PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
من اگه نویسنده کتاب "بیشعوری" بودم، صفحه اول کتاب مینوشتم: "اگر فکر می کنید با خوندن یه کتاب باشعور می شوید، شما یه بیشعور هستید"

📚 @PDFsCom
1
«زندگی برای من قشنگه. خیلی چیزای دیگه توش
هست که من دلم می‌خواد ببینم. می‌خوام بمونم ببینم ظلم
تا چه حد پیش میره. می‌خوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه‌ی ستم کشیدن داره...»

#معرفی_کتاب
📕 خیمه شب بازی
✍🏻 #صادق_چوبک

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17740

📚 @PDFsCom
پس از گذشت ۱۰۰ سال از مرگ مارک تواین، خودزندگی‌نامه‌اش منتشر شد. او این خودزندگی‌نامه را در دههٔ آخر عمر خویش نوشته و خواسته بوده که تا یک قرن پس از مرگش انتشار نیابد.

📕 زندگی من
✍🏻 #مارک_تواین

📚 @PDFsCom
وسواسی باشید
در انتخاب کتابی که می‌خوانید
فیلمی که می‌بینید
آدمی که با آن معاشرت می‌کنید
موضوعی که به آن فکر می‌کنید!

این‌ها غذای روح شما هستند ...

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

آیا اصلاً تا به حال به این سؤالات فکر کرده اید....
آیا آفریدگاری وجود دارد؟
آیا جهان هستی به پایان می رسد؟
آیا جهان هستی یکتاست؟
پیش از خلق جهان هستی، چه چیز وجود داشت؟
آیا موجودات فضایی وجود دارند؟
آیا می توانیم آینده را پیش بینی کنیم؟
چه زمانی باید زمین را ترک کنیم؟
آیا بشتر روی زمین دوام می آورد؟
آیا می توانیم به گذشته سفر کنیم؟ آینده چطور؟

سوالاتی سخت ولی در عین حال ضرروی و بزرگ به شمار می آیند که می تواند سرنوشت مان را رقم بزند.
پاسخ های هاوکینگ را برای این سؤالات، در آخرین کتاب او بیابید.

📕 جهان در پوست گردو
✍️🏻 #استیون_هاوکینگ

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/608

📚 @PDFsCom
👍1
کتاب switch به معنی جا به جایی که در ایران به نام ژانوس، ستاره آرزو منتشر شده است، اثری دیگر از آنتونی هوروویتس است. البته هم سطح آلکس رایدر و گروشام گرینج و ... نیست ولی باز هم خیلی قشنگ است.

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ژانر ترسناک و تخیلی پیشنهاد می‌کنیم

📕 ژانوس ستاره آرزو
✍🏻 #آنتونی_هوروویتس

📚 @PDFsCom
اگر ندانیم که می‌میریم
طعم زنده بودن را
نمی‌توانیم بچشیم
و بدون دریافت شگفتیِ شگرف زندگی
تصور مرگ نیز ناممکن است!
روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد
که بیماری اش لاعلاج است
چیزی بدین مضمون بر زبان آورد‌‌...
تا این لحظه نفهمیده بودم، زندگی چه زیباست!
تاثر آور نیست که آدم باید بیمار شود
تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است...؟!

📕 دنیای سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر

📚 @PDFsCom
اسب سواری، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک میخواست.
مرد سوار دلش به حال او سوخت، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و بر روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند!
مرد افلیج که اکنون خود را سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را کشید و گفت: اسب را بردم و با اسب گریخت!
پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد: "تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو؛ اما گوش کن ببین چه می گویم". مرد افلیج اسب را نگه داشت. مرد سوار گفت: "هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی!" میترسم که دیگر "هیچ سواری" به "پیاده ای" رحم نکند!

حکایت، حکایت روزگار ماست!
به قدرتمندان و ثروت اندوزان بگویید: شما که با جلب اعتماد مستمندان و بیچارگان و ستمدیدگان، اسب قدرت بدستتان افتاده! شما نه فقط اسب...
که ایمان
اعتماد
اعتقاد
را بردید.
فقط به کسی نگویید چگونه سوار اسب قدرت شدید!
افسوس که دیگر نه بر اعتمادها اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتمادی!

📚 @PDFsCom
2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیمی از نگرانی‌ ها و اضطراب‌ های ما
مربوط به نظر دیگران است،
ما باید این خار را
از بدن خود بیرون بکشیم
نظر دیگران، تصوری خام یا یک وهم است
که هر لحظه میتواند تغییر کند
نظر دیگران به نخی بند است
و ما را برده ی آنان می کند،
برده ی نظراتشان و بدتر،
برده ی آنچه وانمود میکنند
به نظرشان می رسد!

#اروین‌_یالوم

📚 @PDFsCom
کلا زنها دو دسته اند:
آنهایی که محافظت می شوند و آنهایی که نمی شوند!

زن های محافظت شده راه رفتنی با طمانینه دارند ولی زن های محافظت نشده یا بسیار تند راه می روند یا بسیار کند.

زن محافظت نشده یا غر می زند، یا به جایی خیره می شود و گاه خرفت می شود. اما زن محافظت شده مهمانی ترتیب می دهد یا از مسافرت هایش می گوید!

زن محافظت نشده با نهایت رنج گریه می کند و آنقدر این کار را ادامه می دهد که دیگر اشکش درنمی آید!
زن محافظت شده همیشه در نیمه راه گریه و یأس، به زندگی عادی بر می گردد!

#معرفی_کتاب
📕 حتی وقتی می خندیم
✍🏻 #فریبا_وفی

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17731

📚 @PDFsCom
روزی روزگاری دختری بود که در شهری کوچک و دنیایی کوچک زندگی میکرد.این دختر بسیار خوشبخت بود یا دست کم به خودش میگفت که خوشبخت است.مثل بسیاری از دخترها،این دختر هم عاشق این بود که خود را به قیافه های جورواجور درآورد،کسی شود که واقعا نبود.
اما مثل بسیاری از دخترها،زندگی او را ضعیف تر کرد تا اینکه، بجای پیدا کردن چیزی که واقعا مناسب اوست،خودش را استتار کرد،بخش هایی از وجودش که او را از دیگران متمایز میساخت را پنهان نمود.او تا مدت ها اجازه داد دنیا او را آزرده کند،تا اینکه به این نتیجه رسید که مطمئن تر این است که اصلا خودش نباشد.

📕 باز هم من
✍🏻 #جوجو_مویز

📚 @PDFsCom
👍1