با خوابیدن شاید مشکلی حل نشه اما لااقل مشکل جدیدی به وجود نمیاد.
ولی آلیس، من مطمئنم اون شبی که تو داشتی برام گریه میکردی، قلبمو تو طوفانی که دریای چشمات راه انداخته بودن گم کردم. یه نگاه بنداز همونجاها باید افتاده باشه.
همیشه روز آخر تعطیلات یه نگاه به خودم میندازم یه نگاه به حجم تکالیف کوفتیای که مونده و زمزمه میکنم «من تا الآن چه غلطی میکردم؟»
Forwarded from •Tahca•
خیلی چیزا وقتی واسشون میجنگی ارزششونو از دست میدن.
Forwarded from Gabbro
میگه میدونی مشکل تو چیه؟
و همین جمله یعنی باید چک کنم ببینم آهنگ به اندازه کافی بلند هست یا نه و هر از گاهی سر تکون بدم که شک نکنه.
و همین جمله یعنی باید چک کنم ببینم آهنگ به اندازه کافی بلند هست یا نه و هر از گاهی سر تکون بدم که شک نکنه.
تو زدی زیر قولت ولی من به جات رو حرفت وایمیسم و این علاقه رو نگه میدارم تا آخرش.
اون داشت برام تند تند توضیح میداد و من تو ذهنم داشتم به این فکر میکردم که از کدوم زاویه بزنم فک خوشتراشش داغونتر میشه.
من همش برای این که اونا حس بد و اضافی بودن بهشون دست نده کارایی کردم که بعدش به خودم حس بد یا اضافی بودن دست داد.
Forwarded from نامحلول
گستاخیام در رفتن، دست کشیدن و یکباره از خاطر بردن، شرمندهام میکند.
چون من کسی نیستم که تکرار شم تو زندگیت و تو کسی نیستی که اینو ندونی.