This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیمز استوارت:
• درباره قوانین بازیگری
« من قوانین خودم را دارم و به آنها پایبند هستم. این قوانین ساده اما انعطافناپذیرند. یک فیلم جیمز استوارتی باید دو عنصر حیاتی داشته باشد: اول؛ اینکه بینقص باشد، و دوم؛ پیروزی طرف ضعیف بر طرف قلدر را به تصویر بکشد. ولی اگر دوباره فرصت داشتم که دوران حرفهایام را از سر بگیرم، شاید به خودم میگفتم: کمی سرعتش را بیشتر کن. »
● امروز، بیستم می، زادروز «جیمز استوارت» است. او که به خاطر طنازی متمایز و شخصیت معمولیاش در سینما شناخته میشد، از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۹۱ در ۸۰ فیلم بازی کرد. او با اخلاق قویای که چه در صحنه و چه در خارج از آن به تصویر میکشید، مظهر " ایدهآل آمریکایی " در اواسط قرن بیستم به شمار میرفت. او در ایام کاری خود با کارگردانان بزرگی از جمله فرانک کاپرا، ارنست لوبیچ، جرج کیوکر، جان فورد و آلفرد هیچکاک همکاری داشته است.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
• درباره قوانین بازیگری
« من قوانین خودم را دارم و به آنها پایبند هستم. این قوانین ساده اما انعطافناپذیرند. یک فیلم جیمز استوارتی باید دو عنصر حیاتی داشته باشد: اول؛ اینکه بینقص باشد، و دوم؛ پیروزی طرف ضعیف بر طرف قلدر را به تصویر بکشد. ولی اگر دوباره فرصت داشتم که دوران حرفهایام را از سر بگیرم، شاید به خودم میگفتم: کمی سرعتش را بیشتر کن. »
● امروز، بیستم می، زادروز «جیمز استوارت» است. او که به خاطر طنازی متمایز و شخصیت معمولیاش در سینما شناخته میشد، از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۹۱ در ۸۰ فیلم بازی کرد. او با اخلاق قویای که چه در صحنه و چه در خارج از آن به تصویر میکشید، مظهر " ایدهآل آمریکایی " در اواسط قرن بیستم به شمار میرفت. او در ایام کاری خود با کارگردانان بزرگی از جمله فرانک کاپرا، ارنست لوبیچ، جرج کیوکر، جان فورد و آلفرد هیچکاک همکاری داشته است.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
▪️دکلاماسیون چیست؟ (١) ▪️درسهای بازیگری «دکلاماسيون» یا «Declamation» عبارت است از شرح و بیان با صدای بلند و ژستهای مناسب. دکلاماسیون هنریست که وسیله تجلی و رونق سایر هنرها میشود. قدما، آنرا «آکسیون» میگفتند و ما آنرا «دکلاماسیون» میگوئیم. وقتی که…
▪️دکلاماسیون چیست؟ (۲)
▪️درسهای بازیگری
«تالما» در تراژدی «سیلا» تقریباً تمام رلش را با حرف بیان میکرد. در حرف زدن تمام غرور و قدرت و قوت کاراکتر پرسوناژ را حفظ میکرد. دیکتاتوری بود که صحبت میکرد و این دیکتاتور، سیلا بود. آواز خواندن از حرف زدن آسانتر است و معمولا شاگردان مبتدی تئاتر بعد از اینکه درسهای اولیه دکلاماسیون تئاتر را گرفتند، به این کار شروع میکنند. آنها عادت میکنند که شعرها را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند و هر قسمتی را مرتباً با بالا بردن و پائین آوردن صدا بخوانند و این طرز بیان بواسطه يكنواختي غیر قابل تحمل است.
آن دسته از تراژدینهایی که بجای حرف زدن، آواز میخوانند بدترین دستهها هستند؛ زیرا این عیب علامت کمهوشی و بیحسی است. اگر کمدین جوانی بعد از یکی دو سال کار در تئاتر بازهم بجای حرف زدن آواز بخواند، دیگر امیدی به او نیست و تا آخر عمر يك كمدين متوسطی خواهد بود. میگویند که قیصر وقتی که خیلی جوان بود به شخصی که در حضور او مطلبی را بیان میکرد، به تمسخر گفت اگر قصدت قرائت است پس چرا آواز میخوانی و اگر آواز میخوانی، بد میخوانی».
«کنتیلین» که این شوخی را از قول قیصر نقل میکند در همین قسمت تعلیم میدهد که شاگردان را باید عادت داد با صدای مردانه که مخلوط با شدت و نرمی باشد، قرائت کنند و در وهله دوم آنها باید بدانند که اشعار یک نوع موزيك هستند و شعرا خودشان متذکر شدهاند که آواز میخوانند. اما با وجود این، نباید این قرائت موزون و مهیج به آواز ساختگی که بسیار نامطبوع است، مبدل گردد.
حال مطالبی را که «تالما» در کتابی به اسم «خاطرات در اماتيك» نوشته است ذکر میکنیم: « دور نیست متذکر شویم که کلمه «دکلاماسیون» که برای بیان کمدین بکار میرود، نامتناسب است. این کلمه که ظاهراً معرف چیز دیگری غیر از صحبت معمولی است و از آن يك بیان قراردادی مفهوم میشود و بکار بستن آن محققاً از عصری که تراژدی را با آواز بازی میکردند، شروع شده است. اغلب راه خطائی در برابر آکتورهای جوان باز کرده است.
«دکلامه» یعنی صحبت با شاخ و برگ. هنر دکلاماسیون یعنی حرفزدن اما نه آنطور که همه حرف میزنند. بعلاوه عجیب بنظر میآید که برای نشان دادن هنری کلمهای را بکار ببریم که در عین حال برای ایرادگیری به آنهم ناچاریم همان کلمه را بکار ببریم، و برای من مشکل است که با جمله دیگری تعریف کنم ».
«دکلاماسیونی» که امروز متداول است، عبارتست از آهسته شروع کردن، با طمانینه تلفظ کردن، صداها را بدون تغییر کشیدن و این آسانترین طریق آن است. «لوکن» تراژدی را دکلامه میکرد اما بطوری که معلوم بود طبیعی حرف میزد. در دکلاماسیون نباید زیادهروی نمود و کلمات را نباید پست و بیارزش ادا کرد. باید با قدرت و توانائی ادا نمود.
باید طوری باشد که مشخصات پرسوناژها با اهمیت صحبت آنها به آن شکلی که در مغز نقش بسته میشود، مجسم گردد. و گرنه اهمیت واقعی خود را بدست نمیآورد که هیچ بلکه کسالتآور میشود. در هر زبانی اشعار زیاد و مناسبی پیدا میشود که برای دکلاماسیون میتوان از آنها استفاده نمود.
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
▪️درسهای بازیگری
«تالما» در تراژدی «سیلا» تقریباً تمام رلش را با حرف بیان میکرد. در حرف زدن تمام غرور و قدرت و قوت کاراکتر پرسوناژ را حفظ میکرد. دیکتاتوری بود که صحبت میکرد و این دیکتاتور، سیلا بود. آواز خواندن از حرف زدن آسانتر است و معمولا شاگردان مبتدی تئاتر بعد از اینکه درسهای اولیه دکلاماسیون تئاتر را گرفتند، به این کار شروع میکنند. آنها عادت میکنند که شعرها را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند و هر قسمتی را مرتباً با بالا بردن و پائین آوردن صدا بخوانند و این طرز بیان بواسطه يكنواختي غیر قابل تحمل است.
آن دسته از تراژدینهایی که بجای حرف زدن، آواز میخوانند بدترین دستهها هستند؛ زیرا این عیب علامت کمهوشی و بیحسی است. اگر کمدین جوانی بعد از یکی دو سال کار در تئاتر بازهم بجای حرف زدن آواز بخواند، دیگر امیدی به او نیست و تا آخر عمر يك كمدين متوسطی خواهد بود. میگویند که قیصر وقتی که خیلی جوان بود به شخصی که در حضور او مطلبی را بیان میکرد، به تمسخر گفت اگر قصدت قرائت است پس چرا آواز میخوانی و اگر آواز میخوانی، بد میخوانی».
