تحول ژرف – Telegram
تحول ژرف
134 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
🌹فارغ از ماهیت سیاسی و یامذهبی، بنیاد گرایی سببِ امتناعِ مردمان ازپرداختن به مباحث ژرف تر وعدم درکِ نیازِ حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر است. 🌹
پیترسنگه "حضور"
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹شیوه های نوینِ تفکر در باره یادگیری

زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد اعمالمان به آنچه که عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت، درمورد اقدامات جمعی هم همینطور است. حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید، اکثر کسب و کار ها،دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات، همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی "برداشت" یاتداومِ دیدنِ جهان از دریچه ی طبقه‌بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود.
"یادگیری" کلِ فکرکردن وانجام دادن رایکپارچه می سازد.
دریادگیریِ واکنشی، فکر کردن بوسیله مدل های ذهنیِ جایگیرشده
وانجام دادن بوسیله عادات اقدامی هدایت می شوند. مابرای دفاع ازعلایق مان عملی راانجام می دهیم.
در یادگیریِ واکنشی، اقدامات مان عملاً بازنمایشِ عادات است وبصورت ثابت وتغییر ناپذیری، درقالبِ تقویتِ مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر ازکار در می آید.
علیرغم پیامد ونتیجه، ماسراز "درست بودن" در می آوریم. یعنی در بهترین حالت ما درانجام آنچه که همیشه انجام داده‌ایم بهتر می شویم.
در"پیله" یِ نظرگاهمان درباره جهان، منفک از جهانِ بزرگتر، امن و محفوظ می مانیم.

برگی از کتاب "حضور" اثر ماندگار پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وسو

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
💥شیوه های نوین تفکر درباره یادگیری

حاصل بیش از ۱۵۰ مصاحبه با دانشمندان برجسته وکارآفرینان اجتماعی وکسب و کار که با این سوال آغاز می شد :
چه موضوعی درقلبِ کارشما قرار دارد؟

این دوگروه باهم (هم دانشمندان و هم کارآفرینان) یک نوع یادگیری راشرح دادند که می توانست منجر به آفرینش جهانی شود که دروهله اول بوسیله عادت هدایت نمی شود.
اگر آگاهی به فراسویِ وقایع واحوال جاریِ کم مایه وسطحی نرسد اقدامات "واکنشی" خواهند بود.
به عبارت دیگر، اگر مابرای فهم ودرک کل های بزرگتر که "چیست ها"وپیوندهای مابااین کلیت راایجاد نماید نفوذو درک عمیق تری داشته باشیم، اثربخشی اقدامات مان می تواند بطرز شگفت انگیزی تغییر نماید.
درگفتگو با دانشمندان پیشگام این حوزه، ماعمیقا به ظرفیت نهفته خود برای نگاهی ژرف تر نسبت به اینکه این آگاهی چه تاثیراتی می تواند برفهم وادراک، احساس هویت واحساس تعلق ماداشته باشد پی بردیم.

درگفتگو باکارآفرینان، ماعمیقا و به وضوح موضوعی رادریافتیم که معنی اش این بود که اقدام بایددر جهت وخدمت آنچه درحال ظهور است باشد تا بصیرت ها وشهود جدید، واقعیات جدید رابیافریند.

البته ماهمچنین پی بردیم که اساساً هیچکدام ازاین دوگروه بادیگری گفتگو نمی کنند.
مابه این واقعیت رسیدیم که هردوگروه درواقع ازیک فرآیند یکسان صحبت می کنند، فرآیندی که باستناد آن مایاد می گیریم درکل درحال تجلی" حضور "پیدانماییم تابقول جرج برنارد شاو :
"برازنده نیروی کائنات شدن باشیم"

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌈شیوه تحقق حضور

درپایان مابه این نتیجه رسیدیم که فهم حضور وامکان پذیریِ تحول درحوزه های بزرگتر فقط می تواند از چندین جنبه ناشی شود :

☁️ازعلم درحال ظهور سیستم ها
🌥ازهنرهای خلاق
⛅️از تجربیات تحول بنیادی سازمان ها
🌤ازتماس مستقیم باظرفیت های زایا وبالقوه یِ طبیعتِ همه فرهنگ های بومی ومحلی
☀️از طبیعت که عالم یا مادرِ زمین رابه عنوان آموزگار نهایی تلقی کرده اند
دربرخی مقاطع معدود تاریخی نیاز به بازکشفِ این آموزگار، عظیم تربوده است.
حضور شاهکار پیترسنگه
جوزف جاورسکی
اُوتو شارمر
وبتی سو فلاورس

