تحول ژرف – Telegram
تحول ژرف
134 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
Channel photo updated
"تمثیل غار افلاطون نه یک داستان انتزاعی، که واقعیت و تجربه‌ی بی واسطه کنونی ما از زندگی است. رویکرد و جهان‌بینی فرهنگی غالب جامعه کنونی ما، نه نیرویی تحمیلی، بیرونی و بیگانه، که پاره‌ای از ما و زندگی ماست، و بی شک پاره‌ای از من!" و به این گونه ، فشارهایی که مردم را تشویق به بازگشت به غار و زندان و اجتناب از پای برون نهادن از فرهنگ و سنت‌های پیشین زندگی می‌نمود، گاه فراتر از قدرت اراده و تحمل بود.

""رنجِ فراتر از تحملِ تجربه‌های در حال گذار" چیزی است و توانائی تثبیت و پایدار نمودن هوشیاری ناشی از این گذار، چیزی دیگر. با این وجود، پا پس کشیدن و بازگشت به زندان و غار پیشین، تهی از درد نخواهد بود؛ چرا که اکنون طلوعِ هوشیاری و تابش نور حقیقت بر واقعیت‌های محدودکننده‌ی زندگی سنتی، ردای کوچک حیات آن روزگاران را بر قامت بالنده‌ی زندگی امروز ناساز می‌نماید؛ و به ناچار تحت این شرایط، هر فرد به شکلی کاملا درونی در دو راهه گریز از تابش نور حقیقت و بازگشت به غار پیشین، از سوئی، و رنج ناشی از ناسازگاری روزافزون درک نوبن وی از زندگی با ظرف و ظرفیت حیات گذشته، از سویئی دیگر، گرفتار می‌آید؛ و چنان موقعیتی یادآور این جمله حکیمانه بودائی است که: "هیچ چیز طاقت‌فرساتر از تغییر خود نیست"."

فرازی از"حضور"
@Newrealization

https://news.1rj.ru/str/Newrealization
🌺حضور
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایندhttps://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
مدارسی که یادمیگیرند:
🌹🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیده‌اند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg

فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
🌹نظر یک خواننده هوشمند "حضور"

اولین چیزی که بنظرم میرسد
"کتابی متفاوت است که در حال مطالعه و بازخوانی ، احساس های مختلفی را تجربه کردم. احساس تازگی، احساس قدرت از بابت وصل بودن به کائنات، احساس امید و احساس پا گذاشتن به سرزمین ناشناخته ها. این کتاب از زاویه خاص و بندرت شناخته شده ای به پدیده ها و ارتباط بین آنها نگاه می کند و از معدود کتاب هایی است که با خواندن هر صفحه، اشتیاق مطالعه صفحه بعدی در من ایجاد شد. وجود مکالمات رودررو و ... و همچنین سوالات مطرح شده و به چالش کشیدن نظرات و دریافت های یکدیگر در بین اساتید مولف، به همراه مرور خاطرات و تجربیات آنان در طی داستانهای کوتاه، جذاب و شیرین امکان فهم مطالب و موضوعات علمی مطرح شده را تسهیل و در عین حال برای مطالعه گر، شیرین و دلپذیر می نماید.
کتاب به نوعی تنظیم و نوشته شده است که شما هرآن، در انتظار و مترصد کشف رمز و رازی در جهان هستی، هستید.https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
بخشی ازکتاب 🌹حضور 🌹که به بررسی حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ پرداخته :

🌹 "تعصبِ مذهبیِ یک فرد، عذاب دادنِ قهرمانانه دیگران است" 🌹

درادامه اضافه می کند :

🌹 اگر۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱فقط یک چیز به ماگفته باشد این است که، ماباید اوضاعِ جهان را صرفاً آن گونه که بوسیله شهروندانِ متفاوت تجربه می شود درک کنیم _یعنی یادبگیریم چگونه "جهانی احساس کنیم" به جای اینکه راه حل های یک گروه رابه سایرین تحمیل کنیم. ۱۶۴


https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹فارغ از ماهیت سیاسی و یامذهبی، بنیاد گرایی سببِ امتناعِ مردمان ازپرداختن به مباحث ژرف تر وعدم درکِ نیازِ حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر است. 🌹
پیترسنگه "حضور"
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹شیوه های نوینِ تفکر در باره یادگیری

زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد اعمالمان به آنچه که عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت، درمورد اقدامات جمعی هم همینطور است. حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید، اکثر کسب و کار ها،دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات، همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی "برداشت" یاتداومِ دیدنِ جهان از دریچه ی طبقه‌بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود.
"یادگیری" کلِ فکرکردن وانجام دادن رایکپارچه می سازد.
دریادگیریِ واکنشی، فکر کردن بوسیله مدل های ذهنیِ جایگیرشده
وانجام دادن بوسیله عادات اقدامی هدایت می شوند. مابرای دفاع ازعلایق مان عملی راانجام می دهیم.
در یادگیریِ واکنشی، اقدامات مان عملاً بازنمایشِ عادات است وبصورت ثابت وتغییر ناپذیری، درقالبِ تقویتِ مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر ازکار در می آید.
علیرغم پیامد ونتیجه، ماسراز "درست بودن" در می آوریم. یعنی در بهترین حالت ما درانجام آنچه که همیشه انجام داده‌ایم بهتر می شویم.
در"پیله" یِ نظرگاهمان درباره جهان، منفک از جهانِ بزرگتر، امن و محفوظ می مانیم.

برگی از کتاب "حضور" اثر ماندگار پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وسو

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
💥شیوه های نوین تفکر درباره یادگیری

حاصل بیش از ۱۵۰ مصاحبه با دانشمندان برجسته وکارآفرینان اجتماعی وکسب و کار که با این سوال آغاز می شد :
چه موضوعی درقلبِ کارشما قرار دارد؟

این دوگروه باهم (هم دانشمندان و هم کارآفرینان) یک نوع یادگیری راشرح دادند که می توانست منجر به آفرینش جهانی شود که دروهله اول بوسیله عادت هدایت نمی شود.
اگر آگاهی به فراسویِ وقایع واحوال جاریِ کم مایه وسطحی نرسد اقدامات "واکنشی" خواهند بود.
به عبارت دیگر، اگر مابرای فهم ودرک کل های بزرگتر که "چیست ها"وپیوندهای مابااین کلیت راایجاد نماید نفوذو درک عمیق تری داشته باشیم، اثربخشی اقدامات مان می تواند بطرز شگفت انگیزی تغییر نماید.
درگفتگو با دانشمندان پیشگام این حوزه، ماعمیقا به ظرفیت نهفته خود برای نگاهی ژرف تر نسبت به اینکه این آگاهی چه تاثیراتی می تواند برفهم وادراک، احساس هویت واحساس تعلق ماداشته باشد پی بردیم.

درگفتگو باکارآفرینان، ماعمیقا و به وضوح موضوعی رادریافتیم که معنی اش این بود که اقدام بایددر جهت وخدمت آنچه درحال ظهور است باشد تا بصیرت ها وشهود جدید، واقعیات جدید رابیافریند.

البته ماهمچنین پی بردیم که اساساً هیچکدام ازاین دوگروه بادیگری گفتگو نمی کنند.
مابه این واقعیت رسیدیم که هردوگروه درواقع ازیک فرآیند یکسان صحبت می کنند، فرآیندی که باستناد آن مایاد می گیریم درکل درحال تجلی" حضور "پیدانماییم تابقول جرج برنارد شاو :
"برازنده نیروی کائنات شدن باشیم"

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌈شیوه تحقق حضور

درپایان مابه این نتیجه رسیدیم که فهم حضور وامکان پذیریِ تحول درحوزه های بزرگتر فقط می تواند از چندین جنبه ناشی شود :

☁️ازعلم درحال ظهور سیستم ها
🌥ازهنرهای خلاق
⛅️از تجربیات تحول بنیادی سازمان ها
🌤ازتماس مستقیم باظرفیت های زایا وبالقوه یِ طبیعتِ همه فرهنگ های بومی ومحلی
☀️از طبیعت که عالم یا مادرِ زمین رابه عنوان آموزگار نهایی تلقی کرده اند
دربرخی مقاطع معدود تاریخی نیاز به بازکشفِ این آموزگار، عظیم تربوده است.
حضور شاهکار پیترسنگه
جوزف جاورسکی
اُوتو شارمر
وبتی سو فلاورس

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📗فرآیند حضور

ازطریق مصاحبه وگفت و گو با بیش از ۱۵۰نفر ازدانشمندان وکارآفرینان اجتماعی وکسب و کار، ما شباهت های تحول در آگاهی راکشف کردیم که هزاران سال درسنت های روحانی اقصاء نقاط جهان شناخته شده بوده است.
برای مثال درسنت های مسیحیت باطنی، چنین تحولاتی با "ادب" با "وحی" یا"روح مقدس" مربوط بوده و تداعی می شده است.
تئوری تایوییست هااز تحول انرژی حیاتی به نیروی حیات هوشمندانه وانرژی معنوی صحبت می کند.
این فرآیند مستلزم یک آرامش ذهنی است که بودایی ها آن را "مکث" می نامند که در آن جریان عادی افکار متوقف می شود ومرزهای نرمال بین خود و جهان محو می شود. درسنت های هندوها، این تحول وحدانیت یا کل گرایی نامیده می شود.
درسنت های عرفانی اسلام مانند صوفی گری صرفا به عنوان گشایش قلب یا "شرح صدر" شناخته می شود.
همه سنن آن راباکمی تفاوت توصیف می کنند لیکن همه آنها آن را بامحوریت تهذیب یابلوغ شخصی و فردی به رسمیت می شناسند.
تاآنجا که ما می دانیم نوشته های کمی درسنت های مذهبی یاروحانی درباره این تحول به عنوان یک پدیده جمعی یا درباره تهذیب وپرورش ظرفیت جمعی علیرغم اهمیتش وجود دارد. ازاینرو بسیاری از مصاحبه شونده ها تحولات شگفت انگیزی رادر کارهای جمعی وگروهی ودربرخی موارد درسازمان ها وسیستم های اجتماعی بزرگتر تجربه کرده بودند.
بسیاری از تئوریسین ها حتی شیوه فکر کردن درباره این تحول را به منصه ظهور رسانده بودند که از تضادبین فردیت وجمع فراتررفته بودند.

فراز پایانی مقدمه "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 تهدیداتِ پیشِ رویِ بشریت :
☁️تخریب محیط‌زیست
🌥تقسیمات اجتماعی روز افزون فقیر و غنی
🌤خطرات بالقوه موضوعاتی مانند زیست فناوری
☀️تشدید خشونت دراقصا نقاط جهان

این تهدیدات می تواند سناریوی مجلس ترحیم "انسان" را رقم بزند.
شنیدن اینکه روزی درمورد ماانسان ها بافعل زمان گذشته (نسل منقرض شده انسان همانند دایناسورها) اینچنین صحبت کنند مایه دلسردی وترسناکانه است. همه می‌دانیم ممکن است این اتفاق بیافتد ونسل انسان زودتر از دایناسورها ازبین برود. هرچند ممکن است این موضوع باورنکردنی وغیر قابل تعمق هم باشد...

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘تهدیداتِ پیشِ روی بشر

پیترسنگه :من تهدیداتِ زیست محیطی رابرای خداحافظی باحیات متوجه شده ام اما تغییراتی که ماانجام داده‌ایم نسبت به آنچه نیاز بوده ونیز نسبت به آنچه قادر به انجامش هستیم بسیار کوچک و جزیی هستند.
اگر آینده‌ای که می خواهد بیاید متفاوت باشد ماباید فراسویِ این ژست های تکه‌تکه ریز برویم وفهمِ سیستم هایی که درآن محاط شده ایم را آغاز نماییم و به گمانم من تردید دارم که مادرحال ترقی دراین مسیر باشیم.....
اُوتو شارمر :ماتغییر نمی کنیم چون فکر می کنیم فناناپذیر وجاویدان هستیم. مثل نوجوانان ممکنه بترسیم اما هنوز فکر می کنیم تاابد می توانیم ادامه دهیم..

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙سناریوی مجلس ترحیم برای آینده انسان

بتی سو :"سناریوها می توانند آگاهی افراد راتغییردهند".
اگر سناریو ها ماهرانه مورد استفاده قرار گیرند افراد عملاً فکر کردن درباره آینده‌ای که آن را نادیده گرفته یا حاشا کرده اند را آغاز می کنند. کلید مسئله، فهم و دیدن آینده های مختلف نه به عنوان یک گزینه حتمی الوقوع وگریز ناپذیر بلکه به عنوان یکی از چندین امکان های وقوع واقعی است.
"شاید اگر مردم واقعا باورکنند خاموش سازی واطفاء را می توانیم رهبری نماییم درآن صورت می توانیم اقدامات دسته جمعی و مشترکی راانجام دهیم از آن گونه که چند نفر بصورت منفرد زمانی که می فهمند عملاً ممکن است بمیرند آن را انجام می دهند. درآن صورت ما دفعتاً زندگی هایمان رابصورت شفاف می دیدیم.
پیترسنگه :اگر ما واقعا بتوانیم بامرگ دسته جمعی مان مواجه شویم -وبسادگی حقیقت را در باره ترس بجای اجتناب ازآن بیان کنیم -شاید چیزی تغییر کند.

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚بخشی از مقدمه مترجم "حضور"

امیدواربه حضور در این راه
..برای من که غرق در آن بوده ام واز ۱۵ سال پیش، دیگر آفرینش های پیترسنگه وهم قطارانش رادنبال میکنم؛
"حضور" داستان معراج" انسان "وچگونه طی کردن مسیر است تاخلیفه الله شدنِ انسانی دوستدار و حافظ تمام انسان ها، طبیعت و جهان.

من در" حضور "بازگشت انسان به" خود "وآشتی با" خود "ودیگر موجودات و" کائنات "راباتمام وجود حس کردم.

📖"حضور"، رهبران جوامع، سازمان ها وکشور ها رابه "خادم واقعی" مردم وطبیعت بودن فرا می خواند. سازوکار های رسیدن به آن مقصود رااز فرهنگ های کهن شرقی وغربی بیرون می کشد و"انسان شدن" راگام اول وپایه ای برای نَیلِ به آن می داند.
"حضور" عشق را و"دیگردوستی" راپله ای برای اوج گرفتن هشیاری می داند وباور دارد "اقتصاد"بامحوریت" فناوری " این "معراج قلبی" رامتوقف یاحداقل حرکت آن راکُند نموده است.

درعین حال شکستن هرباوری که انسان رادر "قالب" و"بند" می خواهد موردتایید آفرینندگان "حضور" است
بخشی از مقدمه مترجم برای کتاب حضور.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖سناریوی مجلس ترحیم برای نجات انسان

پیترسنگه: اگر ما واقعا بتوانیم بامرگ دسته جمعی مان مواجه شویم وبه سادگی حقیقت را در باره ترس بجای اجتناب ازآن بیان کنیم شاید چیزی تغییر کند!

چندین سال پیش دریکی ازکارگاههای آموزشی مان یک فرد جامائیکایی به نام فِرِد داستانی راتعریف کرد که افراد آن جمع رابشدت تحت تاثیر قرار داد:
چند سال قبل تر پزشکان تشخیص داده بودند او یک بیماری صعب العلاج دارد، پس از مشورت باتعدادی ازپزشکان همه آنها بیماری راتایید کرده بودند.
برای هفته ها اوبیماری اش را انکارمی کرد. اما بتدریج باکمک دوستانش به سمت پذیرش وادراک این واقعیت رفت.
اوفقط می خواست چند ماه بیشتر زنده بماند.
فِرِد گفت :درادامه یک اتفاق شگفت آور رخ داد. من،بسادگی هرکاری که ضروری نبود واهمیتی نداشت را متوقف کردم. کارکردن روی پروژه هایی بامحوریت کودکان که همیشه مایل به انجامش بودم راآغاز کردم.
من مشاجره بامادرم رامتوقف کردم. زمانی که کسی درترافیک راه مراقطع می کرد یااتفاقی می افتاد که درگذشته من راآشفته می کرد حالا دیگر آشفته نمی شدم. من فقط وقت برای تلف کردن روی هیچ چیز رانداشتم.
نزدیک پایان این دوره، فِرِد یک ارتباط شگفت انگیز بایک زن که فکر می کردبیشتر باورهایش باشرایطِ اوتطبیق داشت راآغاز نمود.
اوباچند پزشک ایالتی مشورت کرد وبعد از آن خیلی زود بااوتماس گرفته شد وعنوان نمودند :"ماعلایم تشخیصِ متفاوتی ازبیماری شماداریم"!
پزشک به اوگفت که اوبه یک نوع کمیاب از بیماری که قابل علاج است مبتلا بوده وسپس به بخش دیگر داستان پرداخت که من هرگز آن را فراموش نمی کنم.
فِرِد گفت :من وقتی آن تماس تلفنی رادریافت کردم مانند یک بچه گریه کردم چون می ترسیدم زندگیم به مسیری که قبلاً بود و به آن عادت داشتم برگردد!

📚این داستان به سناریویی اشاره دارد که، فِرِد برای بیدار شدن می خواسته بمیرد.
این داستان به لزوم یک شوک برای ایجاد تحول درزندگی اشاره دارد.

⛳️شاید نیازباشد آن اتفاق برای همه مابیافتد! برای هرکسی که روی کره زمین زندگی می کند!

این داستان می تواند یک "سناریوی مجلس ترحیم" به ماارایه کند.

برگی از کتاب" حضور "اززبان پیترسنگه

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 فهمیدن فهم مان

"دلیل بازماندن بیشترِ ابتکارات وپیشقدمی های تغییر از رسیدن به نتیجه مطلوب، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیت آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند. بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در" فهم "تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست"

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
"As models of leadership shift from organizational hierarchies with leaders at the top to more distributed, shared networks, a lot changes.
For those networks to work with real awareness, many people will need to be deeply committed to cultivating their capacity to serve what's seeking to emerge.
That's why I think that cultivation, "becoming a real human being", really is the primary leadership issue of our time, but on a scale never required before. It is a very old idea that may actually hold the key to a new age of'global democracy. "186
The peice of" PRESENCE"
Masterpiece of four masters.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
💥ظرفیت به حال تعلیق در آوردن

درکِ تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود.
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست، ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن پیش فرض ها وعزل خودمان ازجریان عادت گونه تفکر است. وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرراً می گفت: معمولا بیش از آنکه ما چیزی به افکارمان بدهیم آنها به مامی دهند یعنی تفکرِ ماتحت تاثیر پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهنمان است.
به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست. بیشتر، مستلزمِ چیزی است که "بوهِم"آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می نامد. باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از افکار و مدل های ذهنی مان به مثابه طرز کار های ذهن مان را آغاز می کنیم و هم چنان که از افکار مان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می‌شود.
📗تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را درک نماییم.
معلق سازیِ پیش فرض ها وافکار محدود کننده زمانی آغاز می گردد که مااز چسبیدن به افکارمان رها شویم وصرفاً به افکار جاری مان توجه داشته باشیم درست همانند متوجه بودن نسبت به صندلی که روی آن می نشینیم. شاید افکارمان فوراً کنار نروند اما درمقایسه با قبل به هیچ وجه آنقدر انرژی اضافی برای خلاصی از دست آنها نیاز نخواهد بود.

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg