سلام و عرض ادب خدمت شما عزيزان
با لمس لينك زير به كانال
بررسی آزمون زبان msrtبپیوندید
✳️✳️هدف بررسی سوالات آزمون در هر دوره برگزاری
✳️✳️
👇دانشجویانی که برای آزمون دکتری آماده میشوند آیا میدانند بهترین منبع برای زبان آزمون دکتری چیست
✳️✳️✳️امتیاز آزمون زبان در مصاحبه آزمون دکتری چیست و چگونه میتوان آن را کسب کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها و بیشتر به کانال تخصصی msrt بپیوندید
https://telegram.me/msrt1
با لمس لينك زير به كانال
بررسی آزمون زبان msrtبپیوندید
✳️✳️هدف بررسی سوالات آزمون در هر دوره برگزاری
✳️✳️
👇دانشجویانی که برای آزمون دکتری آماده میشوند آیا میدانند بهترین منبع برای زبان آزمون دکتری چیست
✳️✳️✳️امتیاز آزمون زبان در مصاحبه آزمون دکتری چیست و چگونه میتوان آن را کسب کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها و بیشتر به کانال تخصصی msrt بپیوندید
https://telegram.me/msrt1
Telegram
MSRT
◀️مرکز تخصصی آزمون MSRT
برگزاری کلاسهای آزمون MSRT
کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون
برگزاری کلاسهای آزمون MSRT
کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
یکی از لغات بسیار پر کاربرد در متنهای آزمون msrt
eliminate حذف کردن
Definition : to competely get rid of something that is unnecessary or unwanted
Synonyms :
get rid of, remove, omit,eradicate
رها شدن از، برداشتن، حذف کردن
🍂 Examples :
a. When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.
وقتی خطوط راه آهن بالا آورده شوند، خطر عبور از آن از بین خواهد رفت
b. Fatty foods should be eliminated from the diet.
غذاهای چرب بهتر است که از رژیم غذایی حذف بشوند.
c. If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television.
اگر ما تمام صندلی های با پشتی متحرک را دور بریزیم، هیچکس درحالی که تلویزیون نگاه میکند به خواب نمیرود
@msrt1
یکی از لغات بسیار پر کاربرد در متنهای آزمون msrt
eliminate حذف کردن
Definition : to competely get rid of something that is unnecessary or unwanted
Synonyms :
get rid of, remove, omit,eradicate
رها شدن از، برداشتن، حذف کردن
🍂 Examples :
a. When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.
وقتی خطوط راه آهن بالا آورده شوند، خطر عبور از آن از بین خواهد رفت
b. Fatty foods should be eliminated from the diet.
غذاهای چرب بهتر است که از رژیم غذایی حذف بشوند.
c. If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television.
اگر ما تمام صندلی های با پشتی متحرک را دور بریزیم، هیچکس درحالی که تلویزیون نگاه میکند به خواب نمیرود
@msrt1
🍂phrasal verb 🍂
🍂 round off
تمام کردن ، تکمیل کردن
Definition :
To do something as a way of ending an event, performance etc in a suitable
or satisfactory way .
Synonyms : finish , complete ,cap,close
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂End up ختم شدن به
Definition :
To be in particular situation, state or place after a series of events ,eapecially when you did not plan it .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 give off بیرون دادن
Definition :
To produce smell , light , heat a
sound etc .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 size up ارزیابی کردن
Definition :
To look at or consider a person or situation and make a jugement about them .
Synonyms : assess, evaluate
💥Example 💥
Most people .........their dinner with a dessert to help digestion.
✔️a) round off
✖️ b)end up
✖️c) size up
✖️d)give off
@msrt
🍂 round off
تمام کردن ، تکمیل کردن
Definition :
To do something as a way of ending an event, performance etc in a suitable
or satisfactory way .
Synonyms : finish , complete ,cap,close
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂End up ختم شدن به
Definition :
To be in particular situation, state or place after a series of events ,eapecially when you did not plan it .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 give off بیرون دادن
Definition :
To produce smell , light , heat a
sound etc .
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
🍂 size up ارزیابی کردن
Definition :
To look at or consider a person or situation and make a jugement about them .
Synonyms : assess, evaluate
💥Example 💥
Most people .........their dinner with a dessert to help digestion.