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📗فرآیند حضور

ازطریق مصاحبه وگفت و گو با بیش از ۱۵۰نفر ازدانشمندان وکارآفرینان اجتماعی وکسب و کار، ما شباهت های تحول در آگاهی راکشف کردیم که هزاران سال درسنت های روحانی اقصاء نقاط جهان شناخته شده بوده است.
برای مثال درسنت های مسیحیت باطنی، چنین تحولاتی با "ادب" با "وحی" یا"روح مقدس" مربوط بوده و تداعی می شده است.
تئوری تایوییست هااز تحول انرژی حیاتی به نیروی حیات هوشمندانه وانرژی معنوی صحبت می کند.
این فرآیند مستلزم یک آرامش ذهنی است که بودایی ها آن را "مکث" می نامند که در آن جریان عادی افکار متوقف می شود ومرزهای نرمال بین خود و جهان محو می شود. درسنت های هندوها، این تحول وحدانیت یا کل گرایی نامیده می شود.
درسنت های عرفانی اسلام مانند صوفی گری صرفا به عنوان گشایش قلب یا "شرح صدر" شناخته می شود.
همه سنن آن راباکمی تفاوت توصیف می کنند لیکن همه آنها آن را بامحوریت تهذیب یابلوغ شخصی و فردی به رسمیت می شناسند.
تاآنجا که ما می دانیم نوشته های کمی درسنت های مذهبی یاروحانی درباره این تحول به عنوان یک پدیده جمعی یا درباره تهذیب وپرورش ظرفیت جمعی علیرغم اهمیتش وجود دارد. ازاینرو بسیاری از مصاحبه شونده ها تحولات شگفت انگیزی رادر کارهای جمعی وگروهی ودربرخی موارد درسازمان ها وسیستم های اجتماعی بزرگتر تجربه کرده بودند.
بسیاری از تئوریسین ها حتی شیوه فکر کردن درباره این تحول را به منصه ظهور رسانده بودند که از تضادبین فردیت وجمع فراتررفته بودند.

فراز پایانی مقدمه "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 تهدیداتِ پیشِ رویِ بشریت :
☁️تخریب محیط‌زیست
🌥تقسیمات اجتماعی روز افزون فقیر و غنی
🌤خطرات بالقوه موضوعاتی مانند زیست فناوری
☀️تشدید خشونت دراقصا نقاط جهان

این تهدیدات می تواند سناریوی مجلس ترحیم "انسان" را رقم بزند.
شنیدن اینکه روزی درمورد ماانسان ها بافعل زمان گذشته (نسل منقرض شده انسان همانند دایناسورها) اینچنین صحبت کنند مایه دلسردی وترسناکانه است. همه می‌دانیم ممکن است این اتفاق بیافتد ونسل انسان زودتر از دایناسورها ازبین برود. هرچند ممکن است این موضوع باورنکردنی وغیر قابل تعمق هم باشد...

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘تهدیداتِ پیشِ روی بشر

پیترسنگه :من تهدیداتِ زیست محیطی رابرای خداحافظی باحیات متوجه شده ام اما تغییراتی که ماانجام داده‌ایم نسبت به آنچه نیاز بوده ونیز نسبت به آنچه قادر به انجامش هستیم بسیار کوچک و جزیی هستند.
اگر آینده‌ای که می خواهد بیاید متفاوت باشد ماباید فراسویِ این ژست های تکه‌تکه ریز برویم وفهمِ سیستم هایی که درآن محاط شده ایم را آغاز نماییم و به گمانم من تردید دارم که مادرحال ترقی دراین مسیر باشیم.....
اُوتو شارمر :ماتغییر نمی کنیم چون فکر می کنیم فناناپذیر وجاویدان هستیم. مثل نوجوانان ممکنه بترسیم اما هنوز فکر می کنیم تاابد می توانیم ادامه دهیم..

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙سناریوی مجلس ترحیم برای آینده انسان

بتی سو :"سناریوها می توانند آگاهی افراد راتغییردهند".
اگر سناریو ها ماهرانه مورد استفاده قرار گیرند افراد عملاً فکر کردن درباره آینده‌ای که آن را نادیده گرفته یا حاشا کرده اند را آغاز می کنند. کلید مسئله، فهم و دیدن آینده های مختلف نه به عنوان یک گزینه حتمی الوقوع وگریز ناپذیر بلکه به عنوان یکی از چندین امکان های وقوع واقعی است.
"شاید اگر مردم واقعا باورکنند خاموش سازی واطفاء را می توانیم رهبری نماییم درآن صورت می توانیم اقدامات دسته جمعی و مشترکی راانجام دهیم از آن گونه که چند نفر بصورت منفرد زمانی که می فهمند عملاً ممکن است بمیرند آن را انجام می دهند. درآن صورت ما دفعتاً زندگی هایمان رابصورت شفاف می دیدیم.
پیترسنگه :اگر ما واقعا بتوانیم بامرگ دسته جمعی مان مواجه شویم -وبسادگی حقیقت را در باره ترس بجای اجتناب ازآن بیان کنیم -شاید چیزی تغییر کند.

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚بخشی از مقدمه مترجم "حضور"

امیدواربه حضور در این راه
..برای من که غرق در آن بوده ام واز ۱۵ سال پیش، دیگر آفرینش های پیترسنگه وهم قطارانش رادنبال میکنم؛
"حضور" داستان معراج" انسان "وچگونه طی کردن مسیر است تاخلیفه الله شدنِ انسانی دوستدار و حافظ تمام انسان ها، طبیعت و جهان.

من در" حضور "بازگشت انسان به" خود "وآشتی با" خود "ودیگر موجودات و" کائنات "راباتمام وجود حس کردم.

📖"حضور"، رهبران جوامع، سازمان ها وکشور ها رابه "خادم واقعی" مردم وطبیعت بودن فرا می خواند. سازوکار های رسیدن به آن مقصود رااز فرهنگ های کهن شرقی وغربی بیرون می کشد و"انسان شدن" راگام اول وپایه ای برای نَیلِ به آن می داند.
"حضور" عشق را و"دیگردوستی" راپله ای برای اوج گرفتن هشیاری می داند وباور دارد "اقتصاد"بامحوریت" فناوری " این "معراج قلبی" رامتوقف یاحداقل حرکت آن راکُند نموده است.

درعین حال شکستن هرباوری که انسان رادر "قالب" و"بند" می خواهد موردتایید آفرینندگان "حضور" است
بخشی از مقدمه مترجم برای کتاب حضور.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖سناریوی مجلس ترحیم برای نجات انسان

پیترسنگه: اگر ما واقعا بتوانیم بامرگ دسته جمعی مان مواجه شویم وبه سادگی حقیقت را در باره ترس بجای اجتناب ازآن بیان کنیم شاید چیزی تغییر کند!

چندین سال پیش دریکی ازکارگاههای آموزشی مان یک فرد جامائیکایی به نام فِرِد داستانی راتعریف کرد که افراد آن جمع رابشدت تحت تاثیر قرار داد:
چند سال قبل تر پزشکان تشخیص داده بودند او یک بیماری صعب العلاج دارد، پس از مشورت باتعدادی ازپزشکان همه آنها بیماری راتایید کرده بودند.
برای هفته ها اوبیماری اش را انکارمی کرد. اما بتدریج باکمک دوستانش به سمت پذیرش وادراک این واقعیت رفت.
اوفقط می خواست چند ماه بیشتر زنده بماند.
فِرِد گفت :درادامه یک اتفاق شگفت آور رخ داد. من،بسادگی هرکاری که ضروری نبود واهمیتی نداشت را متوقف کردم. کارکردن روی پروژه هایی بامحوریت کودکان که همیشه مایل به انجامش بودم راآغاز کردم.
من مشاجره بامادرم رامتوقف کردم. زمانی که کسی درترافیک راه مراقطع می کرد یااتفاقی می افتاد که درگذشته من راآشفته می کرد حالا دیگر آشفته نمی شدم. من فقط وقت برای تلف کردن روی هیچ چیز رانداشتم.
نزدیک پایان این دوره، فِرِد یک ارتباط شگفت انگیز بایک زن که فکر می کردبیشتر باورهایش باشرایطِ اوتطبیق داشت راآغاز نمود.
اوباچند پزشک ایالتی مشورت کرد وبعد از آن خیلی زود بااوتماس گرفته شد وعنوان نمودند :"ماعلایم تشخیصِ متفاوتی ازبیماری شماداریم"!
پزشک به اوگفت که اوبه یک نوع کمیاب از بیماری که قابل علاج است مبتلا بوده وسپس به بخش دیگر داستان پرداخت که من هرگز آن را فراموش نمی کنم.
فِرِد گفت :من وقتی آن تماس تلفنی رادریافت کردم مانند یک بچه گریه کردم چون می ترسیدم زندگیم به مسیری که قبلاً بود و به آن عادت داشتم برگردد!

📚این داستان به سناریویی اشاره دارد که، فِرِد برای بیدار شدن می خواسته بمیرد.
این داستان به لزوم یک شوک برای ایجاد تحول درزندگی اشاره دارد.

⛳️شاید نیازباشد آن اتفاق برای همه مابیافتد! برای هرکسی که روی کره زمین زندگی می کند!

این داستان می تواند یک "سناریوی مجلس ترحیم" به ماارایه کند.

برگی از کتاب" حضور "اززبان پیترسنگه

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 فهمیدن فهم مان

"دلیل بازماندن بیشترِ ابتکارات وپیشقدمی های تغییر از رسیدن به نتیجه مطلوب، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیت آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند. بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در" فهم "تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست"

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
"As models of leadership shift from organizational hierarchies with leaders at the top to more distributed, shared networks, a lot changes.
For those networks to work with real awareness, many people will need to be deeply committed to cultivating their capacity to serve what's seeking to emerge.
That's why I think that cultivation, "becoming a real human being", really is the primary leadership issue of our time, but on a scale never required before. It is a very old idea that may actually hold the key to a new age of'global democracy. "186
The peice of" PRESENCE"
Masterpiece of four masters.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
💥ظرفیت به حال تعلیق در آوردن

درکِ تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود.
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست، ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن پیش فرض ها وعزل خودمان ازجریان عادت گونه تفکر است. وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرراً می گفت: معمولا بیش از آنکه ما چیزی به افکارمان بدهیم آنها به مامی دهند یعنی تفکرِ ماتحت تاثیر پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهنمان است.
به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست. بیشتر، مستلزمِ چیزی است که "بوهِم"آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می نامد. باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از افکار و مدل های ذهنی مان به مثابه طرز کار های ذهن مان را آغاز می کنیم و هم چنان که از افکار مان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می‌شود.
📗تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را درک نماییم.
معلق سازیِ پیش فرض ها وافکار محدود کننده زمانی آغاز می گردد که مااز چسبیدن به افکارمان رها شویم وصرفاً به افکار جاری مان توجه داشته باشیم درست همانند متوجه بودن نسبت به صندلی که روی آن می نشینیم. شاید افکارمان فوراً کنار نروند اما درمقایسه با قبل به هیچ وجه آنقدر انرژی اضافی برای خلاصی از دست آنها نیاز نخواهد بود.

برگی از کتاب" حضور "

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙آوای داوری (مانع معلق نمودن پیش فرض ها)

زمانی که توسعه ظرفیت برای به حالت تعلیق در آوردن را آغاز می کنیم ما تقریباً بی درنگ با "ترسِ " داوری وگپ زدن ذهنی روبرو می شویم که مایکل رَی آن را "آوای داوری" می نامد.
"رَی" خالق معروفترین دوره های دانشگاهی ودوره های خلاقیت در دانشکده کسب و کار دانشگاه استنفورد، کاررا با صحبت درباره سه پیش فرض آغاز می کند :
۱_خلاقیت برای سلامتی، شادی و موفقیت در همه حوزه های زندگی ازجمله کسب و کار حیاتی است.
۲_خلاقیت دردرون هرکسی وجود دارد.
۳_اگر چه خلاقیت دردرون هرکسی وجوددارد اما بوسیله "آوای داوری" پوشانده وپنهان می ماند.
محققین دریافتند که تا حدود چهار سالگی تقریبا همه بچه‌ها بواسطه چارچوب های هوش چندگانه که گاردنِر درباره آن صحبت می کرد دارای استعداد و نبوغ هستند :هوش های فضایی، حرکتی، موسیقیایی، بین فردی، ریاضی، درون فردی و زبانشناسی.
اماازحدود ۲۰ سالگی درصد بچه های درسطح نبوغ به ۱۰ درصد کاهش می یابد.
پس از ۲۰ سالگی نسبت بچه های درسطح نبوغ به ۲ درصد تنزل می یابد!
همه می پرسند نبوغ کجارفت؟
نبوغ جایی نمی رود بلکه بوسیله آوای داوری پوشانده شده و پنهان می ماند.

