تلویزیون نگاه میکند به خواب نمیرود
@msrt1
🍂phrasal verb 🍂
🍂 round off
تمام کردن ، تکمیل کردن
Definition :
To do something as a way of ending an event, performance etc in a suitable
or satisfactory way .
Synonyms : finish , complete ,cap,close
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂End up ختم شدن به
Definition :
To be in particular situation, state or place after a series of events ,eapecially when you did not plan it .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 give off بیرون دادن
Definition :
To produce smell , light , heat a
sound etc .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 size up ارزیابی کردن
Definition :
To look at or consider a person or situation and make a jugement about them .
Synonyms : assess, evaluate
💥Example 💥
Most people .........their dinner with a dessert to help digestion.
✔️a) round off
✖️ b)end up
✖️c) size up
✖️d)give off
@msrt
🍂 round off
تمام کردن ، تکمیل کردن
Definition :
To do something as a way of ending an event, performance etc in a suitable
or satisfactory way .
Synonyms : finish , complete ,cap,close
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂End up ختم شدن به
Definition :
To be in particular situation, state or place after a series of events ,eapecially when you did not plan it .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 give off بیرون دادن
Definition :
To produce smell , light , heat a
sound etc .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 size up ارزیابی کردن
Definition :
To look at or consider a person or situation and make a jugement about them .
Synonyms : assess, evaluate
💥Example 💥
Most people .........their dinner with a dessert to help digestion.
✔️a) round off
✖️ b)end up
✖️c) size up
✖️d)give off
@msrt
✅✅Be made of
زمانی که بخواهیم نوع جنس ساخته جسمی را بیان کنیم از
Be made of
استفاده میکنیم
✅Example
✳️The table is made of wood
✅✅Be made up of
زمانی که بخواهیم اجزای تشکیل دهنده جسم یا شی را بیان کنیم از
Be made up of
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
Water is made up of oxygen and hydrogen
✳️✳️Be made from
زمانی که ماده اولیه ساخته شده از جسمی منظور نویسنده باشده از
Be made from
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
✳️✳️Paper is made from wood
@msrt1
زمانی که بخواهیم نوع جنس ساخته جسمی را بیان کنیم از
Be made of
استفاده میکنیم
✅Example
✳️The table is made of wood
✅✅Be made up of
زمانی که بخواهیم اجزای تشکیل دهنده جسم یا شی را بیان کنیم از
Be made up of
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
Water is made up of oxygen and hydrogen
✳️✳️Be made from
زمانی که ماده اولیه ساخته شده از جسمی منظور نویسنده باشده از
Be made from
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
✳️✳️Paper is made from wood
@msrt1
💎تفاوت Affect و Effect:✳️✳️
🌺کلمه Affect یک فعل است به معنای اثر گذاشتن، تحت تاثیر قرار دادن، مبتلا کردن (در موارد صحبت درباره یک بیماری) و تغییر دادن.
🌺نکته: Affect حرف اضافه نمیگیرد.
🌺نکته: کلمه Affect در موارد معدودی، بخصوص در علم روانشناسی و روانپزشکی به عنوان اسم به کار می رود. به معنی احساسات، تمایلات و یا یک واکنش احساسی قابل مشاهده.
🌺The participant showed an unusual affect in response to the photo.
👈 شرکت کنندگان، واکنش احساسی غیرمعمولی را در پاسخ به تصویر نشان دادند.
➖➖➖
🌺 کلمه Effect یک اسم است به معنای اثر، نتیجه، پیامد و تاثیر.
🌺 Do not allow this incident to affect your decision.
👈 اجازه نده این حادثه بر تصمیم ات تاثیر بگذارد.
🌺 What effect did this incident have on your decision?
👈 این حادثه چه تاثیر بر تصمیم ات داشته است؟
🌺نکته: کلمه Effect گاهی ممکن است به عنوان فعل استفاده شود. به معنی اجرا کردن، تولید کردن، باعث شدن، ایجاد کردن و یا انجام چیزی.
Martin Luther King effected a change in the thinking of the American people.
مارتین لوتر کینگ در تفکر مردم آمریکا تغییر ایجاد کرد.
➖➖➖@msrt1
🌺کلمه Affect یک فعل است به معنای اثر گذاشتن، تحت تاثیر قرار دادن، مبتلا کردن (در موارد صحبت درباره یک بیماری) و تغییر دادن.
🌺نکته: Affect حرف اضافه نمیگیرد.
🌺نکته: کلمه Affect در موارد معدودی، بخصوص در علم روانشناسی و روانپزشکی به عنوان اسم به کار می رود. به معنی احساسات، تمایلات و یا یک واکنش احساسی قابل مشاهده.
🌺The participant showed an unusual affect in response to the photo.
👈 شرکت کنندگان، واکنش احساسی غیرمعمولی را در پاسخ به تصویر نشان دادند.
➖➖➖
🌺 کلمه Effect یک اسم است به معنای اثر، نتیجه، پیامد و تاثیر.
🌺 Do not allow this incident to affect your decision.
👈 اجازه نده این حادثه بر تصمیم ات تاثیر بگذارد.
🌺 What effect did this incident have on your decision?
👈 این حادثه چه تاثیر بر تصمیم ات داشته است؟
🌺نکته: کلمه Effect گاهی ممکن است به عنوان فعل استفاده شود. به معنی اجرا کردن، تولید کردن، باعث شدن، ایجاد کردن و یا انجام چیزی.
Martin Luther King effected a change in the thinking of the American people.
مارتین لوتر کینگ در تفکر مردم آمریکا تغییر ایجاد کرد.
➖➖➖@msrt1
✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅
▪️abrupt
ناگهان، بی خبر
🔅adv. abruptly
🔅n. abrruptness
adj. quick; without warning
syn. sudden
▫️There was an abrupt change in the weather.
