هیچ! – Telegram
هیچ!
3.06K subscribers
487 photos
247 videos
102 files
66 links
Download Telegram
هیچ!
😵 Sticker
بعد پاک کردن سبزی...
وقتی یه آدم چاقو می‌خوره اولین توصیه که بهش می‌کنن اینه که چاقو رو از تنش نکشه بیرون چون خود چاقو خوردن نمی‌کشتش مقدار خونی که از دست میده است که باعث مرگش میشه و تا وقتی چاقو داخل زخمه جلو خون‌ریزی گرفته میشه.
ولی به هرحال آدم که نمی‌تونه با جنس عاریه تو بدنش زندگی کنه و آخر چاقو رو می‌کشه حتی اگر قیمتش مرگ باشه. هوم؟
اوضاع شما هم که خیطه....
هیچ!
فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را می‏‌‌کُشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده است...
پرگار زندگی من نوک سیاهشو ثابت نگه داشتو نوک تیزشو حرکت داد تا با پاره کردن ورقه ها و مچاله شدن تمومِ سفیدیارو گردن انتخاب اشتباه و تقدیر بندازه اما ...
هیچ!
پرگار زندگی من نوک سیاهشو ثابت نگه داشتو نوک تیزشو حرکت داد تا با پاره کردن ورقه ها و مچاله شدن تمومِ سفیدیارو گردن انتخاب اشتباه و تقدیر بندازه اما ...
من یاد گرفته‌ام
چگونه زخم‌هایم را مثل پیراهنم بدوزم
من یاد گرفته‌ام چگونه استخوانم را
مثل لولای در جا بیندازم...
زیر این آسمان ابری
به معنای نامش فکر می‌کند 
گل آفتابگردان!
پاییز به شیشه می‌کوبید، تابستون تقلای موندن میکرد، خودم چی؟ انتهای کدوم زمستون دفن شدم؟ توو همین فکر بودم که یهو از خودم اومدم بیرون ،خودمو توی تاریکی پیدا کردم که نشستم توی پذیرایی ، تو سکوت ، توی خونه‌ی خالی ، هیچ چراغی روشن نبود، هیچکسم خونه نبود؛ ساعت 01:55شده ، چرا من اینجام ؟چرا نخوابیدم ؟ چرا یهو رفتم انقد تو خودم که حالا بیرون اومدنمو نفهمیدم؟ چی شد باز؟ چرا همه چی پوچ ازآب در میاد تو هر تاسی که من میریزم هیچی جفت در نمیاد؟ چرا باز میترسم ؟ نکنه باز میخوام بشم همون بچه کوچیک قدیم که فقط چون تفنگشو میخواست میزد همه دنیارو رو سر خودش خراب میکرد؟ نه واقعا ! به خودم قول داده بودم دیگه تکرار نکنم ، دیگه ایندفعه دیگه من نیستم که خراب میشم....
شب بخیر...
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
شبت بی‌فکر آقای هیچِ عزیز . . .
برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ شبت بی‌فکر آقای هیچِ عزیز . . .
بلا به دور عزیز
شب بخیر ❤️
Forwarded from آقای چار
به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» می‌گویند

#کاظم_بهمنی
@mr_chaar
کاش میشد آب و هوای رشت رو براتون عکس بگیرم.
اینجوریه...
احتمالا تو لیلی دل مجنون منی...
داشتم به پاشدن بی اون عادت میکردم، تا اینکه شاهکاری از چیدمان اجزاء صورت, جلوم قرار گرفت و بهم گفت صبح هم در امتداد همون شبی میاد که لحظه لحظه ی تاریکیش بدون من سپروند، نه یک شب، نه ده شب، هزار شب؛ حالا اون ثانیه ها ثبت شدن.
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
پیرامون اون عکس و اون آب و هوا و اون شهر، حاضرم جامو بدم جاتونو بگیرم برجی یه تومنم واریز کنم
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خونه و ماشینم میذارم