✔️a) round off
✖️ b)end up
✖️c) size up
✖️d)give off
@msrt
✅✅Be made of
زمانی که بخواهیم نوع جنس ساخته جسمی را بیان کنیم از
Be made of
استفاده میکنیم
✅Example
✳️The table is made of wood
✅✅Be made up of
زمانی که بخواهیم اجزای تشکیل دهنده جسم یا شی را بیان کنیم از
Be made up of
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
Water is made up of oxygen and hydrogen
✳️✳️Be made from
زمانی که ماده اولیه ساخته شده از جسمی منظور نویسنده باشده از
Be made from
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
✳️✳️Paper is made from wood
@msrt1
زمانی که بخواهیم نوع جنس ساخته جسمی را بیان کنیم از
Be made of
استفاده میکنیم
✅Example
✳️The table is made of wood
✅✅Be made up of
زمانی که بخواهیم اجزای تشکیل دهنده جسم یا شی را بیان کنیم از
Be made up of
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
Water is made up of oxygen and hydrogen
✳️✳️Be made from
زمانی که ماده اولیه ساخته شده از جسمی منظور نویسنده باشده از
Be made from
استفاده میکنیم
@msrt1
✅✅Example
✳️✳️Paper is made from wood
@msrt1
💎تفاوت Affect و Effect:✳️✳️
🌺کلمه Affect یک فعل است به معنای اثر گذاشتن، تحت تاثیر قرار دادن، مبتلا کردن (در موارد صحبت درباره یک بیماری) و تغییر دادن.
🌺نکته: Affect حرف اضافه نمیگیرد.
🌺نکته: کلمه Affect در موارد معدودی، بخصوص در علم روانشناسی و روانپزشکی به عنوان اسم به کار می رود. به معنی احساسات، تمایلات و یا یک واکنش احساسی قابل مشاهده.
🌺The participant showed an unusual affect in response to the photo.
👈 شرکت کنندگان، واکنش احساسی غیرمعمولی را در پاسخ به تصویر نشان دادند.
➖➖➖
🌺 کلمه Effect یک اسم است به معنای اثر، نتیجه، پیامد و تاثیر.
🌺 Do not allow this incident to affect your decision.
👈 اجازه نده این حادثه بر تصمیم ات تاثیر بگذارد.
🌺 What effect did this incident have on your decision?
👈 این حادثه چه تاثیر بر تصمیم ات داشته است؟
🌺نکته: کلمه Effect گاهی ممکن است به عنوان فعل استفاده شود. به معنی اجرا کردن، تولید کردن، باعث شدن، ایجاد کردن و یا انجام چیزی.
Martin Luther King effected a change in the thinking of the American people.
مارتین لوتر کینگ در تفکر مردم آمریکا تغییر ایجاد کرد.
➖➖➖@msrt1
🌺کلمه Affect یک فعل است به معنای اثر گذاشتن، تحت تاثیر قرار دادن، مبتلا کردن (در موارد صحبت درباره یک بیماری) و تغییر دادن.
🌺نکته: Affect حرف اضافه نمیگیرد.
🌺نکته: کلمه Affect در موارد معدودی، بخصوص در علم روانشناسی و روانپزشکی به عنوان اسم به کار می رود. به معنی احساسات، تمایلات و یا یک واکنش احساسی قابل مشاهده.
🌺The participant showed an unusual affect in response to the photo.
👈 شرکت کنندگان، واکنش احساسی غیرمعمولی را در پاسخ به تصویر نشان دادند.
➖➖➖
🌺 کلمه Effect یک اسم است به معنای اثر، نتیجه، پیامد و تاثیر.
🌺 Do not allow this incident to affect your decision.
👈 اجازه نده این حادثه بر تصمیم ات تاثیر بگذارد.
🌺 What effect did this incident have on your decision?
👈 این حادثه چه تاثیر بر تصمیم ات داشته است؟
🌺نکته: کلمه Effect گاهی ممکن است به عنوان فعل استفاده شود. به معنی اجرا کردن، تولید کردن، باعث شدن، ایجاد کردن و یا انجام چیزی.
Martin Luther King effected a change in the thinking of the American people.
مارتین لوتر کینگ در تفکر مردم آمریکا تغییر ایجاد کرد.
