من بی اخلاق تر از بقیه نیستم!
نتایج یک پژوهش نشان می دهد افراد میل دارند خودشان را اخلاقی تر و بهتر از بقیه بدانند، ولی این شکل خاصی دارد: آنها به این باور می رسند که در بعضی جنبه ها از دیگران اخلاقی تر عمل می کنند، ولی در دیگر ابعاد از بقیه بی اخلاق تر نیستند!
در این آزمایش از افراد خواسته شد احتمال اینکه برخی اعمال اخلاقی انجام بدهند یا از موارد غیراخلاقی دوری کنند بیان کنند، یافته ها حاکی از این بود که هرچند انجام موارد اخلاقی را خیلی محتمل نمی دانستند، ولی اغلب احتمال اجتناب از اعمال غیراخلاقی را نسبت به دیگران بالاتر ارزیابی می کردند. این البته به این دلیل است که افراد محرک ها و انگیزه های خود را بهتر می شناسند و گفته می شود اگر در مورد انگیزه های دیگران هم اطلاعاتی به فرد داده شود این احساس برتری اخلاقی کمرنگ می شود. گفته شده است این حس می تواند نتایج ناخواسته منفی هم داشته باشد.
گفته اند این نیاز به خودبرتربینی اخلاقی ضروری است، ما احتیاج داریم خودمان را ادم های خوبی بدانیم یا به زبان علمی تر یک خودانگاره اخلاقی مثبت داشته باشیم.
http://goo.gl/IKXW8H
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
نتایج یک پژوهش نشان می دهد افراد میل دارند خودشان را اخلاقی تر و بهتر از بقیه بدانند، ولی این شکل خاصی دارد: آنها به این باور می رسند که در بعضی جنبه ها از دیگران اخلاقی تر عمل می کنند، ولی در دیگر ابعاد از بقیه بی اخلاق تر نیستند!
در این آزمایش از افراد خواسته شد احتمال اینکه برخی اعمال اخلاقی انجام بدهند یا از موارد غیراخلاقی دوری کنند بیان کنند، یافته ها حاکی از این بود که هرچند انجام موارد اخلاقی را خیلی محتمل نمی دانستند، ولی اغلب احتمال اجتناب از اعمال غیراخلاقی را نسبت به دیگران بالاتر ارزیابی می کردند. این البته به این دلیل است که افراد محرک ها و انگیزه های خود را بهتر می شناسند و گفته می شود اگر در مورد انگیزه های دیگران هم اطلاعاتی به فرد داده شود این احساس برتری اخلاقی کمرنگ می شود. گفته شده است این حس می تواند نتایج ناخواسته منفی هم داشته باشد.
گفته اند این نیاز به خودبرتربینی اخلاقی ضروری است، ما احتیاج داریم خودمان را ادم های خوبی بدانیم یا به زبان علمی تر یک خودانگاره اخلاقی مثبت داشته باشیم.
http://goo.gl/IKXW8H
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Quartz
We’re wired to believe we’re good people—or at least not as bad as everyone else
Holier than thou? Sometimes. Less evil than thou? Always.
در باب نگرش سیستمی
شاید این شعر-ضرب المثل را شنیده باشید که بسیاری برای اشاره به کل نگری و تفکر سیستمی به کار می برند:
"میخی افتاد، بخاطر یک میخ نعلی افتاد،در پی نعل، اسبی افتاد و سپس سوار افتاد...
بخاطر افتادن سوار جنگی شکست خورد! با شکست در جنگ، مملکتی نابود شد و این ها همه بخاطر شخصی بود که میخی را درست نکوبیده بود"
درباره گسترش بی سابقه ایدز در تایلند با همین نگاه می توان روایت جالبی داشت، ماجرا از این قرار بود: در سال 1988 پادشاه تایلند به مناسبت سالگرد تولد شصت سالگی اش دستور عفو 30000 زندانی را داد، زندانیانی که در میان انها معتادان تزریقی و مبتلایان ایدز هم وجود داشت.
گفتنی است تا آن زمان عمده مبتلایان به ایدز همین زندانیان و معتادان بودند و بیرون از زندان مسئله بیماری چندان جدی نبود. با آزاد شدن این زندانیان شیوع بیماری در بیرون از زندان هم شروع شد. نخست بسیاری از معتادان تزریقی غیرزندانی مبتلا شدند، گروه پرخطر بعدی کارگران جنسی بودند که به واسطه معتادان، سیل ایدز را شدت بخشیدند.
با توجه به شرایط خاص تایلند به ازای هر یک نفر کارگر جنسی 150 نفر مرد وجود دارد (آماری از سرانه آن در دیگر کشورها ندیدم، ولی به طور مشخص در تایلند این رقم بسیار بالاست) و با توجه به اینکه در اینجا هم قانون عرضه و تقاضا حاکم است، مردانی تایلندی هم هر از چندی به این روابط خارج از ازدواج رو می آوردند و علاوه بر خود، همسرشان و حتی نوزادان آنها را هم آلوده می کردند،
نکته اساسی دیگر اینکه با توجه به دوره نهان بودن چند ساله بیماری، تشخیص مسئله در آغاز کار بسیار دشوار بود. به همین ترتیب در طی تنها چند سال آمار مبتلایان ایدز به حدود یک میلیون نفر رسید که از هر چهار یا پنج تایلندی،یکی مبتلا به این بیماری بود. اینکه چگونه توانسته اند این بیماری افسارگسیخته را کنترل کنند خود نمونه خوبی از طرح های بهداشتی موفق است.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
شاید این شعر-ضرب المثل را شنیده باشید که بسیاری برای اشاره به کل نگری و تفکر سیستمی به کار می برند:
"میخی افتاد، بخاطر یک میخ نعلی افتاد،در پی نعل، اسبی افتاد و سپس سوار افتاد...
بخاطر افتادن سوار جنگی شکست خورد! با شکست در جنگ، مملکتی نابود شد و این ها همه بخاطر شخصی بود که میخی را درست نکوبیده بود"
درباره گسترش بی سابقه ایدز در تایلند با همین نگاه می توان روایت جالبی داشت، ماجرا از این قرار بود: در سال 1988 پادشاه تایلند به مناسبت سالگرد تولد شصت سالگی اش دستور عفو 30000 زندانی را داد، زندانیانی که در میان انها معتادان تزریقی و مبتلایان ایدز هم وجود داشت.
گفتنی است تا آن زمان عمده مبتلایان به ایدز همین زندانیان و معتادان بودند و بیرون از زندان مسئله بیماری چندان جدی نبود. با آزاد شدن این زندانیان شیوع بیماری در بیرون از زندان هم شروع شد. نخست بسیاری از معتادان تزریقی غیرزندانی مبتلا شدند، گروه پرخطر بعدی کارگران جنسی بودند که به واسطه معتادان، سیل ایدز را شدت بخشیدند.
