رهیافت – Telegram
رهیافت
855 subscribers
131 photos
25 videos
13 files
145 links
یادداشت های علم مدیریت و بازار

You get rewarded for unique knowledge, not for effort. Effort is required to create unique knowledge.

امیرحسین خالقی

تماس:

@AmirHosseinKHQ
و
Info@khaleQi.com
Download Telegram
رفع سو ء اثر!

بسیار شنیده ایم که برخورد اول بسیار اثرگذار است و تغییر آن کار ساده ای نیست، این برداشت اولیه تا مدتها ماندگار است و اگر دیگران برخورد اول منفی از شما داشته باشد، کارتان سخت می شود. در این مقاله هاروارد گفته شده است با تمام دشواری ها باز هم می توان به برخی ترفندها به تغییر در تصویر اولیه منفی امیدوار بود:


1- آنها را شگفت زده کنید: مغز به شکلی عمل می کند که انرژی را به صورت اقتصادی مصرف کند، اگر دلیل جدی برای تغییر باورهای قبلی پیدا نکند، همان ها را حفظ می کند. با شگفت زده کردن مخاطبان خود آنها دلیلی برای تغییر دیدگاهشان فراهم آورید. اگر شما را فردی ساکت و کم حرف می دانند، صحبتی کوتاه در یک جلسه کافی نیست، بد نیست گاهی به عنوان اولین نفر صحبت کنید و دیدگاهتان را مفصل شرح دهید. اگر دیگران پیش خودشان بگویند: "چی شده که این به حرف افتاده است؟" شما به مقصود خود رسیده اید.


2- بارها و بارها شگفت زدگی را تکرار کنید: یکبار شگفت زده کردن کافی نیست و افراد آن را تصادفی می دانند. در طی زمان شواهد کافی در اختیارشان قرار دهید که برداشت اولیه شان را تعدیل کنند. اگر به عنوان فردی وقت نشناس شناخته شده اید، یکی دو بار سر وقت آمدن برداشت دیگران را تغییر نمی دهد، باید بارها و بارها چنین کنید.


3- به دیگران نزدیک شوید: گاهی پس از آن برداشت منفی اولیه و واکنش های نه چندان دلچسب افراد، سعی می کنیم از آنها دور بمانیم این بدترین کار است، از قضا بد نیست از منطقه آرامش خود خارج شویم و به دیگران نزدیکتر شویم تا توانمندی ها نادیده شما بهتر نمایان شود. در اینجا به جای حرف عمل کنید.


4- صبور باشید: تغییر برداشت ها زمان می برد، انتظار نداشته باشیم در مدتی کوتاه دیدگاه ها عوض شود.


در پایان باید بگویم این ترفندها را باید برای کسانی به کار گرفت که تغییر دیدگاه شان برای شما مهم باشد، اینجا هم ملاحظات هزینه و فایده را باید در نظر داشت: آقا یا خانم فلانی حتی اگر دیدگاه مثبتی هم داشته باشد خیری به شما نمی رساند، پس ارزش ندارد برای تغییر دیدگاه منفی احتمالی او وقت بگذارید. 😊

https://goo.gl/Lxkrt2

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
هزینه فرصت

یکی از مفاهیم بنیادین اقتصاد و مدیریت همین هزینه فرصت است، به این معنی که وقتی پول و منابع خود را صرف کاری می کنید، امکان استفاده از آن را در کارهای دیگر (سرمایه گذاری و خرید دیگر کالاها) از دست می دهید. برای مثال، وقتی برای خرید خانه یک میلیارد تومان خرج می کنید، دیگر منافع احتمالی که می توانستید با آن پول داشته باشید را از دست می دهید و این را می توان هزینه فرصت خرید شما به حساب آورد.

در قیمت گذاری این گاهی رخ می دهد که فروشنده تصور می کند به دلیل اینکه قیمتش از دیگر رقبا مناسبتر است (هزینه فرصت کمتری دارد)، پس گزینه انتخابی مشتریان هم ناگزیر محصول او خواهد بود. پژوهش ها نشان می دهد که گاهی مشتریان این مزیت قیمتی را چنان که باید پررنگ تلقی نمی کنند و باید آن را به رخشان کشید.

شاید به نظر بدیهی برسد که هر کسی می داند که پول کمتر خرج کردن بهتر است (هزینه فرصت کمتری دارد)، اما تجربه نشان داده است که مشتریان گاهی چنان درگیر تصمیم های متعدد و بمباران اطلاعات هستند که به این هزینه فرصت ها بی توجه می مانند و یادآوری آنها می تواند گاهی موثر باشد.

