Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
514 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
جیمز کامرون:
• درباره ایده اولیه ترمیناتور


« من این تصاویر از یک پیکره فلزی مرده را می‌دیدم که مثل ققنوس از آتش برمی‌خاست، از خواب بیدار شدم و یک مداد و کاغذ برداشتم و شروع به نوشتن کردم. وقتی ایده اولیه ترمیناتور به ذهنم رسید، بیمار بودم، ورشکسته بودم، در رم بودم، هیچ راهی برای رفتن به خانه نداشتم و به سختی می‌توانستم زبان آنجا را صحبت کنم. اطرافم پر از آدم‌هایی بود که نمی‌توانستم از آنها کمک بگیرم. احساس بیگانگی شدیدی می‌کردم و بنابراین تصور یک ماشین با اسلحه برایم بسیار آسان بود. در نقطه بزرگترین بیگانگی زندگی‌ام، خلق این شخصیت آسان بود. »



👤| #James_Cameron
🌀| @Perspective_7
👍8
● زیبایی‌شناسی امپرسیونیسم
● رنگ آمیزی بیانگرانه



امپرسیونیست‌ها به رغم فاصله‌شان از زیباشناسی حتی از هرگونه سمبولیسم رنگ و تأثیرات شهوداً بیانگر رنگ سایه‌ها نیز دورتر بودند. گرچه در روزگار آنان این مفاهیم همه جا محل بحث بود، ظاهراً امپرسیونیست‌ها هیچ نسبتی با این مفاهیم نداشتند، با وجود این، آنان به بعد بیانگری رنگ توجه می‌کردند. به این ترتیب آرمان سیلوستر در (۱۸۷۳) نوشت: آنچه می‌تواند توفیق احتمالی این نقاشان جوان را تضمین کند، این واقعیت است که آثار آنان با رنگ‌هایی به ویژه درخشان آفریده می‌شود. نوری طلایی نقاشی‌های آنان را در بر گرفته و همه چیز سرشار از طراوت، روشنایی، جشن‌های بهاری، غروب‌های طلایی، یا درختان سیب مملو از شکوفه است ـ بار دیگر همه اینها ملهم از هنر ژاپن است. بوم.های بی‌پیرایه و با اندازه متوسط آنها سطحی گشوده دارد؛ مثل پنجره‌هایی گشوده رو به سوی دشت‌های پرنشاط و رودهای آکنده از قایق‌های تفریحی تا دوردست‌ها گشوده به روی آسمانی درخشان و پوشیده از غباری رقیق، به روی زندگی بیرون آثاری سراسربین و ساحر.


نه تنها طیف رنگی امپرسیونیست‌ها پرطراوت بود، بلکه بعضاً ایده‌ی تمایز بیانگرانه رنگ‌ها نیز در یادداشت‌های آنان دیده می‌شد. جورج مور، مؤلف و مروج بریتانیایی امپرسیونیسم به سال ۱۸۹۳ در مقاله مبسوطی (که نسخه‌ی موجز آن یک سال پیشتر منتشر شده بود) ملاحظات جالبی درباره رنگ در نقاشی‌های امپرسیونیستی و قابلیت آن در بیان حالات مطرح کرد. مور می‌گفت همه‌ی نقاشی‌های اولیه‌ی مونه «تشکیل شده بود از خاکستری‌ها و بنفش‌های محزون که اندوه ملال‌آور کشتزار و کلبه و درختان کم شمار باغستان را متصاعد می‌کرد‌. به ویژه قسمت‌های بنفش بین خانه ها از همه غم بارتر بود. در نوشته‌های امپرسیونیست‌ها استناد به تأثیرات بیانگر رنگ‌ها یا ترکیب‌های رنگی نادر است. با وجود این، این موضوع یکسره در اندیشه‌های آنان غایب نبود.



• The Pointe de la Heve at Low Tide
• Claude Monet


📚| کتاب «نظریه‌های هنر: از امپرسیونیسم تا کاندینسکی»
✍️| نویسنده: موشه باراش ترجمه‌: محمدرضا ابوالقاسمی


▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍5
ماساکی کوبایاشی:


« در هر دوره‌ای...
من منتقد قدرت استبدادی هستم »


• 𝐒𝐚𝐦𝐮𝐫𝐚𝐢 𝐑𝐞𝐛𝐞𝐥𝐥𝐢𝐨𝐧 (𝟏𝟗𝟔𝟕)
• 𝐃𝐢𝐫𝐞𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐌𝐚𝐬𝐚𝐤𝐢 𝐊𝐨𝐛𝐚𝐲𝐚𝐬𝐡𝐢


👤| #Masaki_Kobayashi
🌀| @Perspective_7
👍13
Perspective | پرسپکتیو
︎ درباب نماد و نشانه (۱) ︎ نویسنده گیلبرت دوراند نماد، اساسا صورت ثابت معنایی اعتباری در ماده است که همه آن را پذیرفته‌اند. این بدان معناست که نمادها به چیزی بیرون از خود اشاره دارند. نشانه‌ها نیز به همین ترتیب به چیزی بیرون از خود اشاره دارند. برای…
▪️ درباب نماد و نشانه (۲)
▪️ نویسنده گیلبرت دوراند




در این وضعیت تفاوت نشانه با نماد به تفاوت عرصه‌ها و ابعاد مورد اشارۀ آن دو بر می‌گردد. نشانه و نماد را اگر به طور کلی چیزهایی بدانیم که نشانگر چیزی جز خودشانند، آن که در دنیای مادی است و چیز دیگری را نشان می‌دهد، «نشانه» نامیده می‌شود و آن که از دنیای مادی شروع به حرکت می‌کند و به عالم متافیزیک می‌رسد، «نماد» است.

نماد؛ جزئی از همان چیزی است که نمایندگی‌اش می‌کند. همین کیفیت است که به نمادها امکان می‌دهد در میانۀ آگاهی و ناآگاهی پلی بزنند. نماد، محرکه‌های بیرون از دایرۀ آگاهی را آشکار می‌کند و به طبیعتِ آن‌ها می‌پیوندد. این ویژگی است که باعث میشود نماد بتواند بین آگاهی و ناآگاهی میانجی‌گری کند.

اما دربارۀ نشانه‌ها باید گفت آن‌ها از چیزی که نشانش می‌دهند، جدا هستند. علائم و نشانه‌هایی که راه‌ها را نشان می‌دهند، شاید ساده‌ترین مثال برای این موضوع باشند. علائمی که در طول راه، مثلاً مسیر شهر آدانا را نشان می‌دهند در واقع به ما می‌فهمانند که « این راه به آدانا منتهی می‌شود. » نشانه‌های مذکور نه راه‌اند و نه بخشی از راه. نشانه‌ها در کنار راه قرار دارند و راه بدون علائم و نشانه‌های مذکور نیز « راهی است که به آدانا منتهی می‌شود » همچنان که در این مثال مشاهده می‌شود نشانه از چیزی که نشان می‌دهد بطور کامل جداست. نشانه‌های راه، رایج‌ترین نوع «نشانه های قراردادی» (Conventional Signs) به شمار می‌روند.

نشانه‌هایی نیز هستند که نشانه‌های طبیعی (Natural Signs) خوانده می‌شوند. اینها مابین نشانه‌های قراردادی و نماد جای می‌گیرند. برای این نوع از نشانه‌ها دو مثال متداول ذکر می‌شود. یکی، رابطۀ آتش و دود، و دیگری رابطۀ باران و ابر. بین آتش و دود رابطه‌ای بسیار نزدیک‌تر از رابطۀ راه و علائم و نشانه‌های راه وجود دارد. وانگهی دلیل ایجاد دود واقعاً آتش است. با این حال دود و آتش شیء واحدی نیستند؛ دود چیزی دیگر و آتش چیزی دیگری است.

بعد از نشانه‌های قراردادی و طبیعی برای پرداختن به موضوع نماد می‌خواهیم مثالی ذکر کنیم: رابطۀ شعله با آتش. شعله نیز مانند دود نشانه‌ای از آتش است اما برخلاف دود بخشی از آتش محسوب می‌شود. یعنی ما اگر خواهان آتش باشیم در واقع خواهان شعله هم هستیم. در این وضعیت می‌توان شعله را نماد آتش دانست.

پس تفاوت‌های نشانه و نماد زیر سه عنوان اصلی قابل بیان است. بین نماد و آنچه نمایندگی می‌کند ارتباط تنگاتنگ و تفکیک ناپذیری وجود دارد، در حالی که در نشانه و مدلول آن چنین رابطه‌ای وجود ندارد. نمادها را انسان ایجاد نمی‌کند و نمی‌توان آن‌ها را به جای یکدیگر به کار برد، اما انسان‌ها هستند که نشانه‌ها را به وجود می‌آورند و می‌توانند آنها را - ولو در عالم نظر - به جای یکدیگر بگذارند. یک سر نماد در دنیای مادی و سر دیگرش در ماوراء طبیعت است، در حالی که هر دو سر نشانه با جهان مادی محدود است. پس از آن به بررسی دو اصطلاح دیگر یعنی تمثیل و استعاره می‌پردازیم که معمولاً با نماد اشتباه گرفته می‌شوند.



📚 « تصویرپردازی نمادین »
✍️ مترجم عایشه مرال



▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیمز کامرون:
• درباره نقش رابرت پاتریک (T-1000)


« من کسی را می‌خواستم که بسیار سریع و چابک باشد. منعطف و چالاک. تی-۸۰۰ اینطور نبود. پس اگر تی-۸۰۰ - آرنولد شوارتزنگر - یک تانک پانزر انسانی باشد، باید بگوییم که تی-۱۰۰۰ - رابرت پاتریک - یک پورشه سریع با کیفیت است. »


• 𝑻𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒂𝒕𝒐𝒓 𝟐 : 𝑱𝒖𝒅𝒈𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑫𝒂𝒚 (𝟏𝟗𝟗𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑱𝒂𝒎𝒆𝒔 𝑪𝒂𝒎𝒆𝒓𝒐𝒏


👤| #James_Cameron
🌀| @Perspective_7
👍6
میکیو ناروسه:


« از سنین پایین فکر می‌کردم دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم به ما خیانت می‌کند؛ این فکر هنوز هم با من است. »


• ناروسه با الهام بخشی بدبینانه و تاریک به آثارش شناخته می‌شود. او عمدتاً فیلم‌های شوشیمین-ایگا (درام مردم عادی) با قهرمانان زن می‌ساخت. به دلیل تمرکز او بر درام خانوادگی و تلاقی فرهنگ سنتی و مدرن ژاپن، آثار او با آثار اُزو مقایسه شده‌اند. شخصیت‌های آثار ناروسه را معمولاً زنان تشکیل می‌دادند. زیرا حوزه زیست و مطالعات او در زمینه تجربیات زنانه، در طیف گسترده‌ای از محیط‌های اجتماعی و موقعیتی بازتاب می‌گرفت. مضامین آثار ناروسه درباره شور و اشتیاق بی‌پاسخ، خانواده‌های ناراضی و ازدواج‌های بی‌روح و دلمرده‌ای هستند که تضاد شخصیت‌ها را در محاصره با پیوندهای خانوادگی، در شکلی ناگسستنی زیر سایه آداب و رسوم‌های ثابت تعریف می‌کند. به همین خاطر شخصیت‌های ناروسه هرگز آسیب‌پذیرتر از زمانی نیستند که برای یک بار تصمیم می‌گیرند حرکتی فردی انجام دهند.