"مایکل رَی" گفت :"مادرتلاشیم ترتیبی بدهیم موقعیت هایی ایجاد شود که افراد بتوانند به آوای داوری حمله کنند وبه خلاقیت عمیق تری دسترسی پیدا کنند"
رَی معتقد است که: ⛳️مامی توانیم پیوسته ودایم باتوجه و مواظبت از خلاقیت و باایجاد ظرفیت به حال تعلیق در آوردن قضاوت هایی که ازذهن مان نشات می گیرد (آوای داوری) وخلاقیت رامحدود می کنند، خلاقیت رابه درون زندگیمان بیاوریم. (این یک ایده احمقانه است که شما نمی توانید این کاررا انجام دهید.)
تعلیق (پیش فرض ها وافکار محدود کننده) درعمل مستلزم شکیبایی ورغبت ونه تحمیل چارچوب های ازپیش موجود یامدل های ذهنی است که ما آن را می فهمیم.

اگر مابتوانیم بدون شکل دادن وقالب کردن نتایج، صرفا آنچه مقصود مشاهدات مان است را مشاهده کنیم وبه خودمان اجازه دهیم باهمه ذرات وقطعات اطلاعات به ظاهر نامرتبط که می بینیم ومی فهمیم مواجه شویم راههای تازه ی فهم یک موقعیت، سرانجام می تواند ظاهر شود.

برگی از کتاب "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری پیترسنگه، اُوتو شارمر جاورسکی وفلاورس

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘ظرفیت باهم به حال تعلیق در آوردن

آوای داوری می تواند خلاقیت گروهها راهم مانند خلاقیت فردی خاموش و خفه نماید. به این خاطر است که ما جمع اندیشی رانوعاً حرکتی مستمر می نامیم، هرچند اغلب غیر محسوس بوده وگاهی هم درستی واصالت عملکرد یک تیم رابدرستی نشان نمی دهد.
"آوای داوریِ جمعی" به افراد می گوید که چه چیزی را باید وچه چیزی را نباید بگویند، انجام دهند وحتی بیاندیشند. آثار ش فقط درنگاه به گذشته آشکار می شود.
درغیر منصفانه واشتباه بودن تاثیر "آوای داوری" درجمع، چیزی بیش از آنچه که درسانسور ودرونی کردن نقد فردی مان هست وجود ندارد. دراصطلاحات روانشناسان اجتماعی گروهها بصورت طبیعی اجباری و قهری هستند. آنها به هنجار های مشترک و شیوه های تفکر ودرک مشترک برای داشتن عملکردی اثربخش نیاز دارند.
اماشبیه داوریِ درونیِ فردی مان مشکلات ازجایی ناشی می شود که سانسور جمعی به سمت غیر قابل تشخیص بودن می رود.
تفاوت بین یک گروه یا سازمان سالم ویک گروه یا سازمان ناسالم در آگاهی وتوانایی اعضایشان درتصدیق واعتراف به احساس نیازشان به هم نوایی وپیروی کردن نهفته است.
تقویت آگاهی نیاز به یک ماموریت جستجو و انهدام قضاوت ها یاترس های درونی مان ندارد بلکه فقط مستلزم شناسایی و اعتراف به آن است.

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
⛳️وظیفه ذاتی معلق سازی (پیش فرض ها وباورهای کهنه)

تنوع تقریبا نامحدودی از شیوه های تفکر و تعمق اعم از شیوه های غربی و شرقی و سنت های بومی برای کمک به ساختن ظرفیت درونی مان جهت آرام کردن وبتدریج آگاه شدن از "جریان فکری مان" وجود دارد. آن چیزی که اهمیت دارد شیوه تعمق ویژه و خاص انتخابی مانیست بلکه تمایل درونی مان برای بوجود آوردن تربیت وتهذیب درمنظر مرکزی و اصلی زندگی مان است