▫️After the incident everyone left abruptly.
@msrt1
▪️abrupt
ناگهان، بی خبر
🔅adv. abruptly
🔅n. abrruptness
adj. quick; without warning
syn. sudden
▫️There was an abrupt change in the weather.
▫️After the incident everyone left abruptly.
@msrt1
بارها در قسمت گرامر آزمون msrt موارد بالا مورد سوال واقع شده است مناسب است بخاطر بسپاریم
Confusing words✳️ 🌺🌺🌺✳️
Surplus مازاد
Surpass پیشی گرفتن
Suppress سرکوب کردن
Supremacy برتری
✅✳️ 🌺🌺🌺✳️✅
Surplus مازاد
Surpass پیشی گرفتن
Suppress سرکوب کردن
Supremacy برتری
✅✳️ 🌺🌺🌺✳️✅
Ƥ✳️✳️✳️✳️✳️✳️✅✅✅✅✅✅
گرامر_مجهول_حال_کامل
❇️برای ساختن مجهول حال کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم...
🔶ساختار
🔹obj+have/has+ been+p.p
☑️به مثال های زیر توجه بفرمایید.
🔺Ex1_The company has ordered some new equipment. (معلوم)
-شرکت تجهیزات جدیدی سفارش داده است.
↕
🔺Ex1_ Some new equipment has been ordered by the company.(مجهول)
-تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داه شده است.
🔺Ex2_look! They have painted the door.(معلوم)
-نگاه کن!آنها در را رنگ کرده اند.
↕
🔺Ex2_Look!The door has been painted.(مجهول)
-نگاه کن !در رنگ شده است.
🔺Ex3_These shirts are clean.
Somebody has washed them.(معلوم)
-این پیراهن ها تمیز هستند.کسی آنها را شسته است.
↕
🔺Ex3_These shirts are clean. They has been washed.(مجهول)
-این پیراهن ها تمیز هستند. آنها شسته شده اند.
🔺Ex4_ Sombody has stolen my car.(معلوم)
-کسی اتومبیل من را دزدیده است.
↕
🔺Ex4_My car has been stolen.
-ماشین من دزدیده شده است.
@msrt1
گرامر_مجهول_حال_کامل
❇️برای ساختن مجهول حال کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم...
🔶ساختار
🔹obj+have/has+ been+p.p
☑️به مثال های زیر توجه بفرمایید.
🔺Ex1_The company has ordered some new equipment. (معلوم)
-شرکت تجهیزات جدیدی سفارش داده است.
↕
🔺Ex1_ Some new equipment has been ordered by the company.(مجهول)
-تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داه شده است.
🔺Ex2_look! They have painted the door.(معلوم)
-نگاه کن!آنها در را رنگ کرده اند.
↕
🔺Ex2_Look!The door has been painted.(مجهول)
-نگاه کن !در رنگ شده است.
🔺Ex3_These shirts are clean.
Somebody has washed them.(معلوم)
-این پیراهن ها تمیز هستند.کسی آنها را شسته است.
↕
🔺Ex3_These shirts are clean. They has been washed.(مجهول)
-این پیراهن ها تمیز هستند. آنها شسته شده اند.
🔺Ex4_ Sombody has stolen my car.(معلوم)
-کسی اتومبیل من را دزدیده است.
↕
🔺Ex4_My car has been stolen.
-ماشین من دزدیده شده است.
@msrt1
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
#گرامر_مجهول_گذشته_کامل
❇️برای ساختن جملات با زمان مجهول گذشته کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم.
🔷ساختار
🔺Obj+had+been+p.p
🔹Ex1_: Anna said that somebody had stolen her car.(معلوم)
-آن گفت که کسی ماشینش را دزدیده بود.
↕
🔹Ex1_: Ann said that her car had been stolen.(مجهول)
-آن گفت که ماشینش به سرقت رفته بود.
🔸Ex2_: The company had ordered some new equipment before the strike began.
(معلوم)
-قبل از شروع اعتصاب شرکت تجهیزات جدیدی را سفارش داده بود.
↕
🔸Ex2_Some new equipment had been ordered by the company before the strike began.(مجهول)
-قبل از شروع اعتصاب تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داده شده بود.
@msrt1
#گرامر_مجهول_گذشته_کامل
❇️برای ساختن جملات با زمان مجهول گذشته کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم.
🔷ساختار
🔺Obj+had+been+p.p
🔹Ex1_: Anna said that somebody had stolen her car.(معلوم)
-آن گفت که کسی ماشینش را دزدیده بود.
↕
🔹Ex1_: Ann said that her car had been stolen.(مجهول)
-آن گفت که ماشینش به سرقت رفته بود.
🔸Ex2_: The company had ordered some new equipment before the strike began.
(معلوم)
-قبل از شروع اعتصاب شرکت تجهیزات جدیدی را سفارش داده بود.
↕
🔸Ex2_Some new equipment had been ordered by the company before the strike began.(مجهول)
-قبل از شروع اعتصاب تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داده شده بود.
@msrt1
🍂vocabulary
🍂 crucial ضروری ، حیاتی ،مهم
Synonyms :
critical, vital , necessary
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
detrimental مضر ، زیانبار
Synonyms : harmful, adverse
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
controversial بحث بر انگیز
Synonym : disputable
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Peripheral سطحی
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@msrt1
🍂 crucial ضروری ، حیاتی ،مهم
Synonyms :
critical, vital , necessary
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
detrimental مضر ، زیانبار
Synonyms : harmful, adverse
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
controversial بحث بر انگیز
Synonym : disputable
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Peripheral سطحی
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@msrt1