یول برینر:
• درباره نقش رامسس
« زمانی که «شاه و من» را بازی میکردم، یک قانون برای خود داشتم که هیچوقت اجازه نمیدادم کسی در پشت صحنه حاضر باشد. مگر بعد از نمایش، چون همه این کارها باعث ایجاد توهم میشد و با دیدن پشت صحنه از بین میرفت. یک روز، حین آنتراکت، دربان صحنه وارد شد و گفت: "آقای براینر نمیدانم چه کار کنم، مردی آمده و میگوید او سیسیل بی. دمیل است و باید در مورد موضوعی با شما ملاقات کند." گفتم: "خب، او را راهنمایی کنید، فقط از او بپرسید اگر برایش اشکالی ندارد من تقریباً برهنه هستم." در آخر او وارد شد، دمیل دستم را فشرد و گفت: "آقای براینر، دوست دارید فیلمی داشته باشید که نوههایتان در سراسر جهان ببینند؟ " گفتم: فکر کنم این را دوست داشته باشم. او گفت: "پس نقش رامسس را در «ده فرمان» (۱۹۵۶) برای من بازی میکنی؟" گفتم: "حتماً." بعد ما با هم دست دادیم و این شد که نقش فرعون را بازی کردم. این محکمترین معاملهای بود که من تا به حال داشتهام. »
■ Yul Brynner by Cecil B. DeMille in behind the scene Of The Ten Commandments (1956)
👤| #Yul_Brynner
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
• درباره نقش رامسس
« زمانی که «شاه و من» را بازی میکردم، یک قانون برای خود داشتم که هیچوقت اجازه نمیدادم کسی در پشت صحنه حاضر باشد. مگر بعد از نمایش، چون همه این کارها باعث ایجاد توهم میشد و با دیدن پشت صحنه از بین میرفت. یک روز، حین آنتراکت، دربان صحنه وارد شد و گفت: "آقای براینر نمیدانم چه کار کنم، مردی آمده و میگوید او سیسیل بی. دمیل است و باید در مورد موضوعی با شما ملاقات کند." گفتم: "خب، او را راهنمایی کنید، فقط از او بپرسید اگر برایش اشکالی ندارد من تقریباً برهنه هستم." در آخر او وارد شد، دمیل دستم را فشرد و گفت: "آقای براینر، دوست دارید فیلمی داشته باشید که نوههایتان در سراسر جهان ببینند؟ " گفتم: فکر کنم این را دوست داشته باشم. او گفت: "پس نقش رامسس را در «ده فرمان» (۱۹۵۶) برای من بازی میکنی؟" گفتم: "حتماً." بعد ما با هم دست دادیم و این شد که نقش فرعون را بازی کردم. این محکمترین معاملهای بود که من تا به حال داشتهام. »
■ Yul Brynner by Cecil B. DeMille in behind the scene Of The Ten Commandments (1956)
👤| #Yul_Brynner
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️تفاوت معماری گوتیک با رمانسک
● معماری گوتیک:
• خطوط اصلی بنا عمودی میباشند در نتیجه انسان را به بالا میکشد (قوسهای نوک تیز) طرح عمودی مثبتی بر روابط هنری
• معماری ظریف (ظرافت و تزیین) در این معماری از مشرق زمین گرفته شد. (تزییات شبکهای ظریف)
• در این معماری، دیوارها بیشتر پنجره به کار برده شده به علت سبک شدن
• محل پیدایش آن فرانسه بوده است
• رواج طاقهای جناقی. چنانکه دیوارهای زیر این طاق باریک و بلند بوده است.
• رواج طاق آهنگ و طاق گهوارهای
• در نقاشی و مجسمهسازی نیز گرایش هنرمندان به سمت واقعگرایی توجه به طبیعت و بازنمایی آن، وفاداری به ظواهر واقعی موضوعات
● معماری رمانسک:
• خطوط اصلی بنا افقی میباشند در نتیجه القاگر آرامش اند
• معماری آن خشن بوده است
• معماری آن برپایه دیوار است، نه شیشه و پنجره
• محل پیدایش آن ایتالیا بوده است
• طاقهای رومی قطور و سنگین بوده است
• نقاشیهایی سراسر از نماد پردازی و رمزپردازی که در آن شمایل نگاری هایی مربوط به داستان های تورات (سفر پیدایش) و آخرتنگری نمود پیدا میکند.
📚| کتاب « هنر در گذر زمان »
✍️| نویسنده: هلن گاردنر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
● معماری گوتیک:
• خطوط اصلی بنا عمودی میباشند در نتیجه انسان را به بالا میکشد (قوسهای نوک تیز) طرح عمودی مثبتی بر روابط هنری
• معماری ظریف (ظرافت و تزیین) در این معماری از مشرق زمین گرفته شد. (تزییات شبکهای ظریف)
• در این معماری، دیوارها بیشتر پنجره به کار برده شده به علت سبک شدن
• محل پیدایش آن فرانسه بوده است
• رواج طاقهای جناقی. چنانکه دیوارهای زیر این طاق باریک و بلند بوده است.
• رواج طاق آهنگ و طاق گهوارهای
• در نقاشی و مجسمهسازی نیز گرایش هنرمندان به سمت واقعگرایی توجه به طبیعت و بازنمایی آن، وفاداری به ظواهر واقعی موضوعات
● معماری رمانسک:
• خطوط اصلی بنا افقی میباشند در نتیجه القاگر آرامش اند
• معماری آن خشن بوده است
• معماری آن برپایه دیوار است، نه شیشه و پنجره
• محل پیدایش آن ایتالیا بوده است
• طاقهای رومی قطور و سنگین بوده است
• نقاشیهایی سراسر از نماد پردازی و رمزپردازی که در آن شمایل نگاری هایی مربوط به داستان های تورات (سفر پیدایش) و آخرتنگری نمود پیدا میکند.