با توجه به شرایط خاص تایلند به ازای هر یک نفر کارگر جنسی 150 نفر مرد وجود دارد (آماری از سرانه آن در دیگر کشورها ندیدم، ولی به طور مشخص در تایلند این رقم بسیار بالاست) و با توجه به اینکه در اینجا هم قانون عرضه و تقاضا حاکم است، مردانی تایلندی هم هر از چندی به این روابط خارج از ازدواج رو می آوردند و علاوه بر خود، همسرشان و حتی نوزادان آنها را هم آلوده می کردند،
نکته اساسی دیگر اینکه با توجه به دوره نهان بودن چند ساله بیماری، تشخیص مسئله در آغاز کار بسیار دشوار بود. به همین ترتیب در طی تنها چند سال آمار مبتلایان ایدز به حدود یک میلیون نفر رسید که از هر چهار یا پنج تایلندی،یکی مبتلا به این بیماری بود. اینکه چگونه توانسته اند این بیماری افسارگسیخته را کنترل کنند خود نمونه خوبی از طرح های بهداشتی موفق است.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
وقت تلف کردن بد نیست!
گفته شده است که کمی وقت تلف کردن و کار را طول دادن نه تنها بد نیست، بلکه برای افزایش خلاقیت ضروری هست. یک پژوهش نشان می دهد که کسانی که قبل از کار با رایانه بازی می کنند، بیشتر از کسانی که بی درنگ به کار می پردازند، خلاقیت نشان می دهند! بزرگانی همچون لوترکینگ و جابز هم این ویژگی را داشتند که کارها را تا آخرین لحظه کش می دادند.
علت را این ذکر کرده اند که برای خلاقیت باید چشم اندازی تازه و نو را برگزید و این برای کسانی که فوری سراغ کارشان می روند ممکن نیست، برای نشان دادن موضوع از تصویرهای معروف خطای دید استفاده شده است که در نگاه نخست یکی از تصویرها را می بینیم، ولی برای دیدن دیگری باید کمی وقت صرف کرد. داستان خلاقیت و طرحی نو درانداختن هم جز این نیست. پس در حد معقول وقت تلف کنید! 😊
https://goo.gl/VJXgQv
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
گفته شده است که کمی وقت تلف کردن و کار را طول دادن نه تنها بد نیست، بلکه برای افزایش خلاقیت ضروری هست. یک پژوهش نشان می دهد که کسانی که قبل از کار با رایانه بازی می کنند، بیشتر از کسانی که بی درنگ به کار می پردازند، خلاقیت نشان می دهند! بزرگانی همچون لوترکینگ و جابز هم این ویژگی را داشتند که کارها را تا آخرین لحظه کش می دادند.
علت را این ذکر کرده اند که برای خلاقیت باید چشم اندازی تازه و نو را برگزید و این برای کسانی که فوری سراغ کارشان می روند ممکن نیست، برای نشان دادن موضوع از تصویرهای معروف خطای دید استفاده شده است که در نگاه نخست یکی از تصویرها را می بینیم، ولی برای دیدن دیگری باید کمی وقت صرف کرد. داستان خلاقیت و طرحی نو درانداختن هم جز این نیست. پس در حد معقول وقت تلف کنید! 😊
https://goo.gl/VJXgQv
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
World Economic Forum
Need to boost your creativity? Just procrastinate
The most effective way to tackle a new creative assignment is to put it off for a while, according to a psychologist.
درسی از اقتصاد رفتاری: خطای پس از تکمیل
در فارسی از "خر کسی از پل گذشتن" به این معنا استفاده می کنند که فرد بعد از انجام شدن کارش حرف های قبلی اش را فراموش می کند و رفتاری متفاوت را پیش می گیرد. مفهومی مشابه در اقتصاد رفتاری وجود دارد؛ این ضرب المثل در واقع به یک خطای رایج رفتاری انسان ها اشاره می کند که به آن خطای پس از تکمیل (پست کامپلیشن) می گویند، یعنی "انسان ها پس از انجام شدن اصل کار خود جزئیات فرعی آن را از یاد می برند". این خطا طبیعی است و به دلیل سازوکار ذهنی انسان ها رخ می دهد. گفته می شود انسان ها از تکمیل کارها نوعی لذت را تجربه می کنند و از این روست که در ترفندهای مدیریت زمان به افراد توصیه می شود کارها را رتبه بندی کنند و تا اولویت نخست تمام نشده است سراغ بعدی نروند (برخی این را دام تکمیل هم نامیده اند).
علت اینکه در دستگاه های خودپرداز ابتدا کارت و سپس پول را تحویل می گیریم همین خطای پس از تکمیل است، زیرا پس از گرفتن پول، ذهن کار را تمام شده تلقی می کند و اگر ابتدا پول تحویل شد، احتمال بیشتری دارد مشتری کارت خود را فراموش کند. در نمونه ای دیگر، باک بنزین بعضی از ماشین ها درپوشی دارد و برای بنزین زدن پس از باز کردن دریچه اصلی اصلی باید درپوش را هم باز کنید، بنزین بزنید و پس از اتمام کار دوباره درپوش و سپس دریچه اصلی را ببندید (شبیه چیزی که پیشتر یا شاید اکنون در پراید دیده می شد)، به دلیل همین خطا بسیار احتمال داشت که این درپوش فراموش شود، زیرا افراد پس از زدن بنزین کار را تمام شده فرض می کردند. از این رو شرکت های خودرو سازی برای جلوگیری از خطا این درپوش را حذف کردند.
درس این خطا به طور خلاصه اینست: اگر فروختن دسر برایمان مهم است، یادمان باشد احتمال زیادی دارد بسیاری از مشتریان بعد از خوردن غذای اصلی آن را فراموش کنند.
Completion Bias
Post Completion Error
https://goo.gl/veZ9Em
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در فارسی از "خر کسی از پل گذشتن" به این معنا استفاده می کنند که فرد بعد از انجام شدن کارش حرف های قبلی اش را فراموش می کند و رفتاری متفاوت را پیش می گیرد. مفهومی مشابه در اقتصاد رفتاری وجود دارد؛ این ضرب المثل در واقع به یک خطای رایج رفتاری انسان ها اشاره می کند که به آن خطای پس از تکمیل (پست کامپلیشن) می گویند، یعنی "انسان ها پس از انجام شدن اصل کار خود جزئیات فرعی آن را از یاد می برند". این خطا طبیعی است و به دلیل سازوکار ذهنی انسان ها رخ می دهد. گفته می شود انسان ها از تکمیل کارها نوعی لذت را تجربه می کنند و از این روست که در ترفندهای مدیریت زمان به افراد توصیه می شود کارها را رتبه بندی کنند و تا اولویت نخست تمام نشده است سراغ بعدی نروند (برخی این را دام تکمیل هم نامیده اند).
علت اینکه در دستگاه های خودپرداز ابتدا کارت و سپس پول را تحویل می گیریم همین خطای پس از تکمیل است، زیرا پس از گرفتن پول، ذهن کار را تمام شده تلقی می کند و اگر ابتدا پول تحویل شد، احتمال بیشتری دارد مشتری کارت خود را فراموش کند. در نمونه ای دیگر، باک بنزین بعضی از ماشین ها درپوشی دارد و برای بنزین زدن پس از باز کردن دریچه اصلی اصلی باید درپوش را هم باز کنید، بنزین بزنید و پس از اتمام کار دوباره درپوش و سپس دریچه اصلی را ببندید (شبیه چیزی که پیشتر یا شاید اکنون در پراید دیده می شد)، به دلیل همین خطا بسیار احتمال داشت که این درپوش فراموش شود، زیرا افراد پس از زدن بنزین کار را تمام شده فرض می کردند. از این رو شرکت های خودرو سازی برای جلوگیری از خطا این درپوش را حذف کردند.
درس این خطا به طور خلاصه اینست: اگر فروختن دسر برایمان مهم است، یادمان باشد احتمال زیادی دارد بسیاری از مشتریان بعد از خوردن غذای اصلی آن را فراموش کنند.
Completion Bias
Post Completion Error
https://goo.gl/veZ9Em
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Harvard Business Review
Your Desire to Get Things Done Can Undermine Your Effectiveness
Don’t use all your energy on mundane tasks.
درس های اقتصاد رفتاری : "دام اکنون"
یک از ویژگی های ذهن انسان اینست که وزن زمان حال برای آن بسیار بیشتر از آینده است و در شرایط عادی آینده را فدای حال می کند، به این "دام اکنون" هم گفته اند. بسیار اتفاق افتاده است که لذت خوردن یک شیرینی را به تناسب اندام در آینده ترجیح داده ایم یا آرامش کشیدن یک سیگار را برتر از سلامت آینده دانسته ایم. از این روست که برخی ابزارهای مالی مانند کارت اعتباری که علی القاعده برای خرج های ضروری است برای کارهایی غیرضروری مانند شام در رستوران و خرید لباس خرج می شود.
پیشنهاد کرده اند برای گریز از این دام سعی کنید آینده را حتی الامکان ملموس کنید، تصوری کلی و انتزاعی از آینده نمی تواند در مقابل لذت زمان حال دوام بیاورد. در یک آزمایش جالب نشان داده اند کسانی که تصویر چند سال بعد خودشان را می بینند (تصویرهایی که با بعضی نرم افزارهای رایانه ای شما را پیرتر می کنند) تا دو برابر بیش از بقیه پول برای بازنشستگی شان کنار می گذارند!
می توان همین را برای مدیران سازمان ها که در فکر ترویج چشم انداز اند هم پیشنهاد کرد، آینده را تا حد ممکن ملموس کنید، چرا "سفر به آینده" را امتحان نمی کنید؟
http://goo.gl/c973o0
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
یک از ویژگی های ذهن انسان اینست که وزن زمان حال برای آن بسیار بیشتر از آینده است و در شرایط عادی آینده را فدای حال می کند، به این "دام اکنون" هم گفته اند. بسیار اتفاق افتاده است که لذت خوردن یک شیرینی را به تناسب اندام در آینده ترجیح داده ایم یا آرامش کشیدن یک سیگار را برتر از سلامت آینده دانسته ایم. از این روست که برخی ابزارهای مالی مانند کارت اعتباری که علی القاعده برای خرج های ضروری است برای کارهایی غیرضروری مانند شام در رستوران و خرید لباس خرج می شود.
پیشنهاد کرده اند برای گریز از این دام سعی کنید آینده را حتی الامکان ملموس کنید، تصوری کلی و انتزاعی از آینده نمی تواند در مقابل لذت زمان حال دوام بیاورد. در یک آزمایش جالب نشان داده اند کسانی که تصویر چند سال بعد خودشان را می بینند (تصویرهایی که با بعضی نرم افزارهای رایانه ای شما را پیرتر می کنند) تا دو برابر بیش از بقیه پول برای بازنشستگی شان کنار می گذارند!
می توان همین را برای مدیران سازمان ها که در فکر ترویج چشم انداز اند هم پیشنهاد کرد، آینده را تا حد ممکن ملموس کنید، چرا "سفر به آینده" را امتحان نمی کنید؟
http://goo.gl/c973o0
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Slate Magazine
Can Behavioral Economics Keep Us out of Debt?
This article is part of the United States of Debt, our third Slate Academy. Join Slate’s Helaine Olen as she explores the reality of owing money in...
استراتژی هنر انتخاب کارهایی است که انجام نمی دهیم!
می توان تشبیهی از استراتژی برای این تصویر داشت، همزمان بالاترین کیفیت و قیمت را داشتن همین شترگاوپلنگ را نتیجه می دهد.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
می توان تشبیهی از استراتژی برای این تصویر داشت، همزمان بالاترین کیفیت و قیمت را داشتن همین شترگاوپلنگ را نتیجه می دهد.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اَبَرمدیران!
بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!
گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.
تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!
http://goo.gl/hgqz4O
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!
گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.
تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!
http://goo.gl/hgqz4O
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Business Insider
Here's the tricky interview question Larry Ellison asked to hire extremely smart employees
Ellison was a "superboss," and this is one reason why.
واقعیت های تلخ مدیریت!
1) مدیریت فقط و فقط سیاست است، با صداقت و سادگی کار پیش نمی رود. سیاست ورز خوبی باش.
2) هرچه موفق تر شوی بیشتر نامحبوب می شوی و دوستان کمتری داری. قرار نیست همه را خشنود کنی.
3) برای دیگران آنقدر که خودت فکر می کنی جالب و جذاب نیستی، به جای خودت روی آنها تمرکز کن.
4) کسی که هیچ ترسی نداشته باشد به دنیا نیامده است، همه می ترسند، این را بدان و با آنها روبه رو شو.
5) همیشه زیر نظری، مواظب هر لحظه ات باش. اوقاتت را با ادم های محدودی تقسیم کن.
6) انرژی ات محدود است، ان را به صورت بهینه استفاده کن و مواظب هدر رفتنش باش.
7) قرار نیست منم منم کنی و مستقیم همه اعتبار را برای خودت جمع کنی، به دیگران و کارکنان اعتبار بده و در سایه غیرمستقیم خودت را تبلیغ کن، این روش هوشمندانه تری است! کاری کن دیگران از تو بگویند.
