■ تاثیر احساسی؛ منبع اصلی تراژدی
منبع اصلی تراژدی، آن تأثیر احساسیای است که جوهره تراژدی بر شخصیتها میگذارد. این مخاطرات شخصی است که بیننده را جذب خود میکند و نه چارچوب عظیم داستانی. حال هرچه بیشتر از روابطی که دو شخصیت را به یکدیگر مرتبط میکند مطلع شویم، هنگام به خطر افتادن آن رابطه بیشتر آن دو شخص را درک خواهیم کرد. چرا که ما، همان قدر که باید از روابط میان شخصیتها مطلع شویم، نیاز داریم که لحظه فروپاشی مطلق آن رابطه را نیز نظارهگر باشیم.
📚| کتاب « شکسپیر برای فیلمنامهنویسان »
✍️| نوشته: جی. ام. ایونسن
• 𝑯𝒂𝒎𝒍𝒆𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑮𝒓𝒊𝒈𝒐𝒓𝒊𝒚 𝑲𝒐𝒛𝒊𝒏𝒕𝒔𝒆𝒗
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
منبع اصلی تراژدی، آن تأثیر احساسیای است که جوهره تراژدی بر شخصیتها میگذارد. این مخاطرات شخصی است که بیننده را جذب خود میکند و نه چارچوب عظیم داستانی. حال هرچه بیشتر از روابطی که دو شخصیت را به یکدیگر مرتبط میکند مطلع شویم، هنگام به خطر افتادن آن رابطه بیشتر آن دو شخص را درک خواهیم کرد. چرا که ما، همان قدر که باید از روابط میان شخصیتها مطلع شویم، نیاز داریم که لحظه فروپاشی مطلق آن رابطه را نیز نظارهگر باشیم.
📚| کتاب « شکسپیر برای فیلمنامهنویسان »
✍️| نوشته: جی. ام. ایونسن
• 𝑯𝒂𝒎𝒍𝒆𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑮𝒓𝒊𝒈𝒐𝒓𝒊𝒚 𝑲𝒐𝒛𝒊𝒏𝒕𝒔𝒆𝒗
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر هخامنشیان (۶) ▪️هنر و معماری ➖هنر ایران در عصر هخامنشی دربارۀ دوره ی هخامنشیان سه گروه منبع کتبی که از نظر اعتبار حجم و نحوه بیان بسیار متفاوت است، در دست است. این منابع عبارت است از سنگنوشتههای شاهان، گزارشهای کم و بیش مفصل نویسندگان یونانی…
▪️هـنر هخامنشیان (۷)[آخر]
▪️هنر و موسیقی
از موسیقی ایران پیش از دوران هخامنشیان اطلاعات چندانی در دست نیست. به عقیدهٔ کسنوفون موسیقی در این دوره به چند رشته تقسیم میشده که عبارت بودهاند از رزمی یا جنگی، بزمی، و مجلسی. اسناد تاریخی آشوری که مربوط به سدهٔ هشتم پیش از میلاد است، نشان میدهد که اقوامی در فلات ایران مستقر شده بودند که بعداً به آریایی معروف شدند. بسیاری از این قوم در منطقهٔ هندوستان مستقر بودند و در فاصلهٔ ۱۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد سرودهای مختلفی ساخته بودند که در مراسم جنگی، جشنها و مراسم مذهبی اجرا میشدند.
آن دسته از موسیقینوازان این دوران که در منطقهٔ هندوستان زندگی میکردند، منشأ کولیهایی هستند (که با نام کاولی یا کابلی یا لوری هم شناخته میشدند) که در دورهٔ ساسانیان به درخواست بهرام گور به ایران آمدند و عمدتاً در منطقهٔ لرستان ساکن شدند
سرودهای رزمی در دوران هخامنشیان نقش مهمی داشتند. کسنوفون نوشته که کوروش بزرگ (بنیانگذار سلسله هخامنشی) از کشته شدن سربازان طالشی و طبری سرودی خواند که بعدها در دورهٔ ساسانیان مراسم سوگ سیاوش خوانده میشدهاست. همچنین سرودهای مذهبی نیز در این دوره نقش مهمی داشتند؛ به گفتهٔ هرودوت این سرودها، بر خلاف سرودهای مشابه در تمدن آشوری و بابلی، بدون همراهی ساز اجرا میشدند. این سرودها غالباً تنالیتهای در گام بزرگ داشتند. آوازهای دستهجمعی نیز در این دوره رایج بودند که عموماً توسط دختران اجرا میشدند.
به طوری که از منابع متأخر بر میآید موسیقی در پارس باستان هنری ظریف و به کمــال بـوده، و قواعد آن از نظر دقت قابل قیاس است با کُنترپوان غربی. ظاهراً رایجترین ساز در دربار «چنگ» بـوده است. شواهد دیگری نیز مبنی بر استفاده از رباب، بربط، تنبور، قانون، نی و نیز دف و دهل موجود است. در دوره هخامنشیان به استادان موسیقی در دربار احترام بسیار گذاشته میشد. به طوری که اینان در میان ملازمان دربار از بلند پایگان بودند.
خوانندگان و نوازندگان بـه سه طبقه تقسیم میشدند. هیچ خوانندهای نمیتوانست با نوازندهای بخواند که در طبقۀ او نبود. اگر شاهنشاه ضیافتی میداد در سکوتی که نفسهای مهمانان در سینهها حبس بود، پردهای که شهریار را از چشم درباریان او پنهان نگه میداشت، کنار میرفت و سپس رئیس تشریفات کـه عنـوان پر معنی «شادباش» را داشت، استاد آواز را به خواندن ترانهای معین ندا میداد، یا از یکی از نوازندگان دربار میخواست تا قطعهای را که با دقت گزیده شده است بنوازد.
🔗| (قسمت آخر)
📚| کتاب « گذری بر موسیقی دوران باستان »
✍️| نویسنده: گذری منظمی
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و موسیقی
از موسیقی ایران پیش از دوران هخامنشیان اطلاعات چندانی در دست نیست. به عقیدهٔ کسنوفون موسیقی در این دوره به چند رشته تقسیم میشده که عبارت بودهاند از رزمی یا جنگی، بزمی، و مجلسی. اسناد تاریخی آشوری که مربوط به سدهٔ هشتم پیش از میلاد است، نشان میدهد که اقوامی در فلات ایران مستقر شده بودند که بعداً به آریایی معروف شدند. بسیاری از این قوم در منطقهٔ هندوستان مستقر بودند و در فاصلهٔ ۱۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد سرودهای مختلفی ساخته بودند که در مراسم جنگی، جشنها و مراسم مذهبی اجرا میشدند.