📚| کتاب « هنر در گذر زمان »
✍️| نویسنده: هلن گاردنر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
ژان گابن:
« من همیشه از قدرت سینما در خلق احساسات شگفتزده میشوم. این یک موهبت بزرگ است. چنانکه زندگی یک موهبت است ولی یک بازی است و من کسی هستم که آن را بازی میکند. »
■ به مناسبت زادروز ژان گابن، بازیگر فرانسوی تبار
👤| #Jean_Gabin
🌀¦ @Perspective_7
« من همیشه از قدرت سینما در خلق احساسات شگفتزده میشوم. این یک موهبت بزرگ است. چنانکه زندگی یک موهبت است ولی یک بازی است و من کسی هستم که آن را بازی میکند. »
■ به مناسبت زادروز ژان گابن، بازیگر فرانسوی تبار
👤| #Jean_Gabin
🌀¦ @Perspective_7
👍8
بیلی وایلدر:
• درباره فیلم در یک شب اتفاق افتاد
« گاهی، فیلمی تمام میشد، اما هیچکس جز کارگردان مطمئن نبود که فیلم خوب از کار در میآید یا نه. کاپرا سر فیلم «یک شب اتفاق افتاد» با کلودت کولبرت نمیتوانست کنار بیاید. نمای آخر فیلم را که تمام کردند، کولبرت برگشت به کاپرا، پرسید: «تمام شد آقای کاپرا؟» کاپرا جواب داد: «بله. تمام شد.» کولبرت هم فورا گفت: «مرده شور خودت و فیلمت را ببرند.» چون فکر کرده بود فیلم بدی است. موقع خواندن فیلمنامه هم روابط برایش نامعقول میآمد و میگفت «این دیگر چه مدل داستانی است؟» اما اسکار بهترین فیلم و کارگردانی آن سال را به آن فیلم دادند. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Billy_Wilder
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
• درباره فیلم در یک شب اتفاق افتاد
« گاهی، فیلمی تمام میشد، اما هیچکس جز کارگردان مطمئن نبود که فیلم خوب از کار در میآید یا نه. کاپرا سر فیلم «یک شب اتفاق افتاد» با کلودت کولبرت نمیتوانست کنار بیاید. نمای آخر فیلم را که تمام کردند، کولبرت برگشت به کاپرا، پرسید: «تمام شد آقای کاپرا؟» کاپرا جواب داد: «بله. تمام شد.» کولبرت هم فورا گفت: «مرده شور خودت و فیلمت را ببرند.» چون فکر کرده بود فیلم بدی است. موقع خواندن فیلمنامه هم روابط برایش نامعقول میآمد و میگفت «این دیگر چه مدل داستانی است؟» اما اسکار بهترین فیلم و کارگردانی آن سال را به آن فیلم دادند. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Billy_Wilder
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
● فرانک کاپرا با فیلم «آقای دیدز به شهر میرود» یکی از شاهکارهای کلاسیک هالیوود را خلق کرد و برایش اسکار گرفت. فیلم داستان مردی خوشقلب و اهل ورمونت (با بازی گری کوپر، نامزد جایزه اسکار) را دنبال میکند که ثروتی را از یکی از اقوامش که هرگز او را نمیشناخته به ارث میبرد. حالا او باید به نیویورک برود و املاک دایی مرحومش را تصاحب کند، اما باید با انبوهی از افراد متعصب و فرصتطلب که میخواهند از مهربانی کوپر سوءاستفاده کنند نیز مقابله کند. کمی بعد زندگی اعیانی به مذاق آقای دیدز نیز خوش میآید و بااینکه او هیچگاه بدذات نبوده است ولی طعمه بدذاتها میشود، اما یکی از روزها یکی از کشاورزان فقیر و هستیباخته نزد او میرود تا اورا بکشد.
• گراهام گرین، با شور و شوق فراوان فیلم را ستایش کرد و گفت که این بهترین فیلم کاپرا تا به امروز است و نحوه برخورد کاپرا با آن را «ارتباط با مخاطب، حس زندگی مشترک، و اخلاق» توصیف کرد.
• 𝑴𝒓. 𝑫𝒆𝒆𝒅𝒔 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝑻𝒐 𝑻𝒐𝒘𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
• زادروز استاد سینما؛ « فرانک کاپرا »
• از رکوردداران اسکار بهترین کارگردانی
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
• گراهام گرین، با شور و شوق فراوان فیلم را ستایش کرد و گفت که این بهترین فیلم کاپرا تا به امروز است و نحوه برخورد کاپرا با آن را «ارتباط با مخاطب، حس زندگی مشترک، و اخلاق» توصیف کرد.
• 𝑴𝒓. 𝑫𝒆𝒆𝒅𝒔 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝑻𝒐 𝑻𝒐𝒘𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
• زادروز استاد سینما؛ « فرانک کاپرا »
• از رکوردداران اسکار بهترین کارگردانی
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
■ ده شیوه دیالوگنویسی نادرست از نگاه رابرت مککی
● به همراه زیرنویس فارسی چسبیده
• ۱. متداول بودن دیالوگها
• ۲. تکثر در دیالوگها
• ۳. زبان خنثی کاراکتر
• ۴. خودنمایی نویسنده
• ۵. ملالآوری دیالوگ
• ۶. زیادهگویی در دیالوگ
• ۷. تصویر ناطق
و...
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
● به همراه زیرنویس فارسی چسبیده
• ۱. متداول بودن دیالوگها
• ۲. تکثر در دیالوگها
• ۳. زبان خنثی کاراکتر
• ۴. خودنمایی نویسنده
• ۵. ملالآوری دیالوگ
• ۶. زیادهگویی در دیالوگ
• ۷. تصویر ناطق
و...
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍5
بیلی وایلدر:
• درباره نینوچکا
« نمونهای از نحوۀ کار ارنست لوبیچ را میتوانم از فیلم "نینوچکا" برای شما مثال بزنم، که یک کمدی رمانتیک بود. من و براکِت برای او نوشتیم. در این داستان، نینوچکا قرار بود یک لنینیست عصا قورت داده باشد. از آن کمیسارهای روسی که هیچ شوخی سرش نمیشد. ما داشتیم فکر میکردیم چه ترتیبی اتخاذ کنیم که او، علیرغم میل باطنی خود، عاشق مردی بشود. چه باید میکردیم؟ براکت و من بیست، سی صفحه یا حتی چهل صفحه از فیلمنامه را نوشتیم، و کلی هم روی آن عرق ریختیم. لوبیچ نوشته را خواند و خوشش نیامد. به آنی ردش کرد و گفت این به درد نمیخورد. این شد که ما را به خانهاش دعوت کرد تا جلسهای با هم بگذاریم و فکری به حال قضیه بکنیم. کلی حرف زدیم، ایده دادیم، فکرهای تازه به هم پاس دادیم، اما نشد که نشد ! نمیشد لوبیچ را راضی کرد. لوبیچ هم عذر میخواست تا به دستشویی برود و وقتی بر میگشت همیشه میگفت: « بچهها، یافتم! ». گاهی فکر میکردیم او فردی را در دستشویی مخفی کرده که به او بهترین ایدههارا بدهد. این شد که همیشه میگویم اگر لوبیچ بود چه میکرد؟ »
👤| #Billy_Wilder
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
• درباره نینوچکا
« نمونهای از نحوۀ کار ارنست لوبیچ را میتوانم از فیلم "نینوچکا" برای شما مثال بزنم، که یک کمدی رمانتیک بود. من و براکِت برای او نوشتیم. در این داستان، نینوچکا قرار بود یک لنینیست عصا قورت داده باشد. از آن کمیسارهای روسی که هیچ شوخی سرش نمیشد. ما داشتیم فکر میکردیم چه ترتیبی اتخاذ کنیم که او، علیرغم میل باطنی خود، عاشق مردی بشود. چه باید میکردیم؟ براکت و من بیست، سی صفحه یا حتی چهل صفحه از فیلمنامه را نوشتیم، و کلی هم روی آن عرق ریختیم. لوبیچ نوشته را خواند و خوشش نیامد. به آنی ردش کرد و گفت این به درد نمیخورد. این شد که ما را به خانهاش دعوت کرد تا جلسهای با هم بگذاریم و فکری به حال قضیه بکنیم. کلی حرف زدیم، ایده دادیم، فکرهای تازه به هم پاس دادیم، اما نشد که نشد ! نمیشد لوبیچ را راضی کرد. لوبیچ هم عذر میخواست تا به دستشویی برود و وقتی بر میگشت همیشه میگفت: « بچهها، یافتم! ». گاهی فکر میکردیم او فردی را در دستشویی مخفی کرده که به او بهترین ایدههارا بدهد. این شد که همیشه میگویم اگر لوبیچ بود چه میکرد؟ »
👤| #Billy_Wilder
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
👍7
مادام دو سِوینیه:
یکی از دردهای من...
خاطراتی است که مکانها
در ذهنم تداعی میکنند...
اثرش از عقل و ادراک من فراتر میرود.
• 𝑯𝒐𝒘 𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑾𝒂𝒔 𝑴𝒚 𝑽𝒂𝒍𝒍𝒆𝒚 (𝟏𝟗𝟒𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅
▫️| #Basics
👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
یکی از دردهای من...
خاطراتی است که مکانها
در ذهنم تداعی میکنند...
اثرش از عقل و ادراک من فراتر میرود.
• 𝑯𝒐𝒘 𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑾𝒂𝒔 𝑴𝒚 𝑽𝒂𝒍𝒍𝒆𝒚 (𝟏𝟗𝟒𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅
▫️| #Basics
👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیمز استوارت:
• درباره قوانین بازیگری
« من قوانین خودم را دارم و به آنها پایبند هستم. این قوانین ساده اما انعطافناپذیرند. یک فیلم جیمز استوارتی باید دو عنصر حیاتی داشته باشد: اول؛ اینکه بینقص باشد، و دوم؛ پیروزی طرف ضعیف بر طرف قلدر را به تصویر بکشد. ولی اگر دوباره فرصت داشتم که دوران حرفهایام را از سر بگیرم، شاید به خودم میگفتم: کمی سرعتش را بیشتر کن. »
● امروز، بیستم می، زادروز «جیمز استوارت» است. او که به خاطر طنازی متمایز و شخصیت معمولیاش در سینما شناخته میشد، از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۹۱ در ۸۰ فیلم بازی کرد. او با اخلاق قویای که چه در صحنه و چه در خارج از آن به تصویر میکشید، مظهر " ایدهآل آمریکایی " در اواسط قرن بیستم به شمار میرفت. او در ایام کاری خود با کارگردانان بزرگی از جمله فرانک کاپرا، ارنست لوبیچ، جرج کیوکر، جان فورد و آلفرد هیچکاک همکاری داشته است.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
• درباره قوانین بازیگری
« من قوانین خودم را دارم و به آنها پایبند هستم. این قوانین ساده اما انعطافناپذیرند. یک فیلم جیمز استوارتی باید دو عنصر حیاتی داشته باشد: اول؛ اینکه بینقص باشد، و دوم؛ پیروزی طرف ضعیف بر طرف قلدر را به تصویر بکشد. ولی اگر دوباره فرصت داشتم که دوران حرفهایام را از سر بگیرم، شاید به خودم میگفتم: کمی سرعتش را بیشتر کن. »
● امروز، بیستم می، زادروز «جیمز استوارت» است. او که به خاطر طنازی متمایز و شخصیت معمولیاش در سینما شناخته میشد، از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۹۱ در ۸۰ فیلم بازی کرد. او با اخلاق قویای که چه در صحنه و چه در خارج از آن به تصویر میکشید، مظهر " ایدهآل آمریکایی " در اواسط قرن بیستم به شمار میرفت. او در ایام کاری خود با کارگردانان بزرگی از جمله فرانک کاپرا، ارنست لوبیچ، جرج کیوکر، جان فورد و آلفرد هیچکاک همکاری داشته است.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
▪️دکلاماسیون چیست؟ (١) ▪️درسهای بازیگری «دکلاماسيون» یا «Declamation» عبارت است از شرح و بیان با صدای بلند و ژستهای مناسب. دکلاماسیون هنریست که وسیله تجلی و رونق سایر هنرها میشود. قدما، آنرا «آکسیون» میگفتند و ما آنرا «دکلاماسیون» میگوئیم. وقتی که…
▪️دکلاماسیون چیست؟ (۲)
▪️درسهای بازیگری
«تالما» در تراژدی «سیلا» تقریباً تمام رلش را با حرف بیان میکرد. در حرف زدن تمام غرور و قدرت و قوت کاراکتر پرسوناژ را حفظ میکرد. دیکتاتوری بود که صحبت میکرد و این دیکتاتور، سیلا بود. آواز خواندن از حرف زدن آسانتر است و معمولا شاگردان مبتدی تئاتر بعد از اینکه درسهای اولیه دکلاماسیون تئاتر را گرفتند، به این کار شروع میکنند. آنها عادت میکنند که شعرها را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند و هر قسمتی را مرتباً با بالا بردن و پائین آوردن صدا بخوانند و این طرز بیان بواسطه يكنواختي غیر قابل تحمل است.
آن دسته از تراژدینهایی که بجای حرف زدن، آواز میخوانند بدترین دستهها هستند؛ زیرا این عیب علامت کمهوشی و بیحسی است. اگر کمدین جوانی بعد از یکی دو سال کار در تئاتر بازهم بجای حرف زدن آواز بخواند، دیگر امیدی به او نیست و تا آخر عمر يك كمدين متوسطی خواهد بود. میگویند که قیصر وقتی که خیلی جوان بود به شخصی که در حضور او مطلبی را بیان میکرد، به تمسخر گفت اگر قصدت قرائت است پس چرا آواز میخوانی و اگر آواز میخوانی، بد میخوانی».
«کنتیلین» که این شوخی را از قول قیصر نقل میکند در همین قسمت تعلیم میدهد که شاگردان را باید عادت داد با صدای مردانه که مخلوط با شدت و نرمی باشد، قرائت کنند و در وهله دوم آنها باید بدانند که اشعار یک نوع موزيك هستند و شعرا خودشان متذکر شدهاند که آواز میخوانند. اما با وجود این، نباید این قرائت موزون و مهیج به آواز ساختگی که بسیار نامطبوع است، مبدل گردد.
حال مطالبی را که «تالما» در کتابی به اسم «خاطرات در اماتيك» نوشته است ذکر میکنیم: « دور نیست متذکر شویم که کلمه «دکلاماسیون» که برای بیان کمدین بکار میرود، نامتناسب است. این کلمه که ظاهراً معرف چیز دیگری غیر از صحبت معمولی است و از آن يك بیان قراردادی مفهوم میشود و بکار بستن آن محققاً از عصری که تراژدی را با آواز بازی میکردند، شروع شده است. اغلب راه خطائی در برابر آکتورهای جوان باز کرده است.
«دکلامه» یعنی صحبت با شاخ و برگ. هنر دکلاماسیون یعنی حرفزدن اما نه آنطور که همه حرف میزنند. بعلاوه عجیب بنظر میآید که برای نشان دادن هنری کلمهای را بکار ببریم که در عین حال برای ایرادگیری به آنهم ناچاریم همان کلمه را بکار ببریم، و برای من مشکل است که با جمله دیگری تعریف کنم ».
«دکلاماسیونی» که امروز متداول است، عبارتست از آهسته شروع کردن، با طمانینه تلفظ کردن، صداها را بدون تغییر کشیدن و این آسانترین طریق آن است. «لوکن» تراژدی را دکلامه میکرد اما بطوری که معلوم بود طبیعی حرف میزد. در دکلاماسیون نباید زیادهروی نمود و کلمات را نباید پست و بیارزش ادا کرد. باید با قدرت و توانائی ادا نمود.
باید طوری باشد که مشخصات پرسوناژها با اهمیت صحبت آنها به آن شکلی که در مغز نقش بسته میشود، مجسم گردد. و گرنه اهمیت واقعی خود را بدست نمیآورد که هیچ بلکه کسالتآور میشود. در هر زبانی اشعار زیاد و مناسبی پیدا میشود که برای دکلاماسیون میتوان از آنها استفاده نمود.
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
▪️درسهای بازیگری
«تالما» در تراژدی «سیلا» تقریباً تمام رلش را با حرف بیان میکرد. در حرف زدن تمام غرور و قدرت و قوت کاراکتر پرسوناژ را حفظ میکرد. دیکتاتوری بود که صحبت میکرد و این دیکتاتور، سیلا بود. آواز خواندن از حرف زدن آسانتر است و معمولا شاگردان مبتدی تئاتر بعد از اینکه درسهای اولیه دکلاماسیون تئاتر را گرفتند، به این کار شروع میکنند. آنها عادت میکنند که شعرها را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند و هر قسمتی را مرتباً با بالا بردن و پائین آوردن صدا بخوانند و این طرز بیان بواسطه يكنواختي غیر قابل تحمل است.
آن دسته از تراژدینهایی که بجای حرف زدن، آواز میخوانند بدترین دستهها هستند؛ زیرا این عیب علامت کمهوشی و بیحسی است. اگر کمدین جوانی بعد از یکی دو سال کار در تئاتر بازهم بجای حرف زدن آواز بخواند، دیگر امیدی به او نیست و تا آخر عمر يك كمدين متوسطی خواهد بود. میگویند که قیصر وقتی که خیلی جوان بود به شخصی که در حضور او مطلبی را بیان میکرد، به تمسخر گفت اگر قصدت قرائت است پس چرا آواز میخوانی و اگر آواز میخوانی، بد میخوانی».
«کنتیلین» که این شوخی را از قول قیصر نقل میکند در همین قسمت تعلیم میدهد که شاگردان را باید عادت داد با صدای مردانه که مخلوط با شدت و نرمی باشد، قرائت کنند و در وهله دوم آنها باید بدانند که اشعار یک نوع موزيك هستند و شعرا خودشان متذکر شدهاند که آواز میخوانند. اما با وجود این، نباید این قرائت موزون و مهیج به آواز ساختگی که بسیار نامطبوع است، مبدل گردد.
حال مطالبی را که «تالما» در کتابی به اسم «خاطرات در اماتيك» نوشته است ذکر میکنیم: « دور نیست متذکر شویم که کلمه «دکلاماسیون» که برای بیان کمدین بکار میرود، نامتناسب است. این کلمه که ظاهراً معرف چیز دیگری غیر از صحبت معمولی است و از آن يك بیان قراردادی مفهوم میشود و بکار بستن آن محققاً از عصری که تراژدی را با آواز بازی میکردند، شروع شده است. اغلب راه خطائی در برابر آکتورهای جوان باز کرده است.
«دکلامه» یعنی صحبت با شاخ و برگ. هنر دکلاماسیون یعنی حرفزدن اما نه آنطور که همه حرف میزنند. بعلاوه عجیب بنظر میآید که برای نشان دادن هنری کلمهای را بکار ببریم که در عین حال برای ایرادگیری به آنهم ناچاریم همان کلمه را بکار ببریم، و برای من مشکل است که با جمله دیگری تعریف کنم ».
«دکلاماسیونی» که امروز متداول است، عبارتست از آهسته شروع کردن، با طمانینه تلفظ کردن، صداها را بدون تغییر کشیدن و این آسانترین طریق آن است. «لوکن» تراژدی را دکلامه میکرد اما بطوری که معلوم بود طبیعی حرف میزد. در دکلاماسیون نباید زیادهروی نمود و کلمات را نباید پست و بیارزش ادا کرد. باید با قدرت و توانائی ادا نمود.
باید طوری باشد که مشخصات پرسوناژها با اهمیت صحبت آنها به آن شکلی که در مغز نقش بسته میشود، مجسم گردد. و گرنه اهمیت واقعی خود را بدست نمیآورد که هیچ بلکه کسالتآور میشود. در هر زبانی اشعار زیاد و مناسبی پیدا میشود که برای دکلاماسیون میتوان از آنها استفاده نمود.
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍6
توصیه من این است
که هرگز کاری را
که امروز میتوانی انجام دهی
به فردا موکول نکن،
تاخیر؛ دزد زمان است...
- دیـوید کاپرفیـلد | چارلز دیکـنز
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
که هرگز کاری را
که امروز میتوانی انجام دهی
به فردا موکول نکن،
تاخیر؛ دزد زمان است...
- دیـوید کاپرفیـلد | چارلز دیکـنز
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍9
Perspective | پرسپکتیو
▪️دربارۀ کمدی اسکروبال (١) ▪️انواع کمدی در تاریخ سینما «کمدی اسکروبال» - که به اشتباه آن را ایرانیان «کمدی خُلبازی» ترجمه کردهاند - نوعی فیلم کمدی است؛ زیرشاخهای از ژانر کمدی رمانتیک است که در دوران رکود بزرگ، از اوایل دهه ۱۹۳۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ رواج یافت…
▪️دربارۀ کمدی اسکروبال (۲)
▪️انواع کمدی در تاریخ سینما
• خاستگاه نام
کمدی اسکروبال نام خود را از اسکروبال گرفته است، نوعی پرتاب سریع در بیسبال و سافتبال که در جهت مخالف سایر پرتابهای سریع حرکت میکند. این ویژگیهای پرتاب اسکروبال، پویایی بین شخصیتهای اصلی در فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکند. به گفته گرینگ (۲۰۰۸):
« با این حال، کمدی اسکروبال احتمالاً نام خود را از کاربرد غیرمعمول و سرگرمکننده این اصطلاح در سرگرمی ملی گرفته است. قبل از کاربرد این اصطلاح در نقد فیلم دهه ۱۹۳۰، از "اسکروبال" در بیسبال برای توصیف یک بازیکن عجیب و غریب و "هر توپ پرتاب شدهای که به شکلی غیرمعمول یا غیرمنتظره حرکت میکند" استفاده میشد. بدیهی است که این ویژگیها، بازیگران فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکنند، از کارول لومبارد عجیب و غریب گرفته تا حرکت غیرمعمول یا غیرمنتظره کاترین هپبورن در فیلم "بزرگ کردن بیبی" (۱۹۳۸). همانند شوخیهای دیوانهوار در بیسبال، کمدی اسکروبال از رفتار دیوانهوار به عنوان منشوری برای مشاهده یک دوره آشفته در تاریخ آمریکا استفاده میکند. »
• تاریخچه کمدی اسکروبال
کمدی اسکروبال به عنوان یک ژانر سینمایی محبوب و ماندگار شناخته شده است. فیلم «ماه سه گوشه» (۱۹۳۳) با بازی کلودت کولبرت، اغلب به عنوان اولین فیلم اسکروبال واقعی شناخته میشود، اگرچه فیلم «بامبشل» با بازی جین هارلو در همان سال پس از آن ساخته شد. اگرچه بسیاری از محققان فیلم موافقند که دوره کلاسیک آن عملاً تا سال ۱۹۴۲ به پایان رسیده است، عناصر این ژانر همچنان ادامه یافته یا در فیلمهای بعدی مورد تجلیل قرار گرفتهاند. سایر محققان فیلم معتقدند که کمدی اسکروبال همچنان زنده است.
در دوران رکود بزرگ، تقاضای عمومی برای فیلمهایی با نقد قوی طبقه اجتماعی و مضامین امیدوارکننده و گریزگرا وجود داشت. قالب اسکروبال عمدتاً به دلیل تمایل استودیوهای بزرگ فیلم برای جلوگیری از سانسور توسط قانون هیز که به طور فزایندهای اعمال میشد، پدید آمد. فیلمسازان برای گنجاندن عناصر ممنوعه ریسک در طرحهای خود، به دستکاری مخفیانه این عناصر متوسل شدند. مشاجره کلامی بین دو جنس به عنوان جایگزینی برای تنش جسمی و جنسی عمل میکرد. اگرچه برخی از محققان فیلم، مانند ویلیام کی. اورسون، معتقدند که «کمدیهای اسکروبال آنقدر که علیه قانون تولید فیلم طغیان میکردند، به احترام کسلکننده و بیروحی که این قانون برای تماشای خانوادگی بر آن تأکید داشت، حمله میکردند - و آن را به سخره میگرفتند.»
کمدی اسکروبال ارتباط نزدیکی با ژانر نمایشی فارس دارد، و برخی از نمایشهای کمیک نیز به عنوان کمدیهای اسکروبال توصیف میشوند. ژانرهای دیگری که کمدی اسکروبال با آنها مرتبط است عبارتند از: اسلپاستیک، کمدی موقعیت، کمدی رمانتیک و کمدیهای اتاق خواب.
🔗| [ادامه دارد...]
📚| «کمدی رمانتیک دربرابر کمدی اسکروبال »
✍️| نویسنده: گرینگ وس. دی
🗂 ¦ #FilmGenre
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪️انواع کمدی در تاریخ سینما
• خاستگاه نام
کمدی اسکروبال نام خود را از اسکروبال گرفته است، نوعی پرتاب سریع در بیسبال و سافتبال که در جهت مخالف سایر پرتابهای سریع حرکت میکند. این ویژگیهای پرتاب اسکروبال، پویایی بین شخصیتهای اصلی در فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکند. به گفته گرینگ (۲۰۰۸):
« با این حال، کمدی اسکروبال احتمالاً نام خود را از کاربرد غیرمعمول و سرگرمکننده این اصطلاح در سرگرمی ملی گرفته است. قبل از کاربرد این اصطلاح در نقد فیلم دهه ۱۹۳۰، از "اسکروبال" در بیسبال برای توصیف یک بازیکن عجیب و غریب و "هر توپ پرتاب شدهای که به شکلی غیرمعمول یا غیرمنتظره حرکت میکند" استفاده میشد. بدیهی است که این ویژگیها، بازیگران فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکنند، از کارول لومبارد عجیب و غریب گرفته تا حرکت غیرمعمول یا غیرمنتظره کاترین هپبورن در فیلم "بزرگ کردن بیبی" (۱۹۳۸). همانند شوخیهای دیوانهوار در بیسبال، کمدی اسکروبال از رفتار دیوانهوار به عنوان منشوری برای مشاهده یک دوره آشفته در تاریخ آمریکا استفاده میکند. »
• تاریخچه کمدی اسکروبال
کمدی اسکروبال به عنوان یک ژانر سینمایی محبوب و ماندگار شناخته شده است. فیلم «ماه سه گوشه» (۱۹۳۳) با بازی کلودت کولبرت، اغلب به عنوان اولین فیلم اسکروبال واقعی شناخته میشود، اگرچه فیلم «بامبشل» با بازی جین هارلو در همان سال پس از آن ساخته شد. اگرچه بسیاری از محققان فیلم موافقند که دوره کلاسیک آن عملاً تا سال ۱۹۴۲ به پایان رسیده است، عناصر این ژانر همچنان ادامه یافته یا در فیلمهای بعدی مورد تجلیل قرار گرفتهاند. سایر محققان فیلم معتقدند که کمدی اسکروبال همچنان زنده است.
در دوران رکود بزرگ، تقاضای عمومی برای فیلمهایی با نقد قوی طبقه اجتماعی و مضامین امیدوارکننده و گریزگرا وجود داشت. قالب اسکروبال عمدتاً به دلیل تمایل استودیوهای بزرگ فیلم برای جلوگیری از سانسور توسط قانون هیز که به طور فزایندهای اعمال میشد، پدید آمد. فیلمسازان برای گنجاندن عناصر ممنوعه ریسک در طرحهای خود، به دستکاری مخفیانه این عناصر متوسل شدند. مشاجره کلامی بین دو جنس به عنوان جایگزینی برای تنش جسمی و جنسی عمل میکرد. اگرچه برخی از محققان فیلم، مانند ویلیام کی. اورسون، معتقدند که «کمدیهای اسکروبال آنقدر که علیه قانون تولید فیلم طغیان میکردند، به احترام کسلکننده و بیروحی که این قانون برای تماشای خانوادگی بر آن تأکید داشت، حمله میکردند - و آن را به سخره میگرفتند.»
کمدی اسکروبال ارتباط نزدیکی با ژانر نمایشی فارس دارد، و برخی از نمایشهای کمیک نیز به عنوان کمدیهای اسکروبال توصیف میشوند. ژانرهای دیگری که کمدی اسکروبال با آنها مرتبط است عبارتند از: اسلپاستیک، کمدی موقعیت، کمدی رمانتیک و کمدیهای اتاق خواب.
🔗| [ادامه دارد...]
📚| «کمدی رمانتیک دربرابر کمدی اسکروبال »
✍️| نویسنده: گرینگ وس. دی
🗂 ¦ #FilmGenre
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍8
● "کلارک گیبل"؛ "کلودت کولبرت" و "جوزف واکر" در کنار "فرانـک کاپـرا" در پشت صحنۀ فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» (۱۹۳۴)
● “ Clark Gable” & "Claudette Colbert" & "Joseph Walker" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “ It's Happened One Night ” (1934)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
● “ Clark Gable” & "Claudette Colbert" & "Joseph Walker" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “ It's Happened One Night ” (1934)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
👍10
• نیمروزی در می ١٩٠۶ توانست کلماتی را در تشکر از همسرش به زبان آورد. پرستار او در محضر خودش به سوزانا ایبسن گفت که «فکر میکنم حال دکتر کمی بهتر شده» همان زمان ایبسن گفت «برعکس» و آنچنان که اغلب پیش میآمد، حق با او بود. چند روز بعد ایبسن در بیست و سوم همان ماه، درگذشت. او میدانست که کارش تمام است و باید بخوابد تا همچون عنوانِ آخرین اثرش، زمانی بیاید تا مردگان برخیزند.
▪️ سالمرگ شکسپیر دوم تئاتر؛ هنریک ایبسن
▪️ ترتیب تاریخیِ نمایشنامههای مدرن هنریک ایبسن
➖ پایههای جامعه 1877
➖ عروسکخانه 1879
➖ جنزدگان 1881
➖ دشمن مردم 1882
➖ مرغابی وحشی 1884
➖ روسمِرسهولم 1886
➖ بانوی دریایی 1888
➖ هِدا گابلر 1890
➖ استاد معمار سولنِس 1892
➖ آیُلف کوچولو 1894
➖ جان گابریل بورکمان 1896
➖ زمانی که ما مردگان سر بر داریم 1899
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
▪️ سالمرگ شکسپیر دوم تئاتر؛ هنریک ایبسن
▪️ ترتیب تاریخیِ نمایشنامههای مدرن هنریک ایبسن
➖ پایههای جامعه 1877
➖ عروسکخانه 1879
➖ جنزدگان 1881
➖ دشمن مردم 1882
➖ مرغابی وحشی 1884
➖ روسمِرسهولم 1886
➖ بانوی دریایی 1888
➖ هِدا گابلر 1890
➖ استاد معمار سولنِس 1892
➖ آیُلف کوچولو 1894
➖ جان گابریل بورکمان 1896
➖ زمانی که ما مردگان سر بر داریم 1899
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
👍8
هنریک اییسن:
➖نقش زنان در آزادی
« این زنانند که باید مساله را حل کنند...
این کار را باید همچون یک مادر...
یا یک ماما انجام دهند و تنها آن زمان میتوانند چنین کنند.
زنان در زمینه آزادی، وظیفه بزرگی دارند. »
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
➖نقش زنان در آزادی
« این زنانند که باید مساله را حل کنند...
این کار را باید همچون یک مادر...
یا یک ماما انجام دهند و تنها آن زمان میتوانند چنین کنند.
زنان در زمینه آزادی، وظیفه بزرگی دارند. »
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
👍8
■ پرسپکتیو جوّی
• لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند. در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
• 𝑨𝒏𝒏𝒖𝒏𝒄𝒊𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 (𝒄. 𝟏𝟒𝟕𝟐–𝟏𝟒𝟕𝟓)
• 𝑳𝒆𝒐𝒏𝒂𝒓𝒅𝒐 𝑫𝒂 𝑽𝒊𝒏𝒄𝒊
📚| #Art_History
👤| #Leonardo_Da_Vinci
🌀| @Perspective_7
• لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند. در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
• 𝑨𝒏𝒏𝒖𝒏𝒄𝒊𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 (𝒄. 𝟏𝟒𝟕𝟐–𝟏𝟒𝟕𝟓)
• 𝑳𝒆𝒐𝒏𝒂𝒓𝒅𝒐 𝑫𝒂 𝑽𝒊𝒏𝒄𝒊
📚| #Art_History
👤| #Leonardo_Da_Vinci
🌀| @Perspective_7
👍8
🔻 کاملترین کانال آرشیوی آثار تاریخ سینما
▪️ از اولین تا آخرین فیلم هر کارگردان
▫️(حتی آثار کوتاه و دانشجویی)
▪️ با ارائه سه نسخه دوبله، زباناصلی (720 ,1080)
▫️همراه با فایل زیرنویس فارسی
▪️ مناسب برای تمام دانشجویان، اساتید
▫️ همه علاقه مندان به هنر هفتم.
💠 لینک عضویت در کانال:
👇👇👇👇
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
▪️ از اولین تا آخرین فیلم هر کارگردان
▫️(حتی آثار کوتاه و دانشجویی)
▪️ با ارائه سه نسخه دوبله، زباناصلی (720 ,1080)
▫️همراه با فایل زیرنویس فارسی
▪️ مناسب برای تمام دانشجویان، اساتید
▫️ همه علاقه مندان به هنر هفتم.
💠 لینک عضویت در کانال:
👇👇👇👇
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بینش...
هنر دیدن چیزی است
که برای دیگران غیرقابل دیدن است.
• هنر فهم هنر
• هوگ موس
• 𝑭𝒂𝒏𝒏𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑨𝒍𝒆𝒙𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
هنر دیدن چیزی است
که برای دیگران غیرقابل دیدن است.
• هنر فهم هنر
• هوگ موس
• 𝑭𝒂𝒏𝒏𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑨𝒍𝒆𝒙𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍7
● ویژگی ایدههای باورپذیر
• زمانی که لاگلاین یا سیناپس را میخوانید، تمام شنوندگان متوجه آن میشوند و هیچ مشکلی در برقراری ارتباط با آن ندارند.
• ایده شما بر کاراکترهای بشریای متمرکز است که در مواجهه با وضعیتهایی که در آن گرفتار میشوند؛ ویژگیها، تصمیمات و اعمالی که کاملا واقعی بنظر میرسند از آنها سر میزند.
• داستانهای پشتیبان، قوانین جهان داستان، کاملا ساده و روشن هستند؛ فهم و درک آن ساده و در همان ابتدای کار به روشنی توضیح داده شده باشند.
• انگیزه کاراکترها از هر عملی که انجام میدهند و هر حرفی که میزنند، کاملا روشن و واضح باشد و از طرف دیگر با غرایز و تمایلات بشری در ارتباط کامل باشند و با عقل جور در بیاید.
• قلاب اصلی پیشفرض داستان شما - همان چیزی که قرار است مخاطب شما را گیر بیندازد - علاوه بر جذابیت و برانگیزاننده بودن - احساسی را در مخاطب ایجاد کند که بتواند آنرا باور کند. چنین اتفاقهایی در واقعیت هم امکان رخ دادن دارند.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒑𝒂𝒓𝒕𝒎𝒆𝒏𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑩𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒊𝒍𝒅𝒆𝒓
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
• زمانی که لاگلاین یا سیناپس را میخوانید، تمام شنوندگان متوجه آن میشوند و هیچ مشکلی در برقراری ارتباط با آن ندارند.
• ایده شما بر کاراکترهای بشریای متمرکز است که در مواجهه با وضعیتهایی که در آن گرفتار میشوند؛ ویژگیها، تصمیمات و اعمالی که کاملا واقعی بنظر میرسند از آنها سر میزند.
• داستانهای پشتیبان، قوانین جهان داستان، کاملا ساده و روشن هستند؛ فهم و درک آن ساده و در همان ابتدای کار به روشنی توضیح داده شده باشند.
• انگیزه کاراکترها از هر عملی که انجام میدهند و هر حرفی که میزنند، کاملا روشن و واضح باشد و از طرف دیگر با غرایز و تمایلات بشری در ارتباط کامل باشند و با عقل جور در بیاید.
• قلاب اصلی پیشفرض داستان شما - همان چیزی که قرار است مخاطب شما را گیر بیندازد - علاوه بر جذابیت و برانگیزاننده بودن - احساسی را در مخاطب ایجاد کند که بتواند آنرا باور کند. چنین اتفاقهایی در واقعیت هم امکان رخ دادن دارند.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒑𝒂𝒓𝒕𝒎𝒆𝒏𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑩𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒊𝒍𝒅𝒆𝒓
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍10
جملاتی از جان وین بزرگ:
➖به بهانه زادروز وسترنر سینما
• شجاعت یعنی تا سر حد مرگ ترسیدن...
و با این حال اسب را زین کردن .
• من همان چیزی هستم که مردها از آن ساخته شدهاند !
• تمام نبردها توسط مردان ترسیدهای انجام میشود که ترجیح میدهند جای دیگری باشند.
• من مردانگی را به سادگی تعریف میکنم: مردان باید سرسخت، منصف و شجاع باشند؛ هرگز حقیر نباشند، هرگز به دنبال دعوا نباشند، اما هرگز از دعوا هم عقبنشینی نکنند.
• یک مرد باید کاری را که یک مرد باید انجام دهد، انجام بدهد. و من میخواهم در تمام فیلمهایم نقش یک مرد واقعی را بازی کنم، و مردانگی را در سادگیِ آن تعریف میکنم.
• "فردا" امیدوار است که از "دیروز" چیزی آموخته باشیم.
• من هرگز نمیخواهم در فیلمی بازی کنم که باعث شرمساری بیننده شود. یک مرد میتواند همسر، مادر و دخترش را به یکی از فیلمهای من ببرد و هرگز از رفتن به آنجا شرمنده یا خجالتزده نشود.
▪️در سینما؛ وین تجسم و نماد مرد غرب وحشی است.
▪️امروز زادروز کهنهسرباز ملیگرای وسترن است.
💬| #Quote
👤| #John_Wayne
🌀| @Perspective_7
➖به بهانه زادروز وسترنر سینما
• شجاعت یعنی تا سر حد مرگ ترسیدن...
و با این حال اسب را زین کردن .
• من همان چیزی هستم که مردها از آن ساخته شدهاند !
• تمام نبردها توسط مردان ترسیدهای انجام میشود که ترجیح میدهند جای دیگری باشند.
• من مردانگی را به سادگی تعریف میکنم: مردان باید سرسخت، منصف و شجاع باشند؛ هرگز حقیر نباشند، هرگز به دنبال دعوا نباشند، اما هرگز از دعوا هم عقبنشینی نکنند.
• یک مرد باید کاری را که یک مرد باید انجام دهد، انجام بدهد. و من میخواهم در تمام فیلمهایم نقش یک مرد واقعی را بازی کنم، و مردانگی را در سادگیِ آن تعریف میکنم.
• "فردا" امیدوار است که از "دیروز" چیزی آموخته باشیم.
• من هرگز نمیخواهم در فیلمی بازی کنم که باعث شرمساری بیننده شود. یک مرد میتواند همسر، مادر و دخترش را به یکی از فیلمهای من ببرد و هرگز از رفتن به آنجا شرمنده یا خجالتزده نشود.
▪️در سینما؛ وین تجسم و نماد مرد غرب وحشی است.
▪️امروز زادروز کهنهسرباز ملیگرای وسترن است.
💬| #Quote
👤| #John_Wayne
🌀| @Perspective_7
👍12
▪️دیکسیون چیست؟ (١)
▪️درسهای بازیگری
«دیکسیون» یا «DICTION» عبارت است انتخاب و استفاده صحیح از کلمات و زبان در یک اثر اجرایی - چه در تئاتر چه در سینما -. این شامل نحوه صحبت کردن شخصیتها، لهجه آنها، حجم صدا، سرعت و تُن صدا و همچنین بیان و تفسیر معانی کلمات در یک موقعیت خاص میشود. دیکسیون بخشی مهم از کار بازیگر است و باید با توجه به شخصیتی که بازیگر ایفای نقش میکند و با توجه به موقعیت و هدف نمایش، انتخاب شود.
براى يك كمدين دانستن علم بيان مهمترین فصل کار هنری است. يك استاد سالخورده تئآتر میگوید: «برای خوب حرف زدن دهانتان را باز کنید و دندانهایتان را به هم فشار نیاورید». غالباً اتفاق میافتد که گوینده وقتی که گرم صحبت است و خود را فراموش كرده يك فصاحت و بلاغت مخصوصی در بیان خود دارد. تمام کلمات را درست و روشن ادا میکند، و خود بخود کلماتی که ارزش دارند بر جستگی خاصی پیدا میکنند. خلاصه دکلاماسیون صورت صحیح پیدا میکند.
چطور میشود که وقتی رُلی را به يك نفر میدهند، دیکسیون او خراب میشود و وقتی نمیتواند حرف بزند، فریاد میزند، حتی گاهی زوزه میکشد. علت آن عدم مطالعه رل و بدست نیاوردن طریق بیان است. اساتید بزرگ فن سخنرانی برای ایجاد سبك بيان و كلام زحمت کشیدهاند و موقع و مقام آن را شناساندهاند. کلمات را نباید بیمعنی و پوچ انگاشت. باید خود را عادت بدهیم که ارزش و مفاد کلام را تشخیص بدهیم. کلمات را نباید بدون تشخیص رنگ آمیزی و مفهوم حقیقی آن بیان کرد. ارزش و اهمیت کلمات بوسیله آهنگی که با آن بیان میشوند، تعیین میگردد.
یکی از مهمترین وسائل تجلی هنرپیشه بیان او و کلمات روحدار و زندهای است که ادا میکند. هنرپیشه باید دارای تلفظ صحیح باشد و تلفظ صحیح آنست که گوینده کلمات را واضح و بدون عیب ادا كند و هر کلمه حتى حروف آخر آن بخوبی شنیده شود؛ کلمات را تو در تو ادا نکند و حرف آخر یا بعضی حرفها را نخورد و جویده جویده نگوید؛ این نوع تلفظ را تلفظ صحیح مینامند.
تلفظ صحيح نباید با تلفظ عامیانه مخلوط شود. کلمات نباید غلط و نادرست اداء بشود. تلفظ صحیح و در عین حال کامل آن، تلفظی نیست که آنرا لفظ قلم میگویند و یا با آن کتابت میکنند بلکه آن تلفظ معمولی و متداولی است که در هر کشوری قبول عامه یافته است و مردم آن کشور بدان ترتیب صحبت میکنند. برای تکمیل و تشریح فن دیکسیون این مختصر کافی نیست باید متذکر شد که اولین شرط دانستن عمیق مطلبی است که میخواهیم بگوئیم و بعد در موضوعی که میخواهیم شرح بدهیم، باید کاملا وارد باشیم. باید هر کلمه را تجزیه، و هر حرفی را بخوبی تلفظ کنیم.
در این صورت هیچ کلمهای نمیافتد و صدا به تمام زوایای سالن میرسد و از داخل سالن نخواهند گفت «بلندتر ». جوانانی که تازه وارد تئآتر میشوند اینست که تند حرف میزنند. باید مواظب لحن صدا بود. دريك عبارت که چند جمله دارد در آخر هر جمله باید صدا را بتناسب بالا برد. در آخرین جمله که آخر عبارت است باید صدا را پائین آورد.
در واقع، دیکسیون به معنای سبک، شیوهی بیان و نحوه صحبت کردن شخصیتها در تئاتر است. این شامل مواردی مثل انتخاب کلمات، آهنگ صدا، سرعت و حجم صدا، و همچنین نحوهی ابراز احساسات و موقعیتهای مختلف در نمایش میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒖𝒔 𝑪𝒂𝒆𝒔𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒔𝒆𝒑𝒉 𝑳. 𝑴𝒂𝒏𝒌𝒊𝒆𝒘𝒊𝒄𝒛
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
▪️درسهای بازیگری
«دیکسیون» یا «DICTION» عبارت است انتخاب و استفاده صحیح از کلمات و زبان در یک اثر اجرایی - چه در تئاتر چه در سینما -. این شامل نحوه صحبت کردن شخصیتها، لهجه آنها، حجم صدا، سرعت و تُن صدا و همچنین بیان و تفسیر معانی کلمات در یک موقعیت خاص میشود. دیکسیون بخشی مهم از کار بازیگر است و باید با توجه به شخصیتی که بازیگر ایفای نقش میکند و با توجه به موقعیت و هدف نمایش، انتخاب شود.
براى يك كمدين دانستن علم بيان مهمترین فصل کار هنری است. يك استاد سالخورده تئآتر میگوید: «برای خوب حرف زدن دهانتان را باز کنید و دندانهایتان را به هم فشار نیاورید». غالباً اتفاق میافتد که گوینده وقتی که گرم صحبت است و خود را فراموش كرده يك فصاحت و بلاغت مخصوصی در بیان خود دارد. تمام کلمات را درست و روشن ادا میکند، و خود بخود کلماتی که ارزش دارند بر جستگی خاصی پیدا میکنند. خلاصه دکلاماسیون صورت صحیح پیدا میکند.
چطور میشود که وقتی رُلی را به يك نفر میدهند، دیکسیون او خراب میشود و وقتی نمیتواند حرف بزند، فریاد میزند، حتی گاهی زوزه میکشد. علت آن عدم مطالعه رل و بدست نیاوردن طریق بیان است. اساتید بزرگ فن سخنرانی برای ایجاد سبك بيان و كلام زحمت کشیدهاند و موقع و مقام آن را شناساندهاند. کلمات را نباید بیمعنی و پوچ انگاشت. باید خود را عادت بدهیم که ارزش و مفاد کلام را تشخیص بدهیم. کلمات را نباید بدون تشخیص رنگ آمیزی و مفهوم حقیقی آن بیان کرد. ارزش و اهمیت کلمات بوسیله آهنگی که با آن بیان میشوند، تعیین میگردد.
یکی از مهمترین وسائل تجلی هنرپیشه بیان او و کلمات روحدار و زندهای است که ادا میکند. هنرپیشه باید دارای تلفظ صحیح باشد و تلفظ صحیح آنست که گوینده کلمات را واضح و بدون عیب ادا كند و هر کلمه حتى حروف آخر آن بخوبی شنیده شود؛ کلمات را تو در تو ادا نکند و حرف آخر یا بعضی حرفها را نخورد و جویده جویده نگوید؛ این نوع تلفظ را تلفظ صحیح مینامند.
تلفظ صحيح نباید با تلفظ عامیانه مخلوط شود. کلمات نباید غلط و نادرست اداء بشود. تلفظ صحیح و در عین حال کامل آن، تلفظی نیست که آنرا لفظ قلم میگویند و یا با آن کتابت میکنند بلکه آن تلفظ معمولی و متداولی است که در هر کشوری قبول عامه یافته است و مردم آن کشور بدان ترتیب صحبت میکنند. برای تکمیل و تشریح فن دیکسیون این مختصر کافی نیست باید متذکر شد که اولین شرط دانستن عمیق مطلبی است که میخواهیم بگوئیم و بعد در موضوعی که میخواهیم شرح بدهیم، باید کاملا وارد باشیم. باید هر کلمه را تجزیه، و هر حرفی را بخوبی تلفظ کنیم.
در این صورت هیچ کلمهای نمیافتد و صدا به تمام زوایای سالن میرسد و از داخل سالن نخواهند گفت «بلندتر ». جوانانی که تازه وارد تئآتر میشوند اینست که تند حرف میزنند. باید مواظب لحن صدا بود. دريك عبارت که چند جمله دارد در آخر هر جمله باید صدا را بتناسب بالا برد. در آخرین جمله که آخر عبارت است باید صدا را پائین آورد.
در واقع، دیکسیون به معنای سبک، شیوهی بیان و نحوه صحبت کردن شخصیتها در تئاتر است. این شامل مواردی مثل انتخاب کلمات، آهنگ صدا، سرعت و حجم صدا، و همچنین نحوهی ابراز احساسات و موقعیتهای مختلف در نمایش میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒖𝒔 𝑪𝒂𝒆𝒔𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒔𝒆𝒑𝒉 𝑳. 𝑴𝒂𝒏𝒌𝒊𝒆𝒘𝒊𝒄𝒛
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7