Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
پنج کارکرد زیباشناختی "سبک" در هالیوود


سبک در سینمای هالیوود پنج کارکرد زیباشناختی عمده دارد؛ برخی در داستان‌پردازی هالیوودی دخیل‌اند و برخی مستقل از آن یا برضد آن عمل می‌کنند:

شفافیت در سبک هالیوودی روان بودن پردازش را ممکن می‌کند. شفافیت، روایت هالیوودی را برای مخاطب انبوه دسترس‌پذیر، فورا فهم‌پذیر و بطور طبیعی لذت‌بخش می‌کند.

بیانگری تاثیر شناختی و عاطفی فیلم را بالا می‌برد. بیانگر مارا متوجه جزئیات روایی کلیدی می‌کند و بر همه تحول هیجانی روایت تاکید می‌کند

تزئین کمک می‌کند تا به راحتی با روایت کنار بیاییم و برانگيخته شویم. تزئین به ما چیزی جذاب برای توجه کردن می‌دهد، بدون ارائه اطلاعاتی که چه بسا برای فهم اثر مفید باشند.

هماهنگی سبکی نظام‌های انسجام و انطباقی را عرضه می‌کند که خارج از الگوی روایت‌اند. هماهنگی در پس‌زمینه پیوندهایی بین قسمت‌های مختلف فیلم پدید می‌آورد.

ناهماهنگی سبکی مارا قادر می‌سازد تا بر ابژه‌ای چالش برانگیز مسلط شویم. تعارض زا خلق ابژه‌هایی ناسازگار - چیزهایی که کنجکاوی مخاطب را بر می‌انگیزند - علاقه زیباشناختی پدید می‌آورد.


▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍11
هند:
به عهدش عمل کرد... او هیچ دری را به زور نگشود

ابوسفیان:
از قلب‌ها وارد می‌شود نه دیوارها... پیروزیِ ماندگار

هند:
از دیدن‌شان در رنجم

ابوسفیان:
بخشیدن بهتر است هند

هند:
ما اشتباه می‌کردیم؟

ابوسفیان:
آری... بیش از تصور. غرور ما را به گناه کشید‌.
براستی که بتان ما از ما کمتر بودند


📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍12👎1
ماکسیم گورکی:


« اگر کار، گونه‌ای تفریح باشد زندگی لذت‌بخش است
و اگر وظیفه باشد، زندگی همچون بردگیست. »


👤| #Maxim_Gorky
🌀| @Perspective_7
👍12
رولان بارت:
• پروست و من

« زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آن‌ها داریم ثابت نگه می‌دارد. هیچ چیز دردناک‌تر از این تضاد بین دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره‌ها نیست »


𝑬𝒕𝒆𝒓𝒏𝒂𝒍 𝑺𝒖𝒏𝒔𝒉𝒊𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒑𝒐𝒕𝒍𝒆𝒔𝒔 𝑴𝒊𝒏𝒅 (𝟐𝟎𝟎𝟖)
𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒆𝒍 𝑮𝒐𝒏𝒅𝒓𝒚


▫️| #Basics
👤| #Roland_Barthes
🌀| @Perspective_7
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ورنر هرتسوگ:

« فیلم شما مثل بچۀ شماست. ممکن است کودکی با ویژگی‌های خاص بخواهید، اما هرگز نمی‌توانید مشخصات دقیق را به درستی دریافت کنید. یک فیلم این امتیاز را دارد که زندگی خودش را داشته باشد و شخصیت خودش را توسعه دهد. سرکوب این خطرناک است. این رویکردی است که برعکس عمل می‌کند: گاهی اوقات فیلم دارای ویژگی‌های شگفت انگیزی است که انتظارش را نداشتید »


▪️به مناسبت زادروز هرتسوگ؛ پنچم سپتامبر
▪️تیزری از مسترکلاس آموزش فیلمسازی


👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍9
ورنر هرتسوگ:
دربارۀ ساخت فیتزکارالدو


« رؤیایی بر من تسخیر شده بود، مانند خشم دیوانه تازی که دندان هایش را در پای لاشه آهو فرو کرده و آنقدر دیوانه‌وار می‌لرزد و شکار سقوط کرده را می‌کشد که شکارچی از تلاش برای آرام کردن او دست بر می‌دارد. این چشم‌انداز یک کشتی بخار بزرگ بود که از تپه‌ای زیر بخار خود بالا می رفت و به سمت بالای یک شیب تند در جنگل حرکت می‌کرد، در حالی‌که بالای این چشم انداز طبیعی، که ضعیف و قوی را با همان وحشیگری در هم می‌شکند، صدای کاروزو اوج می‌گیرد. خاموش کردن تمام دردها و صداهای جنگل اولیه و غرق کردن تمام آواز پرندگان. به عبارت دقیق‌تر: پرنده گریه می‌کند، زیرا در این محیط، ناتمام و رها شده توسط خدا در غضب، پرندگان آواز نمی‌خوانند. آنها از درد فریاد می زنند و درختان گیج مانند تایتان‌های در حال نبرد با یکدیگر در هم می‌پیچند، از افقی به افق دیگر، در این بدبختی غیرواقعی ایستاده‌اند و از پا در آمده‌اند - و من مثل مصراعی در شعری که به زبان غریبه‌ای ناشناخته سروده شده، تا اعماق دلم رعشه می‌گیرم. »


𝑭𝒊𝒕𝒛𝒄𝒂𝒓𝒓𝒂𝒍𝒅𝒐 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒆𝒓𝒏𝒆𝒓 𝑯𝒆𝒓𝒛𝒐𝒈


👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️شام آخرِ داوینچی (۳)
▪️هنر و نقاشی



● ویدئویی از بررسی نقاشی خاص و نفیس «شام آخر»، اثر استاد «لئوناردو داوینچی». واکاوی عناصر بصری، نقش‌شناسی، رنگ‌شناسی و ساخت و بافت درون نقاشی. روایتی از گفته‌ها و ناگفته‌ها، حقایق و افسانه‌ها. از کنکاشی مستند تا روایاتی منقول و غیرمستند از نقاشی شام آخر. رازها و چالش‌های مسیح و حواریون در خوانشی جدید از نقاشی دیواری «شام آخر».



📚| #‌Art_History
👤| #Leonardo_Da_Vinci
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️ویژگی‌های درام در تئاتر، سینما و تلویزیون
بخش اول


مدیوم‌های نمایشی تنوع زیادی ندارند: سینما، تئاتر و تلویزیون. رادیو جزء مدیوم‌های نمایشی به حساب نمی‌آید. چرا که اصلی‌ترین عنصر نمایش یعنی تماشا، در آن وجود ندارد. با اینکه نویسندگی برای رادیو هم تخصص ویژه‌ای است که کتاب‌های بسیار جذابی در ارتباط با آن نگاشته شده است و شما می‌توانید از تمام تکنیک‌های درام‌نویسی که در این کتاب‌ها به شما معرفی می‌شوند، برای نوشتن متون رادیویی هم استفاده کنید.

نکته‌ای که باید هنگام کار با مدیوم‌های مختلف در نظر داشته باشید، این است که در هر کدام از مدیوم‌های نمایشی؛المان خاصی از درام در آن‌ها برجسته است. به عنوان مثال، در تئاتر، اِلمان «دیالوگ» است که به سایر المان‌ها برتری دارد. اما در سینما، جلوه‌های بصری ارجح هستند. در تلویزیون، پیوستگی روایی و تئوری جریان flow model در سریال‌هاست که در میان المان‌های درام، برجسته‌ترینِ آنهاست. به همین دلیل هنگام نوشتن، باید بدانید بر کدام المان تمرکز کنید تا درام‌تان در مدیوم مورد نظرتان قابل پخش باشد.

از سویی «تلویزیون»، رسانه‌ای است که بالاترین میزان مخاطب را از قشرهای مختلف اجتماع دارد. به دلیل اینکه مخاطب درام تلویزیونی، در خانه‌اش نشسته و احتمالا در میان کارهای روزانه‌شان، تلویزیون تماشا می‌کند. پس درامِ تلویزیونی، باید سرگرم کننده، صمیمی و ملموس باشد. مخاطبانِ این رسانه، طیف گسترده‌ای - از نوابغ تا عامه مردم - را شامل می‌شود. به همین دلیل مهمترین فاکتور در تولید برنامه تلویزیونی، تعیین حوزه مخاطبین آن است.