8) از این و آن ناله نکن، غرغرهایت را برای همان حلقه کوچک دوستان نگه دار.
9) از مسئولیت روزمره باید فراتر بروی، تو در یک سیستم کار نمی کنی، باید سیستم خودت را بسازی. شرح وظیفه ات را خودت می نویسی نه بقیه!
10) شبکه سازی و رابطه ایجاد کردن را به خوبی بیاموز، سعی کن از هر ارتباط کوچکی برای پیشبرد اهداف حرفه ای استفاده کنی، هر لحظه زندگی ات جنگ است!
11)زندگی تو فقط کار نیست، اوقات شخصی ات و خلوتت را از دست نده!
http://goo.gl/mU2ucL
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
1) مدیریت فقط و فقط سیاست است، با صداقت و سادگی کار پیش نمی رود. سیاست ورز خوبی باش.
2) هرچه موفق تر شوی بیشتر نامحبوب می شوی و دوستان کمتری داری. قرار نیست همه را خشنود کنی.
3) برای دیگران آنقدر که خودت فکر می کنی جالب و جذاب نیستی، به جای خودت روی آنها تمرکز کن.
4) کسی که هیچ ترسی نداشته باشد به دنیا نیامده است، همه می ترسند، این را بدان و با آنها روبه رو شو.
5) همیشه زیر نظری، مواظب هر لحظه ات باش. اوقاتت را با ادم های محدودی تقسیم کن.
6) انرژی ات محدود است، ان را به صورت بهینه استفاده کن و مواظب هدر رفتنش باش.
7) قرار نیست منم منم کنی و مستقیم همه اعتبار را برای خودت جمع کنی، به دیگران و کارکنان اعتبار بده و در سایه غیرمستقیم خودت را تبلیغ کن، این روش هوشمندانه تری است! کاری کن دیگران از تو بگویند.
8) از این و آن ناله نکن، غرغرهایت را برای همان حلقه کوچک دوستان نگه دار.
9) از مسئولیت روزمره باید فراتر بروی، تو در یک سیستم کار نمی کنی، باید سیستم خودت را بسازی. شرح وظیفه ات را خودت می نویسی نه بقیه!
10) شبکه سازی و رابطه ایجاد کردن را به خوبی بیاموز، سعی کن از هر ارتباط کوچکی برای پیشبرد اهداف حرفه ای استفاده کنی، هر لحظه زندگی ات جنگ است!
11)زندگی تو فقط کار نیست، اوقات شخصی ات و خلوتت را از دست نده!
http://goo.gl/mU2ucL
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
ما و آنها
چارلز شواب از مدیران برجسته آمریکایی در نیمه نخست قرن بیستم بود، مشاوری به نام آیوی لی با او توافق می کند اگر پیشنهادهای او به کار شواب نیامد پولی هم دریافت نکند. بعد از چندی لی از او می خواهد که به مدت سه ماه یک فن را استفاده کند و بعد هر چقدر که فکر کرد برایش ارزش داشته است، به همان میزان پول به لی پرداخت کند. (چیزی که امروز مشاوران زیر بارش نمی روند).
بعد از سه ماه، شواب به مشاورش سی و پنج هزار دلار معادل 250 هزار دلار امروز پرداخت کرد! اما آن فن چه بود؟
شش کار مهمی که باید انجام بدهی را خودت بنویس، آنها را به ترتیب اولویت رتبه بندی کن و تا کار اول را تمام نکرده ای سراغ دومی نرو و همین طور الی آخر. بعد از سه ماه یا همه کارها انجام شده است و اگر هم نشده باشد، دستکم مهمترین ها انجام شده است!
شما برای این پیشنهاد چقدر پرداخت می کردید؟ 😊
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
چارلز شواب از مدیران برجسته آمریکایی در نیمه نخست قرن بیستم بود، مشاوری به نام آیوی لی با او توافق می کند اگر پیشنهادهای او به کار شواب نیامد پولی هم دریافت نکند. بعد از چندی لی از او می خواهد که به مدت سه ماه یک فن را استفاده کند و بعد هر چقدر که فکر کرد برایش ارزش داشته است، به همان میزان پول به لی پرداخت کند. (چیزی که امروز مشاوران زیر بارش نمی روند).
بعد از سه ماه، شواب به مشاورش سی و پنج هزار دلار معادل 250 هزار دلار امروز پرداخت کرد! اما آن فن چه بود؟
شش کار مهمی که باید انجام بدهی را خودت بنویس، آنها را به ترتیب اولویت رتبه بندی کن و تا کار اول را تمام نکرده ای سراغ دومی نرو و همین طور الی آخر. بعد از سه ماه یا همه کارها انجام شده است و اگر هم نشده باشد، دستکم مهمترین ها انجام شده است!
شما برای این پیشنهاد چقدر پرداخت می کردید؟ 😊
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در گوگل تواضع داشته باشیم یا اعتماد به نفس؟
گوگل در پرسیدن سوالهای عجیب و غریب در مصاحبه های استخدامی شهرت دارد، سوال هایی مانند اینکه "مفهوم پایگاه داده را برای یک بچه هشت ساله توضیح بده" یا "چند توپ گلف در اتوبوس مدرسه جا می شود؟ یا "چرا درب کانال های فاضلاب های شهری گرد است" و مانند آن.
اما بنا به گفته مدیر منابع انسانی گوگل یک سوال اساسی هست که بنا به تحلیل ها بهتر می تواند موفقیت آینده فرد را در شغلش پیش بینی کند: "از بین یک تا پنج به خودت به عنوان یک مهندس نرم افزار چه امتیازی می دهی؟" به نظر سوال ساده ای است!
در پاسخ درست بین مردان و زنان تفاوت وجود دارد، بهترین پاسخ برای مردان 4 است، علت را چنین حدس می زنند که مردان اغلب توانمندی هایشان را بیشتر از حد ارزیابی می کنند و همچنین خودآگاهی کمتری نسبت به وضعیت خود و قابلیت هایشان دارند. اگر کسی امتیاز 4 به خود بدهد، می تواند نشانه ای از این تلقی شود که هم توانمندی های خوبی دارد و هم تا اندازه ای از وضعیت خود آگاه است و امکان یادگیری و بهبود را برای خود در نظر می گیرد. پس اندکی تواضع برای مردان بد نیست!
در مورد زنان قضیه متفاوت است و پاسخ مناسب 5 در نظر گرفته می شود. در شرح دلیل گفته اند جامعه از زنان انتظار تواضع بیش از اندازه دارد، زمانی که کسی به خود امتیاز 5 می دهد نشان می دهد که از توانمندی های خود بسیار مطمئن است و البته آدم جالبی هم هست که بر خلاف کلیشه رایج رفتار کرده است و این همان چیزی است که در گوگل به آن احتیاج دارند!
پیشنهاد: در به کارگیری این دیدگاه ها در ایران احتیاط کنید! 😊
http://goo.gl/ZcAIY5
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
گوگل در پرسیدن سوالهای عجیب و غریب در مصاحبه های استخدامی شهرت دارد، سوال هایی مانند اینکه "مفهوم پایگاه داده را برای یک بچه هشت ساله توضیح بده" یا "چند توپ گلف در اتوبوس مدرسه جا می شود؟ یا "چرا درب کانال های فاضلاب های شهری گرد است" و مانند آن.
اما بنا به گفته مدیر منابع انسانی گوگل یک سوال اساسی هست که بنا به تحلیل ها بهتر می تواند موفقیت آینده فرد را در شغلش پیش بینی کند: "از بین یک تا پنج به خودت به عنوان یک مهندس نرم افزار چه امتیازی می دهی؟" به نظر سوال ساده ای است!
در پاسخ درست بین مردان و زنان تفاوت وجود دارد، بهترین پاسخ برای مردان 4 است، علت را چنین حدس می زنند که مردان اغلب توانمندی هایشان را بیشتر از حد ارزیابی می کنند و همچنین خودآگاهی کمتری نسبت به وضعیت خود و قابلیت هایشان دارند. اگر کسی امتیاز 4 به خود بدهد، می تواند نشانه ای از این تلقی شود که هم توانمندی های خوبی دارد و هم تا اندازه ای از وضعیت خود آگاه است و امکان یادگیری و بهبود را برای خود در نظر می گیرد. پس اندکی تواضع برای مردان بد نیست!
در مورد زنان قضیه متفاوت است و پاسخ مناسب 5 در نظر گرفته می شود. در شرح دلیل گفته اند جامعه از زنان انتظار تواضع بیش از اندازه دارد، زمانی که کسی به خود امتیاز 5 می دهد نشان می دهد که از توانمندی های خود بسیار مطمئن است و البته آدم جالبی هم هست که بر خلاف کلیشه رایج رفتار کرده است و این همان چیزی است که در گوگل به آن احتیاج دارند!
پیشنهاد: در به کارگیری این دیدگاه ها در ایران احتیاط کنید! 😊
http://goo.gl/ZcAIY5
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
یک توصیه هارواردی برای مذاکره
دیپاک ملهورتا که از چهره های شناخته شده مذاکره است یک توصیه کاربردی مطرح می کند: به جای "چه" از "چرا" استفاده کنید!
تمرکز روی "آنچه" طرف دیگر مذاکره تقاضا دارد، می تواند کار را به بن بست برساند، به جای آن پرداختن به "چرایی" تقاضاهای وی می تواند کارسازتر باشد. با فهمیدن دلیل اصلی خواسته ها می توان بیشتر به موفقیت مذاکره امید داشت. برای مثال، وقتی طرف مقابل تقاضا زمان بیشتری می کند و شما تمایل به بستن سریعتر قرارداد دارید، با شناسایی دلیل این تاخیر (مثلا نبود منابع مالی و نه عدم تمایل به خرید) می توانید امکان رسیدن به توافق را بیشتر کنید. گاهی به جای "چه می خواهی" استفاده از "چرا می خواهی" مناسبتر است
http://goo.gl/ZqxAXB
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
دیپاک ملهورتا که از چهره های شناخته شده مذاکره است یک توصیه کاربردی مطرح می کند: به جای "چه" از "چرا" استفاده کنید!
تمرکز روی "آنچه" طرف دیگر مذاکره تقاضا دارد، می تواند کار را به بن بست برساند، به جای آن پرداختن به "چرایی" تقاضاهای وی می تواند کارسازتر باشد. با فهمیدن دلیل اصلی خواسته ها می توان بیشتر به موفقیت مذاکره امید داشت. برای مثال، وقتی طرف مقابل تقاضا زمان بیشتری می کند و شما تمایل به بستن سریعتر قرارداد دارید، با شناسایی دلیل این تاخیر (مثلا نبود منابع مالی و نه عدم تمایل به خرید) می توانید امکان رسیدن به توافق را بیشتر کنید. گاهی به جای "چه می خواهی" استفاده از "چرا می خواهی" مناسبتر است
http://goo.gl/ZqxAXB
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Fortune
The One Thing You Should Always Ignore During Negotiations
Deepak Malhotra, Harvard Business School professor, explains.
شایعه در سازمان مفید است!
در پژوهشی نشان داده شده است که شایعه در سازمان ها همیشه نقش منفی ندارد و همه افراد کم وبیش آن را انجام می دهند. به ویژه وقتی اطلاع رسانی از مدیران به خوبی انجام نگیرد، میزان شایعه هم افزایش می یابد و کمک می کند اطلاعات به دیگران هم برسد. همچنین گفته شده است که ردوبدل کردن شایعه گاهی اوقات نه تنها غیرحرفه ای نیست، بلکه اضطراب را کاهش می دهد و افراد را آماده مواجهه با عدم قطعیت های آینده می کند.
با این حال باید به یاد داشت شهرت یافتن شما به پخّاش! (پخش کننده) شایعه می تواند به پیشرفت شغلی شما آسیب برساند، خلاصه که بد نیست، ولی افراط نکنید. 😊
https://goo.gl/T44anL
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در پژوهشی نشان داده شده است که شایعه در سازمان ها همیشه نقش منفی ندارد و همه افراد کم وبیش آن را انجام می دهند. به ویژه وقتی اطلاع رسانی از مدیران به خوبی انجام نگیرد، میزان شایعه هم افزایش می یابد و کمک می کند اطلاعات به دیگران هم برسد. همچنین گفته شده است که ردوبدل کردن شایعه گاهی اوقات نه تنها غیرحرفه ای نیست، بلکه اضطراب را کاهش می دهد و افراد را آماده مواجهه با عدم قطعیت های آینده می کند.
با این حال باید به یاد داشت شهرت یافتن شما به پخّاش! (پخش کننده) شایعه می تواند به پیشرفت شغلی شما آسیب برساند، خلاصه که بد نیست، ولی افراط نکنید. 😊
https://goo.gl/T44anL
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Harvard Business Review
How to Talk About Office Politics with a New Colleague
Do you give them the dirt?
❤1
انعطاف داشتن یا نداشتن؟ مسئله اینست!
در یک آزمایش که در یک فروشگاه مواد خوراکی انجام گرفت، دو دسته از مشتریان انتخاب شدند و به هر یک از افراد در هر دو دسته یک کارت وفاداری دادند، به دسته اول این گزینه پیشنهاد شد که اگر 6 طعم متفاوت ماست را به ترتیب دلخواه خریداری کنند می توانند از جایزه برخوردار شوند و به دسته دوم گفته شد که باید 6 طعم متفاوت را به ترتیبی مشخص (اول طعم توت فرنگی، بعد طعم سیب و ...) خریداری کنند تا جایزه به آنها تعلق بگیرد.
همچنین برای اینکه میزان انگیزه آنها را برای شروع کار بسنجند، از شرکت کنندگان خواسته شد فردای آن روز برای فعال کردن کارت خود و شروع طرح دوباره به فروشگاه مراجعه کنند. چنانکه می توان انتظار داشت از دسته اول تعداد بیشتری مراجعه کردند (30 درصد در برابر 12 درصد)، ولی در کمال تعجب بعدها معلوم شد که درصد کسانی که طرح را دنبال و به انتها رساندند در میان دسته دوم به شکل معناداری بیشتر از دسته اول بود!
علت چیست؟ کسانی آن را به سادگی تصمیم گیری ربط داده اند، در حالت دوم با توجه به ساختار مشخص نیاز به تصمیم گیری های کمتری وجود دارد و همین باعث می شود افراد ساده تر آن را دنبال کنند. به زبان دیگر، برنامه با ساختار مشخص و از پیش تعیین شده هرچند تعداد افراد داوطلب را کم می کند، ولی در صورت پذیرش باعث می شود تعداد بیشتری برنامه را دنبال کنند. گفته می شود اگر انگیزه افراد قوی و کار ساده باشد بهتر است انعطاف پذیری را بالا ببریم، ولی در صورتی که انگیزه ها چندان بالا نباشد و کار نیازمند تغییر جدی نسبت به حالت عادی افراد است، برنامه دقیق و مشخص کارسازتر است.
به عنوان مدیر در ابتدا از خود بپرسید، آیا چالش اصلی من جلب تعداد بیشتر افراد است یا تعهد آنها؟ اگر چالش اصلی شما اولی است ساختار منعطف و در غیر این صورت ساختار دقیق و مشخص را به کار بگیرید
از کتاب بزرگ های کوچک نوشته رابرت چیالدینی و دیگران
https://goo.gl/ve3O80
کانال رهیافت
@Rahiaftchannel
در یک آزمایش که در یک فروشگاه مواد خوراکی انجام گرفت، دو دسته از مشتریان انتخاب شدند و به هر یک از افراد در هر دو دسته یک کارت وفاداری دادند، به دسته اول این گزینه پیشنهاد شد که اگر 6 طعم متفاوت ماست را به ترتیب دلخواه خریداری کنند می توانند از جایزه برخوردار شوند و به دسته دوم گفته شد که باید 6 طعم متفاوت را به ترتیبی مشخص (اول طعم توت فرنگی، بعد طعم سیب و ...) خریداری کنند تا جایزه به آنها تعلق بگیرد.
همچنین برای اینکه میزان انگیزه آنها را برای شروع کار بسنجند، از شرکت کنندگان خواسته شد فردای آن روز برای فعال کردن کارت خود و شروع طرح دوباره به فروشگاه مراجعه کنند. چنانکه می توان انتظار داشت از دسته اول تعداد بیشتری مراجعه کردند (30 درصد در برابر 12 درصد)، ولی در کمال تعجب بعدها معلوم شد که درصد کسانی که طرح را دنبال و به انتها رساندند در میان دسته دوم به شکل معناداری بیشتر از دسته اول بود!
علت چیست؟ کسانی آن را به سادگی تصمیم گیری ربط داده اند، در حالت دوم با توجه به ساختار مشخص نیاز به تصمیم گیری های کمتری وجود دارد و همین باعث می شود افراد ساده تر آن را دنبال کنند. به زبان دیگر، برنامه با ساختار مشخص و از پیش تعیین شده هرچند تعداد افراد داوطلب را کم می کند، ولی در صورت پذیرش باعث می شود تعداد بیشتری برنامه را دنبال کنند. گفته می شود اگر انگیزه افراد قوی و کار ساده باشد بهتر است انعطاف پذیری را بالا ببریم، ولی در صورتی که انگیزه ها چندان بالا نباشد و کار نیازمند تغییر جدی نسبت به حالت عادی افراد است، برنامه دقیق و مشخص کارسازتر است.
به عنوان مدیر در ابتدا از خود بپرسید، آیا چالش اصلی من جلب تعداد بیشتر افراد است یا تعهد آنها؟ اگر چالش اصلی شما اولی است ساختار منعطف و در غیر این صورت ساختار دقیق و مشخص را به کار بگیرید
از کتاب بزرگ های کوچک نوشته رابرت چیالدینی و دیگران
https://goo.gl/ve3O80
کانال رهیافت
@Rahiaftchannel
چرا احساس می کنیم اوضاع نسبت به قبل بدتر شده است؟ (اثر نوستالژی)
این را شاید بتوان به نوع عمل حافظه انسان ربط داد، پژوهش ها نشان می دهد که بیشترین تمرکز خاطرات انسان در دوران نوجوان و آغاز جوانی است (اوج آن را در 20 سالگی دانسته اند) و همچنین خاطرات اخیر را هم به دلیل تازگی به یاد می آوریم. با گذشت زمان، خاطرات خوب بیش از بدها به یاد آورده می شوند (همان پدیده "جوانی کجایی که یادش بخیر!") ولی رویدادهای منفی اخیر و کنونی همچنان وجود دارند، تازه اند و بسیار پررنگ تر از خاطرات قبلی در حافظه حضور دارند. از این رو این برداشت وجود دارد که دنیا و اوضاع نسبت به قبل بدتر شده است.
با این حال تردید نکنید که دنیای ما از گذشته بسیار بهتر است!
https://goo.gl/N0Sbu1
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
این را شاید بتوان به نوع عمل حافظه انسان ربط داد، پژوهش ها نشان می دهد که بیشترین تمرکز خاطرات انسان در دوران نوجوان و آغاز جوانی است (اوج آن را در 20 سالگی دانسته اند) و همچنین خاطرات اخیر را هم به دلیل تازگی به یاد می آوریم. با گذشت زمان، خاطرات خوب بیش از بدها به یاد آورده می شوند (همان پدیده "جوانی کجایی که یادش بخیر!") ولی رویدادهای منفی اخیر و کنونی همچنان وجود دارند، تازه اند و بسیار پررنگ تر از خاطرات قبلی در حافظه حضور دارند. از این رو این برداشت وجود دارد که دنیا و اوضاع نسبت به قبل بدتر شده است.
با این حال تردید نکنید که دنیای ما از گذشته بسیار بهتر است!
https://goo.gl/N0Sbu1
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
World Economic Forum
Your life is getting better. These 5 charts can prove it.
These five charts show how, in many ways, life is getting better, not worse.
سر به سر تگزاس نگذار!
قبل از اینکه جرج بوش از این جمله معروف در انتخابات ریاست جمهوری اش استفاده کند یک شعار دوست داشتنی و مثبت در ایالت تگزاس بود. ماجرای ان هم بر می گردد به سال ۱۹۸۵، وقتی که معلوم شد حتی افزایش هزینه نظافتِ جاده ها و بزرگراه های تگزاس به ۲۰ میلیون دلار، هنوز نتیجه خوبی عاید استان نساخت.
بررسی دقیق تر ماجرا نشان داد که افراد بین ۱۸ تا ۳۵ ساله کشاورز و کارگر که معمولا با وانت های شخصی در جاده های استان تردد می کنند بیشترین ایجاد کننده آشغال ها در مسیر روزانه شان هستند. بعد از مدتی مشورت و دریافت پیشنهاد برای ایجاد راه حل، به این نتیجه رسیدند که مردان جوان تگزاسی، حق طبیعی خود می بینند که سلطان مسیر رانندگی شان باشند چون مالیاتش را هم برای جاده و وانت و بنزین پرداخت کرده اند.
مسئولین متوجه شدند که با تنبیه و تهدید و حتی تقاضای محترمانه نمی توانند تفکر و توقع راننده های بین جاده ها را تغییر دهند. راه حل خارق العاده و هوشمندانه ای در برابرشان قرار گرفت که با طر فکر و شخصیت و هویت همه تگزاس منطبق بود. تابلوهای بسیار ساده و قابل روئیتی درست شد که فقط بر روی آن بازیگوشانه نوشته بود « با دم شیر تگزاس بازی نکن»
شعار ساده Don’t Mess With Texas بر روی احساس و منطق فرهنگی و ملی رانندگان استان تگزاس تاثیر گذاشت. رانندگانی که فکر می کردند این حق خدا داده شان است که بخورند و بپاشند و کوچکترین احساس ناراحتی از پرت کردن آشعال به اطراف جاده ها نداشته باشند. آمار پس از این همه سال، نشان می دهد که جاده های تگزاس ۷۲ درصد تمیزتر از قبل است.
http://goo.gl/n4IlgW
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
قبل از اینکه جرج بوش از این جمله معروف در انتخابات ریاست جمهوری اش استفاده کند یک شعار دوست داشتنی و مثبت در ایالت تگزاس بود. ماجرای ان هم بر می گردد به سال ۱۹۸۵، وقتی که معلوم شد حتی افزایش هزینه نظافتِ جاده ها و بزرگراه های تگزاس به ۲۰ میلیون دلار، هنوز نتیجه خوبی عاید استان نساخت.
بررسی دقیق تر ماجرا نشان داد که افراد بین ۱۸ تا ۳۵ ساله کشاورز و کارگر که معمولا با وانت های شخصی در جاده های استان تردد می کنند بیشترین ایجاد کننده آشغال ها در مسیر روزانه شان هستند. بعد از مدتی مشورت و دریافت پیشنهاد برای ایجاد راه حل، به این نتیجه رسیدند که مردان جوان تگزاسی، حق طبیعی خود می بینند که سلطان مسیر رانندگی شان باشند چون مالیاتش را هم برای جاده و وانت و بنزین پرداخت کرده اند.
مسئولین متوجه شدند که با تنبیه و تهدید و حتی تقاضای محترمانه نمی توانند تفکر و توقع راننده های بین جاده ها را تغییر دهند. راه حل خارق العاده و هوشمندانه ای در برابرشان قرار گرفت که با طر فکر و شخصیت و هویت همه تگزاس منطبق بود. تابلوهای بسیار ساده و قابل روئیتی درست شد که فقط بر روی آن بازیگوشانه نوشته بود « با دم شیر تگزاس بازی نکن»
شعار ساده Don’t Mess With Texas بر روی احساس و منطق فرهنگی و ملی رانندگان استان تگزاس تاثیر گذاشت. رانندگانی که فکر می کردند این حق خدا داده شان است که بخورند و بپاشند و کوچکترین احساس ناراحتی از پرت کردن آشعال به اطراف جاده ها نداشته باشند. آمار پس از این همه سال، نشان می دهد که جاده های تگزاس ۷۲ درصد تمیزتر از قبل است.
http://goo.gl/n4IlgW
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Evonomics
In the Pursuit of Reason We Lose a Part of What Makes Us Human - Evonomics
Have we trained ourselves to praise a false idol?
در باب یک افسانه رایج!
اغلب رایج است که صفات یک مدیر/رهبر خوب را بر می شمارند، بیشتر کتاب های مدیریتی در واقع توصیف ویژگی های مدیر خوب است. پژوهش ها نشان می دهد که صفاتی مانند برونگرا بودن، ظاهر خوب داشتن و .... که در فهرست بلندبالای ویژگی های مدیر خوب آورده می شود را باید با احتیاط تفسیر کرد. این ویژگی بیشتر با "برداشت دیگران از رهبر موفق" بستگی دارد تا اثربخشی و کارآمدی واقعی مدیران. اگر چنین ویژگی هایی را داشته باشید دیگران شما را احتمالا مدیر خوبی "تصور" و "تصویر" می کنند، اما اینکه از نظر معیارهای واقعی و عینی خوب عمل کنید بحث دیگری است.
برونگرایی یکی از این ویژگی هاست، گفته می شود که مدیر خوب بیشتر برونگرا است تا درونگرا، با آنکه 50 درصد از جمعیت برونگرا هستند، 96 درصد از مدیران و روسا این ویژگی را نشان می دهند. ظاهرا اوضاع کلی مدیریت به نفع برونگراهاست. اما گفته می شود درونگراها می توانند در بسیاری موارد موثرتر هم عمل کنند. وقتی محیط نامطمئن و سرشار از عدم قطعیت باشد و نیاز به درنظر گرفتن ایده ها و دیدگاه های گوناگون باشد، درونگراها موفق ترند. وقتی پیروان شما اهل نظر دادن و ابتکار هستند و نگرشی فعال به امور دارند، شاید با مدیر برونگرا مشکل پیدا کنند، برونگراها اغلب سعی می کنند بیشتر از شنیدن خود را در مرکز توجه قرار دهند و بحث ها را یکطرفه کنند که در بسیاری مواقع مطلوب نیست.
هرچند اغلب می گویند برونگراها رئیس خوبی می شوند و کارمندان فعال و خودانگیخته بهترین کارمندان هستند، ولی ترکیب این دو با هم بسیاری اوقات نتیجه مطلوبی ندارد. 😊
http://goo.gl/Ig3xQq
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اغلب رایج است که صفات یک مدیر/رهبر خوب را بر می شمارند، بیشتر کتاب های مدیریتی در واقع توصیف ویژگی های مدیر خوب است. پژوهش ها نشان می دهد که صفاتی مانند برونگرا بودن، ظاهر خوب داشتن و .... که در فهرست بلندبالای ویژگی های مدیر خوب آورده می شود را باید با احتیاط تفسیر کرد. این ویژگی بیشتر با "برداشت دیگران از رهبر موفق" بستگی دارد تا اثربخشی و کارآمدی واقعی مدیران. اگر چنین ویژگی هایی را داشته باشید دیگران شما را احتمالا مدیر خوبی "تصور" و "تصویر" می کنند، اما اینکه از نظر معیارهای واقعی و عینی خوب عمل کنید بحث دیگری است.
برونگرایی یکی از این ویژگی هاست، گفته می شود که مدیر خوب بیشتر برونگرا است تا درونگرا، با آنکه 50 درصد از جمعیت برونگرا هستند، 96 درصد از مدیران و روسا این ویژگی را نشان می دهند. ظاهرا اوضاع کلی مدیریت به نفع برونگراهاست. اما گفته می شود درونگراها می توانند در بسیاری موارد موثرتر هم عمل کنند. وقتی محیط نامطمئن و سرشار از عدم قطعیت باشد و نیاز به درنظر گرفتن ایده ها و دیدگاه های گوناگون باشد، درونگراها موفق ترند. وقتی پیروان شما اهل نظر دادن و ابتکار هستند و نگرشی فعال به امور دارند، شاید با مدیر برونگرا مشکل پیدا کنند، برونگراها اغلب سعی می کنند بیشتر از شنیدن خود را در مرکز توجه قرار دهند و بحث ها را یکطرفه کنند که در بسیاری مواقع مطلوب نیست.
هرچند اغلب می گویند برونگراها رئیس خوبی می شوند و کارمندان فعال و خودانگیخته بهترین کارمندان هستند، ولی ترکیب این دو با هم بسیاری اوقات نتیجه مطلوبی ندارد. 😊
http://goo.gl/Ig3xQq
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
The Economic Times
Business News Live, Share Market News - Read Latest Finance News, IPO, Mutual Funds News - The Economic Times
Business news today: Read India Business News Live. Latest Business news and updates on Finance, share market, IPO, and economy. Discover Business News Headlines, Top Financial News, and more on The Economic Times.
5 پرسش استراتژیک
در کدام حوزه ها مشغولی؟
چگونه در آنها ارزش ایجاد می کنی؟
مشتریانت چه کسانی هستند؟
ارزش پیشنهادیت به آنها چیست؟
قابلیتهای متمایزت برای ارائه ارزش چیست؟
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در کدام حوزه ها مشغولی؟
چگونه در آنها ارزش ایجاد می کنی؟
مشتریانت چه کسانی هستند؟
ارزش پیشنهادیت به آنها چیست؟
قابلیتهای متمایزت برای ارائه ارزش چیست؟
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
خلاقیت همیشه ستودنی است
یکی از هوشمندانه تبلیغ ها که مرزها را در می نورد. تناسب- بدقوارگی، مرد-زن همه حضور دارند. تبلیغ آبجو!
http://goo.gl/q7hA0z
@RahiaftChannel
یکی از هوشمندانه تبلیغ ها که مرزها را در می نورد. تناسب- بدقوارگی، مرد-زن همه حضور دارند. تبلیغ آبجو!
http://goo.gl/q7hA0z
@RahiaftChannel
در بخش خصوصی یک مدیر چند برابر یک کارگر/کارمند دریافتی دارد؟
جنجال فیش های حقوقی به این دلیل بسیار بالا گرفته است که قضیه مربوط به مدیران دولتی است، در بخش خصوصی دستمزدهای بالای مدیران برای بسیاری پذیرفتنی تر است. بد نیست ببینیم اوضاع در ایالات متحده که به پرداخت های بالا به مدیران شهرت دارد از چه قرار است. آمار مربوط به سه سال پیش 2013 است.
در شرکت های بزرگ و چند ملیتی می شود انتظار داشت دریافتی مدیر عامل بسیار بالاتر از کارمندان باشد، در رتبه اول شرکت سی وی اس کرمارک ایستاده است که مدیر عامل محترم ۴۲۲ برابر یک کارگر در شرکتش دریافتی دارد! وقتی درآمد شرکتت سالیانه 123 میلیارد دلار باشد، عجیب نیست حدود 12 میلیون دلارش را هم به تو بدهند. اگر بخواهیم قضیه را بومی کنیم برای ایران با در نظر گرفتن حداقل دستمزد ماهانه 812 هزار تومان دریافتی مدیر محترم در هر ماه ۳۴۲ میلیون چوق خواهد بود! 😊
در رتبه های بعدی باز هم نسبت ها جالب است مدیر عامل گودیر 323 برابر یک کارگر پول جیبش می گذارد یا در شرکت دیسنی این نسبت برابر 283 است.
جایی می خواندم مدیران بیشتر از وزن خودشان به طلا پول در می آورند، ظاهر خیلی بیراه نبوده است. 😊
http://goo.gl/NCa8Io
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
جنجال فیش های حقوقی به این دلیل بسیار بالا گرفته است که قضیه مربوط به مدیران دولتی است، در بخش خصوصی دستمزدهای بالای مدیران برای بسیاری پذیرفتنی تر است. بد نیست ببینیم اوضاع در ایالات متحده که به پرداخت های بالا به مدیران شهرت دارد از چه قرار است. آمار مربوط به سه سال پیش 2013 است.
در شرکت های بزرگ و چند ملیتی می شود انتظار داشت دریافتی مدیر عامل بسیار بالاتر از کارمندان باشد، در رتبه اول شرکت سی وی اس کرمارک ایستاده است که مدیر عامل محترم ۴۲۲ برابر یک کارگر در شرکتش دریافتی دارد! وقتی درآمد شرکتت سالیانه 123 میلیارد دلار باشد، عجیب نیست حدود 12 میلیون دلارش را هم به تو بدهند. اگر بخواهیم قضیه را بومی کنیم برای ایران با در نظر گرفتن حداقل دستمزد ماهانه 812 هزار تومان دریافتی مدیر محترم در هر ماه ۳۴۲ میلیون چوق خواهد بود! 😊
در رتبه های بعدی باز هم نسبت ها جالب است مدیر عامل گودیر 323 برابر یک کارگر پول جیبش می گذارد یا در شرکت دیسنی این نسبت برابر 283 است.
جایی می خواندم مدیران بیشتر از وزن خودشان به طلا پول در می آورند، ظاهر خیلی بیراه نبوده است. 😊
http://goo.gl/NCa8Io
کانال رهیافت
@RahiaftChannel