Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️پرتره‌ها و چشم‌ها
▪️هنر و نقاشی



تاریخ پرنقشِ نقاشی، حاوی نگاه‌ها و چهره‌های عجیب و زجرکشیدهٔ انسان‌ است. پرتره‌هایی خراش‌یافته در گذار زندگی توسط زمان. چشمانی که گاه با همدلی؛ گاه با خوی وحشی‌گری؛ گاه از فرط استیصال؛ گاه با رنج و گاه با چشمانی معذب و سردرگم به مخاطبان خود چشم می‌دوزند.

نگاهی گذرا به جانمایه‌ نهفته در پرتره‌ها و چشم‌ها؛ از بروگل تا برونر

📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آکیرا کوروساوا:

« وقتی به پشت‌سر نگاه می‌کنم و فیلم‌ها را از نظر می‌گذرانم، هیچ یک از آن‌ها را بدون کمک تو - توشیرو میفونه - نمی‌توانستم بسازم. تو کسی بودی که به فیلم‌ها جان می‌دادی. تو بخشی از وجودت را در آن فیلم‌ها گذاشتی. متشکرم دوست من، به زودی همدیگر را خواهیم دید. »

کوروساوا شخصیتی بسیار اهل مطالعه و پرکاری داشت. او طی هفده سال، هفده فیلم ساخت که توشیرو میفونه بعنوان بازیگر در شانزده‌ اثر وی هنرنمایی کرد.


👤| #Akira_Kurosawa
👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توشیرو میفونه:

« بازیگر عروسکی نیست که کارگردان ریسمان آن را بکشد. او انسانی است که بذر همه احساسات، خواسته‌ها و نیازها را در درون خود دارد. من سعی می‌کنم مرکز این انسانیت را بیابم و آن‌را کاوش و آزمایش کنم. »

🗒 - Seven Samurai 1954
🎬 - Dir : #Akira_Kurosawa
👥 - Cast: Toshiro MIFUNE, Takashi Shimura, Keiko Tsushima, Isao Kimura, Daisuke Katō, Seiji Miyaguchi, Yoshio Inaba,...

▪️به بهانۀ سالگرد جنجگوی سرگردان سینما؛ «توشیرو میفونه»

👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @perspective_7
👍8
▪️ارزش هنری؛ لذت یا تمتع ؟
▪️نویسنده: گوردن گراهام


شماری از فلاسفه، ارزش هنر را لزوماً به لذت (Pleasure) یا تمتعِ (enjoyment) حاصل از آن دانسته و بدین ترتیب عقیده داشتند، خوب نامیدن یک اثر به همان معناست که بگوییم اثری لذت‌بخش است یا خوشایند (agreeable) است. از جمله دیوید هیوم عقیده داشت که آن‌چه در هنر اهمیت دارد، «خوشایندی» آن است.

لذتی که از هنر به ما دست می‌دهد، موضوعی است که به احساسات ما مربوط می‌شود، نه به ماهیت هنر در کنه خویش. حکایت ذوق، حکایت خوشایند و ناخوشایند یافتن چیزهاست. و زیبایی‌شناسی به نظر کانت به طور کلی به احساس مربوط است. پیرو این نظر، باید گفت میان هنر و لذت، ارتباطی ضروری وجود ندارد و خوب دانستن یک اثر هنری، هرگز به معنای آن نیست که خوشایند است و لذت و تمتعی به همراه دارد.

آثار هنری و سبک‌های هنری که از دوران مدرن با آن مواجه هستیم، گواه این امر است. آثار هنرمندان کوبیست و یا آثار هنرمندی چون جکسون پولاک و دیگر هنرمندانی که به شیوه سبک‌های نوین کار می‌کردند، با قصد و انگیزه ایجاد لذت و تمتع خلق نشدند. بنابراین لذت و تمتع، نمی‌توانست معیار کلی و فراگیر برای ارزش‌گذاری بر روی آثار هنری باشد؛ با توجه به این‌که عامه مردم هم باور دارند که هنر باید خوب و عالی باشد و نه صرفاً سرگم‌کننده و لذت بخش.

البته عده‌ای در این میان، مفهوم لذت و تمتع را بسط دادند. آر.جی. کالینگوود در کتاب مبادی هنر، لذات را «سرگرمی» معنا کرد. او خواست نشان دهد که هنر به مثابه یک سرگرمی، هرگز به حد هنر «واقعی» و عالی نمی‌رسد و آن‌هایی که به خاطر سرگرم کردن خویش به هنر روی می‌آورند، در طریق گمراهی قدم برداشته‌اند.

تمتع؛ محظوظ شدن، سرگرم شدن و یا لذت، جملگی به نوعی به تجربه بر می‌گردند. بنابراین به جای آن‌که لذت را رتبه‌بندی کنیم، باید از نوع متمایزی از لذت سخن بگوییم که لذت زیبایی شناسانه نام دارد، که متمایز از لذات حسی و تجربی و جسمانی است. رومن اینگاردن، فیلسوف لهستانی، در مورد لذات زیبایی شناسانه می‌گوید: «ویژگی‌ خاصی دارند که از آن خود آن‌هاست و متفاوت با لذاتی هستند که از غذایی خوشگوار یا هوای تازه و یا استحمامی دلپذیر به ما دست می‌دهد. »

مسئله زیبایی‎شناسی به عنوان میراث کانت عبارت است از طرح این پرسش که «یک احساس لذیذ چگونه میتواند از خصلت عقل بهره‎مند باشد»؟ جواب کانت به این پرسش را در چهار ناسازگاری و قضایای فرعی آن‎ها دیده‎ایم. در ملاحظات بعدی گسترش آن را پی خواهیم گرفت. مسئلۀ فلسفۀ عمومی که به بخش زیبایی‎شناسی فوریت بخشید، در این پرسش نهفته است که «چگونه می‎توان دو جهان حسی و آرمانی را با هم آشتی داد؟»

كانت مدعی است که نظام طبیعت و نظام اخلاقی ریشه واحدی دارند که در هماهنگی خود به خودی ضرورت طبیعی و غایت آرمانی به بهترین نحو متجلی است، و در حس آفرینندگی و ادراکی زیبایی نشان داده شده است. ناآگاهانه بودن و آزادی که هنرِ زیبا در آن با طبیعت شریک است حاکی از این است که این غایتمندی واقعاً ذاتی اشیاء مادی است و از بیرون بر عناصر طبیعی یا حسی وارد نشده است. اگر چنین است این عناصر هم متعلق به ذات عقل‎اند و دست‎ کم سازگاریِ وحدت نهایی دو نظام طبیعی و اخلاقی برقرار است.


📚| کتاب «فلسفه هنرها»
✍🏻| ترجمه: مسعود علیا
▪️| #Aesthetic
👤| #Immanuel_Kant
🌀| @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Orchestral Performance of the Soundtrack Bernard Herrmann
Vertigo: Prelude/The Nightmare, Scene d'Amour - Stéphane Denève

اجرای ارکسترال موسیقی متنِ «سرگیجه»
اثر برنارد هرمن: پیش درآمد/ کابوس، صحنه عشق - استفان دنیو

▪️ به بهانۀ سالگرد برنارد هرمن؛ موزیسین آمریکایی تبار

👤¦ #Bernard_Herrmann
🌀¦ @Perspective_7
👍5
▪️چگونه شخصیت را مجبور کنیم تصمیم درست بگیرد؟


پشت هر هدف مشخص یک نیاز احساسی و عاطفی وجود دارد. اگر فشار حداکثری را روی هدفتان متمرکز کنید و دستیابی به آن را به حد کافی دشوار کنید، کاراکتر هم شروع به گرفتن تصمیمات بزرگ خواهد کرد. طی فرایند گسترش کاراکتر، همان تصمیمات مهم و بزرگ باعث رفع نیازهای احساسی موجود در زیرلایه های شخصیتی او می شود.

اگر شما یک نویسنده با ذهنی کاملا خودآگاه، یا یک نویسنده تحلیلگر هستید، یا اینکه در شناخت نیازهای عاطفی تان مشکل دارید، در ادامه نکاتی برای نوشتن یک کاراکتر عالی آورده ایم. یک موضوع ملموس و مشخص انتخاب کنید، تا حد امکان رسیدن به آن را دشوار کنید، کاراکتر را مجبور کنید تصمیمات جدید بگیرد و انتخابهای نو داشته باشد. در انتها احساس می کنید که به یکباره اتفاقی در شرف وقوع است. "وای، خدای من! داستان در مورد یک چمدان نیست. موضوع عشق است." خدایا! داستان در مورد یک چمدان نیست. موضوع عدالت است. "خدای من! موضوع سرقت از بانک نیست. داستان در مورد عدالت است." این همان چیزی است که موضوع را برای ما مهم می کند. همان منشأ و منبع تعجب در پایان داستان یا فیلم است. داستان دقیقا در مورد یک موضوع مشخص نیست، بلکه در مورد نیازهای عاطفی است. پنهان شده در زیرلایه های آن است.

پس اگر موضوع مشخص را بشناسید، اما از نیازهای عاطفی اطلاعی نداشته باشید، ادامه دادن فرایند را برای خودتان سخت می کنید. هر چه این پروسه را سخت تر کنید، نیازهای عاطفی بیشتر سطحی به نظر می آیند. هرچه کاراکتر تصمیمات جدید بیشتری بگیرد که فقط خود او از پس انجامش برمی آید، شما در مورد نیازهای عاطفی او بیشتر خواهید دانست. به محض اینکه متوجه نیازهای احساسی کاراکتر شوید، او را در اختیار و تحت کنترل دارید و از آن به بعد، گسترش کاراکتر راحت خواهد بود.


✍️¦ نویسنده: جاکوب کروگر
🔍¦ مترجم: فرنوش زندیه
📇¦ #ScreenWriting .
🌀¦ @perspective_7
👍4
▪️ جملاتی از درام‎نویس ابزورد؛ هارولد پینتر


یک کار کوتاه به اندازه یک کار طولانی برای من ارزش دارد.

من فکر می‎کنم مسئولیت شهروندِ هر کشوری است که آنچه را که فکر می‎کند صراحتا بیان کند.

مواظب باش در مورد خدا چگونه صحبت می‎کنی. او تنها خدایی است که داریم. اگه کاری کنی که برود؛ دیگر حتی از روی شانه‎اش هم بر نمی‎گردد نگاهت کند. آن‌‎وقت چه خواهید کرد؟

کار تبلیغات بسیار آسان است؛ کافیست همیشه نقدها و مخالفت‎ها تمسخر ‎شود.

زندگی بمن آموخت که هرچه یک تجربه حادتر باشد، بیان آن کمتر می‎شود.


▪️به بهانۀ سالگرد «هارولد پینتر» (December 24, 2008)

💬| #Quote
👤| #Harold_Pinter
🌀| @Perspective_7
👍4
آندره بازن:

« نباید درونی‌بودنِ سبک بازیگری بوگارت را با آنچه در مکتب کازان ابداع شد و پیش از جیمز دین توسط مارلون براندو مد شد، اشتباه گرفت. آن چه که بین هر سه‌ی آن ها مشترک است عکس‌العملشان برضدّ اجرا و بازیگریِ روانشناختی است؛ اما سبک بازیگرانِ مکتب کازان چه مانند براندو کم حرف باشند و چه همچون دین پرشور، بر خودانگیختگیِ غیرعقلانی استوار است. هدف اصلی این است که رفتار بازیگران غیرقابل‌پیش‌بینی باشد، چرا که رفتار آنها دیگر منطق عمیقِ احساسات را ترجمه نمی‌کند بلکه تکانه‌های فوری و بی‌واسطه‌ای را بیرونی می‌کند که پیوندشان با زندگی درونی بلافاصله و مستقیماً خوانش‌پذیر نیست. راز و رمز بوگی اما متفاوت است. چیزی که در سکوت‌های محتاطانه‌ی کنراد می‌توان دید، سستی و بی‌حالیِ شخصی که از خطراتِ افشاگری‌های بی‌موقع و مهمتر از آن از پوچی عمیق صمیمیت‌های سطحی آگاه است. بدگمانی و خستگی، خرد و شک‌گرایی: بوگی یک رواقی است. »

🎊 به مناسبت زادروز «همفری بوگارت»
▪️ از شمایل‎های جاودان سینمای کلاسیک

👤| #André_Bazin
👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«زندگی سگی» تمام شاخصه‎های یک اثر ناتورالیست را دارد. جبرگراییِ محیطی؛ تنازع بقا؛ عینیت‎گرایی؛ استیصالِ برخاسته از روزمرگی؛ و بدببنی و بی‎اعتمادی - که اساسی‎ترین مداخلۀ چاپلین با داستان است. در زندگی سگی چاپلین با یک سگ همراه می‎شود تا بدبینی‎های ناشی از فقرِ جامعه را، از طریق جفایی که آدم‎ها به حق یکدیگر می‎کنند نمایش دهد.

🗒 - A Dog's Life (1918)
🎬 - Dir : Charlie Chaplin
👥 - Cast: Charlie Chaplin, Edna Purviance, Syd Chaplin, Henry Bergman,...

▪️ به بهانۀ سالگردِ «سِر چارلز اسپنسر چاپلین»


👤| #Charlie_Chaplin
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️منشأ تئاتر در هند

بر طبق یک افسانه زیبای هندی منشأ تئاتر، مراسم جشن پیروزی خدای ایندرا (Indra) بر شیاطین است. در این مراسم هم خدایان و هم شیاطین شرکت می‎جستند و بازیگران مبارزات آنان را با حرکات گوناگون مجسم می‎ساختند. هنگامی که شیاطین پی بردند که این درام نمایشگر شکست آنان خواهد بود، عصیان کردند و با خدایان بدخواه کوچکتر متحد شدند و این وضع چنان آشفتگی در بازیگران ایجاد کرد که دیگر قادر به حرکت و سخن گفتن نبودند. آن زمان بود که خدای ایندرا پرچم خود را به دست گرفت، به میان صحنه آمد و غالب آن خدایانِ بدخواه و شیاطین همدستِ آنان را نابود کرد؛ سپس بنایی برپا ساختند که بعدها نام و شکل «تئاتر» به خود گرفت. لیکن برای آن‌که بازیگران دربرابر بازماندهیِ شیاطین محافظت شوند، خدایان متعددی حفظ و حراست این بنا را بر عهده گرفتند و پرچم ایندرا به صورت نشانی از حمایت بازیگران درآمد. از این رو عده‎ای چنین نگاه دارند که شاید همان خدای ایندرا باشد که منشأ و حامی تئاتر در هندوستان است.

📚| کتاب «تاریخ تئاتر»
✍️| نویسنده: ویل دورانت
🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بهرام بیضایی:


« خیال نمی‌کنم به واسطه ترک ایران امکان مهمی داشته‌ام که از دست داده‌ام. فیلم و صحنه بله، اگر راهی به دلخواهی بود، ولی پشیزی نمی‌ارزد به از‌دست‌دادن آنچه من از دست دادم؛ به عمری در نوبت نه شنیدن، از کارهای دیگری ماندن! استراحتی دادم به کسانی که در واقع هم کاری جز استراحت نداشتند و آمدم پی شغلی جای دیگری از جهان و درست سی سال پس از آن که از دانشگاه بیرونم گذاشتند به دانشگاه برگشتم. »


▪️گفتگو با بیضایی؛ روایت مکافات‌های سانسور
🎊 به مناسبت زادروز «بهرام بیضایی» در پنجم دی

💬| #Interview
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ریوبراوو، فیلمی بود علیه وسترن‎های "صلات‌ ظهر"، "تیرانداز چپ‌دست" و "قطار ٣:١٠ به یوما". وسترن‌هایی که با عنوان روانشناسی انسان، شخصیتِ کلانتر داستان را تمسخر می‎کردند و قدرت‎ها و قابلیت‎های او را زیرسوال می‌بردند. هاکس این مسئله را تاب نیاورد. زیرا معتقد بود یک کلانتر نباید محتاج کمک باشد تا در آخر همسرش اورا از مخمصه برهاند. کلانتر، مردم و دوستانش را سپر خود نمی‌کند بلکه خود سپر آنان می‎شود. هاکس در جهت مخالفت با این فیلم‎ها، ریوبراوو را ساخت. فیلمی از جنس غربِ وحشی، با همان حال و هوا؛ همان روحیه؛ همان مردمان و همان دوستی‎ها. با دوربینی آرام، رفیق و هم‎پا که با شخصیت‎ها دم به دم زندگی می‎کند.



🎊به مناسبت زادروز قصه‎گوی قهار سینما «هاوارد هاکس»



👤¦ #Howard_Hawks
🌀¦ @Perspective_7
👍6
▪️ بیلی وایلدر با تمامی سخت‌گیری به بازیگران آثارش، در ميان بازيگران زنى كه با آن‌ها كار كرده هيچ‌يك را مثل «مارلن ديتريش» تحسین و ستايش نمى‌كرد و درباره‌اش چنین می‌گوید:

« مردم راجع به پاهایش حرف مى‌زدند که پاهایش خيلى خوب بود، بدنش هم همينطور، استعدادش هم همين‌طور. اما چيزى كه از همه معركه‌تر بود و من را شگفت‌زده می‌کرد هوشش بود. شجاعتِ محكوم شدن را داشت و پاىِ تاوانش مى‌ايستاد؛ نازى‌ها را خيلى زودتر از دیگران شناخته بود و جايزه‌ها و دعوت نامه‌ های آن‌ها را قبول نكرده بود، و با اين كه يهودى نبود، از آلمان بيرون زده بود. عواملِ فيلم «رابطهٔ خارجى» همه عاشقش شده بودند. اما دوست داشت يه آدمِ سرماخورده پيدا كند و برای او سوپِ مرغ بپزد. او عجیب عاشق آشپزى بود. افتضاح‌ترين تورِ مو را می‌انداخت. با آن تور هر كسى زشت مى‌شد، ولى مارلن نه... او نمى‌توانست زشت باشد. »



🎊 به مناسبت زادروز ملکۀ آژاکسِ سینما؛ «مارلن دیتریش»


👤| #Billy_wilder
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 - My Mister (2018)
👤 - Dir : Kim Won-seok
👥 - Cast: Lee Sun-kyun, Lee Ji-eun, Park Ho-san,...


«لی‎سون کیون» بازیگر توانمند سینمای کرۀ جنوبی، امروز صبح درگذشت. جسد او در سن ۴٨ سالگی در داخل ماشینش در پارکی در مرکز سئول پیدا شد. در صندلیِ مسافر یک بریکت زغالی بود که معمولاً در خودکشی‎های مرسوم در کره جنوبی استفاده می شد. پلیس پیشتر گزارشی از همسرش دریافت کرده بود که لی پس از "نوشتن یادداشتی شبیه به یادداشت خودکشی" خانه را ترک کرده است. بسیاری از طرفداران لی به خانواده او تسلیت گفتند.



▪️| RIP : (December 27, 2023)
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️ نخستین‎های سینما (١)
▪️ ترجمه: حسن فیاد



سینما، ناگهان پا به عرصه وجود نگذاشت بلکه به تدریج، طی صدها سال، رشد و پیشرفت کرد. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که فکر سینما به خاطر او رسیده است. یا همه پیشرفت‌های فنی و گوناگون آن از اوست. این امر را باید به چند تن از دانشمندان پرشور و خلاق نسبت داد. با این وصف، از میان همه این دانشمندان تنها چهار یا پنج تن از آنان را به خاطر خدمات برجسته‌ای که به پیدایش و پیشرفت سینما کرده‌اند، می‌توان نام برد.

نخستین سال‌های سینما، سال‌های دراز و پر مشقت برای مطالعه و تجربه در زمینه نور، حرکت و مواد شیمیائی بود. نخستین بار تاباندن تصاویر به وسیله «آتاناسیوس کرشر»، استاد ریاضیات، صورت گرفت. «کرشر» یک «فانوس جادو» اختراع کرده بود که از پیشروان دستگاه نمایش فیلم محسوب می‌شد.

«فرنچسکو اسشیناردی» در ۱۶۶۶ نیز فانوس جادوی مشابهی اختراع کرد که برای تاباندن تصاویر شفاف نقاشی شده، به کار می‌رفت. و سرانجام فرضيهٔ «دوام تصاویر» یا «ثبات بینائی»، منجر به اختراع پروژکتور سینما شد. اما این پروژکتور ابتدائی نیز فرسنگ‌ها از یک پروژکتور کامل به دور بود و می‌بایست «مسدود‌کننده‌ای» بر آن افزوده شود. با این همه، پس از «کِرشر» و «اسشیناردی»، تقریبا تا سال ۱۸۰۰ همچنان از پیشرفت باز ماند.

«لئوناردو داوینچی» تشریح ساده‌ای از این فرضیه را پیشنهاد و اظهار کرده بود که اگر چند ثانیه‌ای بر شعاع نوری بنگریم و سپس روی از آن بازگردانیم، هنوز نقطه روشنی را خواهیم دید. در سینما، یک سلسله تصاویر به چشم ارائه می شود. هر تصویر پس از تصویر دیگر با وقفه‌ای کوتاه از جلو چشمان ما می‌گذرد. با این وصف، این وقفه‌ها آنقدر کوتاه است که وقتی چشم روی هر تصویر متمرکز می‌شود، تصویر دیگری در این فاصله به چشم ارائه می‌شود. آنگاه، این تصاویر مجزا از هم با یکدیگر به وسیله چشم ترکیب می‌شوند. و به ظاهر تداوم و توهمی از حرکت به وجود می‌آورند. «پیترمارک راجت» در ۱۸۲۴ این فرضیه را اعلام کرد اما در ۱۸۳۳ بود که مخترعین سرانجام کشف کردند که چگونه از این فرضیه استفاده کنند.

«پیتر راجت» و شخص دیگری در ۱۸۲۴ نیز دریافتند که پره‌های چرخ‌ نگاری متحرک وقتی که از میان توفال‌های افقی دیوارهای مشاهده شود، خمیده و دگرگون به نظر می‌آید. آنچه که در این مورد توفال‌های افقی دیواره انجام می‌دادند مشابه کاری است که امروزه «مسدود کننده» در دوربین یا پروژکتور انجام می‌دهد. با این همه، این موضوع به فرضیه «دوام تصاویر» بستگی داشت.

اگر به خاطر «دوام تصاویر» نبود، فکر سینما هرگز از قوه به فعل در نمی‌آمد. زیرا که بدون این پدیدهٔ طبیعیِ انسانی، سینما محال می‌نمود. هر وقت چشمان ما روی چیزی متمرکز می‌شود، عصب بینائی، تصویری به مغز می‌فرستد. آن گاه مغز برای یک‌دهم ثانیه یا بیشتر بر این تصویر می‌نگرد.

«بطلميوس»، ریاضیدان یونانی ۱۸۰۰ قبل از میلاد، این پدیده بینائی با خاصیت چشم را نیز کشف کرده بود. وی معتقد بود که قطاع رنگی دایره یا صفحه چرخنده‌ای، بر تمامی قسمت‌های صفحه سایه می‌اندازد. «آبه ژان انتوان» فیزیکدان، در سال ۱۷۶۵ نشان داده بود که اشیاء چرخنده دگرگون می‌شوند و به اشکال مختلف در می‌آیند. اسباب‌بازی های متعدد و گوناگونی ناگهان به وجود آمد که چشم انسان به وسيله آن‌ها یک شیء را در بیش از یک نقطه می‌توانست دید.

«دکتر پاریس» و «دکتر فرتین» ورق را برگرداندند و وسیله‌ای اختراع کردند که دو شیء را که در دو نقطه متفاوت قرار داشتند در یک نقطه مشابه نشان می‌داد. این وسیله عبارت بود از صفحه‌ای که در هر طرف به یک تکه نخ متصل بود. در یک طرف صفحه یک تصویر نقاشی شده و در طرف دیگر آن تصویر متفاوتی وجود داشت. وقتی که این صفحه به گردش در می‌آمد، دو تصویر مختلف بصورت یک طرح واحد در می‌آمد. این وسیله به اسم «توماتروپ» مشهور شد.


🔗| (ادامه دارد..)
🔖| {پایان قسمت اول}
📚| [سینما و سینماگران/مجله رودکی]

🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ویدئویی در ستایش سینما
▪️نود سال رؤیا؛ نود سال زندگی
▪️نودمین جشنوارۀ جهانی اسکار



🎊 ٢٨ دسامبر؛ روزِ جهانیِ رویایی رهایی‎بخش است
🎊 ٢٨ دسامبر؛ روز جهانیِ سینما - هـنـر هـفـتم


🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍4
🔻 The Lord of the Rings (2001)
📽 Dir: Peter Jackson

🔺 The Seventh Seal (1957)
📽 Dir: Ingmar Bergman

◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍4
ژاک-لویی داوید:


« در هنر؛ ارائه و بیان یک ایده از خود آن ایده مهم‌تر است »


▪️به بهانه سالگرد ژاک-لویی داوید
▪️نقاش پیشگام و حاذق نئوکلاسیسم


👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
👍6
مارلن دیتریش:

« من نقل‌قول‌ها را دوست دارم. زیرا شنیدن افکاری که دوست داریم، از زبان فردی که عاقل‌تر از ماست و به زیبایی آن را بیان می‌کند، لذت بخش است. »


👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️سوگند هوراتی
▪️هنر و نقاشی


این اثر باعث محبوبیت داوید شد. ترکیب ساده و پیکربندی در گروه‌های مثلثی و مستطیلی از ایده‌های اصلی نئوکلاسیک است. نور دراماتیک در این نقاشی ساختار سخت و باصلابت آن را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. این نقاشی داستان اختلاف میان روم و آلبا (Alba) را در ۶۶٩ ق.م به تصویر می‌کشد که در نهایت، منجر به جنگ میان دو گروه یعنی سه برادر هوراتی و سه برادر کوریاتی شد. یکی از خواهران کوریاتی با یکی از برادران هوراتی ازدواج کرده بود و یکی از خواهران هوراتی با یکی از برادران کوریاتی نیز باهم نامزد بودند. به رغم التماس‌های دخترها، پدر هوراتی اصرار بر جنگ داشت. داوید، به صورت کاملا آگاهانه، این اثر را به عنوان اعلامیه‌ای از باورهای انقلابی و ارجحیت آن بر مناسبات خانوادگی به تصویر می‌کشد. این نقاشی بر اهمیت میهن‌دوستی و ایثار مردانهٔ جان خود تأکید دارد؛ زیرا در این داستان به‌جای آنکه دو دولت، سپاهیان خود را به میدان جنگ بفرستند، موافقت می‌کنند که هر کدام سه برادر را روانهٔ میدان کنند. هم‌اکنون این تابلو، تحت مالکیت موزه لوور در پاریس قرار دارد.

📚| #Art_History
👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
👍4