معلم گفت توانا بود هرکه..؟
دانش آمـــوزی ادامه داد
توانا بود هرکه دارا بود" ز ثروت دل پیر بُرنــا بود
تهی دست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را "توانــا بود هرکه دانــا بود"
📚 @PDFsCom
دانش آمـــوزی ادامه داد
توانا بود هرکه دارا بود" ز ثروت دل پیر بُرنــا بود
تهی دست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را "توانــا بود هرکه دانــا بود"
📚 @PDFsCom
👍239👎27❤12🔥8
تلاش نگارنده در این کتاب بر این است که به رازهای دنیای باستان پی ببرد او معتقد است که در گذشتههای بسیار دور، فضانوردانی از سیارات دیگر به ملاقات اجداد ما آمدند و به آنها تمدن و راه و روش زندگی را آموختند. اما نیاکان ما که بسیار ابتدایی و وحشی بودند، آنان را خدایان فرض کردند و به پرستش آنان پرداختند و هزاران فرقهی خرافی با رنگ و بوی مذهبی را به وجود آوردند و این گونه از درک وجود خدای راستین به دور ماندند و زندگی خود را به کجیهای بسیار آلودند".
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن
📚 @PDFsCom
👍31👎5
ارابه خدایان.pdf
1.8 MB
👍37👎6
باور کن لازم نیست همه را راضی نگه داری!
لازم نیست نگرانِ چگونگیِ قضاوت شدنت در ذهن آدم ها باشی و لازم نیست خودت را با اعتقاد و باورشان هماهنگ کنی!
مطمئن باش هرچقدر هم که زمان بگذاری و هرچقدر هم که خوب باشی؛ حریفِ تمامِ سلیقه ها، اندیشه ها و باورها نخواهی شد!
📚 @PDFsCom
لازم نیست نگرانِ چگونگیِ قضاوت شدنت در ذهن آدم ها باشی و لازم نیست خودت را با اعتقاد و باورشان هماهنگ کنی!
مطمئن باش هرچقدر هم که زمان بگذاری و هرچقدر هم که خوب باشی؛ حریفِ تمامِ سلیقه ها، اندیشه ها و باورها نخواهی شد!
📚 @PDFsCom
👍79❤20
بسیاری از ما قادریم ندای درون مان را بشنویم، اما تعداد کمی از ما درکش میکنیم و حتی عدهی کمتری یاد گرفتهایم که به آن اعتماد کنیم. و فقط به چیزهایی اعتماد میکنیم که ذهن منطقی ما آن را درست میداند و تجربه کرده است.
📕 چگونه به صدای درون خود گوش کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
📕 چگونه به صدای درون خود گوش کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
👍29❤4👎3
"به سود ايران و ايرانيان بود، اگر نفت نمیداشتند؛ ملت كارآمد، فساد اقتصادی در حد اقل، دمكراسی برقرار و ايران بركنار از اصطكاک منافع قدرتها و بازیهای آنها بود، روی پای خود میايستاد و آسان نفس میكشيد و چون ثروت بادآوردهای هم در كار نبود؛ كسي جز دوستداران خدمت به ملت داوطلب مقام دولتی نمیشد و جرائم دولتی هم كمتر اتفاق میافتاد."
👤 بخشی از نوشتههای کتابی از ابوالفضل لسانی سناتور مجلس سنای ایران در دهه 30
📚 @PDFsCom
👤 بخشی از نوشتههای کتابی از ابوالفضل لسانی سناتور مجلس سنای ایران در دهه 30
📚 @PDFsCom
👍124👎9🔥3
ملتِ بیسواد، زاده نمیشود، ساخته میشود!
بی سوادی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد!
بی سوادی یعنی: شبکهی محبوب اجتماعی را که باز میکنی، تمام صفحات پر باشد از روزمرگی آدم معروفها، مسخره بازی معروف نماها، قضاوتهای بی سرو ته، و توهینهای شرمآور!
نه از مطالب آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرف حساب!
بی سوادی یعنی: توی صفحه و روی پروفایلت بنویسی "به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد" و کمی آن طرفتر ، مادرت از بی توجهیات بغض کرده باشد!
بی سوادی یعنی: مسیر تمام لباس فروشی و
آرایشگاههای شهر را از حفظ باشی،
اما حتی یکبار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد ...
این بی سوادی مدرن دارد فرهنگمان را از ریشه میخشکاند،
حواستان هست؟!
📚 @PDFsCom
بی سوادی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد!
بی سوادی یعنی: شبکهی محبوب اجتماعی را که باز میکنی، تمام صفحات پر باشد از روزمرگی آدم معروفها، مسخره بازی معروف نماها، قضاوتهای بی سرو ته، و توهینهای شرمآور!
نه از مطالب آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرف حساب!
بی سوادی یعنی: توی صفحه و روی پروفایلت بنویسی "به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد" و کمی آن طرفتر ، مادرت از بی توجهیات بغض کرده باشد!
بی سوادی یعنی: مسیر تمام لباس فروشی و
آرایشگاههای شهر را از حفظ باشی،
اما حتی یکبار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد ...
این بی سوادی مدرن دارد فرهنگمان را از ریشه میخشکاند،
حواستان هست؟!
📚 @PDFsCom
👍313❤39👎3
در نامه ای به فرزند آینده ام
خواهم نوشت
در طول زندگی ات
اگر لااقل ده کتاب که بر خلاف عقیده ی توست نخواندی،
هرگز بر درستی عقایدِ خودت پافشاری نکن...
📚 @PDFsCom
خواهم نوشت
در طول زندگی ات
اگر لااقل ده کتاب که بر خلاف عقیده ی توست نخواندی،
هرگز بر درستی عقایدِ خودت پافشاری نکن...
📚 @PDFsCom
👍147❤10🔥6👎3
برای اینکه یک رابطه سالم باشد، هر دو نفر باید هم خواهان نه گفتن و نه شنیدن باشند هم قادر به نه گفتن و نه شنیدن.
بدون نفی، بدون نپذیرفتنهای گاهبهگاه، حد و مرزها از بین میروند و مشکلات و ارزشهای یک شخص بر مشکلات و ارزشهای شخص دیگر چیره میشوند.
📕 هنر ظریف اهمیت ندادن
✍🏻 #مارک_منسن
📚 @PDFsCom
بدون نفی، بدون نپذیرفتنهای گاهبهگاه، حد و مرزها از بین میروند و مشکلات و ارزشهای یک شخص بر مشکلات و ارزشهای شخص دیگر چیره میشوند.
📕 هنر ظریف اهمیت ندادن
✍🏻 #مارک_منسن
📚 @PDFsCom
👍67🔥6❤5👎1
ببخشيد شما ثروتمنديد؟
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباسهاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مىلرزيدند.
پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمىزد و نمىتوانستم به آنها كمك كنم. مىخواستم يكجورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايىهاى كهنهی كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زيرچشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم! شما پولدارين؟
نگاهى به روكش نخنماى مبلهايمان انداختم و گفتم: من؟ اوه... نه.
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكىاش به هم میخوره.
آنها درحالى كه بستههاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.
فنجانهاى سفالى آبىرنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيبزمينىها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيبزمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همهی اينها به هم مىآمدند.
صندلىها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانهمان را مرتب كردم. لكههاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى پاك نكردم. مىخواهم هميشه آنها را همانجا نگه دارم كه هيچوقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
📕 من منم، تو تویی
✍🏻 #ماريون_دول
📚 @PDFsCom
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباسهاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مىلرزيدند.
پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمىزد و نمىتوانستم به آنها كمك كنم. مىخواستم يكجورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايىهاى كهنهی كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زيرچشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم! شما پولدارين؟
نگاهى به روكش نخنماى مبلهايمان انداختم و گفتم: من؟ اوه... نه.
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكىاش به هم میخوره.
آنها درحالى كه بستههاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.
فنجانهاى سفالى آبىرنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيبزمينىها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيبزمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همهی اينها به هم مىآمدند.
صندلىها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانهمان را مرتب كردم. لكههاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى پاك نكردم. مىخواهم هميشه آنها را همانجا نگه دارم كه هيچوقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
📕 من منم، تو تویی
✍🏻 #ماريون_دول
📚 @PDFsCom
👍114❤32🔥2👎1
روزى زنبوری و ماری با هم بحث میکردند. مار ميگفت: آدمها از ترسِ ظاهر ترسناک من میمیرند، نه بخاطر نيشم! مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و به زنبور گفت: من چوپان را نيش مىزنم اما تو بالاى سرش سر و صدا کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد. مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!
چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
این داستان زندگی ماست...
خيلى از مشكلات هم همينگونه هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چیز بر میگردد به برداشت ما از زندگى. مواظب تلقین های زندگیمان باشیم...
📚 @PDFsCom
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد. مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!
چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
این داستان زندگی ماست...
خيلى از مشكلات هم همينگونه هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چیز بر میگردد به برداشت ما از زندگى. مواظب تلقین های زندگیمان باشیم...
📚 @PDFsCom
👍127❤16🔥8
کتاب بخون، آب بیشتر بنوش،
حرفت رو بزن، گاهی بنویس،
صادق باش،
به اطرافت کمتر اهمیت بده،
ورزش کن، از اخبار دور بمون،
ورودی ذهنت رو کنترل کن
حالت خوب میشه...
📚 @PDFsCom
حرفت رو بزن، گاهی بنویس،
صادق باش،
به اطرافت کمتر اهمیت بده،
ورزش کن، از اخبار دور بمون،
ورودی ذهنت رو کنترل کن
حالت خوب میشه...
📚 @PDFsCom
👍127❤13🔥8👎2
کسی که استعداد دارد، اگر یاد بگیرید که چطور از استعدادش مصرف کند، کاملاً موفق میشود و آنچنان به خوشنودی خاطر و آرامش درون دست مییابد که شناخت آن برای مردم غیر هممیزان خودش مقدور نیست.
📕 رمز موفقیت
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
📕 رمز موفقیت
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
👍25❤3👎1
همهٔ انسانها نقصی مشابه دارند: برای زندگی انتظار میکشند، چرا که جسارت تکتک لحظهها را ندارند.
چرا اشتیاق کافی صَرف هر لحظه نکنیم تا ابدیّتی از آن بسازیم؟ همهٔ ما فقط زمانی یاد میگیریم زندگی کنیم که دیگر چشمانتظار چیزی نیستیم، چرا که نه در اکنونِ زنده، بلکه در آیندهای دور و مبهم زندگی میکنیم.
نباید برای چیزی جز ندای بیواسطهٔ لحظه انتظار کشید. باید بدون آگاهی از زمان منتظر بمانیم. بدون "اکنون" رستگاریای در کار نیست.
📕 بر قلههای ناامیدی
✍🏻 #امیل_چوران
📚 @PDFsCom
چرا اشتیاق کافی صَرف هر لحظه نکنیم تا ابدیّتی از آن بسازیم؟ همهٔ ما فقط زمانی یاد میگیریم زندگی کنیم که دیگر چشمانتظار چیزی نیستیم، چرا که نه در اکنونِ زنده، بلکه در آیندهای دور و مبهم زندگی میکنیم.
نباید برای چیزی جز ندای بیواسطهٔ لحظه انتظار کشید. باید بدون آگاهی از زمان منتظر بمانیم. بدون "اکنون" رستگاریای در کار نیست.
📕 بر قلههای ناامیدی
✍🏻 #امیل_چوران
📚 @PDFsCom
👍22❤6🔥2
یک بار شعار جالبی را روی برچسب سپر یک ماشین در پارکینگ کلیسا دیدم و آن را پشت
خبرنامه یکشنبه ی خود یادداشت کردم.
شعار این بود، «خیر است.»
با دیدن این جمله لبخند زدم.
«خیر است.» فلسفه این کتاب است؛
تصور من این اعتقاد راسخ است که آنچه روی می دهد خیر است و زندگی روایتی است که شما هم دستی در نوشتن آن دارید.
ما در گیر ظاهر امور هستیم اما چیزی که اهمیت دارد ایمان است، ایمان به اینکه «خیر است.»
📕 بنویس تا اتفاق بیفتد
✍🏻 #هنریت_کلاوسر
📚 @PDFsCom
خبرنامه یکشنبه ی خود یادداشت کردم.
شعار این بود، «خیر است.»
با دیدن این جمله لبخند زدم.
«خیر است.» فلسفه این کتاب است؛
تصور من این اعتقاد راسخ است که آنچه روی می دهد خیر است و زندگی روایتی است که شما هم دستی در نوشتن آن دارید.
ما در گیر ظاهر امور هستیم اما چیزی که اهمیت دارد ایمان است، ایمان به اینکه «خیر است.»
📕 بنویس تا اتفاق بیفتد
✍🏻 #هنریت_کلاوسر
📚 @PDFsCom
👍64❤13🔥3🙏1
جادهای که انسان
برای خروج از غم و اندوه
در آن سفر میکند
هرگز مستقیم نیست...
روزهای خوب و روزهای بد وجود دارند
اگر امروز یک روز بد است،
مثل پیچ جاده، باید از آن عبور کرد
و به سلامت به مقصد رسید...
#جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
برای خروج از غم و اندوه
در آن سفر میکند
هرگز مستقیم نیست...
روزهای خوب و روزهای بد وجود دارند
اگر امروز یک روز بد است،
مثل پیچ جاده، باید از آن عبور کرد
و به سلامت به مقصد رسید...
#جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
👍49❤3
به جای اینکه صرفاً در جستجوی شادی و خوشبختی باشیم، میتوانیم به دنبال معنایی باشیم که زندگی پیش رویمان قرار میدهد.
شادی به خودی خود چنین هدفی شمرده نمیشود. لذت به خودی خود نمیتواند به زندگی و وجود ما معنا بخشد؛ همانطور که فقدان لذت نیز نمیتواند معنا را از زندگی سلب کند.
زندگی ما از کنشهای ما، عشق ورزیدن و رنج کشیدن معنا مییابد.
📕 آری به زندگی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
📚 @PDFsCom
شادی به خودی خود چنین هدفی شمرده نمیشود. لذت به خودی خود نمیتواند به زندگی و وجود ما معنا بخشد؛ همانطور که فقدان لذت نیز نمیتواند معنا را از زندگی سلب کند.
زندگی ما از کنشهای ما، عشق ورزیدن و رنج کشیدن معنا مییابد.
📕 آری به زندگی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
📚 @PDFsCom
👍27🔥6