«کنتیلین» که این شوخی را از قول قیصر نقل میکند در همین قسمت تعلیم میدهد که شاگردان را باید عادت داد با صدای مردانه که مخلوط با شدت و نرمی باشد، قرائت کنند و در وهله دوم آنها باید بدانند که اشعار یک نوع موزيك هستند و شعرا خودشان متذکر شدهاند که آواز میخوانند. اما با وجود این، نباید این قرائت موزون و مهیج به آواز ساختگی که بسیار نامطبوع است، مبدل گردد.
حال مطالبی را که «تالما» در کتابی به اسم «خاطرات در اماتيك» نوشته است ذکر میکنیم: « دور نیست متذکر شویم که کلمه «دکلاماسیون» که برای بیان کمدین بکار میرود، نامتناسب است. این کلمه که ظاهراً معرف چیز دیگری غیر از صحبت معمولی است و از آن يك بیان قراردادی مفهوم میشود و بکار بستن آن محققاً از عصری که تراژدی را با آواز بازی میکردند، شروع شده است. اغلب راه خطائی در برابر آکتورهای جوان باز کرده است.
«دکلامه» یعنی صحبت با شاخ و برگ. هنر دکلاماسیون یعنی حرفزدن اما نه آنطور که همه حرف میزنند. بعلاوه عجیب بنظر میآید که برای نشان دادن هنری کلمهای را بکار ببریم که در عین حال برای ایرادگیری به آنهم ناچاریم همان کلمه را بکار ببریم، و برای من مشکل است که با جمله دیگری تعریف کنم ».
«دکلاماسیونی» که امروز متداول است، عبارتست از آهسته شروع کردن، با طمانینه تلفظ کردن، صداها را بدون تغییر کشیدن و این آسانترین طریق آن است. «لوکن» تراژدی را دکلامه میکرد اما بطوری که معلوم بود طبیعی حرف میزد. در دکلاماسیون نباید زیادهروی نمود و کلمات را نباید پست و بیارزش ادا کرد. باید با قدرت و توانائی ادا نمود.
باید طوری باشد که مشخصات پرسوناژها با اهمیت صحبت آنها به آن شکلی که در مغز نقش بسته میشود، مجسم گردد. و گرنه اهمیت واقعی خود را بدست نمیآورد که هیچ بلکه کسالتآور میشود. در هر زبانی اشعار زیاد و مناسبی پیدا میشود که برای دکلاماسیون میتوان از آنها استفاده نمود.
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍6
توصیه من این است
که هرگز کاری را
که امروز میتوانی انجام دهی
به فردا موکول نکن،
تاخیر؛ دزد زمان است...
- دیـوید کاپرفیـلد | چارلز دیکـنز
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
که هرگز کاری را
که امروز میتوانی انجام دهی
به فردا موکول نکن،
تاخیر؛ دزد زمان است...
- دیـوید کاپرفیـلد | چارلز دیکـنز
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍9
Perspective | پرسپکتیو
▪️دربارۀ کمدی اسکروبال (١) ▪️انواع کمدی در تاریخ سینما «کمدی اسکروبال» - که به اشتباه آن را ایرانیان «کمدی خُلبازی» ترجمه کردهاند - نوعی فیلم کمدی است؛ زیرشاخهای از ژانر کمدی رمانتیک است که در دوران رکود بزرگ، از اوایل دهه ۱۹۳۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ رواج یافت…
▪️دربارۀ کمدی اسکروبال (۲)
▪️انواع کمدی در تاریخ سینما
• خاستگاه نام
کمدی اسکروبال نام خود را از اسکروبال گرفته است، نوعی پرتاب سریع در بیسبال و سافتبال که در جهت مخالف سایر پرتابهای سریع حرکت میکند. این ویژگیهای پرتاب اسکروبال، پویایی بین شخصیتهای اصلی در فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکند. به گفته گرینگ (۲۰۰۸):
« با این حال، کمدی اسکروبال احتمالاً نام خود را از کاربرد غیرمعمول و سرگرمکننده این اصطلاح در سرگرمی ملی گرفته است. قبل از کاربرد این اصطلاح در نقد فیلم دهه ۱۹۳۰، از "اسکروبال" در بیسبال برای توصیف یک بازیکن عجیب و غریب و "هر توپ پرتاب شدهای که به شکلی غیرمعمول یا غیرمنتظره حرکت میکند" استفاده میشد. بدیهی است که این ویژگیها، بازیگران فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکنند، از کارول لومبارد عجیب و غریب گرفته تا حرکت غیرمعمول یا غیرمنتظره کاترین هپبورن در فیلم "بزرگ کردن بیبی" (۱۹۳۸). همانند شوخیهای دیوانهوار در بیسبال، کمدی اسکروبال از رفتار دیوانهوار به عنوان منشوری برای مشاهده یک دوره آشفته در تاریخ آمریکا استفاده میکند. »
• تاریخچه کمدی اسکروبال
کمدی اسکروبال به عنوان یک ژانر سینمایی محبوب و ماندگار شناخته شده است. فیلم «ماه سه گوشه» (۱۹۳۳) با بازی کلودت کولبرت، اغلب به عنوان اولین فیلم اسکروبال واقعی شناخته میشود، اگرچه فیلم «بامبشل» با بازی جین هارلو در همان سال پس از آن ساخته شد. اگرچه بسیاری از محققان فیلم موافقند که دوره کلاسیک آن عملاً تا سال ۱۹۴۲ به پایان رسیده است، عناصر این ژانر همچنان ادامه یافته یا در فیلمهای بعدی مورد تجلیل قرار گرفتهاند. سایر محققان فیلم معتقدند که کمدی اسکروبال همچنان زنده است.
در دوران رکود بزرگ، تقاضای عمومی برای فیلمهایی با نقد قوی طبقه اجتماعی و مضامین امیدوارکننده و گریزگرا وجود داشت. قالب اسکروبال عمدتاً به دلیل تمایل استودیوهای بزرگ فیلم برای جلوگیری از سانسور توسط قانون هیز که به طور فزایندهای اعمال میشد، پدید آمد. فیلمسازان برای گنجاندن عناصر ممنوعه ریسک در طرحهای خود، به دستکاری مخفیانه این عناصر متوسل شدند. مشاجره کلامی بین دو جنس به عنوان جایگزینی برای تنش جسمی و جنسی عمل میکرد. اگرچه برخی از محققان فیلم، مانند ویلیام کی. اورسون، معتقدند که «کمدیهای اسکروبال آنقدر که علیه قانون تولید فیلم طغیان میکردند، به احترام کسلکننده و بیروحی که این قانون برای تماشای خانوادگی بر آن تأکید داشت، حمله میکردند - و آن را به سخره میگرفتند.»
کمدی اسکروبال ارتباط نزدیکی با ژانر نمایشی فارس دارد، و برخی از نمایشهای کمیک نیز به عنوان کمدیهای اسکروبال توصیف میشوند. ژانرهای دیگری که کمدی اسکروبال با آنها مرتبط است عبارتند از: اسلپاستیک، کمدی موقعیت، کمدی رمانتیک و کمدیهای اتاق خواب.
🔗| [ادامه دارد...]
📚| «کمدی رمانتیک دربرابر کمدی اسکروبال »
✍️| نویسنده: گرینگ وس. دی
🗂 ¦ #FilmGenre
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪️انواع کمدی در تاریخ سینما
• خاستگاه نام
کمدی اسکروبال نام خود را از اسکروبال گرفته است، نوعی پرتاب سریع در بیسبال و سافتبال که در جهت مخالف سایر پرتابهای سریع حرکت میکند. این ویژگیهای پرتاب اسکروبال، پویایی بین شخصیتهای اصلی در فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکند. به گفته گرینگ (۲۰۰۸):
« با این حال، کمدی اسکروبال احتمالاً نام خود را از کاربرد غیرمعمول و سرگرمکننده این اصطلاح در سرگرمی ملی گرفته است. قبل از کاربرد این اصطلاح در نقد فیلم دهه ۱۹۳۰، از "اسکروبال" در بیسبال برای توصیف یک بازیکن عجیب و غریب و "هر توپ پرتاب شدهای که به شکلی غیرمعمول یا غیرمنتظره حرکت میکند" استفاده میشد. بدیهی است که این ویژگیها، بازیگران فیلمهای کمدی اسکروبال را نیز توصیف میکنند، از کارول لومبارد عجیب و غریب گرفته تا حرکت غیرمعمول یا غیرمنتظره کاترین هپبورن در فیلم "بزرگ کردن بیبی" (۱۹۳۸). همانند شوخیهای دیوانهوار در بیسبال، کمدی اسکروبال از رفتار دیوانهوار به عنوان منشوری برای مشاهده یک دوره آشفته در تاریخ آمریکا استفاده میکند. »
• تاریخچه کمدی اسکروبال
کمدی اسکروبال به عنوان یک ژانر سینمایی محبوب و ماندگار شناخته شده است. فیلم «ماه سه گوشه» (۱۹۳۳) با بازی کلودت کولبرت، اغلب به عنوان اولین فیلم اسکروبال واقعی شناخته میشود، اگرچه فیلم «بامبشل» با بازی جین هارلو در همان سال پس از آن ساخته شد. اگرچه بسیاری از محققان فیلم موافقند که دوره کلاسیک آن عملاً تا سال ۱۹۴۲ به پایان رسیده است، عناصر این ژانر همچنان ادامه یافته یا در فیلمهای بعدی مورد تجلیل قرار گرفتهاند. سایر محققان فیلم معتقدند که کمدی اسکروبال همچنان زنده است.
در دوران رکود بزرگ، تقاضای عمومی برای فیلمهایی با نقد قوی طبقه اجتماعی و مضامین امیدوارکننده و گریزگرا وجود داشت. قالب اسکروبال عمدتاً به دلیل تمایل استودیوهای بزرگ فیلم برای جلوگیری از سانسور توسط قانون هیز که به طور فزایندهای اعمال میشد، پدید آمد. فیلمسازان برای گنجاندن عناصر ممنوعه ریسک در طرحهای خود، به دستکاری مخفیانه این عناصر متوسل شدند. مشاجره کلامی بین دو جنس به عنوان جایگزینی برای تنش جسمی و جنسی عمل میکرد. اگرچه برخی از محققان فیلم، مانند ویلیام کی. اورسون، معتقدند که «کمدیهای اسکروبال آنقدر که علیه قانون تولید فیلم طغیان میکردند، به احترام کسلکننده و بیروحی که این قانون برای تماشای خانوادگی بر آن تأکید داشت، حمله میکردند - و آن را به سخره میگرفتند.»
کمدی اسکروبال ارتباط نزدیکی با ژانر نمایشی فارس دارد، و برخی از نمایشهای کمیک نیز به عنوان کمدیهای اسکروبال توصیف میشوند. ژانرهای دیگری که کمدی اسکروبال با آنها مرتبط است عبارتند از: اسلپاستیک، کمدی موقعیت، کمدی رمانتیک و کمدیهای اتاق خواب.
🔗| [ادامه دارد...]
📚| «کمدی رمانتیک دربرابر کمدی اسکروبال »
✍️| نویسنده: گرینگ وس. دی
🗂 ¦ #FilmGenre
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍8
● "کلارک گیبل"؛ "کلودت کولبرت" و "جوزف واکر" در کنار "فرانـک کاپـرا" در پشت صحنۀ فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» (۱۹۳۴)
● “ Clark Gable” & "Claudette Colbert" & "Joseph Walker" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “ It's Happened One Night ” (1934)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
● “ Clark Gable” & "Claudette Colbert" & "Joseph Walker" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “ It's Happened One Night ” (1934)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
👍10
• نیمروزی در می ١٩٠۶ توانست کلماتی را در تشکر از همسرش به زبان آورد. پرستار او در محضر خودش به سوزانا ایبسن گفت که «فکر میکنم حال دکتر کمی بهتر شده» همان زمان ایبسن گفت «برعکس» و آنچنان که اغلب پیش میآمد، حق با او بود. چند روز بعد ایبسن در بیست و سوم همان ماه، درگذشت. او میدانست که کارش تمام است و باید بخوابد تا همچون عنوانِ آخرین اثرش، زمانی بیاید تا مردگان برخیزند.
▪️ سالمرگ شکسپیر دوم تئاتر؛ هنریک ایبسن
▪️ ترتیب تاریخیِ نمایشنامههای مدرن هنریک ایبسن
➖ پایههای جامعه 1877
➖ عروسکخانه 1879
➖ جنزدگان 1881
➖ دشمن مردم 1882
➖ مرغابی وحشی 1884
➖ روسمِرسهولم 1886
➖ بانوی دریایی 1888
➖ هِدا گابلر 1890
➖ استاد معمار سولنِس 1892
➖ آیُلف کوچولو 1894
➖ جان گابریل بورکمان 1896
➖ زمانی که ما مردگان سر بر داریم 1899
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
▪️ سالمرگ شکسپیر دوم تئاتر؛ هنریک ایبسن
▪️ ترتیب تاریخیِ نمایشنامههای مدرن هنریک ایبسن
➖ پایههای جامعه 1877
➖ عروسکخانه 1879
➖ جنزدگان 1881
➖ دشمن مردم 1882
➖ مرغابی وحشی 1884
➖ روسمِرسهولم 1886
➖ بانوی دریایی 1888
➖ هِدا گابلر 1890
➖ استاد معمار سولنِس 1892
➖ آیُلف کوچولو 1894
➖ جان گابریل بورکمان 1896
➖ زمانی که ما مردگان سر بر داریم 1899
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
👍8
هنریک اییسن:
➖نقش زنان در آزادی
« این زنانند که باید مساله را حل کنند...
این کار را باید همچون یک مادر...
یا یک ماما انجام دهند و تنها آن زمان میتوانند چنین کنند.
زنان در زمینه آزادی، وظیفه بزرگی دارند. »
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
➖نقش زنان در آزادی
« این زنانند که باید مساله را حل کنند...
این کار را باید همچون یک مادر...
یا یک ماما انجام دهند و تنها آن زمان میتوانند چنین کنند.
زنان در زمینه آزادی، وظیفه بزرگی دارند. »
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
👍8
■ پرسپکتیو جوّی
• لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند. در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
• 𝑨𝒏𝒏𝒖𝒏𝒄𝒊𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 (𝒄. 𝟏𝟒𝟕𝟐–𝟏𝟒𝟕𝟓)
• 𝑳𝒆𝒐𝒏𝒂𝒓𝒅𝒐 𝑫𝒂 𝑽𝒊𝒏𝒄𝒊
📚| #Art_History
👤| #Leonardo_Da_Vinci
🌀| @Perspective_7
• لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند. در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
• 𝑨𝒏𝒏𝒖𝒏𝒄𝒊𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 (𝒄. 𝟏𝟒𝟕𝟐–𝟏𝟒𝟕𝟓)
• 𝑳𝒆𝒐𝒏𝒂𝒓𝒅𝒐 𝑫𝒂 𝑽𝒊𝒏𝒄𝒊
📚| #Art_History
👤| #Leonardo_Da_Vinci
🌀| @Perspective_7
👍8
🔻 کاملترین کانال آرشیوی آثار تاریخ سینما
▪️ از اولین تا آخرین فیلم هر کارگردان
▫️(حتی آثار کوتاه و دانشجویی)
▪️ با ارائه سه نسخه دوبله، زباناصلی (720 ,1080)
▫️همراه با فایل زیرنویس فارسی
▪️ مناسب برای تمام دانشجویان، اساتید
▫️ همه علاقه مندان به هنر هفتم.
💠 لینک عضویت در کانال:
👇👇👇👇
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
▪️ از اولین تا آخرین فیلم هر کارگردان
▫️(حتی آثار کوتاه و دانشجویی)
▪️ با ارائه سه نسخه دوبله، زباناصلی (720 ,1080)
▫️همراه با فایل زیرنویس فارسی
▪️ مناسب برای تمام دانشجویان، اساتید
▫️ همه علاقه مندان به هنر هفتم.
💠 لینک عضویت در کانال:
👇👇👇👇
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
➖https://news.1rj.ru/str/+e4jtxGy7_Jg0M2U0
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بینش...
هنر دیدن چیزی است
که برای دیگران غیرقابل دیدن است.
• هنر فهم هنر
• هوگ موس
• 𝑭𝒂𝒏𝒏𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑨𝒍𝒆𝒙𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
هنر دیدن چیزی است
که برای دیگران غیرقابل دیدن است.
