اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
182 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
ادبیات ۱۳ بگیریم اما ثانیه‌ای از استوری کردن شعرهای مولانا برای شمس غافل نشویم.
من تجلیِ واژه‌ی فرارم.
خودشم نمی‌دونه چرا.
حرفام یه بمبن که یه روزی ضامنشونو می‌کشم.
هر کسی در من رشد کرد، چندی بعد خود تیشه به ریشه‌ی خود زد و تنهایم گذاشت.
Forwarded from Gabbro
+ یه چیزی میگم بعد فراموش کن. من ازت خوشم میاد.
- میشه فراموش نکنم؟
فرقمون اینه که شما چایی رو می‌خورید، ما چایی رو مصرف می‌کنیم.
دوید تا خودشو بهمون برسونه. گفت: «من از تنهایی قدم زدن خوشم نمی‌آد.» و من همینجوری که سعی داشتم مشتم رو کنترل کنم بهش گفتم: «منم از با تو قدم زدن.» تو ذهنم.
خداوندا، از عصبانیت من بکاه و بر زیبایی‌ام بی‌افزای.
Forwarded from متَّکی به خود
پذیرفتن بخشِ اعظمی از پخته شدنه؛ آدم وقتی بتونه خودِ خسته‌ش و گذشته‌ی اندوهبار و پر حسرتش و شرایط نه‌چندان طبق میل و خواسته‌ش رو بپذیره کم‌کم آرامش به خون و رگ و پی و ریشه‌ش تزریق میشه. اون‌موقع می‌فهمه دوییدن برای رسیدن کافی نیست، باید راه رو درست اومده باشی؛ می‌فهمه برای رسیدن فقط خواستن کافی نیست، تصمیم اطرافیان هم دخیله.. و کم‌کم یاد می‌گیره کنار بیاد و کنار اومدن همون قوی شدنِ در سکوته.. آره. پذیرفتن باعث قوی شدن میشه و بعد عمری وقتی به عقب نگاه می‌کنی می‌بینی هرچند اوضاع سخت و برخلاف مراد بوده ولی تو پذیرفتی و گذشتی و حالا مقاومی در برابر نشدن‌ها.
پذیرفتن یعنی بزرگ شدن.
کاش حرف دهنتون رو بفهمید.
اینا عشق نیست بچه‌بازیه گلم.
لابلای تند تند حرف زدنا و خط و نشون کشیدناتون، یه نگاه به چشمای طرف بندازین.
شاید منصرف شدید.
هشدار! هشدار!
به چشم هایش نگاه نکنید؛
خطر خفگی در دریای مواج چشمانش و غرق شدگی در بن بست عشق.
دیدین بعضی آدما چقدر دوست‌داشتنی‌ان؟
هیچی منم ندیدم.
به نمایشگاه کتاب رفتم.
کودکی را در کوچه زدم.
بیا یکی دو روز به ظرافت های حال خوب کن، بیشتر دقت کنیم. مثلا به انحنای لبخند آدمایی که نمیشناسیشون یا میشناسیشون. به دست های مامانت. به زلالی آب. به گرمای چای. به دست چروکیده ی یه خانوم 60 ، 70 ساله ای که میله ی مترو رو گرفته. به حال خوش برگای سبز بهار. به نسیم صبح. به آواز چلچله ها و گنجشک ها. به نور. هر جا نور آفتاب رو دیدی دستتو بگیر زیرش، گرماشو بغل کن، فکر کن که این نور و گرما از چقدر دور، از چقدررر دور داره میاد تا برسه به دستت. به دستت زیر نور آفتاب نگاه کن! و به رگ های دستت اگه دیده میشن.
قشنگ نیستن؟ فوقلعاده س:))
#ممبرنویس
[ اگه فصلِ زردِ باغچمه، بلدم بهار شم. ]
انقدر که من خوابم می‌آد، خود خواب نمی‌آد.