در یک آزمایش دو گروه را انتخاب کردند و به یکی گروه خرید یک دی. وی. دی 14.99 دلاری را پیشنهاد دادند تا انتخاب کنند که "محصول را بخرند" یا "محصول را نخرند". به گروه دیگر پیشنهاد دادند که "محصول را بخرند" یا "14.99 دلار را نگه دارند و با آن چیز دیگری بخرند". از نظر معنا و محتوا پیشنهادها به دو گروه تفاوتی نداشت، ولی میزان موافقت با خرید در گروه نخست 75 درصد و در گروه بعدی 55 درصد بود!

صرف یادآوری هزینه فرصت می تواند در تصمیم مشتری اثرگذار باشد. در مذاکره و تبلیغات این ترفند موثری است که مزیت قیمتی (هزینه فرصت) خود را به مشتری یادآوری کنیم. این را در تبلیغ بارگن بوز ببینید که برندهای برتر (برندهای دوم و چهارم از سمت چپ تصویر) را با همان قیمت برندهای متوسط (برندهای اول و سوم از سمت چپ تصویر) عرضه کرده است.

http://goo.gl/VUmgr1

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اصل تایید اجتماعی

در تبلیغ برای بیمه عمر عبارت های نطیر این را بسیار شنیده ایم: 90 درصد از مردم ایران علی رغم مزایای پرشمار از آن استفاده نمی کنند یا از ده نفر نه نفر بیمه عمر ندازند و ...

آیا این مضمون تبلیغ موثر است؟
پژوهش ها نشان می دهد جواب منفی است!

دلیل آن را باید در همان تایید اجتماعی جست، مشتری احتمالی خواهد گفت: من هم یکی مثل آن 90 درصد! قدرت تایید اجتماعی را دستکم نگیرید.

https://goo.gl/BZu0xW

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
نگذارید کارکنانتان فقط به کار فکر کنند!

در این مقاله هاروارد بیزنس ریویو گفته است که حتی در محیط های کاری پرفشار هم برای خود کارکنان و هم برای مدیران آنها بهتر است که افراد فقط هویت کاری نداشته باشند و کار را آنقدر بزرگ تعریف نکنیم که جای دیگر جنبه های زندگی را هم بگیرد.

بسیاری سازمان ها کارمند ایده ال را کسی می دانند که زندگی اش را وقت کارش کرده باشد، چیزی که در بعضی شغل ها شاید تا حدی اجتناب ناپذیر به نظر برسد. با این حال باید دانست، کارمندان شما فقط کارمند نیستند، بلکه هویت های دیگری مانند قهرمان ورزشی، هنرمند، نقش پدر و مادری و مانند آن هم می توانند داشته باشند. کارکنان در تفکیک زندگی شخصی و کاریشان به روش های مختلفی عمل می کنند، برخی همه چیزشان را در کار تعریف می کنند و کسانی هم چنین نمی کنند.

نتایج این پژوهش نشان می دهد با آزاد گذاشتن کارکنان و پذیرش این هویت های مختلف خود سازمان ها نیز بهره مند می شوند و می توانند به از این منابع ارزشمند خود بهتر استفاده کنند. در اینجا توصیه شده است نه تنها این تنوع را بپذیرید و کارمندان خود را فقط کارمند نبینید، بلکه گاهی حتی به صورت رسمی آنها را وادار کنید به جنبه های دیگر زندگی شان هم برسند (اگر می بینید کارمندتان زیاد درگیر کارش شده است، گاهی او را به مرخصی اجباری بفرستید، این بیشتر به نفع شماست) 😊


https://goo.gl/SpSXaM

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
خودشناسی خوب نیست!

پژوهش های بسیاری داریم که اگر افراد شناخت مناسبی از قوت و ضعف های خود داشته باشند و همچنین برداشت دیگران از خودشان را به خوبی بشناسند، می توانند در مدیریت و البته روابط اجتماعی به خوبی عمل کنند. گفته شده است اگر تصویر خودتان نزد دیگران را به خوبی بشناسید، زندگی شادتری خواهید داشت. مقاله های مربوط هوش هیجانی چیزی جز این نمی گویند.