• هنر فهم هنر
• هوگ موس
• 𝑭𝒂𝒏𝒏𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑨𝒍𝒆𝒙𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍7
● ویژگی ایدههای باورپذیر
• زمانی که لاگلاین یا سیناپس را میخوانید، تمام شنوندگان متوجه آن میشوند و هیچ مشکلی در برقراری ارتباط با آن ندارند.
• ایده شما بر کاراکترهای بشریای متمرکز است که در مواجهه با وضعیتهایی که در آن گرفتار میشوند؛ ویژگیها، تصمیمات و اعمالی که کاملا واقعی بنظر میرسند از آنها سر میزند.
• داستانهای پشتیبان، قوانین جهان داستان، کاملا ساده و روشن هستند؛ فهم و درک آن ساده و در همان ابتدای کار به روشنی توضیح داده شده باشند.
• انگیزه کاراکترها از هر عملی که انجام میدهند و هر حرفی که میزنند، کاملا روشن و واضح باشد و از طرف دیگر با غرایز و تمایلات بشری در ارتباط کامل باشند و با عقل جور در بیاید.
• قلاب اصلی پیشفرض داستان شما - همان چیزی که قرار است مخاطب شما را گیر بیندازد - علاوه بر جذابیت و برانگیزاننده بودن - احساسی را در مخاطب ایجاد کند که بتواند آنرا باور کند. چنین اتفاقهایی در واقعیت هم امکان رخ دادن دارند.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒑𝒂𝒓𝒕𝒎𝒆𝒏𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑩𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒊𝒍𝒅𝒆𝒓
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
• زمانی که لاگلاین یا سیناپس را میخوانید، تمام شنوندگان متوجه آن میشوند و هیچ مشکلی در برقراری ارتباط با آن ندارند.
• ایده شما بر کاراکترهای بشریای متمرکز است که در مواجهه با وضعیتهایی که در آن گرفتار میشوند؛ ویژگیها، تصمیمات و اعمالی که کاملا واقعی بنظر میرسند از آنها سر میزند.
• داستانهای پشتیبان، قوانین جهان داستان، کاملا ساده و روشن هستند؛ فهم و درک آن ساده و در همان ابتدای کار به روشنی توضیح داده شده باشند.
• انگیزه کاراکترها از هر عملی که انجام میدهند و هر حرفی که میزنند، کاملا روشن و واضح باشد و از طرف دیگر با غرایز و تمایلات بشری در ارتباط کامل باشند و با عقل جور در بیاید.
• قلاب اصلی پیشفرض داستان شما - همان چیزی که قرار است مخاطب شما را گیر بیندازد - علاوه بر جذابیت و برانگیزاننده بودن - احساسی را در مخاطب ایجاد کند که بتواند آنرا باور کند. چنین اتفاقهایی در واقعیت هم امکان رخ دادن دارند.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒑𝒂𝒓𝒕𝒎𝒆𝒏𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑩𝒊𝒍𝒍𝒚 𝑾𝒊𝒍𝒅𝒆𝒓
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍10
جملاتی از جان وین بزرگ:
➖به بهانه زادروز وسترنر سینما
• شجاعت یعنی تا سر حد مرگ ترسیدن...
و با این حال اسب را زین کردن .
• من همان چیزی هستم که مردها از آن ساخته شدهاند !
• تمام نبردها توسط مردان ترسیدهای انجام میشود که ترجیح میدهند جای دیگری باشند.
• من مردانگی را به سادگی تعریف میکنم: مردان باید سرسخت، منصف و شجاع باشند؛ هرگز حقیر نباشند، هرگز به دنبال دعوا نباشند، اما هرگز از دعوا هم عقبنشینی نکنند.
• یک مرد باید کاری را که یک مرد باید انجام دهد، انجام بدهد. و من میخواهم در تمام فیلمهایم نقش یک مرد واقعی را بازی کنم، و مردانگی را در سادگیِ آن تعریف میکنم.
• "فردا" امیدوار است که از "دیروز" چیزی آموخته باشیم.
• من هرگز نمیخواهم در فیلمی بازی کنم که باعث شرمساری بیننده شود. یک مرد میتواند همسر، مادر و دخترش را به یکی از فیلمهای من ببرد و هرگز از رفتن به آنجا شرمنده یا خجالتزده نشود.
▪️در سینما؛ وین تجسم و نماد مرد غرب وحشی است.
▪️امروز زادروز کهنهسرباز ملیگرای وسترن است.
💬| #Quote
👤| #John_Wayne
🌀| @Perspective_7
➖به بهانه زادروز وسترنر سینما
• شجاعت یعنی تا سر حد مرگ ترسیدن...
و با این حال اسب را زین کردن .
• من همان چیزی هستم که مردها از آن ساخته شدهاند !
• تمام نبردها توسط مردان ترسیدهای انجام میشود که ترجیح میدهند جای دیگری باشند.
• من مردانگی را به سادگی تعریف میکنم: مردان باید سرسخت، منصف و شجاع باشند؛ هرگز حقیر نباشند، هرگز به دنبال دعوا نباشند، اما هرگز از دعوا هم عقبنشینی نکنند.
• یک مرد باید کاری را که یک مرد باید انجام دهد، انجام بدهد. و من میخواهم در تمام فیلمهایم نقش یک مرد واقعی را بازی کنم، و مردانگی را در سادگیِ آن تعریف میکنم.
• "فردا" امیدوار است که از "دیروز" چیزی آموخته باشیم.
• من هرگز نمیخواهم در فیلمی بازی کنم که باعث شرمساری بیننده شود. یک مرد میتواند همسر، مادر و دخترش را به یکی از فیلمهای من ببرد و هرگز از رفتن به آنجا شرمنده یا خجالتزده نشود.
▪️در سینما؛ وین تجسم و نماد مرد غرب وحشی است.
▪️امروز زادروز کهنهسرباز ملیگرای وسترن است.
💬| #Quote
👤| #John_Wayne
🌀| @Perspective_7
👍12
▪️دیکسیون چیست؟ (١)
▪️درسهای بازیگری
«دیکسیون» یا «DICTION» عبارت است انتخاب و استفاده صحیح از کلمات و زبان در یک اثر اجرایی - چه در تئاتر چه در سینما -. این شامل نحوه صحبت کردن شخصیتها، لهجه آنها، حجم صدا، سرعت و تُن صدا و همچنین بیان و تفسیر معانی کلمات در یک موقعیت خاص میشود. دیکسیون بخشی مهم از کار بازیگر است و باید با توجه به شخصیتی که بازیگر ایفای نقش میکند و با توجه به موقعیت و هدف نمایش، انتخاب شود.
براى يك كمدين دانستن علم بيان مهمترین فصل کار هنری است. يك استاد سالخورده تئآتر میگوید: «برای خوب حرف زدن دهانتان را باز کنید و دندانهایتان را به هم فشار نیاورید». غالباً اتفاق میافتد که گوینده وقتی که گرم صحبت است و خود را فراموش كرده يك فصاحت و بلاغت مخصوصی در بیان خود دارد. تمام کلمات را درست و روشن ادا میکند، و خود بخود کلماتی که ارزش دارند بر جستگی خاصی پیدا میکنند. خلاصه دکلاماسیون صورت صحیح پیدا میکند.
چطور میشود که وقتی رُلی را به يك نفر میدهند، دیکسیون او خراب میشود و وقتی نمیتواند حرف بزند، فریاد میزند، حتی گاهی زوزه میکشد. علت آن عدم مطالعه رل و بدست نیاوردن طریق بیان است. اساتید بزرگ فن سخنرانی برای ایجاد سبك بيان و كلام زحمت کشیدهاند و موقع و مقام آن را شناساندهاند. کلمات را نباید بیمعنی و پوچ انگاشت. باید خود را عادت بدهیم که ارزش و مفاد کلام را تشخیص بدهیم. کلمات را نباید بدون تشخیص رنگ آمیزی و مفهوم حقیقی آن بیان کرد. ارزش و اهمیت کلمات بوسیله آهنگی که با آن بیان میشوند، تعیین میگردد.
یکی از مهمترین وسائل تجلی هنرپیشه بیان او و کلمات روحدار و زندهای است که ادا میکند. هنرپیشه باید دارای تلفظ صحیح باشد و تلفظ صحیح آنست که گوینده کلمات را واضح و بدون عیب ادا كند و هر کلمه حتى حروف آخر آن بخوبی شنیده شود؛ کلمات را تو در تو ادا نکند و حرف آخر یا بعضی حرفها را نخورد و جویده جویده نگوید؛ این نوع تلفظ را تلفظ صحیح مینامند.
تلفظ صحيح نباید با تلفظ عامیانه مخلوط شود. کلمات نباید غلط و نادرست اداء بشود. تلفظ صحیح و در عین حال کامل آن، تلفظی نیست که آنرا لفظ قلم میگویند و یا با آن کتابت میکنند بلکه آن تلفظ معمولی و متداولی است که در هر کشوری قبول عامه یافته است و مردم آن کشور بدان ترتیب صحبت میکنند. برای تکمیل و تشریح فن دیکسیون این مختصر کافی نیست باید متذکر شد که اولین شرط دانستن عمیق مطلبی است که میخواهیم بگوئیم و بعد در موضوعی که میخواهیم شرح بدهیم، باید کاملا وارد باشیم. باید هر کلمه را تجزیه، و هر حرفی را بخوبی تلفظ کنیم.
در این صورت هیچ کلمهای نمیافتد و صدا به تمام زوایای سالن میرسد و از داخل سالن نخواهند گفت «بلندتر ». جوانانی که تازه وارد تئآتر میشوند اینست که تند حرف میزنند. باید مواظب لحن صدا بود. دريك عبارت که چند جمله دارد در آخر هر جمله باید صدا را بتناسب بالا برد. در آخرین جمله که آخر عبارت است باید صدا را پائین آورد.
در واقع، دیکسیون به معنای سبک، شیوهی بیان و نحوه صحبت کردن شخصیتها در تئاتر است. این شامل مواردی مثل انتخاب کلمات، آهنگ صدا، سرعت و حجم صدا، و همچنین نحوهی ابراز احساسات و موقعیتهای مختلف در نمایش میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒖𝒔 𝑪𝒂𝒆𝒔𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒔𝒆𝒑𝒉 𝑳. 𝑴𝒂𝒏𝒌𝒊𝒆𝒘𝒊𝒄𝒛
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
▪️درسهای بازیگری
«دیکسیون» یا «DICTION» عبارت است انتخاب و استفاده صحیح از کلمات و زبان در یک اثر اجرایی - چه در تئاتر چه در سینما -. این شامل نحوه صحبت کردن شخصیتها، لهجه آنها، حجم صدا، سرعت و تُن صدا و همچنین بیان و تفسیر معانی کلمات در یک موقعیت خاص میشود. دیکسیون بخشی مهم از کار بازیگر است و باید با توجه به شخصیتی که بازیگر ایفای نقش میکند و با توجه به موقعیت و هدف نمایش، انتخاب شود.
براى يك كمدين دانستن علم بيان مهمترین فصل کار هنری است. يك استاد سالخورده تئآتر میگوید: «برای خوب حرف زدن دهانتان را باز کنید و دندانهایتان را به هم فشار نیاورید». غالباً اتفاق میافتد که گوینده وقتی که گرم صحبت است و خود را فراموش كرده يك فصاحت و بلاغت مخصوصی در بیان خود دارد. تمام کلمات را درست و روشن ادا میکند، و خود بخود کلماتی که ارزش دارند بر جستگی خاصی پیدا میکنند. خلاصه دکلاماسیون صورت صحیح پیدا میکند.
چطور میشود که وقتی رُلی را به يك نفر میدهند، دیکسیون او خراب میشود و وقتی نمیتواند حرف بزند، فریاد میزند، حتی گاهی زوزه میکشد. علت آن عدم مطالعه رل و بدست نیاوردن طریق بیان است. اساتید بزرگ فن سخنرانی برای ایجاد سبك بيان و كلام زحمت کشیدهاند و موقع و مقام آن را شناساندهاند. کلمات را نباید بیمعنی و پوچ انگاشت. باید خود را عادت بدهیم که ارزش و مفاد کلام را تشخیص بدهیم. کلمات را نباید بدون تشخیص رنگ آمیزی و مفهوم حقیقی آن بیان کرد. ارزش و اهمیت کلمات بوسیله آهنگی که با آن بیان میشوند، تعیین میگردد.
یکی از مهمترین وسائل تجلی هنرپیشه بیان او و کلمات روحدار و زندهای است که ادا میکند. هنرپیشه باید دارای تلفظ صحیح باشد و تلفظ صحیح آنست که گوینده کلمات را واضح و بدون عیب ادا كند و هر کلمه حتى حروف آخر آن بخوبی شنیده شود؛ کلمات را تو در تو ادا نکند و حرف آخر یا بعضی حرفها را نخورد و جویده جویده نگوید؛ این نوع تلفظ را تلفظ صحیح مینامند.
تلفظ صحيح نباید با تلفظ عامیانه مخلوط شود. کلمات نباید غلط و نادرست اداء بشود. تلفظ صحیح و در عین حال کامل آن، تلفظی نیست که آنرا لفظ قلم میگویند و یا با آن کتابت میکنند بلکه آن تلفظ معمولی و متداولی است که در هر کشوری قبول عامه یافته است و مردم آن کشور بدان ترتیب صحبت میکنند. برای تکمیل و تشریح فن دیکسیون این مختصر کافی نیست باید متذکر شد که اولین شرط دانستن عمیق مطلبی است که میخواهیم بگوئیم و بعد در موضوعی که میخواهیم شرح بدهیم، باید کاملا وارد باشیم. باید هر کلمه را تجزیه، و هر حرفی را بخوبی تلفظ کنیم.
در این صورت هیچ کلمهای نمیافتد و صدا به تمام زوایای سالن میرسد و از داخل سالن نخواهند گفت «بلندتر ». جوانانی که تازه وارد تئآتر میشوند اینست که تند حرف میزنند. باید مواظب لحن صدا بود. دريك عبارت که چند جمله دارد در آخر هر جمله باید صدا را بتناسب بالا برد. در آخرین جمله که آخر عبارت است باید صدا را پائین آورد.
در واقع، دیکسیون به معنای سبک، شیوهی بیان و نحوه صحبت کردن شخصیتها در تئاتر است. این شامل مواردی مثل انتخاب کلمات، آهنگ صدا، سرعت و حجم صدا، و همچنین نحوهی ابراز احساسات و موقعیتهای مختلف در نمایش میشود.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒖𝒔 𝑪𝒂𝒆𝒔𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒔𝒆𝒑𝒉 𝑳. 𝑴𝒂𝒏𝒌𝒊𝒆𝒘𝒊𝒄𝒛
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️چشماندازهای صنعتی، نقاشی و سینما
➖بالا؛ چپ : استاکر (۱۹۷۹) اثر «آندری تارکوفسکی»
➖بالا؛ راست: کارخانهها در شارلروآ (۱۸۹۶) اثر «ماکسیملیان لوس»
➖پایین؛ چپ: صحرای سرخ (۱۹۶۴) اثر «میکل آنجو آنتونیونی»
➖پایین؛ راست: شهر اثر «فرانز مازریل» (۱۹۲۵)
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
➖بالا؛ چپ : استاکر (۱۹۷۹) اثر «آندری تارکوفسکی»
➖بالا؛ راست: کارخانهها در شارلروآ (۱۸۹۶) اثر «ماکسیملیان لوس»
➖پایین؛ چپ: صحرای سرخ (۱۹۶۴) اثر «میکل آنجو آنتونیونی»
➖پایین؛ راست: شهر اثر «فرانز مازریل» (۱۹۲۵)
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5
▪️پرسپکتیویسم
▪️گرایشهای هنری
🔻پرسپکتیویسم؛ تکنیکهای متنوعی را در بر میگیرد که برای نمایش فضا، از طریق ایجاد توهم اجسام سه بعدی بر سطحی دو بعدی نظیر کاغذ یا بوم، به کار گرفته میشوند.
پرسپکتیو در دوران رنسانس اولیه، یعنی اواسط قرن پانزدهم میلادی، به عنوان بدنه منسجم و منطقی قوانین و نظریهها گسترش یافت اما در دوران اوج رنسانس، یعنی اواخر قرن پانزدهم میلادی، هنرمندان مترقی به ویژه «لئوناردو داوینچی»، پیش از این محدودیتها و ابهامات آن را کشف کرده بودند.
این گرایش که درون حوزه هنرهای تجسمی است، هنرمندان بسیاری را مجذوب خود کرده است. هنرمندانی نظیر: لنون باتیستا آلبرتی (۱۴۷۲-۱۴۰۴)؛ جوتو دی بوندونه (۱۳۳۷-۱۲۷۰)؛ فیلیپو برونلسکی (۱۳۷۷-۱۴۴۶)؛ وینچنزودی با جوچاتنا (۱۵۳۱ ۱۴۷۰)؛ لورنزو دی چردی (۱۵۳۷-۱۴۵۹)؛ پییرو دلا فرانچسکا (۱۵۳۷-۱۴۵۹)؛ فرانچسکو گراناچی (۱۴۷۷-۱۵۴۳)؛ آندرنا مانتنیا (۱۵۰۶-۱۴۳۱)؛ تو ماسو گوئیدی مشهور به «مازاتچو» (۱۴۲۸-۱۴۰۱)؛ پییترو و انوچی مشهور به «پروجینو» (۱۵۲۳-۱۴۴۵)؛ پانولو او چلو (۱۳۹۷-۱۴۷۵)؛ و لئوناردو داوینچی (۱۴۲۵-۱۵۱۹) را میتوان نام برد.
از مفاهیم کلیدی این گرایش فرهنگی میتوان به «سه بعدیگرای»؛ عمق؛ پرسپکتیو خطی؛ پرسپکتیو جوّی؛ یکپارچگی؛ بهم پیوستگی؛ کاهش یافتن (در اندازه با عقب رفتن و دور شدن از بیننده) اشاره کرد.
بایستی گفت که "جوتو" یکی از نخستین هنرمندانی بود که توهم فضا را در نقاشیهایش خلق کرد، او این توهم فضا را از طریق نمایش بناها از یک جهت پدید آورد. به طوری که دیوارها با حالتی مایل در حال دور شدن از بیننده به داخل فضایی خیالی «درون» نقاشی به نظر میرسیدند. او از تکنیکهای مختلفی برای خلق جلوههای مشابه در نمایش عمق استفاده میکرد. سایر هنرمندان، به ویژه در شمال اروپا، عمق را با کوچکتر کشیدن موضوعات دور به وجود میآوردند.
نوآوری بزرگ در عرصه پرسپکتیو، با تجربیات برونلسکی در زمینه پرسپکتیو، مبتنی بر ریاضی و نیز رسالۀ آلبرتی با نام در «باب نقاشی» (۱۴۳۵-۱۴۳۶) صورت گرفت. این دو هنرمند آنچه را که به نام «پرسپکتیو خطی» میشناسیم شکل دادهاند. اصطلاحات دیگری شامل پرسپکتیو ریاضیگونه، علمی، هندسی، بصری و رنسانسی نیز برای اشاره به آن به کار میروند، اما پرسپکتیو خطی متداول ترین اصطلاح مورد استفاده است.
در این تکنیک یک نقطه گریز مرکزی روی خط افق انتخاب میشود؛ این کار دو اثر مهم در نقاشی به جا
میگذارد. اول آنکه تمام خطوط خیالی یا واقعی در نقاشی به سمت افق عقب میروند و کوچک میشوند، و در نقطه گریز مرکزی به هم میرسند. دوم آنکه مقیاس اندازه همه چیز را میتوان دقیقاً در تناسب با نقطه گریز مرکزی تعیین کرد.
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند.
در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
میتوان تکنیک «پرسپکتیویسم» از منظر قرابت تمهیدی، بسیار همسو با وهمگرایی، ناتورالیسم، کلاسیسیم و رئالیسم دانست و رد و نشان آن را درون این جریانات پیگیری کرد. همچنین از آنسو سبکها و جریاناتی نظیر منریسم؛ مدرنیسم؛ پستمدرنیسم و گوتیک بینالمللی نیز کمترین وجهشبه و قرابت را با تکنیک متنوع پرسپکتیویسم دارا هستند.
از دیگر آثاری که در آن نشانی از پرسپکتیویسم موجود است میتوان به «پیهتا» اثر پروجینو؛ «بشارت» اثر داوینچی - دارای پرسپکتیو خطی و جوی -؛ ورود چارلز هشتم به فلورانس اثر فرانچسکو گراناچی؛ «شام درامائوس» اثر وینچنزو دیباجو چانتا؛ «پرتره یک مرد ناشناس» اثر رافائل - دارای پرسپکتیو جوی - اشاره کرد.
📚- کتاب: "گرایشهای هنری"
✍️- نویـسنده: استـفان لیـتِل
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️گرایشهای هنری
🔻پرسپکتیویسم؛ تکنیکهای متنوعی را در بر میگیرد که برای نمایش فضا، از طریق ایجاد توهم اجسام سه بعدی بر سطحی دو بعدی نظیر کاغذ یا بوم، به کار گرفته میشوند.
پرسپکتیو در دوران رنسانس اولیه، یعنی اواسط قرن پانزدهم میلادی، به عنوان بدنه منسجم و منطقی قوانین و نظریهها گسترش یافت اما در دوران اوج رنسانس، یعنی اواخر قرن پانزدهم میلادی، هنرمندان مترقی به ویژه «لئوناردو داوینچی»، پیش از این محدودیتها و ابهامات آن را کشف کرده بودند.
این گرایش که درون حوزه هنرهای تجسمی است، هنرمندان بسیاری را مجذوب خود کرده است. هنرمندانی نظیر: لنون باتیستا آلبرتی (۱۴۷۲-۱۴۰۴)؛ جوتو دی بوندونه (۱۳۳۷-۱۲۷۰)؛ فیلیپو برونلسکی (۱۳۷۷-۱۴۴۶)؛ وینچنزودی با جوچاتنا (۱۵۳۱ ۱۴۷۰)؛ لورنزو دی چردی (۱۵۳۷-۱۴۵۹)؛ پییرو دلا فرانچسکا (۱۵۳۷-۱۴۵۹)؛ فرانچسکو گراناچی (۱۴۷۷-۱۵۴۳)؛ آندرنا مانتنیا (۱۵۰۶-۱۴۳۱)؛ تو ماسو گوئیدی مشهور به «مازاتچو» (۱۴۲۸-۱۴۰۱)؛ پییترو و انوچی مشهور به «پروجینو» (۱۵۲۳-۱۴۴۵)؛ پانولو او چلو (۱۳۹۷-۱۴۷۵)؛ و لئوناردو داوینچی (۱۴۲۵-۱۵۱۹) را میتوان نام برد.
از مفاهیم کلیدی این گرایش فرهنگی میتوان به «سه بعدیگرای»؛ عمق؛ پرسپکتیو خطی؛ پرسپکتیو جوّی؛ یکپارچگی؛ بهم پیوستگی؛ کاهش یافتن (در اندازه با عقب رفتن و دور شدن از بیننده) اشاره کرد.
بایستی گفت که "جوتو" یکی از نخستین هنرمندانی بود که توهم فضا را در نقاشیهایش خلق کرد، او این توهم فضا را از طریق نمایش بناها از یک جهت پدید آورد. به طوری که دیوارها با حالتی مایل در حال دور شدن از بیننده به داخل فضایی خیالی «درون» نقاشی به نظر میرسیدند. او از تکنیکهای مختلفی برای خلق جلوههای مشابه در نمایش عمق استفاده میکرد. سایر هنرمندان، به ویژه در شمال اروپا، عمق را با کوچکتر کشیدن موضوعات دور به وجود میآوردند.
نوآوری بزرگ در عرصه پرسپکتیو، با تجربیات برونلسکی در زمینه پرسپکتیو، مبتنی بر ریاضی و نیز رسالۀ آلبرتی با نام در «باب نقاشی» (۱۴۳۵-۱۴۳۶) صورت گرفت. این دو هنرمند آنچه را که به نام «پرسپکتیو خطی» میشناسیم شکل دادهاند. اصطلاحات دیگری شامل پرسپکتیو ریاضیگونه، علمی، هندسی، بصری و رنسانسی نیز برای اشاره به آن به کار میروند، اما پرسپکتیو خطی متداول ترین اصطلاح مورد استفاده است.
در این تکنیک یک نقطه گریز مرکزی روی خط افق انتخاب میشود؛ این کار دو اثر مهم در نقاشی به جا
میگذارد. اول آنکه تمام خطوط خیالی یا واقعی در نقاشی به سمت افق عقب میروند و کوچک میشوند، و در نقطه گریز مرکزی به هم میرسند. دوم آنکه مقیاس اندازه همه چیز را میتوان دقیقاً در تناسب با نقطه گریز مرکزی تعیین کرد.
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به پرسپکتیو جوّی دست یافت. در تعریف این مفهوم که خود او ابداع کرد، میگوید: در ادراک ما از دنیا، اشیایی که دورتر هستند به دلیل تاثیر جوّ، بنظر کمرنگتر، مهآلود و آبیتر میرسند. پرسپکتیو جوّی از این قاعده در هنر برای ایجاد حس فضا از طریق کنترل دقیق رنگ و سایه روشن استفاده میکند.
در تابلوی بشارت (۱۴۷۴) اثر استاد لئوناردو داوینچی استفادهای شگرف و قاطع از پرسپکتیو خطی موجود است. همه چیز در این نقاشی بسمت نقطه گریز مرکزی روی افق دور عقب میرود و کوجک میشود. این مسأله این حس و توهم را به بیننده میدهد که فرشته و باکره مقدس در فضای یکسان و متحدی باهم سهیم هستند که پیوسته در اطراف ایشان گسترش مییابد.
میتوان تکنیک «پرسپکتیویسم» از منظر قرابت تمهیدی، بسیار همسو با وهمگرایی، ناتورالیسم، کلاسیسیم و رئالیسم دانست و رد و نشان آن را درون این جریانات پیگیری کرد. همچنین از آنسو سبکها و جریاناتی نظیر منریسم؛ مدرنیسم؛ پستمدرنیسم و گوتیک بینالمللی نیز کمترین وجهشبه و قرابت را با تکنیک متنوع پرسپکتیویسم دارا هستند.
از دیگر آثاری که در آن نشانی از پرسپکتیویسم موجود است میتوان به «پیهتا» اثر پروجینو؛ «بشارت» اثر داوینچی - دارای پرسپکتیو خطی و جوی -؛ ورود چارلز هشتم به فلورانس اثر فرانچسکو گراناچی؛ «شام درامائوس» اثر وینچنزو دیباجو چانتا؛ «پرتره یک مرد ناشناس» اثر رافائل - دارای پرسپکتیو جوی - اشاره کرد.
📚- کتاب: "گرایشهای هنری"
✍️- نویـسنده: استـفان لیـتِل
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلینت ایستوود:
• درباره رودخانه مرموز
« در این برهه بخصوص از زندگیام، هیچ کاری را به عنوان یک فیلم پولساز انجام نمیدهم. انگار دارم مرزها را جابهجا میکنم تا ببینم چقدر میتوانیم به سمت غیرتجاری بودن برویم. اما قطعاً به دنبال مخاطب ۱۳ تا ۱۵ ساله نیستم. نمیدانستم که آیا « رودخانه مرموز» (۲۰۰۳) اصلاً از این محدوده سنی فراتر میرود یا نه. راستش را بخواهید، برای تأمین مالی آن به سختی کار کردم. اما همان کاری را که با «دختر میلیون دلاری» کردم، به برادران وارنر هم گفتم : «نمیدانم که آیا این فیلم پولی درمیآورد یا نه. اما فکر میکنم میتوانم فیلمی بسازم که به داشتنش در کتابخانهتان افتخار کنید. »
● زادروز ۹۵ سالگی کلینت ایستوود
• 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒊𝒄 𝑹𝒊𝒗𝒆𝒓 (𝟐𝟎𝟎𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒊𝒏𝒕 𝑬𝒂𝒔𝒕𝒘𝒐𝒐𝒅
👤| #Clint_Eastwood
🌀| @Perspective_7
• درباره رودخانه مرموز
« در این برهه بخصوص از زندگیام، هیچ کاری را به عنوان یک فیلم پولساز انجام نمیدهم. انگار دارم مرزها را جابهجا میکنم تا ببینم چقدر میتوانیم به سمت غیرتجاری بودن برویم. اما قطعاً به دنبال مخاطب ۱۳ تا ۱۵ ساله نیستم. نمیدانستم که آیا « رودخانه مرموز» (۲۰۰۳) اصلاً از این محدوده سنی فراتر میرود یا نه. راستش را بخواهید، برای تأمین مالی آن به سختی کار کردم. اما همان کاری را که با «دختر میلیون دلاری» کردم، به برادران وارنر هم گفتم : «نمیدانم که آیا این فیلم پولی درمیآورد یا نه. اما فکر میکنم میتوانم فیلمی بسازم که به داشتنش در کتابخانهتان افتخار کنید. »
● زادروز ۹۵ سالگی کلینت ایستوود
• 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒊𝒄 𝑹𝒊𝒗𝒆𝒓 (𝟐𝟎𝟎𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒊𝒏𝒕 𝑬𝒂𝒔𝒕𝒘𝒐𝒐𝒅
👤| #Clint_Eastwood
🌀| @Perspective_7
👍8
کلینت ایستوود:
• درباره مرگ
« فکر نمیکنم افراد مسن زیاد به این موضوع فکر کنند، مادرم ۹۷ ساله بود. او چند سال پیش فوت کرد. تنها چیزی که او در آخرین لحظه به من گفت، این بود که گفت: «میخواهم از اینجا بروم، خستهام.» و من گفتم: «نه، نه، سه سال دیگر. ما به صد سال میرسیم.» فکر کردم میتوانم بعد از آن او را به ادامهی زندگی ترغیب کنم، اما وقتی بالاخره فوت کرد، نمیتوانست صحبت کند چون سکته کرده بود. از او پرسیدند: «میخواهی مدتی به هوش بیایی؟» و او گفت: «نه.» بنابراین، مجبور شدم این آرزویش را برآورده کنم. او هیچ ترسی نداشت و فکر میکنم با بالا رفتن سن، احتمالاً ترس بیشتری به عنوان یک فرد جوانتر نسبت به یک فرد مسنتر دارید. چون به عنوان یک فرد مسنتر، سابقه و تجربه زیادی کسب کردهاید، لذا احتمالاً به این فکر میکنید که «چه دوران خوبی را گذراندهام» .
👤| #Clint_Eastwood
🌀| @Perspective_7
• درباره مرگ
« فکر نمیکنم افراد مسن زیاد به این موضوع فکر کنند، مادرم ۹۷ ساله بود. او چند سال پیش فوت کرد. تنها چیزی که او در آخرین لحظه به من گفت، این بود که گفت: «میخواهم از اینجا بروم، خستهام.» و من گفتم: «نه، نه، سه سال دیگر. ما به صد سال میرسیم.» فکر کردم میتوانم بعد از آن او را به ادامهی زندگی ترغیب کنم، اما وقتی بالاخره فوت کرد، نمیتوانست صحبت کند چون سکته کرده بود. از او پرسیدند: «میخواهی مدتی به هوش بیایی؟» و او گفت: «نه.» بنابراین، مجبور شدم این آرزویش را برآورده کنم. او هیچ ترسی نداشت و فکر میکنم با بالا رفتن سن، احتمالاً ترس بیشتری به عنوان یک فرد جوانتر نسبت به یک فرد مسنتر دارید. چون به عنوان یک فرد مسنتر، سابقه و تجربه زیادی کسب کردهاید، لذا احتمالاً به این فکر میکنید که «چه دوران خوبی را گذراندهام» .
👤| #Clint_Eastwood
🌀| @Perspective_7
👍8
مرلین مونرو:
➖به بهانه زادروز او
« مردم عادت داشتند طوری به من نگاه کنند که انگار من نوعی آینه هستم نه یک شخص. آنها مرا نمیدیدند بلکه افکار شهوانی خودشان را میدیدند، سپس با هرزه خواندنم، نقاب از چهره برمیداشتند. میدانید یک نماد جنسی تبدیل به یک شیء میشود و من از اینکه یک شیء باشم متنفرم. حقیقت این است که من هرگز کسی را فریب ندادهام. گذاشتم مردم خودشان را فریب دهند. آنها زحمت نمیدادند بفهمند من که و چه هستم. در عوض، برای من یک شخصیت میساختند. من با آنها بحث نمیکردم. آنها آشکارا عاشق کسی بودند که من نبودم. و وقتی این را میفهمیدند، مرا به خاطر ناامید کردن و فریب دادنشان سرزنش میکردند. رک و پوستکنده بگویم به نظر میرسد که من یک روبنای کامل بدون هیچ پایه و اساسی دارم. اما دارم روی پایه و اساس آن کار میکنم. میدانستم چقدر بازیگر درجه سهای هستم. واقعاً میتوانستم بیاستعدادیام را حس کنم، انگار لباسهای بیارزشی پوشیده بودم. اما خدای من، چقدر دلم میخواست یاد بگیرم، تغییر کنم، پیشرفت کنم ! »
💬| #Quote
👤| #Marilyn_Monroe
🌀| @Perspective_7
➖به بهانه زادروز او
« مردم عادت داشتند طوری به من نگاه کنند که انگار من نوعی آینه هستم نه یک شخص. آنها مرا نمیدیدند بلکه افکار شهوانی خودشان را میدیدند، سپس با هرزه خواندنم، نقاب از چهره برمیداشتند. میدانید یک نماد جنسی تبدیل به یک شیء میشود و من از اینکه یک شیء باشم متنفرم. حقیقت این است که من هرگز کسی را فریب ندادهام. گذاشتم مردم خودشان را فریب دهند. آنها زحمت نمیدادند بفهمند من که و چه هستم. در عوض، برای من یک شخصیت میساختند. من با آنها بحث نمیکردم. آنها آشکارا عاشق کسی بودند که من نبودم. و وقتی این را میفهمیدند، مرا به خاطر ناامید کردن و فریب دادنشان سرزنش میکردند. رک و پوستکنده بگویم به نظر میرسد که من یک روبنای کامل بدون هیچ پایه و اساسی دارم. اما دارم روی پایه و اساس آن کار میکنم. میدانستم چقدر بازیگر درجه سهای هستم. واقعاً میتوانستم بیاستعدادیام را حس کنم، انگار لباسهای بیارزشی پوشیده بودم. اما خدای من، چقدر دلم میخواست یاد بگیرم، تغییر کنم، پیشرفت کنم ! »
💬| #Quote
👤| #Marilyn_Monroe
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مرلین مونرو:
• درباره پشت صحنه هالیوود
« یادم است وقتی نقش «آقایان موطلاییها را ترجیح میدهند» را گرفتم. جین راسل، نقش موقهوهای را بازی میکرد و من نقش موطلایی را. او برای این نقش دویست هزار دلار گرفت و من فقط پونصد دلار در هفته میگرفتم. اما خب، این برای من قابل توجه بود. اتفاقاً او برای من خیلی فوقالعاده بود. تنها مشکل این بود که نمیتوانستم یک اتاق لباس داشته باشم. بالاخره صبرم تمام شد و گفتم: «ببینید، بالاخره من موطلایی هستم، و این «آقایان موطلاییها را ترجیح میدهند» است. چون همیشه به من میگفتند: «یادت باشد، تو ستاره نیستی.» گفتم: «خب، هر چه که هستم، موطلایی هستم ! میدانید در هالیوود، عفت یک دختر خیلی کماهمیتتر از مدل موی اوست. شما را با ظاهرتان قضاوت میکنند؛ نه با شخصیتتان. هالیوود جایی است که برای بوسه هزاران دلار و برای روحتان پنجاه سنت میدهند. چون خودم بارها پیشنهاد اول را رد کردم و پنجاه سنت را قبول کردم. »
• 𝑮𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏 𝑷𝒓𝒆𝒇𝒆𝒓 𝑩𝒍𝒐𝒏𝒅𝒆𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒔
👤| #Marilyn_Monroe
🌀| @Perspective_7
• درباره پشت صحنه هالیوود
« یادم است وقتی نقش «آقایان موطلاییها را ترجیح میدهند» را گرفتم. جین راسل، نقش موقهوهای را بازی میکرد و من نقش موطلایی را. او برای این نقش دویست هزار دلار گرفت و من فقط پونصد دلار در هفته میگرفتم. اما خب، این برای من قابل توجه بود. اتفاقاً او برای من خیلی فوقالعاده بود. تنها مشکل این بود که نمیتوانستم یک اتاق لباس داشته باشم. بالاخره صبرم تمام شد و گفتم: «ببینید، بالاخره من موطلایی هستم، و این «آقایان موطلاییها را ترجیح میدهند» است. چون همیشه به من میگفتند: «یادت باشد، تو ستاره نیستی.» گفتم: «خب، هر چه که هستم، موطلایی هستم ! میدانید در هالیوود، عفت یک دختر خیلی کماهمیتتر از مدل موی اوست. شما را با ظاهرتان قضاوت میکنند؛ نه با شخصیتتان. هالیوود جایی است که برای بوسه هزاران دلار و برای روحتان پنجاه سنت میدهند. چون خودم بارها پیشنهاد اول را رد کردم و پنجاه سنت را قبول کردم. »
• 𝑮𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏 𝑷𝒓𝒆𝒇𝒆𝒓 𝑩𝒍𝒐𝒏𝒅𝒆𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒔
👤| #Marilyn_Monroe
🌀| @Perspective_7
👍9
● تفاوت دو شخصیتپردازی
● سینمای هنری با سینمای هالیوود
• یکی از تفاوتها در ساختار سینمای هنری که به سستی روابط علیّ کمک میکند، شخصیت است. شخصیتهای سینمای هنری اغلب فاقد ویژگیها، انگیزهها و اهداف مشخصاند. شخصیتها گاه رفتاری ناپایدار و بیثبات از خود بروز میدهند. دو پهلو بودن روابط علی شخصیتها به پدید آمدن ساختاری کمک میکند که به مجموعههای کم و بیش چند داستانی متکی شود. در حالی که قهرمان فیلم هالیوودی به سرعت به طرف هدف حرکت میکند، شخصیت اول فیلم هنری به صورتی انفعالی از این موقعیت به موقعیت دیگر میلغزد. اگر قهرمان سینمای کلاسیک برای هدف خاصی به مبارزه میپردازد، در سینمای هنری شخصیت اول، حتی اگر هدفمند باشد در مسیری که قلمرو اجتماعی فیلم نشان داده میشود سرگردان است. موقعیت سرحدی در روایت سینمای هنری متداول است. یعنی انگیزه علیّ فیلمها اغلب ناشی از آن است که شخصیت اول در مییابد با بحرانی وجودی رو به رو شده است. چنانکه میتوان برای تشریح موقعیت سرحدی، فیلم هشت و نیم (۱۹۶۳) فلینی را مثال زد.
📚 « ترمینولوژی تحلیلی فیلمنامه »
✍️ نوشته شاهپور شهبازی
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
● سینمای هنری با سینمای هالیوود
• یکی از تفاوتها در ساختار سینمای هنری که به سستی روابط علیّ کمک میکند، شخصیت است. شخصیتهای سینمای هنری اغلب فاقد ویژگیها، انگیزهها و اهداف مشخصاند. شخصیتها گاه رفتاری ناپایدار و بیثبات از خود بروز میدهند. دو پهلو بودن روابط علی شخصیتها به پدید آمدن ساختاری کمک میکند که به مجموعههای کم و بیش چند داستانی متکی شود. در حالی که قهرمان فیلم هالیوودی به سرعت به طرف هدف حرکت میکند، شخصیت اول فیلم هنری به صورتی انفعالی از این موقعیت به موقعیت دیگر میلغزد. اگر قهرمان سینمای کلاسیک برای هدف خاصی به مبارزه میپردازد، در سینمای هنری شخصیت اول، حتی اگر هدفمند باشد در مسیری که قلمرو اجتماعی فیلم نشان داده میشود سرگردان است. موقعیت سرحدی در روایت سینمای هنری متداول است. یعنی انگیزه علیّ فیلمها اغلب ناشی از آن است که شخصیت اول در مییابد با بحرانی وجودی رو به رو شده است. چنانکه میتوان برای تشریح موقعیت سرحدی، فیلم هشت و نیم (۱۹۶۳) فلینی را مثال زد.
📚 « ترمینولوژی تحلیلی فیلمنامه »
✍️ نوشته شاهپور شهبازی
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍11