#لغات_امروز
1)facet
جنبه، سطح، طرف
Peter talked about various facets of Helen’s personality.
2)vertigo
سرگیجه
He suffered from vertigo.
3)conducive
موجب، سرچشمه؛ مناسب
These noisy conditions aren’t conducive to concentrated work.
1)facet
جنبه، سطح، طرف
Peter talked about various facets of Helen’s personality.
2)vertigo
سرگیجه
He suffered from vertigo.
3)conducive
موجب، سرچشمه؛ مناسب
These noisy conditions aren’t conducive to concentrated work.
#لغات_امروز
1)glib
چربزبان، (زبان)چرب و نرم
He is a glib politician.
2)malleable
شخص انعطافپذیر، سازگار؛ (فلز)چکشخوار
The young are more malleable than the old.
3)legerdemain
تردستی، شعبدهبازی؛فریبکاری
The magician demonstrated his renowned legerdemain.
1)glib
چربزبان، (زبان)چرب و نرم
He is a glib politician.
2)malleable
شخص انعطافپذیر، سازگار؛ (فلز)چکشخوار
The young are more malleable than the old.
3)legerdemain
تردستی، شعبدهبازی؛فریبکاری
The magician demonstrated his renowned legerdemain.
#پاسخ_زبان
🌺 سوال۱۵۱: سوابق سلامت بیمار بایستی .....باشد و به غیر از تیم مراقبت برای هیچکس فاش نشود.
a:موقتی
b:دوجانبه
c:محرمانه❌
d:طولی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌺 سوال۱۵۱: سوابق سلامت بیمار بایستی .....باشد و به غیر از تیم مراقبت برای هیچکس فاش نشود.
a:موقتی
b:دوجانبه
c:محرمانه❌
d:طولی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)rationalize
توجیه کردن، عقلانی کردن
He is trying to rationalize his addiction.
2)therapy
درمان، معالجه؛ روان درمانی
Jack was in therapy for several years.
3)nascent
(صنعت، دموکراسی و ...) نوپا؛ در مراحل آغازی
Their economy was in its nascent state.
1)rationalize
توجیه کردن، عقلانی کردن
He is trying to rationalize his addiction.
2)therapy
درمان، معالجه؛ روان درمانی
Jack was in therapy for several years.
3)nascent
(صنعت، دموکراسی و ...) نوپا؛ در مراحل آغازی
Their economy was in its nascent state.
#پاسخ_زبان
📒سوال۱۵۲: هیچ سازماندهی مشخصی در اهداف جلسه وجود نداشت،به همین دلیل توجه شرکت کنندگان به مسائل..... منحرف شد.
a:جزئی،پیش پا افتاده
b: چشمگیر،برجسته
c:بزرگ، سخت،مهم
d:جدی،مهم
⭐پاسخ: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📒سوال۱۵۲: هیچ سازماندهی مشخصی در اهداف جلسه وجود نداشت،به همین دلیل توجه شرکت کنندگان به مسائل..... منحرف شد.
a:جزئی،پیش پا افتاده
b: چشمگیر،برجسته
c:بزرگ، سخت،مهم
d:جدی،مهم
⭐پاسخ: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)iconoclast
سنتشکن، بتشکن
He was an iconoclast about everything.
2)erudite
فاضل، دانشمند؛ عالمانه
The erudite man spoke five languages.
3)phobia
ترس، ترس بیمارگونه
He has a phobia about flying.
1)iconoclast
سنتشکن، بتشکن
He was an iconoclast about everything.
2)erudite
فاضل، دانشمند؛ عالمانه
The erudite man spoke five languages.
3)phobia
ترس، ترس بیمارگونه
He has a phobia about flying.
#لغات_امروز
1)felicitous
شاد، شیرین؛ (کلمه یا نکته)مناسب، فصیح
On that felicitous occasion the amount of money that he spent was irrelevant.
2)halcyon
(روز، هوا، ...) خوب، شاد، به یاد ماندنی
He wished for the halcyon days of youth.
3)tenable
قابل دفاع، باورکردنی؛ (شغل)قابل احراز
The old idea that this work is not suitable for women was no longer tenable.
1)felicitous
شاد، شیرین؛ (کلمه یا نکته)مناسب، فصیح
On that felicitous occasion the amount of money that he spent was irrelevant.
2)halcyon
(روز، هوا، ...) خوب، شاد، به یاد ماندنی
He wished for the halcyon days of youth.
3)tenable
قابل دفاع، باورکردنی؛ (شغل)قابل احراز
The old idea that this work is not suitable for women was no longer tenable.
#پاسخ_زبان
📝 سوال۱۵۳: پرتو درمانی موفقیت آمیز بود زیرا بلافاصله پس از تابش رشد تومور مهار شد و اندازه تومور بطور چشمگیری ..... شد.
a:بالا رفتن ناگهانی
b:کوچک شدن
c:آغاز کردن
d:توسعه دادن
جواب: گزینهb(گذشته shrink)
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📝 سوال۱۵۳: پرتو درمانی موفقیت آمیز بود زیرا بلافاصله پس از تابش رشد تومور مهار شد و اندازه تومور بطور چشمگیری ..... شد.
a:بالا رفتن ناگهانی
b:کوچک شدن
c:آغاز کردن
d:توسعه دادن
جواب: گزینهb(گذشته shrink)
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)germane
مربوط، وابسته؛ مناسب
What you say is not germane to the question.
2)superfluous
زیاد، اضافه، غیرضروری
The crowd was so orderly that the police presence seemed superfluous.
3)motivate
برانگیختن؛ تشویق و ترغیب کردن
A good teacher has to be able to motivate her students.
1)germane
مربوط، وابسته؛ مناسب
What you say is not germane to the question.
2)superfluous
زیاد، اضافه، غیرضروری
The crowd was so orderly that the police presence seemed superfluous.
3)motivate
برانگیختن؛ تشویق و ترغیب کردن
A good teacher has to be able to motivate her students.
#پاسخ_زبان
🌀 سوال۱۵۴: دانشمندان با ارائه شواهد.... در حمایت از ادعاهای او توانستند مخاطبان او را متقاعد کننند.
a:پراکندگی،کمبود
b:فراوانی، ازیاد
c:کمبود
d:کمیابی
☆پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌀 سوال۱۵۴: دانشمندان با ارائه شواهد.... در حمایت از ادعاهای او توانستند مخاطبان او را متقاعد کننند.
a:پراکندگی،کمبود
b:فراوانی، ازیاد
c:کمبود
d:کمیابی
☆پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)confront
مواجه شدن با، روبرو شدن با
This was the first time he had confronted an armed robber.
2)antipathy
تنفر،تضاد
Antipathy for the terrorist group usually increases after a bomb attack.
3)servile
(رفتار)نوکرمابانه، نوکرصفت
Jack has a servile attitude toward his superiors.
1)confront
مواجه شدن با، روبرو شدن با
This was the first time he had confronted an armed robber.
2)antipathy
تنفر،تضاد
Antipathy for the terrorist group usually increases after a bomb attack.
3)servile
(رفتار)نوکرمابانه، نوکرصفت
Jack has a servile attitude toward his superiors.
#لغات_امروز
1)volition
راه؛ اختیار، به میل خود
Mary left the company of her own volition.
2)sojourn
اقامت(موقت)
After his sojourn in Paris, he wanted to go to London.
3)austere
(شخص)پرهیزگار، پارسا؛(زندگی) سختگیرانه، جدی
He led an austere life.
1)volition
راه؛ اختیار، به میل خود
Mary left the company of her own volition.
2)sojourn
اقامت(موقت)
After his sojourn in Paris, he wanted to go to London.
3)austere
(شخص)پرهیزگار، پارسا؛(زندگی) سختگیرانه، جدی
He led an austere life.
#پاسخ_زبان
❇ سوال۱۵۵: پرستار به راحتی به اتاق تجهیزات دسترسی داشت زیرا ..... رختکن محل کار او بود.
a: نزدیک، مجاور✅
b:پر،مملو
c:اجتناب کردن
d:فراوان
#لغت
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#زبان_عمومی
❇ سوال۱۵۵: پرستار به راحتی به اتاق تجهیزات دسترسی داشت زیرا ..... رختکن محل کار او بود.
a: نزدیک، مجاور✅
b:پر،مملو
c:اجتناب کردن
d:فراوان
#لغت
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#زبان_عمومی
#پاسخ_زبان
🌸 سوال۱۵۶: از......بالینی مشخص بود که سیستم ایمنی بیمار توسط عوامل بیماری زا تضعیف شده بود.
a:ترورها
b:تظاهرات
c:شتاب ها
d:مشغله ها
☆ پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌸 سوال۱۵۶: از......بالینی مشخص بود که سیستم ایمنی بیمار توسط عوامل بیماری زا تضعیف شده بود.
a:ترورها
b:تظاهرات
c:شتاب ها
d:مشغله ها
☆ پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)penury
فقر، تنگدستی
His fortune fluctuated between penury and wealth.
2)ignominious
شرمآور، ننگین
Our team went down to ignominious defeat.
3)copious
فراوان، زیاد؛ (نویسنده) پرکار
He has copious reasons for rejecting the proposal.
1)penury
فقر، تنگدستی
His fortune fluctuated between penury and wealth.
2)ignominious
شرمآور، ننگین
Our team went down to ignominious defeat.
3)copious
فراوان، زیاد؛ (نویسنده) پرکار
He has copious reasons for rejecting the proposal.