مارتین اسکورسیزی:
• درباره لوچینو ویسکونتی
« ویسکونتی از شاخه میلانی یکی از قدیمیترین خانوادههای اروپا بود که ریشههای آن به اوایل قرن سیزدهم برمیگردد. او میتوانست به عنوان شخصیتی در یکی از فیلمهای خودش درباره اشراف، مانند سنسو یا پلنگ، ظاهر شود - این زندگیای است که او در آن متولد شده بود. اما در برههای از دهه ۱۹۳۰، اشتیاق او به تئاتر، اپرا و سینما او را در مسیری کاملاً متفاوت قرار داد [...] او اغلب به عنوان یک هنرمند سیاسی بزرگ شناخته شده است، اما این توصیف بسیار محدودکننده و منجمد است. درک او از تاریخ اروپا گسترده بود و او زندگی ثروتمندان و قدرتمندان را از نزدیک میشناخت - اما در برههای از زمان، او به درک روی دیگر زندگی، یعنی زندگی فقرا و ناتوانان، کشیده شد. او درک عمیقی از شیوه خاصی داشت که در آن کاملاً همه، از ماهیگیران سیسیلی در اثر کلاسیک نئورئالیستیاش، زمین میلرزد، گرفته تا اشراف ونیزی در سنسو، تحت تأثیر جنبشهای بزرگ تاریخ قرار میگرفتند. »
👤| #Martin_Scorsese
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
• درباره لوچینو ویسکونتی
« ویسکونتی از شاخه میلانی یکی از قدیمیترین خانوادههای اروپا بود که ریشههای آن به اوایل قرن سیزدهم برمیگردد. او میتوانست به عنوان شخصیتی در یکی از فیلمهای خودش درباره اشراف، مانند سنسو یا پلنگ، ظاهر شود - این زندگیای است که او در آن متولد شده بود. اما در برههای از دهه ۱۹۳۰، اشتیاق او به تئاتر، اپرا و سینما او را در مسیری کاملاً متفاوت قرار داد [...] او اغلب به عنوان یک هنرمند سیاسی بزرگ شناخته شده است، اما این توصیف بسیار محدودکننده و منجمد است. درک او از تاریخ اروپا گسترده بود و او زندگی ثروتمندان و قدرتمندان را از نزدیک میشناخت - اما در برههای از زمان، او به درک روی دیگر زندگی، یعنی زندگی فقرا و ناتوانان، کشیده شد. او درک عمیقی از شیوه خاصی داشت که در آن کاملاً همه، از ماهیگیران سیسیلی در اثر کلاسیک نئورئالیستیاش، زمین میلرزد، گرفته تا اشراف ونیزی در سنسو، تحت تأثیر جنبشهای بزرگ تاریخ قرار میگرفتند. »
👤| #Martin_Scorsese
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
👍5
میکل آنجلو آنتونیونی:
• درباره مونیکا ویتی
« مونیکا ویتی انتخاب اولم است. نمیتوانم به بازیگری به خوبی [ونسا] ردگریو، با توانمندی الیزابت تیلور، به صداقت سوفیا لورن و با نبوغ و پیشرو بودن ویتی فکر کنم و به سراغ شخص دیگری بروم. مونیکا به شکلی شگفتانگیز، منعطف و سیال است. بازیگران زن انگشتشماری را سراغ دارم که چنین انعطافپذیری بالایی از خود نشان دهند. او شخصیتی خاص خود و شیوهٔ اجرای منحصر به فردی از خود دارد. »
مونیکا ویتی:
• درباره خودش
« تمام خانوادهام برای زندگی به آمریکا رفتند. آنها میگفتند: «چطور میتوانی تنها در ایتالیا بمانی؟» اما من از غیبت آنها استفاده کردم تا بازیگر شوم. اینگونه بود که مونیکا ویتی شدم »
▪️به مناسبت زادروز بانو مونیکا ویتی
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
• درباره مونیکا ویتی
« مونیکا ویتی انتخاب اولم است. نمیتوانم به بازیگری به خوبی [ونسا] ردگریو، با توانمندی الیزابت تیلور، به صداقت سوفیا لورن و با نبوغ و پیشرو بودن ویتی فکر کنم و به سراغ شخص دیگری بروم. مونیکا به شکلی شگفتانگیز، منعطف و سیال است. بازیگران زن انگشتشماری را سراغ دارم که چنین انعطافپذیری بالایی از خود نشان دهند. او شخصیتی خاص خود و شیوهٔ اجرای منحصر به فردی از خود دارد. »
مونیکا ویتی:
• درباره خودش
« تمام خانوادهام برای زندگی به آمریکا رفتند. آنها میگفتند: «چطور میتوانی تنها در ایتالیا بمانی؟» اما من از غیبت آنها استفاده کردم تا بازیگر شوم. اینگونه بود که مونیکا ویتی شدم »
▪️به مناسبت زادروز بانو مونیکا ویتی
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی که مبارزه میکند
امکان دارد که ببازد
ولی کسی که مبارزه نمیکند
همیشه و هر لحظه بازنده است !
• برتولت برشت
• 𝑹𝒂𝒈𝒊𝒏𝒈 𝑩𝒖𝒍𝒍 (𝟏𝟗𝟖𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
📇| #ScreenWriting
👤| #Bertolt_Brecht
🌀| @Perspective_7
امکان دارد که ببازد
ولی کسی که مبارزه نمیکند
همیشه و هر لحظه بازنده است !
• برتولت برشت
• 𝑹𝒂𝒈𝒊𝒏𝒈 𝑩𝒖𝒍𝒍 (𝟏𝟗𝟖𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
📇| #ScreenWriting
👤| #Bertolt_Brecht
🌀| @Perspective_7
👍10
هیچ انسان جزیرهای تنها نیست
مرگ هر انسان...
از من میکاهد
و ناقوسها...
برای تو به صدا در میآیند
جان میلتون | بهشت گمشده
• 𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒂𝒎𝒐𝒏𝒅𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒛𝒆𝒋 𝑾𝒂𝒋𝒅𝒂
▫️| #Basics
👤| #Andrzej_Wajda
🌀| @Perspective_7
مرگ هر انسان...
از من میکاهد
و ناقوسها...
برای تو به صدا در میآیند
جان میلتون | بهشت گمشده
• 𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒂𝒎𝒐𝒏𝒅𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒛𝒆𝒋 𝑾𝒂𝒋𝒅𝒂
▫️| #Basics
👤| #Andrzej_Wajda
🌀| @Perspective_7
👍7
سیدنی لومت:
• درباره سبک فردی
« هیچ مکاشفه شخصی به جز احساساتی که از خود اثر ناشی میشود، وجود ندارد. هر کار خوب مستلزم خودشناسی است. با این نگاه سبک خوب هم، از نظر من، سبکی است که دیده نشود. »
• 𝑮𝒖𝒊𝒍𝒕𝒚 𝒂𝒔 𝑺𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟗𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒊𝒅𝒏𝒆𝒚 𝑳𝒖𝒎𝒆𝒕
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
• درباره سبک فردی
« هیچ مکاشفه شخصی به جز احساساتی که از خود اثر ناشی میشود، وجود ندارد. هر کار خوب مستلزم خودشناسی است. با این نگاه سبک خوب هم، از نظر من، سبکی است که دیده نشود. »
• 𝑮𝒖𝒊𝒍𝒕𝒚 𝒂𝒔 𝑺𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟗𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒊𝒅𝒏𝒆𝒚 𝑳𝒖𝒎𝒆𝒕
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
👍8
▪︎ ویژگیهای نئورئالیسم
▪︎ ویژگی نئورئالیسم روسلینی و دسیکا
• نئورئالیسم؛ نیروی محرکه خودرا از نبرد علیه فاشیسم بدست آورده است. از نشانههای کار روسلینی، تلاش اوست در نشان دادن عینیت رویدادها و شخصیتها که ویژگی مستندگونه را به آثار او میبخشد
• سبک کار روسلینی را میتوان به بهترین شکل با شیوه نویسندگی دوسپاسوس و همینگوی مقایسه کرد. در اینجا تجزیه و تحلیل و تفسیری صورت نمیگیرد، بلکه واقعیت خام بازسازی میشود و نویسنده ظاهر غایب است.
بازگشت روسلینی از سبک فیلمهای اولیه او را میتوان در آثار بعدی او مشاهده کرد: «استرومبولی»، «فرانچسکو دلقک خداوند»، «اروپا ۵۱» و... . روبرتو روسلینی در این فیلمها به نوعی عرفان کاتولیکی و درونبینی روانشناسانه میرسد و محیط و جامعه در آنها تا حد یک دکور برای نمایش سقوط میکند.
توانایی تجزیه و تحلیل در آثار روسلینی، کاستی گرفت. بنبست کار روسلینی در اینجا بود که او دیگر با نگاه عاطفیاش قادر به درک واقعیتی نبود که خود را بیشتر در آفرینش انعکاسی بازگو میکرد. زوج «ویتوریو دسیکا» و «چزاره زاواتینی» نسبت به رخدادهای سال ۱۹۴۵ به یکی از شیوههای نئورئالیستی واکنشهایی از خود نشان دادند که ظاهرا با سبک و شیوه کار روسلینی شباهت داشت. این شباهت در به کارگیری هنرپیشگان غیرحرفهای، برداشت و نگاهی مستندگونه به واقعیت و عینیت بخشیدن به سرنوشتی فردی بود، اما واقعیت این است که فیلمهای دسیکا در مقایسه با آثار روسلینی تفاوتهای اساسی داشتند:
الف) نخست از نگاه موضوع: درحالیکه روسلینی در «رم شهر بیدفاع» و «پاییزا»؛ به تشریح حوادث و رویدادهایی درباره جنگ و مبارزات نهضت مقاومت بسنده میکرد، و شخصیتهای خود را مستقیما در این پیشامدها دخالت میداد، اما دسیکا در «واکسی» و «دزدان دوچرخه»، توجه بیشتری به وقایع و سرنوشتهای پس از جنگ داشت. ریچی شغل پوستر چسبانی را به دست میآورد. پوستر فیلم ریتا هیورث (ستاره سینمایی هالیوود) را میچسباند.
ب) چزاره زاواتینی که به صورت پیشروترین نظریهآفرین نئورئالیسم درآمده بود به شکلی موثرکننده خطمشی فیلمهای دسیکا در رویارویی با واقعیت بود، و بدینسان شخصیت کارگردان این فیلمها در تعهد و التزامی انسانی و در مشارکت و دلسوزی پراحساس او در سرنوشت قهرمانانش آشکار شد.
ج) خصوصیتی که سبک کارهای دسیکا را در مقایسه با رئالیسم سرد و پدیدارشناسانه روسلینی متمایز میسازد. در فیلم «واکسی،» اسب سفید سمبول است. اسب؛ نشانهای از رویاها و آرزوهای دو نوجوان است. البته باید این نکته را نیز خاطرنشان کرد که در این میان چزاره زاواتینی نیز طرفدار رئالیسمی کاملا مستند بود.
👤 | #Roberto_Rossellini
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪︎ ویژگی نئورئالیسم روسلینی و دسیکا
• نئورئالیسم؛ نیروی محرکه خودرا از نبرد علیه فاشیسم بدست آورده است. از نشانههای کار روسلینی، تلاش اوست در نشان دادن عینیت رویدادها و شخصیتها که ویژگی مستندگونه را به آثار او میبخشد
• سبک کار روسلینی را میتوان به بهترین شکل با شیوه نویسندگی دوسپاسوس و همینگوی مقایسه کرد. در اینجا تجزیه و تحلیل و تفسیری صورت نمیگیرد، بلکه واقعیت خام بازسازی میشود و نویسنده ظاهر غایب است.
بازگشت روسلینی از سبک فیلمهای اولیه او را میتوان در آثار بعدی او مشاهده کرد: «استرومبولی»، «فرانچسکو دلقک خداوند»، «اروپا ۵۱» و... . روبرتو روسلینی در این فیلمها به نوعی عرفان کاتولیکی و درونبینی روانشناسانه میرسد و محیط و جامعه در آنها تا حد یک دکور برای نمایش سقوط میکند.
توانایی تجزیه و تحلیل در آثار روسلینی، کاستی گرفت. بنبست کار روسلینی در اینجا بود که او دیگر با نگاه عاطفیاش قادر به درک واقعیتی نبود که خود را بیشتر در آفرینش انعکاسی بازگو میکرد. زوج «ویتوریو دسیکا» و «چزاره زاواتینی» نسبت به رخدادهای سال ۱۹۴۵ به یکی از شیوههای نئورئالیستی واکنشهایی از خود نشان دادند که ظاهرا با سبک و شیوه کار روسلینی شباهت داشت. این شباهت در به کارگیری هنرپیشگان غیرحرفهای، برداشت و نگاهی مستندگونه به واقعیت و عینیت بخشیدن به سرنوشتی فردی بود، اما واقعیت این است که فیلمهای دسیکا در مقایسه با آثار روسلینی تفاوتهای اساسی داشتند:
الف) نخست از نگاه موضوع: درحالیکه روسلینی در «رم شهر بیدفاع» و «پاییزا»؛ به تشریح حوادث و رویدادهایی درباره جنگ و مبارزات نهضت مقاومت بسنده میکرد، و شخصیتهای خود را مستقیما در این پیشامدها دخالت میداد، اما دسیکا در «واکسی» و «دزدان دوچرخه»، توجه بیشتری به وقایع و سرنوشتهای پس از جنگ داشت. ریچی شغل پوستر چسبانی را به دست میآورد. پوستر فیلم ریتا هیورث (ستاره سینمایی هالیوود) را میچسباند.
ب) چزاره زاواتینی که به صورت پیشروترین نظریهآفرین نئورئالیسم درآمده بود به شکلی موثرکننده خطمشی فیلمهای دسیکا در رویارویی با واقعیت بود، و بدینسان شخصیت کارگردان این فیلمها در تعهد و التزامی انسانی و در مشارکت و دلسوزی پراحساس او در سرنوشت قهرمانانش آشکار شد.
