هیچ! – Telegram
هیچ!
3.06K subscribers
487 photos
247 videos
102 files
66 links
Download Telegram
درستش این بود، حامد زنگ میزد و می گفت:
با امین برید کارای ویزا و پاسپورتتونو انجام بدید.
دوباره قراره بریم.
میرفتیم و با یه مشت آدم خاکی وول میخوردیم و دوباره بعد چندسال, شروع میکردیم عکاسی کردن. از بعد اینجا, دیگه دلم نیومد به دوربین دست بزنم.
گذاشتمش کنار...
زندگی خیلی حوصله سر بر شده.
دلم میخواد خیلی بنویسم, اما حتی حوصلشم نیست.
#موصل #الحضر #نازحین
مردم بابت ضعف هات ازت متنفر نیستن.
اونا به خاطر قدرت و توانایی هات
ازت متنفرن، پس سعی کن قوی باشی
و به نظر دیگران اهمیت ندی.

#وودی_آلن
(:
راستش اینه که آدم هیچ وقت نمی دونه چی می خواد، آدم فکر می کنه یه جور آدم مشخص رو می خواد..و بعد یکی رو میبینه که هیچی از چیزهایی که می خواسته رو نداره...

و بدون هیچ دلیلی عاشقش میشه!

Woody Allen
بعد اونا فکر میکنن من متوجه نمیشم، یا اصلا ناراحت نمیشم، ولی من فقط یاد گرفتم هیچیو بروی خودم نیارم. هیچ‌چیزی‌رو. هیچ‌وقت نباید به آدما بگی حالت خوب نیست، یا چی باعث شده حالت بد بشه. چون همونا سر فرصت از همون راه واسه بد کردن حالت، واسه ناراحت کردنت استفاده میکنن.
#ارسالی_شما
چه خبر...
❤️🍀
#خدایاشکرت
برایِ اتفاقایی که "روا" نبود ولی افتاد، که بگه قوی تر باشم

.
آدم ها به اندازه ی چیزهایی که باید بگن ولی نمیگن از هم دور میشن ...
هیچ!
آدم ها به اندازه ی چیزهایی که باید بگن ولی نمیگن از هم دور میشن ...
[...]
نشست و گفت: عزيزم مرا ببخش، نرو
(مراببخش) موثر نبود، منت كرد

بلند شد برود، رفت توي لاك خودش
و توي لاك خودش بيشتر حماقت كرد


غروب، كافه ي سيد، صداي قل قل درد
نشست و بغضش را توي كافه قسمت كرد

.
.
.
مرتضی عابدپور لنگرودی
هیچ!
[...] نشست و گفت: عزيزم مرا ببخش، نرو (مراببخش) موثر نبود، منت كرد بلند شد برود، رفت توي لاك خودش و توي لاك خودش بيشتر حماقت كرد غروب، كافه ي سيد، صداي قل قل درد نشست و بغضش را توي كافه قسمت كرد . . . مرتضی عابدپور لنگرودی
جلو تر میره شعر و میگه :


اگرچه شك اش را بر يقين گذاشته بود
از ابتدا فرض اش را بر اين گذاشته بود

كه هيچوقت گزندي به مار ها نرسد
براي پيرهنش آستين گذاشته بود

(:
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته، نگارا تو بمان.
- هوشنگ_ابتهاج
هیچ! pinned «داغ و درد است همه نقش و نگار دل من بنگر این نقش بخون شسته، نگارا تو بمان. - هوشنگ_ابتهاج»
فضا می‌طلبه که تنظیم‌ شدش رو هم بذارم.
To Beman
Diyar Project
شعر: هوشنگ ابتهاج
آواز: حسین پیرحیاتی
موسیقی: ماهان فرزاد - کوشاوحدتی
@Nothingmann
اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چنددقیقه فراموش می‌کنند، اما یک اهانت را سال‌ها به‌خاطر می‌سپارند.
آن‌ها مانند آشغال‌جمع‌کن‌هایی هستند که هنوز توهینی را که مثلا بیست‌سال پیش به آن‌ها شده با خود حمل می‌کنند و بوی ناخوشایند این زباله‌ها همواره آنان را می‌آزارد.
برای شادبودن باید بر افکار شاد تمرکز کنید.
و باید ذهن خود را از زباله‌های تنفر،خشم،نگرانی و ترس رها کنید.

#اندرو_متیوس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهت ثابت می‌كنم
وقتی که اين مردم متمدن
تو يه موقعيت بحرانی قرار بگيرند حاضرن حتی همديگر رو بخورن!

#شوالیه_تاریکی
تنها چیزی که توو زندگی
بدون تلاش بدست میاری،
شکسته...

Free toPlay
Forwarded from آقای چار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه ها که بر سر ما رفت و
کس نزد آهی.....
آقای چار
چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی.....
جانم, جانم...
به به, به به...
چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی...
️همه چیز دست خود آدم است اما به علت بزدلی محض همه ‌چیز از چنگش می‌لغزد. این یک اصل بدیهی است. از خودم می‌پرسم مردم از چه چیز بیش‌تر می‌ترسند؟
برداشتن گامی تازه، زدن حرفی تازه، از همین است که بیش‌ترین ترس را دارند.
با این همه، زیادی وراجی می‌کنم. برای همین است هیچ‌کاری نمی‌کنم، چون زیادی وراجی می‌کنم. اما شاید قضیه این‌طور باشد: وراجی می‌کنم چون هیچ کاری نمی‌کنم.

#جنايات_و‌_مكافات
#فئودور_داستایوسکی