مخاطب تلویزیون، اغلب با حالتی کاملاً منفعل مشغول تماشای برنامه تلویزیونی است و مشارکتش صفر است. حتی اگر به طور صددرصد مجذوب برنامه شده باشد، باز هم نمی‌تواند ارتباط موثری با تصویر برقرار کرده و از سویی تصویر هم نمی‌تواند چنین کاری را با او انجام دهد. این ویژگی در مورد سینما هم صدق می‌کند اما با شرط و شروط خاصِ آن. چرا که از لحاظ جنس‌شناسی، سینما رسانه‌ای گرم و تلویزیون رسانه‌ای سرد است.

اما ممکن است مخاطب حواسش چندجا باشد، حتی مشغول انجام کار دیگری باشد. مخاطب ممکن است بدون اینکه به تلویزیون نگاه کند، مشغول انجام کارهای روزانه‌اش باشد و فقط به صدایی که پخش می‌شود گوش دهد. پس در درام تلویزیونی عنصر دیالوگ، عنصر بسیار مهم و برجسته‌ای است. برنامه‌های تلویزیونی باید حالتی سیال و جریان‌دار (flow model) داشته باشند تا هر مخاطب، هر زمانی که خواست بتواند وارد این جریان شده و متوجه ماجرا شود.

در تلویزیون، مشاهده بر درام مقدم است. بیننده تلویزیون به مشاهده بیشتر از درام اهمیت می‌دهد. همین تقدم مشاهده بر درام باعث می‌شود تلویزیون «کُـند» باشد. پس در نگارش تلویزیونی باید طوری بود که در کنار تماشای برنامه، "زندگی" جریان داشته باشد.



📚 « فیلمنامه‌نویسی به سبک هالیوود »
✍️ نوشته: پوپک رحیمی

📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍6
لنی ریفنشتال:


« واقعاً اگر کاری را شروع کنم غذا را فراموش می‌کنم. فراموش می‌کنم که من یک زن هستم. من لباسم را فراموش می‌کنم، فقط کارهایم را می‌بینم. فراموش می‌کنم چون شیفته کارم هستم. »


هشتم سپتامبر سالمرگ یکی از فیلمسازان مشهورِ زن تاریخ سینمای آلمان و جهان بود. «لنی ریفنشتال»، زن فیلم‌سازی که هم پیشتاز در تکنیک و هم الگوی تمام عیار زن آریاییِ ملاک هیتلر بود. پس از مرگ او، آسوشیتدپرس او را این‌گونه معرفی می‌کند: «پیشتاز در تکنیک فیلم و عکس». از سویی روزنامه تگشپیلِ برلین با اشاره به اینکه «لنی ریفنشتال جایگاه خاصی را در سینما تصاحب کرده‌است» از او تجلیل می‌کند. شبکه بی‌بی‌سی نیز بیان داشت که فیلم‌های مستند او «همچون طوفان تگرگی در عرصه فیلم‌سازی بوده» و بهره از تکنیک‌های پیشتازی چون کرین، ترکینگ، ریل آن هم به صورت همزمان، او را لایق ستایش می‌کند. ریفنشتالِ آلمانی تبار به خاطر جنبه‌های زیبایی‌شناختی و ابداعاتش در فیلم‌سازی مشهور بود. هرچند او تنها ۸ فیلم ساخت اما دو فیلم از مجموعه آثارش، ورای شهرت شگرفی در فراتر از مرزهای آلمان گام برداشت.


👤| #Leni_Riefenstahl
🌀| @Perspective_7
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ژرژ باتای:
• زادروز ژرژ باتای؛ فیلسوف ساختارگرا



« زندگی تنها زمانی کامل است که تابع چیز خاصی نباشد، بلکه فراتر از آن باشد. عنصر عاطفی که به وجودی جمعی ارزش می‌دهد، تنها مرگ است. »



• 𝑻𝒉𝒆 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝑾𝒓𝒂𝒕𝒉 (𝟏𝟗𝟒𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅


▫️| #Basics
👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
👍6👎2
▪️- آثار مورد علاقۀ فرانسیس فورد کاپولا:
(بخش اول)



🎬| 𝑻𝒉𝒆 𝑱𝒐𝒚𝒍𝒆𝒔𝒔 𝑺𝒕𝒓𝒆𝒆𝒕 (𝟏𝟗𝟐𝟓)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑮. 𝑾. 𝑷𝒂𝒃𝒔𝒕

🎬| 𝑨 𝑷𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒖𝒏 (𝟏𝟗𝟓𝟏)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑮𝒆𝒐𝒓𝒈𝒆 𝑺𝒕𝒆𝒗𝒆𝒏𝒔

🎬| 𝑻𝒐𝒌𝒚𝒐 𝑺𝒕𝒐𝒓𝒚 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
👤 | 𝑫𝒊𝒓: 𝒀𝒂𝒔𝒖𝒋𝒊𝒓ō 𝑶𝒛𝒖

🎬| 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒖𝒓𝒎𝒆𝒔𝒆 𝑯𝒂𝒓𝒑 (𝟏𝟗𝟓𝟔)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑲𝒐𝒏 𝑰𝒄𝒉𝒊𝒌𝒂𝒘𝒂

🎬| 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒂𝒅 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑾𝒆𝒍𝒍 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒌𝒊𝒓𝒂 𝑲𝒖𝒓𝒐𝒔𝒂𝒘𝒂

🎬| 𝑺𝒑𝒍𝒆𝒏𝒅𝒐𝒓 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑮𝒓𝒂𝒔𝒔 (𝟏𝟗𝟔𝟏)
👤| 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑬𝒍𝒊𝒂 𝑲𝒂𝒛𝒂𝒏

🎬| 𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆

🎬| 𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑯𝒐𝒖𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟖𝟓)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆

🎬| 𝑬𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒖𝒏 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒕𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑺𝒑𝒊𝒆𝒍𝒃𝒆𝒓𝒈

🎬| 𝑷𝒖𝒏𝒄𝒉-𝑫𝒓𝒖𝒏𝒌 𝑳𝒐𝒗𝒆 (𝟐𝟎𝟎𝟐)
👤| 𝑫𝒊𝒓: 𝑷𝒂𝒖𝒍 𝑻𝒉𝒐𝒎𝒂𝒔 𝑨𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔𝒐𝒏



📊¦ #Top10
👤¦ #Francis_Ford_Coppola
🌀¦ @Perspective_7
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پری صابری، از کارگردانان و نویسندگان و بازیگران قدیمی تئاتر و سینما، و مؤسس تالار مولوی در سال‌های پیش از انقلاب، امروز در سن ۹۲ سالگی دار فانی را بدرود گفت. این کارگردان «شمس پرنده»، «آنتیگونه»، «من ازکجا عشق ازکجا»، «من به باغ عرفان»، «هفت شهر عشق»، «لیلی و مجنون»، «هفت خان رستم» و... را روی صحنه برده است.

پری صابری از دوستان صمیمی و نزدیک سهراب سپهری بوده است. او درباره سهراب می‌گوید: سهراب و زندگی‌اش یگانه‌اند. سهراب دو زندگی نداشت. به همان زیبایی بود که شعرهایش هست. تر و تمیز، خلاصه و معنی‌دار. سهراب و فروغ خیلی نزدیک بودند و من هم با آنها دم‌خور بودم. یک خانه خیلی کوچک و پر از زیبایی داشت. امکان نداشت یک سبزه را لگد بزند یا کار خشونت‌آمیزی انجام دهد.


ویدئویی از پری صابری و نقل خاطراتی از سهراب سپهری


︎RIP (1311-1403)

🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️بااستعدادترین فیلمسازِ سینمای پروپاگاند
▪️لنی ریفنشتال (قسمت اول)




لنی ریفنشتال یک شناگر با استعداد و یک هنرمند بود. در دوران کودکی به رقصیدن علاقه مند شد و در سراسر اروپا درس خواند و اجرا کرد. پس از دیدن یک پوستر تبلیغاتی برای فیلم (کوه سرنوشت، ۱۹۲۴)، او الهام گرفت که وارد عرصه بازیگری شود و بین سال های ۱۹۲۵ و ۱۹۲۹ در پنج فیلم سینمایی موفق بازی کرد. ریفنشتال یکی از معدود زنان آلمانی بود که در دوران وایمار فیلمی را کارگردانی کرد. زمانی که در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت کارگردانی را با فیلم خودش، به اسم (نور آبی)، امتحان کند.

در نیمه دوم دهه ۱۹۳۰، او فیلم‌های تبلیغاتی نازی (پیروزی اراده، ۱۹۳۵) و (المپیا، ۱۹۳۸) را کارگردانی کرد که منجر به توجه و تحسین جهانی شد. این فیلم‌ها به‌طور گسترده به عنوان دو اثربخش و خلاقانه‌ترین فیلم‌های تبلیغاتی شناخته می‌شوند. با این حال، مشارکت او در پیروزی اراده، به طور قابل توجهی به حرفه و شهرت او پس از جنگ جهانی دوم لطمه زد. آدولف هیتلر در طول ساخت حداقل سه فیلم مهم نازی با ریفنشتال همکاری نزدیک داشت و آنها رابطه دوستانه‌ای برقرار کردند.

پس از جنگ جهانی دوم، ریفنشتال دستگیر شد و مشخص شد که یک "همسفر " نازی است اما به جنایات جنگی متهم نشد. او در طول زندگی‌ پس از جنگ‌ِ خود، اطلاع از هولوکاست را انکار می‌کرد و به عنوان صدای "ما چگونه می‌توانستیم بدانیم؟" مورد انتقاد قرار گرفت. کار ریفنشتال پس از جنگ شامل یک کتاب زندگی نامه و دو کتاب عکاسی در مورد مردم نوبا در جنوب سودان بود.

ریفنشتال سخنان آدولف هیتلر رهبر حزب نازی (NSDAP) را در یک راهپیمایی در سال ۱۹۳۲ شنید و با استعدادِ او به عنوان سخنران عمومی مسحور شد. ریفنشتال در توصیف این تجربه در خاطرات خود نوشت: «من دیدی تقریبا آخرالزمانی داشتم که هرگز نتوانستم آن را فراموش کنم. به نظر می‌رسید که سطح زمین در مقابل من گسترده شده است، مانند نیمکره‌ای که ناگهان از هم جدا می‌شود. در وسط، فواره عظیمی از آب به بیرون پرتاب شد، چنان قدرتمند که آسمان را لمس کرد و زمین را تکان داد.»

از سویی هیتلر بلافاصله اسیر کار ریفنشتال شد. روایت می‌شود که او با ایده‌آل زن آریایی هیتلر سازگاری مطلق است. ویژگی‌ای که او هنگام دیدن بازی او در فیلم Das Blaue Licht به آن توجه کرده بود. در ماه مه ۱۹۳۳، هیتلر از ریفنشتال خواست تا فیلمی درباره «هورست وسل» بسازد ، اما او نپذیرفت.

سپس به ریفنشتال این فرصت برای کارگردانی Der Sieg des Glaubens، یک فیلم تبلیغاتی یک ساعته درباره پنجمین رالی نورنبرگ در سال 1933 ارائه شد. هیتلر به وزارت تبلیغات «جوزف گوبلز» دستور داده بود که کمیسیون فیلم را به ریفنشتال بدهد، اما وزارتخانه هرگز به او اطلاع نداده بود. ریفنشتال موافقت کرد که فیلم را کارگردانی کند، حتی اگر تنها چند روز قبل از راهپیمایی به او فرصت داده شد تا آماده شود. او و هیتلر با هم رابطه خوبی برقرار کردند. این فیلم تبلیغاتی به طور کامل توسط NSDAP تأمین مالی شد.

در طول فیلمبرداری Der Sieg des Glaubens ، هیتلر در کنار رهبر (SA)، ارنست روهم، مردی که آشکارا رابطه کاری نزدیکی با او داشت، ایستاده بود. روهم را میتوان در کابینه نازیستی هیتلر یگانه رهبر همجنسگرای رایش سوم نامید. امری که بسیار مورد غضب هیتلر بود. روهم به دستور هیتلر مدت کوتاهی بعد، در خلال پاکسازی SA که به آن شب چاقوهای بلند گفته می‌شود، به قتل رسید. گزارش شده است که بلافاصله پس از قتل، هیتلر دستور داد تمام کپی های فیلم از بین بروند، اگرچه ریفنشتال مخالفت کرد که چنین اتفاقی بیفتد.

ریفنشتال و یک گروه فیلمبرداری در جریان رالی ۱۹۳۴ در نورنبرگ در مقابل ماشین هیتلر ایستاده‌اند. هیتلر که هنوز تحت تأثیر کار ریفنشتال قرار گرفته بود، از او خواست تا فیلم «پیروزی اراده» (Triumph des Willens )، یک فیلم تبلیغاتی جدید درباره گردهمایی حزبی در سال ۱۹۳۴ در نورنبرگ را فیلمبرداری کند.

