رو صندلی شاگرد نشسته بودم داشتم با ضبط، آهنگ «ای قبلهی من خاک در خانهی تو» رو با آب و تاب برای خودم تو دنیای خودم میخوندم برگشتم دیدم بابام فرمونو ول کرده دستشو زده زیر چونهش میگه خببب میفرمودین. :)))))
بعضی وقتها تعجب میکرد که چگونه میشود فیزیک انقدر بوسیدنی باشد و ریاضی انقدر بالا آوردنی.
بین اینایی که ماشین دارن یه قانون نانوشتهای هست که میگه: هرچی صدای برخورد سوویچتون با اپن بیشتر باشه شما شاخترید.
بخاطر اینه که حتی اگر قشنگترین رنگهای دنیا رو هم با هم ترکیب کنی تهش میشه مشکی.
با خوابیدن شاید مشکلی حل نشه اما لااقل مشکل جدیدی به وجود نمیاد.
ولی آلیس، من مطمئنم اون شبی که تو داشتی برام گریه میکردی، قلبمو تو طوفانی که دریای چشمات راه انداخته بودن گم کردم. یه نگاه بنداز همونجاها باید افتاده باشه.
همیشه روز آخر تعطیلات یه نگاه به خودم میندازم یه نگاه به حجم تکالیف کوفتیای که مونده و زمزمه میکنم «من تا الآن چه غلطی میکردم؟»
Forwarded from •Tahca•
خیلی چیزا وقتی واسشون میجنگی ارزششونو از دست میدن.
Forwarded from Gabbro
میگه میدونی مشکل تو چیه؟
و همین جمله یعنی باید چک کنم ببینم آهنگ به اندازه کافی بلند هست یا نه و هر از گاهی سر تکون بدم که شک نکنه.
و همین جمله یعنی باید چک کنم ببینم آهنگ به اندازه کافی بلند هست یا نه و هر از گاهی سر تکون بدم که شک نکنه.
تو زدی زیر قولت ولی من به جات رو حرفت وایمیسم و این علاقه رو نگه میدارم تا آخرش.