اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
فقط لطف کنید یه جوری از چشمم بیوفتید که دیگه حتی خودمم نتونم بیارمتون بالا.
آنان که نور خورشید خواهند، روی ماهت را نبینند.
هانا می‌گه من یه قانون دارم اینکه تمام چیزای بد تو تمام خوبای عالم میتونه دیده بشه.
واسه همین انتظار دارم از همه که دیو شن.
[ و ما به زوال عادت خواهیم کرد. ]
خفنی چون همه‌جات دهنیه جیگر.💋
اون عطرم که بوی دوست داشتنت می‌ده رو به مچ دستم می‌زنم و بعدش اشکامو باهاش پاک می‌کنم. اینجوری خوشبو‌تر می‌شه.
اگر دستتون به دهنتون می‌رسه، ببندینش.
با ترس‌هام روبرو شدم. رفتم دندون‌پزشکی و این خوب بود چون بعد از مدت‌ها تونستم یه چیزی رو حس کنم. هرچند اون حس درد بود.
یه طرف لبم رو احساس نمی‌کنم و می‌دونم مسخره‌س اما کل بدنم تعادلشو از دست داده.
راستی من از اکانت اصلیم لاگ‌اوت کردم و حالا حالا ها هم قرار نیست لاگ‌این کنم. اگر کاری دارین که فکر می‌کنین خیلی واجبه و اگر نگین می‌میرین به اون باتی که تو بیوی کاناله پیام بدین.
نمره‌ی روحی روانیم هم صفر از صد.
جوری رفتار می‌کنید که انگار جنگه و لابد حرفاتونم سلاح‌های شیمیایی‌تونه نه؟
این همه دشمن دلیل جنگیدن نمی‌شه.
خوبی هرکسی رو بردار و ببر یه گوشه قلبت نگه‌دار.
چوب لا چرخشون نکنی دور می‌گیرن.
جز خودشون ما هم خبر داریم. «هیچی نیستن.»
Forwarded from [ بنفشیات ]
حاتمه ابراهیم‌زاده :

گاهی وقتها آدما میرن که پیدا بشن،هر رفتنی که به معنای دور شدن و گم شدن نیست،یه روز میفهمی برای پیداکردن اونچه که یه عمره دنبالشی برای یه رهایی همیشگی، باید جاهای بزرگ تری بدنبالش گشت باید نفس های بلند و طولانی تری رو کشید، نه میون آدم ها و اتفاقات ریز و درشتشون، یه جای دور،
یه جایی که زیر سقف آسمونش،بشه دوباره و دوباره از نو زنده شد.هر رفتنی به معنای دور شدن نیست گاهی وقتا آدما میرن که پیدا بشن...

@Banafshiat
[گاھی گلی، گاھی ھم بد خاری]
اینکه جدیداً نمی‌تونم بنویسم چیز جدیدی نیست و این قید جدیداً که اول جمله‌ بکار بردم هم اشتباهه. در واقع چند وقتی می‌شه که اینطوریه اوضاع. و من این سری جوری کلماتم رو گم کردم که اصلاً یادم نمی‌آد قبلاً چجوری می‌نوشتم. انگار که من از اولش هم هیچ‌وقت قابلیت نوشتن نداشتم. و این خیلی غم‌انگیزه. چون که موضوعات ریز و درشتی تو سرمه که دلم می‌خواد راجع بهشون بنویسم یا حتی صحبت کنم؛ اما انگار که مرتب کردن کلمات و جاری کردنشون یه قدرت فراانسانیه که همه‌ی جهانیان دارن، جز من.
ولی یادمه یه زمانی مرد بود و قولش.
و بله.
شدیم هزارتا.
You can't miss what you never had.