اما گویا قضیه متفاوت است، در این مقاله هاروارد بیزنس ریویو به یک آزمایش جالب اشاره شده است که بر اساس نتایج ارزیابی ها 360 درجه از مدیران هرچقدر نمره خودارزیابی فرد از نمره ای که دیگران به او می دهند کمتر باشد، عملکرد مدیریتی او بهتر بوده است! جالب اینجاست در مورد مهارت ها هم چنین بوده است و مدیرانی که برخی مهارت های خودشان را کمتر از ارزیابی دیگران می دیدند، در همان مهارت ها موثرتر ارزیابی شده اند!

گویا به جای آنکه از اهمیت شناخت درست خود صحبت کنیم، فروتنی و سخت گیری بر خود می تواند موثرتر باشد، دستکم در مدیریت که از قرار چنین است. والله اعلم. 😊

https://goo.gl/KXQiId

@RahiaftChannel
کانال رهیافت
گاهی باید ناسزا گفت

این حرف که می گویند ناسزا گفتن هیچگاه در مدیریت به کار نمی آید، حرف دقیقی نیست، گاهی ناسزا گفتن (البته با لحاظ بسیاری شرایط
فرهنگی، اجتماعی و سازمانی) می تواند در اقناع افراد موثر باشد. پژوهش زیر را ببینید و با خیال راحت "گاهی" در سازمانتان از فحش استفاده کنید، اما افراط نکنید 😊


http://goo.gl/Pw68cB

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
نکته ای برای مدیران:

پیشرفت تا حد زیادی نتیجۀ روحیۀ رقابت‏جوی فرد است و چنین خلق‏وخویی چه بسا تند باشد. بخشی از این رفتار را باید نتیجۀ تنازع هم دید. در بازاری كوچك با امكانهایی محدود، برخورداری از تنعماتی كه برای دیگران دست‏نیافتنی است حسادت مي‏آفریند، فردی كه در فشار حسودان است واكنش نشان مي‏دهد، رفتار او را متكبّرانه تلقی مي‏كنند، علت اولیۀ برخوردها را كنار مي‏گذارند و به معلول مي‏پردازند. <محمد قائد>

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
من بی اخلاق تر از بقیه نیستم!

نتایج یک پژوهش نشان می دهد افراد میل دارند خودشان را اخلاقی تر و بهتر از بقیه بدانند، ولی این شکل خاصی دارد: آنها به این باور می رسند که در بعضی جنبه ها از دیگران اخلاقی تر عمل می کنند، ولی در دیگر ابعاد از بقیه بی اخلاق تر نیستند!

در این آزمایش از افراد خواسته شد احتمال اینکه برخی اعمال اخلاقی انجام بدهند یا از موارد غیراخلاقی دوری کنند بیان کنند، یافته ها حاکی از این بود که هرچند انجام موارد اخلاقی را خیلی محتمل نمی دانستند، ولی اغلب احتمال اجتناب از اعمال غیراخلاقی را نسبت به دیگران بالاتر ارزیابی می کردند. این البته به این دلیل است که افراد محرک ها و انگیزه های خود را بهتر می شناسند و گفته می شود اگر در مورد انگیزه های دیگران هم اطلاعاتی به فرد داده شود این احساس برتری اخلاقی کمرنگ می شود. گفته شده است این حس می تواند نتایج ناخواسته منفی هم داشته باشد.

گفته اند این نیاز به خودبرتربینی اخلاقی ضروری است، ما احتیاج داریم خودمان را ادم های خوبی بدانیم یا به زبان علمی تر یک خودانگاره اخلاقی مثبت داشته باشیم.

http://goo.gl/IKXW8H

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در باب نگرش سیستمی

شاید این شعر-ضرب المثل را شنیده باشید که بسیاری برای اشاره به کل نگری و تفکر سیستمی به کار می برند:
"میخی افتاد، بخاطر یک میخ نعلی افتاد،در پی نعل، اسبی افتاد و سپس سوار افتاد...
بخاطر افتادن سوار جنگی شکست خورد! با شکست در جنگ، مملکتی نابود شد و این ها همه بخاطر شخصی بود که میخی را درست نکوبیده بود"

درباره گسترش بی سابقه ایدز در تایلند با همین نگاه می توان روایت جالبی داشت، ماجرا از این قرار بود: در سال 1988 پادشاه تایلند به مناسبت سالگرد تولد شصت سالگی اش دستور عفو 30000 زندانی را داد، زندانیانی که در میان انها معتادان تزریقی و مبتلایان ایدز هم وجود داشت.

گفتنی است تا آن زمان عمده مبتلایان به ایدز همین زندانیان و معتادان بودند و بیرون از زندان مسئله بیماری چندان جدی نبود. با آزاد شدن این زندانیان شیوع بیماری در بیرون از زندان هم شروع شد. نخست بسیاری از معتادان تزریقی غیرزندانی مبتلا شدند، گروه پرخطر بعدی کارگران جنسی بودند که به واسطه معتادان، سیل ایدز را شدت بخشیدند.

با توجه به شرایط خاص تایلند به ازای هر یک نفر کارگر جنسی 150 نفر مرد وجود دارد (آماری از سرانه آن در دیگر کشورها ندیدم، ولی به طور مشخص در تایلند این رقم بسیار بالاست) و با توجه به اینکه در اینجا هم قانون عرضه و تقاضا حاکم است، مردانی تایلندی هم هر از چندی به این روابط خارج از ازدواج رو می آوردند و علاوه بر خود، همسرشان و حتی نوزادان آنها را هم آلوده می کردند،

نکته اساسی دیگر اینکه با توجه به دوره نهان بودن چند ساله بیماری، تشخیص مسئله در آغاز کار بسیار دشوار بود. به همین ترتیب در طی تنها چند سال آمار مبتلایان ایدز به حدود یک میلیون نفر رسید که از هر چهار یا پنج تایلندی،یکی مبتلا به این بیماری بود. اینکه چگونه توانسته اند این بیماری افسارگسیخته را کنترل کنند خود نمونه خوبی از طرح های بهداشتی موفق است.

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
وقت تلف کردن بد نیست!

گفته شده است که کمی وقت تلف کردن و کار را طول دادن نه تنها بد نیست، بلکه برای افزایش خلاقیت ضروری هست. یک پژوهش نشان می دهد که کسانی که قبل از کار با رایانه بازی می کنند، بیشتر از کسانی که بی درنگ به کار می پردازند، خلاقیت نشان می دهند! بزرگانی همچون لوترکینگ و جابز هم این ویژگی را داشتند که کارها را تا آخرین لحظه کش می دادند.

علت را این ذکر کرده اند که برای خلاقیت باید چشم اندازی تازه و نو را برگزید و این برای کسانی که فوری سراغ کارشان می روند ممکن نیست، برای نشان دادن موضوع از تصویرهای معروف خطای دید استفاده شده است که در نگاه نخست یکی از تصویرها را می بینیم، ولی برای دیدن دیگری باید کمی وقت صرف کرد. داستان خلاقیت و طرحی نو درانداختن هم جز این نیست. پس در حد معقول وقت تلف کنید! 😊

https://goo.gl/VJXgQv

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
وقت تلف کردن بد نیست!

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
درسی از اقتصاد رفتاری: خطای پس از تکمیل

در فارسی از "خر کسی از پل گذشتن" به این معنا استفاده می کنند که فرد بعد از انجام شدن کارش حرف های قبلی اش را فراموش می کند و رفتاری متفاوت را پیش می گیرد. مفهومی مشابه در اقتصاد رفتاری وجود دارد؛ این ضرب المثل در واقع به یک خطای رایج رفتاری انسان ها اشاره می کند که به آن خطای پس از تکمیل (پست کامپلیشن) می گویند، یعنی "انسان ها پس از انجام شدن اصل کار خود جزئیات فرعی آن را از یاد می برند". این خطا طبیعی است و به دلیل سازوکار ذهنی انسان ها رخ می دهد. گفته می شود انسان ها از تکمیل کارها نوعی لذت را تجربه می کنند و از این روست که در ترفندهای مدیریت زمان به افراد توصیه می شود کارها را رتبه بندی کنند و تا اولویت نخست تمام نشده است سراغ بعدی نروند (برخی این را دام تکمیل هم نامیده اند).

علت اینکه در دستگاه های خودپرداز ابتدا کارت و سپس پول را تحویل می گیریم همین خطای پس از تکمیل است، زیرا پس از گرفتن پول، ذهن کار را تمام شده تلقی می کند و اگر ابتدا پول تحویل شد، احتمال بیشتری دارد مشتری کارت خود را فراموش کند. در نمونه ای دیگر، باک بنزین بعضی از ماشین ها درپوشی دارد و برای بنزین زدن پس از باز کردن دریچه اصلی اصلی باید درپوش را هم باز کنید، بنزین بزنید و پس از اتمام کار دوباره درپوش و سپس دریچه اصلی را ببندید (شبیه چیزی که پیشتر یا شاید اکنون در پراید دیده می شد)، به دلیل همین خطا بسیار احتمال داشت که این درپوش فراموش شود، زیرا افراد پس از زدن بنزین کار را تمام شده فرض می کردند. از این رو شرکت های خودرو سازی برای جلوگیری از خطا این درپوش را حذف کردند.

درس این خطا به طور خلاصه اینست: اگر فروختن دسر برایمان مهم است، یادمان باشد احتمال زیادی دارد بسیاری از مشتریان بعد از خوردن غذای اصلی آن را فراموش کنند.

Completion Bias
Post Completion Error

https://goo.gl/veZ9Em

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
درس های اقتصاد رفتاری : "دام اکنون"

یک از ویژگی های ذهن انسان اینست که وزن زمان حال برای آن بسیار بیشتر از آینده است و در شرایط عادی آینده را فدای حال می کند، به این "دام اکنون" هم گفته اند. بسیار اتفاق افتاده است که لذت خوردن یک شیرینی را به تناسب اندام در آینده ترجیح داده ایم یا آرامش کشیدن یک سیگار را برتر از سلامت آینده دانسته ایم. از این روست که برخی ابزارهای مالی مانند کارت اعتباری که علی القاعده برای خرج های ضروری است برای کارهایی غیرضروری مانند شام در رستوران و خرید لباس خرج می شود.

پیشنهاد کرده اند برای گریز از این دام سعی کنید آینده را حتی الامکان ملموس کنید، تصوری کلی و انتزاعی از آینده نمی تواند در مقابل لذت زمان حال دوام بیاورد. در یک آزمایش جالب نشان داده اند کسانی که تصویر چند سال بعد خودشان را می بینند (تصویرهایی که با بعضی نرم افزارهای رایانه ای شما را پیرتر می کنند) تا دو برابر بیش از بقیه پول برای بازنشستگی شان کنار می گذارند!

می توان همین را برای مدیران سازمان ها که در فکر ترویج چشم انداز اند هم پیشنهاد کرد، آینده را تا حد ممکن ملموس کنید، چرا "سفر به آینده" را امتحان نمی کنید؟

http://goo.gl/c973o0

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
استراتژی هنر انتخاب کارهایی است که انجام نمی دهیم!

می توان تشبیهی از استراتژی برای این تصویر داشت، همزمان بالاترین کیفیت و قیمت را داشتن همین شترگاوپلنگ را نتیجه می دهد.

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اَبَرمدیران!

بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!

گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.

تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!

http://goo.gl/hgqz4O

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
واقعیت های تلخ مدیریت!

1) مدیریت فقط و فقط سیاست است، با صداقت و سادگی کار پیش نمی رود. سیاست ورز خوبی باش.

2) هرچه موفق تر شوی بیشتر نامحبوب می شوی و دوستان کمتری داری. قرار نیست همه را خشنود کنی.

3) برای دیگران آنقدر که خودت فکر می کنی جالب و جذاب نیستی، به جای خودت روی آنها تمرکز کن.

4) کسی که هیچ ترسی نداشته باشد به دنیا نیامده است، همه می ترسند، این را بدان و با آنها روبه رو شو.

5) همیشه زیر نظری، مواظب هر لحظه ات باش. اوقاتت را با ادم های محدودی تقسیم کن.

6) انرژی ات محدود است، ان را به صورت بهینه استفاده کن و مواظب هدر رفتنش باش.

7) قرار نیست منم منم کنی و مستقیم همه اعتبار را برای خودت جمع کنی، به دیگران و کارکنان اعتبار بده و در سایه غیرمستقیم خودت را تبلیغ کن، این روش هوشمندانه تری است! کاری کن دیگران از تو بگویند.

8) از این و آن ناله نکن، غرغرهایت را برای همان حلقه کوچک دوستان نگه دار.

9) از مسئولیت روزمره باید فراتر بروی، تو در یک سیستم کار نمی کنی، باید سیستم خودت را بسازی. شرح وظیفه ات را خودت می نویسی نه بقیه!

10) شبکه سازی و رابطه ایجاد کردن را به خوبی بیاموز، سعی کن از هر ارتباط کوچکی برای پیشبرد اهداف حرفه ای استفاده کنی، هر لحظه زندگی ات جنگ است!

11)زندگی تو فقط کار نیست، اوقات شخصی ات و خلوتت را از دست نده!
http://goo.gl/mU2ucL
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
ما و آنها

چارلز شواب از مدیران برجسته آمریکایی در نیمه نخست قرن بیستم بود، مشاوری به نام آیوی لی با او توافق می کند اگر پیشنهادهای او به کار شواب نیامد پولی هم دریافت نکند. بعد از چندی لی از او می خواهد که به مدت سه ماه یک فن را استفاده کند و بعد هر چقدر که فکر کرد برایش ارزش داشته است، به همان میزان پول به لی پرداخت کند. (چیزی که امروز مشاوران زیر بارش نمی روند).

بعد از سه ماه، شواب به مشاورش سی و پنج هزار دلار معادل 250 هزار دلار امروز پرداخت کرد! اما آن فن چه بود؟

شش کار مهمی که باید انجام بدهی را خودت بنویس، آنها را به ترتیب اولویت رتبه بندی کن و تا کار اول را تمام نکرده ای سراغ دومی نرو و همین طور الی آخر. بعد از سه ماه یا همه کارها انجام شده است و اگر هم نشده باشد، دستکم مهمترین ها انجام شده است!

شما برای این پیشنهاد چقدر پرداخت می کردید؟ 😊

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در گوگل تواضع داشته باشیم یا اعتماد به نفس؟

گوگل در پرسیدن سوالهای عجیب و غریب در مصاحبه های استخدامی شهرت دارد، سوال هایی مانند اینکه "مفهوم پایگاه داده را برای یک بچه هشت ساله توضیح بده" یا "چند توپ گلف در اتوبوس مدرسه جا می شود؟ یا "چرا درب کانال های فاضلاب های شهری گرد است" و مانند آن.

اما بنا به گفته مدیر منابع انسانی گوگل یک سوال اساسی هست که بنا به تحلیل ها بهتر می تواند موفقیت آینده فرد را در شغلش پیش بینی کند: "از بین یک تا پنج به خودت به عنوان یک مهندس نرم افزار چه امتیازی می دهی؟" به نظر سوال ساده ای است!

در پاسخ درست بین مردان و زنان تفاوت وجود دارد، بهترین پاسخ برای مردان 4 است، علت را چنین حدس می زنند که مردان اغلب توانمندی هایشان را بیشتر از حد ارزیابی می کنند و همچنین خودآگاهی کمتری نسبت به وضعیت خود و قابلیت هایشان دارند. اگر کسی امتیاز 4 به خود بدهد، می تواند نشانه ای از این تلقی شود که هم توانمندی های خوبی دارد و هم تا اندازه ای از وضعیت خود آگاه است و امکان یادگیری و بهبود را برای خود در نظر می گیرد. پس اندکی تواضع برای مردان بد نیست!

در مورد زنان قضیه متفاوت است و پاسخ مناسب 5 در نظر گرفته می شود. در شرح دلیل گفته اند جامعه از زنان انتظار تواضع بیش از اندازه دارد، زمانی که کسی به خود امتیاز 5 می دهد نشان می دهد که از توانمندی های خود بسیار مطمئن است و البته آدم جالبی هم هست که بر خلاف کلیشه رایج رفتار کرده است و این همان چیزی است که در گوگل به آن احتیاج دارند!

پیشنهاد: در به کارگیری این دیدگاه ها در ایران احتیاط کنید! 😊

http://goo.gl/ZcAIY5

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
یک توصیه هارواردی برای مذاکره


دیپاک ملهورتا که از چهره های شناخته شده مذاکره است یک توصیه کاربردی مطرح می کند: به جای "چه" از "چرا" استفاده کنید!

تمرکز روی "آنچه" طرف دیگر مذاکره تقاضا دارد، می تواند کار را به بن بست برساند، به جای آن پرداختن به "چرایی" تقاضاهای وی می تواند کارسازتر باشد. با فهمیدن دلیل اصلی خواسته ها می توان بیشتر به موفقیت مذاکره امید داشت. برای مثال، وقتی طرف مقابل تقاضا زمان بیشتری می کند و شما تمایل به بستن سریعتر قرارداد دارید، با شناسایی دلیل این تاخیر (مثلا نبود منابع مالی و نه عدم تمایل به خرید) می توانید امکان رسیدن به توافق را بیشتر کنید. گاهی به جای "چه می خواهی" استفاده از "چرا می خواهی" مناسبتر است 

http://goo.gl/ZqxAXB

کانال رهیافت
@RahiaftChannel