➖➖➖@msrt1
✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅
▪️abrupt
ناگهان، بی خبر
🔅adv. abruptly
🔅n. abrruptness
adj. quick; without warning
syn. sudden
▫️There was an abrupt change in the weather.
▫️After the incident everyone left abruptly.
@msrt1
▪️abrupt
ناگهان، بی خبر
🔅adv. abruptly
🔅n. abrruptness
adj. quick; without warning
syn. sudden
▫️There was an abrupt change in the weather.
▫️After the incident everyone left abruptly.
@msrt1
بارها در قسمت گرامر آزمون msrt موارد بالا مورد سوال واقع شده است مناسب است بخاطر بسپاریم
Confusing words✳️ 🌺🌺🌺✳️
Surplus مازاد
Surpass پیشی گرفتن
Suppress سرکوب کردن
Supremacy برتری
✅✳️ 🌺🌺🌺✳️✅
Surplus مازاد
Surpass پیشی گرفتن
Suppress سرکوب کردن
Supremacy برتری
✅✳️ 🌺🌺🌺✳️✅
Ƥ✳️✳️✳️✳️✳️✳️✅✅✅✅✅✅
گرامر_مجهول_حال_کامل
❇️برای ساختن مجهول حال کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم...
🔶ساختار
🔹obj+have/has+ been+p.p
☑️به مثال های زیر توجه بفرمایید.
🔺Ex1_The company has ordered some new equipment. (معلوم)
-شرکت تجهیزات جدیدی سفارش داده است.
↕
🔺Ex1_ Some new equipment has been ordered by the company.(مجهول)
-تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داه شده است.
🔺Ex2_look! They have painted the door.(معلوم)
-نگاه کن!آنها در را رنگ کرده اند.
↕
🔺Ex2_Look!The door has been painted.(مجهول)
-نگاه کن !در رنگ شده است.
🔺Ex3_These shirts are clean.
Somebody has washed them.(معلوم)
-این پیراهن ها تمیز هستند.کسی آنها را شسته است.
↕
🔺Ex3_These shirts are clean. They has been washed.(مجهول)
-این پیراهن ها تمیز هستند. آنها شسته شده اند.
🔺Ex4_ Sombody has stolen my car.(معلوم)
-کسی اتومبیل من را دزدیده است.
↕
🔺Ex4_My car has been stolen.
-ماشین من دزدیده شده است.
@msrt1
گرامر_مجهول_حال_کامل
❇️برای ساختن مجهول حال کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم...
🔶ساختار
🔹obj+have/has+ been+p.p
☑️به مثال های زیر توجه بفرمایید.
🔺Ex1_The company has ordered some new equipment. (معلوم)
-شرکت تجهیزات جدیدی سفارش داده است.
↕
🔺Ex1_ Some new equipment has been ordered by the company.(مجهول)
-تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داه شده است.
🔺Ex2_look! They have painted the door.(معلوم)
-نگاه کن!آنها در را رنگ کرده اند.
↕
🔺Ex2_Look!The door has been painted.(مجهول)
-نگاه کن !در رنگ شده است.
🔺Ex3_These shirts are clean.
Somebody has washed them.(معلوم)
-این پیراهن ها تمیز هستند.کسی آنها را شسته است.
↕
🔺Ex3_These shirts are clean. They has been washed.(مجهول)
-این پیراهن ها تمیز هستند. آنها شسته شده اند.
🔺Ex4_ Sombody has stolen my car.(معلوم)
-کسی اتومبیل من را دزدیده است.
↕
🔺Ex4_My car has been stolen.
-ماشین من دزدیده شده است.
@msrt1
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
#گرامر_مجهول_گذشته_کامل
❇️برای ساختن جملات با زمان مجهول گذشته کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم.
🔷ساختار
🔺Obj+had+been+p.p
🔹Ex1_: Anna said that somebody had stolen her car.(معلوم)
-آن گفت که کسی ماشینش را دزدیده بود.
↕
🔹Ex1_: Ann said that her car had been stolen.(مجهول)
-آن گفت که ماشینش به سرقت رفته بود.
🔸Ex2_: The company had ordered some new equipment before the strike began.
(معلوم)
-قبل از شروع اعتصاب شرکت تجهیزات جدیدی را سفارش داده بود.
↕
🔸Ex2_Some new equipment had been ordered by the company before the strike began.(مجهول)
-قبل از شروع اعتصاب تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داده شده بود.
@msrt1
#گرامر_مجهول_گذشته_کامل
❇️برای ساختن جملات با زمان مجهول گذشته کامل طبق فرمول زیر عمل می کنیم.
🔷ساختار
🔺Obj+had+been+p.p
🔹Ex1_: Anna said that somebody had stolen her car.(معلوم)
-آن گفت که کسی ماشینش را دزدیده بود.
↕
🔹Ex1_: Ann said that her car had been stolen.(مجهول)
-آن گفت که ماشینش به سرقت رفته بود.
🔸Ex2_: The company had ordered some new equipment before the strike began.
(معلوم)
-قبل از شروع اعتصاب شرکت تجهیزات جدیدی را سفارش داده بود.
↕
🔸Ex2_Some new equipment had been ordered by the company before the strike began.(مجهول)
-قبل از شروع اعتصاب تجهیزات جدیدی توسط شرکت سفارش داده شده بود.
@msrt1
🍂vocabulary
🍂 crucial ضروری ، حیاتی ،مهم
Synonyms :
critical, vital , necessary
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
detrimental مضر ، زیانبار
Synonyms : harmful, adverse
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
controversial بحث بر انگیز
Synonym : disputable
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Peripheral سطحی
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@msrt1
🍂 crucial ضروری ، حیاتی ،مهم
Synonyms :
critical, vital , necessary
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
detrimental مضر ، زیانبار
Synonyms : harmful, adverse
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
controversial بحث بر انگیز
Synonym : disputable
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Peripheral سطحی
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@msrt1
💠 قیدهای زمان در انگلیسی
🌵A few times
🌵چند بار
☀️All day
☀️ تمام روز
🌹Almost always
🌹 تقریبا همیشه
☀️Almost never
☀️تقریبا هرگز
🌵Always
🌵همیشه
🌹At times
🌹گاهی اوقات
☀️Constantly
☀️ بطورمداوم
🌵Continuously
🌵بطور پیوسته
🌹Daily
🌹 روزانه
☀️Every hour
☀️ هرساعت
🌵Every now and then
🌵هر از گاهی
🌹Every third day
🌹سومین روز هر هفته
☀️Every two months
☀️هر دو ماه یکبار
🌵Every week
🌵هر هفته
🌹Four times
🌹 چهاربار
☀️Frequently
☀️اغلب
🌵Generally
🌵عموما
🌹Hardly ever
🌹خیلی بندرت
☀️Hourly
☀️ ساعتی
🌵Many times
🌵بدفعات
🌹Monthly
🌹ماهیانه
☀️Most times
☀️ اکثر اوقات
🌵Nearly always
🌵تقریبا همیشه
🌹Never
🌹 هرگز
☀️Normally
☀️بطور طبیعی
🌵Not often
🌵 نه زیاد
🌹Occasionally
🌹 بندرت
☀️Off and on
☀️گاهی اوقات
🌵Often
🌵 اغلب
🌹Once
🌹یک بار
☀️Once in a blue moon
☀️خیلی بندرت
🌵Once in a while
🌵هر از گاهی
🌹Quite often
🌹بدفعات زیاد
☀️Rarely
☀️بندرت
🌵Regularly
🌵 مرتب
🌹Seldom
🌹بندرت
☀️Several times
☀️چندین بار
🌵Sometimes
🌵گاهی اوقات
🌹Twice
🌹دوبار
☀️Usually
☀️ معمولا
🌵Very often
🌵خیلی زیاد، به دفعات
🌹Weekly/هر هفته
@msrt1
🌵A few times
🌵چند بار
☀️All day
☀️ تمام روز
🌹Almost always
🌹 تقریبا همیشه
☀️Almost never
☀️تقریبا هرگز
🌵Always
🌵همیشه
🌹At times
🌹گاهی اوقات
☀️Constantly
☀️ بطورمداوم
🌵Continuously
🌵بطور پیوسته
🌹Daily
🌹 روزانه
☀️Every hour
☀️ هرساعت
🌵Every now and then
🌵هر از گاهی
🌹Every third day
🌹سومین روز هر هفته
☀️Every two months
☀️هر دو ماه یکبار
🌵Every week
🌵هر هفته
🌹Four times
🌹 چهاربار
☀️Frequently
☀️اغلب
🌵Generally
🌵عموما
🌹Hardly ever
🌹خیلی بندرت
☀️Hourly
☀️ ساعتی
🌵Many times
🌵بدفعات
🌹Monthly
🌹ماهیانه
☀️Most times
☀️ اکثر اوقات
🌵Nearly always
🌵تقریبا همیشه
🌹Never
🌹 هرگز
☀️Normally
☀️بطور طبیعی
🌵Not often
🌵 نه زیاد
🌹Occasionally
🌹 بندرت
☀️Off and on
☀️گاهی اوقات
🌵Often
🌵 اغلب
🌹Once
🌹یک بار
☀️Once in a blue moon
☀️خیلی بندرت
🌵Once in a while
🌵هر از گاهی
🌹Quite often
🌹بدفعات زیاد
☀️Rarely
☀️بندرت
🌵Regularly
🌵 مرتب
🌹Seldom
🌹بندرت
☀️Several times
☀️چندین بار
🌵Sometimes
🌵گاهی اوقات
🌹Twice
🌹دوبار
☀️Usually
☀️ معمولا
🌵Very often
🌵خیلی زیاد، به دفعات
🌹Weekly/هر هفته
@msrt1
تاثیر کلمه ی Dis برروی کلمات (این کلمه با دو نقش به ابتدایی کلمه اضافه میشود )🌺🌺🌺
@msrt1
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
الف.ممکن است نقش پیشوندی داشته باشد ویک کلمه ی متضاد با کلمه ی اصلی ایجاد کند. به مثال های زیر توجه کنید.
Disabled ناتوان/آزکارافتاده
Disable ناتوان کردن/از کار انداختن
Disappointing ناامید کننده
Disappointed ناامید
Disapprove ردکردن/تایید نکردن
Disarm بی خطر سازی
Discharge مرخص کردن
دفع یا تخلیه کردن (مایعات. گازها ومواد زائد)
Disclose آشکار کردن
Discomfort ناراحتی
Disconformityناسازگاری/ناهماهنگ
Discontinuesناپیوسته
Discontented ناراضی
Discount کاهش دادن
Discourage بی انگیزه کردن
Discovery کشف
Discredited بی ارزش در نظر گرفتن
Disease بیماری
Disfigurement معلولیت/نقص
Disguise مخفی کردن
Dishonest غیر قابل اعتماد
Disinfectant ضد عفونی کننده
Disinfect ضد عفونی کردن
Disintegratedتفکیک شده
Disjointed جداشده
Dislocated جابجا شده
Disorder اختلال
Disorientationعدم هوشیاری
Dispiriting دلسرد کننده
Disposable دورریختنی/یکبار مصرف
Disputable قابل بحث
Dissipate منتشرکردن
Dissolve حل کردن
Distend متورم
Distant دور
Distinction تفاوت
Distinct مجزا کردن
Distinguish تشخیص دادن
Distort خراب کردن
Distribution انتشار
ب. ممکن است بخشی از کلمه باشد و تاثیری در معنای کلمه نداشته باشد به
مثال های زیر توجه کنید .
@msrt1
Disciplines مقررات/رشته ی تحصیلی
Disastrous فاجعه/بسیار بد
Discernible قابل تشخیص
Discrete مجزا
Discrimination تبعیض
Discriminate تفاوت قائل شدن
Discussion بحث
Disgust نفرت داشتن
Disgusting نفرت انگیز
Dismissal اخراج /دفع
Dismiss اخراج کردن بیرون ریختن
Disparity عدم تطابق/ناهمگون
Disperse پخش کردن
Disposition حالت/وضعیت
@msrt1
@msrt1
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
الف.ممکن است نقش پیشوندی داشته باشد ویک کلمه ی متضاد با کلمه ی اصلی ایجاد کند. به مثال های زیر توجه کنید.
Disabled ناتوان/آزکارافتاده
Disable ناتوان کردن/از کار انداختن
Disappointing ناامید کننده
Disappointed ناامید
Disapprove ردکردن/تایید نکردن
Disarm بی خطر سازی
Discharge مرخص کردن
دفع یا تخلیه کردن (مایعات. گازها ومواد زائد)
Disclose آشکار کردن
Discomfort ناراحتی
Disconformityناسازگاری/ناهماهنگ
Discontinuesناپیوسته
Discontented ناراضی
Discount کاهش دادن
Discourage بی انگیزه کردن
Discovery کشف
Discredited بی ارزش در نظر گرفتن
Disease بیماری
Disfigurement معلولیت/نقص
Disguise مخفی کردن
Dishonest غیر قابل اعتماد
Disinfectant ضد عفونی کننده
Disinfect ضد عفونی کردن
Disintegratedتفکیک شده
Disjointed جداشده
Dislocated جابجا شده
Disorder اختلال
Disorientationعدم هوشیاری
Dispiriting دلسرد کننده
Disposable دورریختنی/یکبار مصرف
Disputable قابل بحث
Dissipate منتشرکردن
Dissolve حل کردن
Distend متورم
Distant دور
Distinction تفاوت
Distinct مجزا کردن
Distinguish تشخیص دادن
Distort خراب کردن
Distribution انتشار
ب. ممکن است بخشی از کلمه باشد و تاثیری در معنای کلمه نداشته باشد به
مثال های زیر توجه کنید .
@msrt1
Disciplines مقررات/رشته ی تحصیلی
Disastrous فاجعه/بسیار بد
Discernible قابل تشخیص
Discrete مجزا
Discrimination تبعیض
Discriminate تفاوت قائل شدن
Discussion بحث
Disgust نفرت داشتن
Disgusting نفرت انگیز
Dismissal اخراج /دفع
Dismiss اخراج کردن بیرون ریختن
Disparity عدم تطابق/ناهمگون
Disperse پخش کردن
Disposition حالت/وضعیت
@msrt1
عبارت هایی که مشاهده میفرمایید بسیار پر کاربرد در متون آزمون msrtهستند به معنای این عبارات توجه کنید .ضمنا مورد بسیار مهم که مورد توجه طراحان سوال است قرار گرفتن علت در سمت چپ این عبارت ها و قرار گرفتن معلول (نتیجه) در سمت راست این عبارت هاست :
@msrt1
Contribute to نقش داشتن
Stress is a contributing factor in many illnesses.
استرس یک فاکتور ایجاد کننده ی بسیاری از بیماریها ست .
همانطور که در این عبارت مشاهده میفرمایید علت (استرس) در سمت چپ contributing ونتیجه (بیماری) در سمت راست عبارت است .
@msrt1
Precedeمقدم بودن
A type of cloud that precedes rain.
یک نوع ابر که مقدمه ی بارش باران است .
Lead to منجر شدن
Result in منجر شدن
Conducive to منجر شدن
Cause باعث میشود
Result in منجر شدن
Have a role in نقش داشتن
Is followed by
دنبال میشود ( منجر میشود)
@msrt1
تمام عبارات فوق به معنای منجر شدن می باشند به جای علت ومعلول در مثال زیر دقت کنید
Violent convulsion is followed by death.
تشنج شدید با مرگ دنبال می شود . (تشنج شدید منجر به مرگ می شود)
@msrt1
🌺🌺🌺🍀🍀🍀🌸🌸🌸🌷🌷🌷
@msrt1
Contribute to نقش داشتن
Stress is a contributing factor in many illnesses.
استرس یک فاکتور ایجاد کننده ی بسیاری از بیماریها ست .
همانطور که در این عبارت مشاهده میفرمایید علت (استرس) در سمت چپ contributing ونتیجه (بیماری) در سمت راست عبارت است .
@msrt1
Precedeمقدم بودن
A type of cloud that precedes rain.
یک نوع ابر که مقدمه ی بارش باران است .
Lead to منجر شدن
Result in منجر شدن
Conducive to منجر شدن
Cause باعث میشود
Result in منجر شدن
Have a role in نقش داشتن
Is followed by
دنبال میشود ( منجر میشود)
@msrt1
تمام عبارات فوق به معنای منجر شدن می باشند به جای علت ومعلول در مثال زیر دقت کنید
Violent convulsion is followed by death.
تشنج شدید با مرگ دنبال می شود . (تشنج شدید منجر به مرگ می شود)
@msrt1
🌺🌺🌺🍀🍀🍀🌸🌸🌸🌷🌷🌷