#لغات_امروز
1)stigmatize
لکهدار کردن، بدنام کردن، تهمت زدن به
It was asinine to stigmatize his opponent as a bigot.
2)capitulate
تسلیم شدن
They were warned to capitulate or face annihilation.
3)audacity
جسارت، شجاعت
His audacity in this critical moment encouraged us.
1)stigmatize
لکهدار کردن، بدنام کردن، تهمت زدن به
It was asinine to stigmatize his opponent as a bigot.
2)capitulate
تسلیم شدن
They were warned to capitulate or face annihilation.
3)audacity
جسارت، شجاعت
His audacity in this critical moment encouraged us.
#پاسخ_زبان
📗 سوال۱۴۸: کودکان باید از چاقو و شیشه اجتناب کنند زیرا صدمات شدید ناشی از این اجسام منجر به .... و سوراخ شدن می شود.
a:جانبی گرایی، یک سو شدگی
b:پارگی✅
c:سستی، رخوت
d:ورقه ورقه شدن،لایه بندی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📗 سوال۱۴۸: کودکان باید از چاقو و شیشه اجتناب کنند زیرا صدمات شدید ناشی از این اجسام منجر به .... و سوراخ شدن می شود.
a:جانبی گرایی، یک سو شدگی
b:پارگی✅
c:سستی، رخوت
d:ورقه ورقه شدن،لایه بندی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)tantalize
(با دادن امید واهی)عذاب دادن، اذیت کردن، امید واهی دادن
Tom loved to tantalize his younger brother.
2)trend
جهت حرکت، میل، تمایل، روند
There’s a growing trend towards earlier retirement.
3)stagnant
(آب)راکد، بیرونق
Business was stagnant last month.
1)tantalize
(با دادن امید واهی)عذاب دادن، اذیت کردن، امید واهی دادن
Tom loved to tantalize his younger brother.
2)trend
جهت حرکت، میل، تمایل، روند
There’s a growing trend towards earlier retirement.
3)stagnant
(آب)راکد، بیرونق
Business was stagnant last month.
#پاسخ_زبان
🔖سوال۱۴۹: مشاوره به بیماران در مورد اهمیت رعایت بهداشت دست بهترین راه برای جلوگیری از ...... ویروس ها است.
a:تخریب
b:انتقال(اطلاعات یا بیماری)
c:تمایز،تفاوت
d:حذف
پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🔖سوال۱۴۹: مشاوره به بیماران در مورد اهمیت رعایت بهداشت دست بهترین راه برای جلوگیری از ...... ویروس ها است.
a:تخریب
b:انتقال(اطلاعات یا بیماری)
c:تمایز،تفاوت
d:حذف
پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)fatal
کشنده، مصیبتبار
His illness was fatal to our plans.
2)passe
کهنه، قدیمی
His style is passe and reminiscent of the Victoria era.
3)procrastinate
تعلل کردن، طفره رفتن
David procrastinated so much that his fiancée married someone else.
1)fatal
کشنده، مصیبتبار
His illness was fatal to our plans.
2)passe
کهنه، قدیمی
His style is passe and reminiscent of the Victoria era.
3)procrastinate
تعلل کردن، طفره رفتن
David procrastinated so much that his fiancée married someone else.
#پاسخ_زبان
🌠 سوال۱۵۰: کودک به دلیل اینکه داشت ..... می شدو نمی توانست به درستی نفس بکشد به اورژانس معرفی شد.
a:خفه کردن
b:ساطع کردن،منتشر کردن
c:خفه شدن
d:بیرون دادن، باز دمیدن
پاسخ: گزینه c
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌠 سوال۱۵۰: کودک به دلیل اینکه داشت ..... می شدو نمی توانست به درستی نفس بکشد به اورژانس معرفی شد.
a:خفه کردن
b:ساطع کردن،منتشر کردن
c:خفه شدن
d:بیرون دادن، باز دمیدن
پاسخ: گزینه c
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)facet
جنبه، سطح، طرف
Peter talked about various facets of Helen’s personality.
2)vertigo
سرگیجه
He suffered from vertigo.
3)conducive
موجب، سرچشمه؛ مناسب
These noisy conditions aren’t conducive to concentrated work.
1)facet
جنبه، سطح، طرف
Peter talked about various facets of Helen’s personality.
2)vertigo
سرگیجه
He suffered from vertigo.
3)conducive
موجب، سرچشمه؛ مناسب
These noisy conditions aren’t conducive to concentrated work.
#لغات_امروز
1)glib
چربزبان، (زبان)چرب و نرم
He is a glib politician.
2)malleable
شخص انعطافپذیر، سازگار؛ (فلز)چکشخوار
The young are more malleable than the old.
3)legerdemain
تردستی، شعبدهبازی؛فریبکاری
The magician demonstrated his renowned legerdemain.
1)glib
چربزبان، (زبان)چرب و نرم
He is a glib politician.
2)malleable
شخص انعطافپذیر، سازگار؛ (فلز)چکشخوار
The young are more malleable than the old.
3)legerdemain
تردستی، شعبدهبازی؛فریبکاری
The magician demonstrated his renowned legerdemain.
#پاسخ_زبان
🌺 سوال۱۵۱: سوابق سلامت بیمار بایستی .....باشد و به غیر از تیم مراقبت برای هیچکس فاش نشود.
a:موقتی
b:دوجانبه
c:محرمانه❌
d:طولی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌺 سوال۱۵۱: سوابق سلامت بیمار بایستی .....باشد و به غیر از تیم مراقبت برای هیچکس فاش نشود.
a:موقتی
b:دوجانبه
c:محرمانه❌
d:طولی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)rationalize
توجیه کردن، عقلانی کردن
He is trying to rationalize his addiction.
2)therapy
درمان، معالجه؛ روان درمانی
Jack was in therapy for several years.
3)nascent
(صنعت، دموکراسی و ...) نوپا؛ در مراحل آغازی
Their economy was in its nascent state.
1)rationalize
توجیه کردن، عقلانی کردن
He is trying to rationalize his addiction.
2)therapy
درمان، معالجه؛ روان درمانی
Jack was in therapy for several years.
3)nascent
(صنعت، دموکراسی و ...) نوپا؛ در مراحل آغازی
Their economy was in its nascent state.
#پاسخ_زبان
📒سوال۱۵۲: هیچ سازماندهی مشخصی در اهداف جلسه وجود نداشت،به همین دلیل توجه شرکت کنندگان به مسائل..... منحرف شد.
a:جزئی،پیش پا افتاده
b: چشمگیر،برجسته
c:بزرگ، سخت،مهم
d:جدی،مهم
⭐پاسخ: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📒سوال۱۵۲: هیچ سازماندهی مشخصی در اهداف جلسه وجود نداشت،به همین دلیل توجه شرکت کنندگان به مسائل..... منحرف شد.
a:جزئی،پیش پا افتاده
b: چشمگیر،برجسته
c:بزرگ، سخت،مهم
d:جدی،مهم
⭐پاسخ: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)iconoclast
سنتشکن، بتشکن
He was an iconoclast about everything.
2)erudite
فاضل، دانشمند؛ عالمانه
The erudite man spoke five languages.
3)phobia
ترس، ترس بیمارگونه
He has a phobia about flying.
1)iconoclast
سنتشکن، بتشکن
He was an iconoclast about everything.
2)erudite
فاضل، دانشمند؛ عالمانه
The erudite man spoke five languages.
3)phobia
ترس، ترس بیمارگونه
He has a phobia about flying.
#لغات_امروز
1)felicitous
شاد، شیرین؛ (کلمه یا نکته)مناسب، فصیح
On that felicitous occasion the amount of money that he spent was irrelevant.
2)halcyon
(روز، هوا، ...) خوب، شاد، به یاد ماندنی
He wished for the halcyon days of youth.
3)tenable
قابل دفاع، باورکردنی؛ (شغل)قابل احراز
The old idea that this work is not suitable for women was no longer tenable.
1)felicitous
شاد، شیرین؛ (کلمه یا نکته)مناسب، فصیح
On that felicitous occasion the amount of money that he spent was irrelevant.
2)halcyon
(روز، هوا، ...) خوب، شاد، به یاد ماندنی
He wished for the halcyon days of youth.
3)tenable
قابل دفاع، باورکردنی؛ (شغل)قابل احراز
The old idea that this work is not suitable for women was no longer tenable.
#پاسخ_زبان
📝 سوال۱۵۳: پرتو درمانی موفقیت آمیز بود زیرا بلافاصله پس از تابش رشد تومور مهار شد و اندازه تومور بطور چشمگیری ..... شد.
a:بالا رفتن ناگهانی
b:کوچک شدن
c:آغاز کردن
d:توسعه دادن
جواب: گزینهb(گذشته shrink)
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📝 سوال۱۵۳: پرتو درمانی موفقیت آمیز بود زیرا بلافاصله پس از تابش رشد تومور مهار شد و اندازه تومور بطور چشمگیری ..... شد.
a:بالا رفتن ناگهانی
b:کوچک شدن
c:آغاز کردن
d:توسعه دادن
جواب: گزینهb(گذشته shrink)
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)germane
مربوط، وابسته؛ مناسب
What you say is not germane to the question.
2)superfluous
زیاد، اضافه، غیرضروری
The crowd was so orderly that the police presence seemed superfluous.
3)motivate
برانگیختن؛ تشویق و ترغیب کردن
A good teacher has to be able to motivate her students.
1)germane
مربوط، وابسته؛ مناسب
What you say is not germane to the question.
2)superfluous
زیاد، اضافه، غیرضروری
The crowd was so orderly that the police presence seemed superfluous.
3)motivate
برانگیختن؛ تشویق و ترغیب کردن
A good teacher has to be able to motivate her students.