بیش از یک میلیون آلمانی در این تجمع شرکت کردند. این فیلم گاهی اوقات به عنوان بزرگترین فیلم تبلیغاتی ساخته شده در نظر گرفته می‌شود. به گفته ریفنشتال، در ابتدا، او مقاومت کرد و نمی‌خواست فیلم‌های دیگری از حزب نازی بسازد، در عوض می‌خواست فیلمی داستانی بر اساس Tiefland ("زمین‌های پست") اثر «اوژن دآلبرت» را کارگردانی کند ، اپرایی که در برلین در دهه ۱۹۲۰ بسیار محبوب بود. ریفنشتال بودجه خصوصی برای تولید Tiefland دریافت کرد، اما فیلمبرداری در اسپانیا از مسیر خارج شد و پروژه لغو شد.


🔗- [ادامه دارد..]
🔗- (پایان بخش اول)


🎥| #History_of_Cinema
👤
| #Leni_Riefenstahl
🌀| @Perspective_7
👍6
توماس الزسر:
طلوع؛ نجات‌دهنده/نجات‌یافته


« سینمای مورنائو تا حد زیادی دربارۀ میل به تقلید، میل به تصویرسازی برای یک تصور است: راز آغازینِ خود فیلمسازی نیز اروتیک کردنِ پرشور عمل نظاره‌کردن است. و البته که دوربین هر شیئی را نظاره می‌کند. »


𝑺𝒖𝒏𝒓𝒊𝒔𝒆: 𝑨 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑯𝒖𝒎𝒂𝒏𝒔 (𝟏𝟗𝟐𝟕)
𝑫𝒊𝒓: 𝑭.𝑾. 𝑴𝒖𝒓𝒏𝒂𝒖


👤| #F_W_Murnau
🌀| @Perspective_7
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورنر هرتسوگ:

« افرادی مانند مارلون براندو در مقایسه با کلاوس کینسکی کودکستانی هستند. کینسکی کاملا دیوانه بود. یک وحشیِ افسار گسیخته که رام کردنش، پروژۀ سختی بود. شایعاتی وجود دارد که من او را با یک اسلحه در پشت دوربین کارگردانی می‌کردم؛ حقیقت ندارد. فقط یکبار او تهدید کرد که کار را ترک می‌کند و من به نرمی به او گفتم که من یک تفنگ دارم که هشت گلوله می‌خورد. و وقتی او دارد مسیر رودخانه را طی می‌کند خوشحال می‌شوم هشت گلوله را رویش خالی کنم. با همه این‌ها، عصبانیت‌های او شگفت‌انگیز بود. زمانی که کینسکی به طرز وحشتناکی عصبی می‌شد، من فورا دستور فیلمبرداری می‌دادم. چون کینسکی در آن لحظات چنان اکت‌هایی از خود نشان می‌داد که هیچ بازیگر دیگری قادر به انجام آن نبود. »


▪️ پشت‌صحنۀ فیلم «فیتزکارالدو» اثر ورنر هرتسوگ.
▪️ خشم «کلاوس کینسکی» بر سر یکی از عوامل تولید
● با زیرنویس انگلیسی چسبیده


🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍10
گـریس کِـلی:


« من اساساً یک فمینیست هستم. من فکر می‌کنم که زنان می‌توانند هر کاری که تصمیم بگیرند انجام دهند. »



گریس کلی؛  مدل و بازیگر مشهور هالیوود برندۀ اسکار در سال (1954) که از ازدواج با شاهزاده موناکو، بعنوان سلطنتی گریس موناکو منصوب گردید؛ در چنین روزی بر اثر سانحه‎ای رانندگی درگذشت. بنیاد فیلم آمریکا او را بعنوان «سیزدهمین زن افسانه بزرگ پرده سینما» نام‌گذاری کرد. انجمن فیلم آمریکا وی را از جملهٔ بزرگترین بازیگران زن تمامی دوران‌ها می‌داند. 

👤¦ #Grace_Kelly
🌀¦ @Perspective_7
👍10
▪️نحوهٔ مرگ گریس کلی


• در ١٣ سپتامبر ١٩٨٢، گریس هنگام رانندگی از خانه روستایی خود در راک آگل به موناکو دچار خونریزی مغزی خفیفی شد. در نتیجه، او کنترل Rover P6 3500 خود را از دست داده و از جاده پر پیچ و خم خارج می‎شود و از دامنه کوه ۳٧ متری سقوط می‎کند. دختر نوجوان او، استفانی، که روی صندلی مسافر نشسته بود نتوانسته کنترل ماشین را دوباره به دست بگیرد. پرنسس با جراحات وارده در ناحیهٔ مغز و قفسه سینه و شکستگی استخوان ران به بیمارستان موناکو (که بعداً مرکز بیمارستان پرنسس گریس نام گرفت) منتقل شد. کلی در نیمه‌های شب روز بعد درگذشت. استفانی دچار ضربه مغزی خفیف و شکستگی در مهره گردن شد و نتوانست در مراسم تشییع جنازه مادرش شرکت کند. تشییع جنازه پرنسس گریس در کلیسای جامع بانوی معصوم در «موناکو ویل» در ١٨ سپتامبر ١٩٨٢ برگزار شد. پس از مراسم عزاداری، او در طاق خانواده گریمالدی به خاک سپرده شد. بیش از ۴٠٠ نفر مانند: کری گرانت، نانسی ریگان، دانیل میتران، ملکه فرح ایران، و شاهزاده ولز؛ شرکت کردند.


👤| #Grace_Kelly
🌀| @Perspective_7
👍10
آگاتا کریستی:

« زنان به طور ناخودآگاه هزاران جزئیات کوچک را مشاهده می‌کنند، بدون اینکه بدانند این کار را انجام می‌دهند. ضمیر ناخودآگاه آنها این چیزهای کوچک را به هم اضافه می‌کند - و آنها نتیجه را شهود می‌نامند. »


🎊 زادروز «ملکۀ جنایت»؛ آگاتا کریستی

👤| #Agatha_Christie
🌀| @Perspective_7
👍9
● جنس کمدی فیلم «ما فرشته نیستیم» جادویی است. جهانی ورای منطق و واقعیت را می‌کاود. جهانی که مبتنی بر شانس نیست اما نیرویی جادویی پیوسته سه شخصیت اصلی‌اش را یاری می‌کند. سه شخصيتی که معلق میان فرشته بودن و زندانی‌ بودن‌اند. سه زمینیِ خاص و متعین شده - که فرشته نیستند - اما دوربین کورتیز آن‌ها را، در پویشی از آسمان به زمین، فرشته می‌کند. «ما فرشته نیستیم» از کنایی‌ترین، استعاری‌ترین و سرخوش‌ترین آثار تاریخ سینماست. اثری به غایت پایبند به زبان سینما. «جک موفیت» از «هالیوود ریپورتر» نقد مثبتی بر این فیلم نوشت و آن را «یک کمدی پر زرق و برق، پر از بازی‌هایی خواند که یکنواخت عالی هستند، با فیلمنامه‌ای چندلایه که شایسته مطالعه است.» فیلم در گیشه ۳ میلیون دلار فروخت. و در سال ۱۹۵۵، سی و چهارمین فیلم پرفروش در بازار ایالات متحده/کانادا شد.


𝑾𝒆'𝒓𝒆 𝑵𝒐 𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟓)
𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒂𝒆𝒍 𝑪𝒖𝒓𝒕𝒊𝒛


👤| #Michael_Curtiz
🌀| @Perspective_7
👍9
پدی چایفسکی:


« دست از فکر کردن به "نوشتن" بعنوان یک هنر بردارید.
به آن به عنوان یک کار نگاه کنید. انجامش بدید و تمام.
اگر هنرمند باشید، کار شما هنر خواهد بود...
اگر هم هنرمند نباشید، حداقل یک کار روزمره خوب انجام بدهید. »


📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍9
Perspective | پرسپکتیو
▪️ویژگی‌های درام در تئاتر، سینما و تلویزیون بخش اول مدیوم‌های نمایشی تنوع زیادی ندارند: سینما، تئاتر و تلویزیون. رادیو جزء مدیوم‌های نمایشی به حساب نمی‌آید. چرا که اصلی‌ترین عنصر نمایش یعنی تماشا، در آن وجود ندارد. با اینکه نویسندگی برای رادیو هم تخصص ویژه‌ای…
▪️ویژگی‌های درام در تئاتر، سینما و تلویزیون
بخش دوم


گفتیم در تلویزیون، مشاهده بر درام مقدم است. بیننده تلویزیون به مشاهده بیشتر از درام اهمیت می‌دهد. همین تقدم مشاهده بر درام باعث می‌شود تلویزیون «کُـند» باشد. پس در نگارش تلویزیونی باید طوری بود که در کنار تماشای برنامه، "زندگی" جریان داشته باشد.

به طور کلی تلویزیون می‌تواند از ظرفیت‌های تئاتر استفاده کند. زیرا ژانرهای درام تلویزیونی به ژانرهای درام تئاتری نردیک‌تر هستند. تلویزیون وجه صنعتی دارد و رسانه‌ای قالب محور است. کمیت و کیفیت در درام تلویزیونی، هم زمان و هم راستا با هم، دارای اهمیت هستند. برنامه‌ای که کیفیت دارد اما از لحاظ کمی ضعیف است، در تلویزیون ارزشی ندارد. در تلویزیون این کمیت است که کیفیت می‌آورد. در درام تلویزیونی «ایده» مهم نیست، «صناعت» مهم است. مهم نوشتن است.
تئاتر، هنری قدیمی است که تماشاگر آن اغلب منفعل نیست و در آن مشارکت دارد. ویژگی ممتاز و متمایز کننده تئاتر همین است: ارتباط زنده و فعال تماشاگر و اجرا (حتی اگر تماشاگر در سکوت کامل مشغول تماشا باشد، باز هم ارتباط زنده‌ای با اجرا دارد)

سینما اما سیال نیست، متمرکز است. در سینما رابطۀ مخاطب و مدیوم، رابطه «فرستنده-گیرنده» است، اما در تلویزیون رابطه فقط «فرستنده» است. چون مخاطب ممکن است در حین تماشا، چندین بار بلند شود و دنبال کارهای دیگری برود. اندازه تصاویر در تلویزیون کوچکتر از سینماست، به همین دلیل زاویه تصاویر هم متفاوت خواهد بود. در سینما تصویر را به صورت (low angle) و از پایین به بالا می‌بینیم. اما در تلویزیون، زمانی که در خانه نشسته‌ایم و تلویزیون می‌بینیم، زاویه دیدمان یا رو به رو است یا بالا به پایین.

از طرفی اهمیت صدا در تلویزیون بیشتر از سینماست. تصویری که از صفحه کوچک تلویزیون پخش می‌شود زیاد جذاب نیست. در حقیقت زیبایی‌‎شناسی تلویزیون از طریق المان «صدا» به مخاطب منتقل می‌شود نه «تصویر». همانطور که پیش‌تر اشاره کردیم، دیالوگ در درام تلویزیونی عنصر برجسته است. همین ویژگی درام تلویزیونی است که مدیوم تلویزیون را به تئاتر نزدیک‌تر می‌کند تا به سینما.

تصویر در درام تلویزیونی ریزه‌کاری ندارد بلکه این کاراکترها هستند که دارای اهمیت ویژه هستند. درام‌های تلویزیونی، درام‌هایی کاراکتر محورند. به همین دلیل قاب اصلی در درام تلویزیونی «کلوز آپ» است. در حقیقت تصویر کاراکترها در تلویزیون باید به گونه‌ای باشد که انگار اندازه یک آدم واقعی است. در تلویزیون تلاش بر این است که صمیمیت انتقال داده شود. به همین علت نمای نزدیک مزید بر علت شده و خودرا به مخاطب بیش از حد نزدیک می‌سازد. حال آنکه در سینما مفهوم «کلوزآپ» مطلقا متفاوت است. در سینما کلوزآپ راه ورود به دنیای ذهنی و جهان سوبژکتیو شخصیت است. این همان مدخلی است که دوربین برآن مجاز شده تا مخاطب را با بخشی از سوبژکتیو مسئله یا شخصیت سهیم سازد.

نمایی عام و دم‌دستی نیست که فیلمسازان از آن استفاده کنند. اما در سریال این قاعده برعکس است و نزدیکیِ دوربین به شخصیت، نه لزوما به معنی تقرب به درونیاتِ ذهنی او، بلکه بیشتر از برای سمپاتی شکل میگیرد. چون اینطور گمان میرود که هرزمان مخاطب برخاست و رفت، بتواند با هر نگاهی که به سمت تلویزیون انداخت، با نمای کلوزآپ بلافاصله به جهان داستان وارد شود.



📚 « فیلمنامه‌نویسی به سبک هالیوود »
✍️ نوشته: پوپک رحیمی

📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍8