Pink Pony Club🏳‍⚧ – Telegram
Pink Pony Club🏳
891 subscribers
234 photos
65 videos
10 files
31 links
Trans Kids Deserve Better
Download Telegram
ترنس پراید در لندن باشکوه برگزار شد🩵🤍🩷

بیش از صدهزار نفر در برابر ترس‌پراکنی، اطلاعات نادرست و سیاست‌ها و احساسات انحصارطلبانه‌ای که اخیراً بر فضای رسانه‌ای و جامعه بریتانیا حاکم شده است، موضع گرفتند.
#TransNews
7🦄69💘19
Pink Pony Club🏳 pinned «راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس ( پارت اول ) این مقاله تاریخچه طولانی gender affirming care بیش از ۱۰۰ سال را مستند می‌کند و سه دهه مطالعات و بررسی‌های تحقیقاتی بیش از ۱۰۰ مقاله را گردآوری کرده است که در مجموع نشان می‌دهند رویکردهای gender affirming…»
Pink Pony Club🏳
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس ( پارت اول ) این مقاله تاریخچه طولانی gender affirming care بیش از ۱۰۰ سال را مستند می‌کند و سه دهه مطالعات و بررسی‌های تحقیقاتی بیش از ۱۰۰ مقاله را گردآوری کرده است که در مجموع نشان می‌دهند رویکردهای gender affirming…
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس( پارت دوم)

اخیراً، همزمان با اینکه افراد ترنس بیشتر دیده می‌شوند و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده‌اند، سیاستمداران و روزنامه‌نگارانی که بی‌اطلاع هستند، ناگهان برای بررسی این مسائل مهم - مسائلی که خودشان شخصاً به آن‌‌ها علاقه‌ای ندارند - وارد عمل شده‌اند. برخی از این افراد، دستور کارهای ضد ترنس بسیار روشنی دارند. برخی دیگر (شاید با نیت خیر) مداخله‌گرانی هستند که معتقدند با خواندن چند مقاله تحقیقاتی و مصاحبه با چند نفر در اینجا و آنجا، می‌توانند «درک عینی» از این موضوع پیچیده که نیم قرن تاریخ را در بر می‌گیرد، به دست آورند. و متأسفانه، آن‌ها اغلب سرمقاله‌ها خود را بر روی بخش به‌خصوص آسیب‌پذیر جامعه ما متمرکز می‌کنند: کودکان ترنس.

احتمالاً برخی از این مقالات را دیده‌اید. آن‌ها نگرانی‌هایی را در مورد «۸۰ درصد انصراف از ترنس بودن» مطرح می‌کنند و نمونه‌هایی از افراد ترنسی را ارائه می‌دهند که از آن زمان «پشیمان» شده‌اند و این تصور را در شما ایجاد می‌کنند که متخصصان سلامت افراد ترنس در حال انجام نوعی آزمایش جامعه‌شناختی بی‌ملاحظه هستند. هر زمان که افراد ترنس به این تحریفات یا ایدئولوژی‌های قدیمی اعتراض می‌کنند، این سیاستمداران و روزنامه‌نگاران بدون اینکه هرگز از مدافعان، محققان و ارائه‌دهندگان خدمات درمانی بی‌شماری که در واقع در بسیاری از این موارد با ما موافق هستند، قدردانی کنند، «فعالان ترنس به علم حمله می‌کنند» را مطرح میکنند!

به جای نوشتن یک نقد یا ردیه کوتاه و مختصر در مورد آخرین مقاله روز با عنوان «کودکان در معرض خطر هستند!» یا «اکتیویستان از کنترل خارج شده‌اند!»، تصمیم گرفتم این مقاله طولانی و ظریف را بنویسم. این مقاله قرار است یک راهنمای گام به گام برای هر کسی باشد که علاقه‌مند است، راهنمایی که تمام ابهامات را پر می‌کند، بین خطوط را می‌خواند و فرضیات زیادی را که سرمقاله‌ها یا مقالات فکری معمول در مورد کودکان ترنس را گیج می‌کند، بررسی می‌کند.

بسیاری از مشکلات ذکر شده در بالا، با ساده‌سازی بیش از حد اصطلاحات مربوط به افراد ترنس‌‌ و یا وسعت تجربیات افراد ترنس‌ آغاز می‌شوند، بنابراین این راهنما از همین جا شروع خواهد شد.

۱- مسیرهای ترنس بودن زیادی وجود دارد:

مردم عادت دارند داستان متعارف را بشنوند، کسی که از کودکی می‌دانست باید جنسیت دیگری داشته باشد، و متعاقباً سال‌ها با این احساسات دست و پنجه نرم می‌کرد، تا اینکه در مقطعی بالاخره توانست و سپس تا ابد با خوشحالی زندگی کرد. تجربیات بسیاری از افراد ترنس‌ با این الگوی کلی مطابقت دارد، اما برخی دیگر متفاوت هستند. برخی افراد تا مدت‌ها بعد در زندگی خود، دچار دیسفوریا نمی‌شوند. برخی سال‌ها با خوشحالی به عنوان عضوی از یک هویت غیرترنس زندگی می‌کنند تا اینکه به این درک برسند که اگر ترنزیشن کنند، ممکن است شادتر باشند. در نهایت، افراد ترنس‌ ممکن است در ترنزیشن اجتماعی و فیزیکی خود متفاوت باشند. بسیاری هم از نظر اجتماعی و هم از نظر فیزیکی ترنزیشن می‌کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است بدون مداخلات فیزیکی از ترنزیشن اجتماعی خوشحال باشند و برخی دیگر ممکن است از نظر فیزیکی اما از نظر اجتماعی به طور کامل ترنزیشن نکنند (مثلاً در مواردی که زندگی تمام وقت در جنسیت مشخص شده برای آن‌ها امن نیست).

در نهایت، همانطور که هویت و درک شخصی افراد ترنس از جنسیت ممکن است قبل از ترنزیشن به مرور زمان تغییر کند، ممکن است پس از آن نیز این اتفاق بیفتد. من افرادی را می‌شناسم که در ابتدا مسیر خود را مرد یا زن ترنس معرفی کردند، اما با گذشت زمان متوجه شدند که از شناسایی جندرکوییر و یا ابراز وجود آندروژنی‌تر، شادتر هستند. بخش نسبتاً کوچکی (کمتر از ۴ درصد، شاید حتی کمتر، طبق اکثر مطالعات ) در نهایت تصمیم به دی‌ترنزیشن می‌گیرند، یعنی به زندگی به عنوان عضوی از جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد خود باز می‌گردند.

دلایل اینکه چرا افراد دی‌ترنزیشن می‌کنند، متنوع است. برخی متوجه می‌شوند که در سطح درونی، تغییرات در بدن و زندگی‌شان واقعاً آن‌ها را خوشحال نکرده یا احساس خوبی به آن‌ها نداده است. برخی دیگر از این تغییرات راضی هستند، اما به دلایل عملی یا لجستیکی تصمیم به دی‌ترنزیشن می‌گیرند. به عنوان مثال، برخی از افراد به این دلیل که دریافت هورمون یا سایر روش‌های ترنزیشن برایشان بسیار دشوار است، دی‌ترنزیشن می‌کنند. برخی به خاطر پارتنر یا همسر خود، برای حفظ رابطه‌شان، دی‌ترنزیشن می‌کنند. برخی به این دلیل که در یافتن شغل یا مسکن مشکل داشتند و یا از اینکه مرتباً به خاطر ترنس بودنشان در خیابان مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند، خسته شده بودند.
این پس‌زمینه‌ی آشفته‌ی واقعیت‌های افراد ترنس‌ است که برای بحث صادقانه در مورد این موضوع، ضروری است.
#TransKids
💘25🦄1
Pink Pony Club🏳
راهنمایی مربوط به درک مباحث کودکان ترنس( پارت دوم) اخیراً، همزمان با اینکه افراد ترنس بیشتر دیده می‌شوند و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده‌اند، سیاستمداران و روزنامه‌نگارانی که بی‌اطلاع هستند، ناگهان برای بررسی این مسائل مهم - مسائلی که خودشان شخصاً به…
۲- ترنسفوبیا چیست؟
وقتی من به آزار و اذیت افراد ترنس در خیابان‌ها یا محرومیت از شغل یا مسکن اشاره کردم، اکثر افراد منطقی موافق بودند که این‌ها نمونه‌هایی از ترنس‌فوبیا هستند. اما ترنس‌فوبیا صرفاً «ترس» یا «نفرت» از افراد ترنس نیست. نه، بهتر است آن را به عنوان یک استاندارد دوگانه در نظر بگیریم که در جامعه ما فراگیر است و فرض می‌کند که بدن‌ها، هویت‌ها و تجربیات سیسجندر معتبر و هنجار ناگفته هستند، در حالی که همتایان ترنسجندر آن‌ها در مقایسه نامشروع، غیراصیل، ناقص و مشکوک تلقی می‌شوند.

تأکید بر این نکته مهم است،
زیرا اغلب نویسندگان این سرمقاله‌ها و مقالات فکری بر «طرفدار ترنس» یا « ترنس فرندلی » بودن خود تأکید می‌کنند، اما با این وجود، بیانیه‌ای صادر می‌کنند یا نظری را ابراز می‌کنند که به وضوح نشان می‌دهد که جنسیت افراد ترنس را نسبت به همتایان سیس خود کم‌ارزش‌تر یا بی‌اعتبارتر می‌دانند. همانطور که ابراز تبعیض جنسی، نژادپرستی، تبعیض علیه افراد دارای معلولیت یا هموفوبیا می‌تواند نامحسوس و ناخودآگاه باشد، همین امر در مورد ابراز ترنس‌فوبیا نیز صادق است.
برای مثال، افراد زیادی وجود دارند که (در حال حاضر) خود را سیسجندر توصیف می‌کنند، اما در آینده خود را ترنسجندر خواهند دانست.
در واقع، هنگام بحث در مورد مسائل مربوط به هویت و ترنزیشن، افراد به طور پیش‌فرض «سیس» فرض می‌شوند تا زمانی که چیزی بگویند یا کاری انجام دهند (مثلاً هویت ترنس خود را ابراز کنند، رفتار غیر منطبق با جنسیت خود را بروز دهند) که خلاف آن را نشان دهد. این نکته بسیار مهم است و به زودی به آن بازخواهم گشت.

علاوه بر این، هیچ آزمایشی (پزشکی، روانشناختی یا غیره) برای تعیین اینکه آیا یک فرد «واقعاً ترنس» است یا خیر، وجود ندارد. اصطلاحات ترنسجندر تجربی هستند - افراد یک تجربه درونی از جنسیت دارند که می‌توانند آن را سرکوب کنند، یا از طریق جنسیت نامنطبق بودن یا ترنزیشن به جنسیت شناسایی‌شده خود، آن را به صورت بیرونی ابراز کنند.
#TransKids
💘27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جامعه هجرا گواهی بر تاریخ و میراث هزاران سالانه افراد ترنس و نان باینری جنوب آسیایی است🏳

جامعه‌ی هجرا، در جنوب آسیا است که به طور قانونی در هند، پاکستان، بنگلادش و نپال به رسمیت شناخته شده است. اما تاریخ آن‌ها بسیار فراتر از چارچوب‌های قانونی مدرن است. قرن‌هاست که جامعه هجرا بخش جدایی‌ناپذیر جامعه و تاریخ جنوب آسیا بوده‌اند، به عنوان چهره‌های معنوی مورد احترام، به عنوان مشاوران سلطنتی و به عنوان رهبران جامعه مورد احترام بوده‌اند.

در دوران امپراتوری مغول، هجراها مناصب قدرتمندی در دربارهای سلطنتی داشتند. آن‌ها متولیان حرمسراها، معتمدان حاکمان و بازیگران کلیدی در سیاست و حکومت بودند. آن‌ها نه تنها به حاشیه رانده نشدند، بلکه مورد احترام و حمایت قرار گرفتند. اما با استعمار بریتانیا، قانون قبایل جنایتکار در سال ۱۸۷۱ تصویب شد که هجراها را اهریمنی جلوه داد، آن‌ها را از جایگاه اجتماعی‌شان محروم کرد و وجودشان را جرم‌انگاری کرد.

استعمار یک دوگانه‌ی جنسیتی اروپامحور را تحمیل کرد و مشروعیت هویت‌های متنوع جنسیتی را که قرن‌ها وجود داشتند، از بین برد. این میراث حذف، امروزه هم از نظر اجتماعی و هم از نظر آموزشی ادامه دارد.

اگر در مدرسه درباره جامعه هجرا چیزهایی یاد گرفته بودم، به من نشان می‌داد که افراد ترنس جدید، غیرطبیعی و اختراعات غربی نیستند، ما بخشی از چیزی باستانی و قدرتمند هستیم.

هویت هجرا بسیار گسترده و پیچیده است، گرچه محققان غربی هویت‌های خارج از باینری را به جنسیت سوم تقلیل می‌دهند اما هجرا می‌تواند یک شخص ترنس، خارج از باینری و حتی اینترسکس باشد. تاریخ ثبت شده از جامعه‌ی هجرا به ۴۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد.
#NonBinary
1💘29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من گیج نیستم، من سیال هستم.
من فراتر از خواسته‌ی جامعه حرکت می‌کنم.
من یک راز نیستم، من یک طیف هستم.
من برای جلب توجه تغییر نمی‌کنم، من به حقیقت خود احترام می‌گذارم.
لازم نیست برای معتبر بودن یک ساید را انتخاب کنم.
من یک سوال نیستم، من پاسخ خودم هستم.

« پرتره از کلود کائون، هنرمند جندرفلوید »
#GenderFluid
1🦄44💘19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1💘57🦄2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یک زن ترنس برای اولین بار جفری اپستین را به تجاوز متهم کرد، رسانه‌ها او را مسخره کردند

یکی از اولین افرادی که علیه جفری اپستین، میلیاردر و متوفیِ قاچاقچیِ سکس کودکان، ادعاهای عمومی مطرح کرد، آوا کوردرو، یک زن ترنس لاتین تبار بود. کوردرو، یک مدل، پس از طرح شکایتی در اکتبر ۲۰۰۷ مبنی بر اینکه اپستین او را در ۱۶ سالگی مجبور به «اعمال جنسی عجیب و غیرطبیعی» کرده و «عمیقا آسیب دیده» است، در رسانه‌ها مورد تمسخر ترنس ستیزانه قرار گرفت.

Tw// روایت تجاوز
کوردورو در دادخواست خود ادعا کرد که در سال ۱۹۹۹، اپستین او را به عمارت خود کشانده، لباس‌هایش را درآورده و درخواست ماساژ کرده است. کوردرو گفت که او ترسیده اما موافقت کرده است، در این لحظه اپستین ناگهان شروع به لمس اندام تناسلی او با خشونت کرده، سرش را به سمت پایین فشار داده و خواستار رابطه جنسی دهانی شده است.
#TransNews
😨59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Pink Pony Club🏳
۲- ترنسفوبیا چیست؟ وقتی من به آزار و اذیت افراد ترنس در خیابان‌ها یا محرومیت از شغل یا مسکن اشاره کردم، اکثر افراد منطقی موافق بودند که این‌ها نمونه‌هایی از ترنس‌فوبیا هستند. اما ترنس‌فوبیا صرفاً «ترس» یا «نفرت» از افراد ترنس نیست. نه، بهتر است آن را به…
۳- کلیشه‌ی «افراد سیسجندر که ترنسجندر شده‌اند»

تصمیم به ترنزیشن در خلا اتفاق نمی‌افتد. این اتفاق در حضور ترنس‌فوبیا سیستماتیک اجتماعی رخ می‌دهد. هر فرد ترنس از میزان فراگیر بودن این استاندارد دوگانه (همانطور که هر روز با آن روبرو هستیم) کاملاً آگاه است و هر ترنسی که ترنزیشن می‌کند، این کار را انجام می‌دهد علیرغم ترنس‌فوبیا سیستماتیک. این گواهی است بر اینکه دیسفوریا چقدر می‌تواند شدید باشد، یا (به زبانی کمتر آسیب‌شناختی) هویت‌های جنسیتی ما چقدر ریشه‌دار هستند: ما ترجیح می‌دهیم با انگ ترنس‌فوبیا زندگی کنیم تا اینکه مجبور باشیم با جنسیتی که از بدو تولد به ما نسبت داده شده زندگی کنیم.

از آنجا که افراد سیسجندر نمی‌توانند با دیسفوریا ارتباط برقرار کنند (چون شخصاً آن را تجربه نکرده‌اند) و اغلب از جدی گرفتن تجربیات جنسیتی افراد ترنس خودداری می‌کنند (چون ما را نامشروع می‌دانند و به دلیل ترنس‌فوبیا به ما مشکوک هستند)، گاهی اوقات انگیزه‌های پنهان یا نظریه‌های تحقیرآمیزی را برای توضیح تمایل ما به ترنزیشن ابداع می‌کنند، مثلاً اینکه ما ترنزیشن می‌کنیم تا «با جامعه سازگار شویم» (به عنوان هترو، به عنوان هنجار جنسیتی)، یا برای به دست آوردن امتیاز مردانه، یا به این دلیل که منحرف جنسی هستیم، یا به این دلیل که گیج/بی‌اطلاع/ساده‌لوح هستیم و بنابراین به راحتی تحت تأثیر ایدئولوژی‌های شرور (مثلاً مردسالاری، مؤسسات پزشکی، برنامه‌های ترنسجندر) قرار می‌گیریم. من دلایل ساختگی زیادی شنیده‌ام اما وجه مشترک همه آن‌ها این است که
۱) مشروعیت هویت جنسیتی و تجربیات ما با دیسفوریا را رد می‌کنند
۲) شدت ترنس‌ستیزی که با آن مواجه هستیم را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند (که به آن‌ها اجازه می‌دهد ما را به عنوان افرادی که انتخاب‌های زندگی سبکسرانه/بی‌ملاحظه/بی‌فکرانه انجام می‌دهیم، نه انتخاب‌های جدی و سنجیده، به تصویر بکشند)
اینجاست - در تلاقی همه این فرضیات - که کلیشه «کودکان سیسجندر که به ترنس تبدیل شده‌اند» متولد می‌شود. این کلیشه تقریباً تمام سرمقاله‌ها و مقالات فکری جریان اصلی را که به انتقاد از افراد ترنس و ترنزیشن می‌پردازند، هدایت می‌کند.
#Transkids
💘34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نابرابری دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی برای افراد ترنس و نان باینری

بخشی از نابرابری‌ها در مراقبت از افراد TGD را می‌توان با تفاوت در میزان غربالگری سرطان پستان توضیح داد، زیرا میزان غربالگری سرطان پستان در بیماران TGD ترنسجندر در مقایسه با بیماران سیسجندر کاهش یافته است.
تفاوت‌های غربالگری، غربالگری‌های سرطان‌های خاص (مانند سینه، دهانه رحم، پروستات و غیره) را افزایش می‌دهد، زیرا فرضیات ارائه دهنده خدمات و ناراحتی بیمار موانع بیشتری را برای مراقبت ایجاد می‌کند.

به طور خاص، زنان ترنسجندر در مقایسه با زنان سیسجندر، کمتر احتمال دارد که تحت ماموگرافی غربالگری قرار گیرند، که به طور کلی به دلیل افزایش تبعیض، انگ، پوشش بیمه متفاوت برای ماموگرافی غربالگری، ریزتجاوزها در طول جلسات غربالگری، و عدم وجود مناطق مناسب برای تعویض لباس و آموزش کارکنان است.

افراد ترنسجندر مبتلا به دیابت در مقایسه با افراد سیسجندر و هتروسکشوال، با نابرابری‌هایی در مراقبت‌های سرطان مواجه هستند. به عنوان مثال، افراد مبتلا به دیابت بارداری (TGD) در زمان تشخیص سرطان و میزان بقای پایین‌تری برای لنفوم غیر هوچکین، پروستات و مثانه تجربه می‌کنند. بسیاری از افراد مبتلا به دیابت بارداری از تبعیض از سوی ارائه دهندگان خدمات درمانی می‌ترسند و همین امر آن‌ها را از جستجوی مراقبت‌های پزشکی باز می‌دارد.
#TransNews
💘23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یونا رزمن ۱۹ ساله است. دو هفته دیگر، دولت اسرائیل او را به دلیل امتناع از پیوستن به ارتش، که خدمت در آن برای همه نوجوانان یهودی اسرائیلی الزامی است، زندانی می‌کند. یونا پیش‌بینی می‌کند که از آنجا که او ترنسجندر است، روزانه ۲۲ ساعت در سلول انفرادی نگهداری شود. او توسط پلیس‌هایی که با وجود ادعای جایگاه اسرائیل به عنوان پناهگاهی امن برای افراد LGBT+ به او توهین می‌کنند، مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفته است.
#TransNews
😨32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM