زبان ارشد و دکتری – Telegram
زبان ارشد و دکتری
421 subscribers
482 photos
7 videos
20 files
14 links
◀️مرکز تخصصی آزمون MSRT

🔵برگزاری کلاسهای دکتری ویژه آزمون دکتری وزارت بهداشت و وزارت علوم

🔴برگزاری کلاسهای آزمون MSRT

☀️بررسی سوالهای کنکور سال‌های گذشته

✔️کتاب دکتری ویژه وزارت علوم و بهداشت

⚫️کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون MSRT
Download Telegram
📢 سلام بر اعضای محترم کانال

اگر این کانال تلگرامی MSRT برای‌تان مفید بوده، به دوستان‌تان معرفی فرمایید.
با سپاس🌹

@msrt1
#word_on_monday

صفات همراه با حروف اضافه:

nervous about
عصبی از
pleased with
راضی از
proud of
مفتخر به
qualified for
لایق در
regardless of
صرف نظر از
sad about
ناراحت از
satisfied with
راضی از
sick of
دلزده از
superior
برتر از
supportive of
حامی
suprised at/by
متعجب از
suspected of
مظنون به
tired of
خسته از
@msrt1
@hampaketab
یکی از متن های آزمون MSRT که امروز مورخ 25 آبان برگزار شده از کتاب بانک سوالهای آزمون MSRT انتشارات همپا صفحه 158 بوده است.
@MSRT1
#کتاب_ریاضی فیزیک ویژه آزمون #دکتری_فیزیک_پزشکی شامل درس ، نکته، تست همراه با 300 تست تالبفی برای تهیه 02188956957 -09384443526 @hampaketab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدن این کلیپ را از دست ندهید؛

هیچ وقت نباید امیدتون رو از دست بدید و تسلیم بشین.@hampaketab
📢 سلام بر اعضای محترم کانال

اگر این کانال تلگرامی MSRT برای‌تان مفید بوده، به دوستان‌تان معرفی فرمایید.
با سپاس🌹

@msrt1
#word_on_monday


🎀difficulties

مشکلات بی اندازه

The Amazon forest is immense

جنگل آمازون عظیم است

————————————–

🎀Obviate

/ˈɒbvɪeɪt/

معنی: رفع کردن، رفع نیاز کردن، بر طرف کردن، غیر ضروری کردن

مثال:

The death of the accused obviated the need for a trial.

مرگ متهم نیاز به محاکمه را بر طرف کرد

The new treatment obviates the need for surgery.

درمان جدید، نیاز به جراحی را رفع کرد

————————————–

🎀Inimitable

/ɪˈnɪmɪtəb(ə)l/

غیر قابل تقلید، بى مانند، بى رقیب، بى نظیر، تقلید ناپذیر، اقتباس ناپذیر (از شدت خوبی)

مثال:

Saadi’s inimitable style

سبک تقلید ناپذیر سعدی

His performance on the tennis court was inimitable, and he won three championships.

عملکرد او در زمین تنیس بی نظیر بود و او سه بار در مسابقه قهرمانی پیروز شد

————————————–

🎀Renowned

/rɪˈnaʊnd/

معنی: مشهور، معروف، پرآوازه، نام دار

مثال:

He is a renowned pianist.

او یک پیانیست مشهور است

Professor Michael is renowned for his work on artificial plasma.

پروفسور مایکل، برای کار بر روی پلاسمای مصنوعی، شهرت دارد

————————————–

🎀Salvation

/salˈveɪʃ(ə)n/

رستگاری، رهایی نجات، آمرزش

مثال:

In this hour, socialism is the only salvation for humanity

در این زمان، سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت است

She believes that religion is the only way to eternal salvation

او باور داردکه مذهب یگانه راه رستگاری ابدی است

He gives alms for the salvation of his father’s soul

به خاطر آمرزش روح پدرش صدقه می‌دهد

The key to the country’s economic salvation

کلید رهایی اقتصادی کشور

————————————–

🎀Assent

/əˈsɛnt/

معنی: موافقت کردن، رضایت دادن، پذیرش، موافق بودن، رضایت

مثال:

They all assented to the proposition

همه‌ی آنان به پیشنهاد نظر موافق دادند.

The prime minister acted with the full assent of the president

نخست وزیر با توافق کامل رییس جمهور عمل می‌کرد.

To give one’s assent

رضایت دادن

He gave his assent eagerly

او مشتاقانه رضایت داد (موافقت کرد)

————————————–

🎀Assiduous

/əˈsɪdjʊəs/

سختکوش،کوشا،با پشتکار، پیگیر،ساعی

مثال:

he studied law assiduously

او با پشتکار به مطالعه‌ی حقوق پرداخت

The government has been assiduous in the fight against inflation.

دولت در مبارزه با تورم دقیق و کوشا بوده است

————————————–

🎀Embody

/ɪmˈbɒdi,ɛm-/

معنی: مجسم کردن، دارای جسم کردن، متضمن بودن، تن بخشیدن، مظهر چیزی بودن، نمایانگر چیزی بودن،گنجاندان، در بر داشتن

مثال:

The day when souls will become embodied again

روزی که ارواح دوباره تندار خواهند شد (به تن های خود حلول خواهند کرد).

In Greek art, love was embodied as Cupid

در هنر یونان عشق به صورت کیوپید مجسم می‌شد

A speech which embodied democratic ideals

نطقی که نمایانگر آرمان‌های دموکراتیک بود

He latest findings embodied in the new book

آخرین کشفیاتی که در کتاب جدید گنجانده شده است

This model embodies many new features

این مدل ویژگی های متعدد زیادی را در بر می گیرد

————————————–

🎀Remiss

/rɪˈmɪs/

بی توجه، بی قید، بی مبالات، غفلت کار، سست، قصور کننده، فروگذار، سهل انگار، فراموشکار

:مثال

They are remiss in the performance of their duties.

آنها در انجام وظایفشان سهل انگار هستند

He is remiss in paying his debts.

او در پرداخت بدهی‌های خود اهمال می‌کند

You have been very remiss.

شما خیلی قصور کرده‌اید

————————————–

🎀Remedy

/ˈrɛmɪdi/

درمان، علاج، مداوا، چاره، راه حل،اصلاح کردن، ترمیم کردن، بازسازی کردن، چاره کردن

مثال:

Herbal remedies for aches and pains

داروهای گیاهی برای تیر کشیدن و درد

The government’s remedy for discontent was jail and execution

راه حل دولت در مقابل نارضایی، زندان واعدام بود.


@msrt1
@hampaketab
شروع دوره جدید کلاس
MSRT
فردا پنج شنبه ساعت ۱۲
@msrt1
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
۰۲۱۸۸۹۵۶۹۵۷
نمره تافل یکی از دانشجویان همپا
@hampaketab
سلام دوستان فعالیت جدید و‌مستمر کانال را پی میگیریم

برای اولین آزمون سال آینده برنامه ی ویژه خواهیم داشت
@msrt1
Forwarded from Iota فیزیک
@iotaph
.
هایزنبرگ همانند ماکس پلانک یک نوازنده چیره‌دست پیانو بود، و در کنسرت‌هایی نیز شرکت داشت.
.
.
#فیزیک #هایزنبرگ
شروع کلاس زبان MSRT

جمعه ها شروع از هفته آینده

@msrt1
Giving is a choice.
Honesty is a choice.
Optimism is a choice.
Happiness is a choice.
Forgiveness is a choice.
Spoken words are choice.
Teaching others is a choice.
Respecting others is a choice.
Showing gratitude is a choice.

Smart people make better choices.

@msrt1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
If you’re reading this , it’s probably thanks to Hedy Lamarr, whose work paved the way for the modern WIFI.

@msrt1
Nobody believes before you begin.

Nobody believes after you start. @msrt1

Nobody believes when you’re coming up.
@msrt1
All believe you when you “make it.”

Have a great day🙃😁