● بیستم اوت زادروز جناب میکیو ناروسه
● به میکیو ناروسه منتقدین لقب اُزوی فقرا
را داده‌اند



👤| #Mikio_Naruse
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جری لوییس:
• درباره خودش


«من یک نابغه‌ی چندوجهی، بااستعداد، ثروتمند و مشهور بین‌المللی هستم. ضریب هوشی من ۱۹۰ است -- این قرار است یک نابغه باشد. مردم این را دوست ندارند. پاسخ من به تمام منتقدانم ساده است: من خودم را دوست دارم. من از چیزی که شده‌ام خوشم می‌آید. من به آنچه به دست آورده‌ام افتخار می‌کنم، و واقعاً باور ندارم که هنوز به سطح بالایی رسیده‌ام. نادیده گرفته شدن هیچ‌وقت نقطه قوت من نبوده است. چون من به تشویق نیاز دارم.»


• 𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒓𝒓𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒐𝒚 (𝟏𝟗𝟔𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒆𝒓𝒓𝒚 𝑳𝒆𝒘𝒊𝒔


● به بهانه سالمرگ جناب جری لوییس


👤| #Jerry_Lewis
🌀| @Perspective_7
👍7
استنلی کوبریک:
• درباره اسرار هستی


« چیزی ذاتاً در شخصیت انسان اشتباه است. یک جنبه‌ شیطانی در آن وجود دارد. یکی از کارهایی که داستان‌های ترسناک می‌توانند انجام دهند اینست که کهن‌الگوهای ناخودآگاه را به ما نشان دهند: می‌توانیم جنبه‌ تاریک را بدون نیاز به مواجهه‌ مستقیم با آن ببینیم. همچنین، داستان‌های ارواح برای اشتیاق ما به جاودانگی جذاب هستند. اگر می‌توانید از یک روح بترسید، پس باید باور کنید که یک روح ممکن است وجود داشته باشد. و اگر یک روح وجود داشته باشد، پس به فراموشی سپرده شدن و بنوعی بعد از مرگ، به نیستی رفتن هم ممکن است پایان نباشد. »



👤| #Stanley_Kubrick
🌀| @Perspective_7
👍7
🔻 Metropolis (1927)
📽 Dir: Fritz Lang



🔺 The Tower of Babel (1563)
🎨 Painter: Pieter Bruegel




◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کن لوچ:
• درباره بلوط پیر (۲۰۲۳)


« ایده اولیه این فیلم از کار کردن در دو فیلم در شمال شرقی گرفته شده بود. ما مناطقی را دیدیم که محروم‌ترین و نادیده گرفته‌شده‌ترین مناطق بودند، با گذشته‌ای صنعتی قوی و همبستگی‌ای که مبارزات صنعتی به ارمغان می‌آورد و اکنون متروکه مانده بودند. همچنین دیدیم که پناهندگان جنگ سوریه در مناطقی قرار گرفته‌اند که دیده نمی‌شوند و شمال شرقی به ازای هر نفر، پناهندگان سوری بیشتری نسبت به هر جای دیگر کشور داشت، اما از نظر زیرساخت، کار و خدمات اجتماعی کمترین امکانات را داشتند. چرا؟ چون دولت حتی نمی‌خواهد شما بدانید که آنها آنجا هستند. بنابراین بر این اساس، من و پل لاورتی و ربکا اوبرایان فکر کردیم که ممکن است فیلمی در اینجا ساخته شود و سپس پل تحقیقات را شروع کرد و پل شخصیت‌ها را خلق کرد. »


• 𝐓𝐡𝐞 𝐎𝐥𝐝 𝐎𝐚𝐤 (𝟐𝟎𝟐𝟑)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐊𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐚𝐜𝐡


👤| #Ken_Loach
🌀| @Perspective_7
👍8
ژان لوک گدار:
• درباره کنجی میزوگوچی
• تصویر: گدار در کنار مزار میزوگوچی


« در ۲۴ آگوست ۱۹۵۶، بزرگترین فیلمساز ژاپنی در کیوتو درگذشت. او در واقع، از بزرگترینِ فیلمسازان ژاپنی بود، یا به عبارتی یکی از بزرگترینِ همهٔ فیلمسازان. میزوگوچی همتای مورنائو یا روسلینی بود... اگر شعر در هر ثانیه، در هر نمایی که میزوگوچی فیلمبرداری می‌کرد، ظاهر می‌شدند، به این دلیل بوده است که آثار کنجی میزوگوچی مانند مورنائو، بازتاب غریزیِ اشرافیت خلاقانه‌ نویسنده‌اش بودند. »


▪️به بهانه سالمرگ استاد کنجی میزوگوچی
︎ متن تسلیت گدار برای درگذشت استاد



👤¦ #Kenji_Mizoguchi
👤¦ #Jean_luc_godard
🌀¦ @Perspective_7
👍8
︎ مضامین آثار کنجی میزوگوچی


• مضامین آثار میزوگوچی به موقعیت‌های زنان در بطن نظام اجتماعی و نیروی رهایی‌بخش عشق آنها می‌پردازد. از ویژگی‌های سینمای میزوگوچی عبارتند از برداشت‌های طولانی، ترکیب‌بندی مورب برای هدایت نگاه تماشاگر به فراسوی عرصه قاب تصویر، همچنین دوربین سیال با نماهای متحرک، فیلمبرداری پرنور و کمترین تعداد برش‌ها. اوگتسو از نظر سبک، کامل‌ترین اثر میزوگوچی محسوب می‌شود. میزوگوچی در طیفی از ژانرهای گوناگون توجه خودرا بر معضلات اجتماعی زنان ژاپنی متمرکز کرد‌ و نحوه صحنه‌پردازی و قاب‌بندی او چنان بود که رویدادهای دارای بار عاطفی تند را در دوردست قرار می‌داد و از بیننده می‌خواست به آنچه می‌گذرد واکنش ملایم‌تری نشان دهد. روش او بعد از جنگ جهانی دوم به رویکرد «درام‌زدایی» معروف شد. میزوگوچی در بسیاری از آثارش به روابط زن و مرد پرداخته است، و همین دل‌مشغولی او پرداختن به افسانه‌هایی درباره انسان و سرنوشت است. از این روست که پرداختن به داستان‌هایی از رنج زنان در برابر خشونت دنیای مردسالار، از ویژگی‌های سینمای میزوگوچی محسوب می‌شود.

▪️¦ #Aesthetic
👤¦ #Kenji_Mizoguchi
🌀¦ @Perspective_7
👍11
︎ پندهایی از حکیم ابوالقاسم فردوسی
︎ گزیده‌ای از ابیات شاهنامه



• بزرگش نخوانند، اهل خرد
• که نام بزرگان، به زشتی برد


• دروغ است گفتار تو سر به سر
• سخن گفتـنِ کژ، نباشـد هنر


• چو یزدان بود، یار و فریادرس
• نیازد به نفرین ما هیچ‌کس


• جهان را نباید سپردن به بد
• که بر بد گمان، بی‌گمان بد رسد


• مجو از دل عامیان راستی
• که از جستجو آیدت کاستی


• چو مهر کـسی را بخواهی بسود
• بباید به سـود و زیـان آزمود


• دلاور بدو گفت اگر بخردی
• کسی بی‌بهانه نسازد بدی


• به مرگ بدان، شاد باشی رواست
• اگر چه تن ما همه مرگ راست


• از امروز کاری بفردا ممان
• که داند که فردا چه گردد زمان؟


• جوانان دانای دانش پذیر
• سزد گر نشینند بـر جای پیر


• کسی کاو بوَد پاک و یزدان‌پرست
• نیازد به کردارِ بد هیچ دست



📇| #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍14
بهرام بیضایی:
• درباره شاهنامه فردوسی


« شاهنامه؛ شاید بزرگترین مبارزه‌ایست که در طول تاریخ در ایران شده است. بدین دلیل که در زمان چیرگی، اولین کاری که بر قبایل و ملت‌های چیره شده - تحت اشغال - می‌کردند این بود که بگويند شما هیچید، و در واقع هیچی نیستید. و این باید ذوب در ایرانیان می‌شده، هنوز که هنوزه [در جنگ‌های قبیله‌ای] هم ادامه دارد‌. در تاریخ خوانده‌ایم که مردان را می‌کشتند، زنان و بچه‌ها را به اسارت می‌بردند و غیره. و از بین بردن تمام اسطوره‌ها، شناسنامه، گذشته ما. از اوایل تسلط خلفا، سعی کردند اجداد دیگری جای اجداد ایرانیان بگذارند و بگویند شما هیچید. هنوز الان این دعوایی است که در نوروز و در مراسم‌های ایرانی هست. شاهنامه از گذشته ما سخن می‌گوید. به همین علت شاهنامه سند ملی ماست. شاهنامه را بخوانید. ایرانیان لااقل بخوانند. برای اینکه شاهنامه بزرگترین کتاب سیاسی است که در این مملکت نوشته شده. شاهنامه نشان می‌دهد چگونه هر باره یک کسانی می‌آیند یک وعده‌ای می‌دهند برای بهبود جهان، عدالت؛ آرامش؛ نور و غیره ولی کم‌کم این قدرت فاسد می‌شود و تبدیل به چه گندی می‌شود »



👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍9
● ولفگانگ اولریش:
سلفی؛ بازگشتِ زندگی عمومی

مترجم ستاره نوتاج؛ انتشارات آبان


کسی که سلفی می‌گیرد خود را به تصویر بدل می‌کند این کار با تولید تصویری از خود - یعنی سلف پرتره متفاوت است. سلفی گرفتن یعنی تصویری از خود ساختن که در آن خودِ فرد به تصویر تبدیل شده است. بنابراین، سلفی تصویری از یک تصویر است. چنین توصیفی متناقض و موشکافانه به نظر می‌رسد؛ این تصور را پدید می‌آورد که تحلیل سلفی‌ها کاری مشکل و پیچیده است. اما این تصور با ارزیابی متداول از سلفی‌ها منافات دارد، زیرا بسیاری از افراد سلفی‌ها را پیش پا افتاده تلقی میکنند و معمولاً آنها را ناقص يا حتی منحط می‌دانند. رایج‌ترین اتهامی که به سلفی‌ها وارد می‌شود این است که آنها علائم ناهنجار زمانه‌ای خودشیفته‌اند. به باور ویل استور، نویسنده و روزنامه‌نگار، این حقیقت، که بسیاری از مردم از فناوری تلفن هوشمند برای گرفتن سلفی استفاده می‌کنند، و کسانی که سلف پرتره‌های صحنه پردازی شده‌شان را مدام در شبکه های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند، چه زیردست و چه زبردست، خودشیفته‌تر از دیگرانند.


▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
👍6
گوردن کریگ:
• درباره طراحی صحنه


« من صحنه‌های نمایشنامه‌هارا صرفا براساس متن آن طراحی نمی‌کنم. بلکه متن را می‌خوانم و می‌گذارم صحنه‌‌ی آن در ذهنم و تفکرم شکل بگیرند. آنگاه طرح آن را ترسیم می‌کنم. »



👤| #Gordon_Craig
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7
ویلهم فردریش هگل:
• درباب استقلال انسان
• درس‌گفتارهای زیبایی‌شناسی: هنرهای زیبا


« استقلال از افکار عمومی، اولین شرط رسمی برای دستیابی به هر چیز بزرگی است. آموزش استقلال مستلزم آن است که جوانان از سنین پایین به مشورت با حس شایستگی و عقل خود عادت کنند. اینکه مطالعه را صرفاً به عنوان یک فعالیت ادراکی و حافظه‌ای در نظر بگیریم، ناقص‌ترین برداشت را از معنای آموزش داریم. انسان نادان آزاد نیست، زیرا آنچه با او روبروست، جهانی بیگانه، چیزی بیرون از او و در شرف وقوع است که او به آن وابسته است، بدون اینکه این جهان بیگانه را برای خود ساخته باشد و بنابراین بدون اینکه در آن به خودی خود، همچون چیزی از آنِ خود، احساس راحتی کند. انگیزه کنجکاوی، فشار برای دانش، از پایین‌ترین سطح تا بالاترین پله بینش فلسفی، تنها از مبارزه برای لغو این وضعیت عدم آزادی و از آنِ خود کردن جهان در ایده‌ها و اندیشه‌های خود ناشی می‌شود. »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒓𝒐𝒘𝒅 (𝟏𝟗𝟐𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑲𝒊𝒏𝒈 𝑽𝒊𝒅𝒐𝒓