ج) خصوصیتی که سبک کارهای دسیکا را در مقایسه با رئالیسم سرد و پدیدارشناسانه روسلینی متمایز میسازد. در فیلم «واکسی،» اسب سفید سمبول است. اسب؛ نشانهای از رویاها و آرزوهای دو نوجوان است. البته باید این نکته را نیز خاطرنشان کرد که در این میان چزاره زاواتینی نیز طرفدار رئالیسمی کاملا مستند بود.
👤 | #Roberto_Rossellini
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
🔻 Barry Lyndon (1975)
📽 Dir: Stanley Kubrick
🔺 Marriage à-la-mode (1743)
🎨 Painter: William Hogarth.
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Stanley Kubrick
🔺 Marriage à-la-mode (1743)
🎨 Painter: William Hogarth.
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍4👎2
▪︎ هنر دوران اسلامی (۵)
▪︎ هنر و معماری
● از قرن هشتم تا یازدهم میلادی، سبکهای معماری اسلامی تحت تأثیر دو سبک متفاوت معماری باستان قرار گرفتند:
• شیوههای یونانی-رومی: بیش از همه مناطق امپراتوری بیزانس تازه فتح شده (جنوب غربی آناتولی، سوریه، مصر و مغرب) معماران، بناها، موزائیک کارها و صنعتگران دیگری را به حاکمان جدید اسلامی عرضه میکردند. این صنعتگران در معماری بیزانس و هنرهای تزئینی آموزش دیدند و به سبک بیزانس که از معماری هلنیستی و روم باستان توسعه یافته بود، به ساخت و تزئین خود ادامه دادند.
• شیوههای شرقی: بینالنهرین و ایران با وجود پذیرش عناصری از سبکهای هلنیستی و رومی، سنتهای معماری مستقل خود را که از معماری ساسانی و پیشینیان آن نشات گرفته بود، حفظ کردند.
همچنین نقشمایه متمایزکننده معماری اسلامی همیشه الگوهای ریاضیاتی منظم تکرارپذیر، سازههای شعاعی، ریتمیک و الگوهای هماندازه بودهاست. از این نظر هندسه فراکتال یک ابزار مهم و اساسی به ویژه برای مساجد و کاخها محسوب میشده است.
➖نمایی از محوطه داخلی کاخ الحمراء در گِرانادا، اسپانیا
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪︎ هنر و معماری
● از قرن هشتم تا یازدهم میلادی، سبکهای معماری اسلامی تحت تأثیر دو سبک متفاوت معماری باستان قرار گرفتند:
• شیوههای یونانی-رومی: بیش از همه مناطق امپراتوری بیزانس تازه فتح شده (جنوب غربی آناتولی، سوریه، مصر و مغرب) معماران، بناها، موزائیک کارها و صنعتگران دیگری را به حاکمان جدید اسلامی عرضه میکردند. این صنعتگران در معماری بیزانس و هنرهای تزئینی آموزش دیدند و به سبک بیزانس که از معماری هلنیستی و روم باستان توسعه یافته بود، به ساخت و تزئین خود ادامه دادند.
• شیوههای شرقی: بینالنهرین و ایران با وجود پذیرش عناصری از سبکهای هلنیستی و رومی، سنتهای معماری مستقل خود را که از معماری ساسانی و پیشینیان آن نشات گرفته بود، حفظ کردند.
همچنین نقشمایه متمایزکننده معماری اسلامی همیشه الگوهای ریاضیاتی منظم تکرارپذیر، سازههای شعاعی، ریتمیک و الگوهای هماندازه بودهاست. از این نظر هندسه فراکتال یک ابزار مهم و اساسی به ویژه برای مساجد و کاخها محسوب میشده است.
➖نمایی از محوطه داخلی کاخ الحمراء در گِرانادا، اسپانیا
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍6
ارسطو:
• درباره خودبسندگی روح
« هیچ روح برتری نیست که آمیزهای از دیوانگی و جنون را در خود نداشته باشد. همچنین خوشحالی ما نیز وابسته به خود روح ماست. از این حیث، انسانها شایستگیهای خاص را با انجام مداوم اعمالی خاص بدست میآورند. روح انسان با انجام اعمال عادلانه، عادل خواهد شد، با عمل به خویشتنداری، خویشتندار خواهد شد و با شجاعانه رفتار کردن، شجاع خواهد شد. پس هميشه معياري بالا تر از انچه که ديگران از شما انتظار دارند، برگزينيد تا روحی متعالی داشته باشید. »
• 𝑺𝒊𝒏𝒈𝒊𝒏’ 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟓𝟐)
• 𝒇𝒊𝒍𝒎 𝒃𝒚 𝑫𝒐𝒏𝒆𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝑲𝒆𝒍𝒍𝒚
▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
• درباره خودبسندگی روح
« هیچ روح برتری نیست که آمیزهای از دیوانگی و جنون را در خود نداشته باشد. همچنین خوشحالی ما نیز وابسته به خود روح ماست. از این حیث، انسانها شایستگیهای خاص را با انجام مداوم اعمالی خاص بدست میآورند. روح انسان با انجام اعمال عادلانه، عادل خواهد شد، با عمل به خویشتنداری، خویشتندار خواهد شد و با شجاعانه رفتار کردن، شجاع خواهد شد. پس هميشه معياري بالا تر از انچه که ديگران از شما انتظار دارند، برگزينيد تا روحی متعالی داشته باشید. »
• 𝑺𝒊𝒏𝒈𝒊𝒏’ 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟓𝟐)
• 𝒇𝒊𝒍𝒎 𝒃𝒚 𝑫𝒐𝒏𝒆𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝑲𝒆𝒍𝒍𝒚
▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍5
مهم نیست اگر...
انسان برای کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد؛ اما فاجعه است...
اگر بخاطر حفظ غرور، کسی را که دوست
دارد از دست بدهد
- رومئو و ژولیت | ویلیام شکسپیر
👤| #William_Shakespeare
🌀| @Perspective_7
انسان برای کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد؛ اما فاجعه است...
اگر بخاطر حفظ غرور، کسی را که دوست
دارد از دست بدهد
- رومئو و ژولیت | ویلیام شکسپیر
👤| #William_Shakespeare
🌀| @Perspective_7
👍5👎1
تاتسویا ناکادای:
• درباره بهترین آثارش
« کسی در بستر مرگ از من بپرسد بهترین فیلمم کدام بوده، فکر میکنم بگویم «هاراکیری» بود که در ۲۹ سالگی ساختم. میتوان گفت مهمترین کارم تا ۲۹ سالگی تمام شده بود! بنابراین دوست دارم «هاراکیری» را در این فهرست قرار دهم. فیلم بعدی «یوجیمبو» است. و بعد کارگردانی به نام کیهاچی اوکاموتو هست که فیلمی به نام «شمشیر عذاب» ساخته است - این فیلم برای من فیلم بسیار سختی بود، فیلمی که بارها در ژاپن به فیلم تبدیل شده است. بعد «آشوب» هست - آخرین فیلمی که با کوروساوا بازی کردم. قبل از آن، نقش «شینتارو کاتسو» را در فیلم «کاگهموشا: جنگجوی سایه» کوروساوا بازی کردم که جایزه بزرگ جشنواره کن را از آن خود کرد. در آخر، فیلم «لبه فولادی انتقام» ساخته هیدئو گوشا را داریم که کمی با یک فیلم سامورایی معمولی متفاوت است. »
▪︎امروز بازیگر نامدار ژاپنی با نام تاتسویا ناکادای، در سن (۹۲) سالگی بر اثر ذاتالریه. درگذشت.
👤| #Tatsuya_Nakadai
🌀| @Perspective_7
• درباره بهترین آثارش
« کسی در بستر مرگ از من بپرسد بهترین فیلمم کدام بوده، فکر میکنم بگویم «هاراکیری» بود که در ۲۹ سالگی ساختم. میتوان گفت مهمترین کارم تا ۲۹ سالگی تمام شده بود! بنابراین دوست دارم «هاراکیری» را در این فهرست قرار دهم. فیلم بعدی «یوجیمبو» است. و بعد کارگردانی به نام کیهاچی اوکاموتو هست که فیلمی به نام «شمشیر عذاب» ساخته است - این فیلم برای من فیلم بسیار سختی بود، فیلمی که بارها در ژاپن به فیلم تبدیل شده است. بعد «آشوب» هست - آخرین فیلمی که با کوروساوا بازی کردم. قبل از آن، نقش «شینتارو کاتسو» را در فیلم «کاگهموشا: جنگجوی سایه» کوروساوا بازی کردم که جایزه بزرگ جشنواره کن را از آن خود کرد. در آخر، فیلم «لبه فولادی انتقام» ساخته هیدئو گوشا را داریم که کمی با یک فیلم سامورایی معمولی متفاوت است. »
▪︎امروز بازیگر نامدار ژاپنی با نام تاتسویا ناکادای، در سن (۹۲) سالگی بر اثر ذاتالریه. درگذشت.
👤| #Tatsuya_Nakadai
🌀| @Perspective_7
👍8
● امروز بازیگر نامدار ژاپنی، موتوهیسا ناکادای، با نام هنری تاتسویا ناکادای درگذشت. او که بطور گسترده به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینمای ژاپن شناخته میشود، اولین بار در کف خیابانهای توکیو توسط جناب استاد ماساکی کوبایاشی برای سهگانه وضعیت بشر کشف شد. ناکادای با بسیاری از کارگردانان شناخته شده و تحسین شده ژاپن همکاری گسترده داشت. در طول بیش از هفت دهه فعالیت هنری خود، در بیش از ۱۶۰ فیلم ظاهر شد، و جوایز متعددی دریافت کرد. او در سال ۱۹۹۶ مفتخر به دریافت مدال روبان بنفش و در سال ۲۰۱۵ مفتخر به دریافت نشان فرهنگ ژاپن شد. سرانجام در یازدهم نوامبر ۲۰۱۵، گزارش شد که ناکادای در سن ۹۲ سالگی درگذشته است. برخی منابع به اشتباه تاریخ مرگ او را اعلام کردهاند، با اینحال، طبق گفته آژانس استعدادیابی او، او ساعت ۱۲:۲۵ بامداد ۸ نوامبر (به وقت استاندارد ژاپن) بر اثر ذاتالریه درگذشت و به دلیل جراحات قبل از مرگ در بیمارستان بستری شده بود. انتظار میرود مراسم تشییع جنازه و یادبود او در روزهای آینده فقط برای بستگان نزدیک برگزار شود.
👤| #Tatsuya_Nakadai
🌀| @Perspective_7
👤| #Tatsuya_Nakadai
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• هاراکیری؛ شاهکار استثنایی استاد کوبایاشی، تنها یک فیلم نیست بلکه شیوهای از زیستن است. انتقادی نگریستن است و به هر ظلم و جوری تن ندادن است. هاراکیری، الگویی برای مبارزه است و سرمشقی برای شجاعان. پرسه در جهانی است که ارزش روایات بیشتر از ارزش انسانهاست. در جایی که زیستن آدمی ذلیل شده است، مرگ راه فراری برای این جبّاریت میشود. مرگی خودخواسته برای تن ندادن به ظلم، که این خود نوع دیگری از ظلم است. کوبایاشی با ساخت «هاراکیری» به مضامین شرافت، وظیفه و فساد قدرت میپردازد، اخلاق سامورایی را به چالش میکشد و نظام فئودالی را نقد میکند. این فیلم بیعدالتی اجتماعی، فساد سیاسی را برجسته میکند و خودکشی آیینی و اصالت قوانین جنگجویان را زیر سوال میبرد. این فیلم احساسات، روابط و ساختارهای اجتماعی انسان را بررسی میکند و نگاهی عمیق به ضعف انسان و تأثیرات تغییرات سیاسی ارائه میدهد. هاراکیری آمده است تا سیلی بزند. از تلنگری به سیستم دیروز تا سیلی به انسان امروز. چون آنچه امروز برای دیگران اتفاق میافتد، ممکن است فردا سرنوشت شما باشد.
• 𝑯𝒂𝒓𝒂𝒌𝒊𝒓𝒊 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒔𝒂𝒌𝒊 𝑲𝒐𝒃𝒂𝒚𝒂𝒔𝒉𝒊
👤| #Masaki_Kobayashi
🌀| @Perspective_7
• 𝑯𝒂𝒓𝒂𝒌𝒊𝒓𝒊 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒔𝒂𝒌𝒊 𝑲𝒐𝒃𝒂𝒚𝒂𝒔𝒉𝒊
👤| #Masaki_Kobayashi
🌀| @Perspective_7
👍11
روبرتو روسلینی:
• درباره قدرت فیلم
« قدرت فیلم، بسان یک بوم نقاشی است که کارگردان تصویری از تجربه انسانی را روی آن نقاشی میکند. فیلم قدرت تغییر قلبها و ذهنها را دارد. فیلم میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییر اجتماعی و کنشگری عمل کند. فیلم قدرت برانگیختن احساسات و لمس عمیقترین زوایای روح ما را دارد. »
• رویکرد روسلینی به سینما همیشه پیشتازی بر هنرهای دیگر بوده است. از این نظر که سینما هم وامدار هنرهای دیگر هست و هم نیست. قدرت پرده فیلم بسان یک بوم نقاشی است اما نه مانند نقاشی متجسد و خام و نه مانند عکاسی در لحظه میرا شده. اگر عکاسی به یک لحظه از کنشگری بسنده میکند، سینما به احیا و امتداد این کنشگری دامن میزند. اینچنین است که سینما یارای آن را دارد که به لمس عمیقترین زوایای روح آدمی، برای تغییری اجتماعی و انقلابی فردی دستیازی کند.
• 𝐑𝐨𝐦𝐞, 𝐎𝐩𝐞𝐧 𝐂𝐢𝐭𝐲 (𝟏𝟗𝟒𝟓)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭𝐨 𝐑𝐨𝐬𝐬𝐞𝐥𝐥𝐢𝐧𝐢
▪️ @honar7modiran
👤 | #Roberto_Rossellini
🌀 | @Perspective_7
• درباره قدرت فیلم
« قدرت فیلم، بسان یک بوم نقاشی است که کارگردان تصویری از تجربه انسانی را روی آن نقاشی میکند. فیلم قدرت تغییر قلبها و ذهنها را دارد. فیلم میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییر اجتماعی و کنشگری عمل کند. فیلم قدرت برانگیختن احساسات و لمس عمیقترین زوایای روح ما را دارد. »
• رویکرد روسلینی به سینما همیشه پیشتازی بر هنرهای دیگر بوده است. از این نظر که سینما هم وامدار هنرهای دیگر هست و هم نیست. قدرت پرده فیلم بسان یک بوم نقاشی است اما نه مانند نقاشی متجسد و خام و نه مانند عکاسی در لحظه میرا شده. اگر عکاسی به یک لحظه از کنشگری بسنده میکند، سینما به احیا و امتداد این کنشگری دامن میزند. اینچنین است که سینما یارای آن را دارد که به لمس عمیقترین زوایای روح آدمی، برای تغییری اجتماعی و انقلابی فردی دستیازی کند.
• 𝐑𝐨𝐦𝐞, 𝐎𝐩𝐞𝐧 𝐂𝐢𝐭𝐲 (𝟏𝟗𝟒𝟓)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭𝐨 𝐑𝐨𝐬𝐬𝐞𝐥𝐥𝐢𝐧𝐢
▪️ @honar7modiran
👤 | #Roberto_Rossellini
🌀 | @Perspective_7
👍6
▪︎۶ کارکرد نظام نشانهشناسیک در سینما
▪︎بررسی و تبیین سینمای گویا
● سینمای گویا، از کارکرد شش نظام نشانهشناسیک متفاوت تشکیل شده است. برای شناخت سخن فیلمی در این سینما، یعنی برای بررسی ابزار بیان سینمایی باید این شش نظام را بشناسم.
• ۱. نظام نشانههای تصویری که از نشانههای شمایلی آغاز میشود، اما از آنها میگذرد.
• ۲. نظام نشانههای حرکتی که جدا دانستن آن از نظام تصویری یکی از مهمترین گامهای نشانهشناسی سینما بوده است.
• ۳. نظام نشانههای زبانشناسی گفتاری؛ یعنی هرگونه کاربرد زبان گفتاری و کلام در سینما، چون مکالمه، تفسیر خارجی، زبانهای خارجی و...
• ۴. نظام نشانههای زبانشناسی نوشتاری؛ یعنی هر شکل کاربرد زبان نوشتاری در سینما چون عنوانبندی نوشتههایی که درون عناصر تصویری جلوه میکنند مثل زیرنویسها و...
• ۵. نظام نشانههای آوایی غیر زبانشناسی؛ یعنی هر شکل از اصوات که به مقصود ارائه معنا از راه عناصر زبانشناسی ارائه نشوند، سر و صدا، اصوات طبیعی و...
• ۶. نظام نشانههای موسیقایی، چون موسیقی متن، موسیقی فیلمنامهای، زمزمه موسیقایی شخصیتها و.... . تمام اینها برای آن مهم میشود که اساسا سینمای گویا، نظام دلالتگون پیچیدهای است که در آن پیامها از کارکرد شش نظام نشانهشناسیک متفاوت تشکیل میشود.
عناصر این نظامها میتوانند به گونهای همزمان به کار روند، اما کمتر هر شش نظام باهم یک جا و در یک لحظه به کار میآیند. بنیان کار سینمای گویا نظام نشانههای تصویری و نظام نشانههای حرکتی، همراه با یکی از نظامهای نشانهشناسی آوایی است.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒕𝒓𝒊𝒙 (𝟏𝟗𝟗𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓𝒔: 𝑳𝒂𝒏𝒂 & 𝑳𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒂𝒄𝒉𝒐𝒘𝒔𝒌𝒊
📚 کتاب « کالبدشکافی فیلم »
✍ نویسنده: آرین طاهری
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
▪︎بررسی و تبیین سینمای گویا
● سینمای گویا، از کارکرد شش نظام نشانهشناسیک متفاوت تشکیل شده است. برای شناخت سخن فیلمی در این سینما، یعنی برای بررسی ابزار بیان سینمایی باید این شش نظام را بشناسم.
• ۱. نظام نشانههای تصویری که از نشانههای شمایلی آغاز میشود، اما از آنها میگذرد.
• ۲. نظام نشانههای حرکتی که جدا دانستن آن از نظام تصویری یکی از مهمترین گامهای نشانهشناسی سینما بوده است.
• ۳. نظام نشانههای زبانشناسی گفتاری؛ یعنی هرگونه کاربرد زبان گفتاری و کلام در سینما، چون مکالمه، تفسیر خارجی، زبانهای خارجی و...
• ۴. نظام نشانههای زبانشناسی نوشتاری؛ یعنی هر شکل کاربرد زبان نوشتاری در سینما چون عنوانبندی نوشتههایی که درون عناصر تصویری جلوه میکنند مثل زیرنویسها و...
• ۵. نظام نشانههای آوایی غیر زبانشناسی؛ یعنی هر شکل از اصوات که به مقصود ارائه معنا از راه عناصر زبانشناسی ارائه نشوند، سر و صدا، اصوات طبیعی و...
• ۶. نظام نشانههای موسیقایی، چون موسیقی متن، موسیقی فیلمنامهای، زمزمه موسیقایی شخصیتها و.... . تمام اینها برای آن مهم میشود که اساسا سینمای گویا، نظام دلالتگون پیچیدهای است که در آن پیامها از کارکرد شش نظام نشانهشناسیک متفاوت تشکیل میشود.
عناصر این نظامها میتوانند به گونهای همزمان به کار روند، اما کمتر هر شش نظام باهم یک جا و در یک لحظه به کار میآیند. بنیان کار سینمای گویا نظام نشانههای تصویری و نظام نشانههای حرکتی، همراه با یکی از نظامهای نشانهشناسی آوایی است.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒕𝒓𝒊𝒙 (𝟏𝟗𝟗𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓𝒔: 𝑳𝒂𝒏𝒂 & 𝑳𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒂𝒄𝒉𝒐𝒘𝒔𝒌𝒊
📚 کتاب « کالبدشکافی فیلم »
✍ نویسنده: آرین طاهری
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍5
➡️ Psycho (1960)
📽 Dir: Alfred Hitchcock
⬅️ House by the Railroad (1925)
🎨 Painter: Edward Hopper
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Alfred Hitchcock
⬅️ House by the Railroad (1925)
🎨 Painter: Edward Hopper
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جک نیکلسون:
• درباره کوبریک و درخشش
« من در لندن زندگی میکردم، که یکی از شهرهای مورد علاقه من روی زمین است. برنامه فیلمبرداری ۱۷ هفتهای در استودیوهای پاینوود به ۴۷ هفته ختم شد. زیرا کارگردان، استنلی کوبریک، برای هر صحنه برداشتهای زیادی انجام میداد. با خودم فکر کردم: «خب، قرار است همه این چیزها را نشان دهیم و من با سختگیرترین کارگردان این حرفه کار میکنم - و قرار است هر شب لندن را با مهمانی به آتش بکشیم » اما هشت هفته بعد از شروع فیلم، در یک شب بیرون رفتن از روی دیوار پریدم. پرش را اشتباه انجام دادم و به دلیل کمردرد هشت هفته از خانه بیرون ماندم. کوبریک میتواند آدم را به مرز جنون برساند. میدانید فقط به این دلیل که او کمالگراست به این معنا نیست که بینقص هم هست. اما باید بگویم که تقریباً همه او را به عنوان «مرد» میشناختند، و من هنوز هم فکر میکنم این واژه او را بدرستی و دقت معرفی نمیکند و دست کم نشان میدهد. »
● Jack Nicholson, First Actor & His Cinematography,
John Alcott ,by Stanley Kubrick in behind the Scene Of The Shining (1980)
👤| #Stanley_Kubrick
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
• درباره کوبریک و درخشش
« من در لندن زندگی میکردم، که یکی از شهرهای مورد علاقه من روی زمین است. برنامه فیلمبرداری ۱۷ هفتهای در استودیوهای پاینوود به ۴۷ هفته ختم شد. زیرا کارگردان، استنلی کوبریک، برای هر صحنه برداشتهای زیادی انجام میداد. با خودم فکر کردم: «خب، قرار است همه این چیزها را نشان دهیم و من با سختگیرترین کارگردان این حرفه کار میکنم - و قرار است هر شب لندن را با مهمانی به آتش بکشیم » اما هشت هفته بعد از شروع فیلم، در یک شب بیرون رفتن از روی دیوار پریدم. پرش را اشتباه انجام دادم و به دلیل کمردرد هشت هفته از خانه بیرون ماندم. کوبریک میتواند آدم را به مرز جنون برساند. میدانید فقط به این دلیل که او کمالگراست به این معنا نیست که بینقص هم هست. اما باید بگویم که تقریباً همه او را به عنوان «مرد» میشناختند، و من هنوز هم فکر میکنم این واژه او را بدرستی و دقت معرفی نمیکند و دست کم نشان میدهد. »
● Jack Nicholson, First Actor & His Cinematography,
John Alcott ,by Stanley Kubrick in behind the Scene Of The Shining (1980)
👤| #Stanley_Kubrick
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍6
فرانچسکو رزی:
• درباره زندگی کارگردان
« زندگی یک کارگردان، فیلمهای اوست. البته نه تمام زندگیاش، بلکه آن بخش از زندگیاش که از طریق آن رابطهاش را با جهان، با ایدهها و با انسانها بیان کرده است. »
▪️زادروز سیاسیترین سینماگر سینما؛ فرانچسکو رزی
• فرانچسکو رزی؛ کارگردان و فیلمنامهنویس ایتالیایی است که با فیلم ماجرای ماتئی در جشنواره کن ۱۹۷۲ برنده نخل طلا شد. آثار او بهویژه آثار دهههای ۶۰ و ۷۰ او، اغلب پیامهای سیاسی داشتند، چنانکه خود او میگوید «برای نسل من، فیلمسازی به معنای مشارکت در سیاست بود» در حالیکه موضوعات فیلمآثار بعدی او بیشتر به سمت ادبیات گرایش پیدا کردند. رزی هرگز از افشای تاریکی که دههها بر ایتالیا سایه افکند و هنوز هم سایه افکنده، نهراسید. چنانکه ایتالیا کشور محبوب او بود، و از شومترین دسیسهها رنج میبرد. رزی از کودکی به سینما جذب شد و یکی از چهرههای اصلی سینمای پسا-نئورئالیستی سیاسیشده ایتالیا شناخته میشود. آثار او به فساد سیستماتیک کابینه مقامات، تمامیتخواهی دولتمردان، فساد مافیایی سیاسیون، و ظلم سیاسی نهفته در سطوح جامعه میپرداخت.
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @Perspective_7
• درباره زندگی کارگردان
« زندگی یک کارگردان، فیلمهای اوست. البته نه تمام زندگیاش، بلکه آن بخش از زندگیاش که از طریق آن رابطهاش را با جهان، با ایدهها و با انسانها بیان کرده است. »
▪️زادروز سیاسیترین سینماگر سینما؛ فرانچسکو رزی
• فرانچسکو رزی؛ کارگردان و فیلمنامهنویس ایتالیایی است که با فیلم ماجرای ماتئی در جشنواره کن ۱۹۷۲ برنده نخل طلا شد. آثار او بهویژه آثار دهههای ۶۰ و ۷۰ او، اغلب پیامهای سیاسی داشتند، چنانکه خود او میگوید «برای نسل من، فیلمسازی به معنای مشارکت در سیاست بود» در حالیکه موضوعات فیلمآثار بعدی او بیشتر به سمت ادبیات گرایش پیدا کردند. رزی هرگز از افشای تاریکی که دههها بر ایتالیا سایه افکند و هنوز هم سایه افکنده، نهراسید. چنانکه ایتالیا کشور محبوب او بود، و از شومترین دسیسهها رنج میبرد. رزی از کودکی به سینما جذب شد و یکی از چهرههای اصلی سینمای پسا-نئورئالیستی سیاسیشده ایتالیا شناخته میشود. آثار او به فساد سیستماتیک کابینه مقامات، تمامیتخواهی دولتمردان، فساد مافیایی سیاسیون، و ظلم سیاسی نهفته در سطوح جامعه میپرداخت.
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @Perspective_7
👍5
● عکسی از بزرگان سینمای ایتالیا: فرانچسکو رزی، لوچینو ویسکونتی، فدریکو فلینی کنار يکديگر.
• سه تن از سینماگرانی که هر سه در جریان بزرگ نئورئالیسم شرکت داشتند و به مرور راهشان را از آن جدا ساختند. لوچینو ویسکونتی با دو فیلم زمین میلرزد، وسوسه خودرا در جرگه فیلمسازان نئورئالیسم تثبیت کرد و با فیلم بلیسیما، مسیر فیلمسازی خودرا شخصی کرد و از جریان نئورئالیسم جدا شد. فدریکو فلینی نیز نویسنده رم، شهر بیدفاع و معجزه - هردو به کارگردانی روبرتو روسلینی - بود، پس از آن سبک رازناک و لولیوش خودرا پی گرفت و از این سنت جدا شد. فرانچسکو رزی اما با گرایش آثار ادبی و نمایشی کردن آن در جریان پسا-نئورئالیسم نقش بسزایی داشت و مؤلفههای این جریان را با آثار ایتالیایی و بومیِ نقادانهاش دنبال کرد.
▪︎A photo of the greats of Italian cinema: Francesco Rosi, #Luchino_Visconti And #Federico_Fellini .
🎥| #History_of_Cinema
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
• سه تن از سینماگرانی که هر سه در جریان بزرگ نئورئالیسم شرکت داشتند و به مرور راهشان را از آن جدا ساختند. لوچینو ویسکونتی با دو فیلم زمین میلرزد، وسوسه خودرا در جرگه فیلمسازان نئورئالیسم تثبیت کرد و با فیلم بلیسیما، مسیر فیلمسازی خودرا شخصی کرد و از جریان نئورئالیسم جدا شد. فدریکو فلینی نیز نویسنده رم، شهر بیدفاع و معجزه - هردو به کارگردانی روبرتو روسلینی - بود، پس از آن سبک رازناک و لولیوش خودرا پی گرفت و از این سنت جدا شد. فرانچسکو رزی اما با گرایش آثار ادبی و نمایشی کردن آن در جریان پسا-نئورئالیسم نقش بسزایی داشت و مؤلفههای این جریان را با آثار ایتالیایی و بومیِ نقادانهاش دنبال کرد.
▪︎A photo of the greats of Italian cinema: Francesco Rosi, #Luchino_Visconti And #Federico_Fellini .
🎥| #History_of_Cinema
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
👍5
Perspective | پرسپکتیو
▪️ پدیدارشناسی و نقد (۲) ▪️ نسبت میان دیدن و بودن؛ روایت در پدیدارشناسی ▪️ نویسـنده: عرفان گرگین ➖ برای [ مطالعه مقاله ] کلیک کنید ▪️| #Aesthetic 🌀| @Perspective_7 🌀| https://Perspective.ir
▪️ پدیدارشناسی و نقد (۳)
▪️ دیدن به مثابه حضور: از هوسرل تا سینمای ژاپن
▪️ نویسـنده: عرفان گرگین
➖ برای [ مطالعه مقاله ] کلیک کنید
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
🌀| https://Perspective.ir
▪️ دیدن به مثابه حضور: از هوسرل تا سینمای ژاپن
▪️ نویسـنده: عرفان گرگین
➖ برای [ مطالعه مقاله ] کلیک کنید
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
🌀| https://Perspective.ir
👍3
▪︎ زیباییشناسی سینمای فرانچسکو رزی
• فرانچسکو رُزی یکی از مهمترین فیلمسازان ایتالیایی قرن بیستم بود - بهویژه در سنت «نئورئالیسم انتقادی» یا «سینمای سیاسی ایتالیا». زیباییشناسی سینمای او ترکیبی از رئالیسم اجتماعی، ساختار روایی مستندنما، و نقد قدرت سیاسی و اقتصادی است.
۱. بستر تاریخی و سبکشناختی
یکی از ویژگیهای سبکی سینمای فرانچسکو رزی این بود که کارش را در فضای پس از نئورئالیسم آغاز کرد. او شاگرد ویسکونتی بود اما در زمینه بازنمایی حقیقت در پرتو واقعیت، از استادش سر زد. آثار او “بین واقعی و ساختگی، بین مستند و داستانی” حرکت میکنند؛ فرم او ترکیبی است از تحلیل سیاسی، مستندسازی، و استعارهٔ سینمایی. او اصطلاحا "نئورئالیسم مجدّد" یا “پسا-نئورئالیسم” تلقی میشود. یعنی میراث نئورئالیسم را با رویکردی مدرنتر، ساختاریتر، و انتقادیتر به کار میگیرد. او به جای صرفِ بازنمایی فقر و زندگی روزمره، به ساختارهای پنهان قدرت و فساد پرداخت. ترکیب واقعگرایی اجتماعی با تحلیل سیاسی و ساختارگرایانه از مهمترین عناصر روایی آثار اوست.
۲. فرم مستندنما (Docu-fiction)
فیلمهای او اغلب از سبک مستند الهام میگیرند: از این حیث استفاده از لوکیشنهای واقعی، نور طبیعی و بازیگران غیرحرفهای. روایت چندصدایی (پلیفونیک) و غیرخطی، شبیه به تحقیق ژورنالیستی، گرایش وافری به سنت اسلاف خود، فیلمسازان نئورئالیسم دارد. مثل فیلم Salvatore Giuliano (۱۹۶۲) که در آن قتل یک راهزن سیسیلی از زوایای گوناگون بررسی میشود. در این فیلم، صحنهٔ شروع با نمای بالا از جسد گلولهخوردهٔ جولیانو، برگرفته از عکس مطبوعاتی است، که نشان میدهد ما از ابتدا با “موقعیت بازتابشده” سروکار داریم نه حقیقت خام.
۳. سینمای افشاگر (Cinema d’inchiesta)
رزی از نخستین فیلمسازانی بود که سینما را به ابزاری برای تحقیق اجتماعی و افشای ساختارهای فساد بدل کرد. بعنوان نمونه میتوان رد فساد سیاسی را در فیلم Hands Over the City (۱۹۶۳)؛ رد قدرت مافیایی در فیلم Lucky Luciano (۱۹۷۳) و همچنین رد فساد سیستماتیک و بینالمللی، از دل تضاد مفاهیم بیعدالتی و عدالت، بیقانونی و قانون را در The Mattei Affair (۱۹۷۲) یافت. درونمایهی اصلی آثار رزی به پیوند میان قدرت، پول و حقیقت اختصاص دارد.
۴. روایت غیرخطی، ساختار تحلیلیِ معماگون
رزی به جای روایت احساسی، از تحلیل و بازسازی مستندگونه و فاصلهگذارانه استفاده میکند تا تماشاگر خودش حقیقت را کشف کند. او به نوعی به “سینمای عقلانی” باور دارد، نه به سینمای احساسی. حتی در فیلم Cadaveri eccellenti (۱۹۷۶)، کاراگاه در روندی عقلانی، فکری و صوری رفته رفته به ژرفای فساد دولتمردان پی میبرد، نه بهشکل دراماتیکِ احساسی. رُزی در آثارش معمولاً از روایت خطی ساده فاصله میگیرد؛ روایت او چندلایه، پر از گسست، با پرتاب به گذشته/حال، با تمرکز بر شواهد، اسناد، و بازسازیهای متعدد است. این ساختار باعث میشود که علم به انتها یا پاسخ قطعی کاهش یابد. اینچنین حقیقت همواره یا در پرده است یا چندوجهی است. رُزی مینویسد: «هر بخش از فیلم به عنوان مدرکی است که باید بررسی شود».
۵. زیباییشناسی بصری: ترکیب و فضاسازی
شهر و معماری، برای رزی فقط پسزمینه نیستند؛ نشانههای سیاسی و اجتماعی هستند. از رنگهای خاکی، نور طبیعی و ترکیببندیهای دقیق برای القای واقعیت استفاده میکند. در آثار رُزی، فضا، معماری، شهر، محل فوتوشوت بهمثابهٔ شخصیتاند: نه صرفاً پسزمینه، بلکه حامل معنا. مثلاً در Hands over the City (۱۹۶۳)، ناپل نه فقط شهر بلکه نماد سیاستزدگی، فسادِ عمرانی و مناسبات قدرت است.تصویربرداری با عمق میدان زیاد، ترکیببندی دقیق، و نور طبیعی/واقعی، کمک میکند که فضای "واقعی" حس شود. با اینحال رزی از تکنیکهای سینمایی بهره میبرد؛ مثلاً عبور از نمای مستند به نماهایی با کیفیت تقریباً تئاتری، برای ایجاد تأثیر بصری.
۶. نگاه اخلاقی و تعهد اجتماعی
سینمای رزی از نظر زیباییشناسی، با اخلاقگرایی و مسئولیت اجتماعی گره خورده. او معتقد بود: «سینما باید چشم جامعهاش باشد، نه فقط آینهاش.» از این نظر نقشمایه نجاتبخش قصه Cristo si è fermato a Eboli (۱۹۷۹) با فضای مبارزه علیه موسولینی بخوبی امر اخلاقی را بواسطه یک پزشک مستولی میسازد. یعنی طبابت فراتر از امر پزشکی رفته و بدل به ساحتی از مبارزه اجتماعی-سیاسی شده و رویکردی انسانی را عینیت میبخشد. رزی معمولا آدمهایی را نشان میدهد که "درونِ سیستم" هستند یا قربانیاش شدهاند. اخلاق در فیلمهایش همیشه در بستر ساختار اجتماعی و تاریخی دیده میشود، نه فقط احساس فردی. زیباییشناسی او، زیبایی «تحلیلگر» است: یعنی زیبایی در کشف، در بازنمایی فعل قدرت، در تعلیقِ معنا، نه صرفاً در لنز و قاب زیبا.
▪️| #Aesthetic
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @Perspective_7
• فرانچسکو رُزی یکی از مهمترین فیلمسازان ایتالیایی قرن بیستم بود - بهویژه در سنت «نئورئالیسم انتقادی» یا «سینمای سیاسی ایتالیا». زیباییشناسی سینمای او ترکیبی از رئالیسم اجتماعی، ساختار روایی مستندنما، و نقد قدرت سیاسی و اقتصادی است.
۱. بستر تاریخی و سبکشناختی
یکی از ویژگیهای سبکی سینمای فرانچسکو رزی این بود که کارش را در فضای پس از نئورئالیسم آغاز کرد. او شاگرد ویسکونتی بود اما در زمینه بازنمایی حقیقت در پرتو واقعیت، از استادش سر زد. آثار او “بین واقعی و ساختگی، بین مستند و داستانی” حرکت میکنند؛ فرم او ترکیبی است از تحلیل سیاسی، مستندسازی، و استعارهٔ سینمایی. او اصطلاحا "نئورئالیسم مجدّد" یا “پسا-نئورئالیسم” تلقی میشود. یعنی میراث نئورئالیسم را با رویکردی مدرنتر، ساختاریتر، و انتقادیتر به کار میگیرد. او به جای صرفِ بازنمایی فقر و زندگی روزمره، به ساختارهای پنهان قدرت و فساد پرداخت. ترکیب واقعگرایی اجتماعی با تحلیل سیاسی و ساختارگرایانه از مهمترین عناصر روایی آثار اوست.
۲. فرم مستندنما (Docu-fiction)
فیلمهای او اغلب از سبک مستند الهام میگیرند: از این حیث استفاده از لوکیشنهای واقعی، نور طبیعی و بازیگران غیرحرفهای. روایت چندصدایی (پلیفونیک) و غیرخطی، شبیه به تحقیق ژورنالیستی، گرایش وافری به سنت اسلاف خود، فیلمسازان نئورئالیسم دارد. مثل فیلم Salvatore Giuliano (۱۹۶۲) که در آن قتل یک راهزن سیسیلی از زوایای گوناگون بررسی میشود. در این فیلم، صحنهٔ شروع با نمای بالا از جسد گلولهخوردهٔ جولیانو، برگرفته از عکس مطبوعاتی است، که نشان میدهد ما از ابتدا با “موقعیت بازتابشده” سروکار داریم نه حقیقت خام.
۳. سینمای افشاگر (Cinema d’inchiesta)
رزی از نخستین فیلمسازانی بود که سینما را به ابزاری برای تحقیق اجتماعی و افشای ساختارهای فساد بدل کرد. بعنوان نمونه میتوان رد فساد سیاسی را در فیلم Hands Over the City (۱۹۶۳)؛ رد قدرت مافیایی در فیلم Lucky Luciano (۱۹۷۳) و همچنین رد فساد سیستماتیک و بینالمللی، از دل تضاد مفاهیم بیعدالتی و عدالت، بیقانونی و قانون را در The Mattei Affair (۱۹۷۲) یافت. درونمایهی اصلی آثار رزی به پیوند میان قدرت، پول و حقیقت اختصاص دارد.
۴. روایت غیرخطی، ساختار تحلیلیِ معماگون
رزی به جای روایت احساسی، از تحلیل و بازسازی مستندگونه و فاصلهگذارانه استفاده میکند تا تماشاگر خودش حقیقت را کشف کند. او به نوعی به “سینمای عقلانی” باور دارد، نه به سینمای احساسی. حتی در فیلم Cadaveri eccellenti (۱۹۷۶)، کاراگاه در روندی عقلانی، فکری و صوری رفته رفته به ژرفای فساد دولتمردان پی میبرد، نه بهشکل دراماتیکِ احساسی. رُزی در آثارش معمولاً از روایت خطی ساده فاصله میگیرد؛ روایت او چندلایه، پر از گسست، با پرتاب به گذشته/حال، با تمرکز بر شواهد، اسناد، و بازسازیهای متعدد است. این ساختار باعث میشود که علم به انتها یا پاسخ قطعی کاهش یابد. اینچنین حقیقت همواره یا در پرده است یا چندوجهی است. رُزی مینویسد: «هر بخش از فیلم به عنوان مدرکی است که باید بررسی شود».
۵. زیباییشناسی بصری: ترکیب و فضاسازی
شهر و معماری، برای رزی فقط پسزمینه نیستند؛ نشانههای سیاسی و اجتماعی هستند. از رنگهای خاکی، نور طبیعی و ترکیببندیهای دقیق برای القای واقعیت استفاده میکند. در آثار رُزی، فضا، معماری، شهر، محل فوتوشوت بهمثابهٔ شخصیتاند: نه صرفاً پسزمینه، بلکه حامل معنا. مثلاً در Hands over the City (۱۹۶۳)، ناپل نه فقط شهر بلکه نماد سیاستزدگی، فسادِ عمرانی و مناسبات قدرت است.تصویربرداری با عمق میدان زیاد، ترکیببندی دقیق، و نور طبیعی/واقعی، کمک میکند که فضای "واقعی" حس شود. با اینحال رزی از تکنیکهای سینمایی بهره میبرد؛ مثلاً عبور از نمای مستند به نماهایی با کیفیت تقریباً تئاتری، برای ایجاد تأثیر بصری.
۶. نگاه اخلاقی و تعهد اجتماعی
سینمای رزی از نظر زیباییشناسی، با اخلاقگرایی و مسئولیت اجتماعی گره خورده. او معتقد بود: «سینما باید چشم جامعهاش باشد، نه فقط آینهاش.» از این نظر نقشمایه نجاتبخش قصه Cristo si è fermato a Eboli (۱۹۷۹) با فضای مبارزه علیه موسولینی بخوبی امر اخلاقی را بواسطه یک پزشک مستولی میسازد. یعنی طبابت فراتر از امر پزشکی رفته و بدل به ساحتی از مبارزه اجتماعی-سیاسی شده و رویکردی انسانی را عینیت میبخشد. رزی معمولا آدمهایی را نشان میدهد که "درونِ سیستم" هستند یا قربانیاش شدهاند. اخلاق در فیلمهایش همیشه در بستر ساختار اجتماعی و تاریخی دیده میشود، نه فقط احساس فردی. زیباییشناسی او، زیبایی «تحلیلگر» است: یعنی زیبایی در کشف، در بازنمایی فعل قدرت، در تعلیقِ معنا، نه صرفاً در لنز و قاب زیبا.
▪️| #Aesthetic
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @Perspective_7