آن دسته از موسیقینوازان این دوران که در منطقهٔ هندوستان زندگی میکردند، منشأ کولیهایی هستند (که با نام کاولی یا کابلی یا لوری هم شناخته میشدند) که در دورهٔ ساسانیان به درخواست بهرام گور به ایران آمدند و عمدتاً در منطقهٔ لرستان ساکن شدند
سرودهای رزمی در دوران هخامنشیان نقش مهمی داشتند. کسنوفون نوشته که کوروش بزرگ (بنیانگذار سلسله هخامنشی) از کشته شدن سربازان طالشی و طبری سرودی خواند که بعدها در دورهٔ ساسانیان مراسم سوگ سیاوش خوانده میشدهاست. همچنین سرودهای مذهبی نیز در این دوره نقش مهمی داشتند؛ به گفتهٔ هرودوت این سرودها، بر خلاف سرودهای مشابه در تمدن آشوری و بابلی، بدون همراهی ساز اجرا میشدند. این سرودها غالباً تنالیتهای در گام بزرگ داشتند. آوازهای دستهجمعی نیز در این دوره رایج بودند که عموماً توسط دختران اجرا میشدند.
به طوری که از منابع متأخر بر میآید موسیقی در پارس باستان هنری ظریف و به کمــال بـوده، و قواعد آن از نظر دقت قابل قیاس است با کُنترپوان غربی. ظاهراً رایجترین ساز در دربار «چنگ» بـوده است. شواهد دیگری نیز مبنی بر استفاده از رباب، بربط، تنبور، قانون، نی و نیز دف و دهل موجود است. در دوره هخامنشیان به استادان موسیقی در دربار احترام بسیار گذاشته میشد. به طوری که اینان در میان ملازمان دربار از بلند پایگان بودند.
خوانندگان و نوازندگان بـه سه طبقه تقسیم میشدند. هیچ خوانندهای نمیتوانست با نوازندهای بخواند که در طبقۀ او نبود. اگر شاهنشاه ضیافتی میداد در سکوتی که نفسهای مهمانان در سینهها حبس بود، پردهای که شهریار را از چشم درباریان او پنهان نگه میداشت، کنار میرفت و سپس رئیس تشریفات کـه عنـوان پر معنی «شادباش» را داشت، استاد آواز را به خواندن ترانهای معین ندا میداد، یا از یکی از نوازندگان دربار میخواست تا قطعهای را که با دقت گزیده شده است بنوازد.
🔗| (قسمت آخر)
📚| کتاب « گذری بر موسیقی دوران باستان »
✍️| نویسنده: گذری منظمی
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
ارنست لوبیچ:
« چگونه یک فیلم متحرک میتواند زندگی واقعی را منعکس کند؛
وقتی که توسط افرادی ساخته شده که زندگی مصنوعی دارند؟ »
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
« چگونه یک فیلم متحرک میتواند زندگی واقعی را منعکس کند؛
وقتی که توسط افرادی ساخته شده که زندگی مصنوعی دارند؟ »
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
| زیباییشناسی هگل (۴) | بافت اجتماعی بیان هنری • هنر، دین و فلسفه در نظر هگل بیان هنری، دینی و فلسفی برای هدف واحدی به کار میآیند؛ این هر سه به مجموعهای ارزشهای ذاتی هر تمدن شکل میبخشند و یکی از این سه شیوهی بیانِ "مطلق"، بسته به دورهی زمانی،…
| زیباییشناسی هگل (۵)
| پدیدارشناسیِ روحِ هگل
• تکوین فرد، تکوین نوع
پدیدارشناسی سیاهۀ تمام کارهایی را بر میشمارد که آگاهی برای شکلگیری خود باید انجامشان دهد. ما از نحوۀ ساختن مکانیکی یک سازه، دور هستیم با مجسمهای سرد و خشک روبه رو نیستیم بلکه با فعالیتی که گسترش مییابد با کوششی برای فراروی از هر گونه دستاورد جزیی برای در هم شکستن هر مانع و هر عادتی برای اوج گیری فزاینده سروکار داریم. این قانون مشهور را که تکوین فرد، تکوین نوع را باز میآفریند، هگل حدس میزند، اما آن را فقط در مورد ذهن (روح) به کار میبندد.
آنچه سرشت ذهن و کارهایش را نشان میدهد این است که هر یک از ساختارهای آنها چیزی از سیر تکوینشان را حفظ کند: مسیر ذهن راهش را خود میگشاید، در طی طریق خویش با خود درگیر میشود، و در واپسین مرحله نیز درونی میگردد و پابرجا میماند. هگل شیوه نگرش خود را نتیجه تدارکی طولانی میداند: «آنچه ما هستیم، به طور تاریخی به آن رسیدهایم هنگامی که به گذشته باز میگردیم دیگر نمی توانیم مانند کسانی دریابیماش که آن را زیستهاند، زیرا از آنان جلوتر رفتهایم و در نتیجه افق دیدمان دگرگون شده است.
اما به هر طریق گذشته در زمان حال ما حضور دارد. مدرنترین ماشین نیز چیزی از اولیهترین ابزاری را حفظ میکند که به نفی و تمسخر آن میپردازد؛ و آفرینشگران بزرگ معاصر نیز در مکتب اجدادی پرورش یافته اند، که هیچ میلی به همانند شدن با آنان نداشته اند: هومر و ولتر، افلاطون و دیدرو، اقلیدس و گالیله، فیدیاس و لئوناردو داوینچی. تمایل هگل بینهایت بلندپروازانه بوده و نوعی افراطِ فلسفی را بیان میکرده است: تشریح شکوفایی آهسته آگاهی که نخست در گوهری نهاده شده که از آن متمایز نیست، سپس از آن جدا میشود، به پرورش فردی و جمعی خود میپردازد تا این بار با تسلط و به روشنی به بازیابی این گوهر و باز پیوستن به آن برسد؛ ترسیم تمامی مسیر این پیشروی بی از یاد بردن هیچ یک از نبردها و کژروی ها، تا فتح واپسین دژ، یعنی دانشِ مطلق.
📚| « درآمدی بر هگل »
✍🏻| نویسنده: ژان دونت
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
| پدیدارشناسیِ روحِ هگل
• تکوین فرد، تکوین نوع
پدیدارشناسی سیاهۀ تمام کارهایی را بر میشمارد که آگاهی برای شکلگیری خود باید انجامشان دهد. ما از نحوۀ ساختن مکانیکی یک سازه، دور هستیم با مجسمهای سرد و خشک روبه رو نیستیم بلکه با فعالیتی که گسترش مییابد با کوششی برای فراروی از هر گونه دستاورد جزیی برای در هم شکستن هر مانع و هر عادتی برای اوج گیری فزاینده سروکار داریم. این قانون مشهور را که تکوین فرد، تکوین نوع را باز میآفریند، هگل حدس میزند، اما آن را فقط در مورد ذهن (روح) به کار میبندد.
آنچه سرشت ذهن و کارهایش را نشان میدهد این است که هر یک از ساختارهای آنها چیزی از سیر تکوینشان را حفظ کند: مسیر ذهن راهش را خود میگشاید، در طی طریق خویش با خود درگیر میشود، و در واپسین مرحله نیز درونی میگردد و پابرجا میماند. هگل شیوه نگرش خود را نتیجه تدارکی طولانی میداند: «آنچه ما هستیم، به طور تاریخی به آن رسیدهایم هنگامی که به گذشته باز میگردیم دیگر نمی توانیم مانند کسانی دریابیماش که آن را زیستهاند، زیرا از آنان جلوتر رفتهایم و در نتیجه افق دیدمان دگرگون شده است.
اما به هر طریق گذشته در زمان حال ما حضور دارد. مدرنترین ماشین نیز چیزی از اولیهترین ابزاری را حفظ میکند که به نفی و تمسخر آن میپردازد؛ و آفرینشگران بزرگ معاصر نیز در مکتب اجدادی پرورش یافته اند، که هیچ میلی به همانند شدن با آنان نداشته اند: هومر و ولتر، افلاطون و دیدرو، اقلیدس و گالیله، فیدیاس و لئوناردو داوینچی. تمایل هگل بینهایت بلندپروازانه بوده و نوعی افراطِ فلسفی را بیان میکرده است: تشریح شکوفایی آهسته آگاهی که نخست در گوهری نهاده شده که از آن متمایز نیست، سپس از آن جدا میشود، به پرورش فردی و جمعی خود میپردازد تا این بار با تسلط و به روشنی به بازیابی این گوهر و باز پیوستن به آن برسد؛ ترسیم تمامی مسیر این پیشروی بی از یاد بردن هیچ یک از نبردها و کژروی ها، تا فتح واپسین دژ، یعنی دانشِ مطلق.
📚| « درآمدی بر هگل »
✍🏻| نویسنده: ژان دونت
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍6
جرج کیوکر:
« افسوس؛ من نویسنده نیستم. لعنتی تعداد کمی از کارگردانان میتوانند بنویسند. آنها بسیار باهوش هستند و میتوانند سرعت را تجربه کنند. اما به عنوان کارگردان، باید به محدودیتهای خود فکر کنید. چیزهای خاصی وجود دارد که شما با آنها همدردی میکنید، و چیزهای خاصی وجود دارد که به خود میگویید: "خب، من هم میتوانم این کارها را انجام دهم زیرا کاملاً صلاحیت دارم، اما افراد زیادی هستند که میتوانند این کار را بسیار بهتر از من انجام دهند." اما از طرفی این را همیشه میگویم که یک فیلمنامه خوب به من بدهید، به عنوان یک کارگردان آن را صد برابر بهتر خواهم کرد. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
« افسوس؛ من نویسنده نیستم. لعنتی تعداد کمی از کارگردانان میتوانند بنویسند. آنها بسیار باهوش هستند و میتوانند سرعت را تجربه کنند. اما به عنوان کارگردان، باید به محدودیتهای خود فکر کنید. چیزهای خاصی وجود دارد که شما با آنها همدردی میکنید، و چیزهای خاصی وجود دارد که به خود میگویید: "خب، من هم میتوانم این کارها را انجام دهم زیرا کاملاً صلاحیت دارم، اما افراد زیادی هستند که میتوانند این کار را بسیار بهتر از من انجام دهند." اما از طرفی این را همیشه میگویم که یک فیلمنامه خوب به من بدهید، به عنوان یک کارگردان آن را صد برابر بهتر خواهم کرد. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
👍9
■ نقصِ قهرمان
در نظر گرفتن نقصی برای قهرمان یا شخصیت اصلی باعث جلب همذات پنداری مخاطب میشود، و شخصیت را دوست داشتنیتر میکند. نقصها بهانهای میشوند برای سمپاتی. همچنین برای اینکه شخصیت به چیزی غلبه کند. این امر جذابیت درام را افزایش میدهد. در نظر گرفتن زخمی روحی یا گذشتهای رقتبار، برای قهرمان به شما اجازه میدهد نشان دهید که چگونه شخصیت اصلی رشد کرده و در پایان تغییر میکند. چرا که قهرمان باید در پایان بر نقصهایش، زخمهایش و گذشتهاش غلبه کند.
📚| کتاب « شکسپیر برای فیلمنامهنویسان »
✍️| نوشته: جی. ام. ایونسن
• 𝑶𝒅𝒅 𝑴𝒂𝒏 𝑶𝒖𝒕 (𝟏𝟗𝟒𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒂𝒓𝒐𝒍 𝑹𝒆𝒆𝒅
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
در نظر گرفتن نقصی برای قهرمان یا شخصیت اصلی باعث جلب همذات پنداری مخاطب میشود، و شخصیت را دوست داشتنیتر میکند. نقصها بهانهای میشوند برای سمپاتی. همچنین برای اینکه شخصیت به چیزی غلبه کند. این امر جذابیت درام را افزایش میدهد. در نظر گرفتن زخمی روحی یا گذشتهای رقتبار، برای قهرمان به شما اجازه میدهد نشان دهید که چگونه شخصیت اصلی رشد کرده و در پایان تغییر میکند. چرا که قهرمان باید در پایان بر نقصهایش، زخمهایش و گذشتهاش غلبه کند.
📚| کتاب « شکسپیر برای فیلمنامهنویسان »
✍️| نوشته: جی. ام. ایونسن
• 𝑶𝒅𝒅 𝑴𝒂𝒏 𝑶𝒖𝒕 (𝟏𝟗𝟒𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒂𝒓𝒐𝒍 𝑹𝒆𝒆𝒅
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میشائیل هانکه:
« رسانهها این توهم را در ما ایجاد میکنند
که ما از همهچیز در همه جا با سرعت زیاد
خبر داریم. در صورتی که در واقع ما هیچچیز نمیدانیم. »
▫️| #Basics
👤| #Michael_Haneke
🌀| @Perspective_7
« رسانهها این توهم را در ما ایجاد میکنند
که ما از همهچیز در همه جا با سرعت زیاد
خبر داریم. در صورتی که در واقع ما هیچچیز نمیدانیم. »
▫️| #Basics
👤| #Michael_Haneke
🌀| @Perspective_7
👍11
ویلیام شکسپیر:
« هنگامی که فقر از دری وارد شود..
عشق از پنجره میگریزد. و من همیشه تمایل داشتم
که از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیزی بیاموزم.
شرافتم را از من بگیر و بنگر که چگونه زندگی من تباه میشود. »
👤| #William_Shakespeare
🌀| @Perspective_7
« هنگامی که فقر از دری وارد شود..
عشق از پنجره میگریزد. و من همیشه تمایل داشتم
که از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیزی بیاموزم.
شرافتم را از من بگیر و بنگر که چگونه زندگی من تباه میشود. »
👤| #William_Shakespeare
🌀| @Perspective_7
👍10
ژان لوک گدار:
« سینما هنری نیست که زندگی را به تصویر
بکشد. سینما چیزی بین هنر و زندگیست. »
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
« سینما هنری نیست که زندگی را به تصویر
بکشد. سینما چیزی بین هنر و زندگیست. »
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
👍9
Perspective | پرسپکتیو
▪️صدا و پیشرفتِ سینما (۱) تمایل به تغییر نکردنِ سینما قابلدرک است. یکصد و بیست سال از عمر سینما میگذرد. همچنین نمیشود گفت یک فیلم، یا ده فیلم، یا به قول خیلی از سایتها و نهادها، پنجاه فیلم یا صد فیلم، بهترین فیلمهای تاریخ سینما هستند. در همان دورۀ…
▪️ صدا و سینما (٢)
در حوزه پیشرفت صدا در سینما «رنه کلر» و «سرگئی آیزنشتاین» بر این باور بودند که «صدا سینما را جذب نمیکند؛ بلکه این سینماست که صدا را جذب میکند. » رنه کلر که به سینمای صامت ارادت داشت، پناه بر دن به سینمای «صدادار» را تنها راه گریز از ساخت فیلمهای سخنگو میدانست. این ماجرا تعمیم یافت چنانکه فیلمسازان روس به مرور - افزون بر رنه کلر - بر این باور بودند که صدای «همزمان» (سینک)، ناتورالیستی است؛ یعنی تماشاگر صدای آن چیزی را میشنود که میبیند و برعکس. آنها به کاربرد «ناهمزمان» (اَسینکرونیک) یا «کنترپوان» حمایت میکردند. یعنی صدایی که در برابر تصویر قرار میگیرد تا تاثیری را القا کند. پودوفکین در این مورد نوشت: «کارگردان نباید صدا یا گفتار انسانی را همچون ادبیات بنگرد؛ بلکه باید آن را درخدمت شدت بخشیدن و غنای تصویر عینی خود قرار دهد. » حال از سویی ارنست لوبیچ بود که با ساخت «رژۀ عشق» به دوربین تحرک داد و برای نخستین بار از دوبله بعنوان یک راه حل هنری کمک گرفت.
📚 | #Cinematicterms
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
در حوزه پیشرفت صدا در سینما «رنه کلر» و «سرگئی آیزنشتاین» بر این باور بودند که «صدا سینما را جذب نمیکند؛ بلکه این سینماست که صدا را جذب میکند. » رنه کلر که به سینمای صامت ارادت داشت، پناه بر دن به سینمای «صدادار» را تنها راه گریز از ساخت فیلمهای سخنگو میدانست. این ماجرا تعمیم یافت چنانکه فیلمسازان روس به مرور - افزون بر رنه کلر - بر این باور بودند که صدای «همزمان» (سینک)، ناتورالیستی است؛ یعنی تماشاگر صدای آن چیزی را میشنود که میبیند و برعکس. آنها به کاربرد «ناهمزمان» (اَسینکرونیک) یا «کنترپوان» حمایت میکردند. یعنی صدایی که در برابر تصویر قرار میگیرد تا تاثیری را القا کند. پودوفکین در این مورد نوشت: «کارگردان نباید صدا یا گفتار انسانی را همچون ادبیات بنگرد؛ بلکه باید آن را درخدمت شدت بخشیدن و غنای تصویر عینی خود قرار دهد. » حال از سویی ارنست لوبیچ بود که با ساخت «رژۀ عشق» به دوربین تحرک داد و برای نخستین بار از دوبله بعنوان یک راه حل هنری کمک گرفت.
📚 | #Cinematicterms
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍7
روبرتو روسلینی:
« اعمال شرافتمندانه و رویدادهای مهم به همان شکل
اتفاق میافتند و همان تصوری را ایجاد میکنند که
واقعیتهای معمولی هستند. »
👤| #Roberto_Rossellini
🌀| @Perspective_7
« اعمال شرافتمندانه و رویدادهای مهم به همان شکل
اتفاق میافتند و همان تصوری را ایجاد میکنند که
واقعیتهای معمولی هستند. »
👤| #Roberto_Rossellini
🌀| @Perspective_7
👍10
ورنر هرتسوگ:
« آیا این فریاد وحشتناک را در اطراف خود نمیشنوید...
که مردم معمولاً آن را سکوت مینامند؟ »
👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
« آیا این فریاد وحشتناک را در اطراف خود نمیشنوید...
که مردم معمولاً آن را سکوت مینامند؟ »
👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍9
« "مثل گذشتهها مهربان باشید"
این عبارت را که میگفت...
کوشید که لبخند بزند
اما چشمانش پر از اشک بود »
لئو تولستوی | جنگ و صلح
• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒂𝒚 𝒐𝒇 𝑨𝒍𝒍 𝑭𝒍𝒆𝒔𝒉 (𝟏𝟗𝟐𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑽𝒊𝒄𝒕𝒐𝒓 𝑭𝒍𝒆𝒎𝒊𝒏𝒈
▫️| #Basics
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
این عبارت را که میگفت...
کوشید که لبخند بزند
اما چشمانش پر از اشک بود »
لئو تولستوی | جنگ و صلح
• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒂𝒚 𝒐𝒇 𝑨𝒍𝒍 𝑭𝒍𝒆𝒔𝒉 (𝟏𝟗𝟐𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑽𝒊𝒄𝒕𝒐𝒓 𝑭𝒍𝒆𝒎𝒊𝒏𝒈
▫️| #Basics
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ژان-لوک گدار:
« آنکه مبارزه میکند توضیحی به دیگران بدهکار نیست. »
■ ژان-لوک گدار از شیوه نگارش فیلمنامههایش میگوید
■ زادروز یکی از پیشگامان موج نوی فرانسه در ۳ دسامبر
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
« آنکه مبارزه میکند توضیحی به دیگران بدهکار نیست. »
■ ژان-لوک گدار از شیوه نگارش فیلمنامههایش میگوید
■ زادروز یکی از پیشگامان موج نوی فرانسه در ۳ دسامبر
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
👍6👎3
روبرتو روسلینی:
• درباره رم شهر بیدفاع
« از زمان ساخت «رم، شهر بیدفاع»، تلاشی آگاهانه و مصمم برای درک دنیایی که در آن زندگی میکنم، با روحیۀ فروتن و احترام به حقایق و تاریخ، انجام دادهام. اصلا معنی «رم، شهر بیدفاع» چیست؟ ما داشتیم از فاجعه جنگ بیرون میآمدیم. همه ما در آن شرکت کرده بودیم، زیرا همه قربانیان آن بودیم. من فقط به دنبال تصویر کردن ماهیت چیزها بودم. من مطلقاً هیچ علاقهای به گفتن یک داستان عاشقانه در طول زندگی معمول درام فیلم نداشتم. چون نمایشگریِ هر کلیشه، از هریک از حقایقِ واقعی، دراماتیکتر است. »
• 𝐑𝐨𝐦𝐞, 𝐎𝐩𝐞𝐧 𝐂𝐢𝐭𝐲 (𝟏𝟗𝟒𝟓)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭𝐨 𝐑𝐨𝐬𝐬𝐞𝐥𝐥𝐢𝐧𝐢
🎥| #History_of_Cinema
👤| #Roberto_Rossellini
🌀| @Perspective_7
• درباره رم شهر بیدفاع
« از زمان ساخت «رم، شهر بیدفاع»، تلاشی آگاهانه و مصمم برای درک دنیایی که در آن زندگی میکنم، با روحیۀ فروتن و احترام به حقایق و تاریخ، انجام دادهام. اصلا معنی «رم، شهر بیدفاع» چیست؟ ما داشتیم از فاجعه جنگ بیرون میآمدیم. همه ما در آن شرکت کرده بودیم، زیرا همه قربانیان آن بودیم. من فقط به دنبال تصویر کردن ماهیت چیزها بودم. من مطلقاً هیچ علاقهای به گفتن یک داستان عاشقانه در طول زندگی معمول درام فیلم نداشتم. چون نمایشگریِ هر کلیشه، از هریک از حقایقِ واقعی، دراماتیکتر است. »
• 𝐑𝐨𝐦𝐞, 𝐎𝐩𝐞𝐧 𝐂𝐢𝐭𝐲 (𝟏𝟗𝟒𝟓)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭𝐨 𝐑𝐨𝐬𝐬𝐞𝐥𝐥𝐢𝐧𝐢
🎥| #History_of_Cinema
👤| #Roberto_Rossellini
🌀| @Perspective_7
👍8
⬅️ Funny Games (1997)
📽 Dir: Michael Haneke
➡️ The Killing of a Sacred Deer (2017)
📽 Dir: Yorgos Lanthimos
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Michael Haneke
➡️ The Killing of a Sacred Deer (2017)
📽 Dir: Yorgos Lanthimos
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍7
▪️هـنر اشکانیان (١)
▪️هنر و معماری
دورانِ اشکانی
هنر اشکانیان به عنوان یک هنر ایرانی است که در امپراتوری اشکانی در مناطق مجاور از جمله عراق (شرق نزدیک) از لحاظ فرهنگی تحت تأثیر قرار دادهاست. امپراتوری اشکانی از حدود ۲۵۰ سال پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی در ایران بودهاند. هنر اشکانی در واقعآمیزهای از دو هنر ایرانی و هنر یونانی است.
امپراتوری اشکانی کشورهای ایران و عراق امروزی را زیرپوشش داشتهاست و دربرگیرنده یک منطقه بزرگ با مردمانی با فرهنگهای متفاوت بودهاست. اشکانیان در زمینه هنر بسیار قوی بودهاند و هنرمندان در طی قرنها بعد حتی پس از سرنگونی اشکانیان؛ مورد تقلید و استفاده دیگر حکومتها مانند سلسله بعدی (ساسانیان) بودهاست.
هنر اشکانیان در شهرستانهایی از سوریه از جمله پالمیرا و شام وجود دارد که همه آنها جزئی از سرزمین اشکانیان بودهاند. در شمال امپراتوری هنر اشکانیان بیشتر در ارمنستان رونق گرفتهاست و در جنوب به روشنی میتوان آثار دوره اشکانی را در بحرین مشاهده کرد که به دوران اشکانیان تعلق دارند.
با انقراض سلسله هخامنشی به دست اسکندر مقدونی و سپس تأسیس دولت سلوکی (۳۱۲ ق.م)، گرایش یونانی در فرهنگ و هنر ایران پدیدار شد و فضاسازی سه بعدی جامهپردازی، نمایش حالات و حرکات آمیخته با کیفیتهایی چون تعادل، تقارن و تناسب؛ جای سنت هنر هخامنشی را گرفت. تسلط قالبهای بازنمایی یونانی با حفظ برخی عناصر هنر شرقی توأم بود. هنگامی که یک قوم آریایی دیگر به نام «پارتی» امپراتوری جدیدی را در ایران بنیان نهاد، واکنشی به سود سنتهای شرقی رخ نمود.
در دورۀ اشکانی پیکرهای خشک و استوار غالباً آراسته به انواع جواهر و ملبس به جامۀ ایرانی با چین و شکن یکنواخت و قراردادی در وضعی متقارن و با نگاهی مستقیم مجسم میشدند. این شگرد را در بینالنهرین باستان فقط در پیکری به کار میبردند که از اهمیت استثنایی برخوردار بود. ولی اشکانیان آن را برای تجسم بیشتر پیکرها به صورت قاعده درآوردند. (بعداً، این قاعده به هنر بیزانسی نیز راه یافت)
یک پیکرۀ مفرغی بزرگ (به دست آمده از پرستشگاه شَمی) و چند نقشبرجسته نازل (مثلاً در تنگه سَروَک و بیستون)، و همچنین نمونههایی از نقاشی دیواری (مثلاً در کوه خواجه سیستان)، از این دوران به جای مانده اند. در اشیای مفرغی سیمین و سفالی گرایش به بازنمایی حیوانات دیده میشود.
سفالینههای لعابدار در مایههای آبی و با شکلهای یونانیمآب از دیگر آثار هنر اشکانی به شمار میآید. اشکانیان در معماری قوس و طاق گهوارهای به کار بردند و ایوان را ابداع کردند. به طور کلی، هنر اشکانی خصلتی انتقالی دارد که از یکسو به هنر بیزانسی، و از سوی دیگر به هنر ساسانی و هندی مرتبط میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « دورا و مسئله هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: میخائیل روستوفتزف
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
دورانِ اشکانی
هنر اشکانیان به عنوان یک هنر ایرانی است که در امپراتوری اشکانی در مناطق مجاور از جمله عراق (شرق نزدیک) از لحاظ فرهنگی تحت تأثیر قرار دادهاست. امپراتوری اشکانی از حدود ۲۵۰ سال پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی در ایران بودهاند. هنر اشکانی در واقعآمیزهای از دو هنر ایرانی و هنر یونانی است.
امپراتوری اشکانی کشورهای ایران و عراق امروزی را زیرپوشش داشتهاست و دربرگیرنده یک منطقه بزرگ با مردمانی با فرهنگهای متفاوت بودهاست. اشکانیان در زمینه هنر بسیار قوی بودهاند و هنرمندان در طی قرنها بعد حتی پس از سرنگونی اشکانیان؛ مورد تقلید و استفاده دیگر حکومتها مانند سلسله بعدی (ساسانیان) بودهاست.
هنر اشکانیان در شهرستانهایی از سوریه از جمله پالمیرا و شام وجود دارد که همه آنها جزئی از سرزمین اشکانیان بودهاند. در شمال امپراتوری هنر اشکانیان بیشتر در ارمنستان رونق گرفتهاست و در جنوب به روشنی میتوان آثار دوره اشکانی را در بحرین مشاهده کرد که به دوران اشکانیان تعلق دارند.
با انقراض سلسله هخامنشی به دست اسکندر مقدونی و سپس تأسیس دولت سلوکی (۳۱۲ ق.م)، گرایش یونانی در فرهنگ و هنر ایران پدیدار شد و فضاسازی سه بعدی جامهپردازی، نمایش حالات و حرکات آمیخته با کیفیتهایی چون تعادل، تقارن و تناسب؛ جای سنت هنر هخامنشی را گرفت. تسلط قالبهای بازنمایی یونانی با حفظ برخی عناصر هنر شرقی توأم بود. هنگامی که یک قوم آریایی دیگر به نام «پارتی» امپراتوری جدیدی را در ایران بنیان نهاد، واکنشی به سود سنتهای شرقی رخ نمود.
در دورۀ اشکانی پیکرهای خشک و استوار غالباً آراسته به انواع جواهر و ملبس به جامۀ ایرانی با چین و شکن یکنواخت و قراردادی در وضعی متقارن و با نگاهی مستقیم مجسم میشدند. این شگرد را در بینالنهرین باستان فقط در پیکری به کار میبردند که از اهمیت استثنایی برخوردار بود. ولی اشکانیان آن را برای تجسم بیشتر پیکرها به صورت قاعده درآوردند. (بعداً، این قاعده به هنر بیزانسی نیز راه یافت)
یک پیکرۀ مفرغی بزرگ (به دست آمده از پرستشگاه شَمی) و چند نقشبرجسته نازل (مثلاً در تنگه سَروَک و بیستون)، و همچنین نمونههایی از نقاشی دیواری (مثلاً در کوه خواجه سیستان)، از این دوران به جای مانده اند. در اشیای مفرغی سیمین و سفالی گرایش به بازنمایی حیوانات دیده میشود.
سفالینههای لعابدار در مایههای آبی و با شکلهای یونانیمآب از دیگر آثار هنر اشکانی به شمار میآید. اشکانیان در معماری قوس و طاق گهوارهای به کار بردند و ایوان را ابداع کردند. به طور کلی، هنر اشکانی خصلتی انتقالی دارد که از یکسو به هنر بیزانسی، و از سوی دیگر به هنر ساسانی و هندی مرتبط میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « دورا و مسئله هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: میخائیل روستوفتزف
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
تنها و تنها...
آنچه نادیدنی است
احساسات مارا بر میانگیزد
• درسهای زیباشناسی
• تئودور ژوفروئا
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
آنچه نادیدنی است
احساسات مارا بر میانگیزد
• درسهای زیباشناسی
• تئودور ژوفروئا
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍7
▪️ تعلیق شکسپیری
قاعده اومانیستی روایت این است که هر کاراکتری همچون یک انسان سزاوار توجه و تأمل باشد. هر یک از کاراکترها منطق و دلایل خود را دارند. هر یک دورنمایی دارند که مخاطبین باید آن را بفهمند و هیچکس وجود ندارد که ما به نحوی نتوانیم با او همدلی کنیم. این قاعده توسط شکسپیر بیان شده است (دست کم بخش اعظم آن) چرا که هیچکس ماهرتر و استادانهتر از وی در وادار کردن مخاطبین به فهمیدن اینکه حتی آنگاه که کاراکترهایش را داوری میکنند، لحظاتی وجود دارند که باید داوری خود را به حال تعلیق درآورند، عمل نکرده است. هیچکس همانند او مسئله را به امری درباره پیچیدگی های انسان تبدیل نکرده است.
📚| « از کجا میآید به کجا میرود؟ »
✍️| مقالهای از تیم کاکول
• 𝑶𝒕𝒉𝒆𝒍𝒍𝒐 (𝟏𝟗𝟓𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒆𝒓𝒈𝒆𝒊 𝒀𝒖𝒕𝒌𝒆𝒗𝒊𝒄𝒉
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
قاعده اومانیستی روایت این است که هر کاراکتری همچون یک انسان سزاوار توجه و تأمل باشد. هر یک از کاراکترها منطق و دلایل خود را دارند. هر یک دورنمایی دارند که مخاطبین باید آن را بفهمند و هیچکس وجود ندارد که ما به نحوی نتوانیم با او همدلی کنیم. این قاعده توسط شکسپیر بیان شده است (دست کم بخش اعظم آن) چرا که هیچکس ماهرتر و استادانهتر از وی در وادار کردن مخاطبین به فهمیدن اینکه حتی آنگاه که کاراکترهایش را داوری میکنند، لحظاتی وجود دارند که باید داوری خود را به حال تعلیق درآورند، عمل نکرده است. هیچکس همانند او مسئله را به امری درباره پیچیدگی های انسان تبدیل نکرده است.
📚| « از کجا میآید به کجا میرود؟ »
✍️| مقالهای از تیم کاکول
• 𝑶𝒕𝒉𝒆𝒍𝒍𝒐 (𝟏𝟗𝟓𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒆𝒓𝒈𝒆𝒊 𝒀𝒖𝒕𝒌𝒆𝒗𝒊𝒄𝒉
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍6
جان کاساوتیس:
« گفتن حقیقتی که بدان اعتقاد دارید لزوماً خودِ حقیقت نیست. به نظرم حقیقتی که دیگران به آن اعتقاد دارند مهمتر و روشنگرتر است... برای همین میخواهم آنچه مردم میگویند را ضبط کنم ــ و آنچه آنها انجام دادهاند را به تصویر بکشم ــ دخالت در کمترین میزان ممکن؛ یا به تصویر کشیدن آن وحشت عمومی که جامعه امروز را در برگرفته است. »
🎊 به مناسبت زادروز «جان کاساوتیس»
👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
« گفتن حقیقتی که بدان اعتقاد دارید لزوماً خودِ حقیقت نیست. به نظرم حقیقتی که دیگران به آن اعتقاد دارند مهمتر و روشنگرتر است... برای همین میخواهم آنچه مردم میگویند را ضبط کنم ــ و آنچه آنها انجام دادهاند را به تصویر بکشم ــ دخالت در کمترین میزان ممکن؛ یا به تصویر کشیدن آن وحشت عمومی که جامعه امروز را در برگرفته است. »
🎊 به مناسبت زادروز «جان کاساوتیس»
👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
▪️مصاحبهٔ "روی گروندمان" با "میشائیل هانکه" [۲۰۰۹]
▪️گروندمان: آیا هنگامی که موضوع مطرح شده در فیلم از اساس یک سطح عمومی تقلیل پیدا میکند. به معنی بی اهمیت نشان دادن و کم جلوه دادن تفاوت های مهم سیستم های مختلف توتالیتر نیست؟
▫️هانکه: منظور بی اهمیت و کم جلوه دادن چیزی نیست، خیلی ساده است اینها موضوع فیلم نیستند. اگر شما بخواهید امروز درباب اسلام گرایی بسازید. شرایط اقتصادی و دیگر عوامل ضروری آنها به یک نوعی با دیگر عوامل متفاوت هستند. اما بطور کلی مدل یکسانی دارند: مردم به خاطر همه رنج ها و تحقیر شدن ها اندوهگین هستند زیرا رنج و ستم را بدون ذره ای امید تصور میکنند، آنها وعده های پوشالی را دست آویز غلبه بر مشکلاتشان قرار داده اند. این قول های پوشالی نوعی ایدئولوژی هستند و هیچ فیلمی توان به تصویر کشیدن وسعت این تفاوت ایدئولوژی هارا ندارد، تنها اقدامی که میتوان انجام داد به تصویر کشیدن و اشاره کردن به مثال های انضمامی و محسوس آن است.
▪️گروندمان: قهرمانان اصلی فیلم کودکان هستند. آیا فکرمیکنید که میتوانید این حالت فراگیر را بخصوص با کودکان نشان نداد؟
▫️هانکه: با کودکان میتوانیم قالب کاراکتر هارا بصورت کارآمد تری نشان دهیم. البت انسان های بالغ هم میتوانند به ناگزیر یپرو یک ایدئولوژی خاصی باشند. اما جوان تر ها بیشتر در معرض اداره شدن و تحت کنترل بودن هستند.
▪️گروندمان: گفته اید که زمان زیادی را صرف موضوع فیلم کردید، چه چیز ویژه ای بود که به آن علاقهمند بودید؟
▫️هانکه: موضوع فیلم تقریبا به ده سال پیش باز میگردد. پیش از آنکه فیلمنامه کامل شود. زمان زیادی را صرف پرورشش کردم، همچنین توجیه عقلانی که مربوط به گذشته است ریسک زیادی میتواند داشته باشد،اما چیزی که بسیار روی من تاثیرگذاشت آثار مربوط به محاکمهٔ آیشمن بود که برایم شگفتی داشت، کسی که فاقد هرگونه آگاهی بوددرتلاش برای توجیه خودش میگفت که من یک شهروند وظیفه شناس و خدمتگزار بودم که رفتارم به نفع و برای دولت بود، او از کارهایی که مجبور به انجامش بود واقعا نادم بود.محاکمه آیشمن و ماجرای جناح چپ گروه تروریست آلمان یعنی گروه مرسوم به فراکسیون ارتش سرخ و حواشی اش مرا وادار کرد به این مجموعه حوادث بیشتر فکر کنم.
▪️گروندمان:بنظرم رسد که ذهن کودکان درفیلم با ترکیب مذهب، اقتدارونظم مسموم میشود، فکرمیکنید این خصوصیات زیادی آلمانی است؟
▫️هانکه: اگر امروزه به کشورهای عربی نگاه کنید متوجه میشوید که آنان با مسائلی غیر مذهبی هم درگیر هستند، آنچه باعث توسعه این ویژگی ها میشود احتیاج به نظم است، سخت گیری و نوعی از تقوا و پرهیزگاری دارد که خارج از دانش من است.اما علت انتخاب آلمان به این دلیل بود که خب نقل این مجموعه مشکلات در آلمان از همه شناخته شده تر و معروف تر است.
▪️گروندمان: آیا تصاویر دیجیتالی هم داشتید؟
▫️هانکه: بله، مانند صحنه های تصادف اسب، سبک سقف های مدرن خانه ها و خیلی جزئیات دیگر
▪️گروندمان: یکی دیگر از موضوعات شایع در فیلمهای شما نقد مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی است.
▫️هانکه: بله، اما تنهاکاری که شما بعنوان یک هنرمند قادر به انجامش هستید برجسته کردن اینهاست. من راه حل یا پیشنهادی ندادم. این را هم نمیدانم که چطور میتوان یک بچه را درست بار آورد. تربیت کردن یک کودکِ مسئول که عصبی و روان جور هم نباشد مشکل ترین کار دنیاست! موسسه های آموزشی دنیا هم دراین راه شکست خورده اند، زیرا همیشه متر و معیارشان در سنجش برابر هر شخصی با هرفردی ثابت بوده است. وبه نظرمیرسد که راه دیگری وجود نداشته باشد و این بسیار خطرناک است. در زبان انگلیسی کلمه ای پیدا کردم که بنظرم خیلی خوب است و حتی در فیلم بازی های مسخره ۲۰۰۷ هم ازآن بهره بردم و آن (رام نشده است) ، وقتی که پسر خانواده شلوارش را خیس میکند از ترس این عمل خودش رااینگونه توجیه میکند، ووقتی کلمه رام شده را برایم شرح داد من به یک توصیف مفهومیِ عمیق و روشنگرانه ای از بزرگ شدن و پرورش دست یافته بودم. ماهمیشه فردیت جوانان را خرد میکنیم برای اینکه برای اجتماع و جامعه تحمل پذیر شوند واین بد است.
📚 | کتاب « روبان سفید »
✍️| کوشش: حمیدباقری، حامد عزیزیان
🎤| #Interview
👤| #Michael_Haneke
🌀¦ @Perspective_7
▪️گروندمان: آیا هنگامی که موضوع مطرح شده در فیلم از اساس یک سطح عمومی تقلیل پیدا میکند. به معنی بی اهمیت نشان دادن و کم جلوه دادن تفاوت های مهم سیستم های مختلف توتالیتر نیست؟
▫️هانکه: منظور بی اهمیت و کم جلوه دادن چیزی نیست، خیلی ساده است اینها موضوع فیلم نیستند. اگر شما بخواهید امروز درباب اسلام گرایی بسازید. شرایط اقتصادی و دیگر عوامل ضروری آنها به یک نوعی با دیگر عوامل متفاوت هستند. اما بطور کلی مدل یکسانی دارند: مردم به خاطر همه رنج ها و تحقیر شدن ها اندوهگین هستند زیرا رنج و ستم را بدون ذره ای امید تصور میکنند، آنها وعده های پوشالی را دست آویز غلبه بر مشکلاتشان قرار داده اند. این قول های پوشالی نوعی ایدئولوژی هستند و هیچ فیلمی توان به تصویر کشیدن وسعت این تفاوت ایدئولوژی هارا ندارد، تنها اقدامی که میتوان انجام داد به تصویر کشیدن و اشاره کردن به مثال های انضمامی و محسوس آن است.
▪️گروندمان: قهرمانان اصلی فیلم کودکان هستند. آیا فکرمیکنید که میتوانید این حالت فراگیر را بخصوص با کودکان نشان نداد؟
▫️هانکه: با کودکان میتوانیم قالب کاراکتر هارا بصورت کارآمد تری نشان دهیم. البت انسان های بالغ هم میتوانند به ناگزیر یپرو یک ایدئولوژی خاصی باشند. اما جوان تر ها بیشتر در معرض اداره شدن و تحت کنترل بودن هستند.
▪️گروندمان: گفته اید که زمان زیادی را صرف موضوع فیلم کردید، چه چیز ویژه ای بود که به آن علاقهمند بودید؟
▫️هانکه: موضوع فیلم تقریبا به ده سال پیش باز میگردد. پیش از آنکه فیلمنامه کامل شود. زمان زیادی را صرف پرورشش کردم، همچنین توجیه عقلانی که مربوط به گذشته است ریسک زیادی میتواند داشته باشد،اما چیزی که بسیار روی من تاثیرگذاشت آثار مربوط به محاکمهٔ آیشمن بود که برایم شگفتی داشت، کسی که فاقد هرگونه آگاهی بوددرتلاش برای توجیه خودش میگفت که من یک شهروند وظیفه شناس و خدمتگزار بودم که رفتارم به نفع و برای دولت بود، او از کارهایی که مجبور به انجامش بود واقعا نادم بود.محاکمه آیشمن و ماجرای جناح چپ گروه تروریست آلمان یعنی گروه مرسوم به فراکسیون ارتش سرخ و حواشی اش مرا وادار کرد به این مجموعه حوادث بیشتر فکر کنم.
▪️گروندمان:بنظرم رسد که ذهن کودکان درفیلم با ترکیب مذهب، اقتدارونظم مسموم میشود، فکرمیکنید این خصوصیات زیادی آلمانی است؟
▫️هانکه: اگر امروزه به کشورهای عربی نگاه کنید متوجه میشوید که آنان با مسائلی غیر مذهبی هم درگیر هستند، آنچه باعث توسعه این ویژگی ها میشود احتیاج به نظم است، سخت گیری و نوعی از تقوا و پرهیزگاری دارد که خارج از دانش من است.اما علت انتخاب آلمان به این دلیل بود که خب نقل این مجموعه مشکلات در آلمان از همه شناخته شده تر و معروف تر است.
▪️گروندمان: آیا تصاویر دیجیتالی هم داشتید؟
▫️هانکه: بله، مانند صحنه های تصادف اسب، سبک سقف های مدرن خانه ها و خیلی جزئیات دیگر
▪️گروندمان: یکی دیگر از موضوعات شایع در فیلمهای شما نقد مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی است.
▫️هانکه: بله، اما تنهاکاری که شما بعنوان یک هنرمند قادر به انجامش هستید برجسته کردن اینهاست. من راه حل یا پیشنهادی ندادم. این را هم نمیدانم که چطور میتوان یک بچه را درست بار آورد. تربیت کردن یک کودکِ مسئول که عصبی و روان جور هم نباشد مشکل ترین کار دنیاست! موسسه های آموزشی دنیا هم دراین راه شکست خورده اند، زیرا همیشه متر و معیارشان در سنجش برابر هر شخصی با هرفردی ثابت بوده است. وبه نظرمیرسد که راه دیگری وجود نداشته باشد و این بسیار خطرناک است. در زبان انگلیسی کلمه ای پیدا کردم که بنظرم خیلی خوب است و حتی در فیلم بازی های مسخره ۲۰۰۷ هم ازآن بهره بردم و آن (رام نشده است) ، وقتی که پسر خانواده شلوارش را خیس میکند از ترس این عمل خودش رااینگونه توجیه میکند، ووقتی کلمه رام شده را برایم شرح داد من به یک توصیف مفهومیِ عمیق و روشنگرانه ای از بزرگ شدن و پرورش دست یافته بودم. ماهمیشه فردیت جوانان را خرد میکنیم برای اینکه برای اجتماع و جامعه تحمل پذیر شوند واین بد است.
📚 | کتاب « روبان سفید »
✍️| کوشش: حمیدباقری، حامد عزیزیان
🎤| #Interview
👤| #Michael_Haneke
🌀¦ @Perspective_7
👍5