PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری
بشنو از پیر خرابات تو این پند
هردست که دادی به همان دست بگیری

#شیخ_بهایی

 📚 @PDFsCom
👍13945👎3👏3
مردها هیچ‌گاه نمی‌گذارند درد و رنج در وجودشان باقی بماند. به محض آنکه چیزی سبب ناراحتی‌شان گردد، با خشم و رفتار خشونت‌آمیزشان، اعتراض و نارضایتی‌شان‌ را نشان می‌دهند.

📕 سی اثر
✍🏻 #کریستین_بوبن

📚 @PDFsCom
👍71👎20
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!

📕 کتاب:طبل حلبی
✍🏻 #گونتر_گراس

📚 @PDFsCom
👍10012👏7🤩3
فقیری به ثروتمندی گفت: اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟

ثروتمند گفت: تو را کفن می کنم و به گور می سپارم.

فقیر گفت: امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار...

این حکایت بسیاری از ماست که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمی دانیم ولی بعد از مردن، می خواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم!

📚 @PDFsCom
👍188👏2013
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چقدر غصه بخوری ؛
دنیا پاسخی به دلت نمی دهد
شاد باش، شاد بودن اگر
نتواند مشکلاتت را کم کند
اضافه هم نمی کند
ارزش واقعی تو زمانیست،
که در اوج مشکلات شاد باشی
و برای راه حل بکوشی...
‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌     
صبح یکشنبه بخیر

📚 @PDFsCom
👍3911
ما خواسته‌هایمان را از یارمان طلب می‌کنیم و کنارشان بسیار غیرمنطقی می‌شویم. چون باور داریم کسی که بخش‌های مبهم وجود ما را درک می‌کند و حضورش بسیاری از غصه‌هامان را از بین می‌برد؛ باید بتواند هر چیز دیگر زندگی‌مان را هم درست کند.

📕 سیر عشق
✍🏻 #آلن_دوباتن

📚 @PDFsCom
👍848👎4👏3
پاسبانی دزدی را در خیابان شلاق میزد.
از بزرگى پرسیدند این چه حکایتی است؟
پاسخ داد: چیزی نیست؛
دزد روز دارد دزد شب را محاکمه میکند!

📚 @PDFsCom
👍155👏156👎6🤩1
یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:

روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!

بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌

📚 @PDFsCom
👍33380👏22👎1🤩1
"بهشت و جهنم چگونه مکانی هایی هستند...؟!

یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:
بهشت جاییست که در آن
پلیسهایش بریتانیایی باشند؛ آشپزهایش ایرانی ، صنعتگرانش آلمانی ، کارگرانش چینی ، عاشقانش فرانسوی ، حوری هایش مانکن های ایتالیایی!
و همه اینها را سوییسیها اداره کنند...!

و جهنم جاییست که پلیسهایش آلمانی باشند؛ آشپزهایش تایلندی ، صنعتگرانش چینی ، کارگرانش عرب ، عاشقانش سوییسی ، حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ...!

📚 @PDFsCom
👍352👎34🤩26👏149
آن قدر از مرگ می ترسیم که همیشه سعی می کنیم از تقصیرات اموات بگذریم، انگار پیشاپیش می خواهیم وقتی نوبت خودمان شد از تقصیرات ما هم بگذرند!

📕 کوری
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو

📚 @PDFsCom
👍10014👏6🤩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست از زنده بودن بردار و زندگی کن!
بخند، آن که مجال لبخند ندارد، هرگز مجال زندگی نخواهد یافت! بخند تا هوای تازه به ریه هایت تزریق کنی…
برقص، که با چرخش بدنت، عشق را به زمین می رسانی و با گامهای موزون ات، دنیای خاکستری را سبز میکنی…

صبح دوشنبه بخیر

📚 @PDFsCom
👍2710👏1
آقای بارتلمی یک چیز رو خوب در گوشَت فرو کن، در هیچ جای این دنیا واقعا قانونی وجود نداره، قانون رو کسی تعیین میکنه که زورش از همه بیشتر باشه.

📕 دختری از بروکلین
✍🏻 #گیوم_موسو

📚 @PDFsCom
👍1034👏3👎2🤩2
تا انتها بخوانید ...

میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند ، برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند.
هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشدند .
وقتی خبر به خانم فخرالدّوله ، مالک بسیار ثروتمند ، (خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی) رسید ، به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟!!! من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم .
و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد ، قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود .
به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد .

روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است .
ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند .
کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند.
شاه پرسید : پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم ، امروز روز قتل (شهادت) حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم .

رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است .
آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت: در این مملکت یک مرد واقعی داریم , آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است.

سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود :

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کلید زندگیست

گفت : "زین معیار اندر شهر ما ،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست !

📚 @PDFsCom
👍304👏3433👎9🤩6
دین درست را از میوه اش باید شناخت نه از صحبت های رهبرانش!
وقتی افراد بی نظم منظم شدند
فقر کم شد، دزدی کم شد، بی اخلاقی کم شد
آن وقت میگوییم دین این جامعه درست است

#امام_موسی_صدر

📚 @PDFsCom
👍22414👎7👏2
بعضی وقت‌ها احساس میکنم که هیچ چیز معنی ندارد. در سیاره‌ای که میلیون‌ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می‌رود، ما در میان غم زاده شده‌ایم؛ بزرگ می‌شویم، تلاش و تقلا می‌کنیم، بیمار می‌شویم، رنج می‌بریم، سبب رنج دیگران می‌شویم، گریه و مویه می‌کنیم، می‌میریم، دیگران هم می‌میرند، و موجودات دیگری به دنیا می‌آیند تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند.

📕 تونل
✍🏻 #ارنستو_ساباتو

📚 @PDFsCom
👍9523👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اندازه نفس کشیدن به شنیدن جمله‌های خوب نیازمند هستیم؛
مثل: غصه نخور، فدای سرت، کنارت هستم تا آخرش،
مثل حیف این بارون که زیرش قدم نزنیم، بپوش میام دنبالت،
مثل: چقدر بودنت زندگی‌مو رنگی کرده و ...

جمله های خوب رو از هم دریغ نکنیم ...

شروع هر روز فرصتی دوباره است♥️

📚 @PDFsCom
👍6517
ایشون مارگارت میچله.
سال ۱۹۲۶ شوهرش از دست کتابایی که میخونده خسته میشه، چون آوردنشون از کتابخونه با ایشون بوده و بهش میگه: «پِگی ول کن! به‌جای این‌همه کتاب خوندن، بشین یکی بنویس!»
ایشونم میشینه و رمان "بر باد رفته” رو مینویسه!

نتیجه: پشت هر زن موفقی، یک مرد تنبلم هست :))

📚 @PDFsCom
👍263🤩6839👏19👎4
دو شاهزاده در مصر بودند،
یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت.
عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر
و این یکی سلطان مصر شد.

پس آن توانگر با چشم حقارت
در فقیه نظر کرد و گفت:
"من به سلطنت رسیدم و تو هم
چنان در مسکِنت بماندي." گفت:
"ای برادر، شکر نعمت حضرت باری
تعالی بر من واجب است که میراث
پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون.

من آن مورم که در پایَم بمالند
نـه زنبـورم که از دستـم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم
کـه زور مـــــردم آزاری نــدارم ؟

#سعدی

📚 @PDFsCom
👍91👎2811
پیرمردی قد خمیده
در حال عبور بود،
جوانی به تمسخر
به او گفت:
این کمان را چند خریدی؟

پیرمرد گفت:
گذر زمان به تو هم
رایگان خواهد داد،
صبر داشته باش...

📚 @PDFsCom ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌
👍8819👏11👎2🤩1
یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است.مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند.
انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند.انتظار می‌کشیدند که بمیرند.توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند.توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند.صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی.منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید.منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می‌کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد .توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه.

📕 عامه پسند
✍🏻 #چارلز_بوکوفسکی

📚 @PDFsCom
👍897🤩2👎1