● زادروز فیلسوف شهیر و بزرگ آلمانی؛ هگل



👤 | #Hegel
🌀 | @Perspective_7
👍7
جان هیوستن:
• به بهانه سالمرگ او


« وقتی فیلم می‌سازی، یعنی هر فیلم برای خودش یک زندگی است. وقتی کار را تمام می‌کنی و فیلم تمام می‌شود؛ یک درک وجود دارد که ما دیگر هرگز به این شکل کنار هم قرار نخواهیم گرفت. اینکه این روابط برای همیشه قطع شده‌اند. و هر یک از این فیلم‌ها یک زندگی کوچکی می‌شوند. همه چیز تمام می‌شود و مجددا هرکدام از ما در پیله تنهاییِ فردی خود می‌رویم. همانطور که کارگردانی یک فیلم مستلزم بیرون آمدن از تنهایی فردی، و ایفای نقشی کنترل‌کننده و در کنار هم قرار دادن یک دنیای کوچک است. »


RIP (1906 - 1987)


👤| #John_Huston
🌀| @Perspective_7
👍8
جان هیوستن:


• « انگار از مجموعه‌ای از طاق‌ها عبور می‌کنی، و در انتهای یک راهرو، در باز می‌شود و به پشت سر، به عقب در زمان نگاه می‌کنی. جریان زمان را احساس می‌کنی و درمی‌یابی که تنها بخشی از یک رژه بزرگ و بی‌اسم هستی. »


• « هالیوود همیشه یک قفس بوده...
قفسی برای گرفتار کردن رویاهای ما. »



👤| #John_Huston
🌀| @Perspective_7
👍7
➡️ The Prison Courtyard (1890)
🎨 Painter: Vincent vanGogh



⬅️ A Clockwork Orange (1971)
📽 Dir: Stanley Kubrick



◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
︎ جملاتی از استادان سینما درباره جان فورد


• ژان رنوار:

استعداد کم یافت می‌شود. مهارت تکنیک معمول نیست. هدایت عوامل در صحنه چیزی نیست که بتوان آن را سر کوچه کسب کرد. چیزی که حتی نادرتر است، اصالت است. جان فورد یک سلطان بود؛ او برای تمام کسانی که این بخت بزرگ را داشتند که با او کار کنند یک شهسوار بود. فقدان او جبران‌شدنی نیست.


• فرانک کاپرا:

فورد کارگردانی تمام و کمال بود. بدون شک او در فیلمسازی قدرترین و همه‌فن حریف‌ترین آدم بود. همانگونه که قلم مجسمه‌تراشی با میکل‌آنژ معنا می‌گیرد، بلندگوی سینما با جان فورد: زندگی او، احساسات، صلیب او معنا می‌گیرد. نمی‌توان فورد را گیر انداخت و تحلیلش کرد. او یک عظمت ناب بود.


• آلفرد هیچکاک:

هر فیلمی از جان فورد، مایه مسرت دیداری بود - طرز فیلمبرداری او، بلاغت او در شفافیت و سادگی ظاهری‌اش، هیچ نمایی هدررفت نداشت، هیچ زوم و زوم-بکی بی‌هدف قرار نمی‌گرفت. فیلمنامه‌های او شروع، میانه و پایانی داشتند. تمام جهان، آثار او را می‌فهمیدند و دوست داشتند، مانند سرزمینی که فورد عاشقش بود و آنرا بعنوان میراثی از خود، به جا گذاشت: مانیومنت‌ولی


• ویلیام وایلر:

در بین کارگردان‌های قدیم و جدید سینما کمتر کسی مانند جان فورد یافت می‌شود. تازه اگر بتوان کسی را مثل جان فورد پیدا کرد. من افتخار می‌کنم که او مرا دوست خودش نامید.



■ RIP (1894-1973)


● به مناسبت سالمرگ جناب جان فورد


👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
👍10