PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
📖 کتاب بخوانیم

- اگر 1 جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.

- اگر 2 جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.

- اگر 3 جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.

- اگر 4 جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.

- اگر 5 جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.

- اگر 6 جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.

- اگر 7 جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.

- اگر 8 جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.

- اگر 9 جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.

- اگر 10 جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.

- اگر 100 جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.

- اگر 1000 جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می‌روید ...

📚 @PDFsCom
👍25943🤩12👎7👏7
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است که نویسنده‌ اش فردریک براون نویسنده آمریکایی قرن بیستم است!

The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knock on the door.

 آخرین انسان روی کره زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند...!

📚 @PDFsCom
👍162👎1816🤩12
روش برخورد با مردم در ۱۰ کلمه از عطار :

‏دورِ دور مَرو که مهجور گردی و نزدیکِ نزدیک مَیا که رنجور گردی!

📚 تذكرة الاوليا| ذكر ابراهيم ادهم

📚 @PDFsCom
👍12328
هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند ، "صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می‌شود و گوینده‌ حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می‌شود !

در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید ، شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید : یا به تشکیلات دروغ می‌پیوندید یا یک مخالف سیاسی محسوب می‌شوید !

📕 حقیقت و سیاست
✍🏻 #هانا_آرنت

📚 @PDFsCom
👍769
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاده ی زندگی
هرگز بُن بست نیست!
نفسی تازه کن
کفش هایت را بپوش
و دوباره دل به راه بسپار!
آغوش خداوند همیشه
انتظارت را می کشد...

صبحتون زیبا ❤️

📚 @PDFsCom
21👍16
حتی در غم انگیزترین زندگی ها نیز به لحظاتی درخشان برمیخوریم
و حتی در میان شن و سنگ هم گل های کوچک شادی می روید.

📕 گرگ بيابان
✍🏻 #هرمان_هسه

📚 @PDFsCom
👍3817
یه تیکه از کتاب سووشون هست که سیمین دانشور گفته:
آدم‌ها به فَراموشی مُحتاج‌ترند تا به خاطره.
آدم‌ها از خاطرات، خَنجر می‌سازند و با خنجرِ خاطره خط می‌اندازند روی همه‌چیزِ زندگی.
زندگی خجالت می‌کشد که از ذِهن بیرون بیاید، بس‌ که تن‌ و بدن و سر و صورتش خط‌خطی خاطرات است.
گاهی خاطره، خطرناک‌ترین چیزِ جهان است.

📚 @PDFsCom
👍15633🤩4
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری
بشنو از پیر خرابات تو این پند
هردست که دادی به همان دست بگیری

#شیخ_بهایی

 📚 @PDFsCom
👍13945👎3👏3
مردها هیچ‌گاه نمی‌گذارند درد و رنج در وجودشان باقی بماند. به محض آنکه چیزی سبب ناراحتی‌شان گردد، با خشم و رفتار خشونت‌آمیزشان، اعتراض و نارضایتی‌شان‌ را نشان می‌دهند.

📕 سی اثر
✍🏻 #کریستین_بوبن

📚 @PDFsCom
👍71👎20
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!

📕 کتاب:طبل حلبی
✍🏻 #گونتر_گراس

📚 @PDFsCom
👍10012👏7🤩3
فقیری به ثروتمندی گفت: اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟

ثروتمند گفت: تو را کفن می کنم و به گور می سپارم.

فقیر گفت: امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار...

این حکایت بسیاری از ماست که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمی دانیم ولی بعد از مردن، می خواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم!

📚 @PDFsCom
👍188👏2013
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چقدر غصه بخوری ؛
دنیا پاسخی به دلت نمی دهد
شاد باش، شاد بودن اگر
نتواند مشکلاتت را کم کند
اضافه هم نمی کند
ارزش واقعی تو زمانیست،
که در اوج مشکلات شاد باشی
و برای راه حل بکوشی...
‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌     
صبح یکشنبه بخیر

📚 @PDFsCom
👍3911
ما خواسته‌هایمان را از یارمان طلب می‌کنیم و کنارشان بسیار غیرمنطقی می‌شویم. چون باور داریم کسی که بخش‌های مبهم وجود ما را درک می‌کند و حضورش بسیاری از غصه‌هامان را از بین می‌برد؛ باید بتواند هر چیز دیگر زندگی‌مان را هم درست کند.

📕 سیر عشق
✍🏻 #آلن_دوباتن

📚 @PDFsCom
👍848👎4👏3
پاسبانی دزدی را در خیابان شلاق میزد.
از بزرگى پرسیدند این چه حکایتی است؟
پاسخ داد: چیزی نیست؛
دزد روز دارد دزد شب را محاکمه میکند!

📚 @PDFsCom
👍155👏156👎6🤩1
یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:

روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!

بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌

📚 @PDFsCom
👍33380👏22👎1🤩1
"بهشت و جهنم چگونه مکانی هایی هستند...؟!

یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:
بهشت جاییست که در آن
پلیسهایش بریتانیایی باشند؛ آشپزهایش ایرانی ، صنعتگرانش آلمانی ، کارگرانش چینی ، عاشقانش فرانسوی ، حوری هایش مانکن های ایتالیایی!
و همه اینها را سوییسیها اداره کنند...!

و جهنم جاییست که پلیسهایش آلمانی باشند؛ آشپزهایش تایلندی ، صنعتگرانش چینی ، کارگرانش عرب ، عاشقانش سوییسی ، حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ...!

📚 @PDFsCom
👍352👎34🤩26👏149
آن قدر از مرگ می ترسیم که همیشه سعی می کنیم از تقصیرات اموات بگذریم، انگار پیشاپیش می خواهیم وقتی نوبت خودمان شد از تقصیرات ما هم بگذرند!

📕 کوری
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو

📚 @PDFsCom
👍10014👏6🤩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست از زنده بودن بردار و زندگی کن!
بخند، آن که مجال لبخند ندارد، هرگز مجال زندگی نخواهد یافت! بخند تا هوای تازه به ریه هایت تزریق کنی…
برقص، که با چرخش بدنت، عشق را به زمین می رسانی و با گامهای موزون ات، دنیای خاکستری را سبز میکنی…

صبح دوشنبه بخیر

📚 @PDFsCom
👍2710👏1
آقای بارتلمی یک چیز رو خوب در گوشَت فرو کن، در هیچ جای این دنیا واقعا قانونی وجود نداره، قانون رو کسی تعیین میکنه که زورش از همه بیشتر باشه.

📕 دختری از بروکلین
✍🏻 #گیوم_موسو

📚 @PDFsCom
👍1034👏3👎2🤩2
تا انتها بخوانید ...

میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند ، برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند.
هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشدند .
وقتی خبر به خانم فخرالدّوله ، مالک بسیار ثروتمند ، (خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی) رسید ، به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟!!! من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم .
و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد ، قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود .
به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد .

روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است .
ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند .
کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند.
شاه پرسید : پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم ، امروز روز قتل (شهادت) حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم .

رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است .
آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت: در این مملکت یک مرد واقعی داریم , آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است.

سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود :

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کلید زندگیست

گفت : "زین معیار اندر شهر ما ،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست !

📚 @PDFsCom
👍304👏3433👎9🤩6