هیچ!
H.SHAJARIAN-آوای مهرگان – @AVAYEMEHREGAN
اینو هرکی فرستاده بگه, بهش یه هدیه بدم. دمت گرم.
هیچ!
Photo
توی زندگى هركس نقطه اى هست كه آدم هيچوقت نتوسته اونجورى كه بايد بابتش داد بزنه، فرياد بكشه يا شهرو بهم بريزه، خيال ميكنه فرصتش پيش نيومده يا وقتش نرسيده..
ولى حقيقت اينه كه نميشه، انگار يكسر اون نقطه به جايى از اعماق وجودت وصله كه اگر پارهش كنى اول از همه خودت رو ميكشه، اينه كه در زندگى هركس نقطه اى هست كه نميشه كاريش كرد.
ولى حقيقت اينه كه نميشه، انگار يكسر اون نقطه به جايى از اعماق وجودت وصله كه اگر پارهش كنى اول از همه خودت رو ميكشه، اينه كه در زندگى هركس نقطه اى هست كه نميشه كاريش كرد.
هیچ!
H.SHAJARIAN-آوای مهرگان – @AVAYEMEHREGAN
صبحی پاشدم, پلی کردمش, رفتم بازار رشت...
موزیک میکس شده با آبره اشپل دارم دانه ای ده تومن...
لذت آمبیانس...
سبزی خریدم و نون و...
دارم برمیگردم خونه بشینم سبزی پاک کنم.
واقعا پیر شدم...
موزیک میکس شده با آبره اشپل دارم دانه ای ده تومن...
لذت آمبیانس...
سبزی خریدم و نون و...
دارم برمیگردم خونه بشینم سبزی پاک کنم.
واقعا پیر شدم...
وقتی یه آدم چاقو میخوره اولین توصیه که بهش میکنن اینه که چاقو رو از تنش نکشه بیرون چون خود چاقو خوردن نمیکشتش مقدار خونی که از دست میده است که باعث مرگش میشه و تا وقتی چاقو داخل زخمه جلو خونریزی گرفته میشه.
ولی به هرحال آدم که نمیتونه با جنس عاریه تو بدنش زندگی کنه و آخر چاقو رو میکشه حتی اگر قیمتش مرگ باشه. هوم؟
ولی به هرحال آدم که نمیتونه با جنس عاریه تو بدنش زندگی کنه و آخر چاقو رو میکشه حتی اگر قیمتش مرگ باشه. هوم؟
هیچ!
وقتی یه آدم چاقو میخوره اولین توصیه که بهش میکنن اینه که چاقو رو از تنش نکشه بیرون چون خود چاقو خوردن نمیکشتش مقدار خونی که از دست میده است که باعث مرگش میشه و تا وقتی چاقو داخل زخمه جلو خونریزی گرفته میشه. ولی به هرحال آدم که نمیتونه با جنس عاریه تو…
فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا یا من تو را میکُشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر
دنیا به همین چند سطر رسیده است...
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا یا من تو را میکُشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر
دنیا به همین چند سطر رسیده است...
هیچ!
فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکُشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده است...
پرگار زندگی من نوک سیاهشو ثابت نگه داشتو نوک تیزشو حرکت داد تا با پاره کردن ورقه ها و مچاله شدن تمومِ سفیدیارو گردن انتخاب اشتباه و تقدیر بندازه اما ...
هیچ!
پرگار زندگی من نوک سیاهشو ثابت نگه داشتو نوک تیزشو حرکت داد تا با پاره کردن ورقه ها و مچاله شدن تمومِ سفیدیارو گردن انتخاب اشتباه و تقدیر بندازه اما ...
من یاد گرفتهام
چگونه زخمهایم را مثل پیراهنم بدوزم
من یاد گرفتهام چگونه استخوانم را
مثل لولای در جا بیندازم...
چگونه زخمهایم را مثل پیراهنم بدوزم
من یاد گرفتهام چگونه استخوانم را
مثل لولای در جا بیندازم...
پاییز به شیشه میکوبید، تابستون تقلای موندن میکرد، خودم چی؟ انتهای کدوم زمستون دفن شدم؟ توو همین فکر بودم که یهو از خودم اومدم بیرون ،خودمو توی تاریکی پیدا کردم که نشستم توی پذیرایی ، تو سکوت ، توی خونهی خالی ، هیچ چراغی روشن نبود، هیچکسم خونه نبود؛ ساعت 01:55شده ، چرا من اینجام ؟چرا نخوابیدم ؟ چرا یهو رفتم انقد تو خودم که حالا بیرون اومدنمو نفهمیدم؟ چی شد باز؟ چرا همه چی پوچ ازآب در میاد تو هر تاسی که من میریزم هیچی جفت در نمیاد؟ چرا باز میترسم ؟ نکنه باز میخوام بشم همون بچه کوچیک قدیم که فقط چون تفنگشو میخواست میزد همه دنیارو رو سر خودش خراب میکرد؟ نه واقعا ! به خودم قول داده بودم دیگه تکرار نکنم ، دیگه ایندفعه دیگه من نیستم که خراب میشم....
هیچ!
پاییز به شیشه میکوبید، تابستون تقلای موندن میکرد، خودم چی؟ انتهای کدوم زمستون دفن شدم؟ توو همین فکر بودم که یهو از خودم اومدم بیرون ،خودمو توی تاریکی پیدا کردم که نشستم توی پذیرایی ، تو سکوت ، توی خونهی خالی ، هیچ چراغی روشن نبود، هیچکسم خونه نبود؛ ساعت…
از توی کمد هم شده پیدایم کن!
میترسم چاقویی در پهلویم فرو کنند
و یا گلولهای در سرم شلیک
و بعد بگویند:
" خُب
نقشت این بود "
میترسم چاقویی در پهلویم فرو کنند
و یا گلولهای در سرم شلیک
و بعد بگویند:
" خُب
نقشت این بود "
برنامه ناشناس
شبت بیفکر آقای هیچِ عزیز . . .
بلا به دور عزیز
شب بخیر ❤️
شب بخیر ❤️