برگی از کتاب حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🔥"حضور"، ژرف نگری یک تئوری جدید درباره "تغییر" است واینکه این تئوری چگونه می تواند دربهبودِ جهانِ مان ایفای نقش نماید.
پیترسنگه، اُوتو شارمر، جوزف جاورسکی وبتی سوفلاورس پیشگامان ی"یادگیریِ سازمانی در گفت و شنود هایِ کاوشگرانه یک سال ونیمه ی خود چگونگی وقوع تغییراتِ تحول سازو نیزاینکه چگونه پیشامدهای نوین، جهان رابطرز خطرناکی ازتعادل خارج مینماید رامورد مطالعه قرار دادند.
این چهار نفر به کرّات دریافته اند ما در الگوهای فهم واقدامِ کهنه گیر وگرفتار مانده ایم.
واما باپشتوانه وانگیزش برآمده از سطوحِ ژرف تر یادگیری و"حضور" مان درجهان،می توانیم آفریننده یک آگاهی و اثر از خودمان به مثابه جزیی از جهانِ بزرگتر باشیم.
فراخوانی وبهره گیری از ِ خِرَد و تجربه ۱۵۰ نفر از دانشمندان، رهبران وکارآفرینان اجتماعی همچون برایان آرتور، روپرت شلدریک، باک مینستر فولر، لایوتزو وکارل چانگ باعث شده است "حضور"
هم در کاوشش انقلابی باشد وهم پیامش پرامید ظاهر شود.
🔥"حضور" از دلِ داستان های شخصیِ عمیق درباره "شیوه حضور نویسندگان درحیطه های کسب و کار، تعلیم و تربیت ودولت" نشان می دهد چگونه اقدامات هریک ازما به شکل گیری جهان وآینده مان یاری می رساند.
این اثرِکاملا "اصیل وحیرت انگیز" توصیف می کند که مابرای دیدن، فهمیدن، احساس کردن وواقعیت بخشیدن به امکان های جدید در خودمان، موسسات، سازمان ها وجامعه مان،چه مسیری راباید اتخاذ کنیم. 💥

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘سفر یادگیری برای فهمیدن

شروع وادامه این سفرمستلزم تمایل وخواست درونی برای پذیرش بسیاری لحظات "ازخودبیخود شدگی ژرف" ی است تاخیلی ازمسیرهای انتخابی ونوع نگاه مان به جهان پیرامون، کاملاً بدیع وبی نظیر باشد.

برگی از کتاب "حضور"

🌹 ما برای قرار گرفتن در مسیرِ "سفریادگیری برای فهمیدن" چه کاری انجام داده ایم؟
آیا جسارتِ متفاوت فکر کردن راداریم؟
آیا می توانیم برای "حضور" دردنیای حقیقی، مسیر جاری فکرکردن راکه چون یوغی برگردنمان سنگینی میکند را تشخیص داده وتغییر دهیم؟
📚آیا از "مقصرشماری هاودشمن پنداری هایِ بی پایان دست می کشیم؟

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙فهمیدن بواسطه کل یکپارچه

کسب آگاهی قدرت بخش ازکل، مستلزم یک تحول پایه‌ای درفهم رابطه بین بیننده وآنچه می بیند است.
زمانی که محو همزادی دوگانه عینی -ذهنی که برای آگاهی ازعادات مان ضرورت دارد را آغاز نماییم، مااز "نگاه خارج به جهان" ازمنظریک مشاهده گر جداافتاده به سمت نگاه از "درون" به آنچه که مشاهده می کنیم تحول پیدا میکنیم.
زمانی که طرح ریزی پیش فرض های عادت گونه مان رامتوقف ودیدن با نگاهی نو را آغاز نماییم، یادگیریِ دیدن وفهمِ آغاز می شود. این یادگیری وقتی که بتوانیم پیوندمان باآن واقعیت را شفاف ترنماییم تداوم پیدا می نماید.

مارتین بوبر باعبارتی مهیج این حالت رابه عنوان نقل مکان از ارتباط "من -آن چیز" به ارتباط "من- تو" توصیف می نماید.
پیش تر هرچیزی که می بینیم برای مابه عنوان یک میز یایک شی ء جداازما ظاهر می شود. این تلقی، عملاً تفاوتی بین یک میز یایک شخص قایل نمی شود. ارتباط یا نسبت "من -تو" که درآگاهی مان ظاهر می گردد کامل است ودرآن یک حالت صمیمیت وخودمانی بودن باما وجوددارد.
به این طریق، کلید کلان نگری وفهم یکپارچگی، پروراندن ظرفیتی است که در آن، نه تنها فرضیات همیشگی وعادات فکری رنگ تعلیق می پذیردکه به دنبال آن نوع دیگری هشیاری نسبت به معنا ونیروی هستی بخش جاری درپسِ صورت های ملموس حیات پدیدار خواهد شد.

برگی از کتاب "حضور" 🌹
🌹 تعلیق پیش فرض ها وعادات دیرینه چگونه محقق خواهد شد؟
☀️ باید متوجه باشیم تافرضیات همیشگی وعادات فکری مان رامعلق نسازیم قادرنخواهیم بود به مرحله هشیاری نسبت به معنا ونیروی هستی بخشِ جاری در پس صورت های ملموس حیات برسیم.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg