آیا شما سیاست سازمانی را نفهمیده اید؟
در علم مدیریت بارها اشاره شده است که سیاست ورزی در سازمان ها ناگزیر است، نمی توان سازمانی را یافت که مدیران و کارکنان درگیر بازی قدرت نشوند، اصطلاح سیاست ورزی سازمانی (افیس پالیتیکز) در توصیف ارتباط های سازمانی بسیار رایج است، اساس مهارت سیاسی البته مذاکره، نفوذ و متقاعد سازی است، آن را نباید لزوما با از پشت خنجر زدن و زیرآبی رفتن یکی گرفت.
جرالد فریس، استاد مدیریت و روانشناسی دانشگاه فلوریدا در مصاحبه با سی مدیرعامل، 5 نشانه را ذکر می کند که نشان دهنده مهارت پایین سیاسی است:
1- پرت بودن: خبر نداشتن از تعامل و رفتارهای دیگران و همچنین برداشت بقیه از رفتار خودتان، آگاه نبودن از گروه بندی ها و بلوک های ذینفع. اگر از بده بستان های سازمان خبر ندارید، مهارت سیاسی شما تعریفی ندارد.
2- تمرکز بیش از اندازه بر نتیجه: اگر فقط به دستاورد و نتیجه پایانی فکر می کنید، بدون آنکه چگونگی رسیدن به آن را در نظر داشته باشید، یک جای کار می لنگد. افراد با میل توفیق طلبی بالا که فقط به نتیجه می پردازند بدون آنکه دیگران را در نظر داشته باشند، باید مهارت سیاسی خود را بالا ببرند.
3- خود را خوب نشان دادن: دیگران باید شما را باورپذیر بدانند، باید نشان بدهید خودتان هستید و کارتان نمایشی نیست، در خودشیرینی هم احتیاط کنید.
4- سیاست گریزی و انزوا: مهارت سیاسی در خلا روی نمی دهد، باید با دیگران در ارتباط بود، اگر از قلعه خودتان بیرون نمی آیید و عافیت جویی می کنید، توفیقی نخواهید داشت. سیاست گریزی باعث انزوای بیشتر می شود.
5- میل بیش از اندازه به محبوب ماندن: البته چهره خوب نشان دادن شرط سیاست است، ولی اگر "دوست داشته شدن" به هدف اصلی بدل شود، یعنی باید رویکرد خودتان را تغییر دهید.
http://goo.gl/U4f1v4
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
در علم مدیریت بارها اشاره شده است که سیاست ورزی در سازمان ها ناگزیر است، نمی توان سازمانی را یافت که مدیران و کارکنان درگیر بازی قدرت نشوند، اصطلاح سیاست ورزی سازمانی (افیس پالیتیکز) در توصیف ارتباط های سازمانی بسیار رایج است، اساس مهارت سیاسی البته مذاکره، نفوذ و متقاعد سازی است، آن را نباید لزوما با از پشت خنجر زدن و زیرآبی رفتن یکی گرفت.
جرالد فریس، استاد مدیریت و روانشناسی دانشگاه فلوریدا در مصاحبه با سی مدیرعامل، 5 نشانه را ذکر می کند که نشان دهنده مهارت پایین سیاسی است:
1- پرت بودن: خبر نداشتن از تعامل و رفتارهای دیگران و همچنین برداشت بقیه از رفتار خودتان، آگاه نبودن از گروه بندی ها و بلوک های ذینفع. اگر از بده بستان های سازمان خبر ندارید، مهارت سیاسی شما تعریفی ندارد.
2- تمرکز بیش از اندازه بر نتیجه: اگر فقط به دستاورد و نتیجه پایانی فکر می کنید، بدون آنکه چگونگی رسیدن به آن را در نظر داشته باشید، یک جای کار می لنگد. افراد با میل توفیق طلبی بالا که فقط به نتیجه می پردازند بدون آنکه دیگران را در نظر داشته باشند، باید مهارت سیاسی خود را بالا ببرند.
3- خود را خوب نشان دادن: دیگران باید شما را باورپذیر بدانند، باید نشان بدهید خودتان هستید و کارتان نمایشی نیست، در خودشیرینی هم احتیاط کنید.
4- سیاست گریزی و انزوا: مهارت سیاسی در خلا روی نمی دهد، باید با دیگران در ارتباط بود، اگر از قلعه خودتان بیرون نمی آیید و عافیت جویی می کنید، توفیقی نخواهید داشت. سیاست گریزی باعث انزوای بیشتر می شود.
5- میل بیش از اندازه به محبوب ماندن: البته چهره خوب نشان دادن شرط سیاست است، ولی اگر "دوست داشته شدن" به هدف اصلی بدل شود، یعنی باید رویکرد خودتان را تغییر دهید.
http://goo.gl/U4f1v4
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Business Insider
5 signs you're doing office politics all wrong — and how to master the game
Political skill doesn't mean backstabbing or manipulation.
با رئیست مشکل داری؟ تقصیر از پدر و مادر توست!
بارتلمه در "پدر مرده" می نویسد: “با از دست دادن پدر، از این پس باید با خاطره اش به سر برید. خاطره ای که اغلب نیرومندتر از حضور واقعی پدر است، صدایی درونی است که فرمان می دهد، راهنمایی می کند و آری و نه می گوید- با آهنگی دوگانه: آری- نه، آری- نه، آری- نه و هریک از کمترین حرکات شما را اعم از ذهنی و جسمی هدایت می کند. شما در چه لحظه ای است که تبدیل به خودتان خواهید شد؟ به طور کامل هرگز؛ شما، همواره تا حدی او هستید. این موقعیت ممتازی که وی در گوش درون تان دارد آخرین خرده منافع او را تشکیل می دهد و هیچ پدری دیده نشده که هرگز از چنین منافعی گذشته باشد”.
آنچه گفته بالا به آن اشاره دارد، اصلی پذیرفته شده در روانکاوی است که هیچ رابطه ای تازه نیست و ما همواره در حال تکرار روابط آغازین خود هستیم (انتقال یا ترنسفرنس). کار هم از این قضیه مستثنی نیست. اگر احساس می کنی در محیط کار حرفت شنیده نمی شود، شاید دلیلش اینست که مادرت در کودکی به تو بی توجه بوده است. اگر به مدیریت بدبینی هستی، دلیل آن می تواند پدر آب زیرکاهت باشد. روابط کاری تکرار روابط خانوادگی است، پدر و مادر نخستین اتوریته های زندگی به شمار می آیند و غریب نیست که الگوی رفتاری شکل گرفته با آنها در کودکی خود را در بزرگسالی تکرار کند. پژوهش های نشان می دهد کودکانی که در شرایط خانوادگی مناسبی رشد کرده اند، بیشتر احتمال دارد که درآمد بالاتری داشته باشد و به رهبر خوبی بدل شوند.
اما گاه این یادآوری ها شکلی بیمارگونه و دائمی به خود می گیرد، به گونه ای که بدون توجه به واقعیت ها، فرد همواره روابط گذشته را احضار می کند. توصیه شده است در گام نخست مانند دیگر درمان های روانکاوی، باید این حساسیت و کاستی خود را به رسمیت بشناسید، بعد از این کار می تواند عقلانی تر اندیشید و در انتظارات از خود و دیگران بازنگری کرد. در نهایت هم اگر با تمام مراقبت ها همچنان مشکلات وجود داشت، دلیل آن را می توان در محیط واقعی دانست که با تغییر محل کار و مانند آن می توان اوضاع را بهتر کرد. اما کیست که نداند صحبت از این درمان ها بسیار ساده تر از انجام آنهاست.
خلاصه که "تعادل کار و زندگی" اصلا ساده نیست. 😊
http://goo.gl/CE3y3N
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
بارتلمه در "پدر مرده" می نویسد: “با از دست دادن پدر، از این پس باید با خاطره اش به سر برید. خاطره ای که اغلب نیرومندتر از حضور واقعی پدر است، صدایی درونی است که فرمان می دهد، راهنمایی می کند و آری و نه می گوید- با آهنگی دوگانه: آری- نه، آری- نه، آری- نه و هریک از کمترین حرکات شما را اعم از ذهنی و جسمی هدایت می کند. شما در چه لحظه ای است که تبدیل به خودتان خواهید شد؟ به طور کامل هرگز؛ شما، همواره تا حدی او هستید. این موقعیت ممتازی که وی در گوش درون تان دارد آخرین خرده منافع او را تشکیل می دهد و هیچ پدری دیده نشده که هرگز از چنین منافعی گذشته باشد”.
آنچه گفته بالا به آن اشاره دارد، اصلی پذیرفته شده در روانکاوی است که هیچ رابطه ای تازه نیست و ما همواره در حال تکرار روابط آغازین خود هستیم (انتقال یا ترنسفرنس). کار هم از این قضیه مستثنی نیست. اگر احساس می کنی در محیط کار حرفت شنیده نمی شود، شاید دلیلش اینست که مادرت در کودکی به تو بی توجه بوده است. اگر به مدیریت بدبینی هستی، دلیل آن می تواند پدر آب زیرکاهت باشد. روابط کاری تکرار روابط خانوادگی است، پدر و مادر نخستین اتوریته های زندگی به شمار می آیند و غریب نیست که الگوی رفتاری شکل گرفته با آنها در کودکی خود را در بزرگسالی تکرار کند. پژوهش های نشان می دهد کودکانی که در شرایط خانوادگی مناسبی رشد کرده اند، بیشتر احتمال دارد که درآمد بالاتری داشته باشد و به رهبر خوبی بدل شوند.
اما گاه این یادآوری ها شکلی بیمارگونه و دائمی به خود می گیرد، به گونه ای که بدون توجه به واقعیت ها، فرد همواره روابط گذشته را احضار می کند. توصیه شده است در گام نخست مانند دیگر درمان های روانکاوی، باید این حساسیت و کاستی خود را به رسمیت بشناسید، بعد از این کار می تواند عقلانی تر اندیشید و در انتظارات از خود و دیگران بازنگری کرد. در نهایت هم اگر با تمام مراقبت ها همچنان مشکلات وجود داشت، دلیل آن را می توان در محیط واقعی دانست که با تغییر محل کار و مانند آن می توان اوضاع را بهتر کرد. اما کیست که نداند صحبت از این درمان ها بسیار ساده تر از انجام آنهاست.
خلاصه که "تعادل کار و زندگی" اصلا ساده نیست. 😊
http://goo.gl/CE3y3N
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Forbes
Clash With Your Boss? Your Relationship With Your Parents Could Be To Blame
If your parents weren’t perfect and you’re experiencing déjà vu at work
در باب جذبه
تونایی همراه کردن دیگران با خود یا همان جذبه (کاریزما) از ویژگی هایی است که خیلی ها آرزوی داشتنش را دارند، کتاب هم در موردش کم نیست. پژوهش هایی نشان می دهد بلندقدها به صورت کلی باجذبه تر از دیگران تلقی می شوند. همچنین گفته شده است که حاضر جوابی و به اصطلاح "تیز" بودن فرد نیز در باجذبه دانستن فرد اهمیت دارد، توجه داشته باشیم این لزوما به معنای هوش و آی کیوی بالا نیست.
ویژگی های مانند قد بلند و تیز بودن البته ذاتی است، ولی گفته شده است افراد با آموختن برخی ترفندها و ژست ها می توانند این ویژگی خود را ارتقا دهند. همچنین اشاره شده که عجیب و اسرار آمیز به نظر رسیدن فرد هم بسیار موثر است، اگر موفقیت شما را به جای پشتکار و سختکوشی به یک قابلیت ناملموس مانند تیزبینی نسبت دهند، نزد دیگران باجذبه تر به نظر می رسید. رابرت گرین هم نوشته است که برای قدرتمند به نظر رسیدن نشان دهید که برای موفق شدنتان زیاد تلاش نکرده اید و این پیامد طبیعی هوشمندی و قابلیت بالای شما بوده است!
http://goo.gl/4f0vIM
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
تونایی همراه کردن دیگران با خود یا همان جذبه (کاریزما) از ویژگی هایی است که خیلی ها آرزوی داشتنش را دارند، کتاب هم در موردش کم نیست. پژوهش هایی نشان می دهد بلندقدها به صورت کلی باجذبه تر از دیگران تلقی می شوند. همچنین گفته شده است که حاضر جوابی و به اصطلاح "تیز" بودن فرد نیز در باجذبه دانستن فرد اهمیت دارد، توجه داشته باشیم این لزوما به معنای هوش و آی کیوی بالا نیست.
ویژگی های مانند قد بلند و تیز بودن البته ذاتی است، ولی گفته شده است افراد با آموختن برخی ترفندها و ژست ها می توانند این ویژگی خود را ارتقا دهند. همچنین اشاره شده که عجیب و اسرار آمیز به نظر رسیدن فرد هم بسیار موثر است، اگر موفقیت شما را به جای پشتکار و سختکوشی به یک قابلیت ناملموس مانند تیزبینی نسبت دهند، نزد دیگران باجذبه تر به نظر می رسید. رابرت گرین هم نوشته است که برای قدرتمند به نظر رسیدن نشان دهید که برای موفق شدنتان زیاد تلاش نکرده اید و این پیامد طبیعی هوشمندی و قابلیت بالای شما بوده است!
http://goo.gl/4f0vIM
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
The Atlantic
The Charisma Effect
The dark potential of charisma
در باب سیاست سازمانی
کیفر آنها که وارد سیاست نمی شوند، اینست که سفلگان بر آنها حاکم می شوند. (افلاطون)
https://goo.gl/nxE7oM
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
کیفر آنها که وارد سیاست نمی شوند، اینست که سفلگان بر آنها حاکم می شوند. (افلاطون)
https://goo.gl/nxE7oM
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Mindtools
Dealing With Office Politics: Navigating the Minefield
Office Politics is a fact of life. Learn to use its power positively while diffusing the efforts of those who abuse it.
درس های اقتصاد رفتاری: قدرت پیش فرض ها
مهم نیست چقدر در یک لیوان آب وجود دارد، بیشتر ما عادت داریم تمام محتوی لیوان را بنوشیم و آن را نیمه رها نکنیم. میزان آب اولیه تعیین کننده میزان مصرف هم هست.
در هند خشکسالی باعث شد رستوران ها دست به نوآوری بزنند، آنها دیگر لیوان ها را به صورت کامل پر نمی کردند و آب باقیمانده لیوان ها را هم دور نمی ریختند و ذخیره می کردند، همچنین از مشتریان می خواستند پس از صرف غذا برای شستن دست ها به جای آب از دستمال کاغذی استفاده کنند.
http://goo.gl/pnKQwc
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
مهم نیست چقدر در یک لیوان آب وجود دارد، بیشتر ما عادت داریم تمام محتوی لیوان را بنوشیم و آن را نیمه رها نکنیم. میزان آب اولیه تعیین کننده میزان مصرف هم هست.
در هند خشکسالی باعث شد رستوران ها دست به نوآوری بزنند، آنها دیگر لیوان ها را به صورت کامل پر نمی کردند و آب باقیمانده لیوان ها را هم دور نمی ریختند و ذخیره می کردند، همچنین از مشتریان می خواستند پس از صرف غذا برای شستن دست ها به جای آب از دستمال کاغذی استفاده کنند.
http://goo.gl/pnKQwc
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
mid-day
Mumbai eateries using half-filled water glasses, tissues to beat drought - News
Struggling with severe water scarcity, symptomatic of the rest of Maharashtra, restaurants in Mumbai adopt half-filled water glasses, paper napkins for patrons to clean up after meals among other measures
پیشنهادهای کاتر را از دست ندهید!
جان کاتر، از نامداران حوزه مدیریت تغییر در هاروارد، که به تازگی کتابی هم با همان سبک داستان وار از وی منتشر شده است، سه کتاب را پیشنهاد می کند که تاثیر بسیاری بر او و اندیشه اش داشته اند (فکر می کنم همگی هم به فارسی ترجمه شده باشند):
1- روانشناسی سازمانی از ادگار شاین
2- تفسیر رویا از زیگموند فروید
3- در جستجوی تعالی/کمال از توماس پیترز و رابرت واترمن
ویدئوی او را در لینک ببینید.
http://goo.gl/fdODt0
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
جان کاتر، از نامداران حوزه مدیریت تغییر در هاروارد، که به تازگی کتابی هم با همان سبک داستان وار از وی منتشر شده است، سه کتاب را پیشنهاد می کند که تاثیر بسیاری بر او و اندیشه اش داشته اند (فکر می کنم همگی هم به فارسی ترجمه شده باشند):
1- روانشناسی سازمانی از ادگار شاین
2- تفسیر رویا از زیگموند فروید
3- در جستجوی تعالی/کمال از توماس پیترز و رابرت واترمن
ویدئوی او را در لینک ببینید.
http://goo.gl/fdODt0
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
strategy+business
John Kotter’s Required Reading
The eminent expert on leading change describes how three classics — including one of Freud’s major volumes — influence his thinking.
پرسش های غریب!
اگر بخواهید در گلدمن ثکث استخدام شوید، باید بتوانید به برخی سوالات غریب هم پاسخ دهید، بد نیست امتحان کنید:
1. اگر یک شی بودی، چه چیز می شدی؟
2. چند فوت مربع پیتزا هر سال در ایالات متحده خورده می شود؟
3. خلاقیت مهمتر است یا کارایی؟
4. اگر از یکی از دوستانت بپرسم که یک نکته مثبت و یک نکته منفی در موردت بگوید، چه خواهد گفت؟
5. چه چیزی به تازگی در اخبار شنیده ای که روی کار گلدمن ثکث اثر خواهد گذاشت؟
6. در یک رستوران پیشخدمت هستی و سیاست بر این است که انعام ها را در یک ظرف شیشه ای می اندازند و در نهایت آن را بین همه تقسیم می کنند، یکی از مشتریان بسیار راضی به تو انعام خوبی می دهد و می گوید این برای توست و آن را با دیگران تقسیم نکن و تو می دانی که بعضی از مستخدمان دیگر در چنین مواردی پول را در جیب شان می گذارند، در این سناریو چه خواهی کرد؟
7. اگر برای جرمی که می دانی نادرست هم نیست، بازداشت شوی چه می کنی؟
8. در مورد آدولف هیتلر چه فکر می کنی؟
9. به نظرت چه چیز باعث بحران مالی شد؟
10. تو به ما بیشتر نیاز داری یا ما به تو؟
11. می توانی برایم از وقتی بگویی که در یک تیم بودی، ولی نقش رهبری نداشتی؟
12. جالبترین ایده کسب و کار که تاکنون شنیدی چه بوده است؟
13. هشت توپ همشکل و یک ترازو داری که یکی از توپ ها از بقیه سنگینتر است، کمترین تعدادی که با وزن کردن می توانی سنگین تر را پیدا کنی چقدر است؟
14. وقتی در مرورگر اینترنت گوگل دات کام را تایپ می کنی، چه اتفاقی می افتد؟
15. وقتی مشتری اصرار می کند معامله ای کنی که می دانی در بلندمدت برای آنها سود ندارد، ولی به نفع بانک است، چه می کنی؟
16. چه چیز تو را ناامید می کند؟
17. چه ویژگی داری که ما را مجبور می کند تو را در اینجا استخدام نکنیم؟
18. یک نمونه بگو که کار را خراب کردی و امکان اصلاح آن نبود
19. در مورد این کاری که درخواست دادی چیزی هست که تو را عصبی کند؟
20. خودت را در 30 ثانیه بفروش!
21. اگر قرار باشد برنامه ای ترتیب دهی که جز سه نفر باحال اداره به حساب بیایی، چه خواهی کرد؟
22. سرپرست قبلی ات تو را چطور آدمی می داند؟
23. اگر بخواهی آن ساختمان 30 و اندی طبقه ای را حرکت دهی چه می کنی؟
http://goo.gl/r2SyD3
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اگر بخواهید در گلدمن ثکث استخدام شوید، باید بتوانید به برخی سوالات غریب هم پاسخ دهید، بد نیست امتحان کنید:
1. اگر یک شی بودی، چه چیز می شدی؟
2. چند فوت مربع پیتزا هر سال در ایالات متحده خورده می شود؟
3. خلاقیت مهمتر است یا کارایی؟
4. اگر از یکی از دوستانت بپرسم که یک نکته مثبت و یک نکته منفی در موردت بگوید، چه خواهد گفت؟
5. چه چیزی به تازگی در اخبار شنیده ای که روی کار گلدمن ثکث اثر خواهد گذاشت؟
6. در یک رستوران پیشخدمت هستی و سیاست بر این است که انعام ها را در یک ظرف شیشه ای می اندازند و در نهایت آن را بین همه تقسیم می کنند، یکی از مشتریان بسیار راضی به تو انعام خوبی می دهد و می گوید این برای توست و آن را با دیگران تقسیم نکن و تو می دانی که بعضی از مستخدمان دیگر در چنین مواردی پول را در جیب شان می گذارند، در این سناریو چه خواهی کرد؟
7. اگر برای جرمی که می دانی نادرست هم نیست، بازداشت شوی چه می کنی؟
8. در مورد آدولف هیتلر چه فکر می کنی؟
9. به نظرت چه چیز باعث بحران مالی شد؟
10. تو به ما بیشتر نیاز داری یا ما به تو؟
11. می توانی برایم از وقتی بگویی که در یک تیم بودی، ولی نقش رهبری نداشتی؟
12. جالبترین ایده کسب و کار که تاکنون شنیدی چه بوده است؟
13. هشت توپ همشکل و یک ترازو داری که یکی از توپ ها از بقیه سنگینتر است، کمترین تعدادی که با وزن کردن می توانی سنگین تر را پیدا کنی چقدر است؟
14. وقتی در مرورگر اینترنت گوگل دات کام را تایپ می کنی، چه اتفاقی می افتد؟
15. وقتی مشتری اصرار می کند معامله ای کنی که می دانی در بلندمدت برای آنها سود ندارد، ولی به نفع بانک است، چه می کنی؟
16. چه چیز تو را ناامید می کند؟
17. چه ویژگی داری که ما را مجبور می کند تو را در اینجا استخدام نکنیم؟
18. یک نمونه بگو که کار را خراب کردی و امکان اصلاح آن نبود
19. در مورد این کاری که درخواست دادی چیزی هست که تو را عصبی کند؟
20. خودت را در 30 ثانیه بفروش!
21. اگر قرار باشد برنامه ای ترتیب دهی که جز سه نفر باحال اداره به حساب بیایی، چه خواهی کرد؟
22. سرپرست قبلی ات تو را چطور آدمی می داند؟
23. اگر بخواهی آن ساختمان 30 و اندی طبقه ای را حرکت دهی چه می کنی؟
http://goo.gl/r2SyD3
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Business Insider
The 26 trickiest questions you'll have to answer if you want to work at Goldman Sachs
We sifted through reports from Glassdoor to find some of the trickiest — and diciest — interview questions Goldman has to offer.
مشاوره مدیریت چقدر می ارزد؟
برای سال 2016 دریافتی مشاوران مدیریت را تعیین کرده اند، اهل فن می دانند که ورود به صنعت مشاوره دشوار است و کاربلدها در مشاوره مدیریت دریافتی خوبی دارند، در کشور ما البته اوضاع متفاوت است، ولی بد نیست مجموع پرداخت سالانه شرکت های مشاوره تراز جهانی را بدانیم:
یک سال بعد از پایان کارشناسی: از 80 تا 100 هزار دلار
یک سال بعد از پایان دوره ام بی ای: از 170 تا 210 هزار دلار
مدیر/راهبر پروژه ( 2 تا 3 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 250 تا 350 هزار دلار
راهبر ارشد پروژه (4 تا 5 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 350 تا 500 هزار دلار
شریک/پارتنر (6 تا 8 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 500 هزار تا 1 میلیون دلار
شریک/پارتنر ارشد (بالای 10 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 1 تا 10 میلیون دلار
goo.gl/6iLzu9
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
برای سال 2016 دریافتی مشاوران مدیریت را تعیین کرده اند، اهل فن می دانند که ورود به صنعت مشاوره دشوار است و کاربلدها در مشاوره مدیریت دریافتی خوبی دارند، در کشور ما البته اوضاع متفاوت است، ولی بد نیست مجموع پرداخت سالانه شرکت های مشاوره تراز جهانی را بدانیم:
یک سال بعد از پایان کارشناسی: از 80 تا 100 هزار دلار
یک سال بعد از پایان دوره ام بی ای: از 170 تا 210 هزار دلار
مدیر/راهبر پروژه ( 2 تا 3 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 250 تا 350 هزار دلار
راهبر ارشد پروژه (4 تا 5 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 350 تا 500 هزار دلار
شریک/پارتنر (6 تا 8 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 500 هزار تا 1 میلیون دلار
شریک/پارتنر ارشد (بالای 10 سال بعد از پایان دوره ام بی ای): 1 تا 10 میلیون دلار
goo.gl/6iLzu9
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Management Consulted
2016 management consulting salaries: Undergraduate, MBA, interns and more
Looking for the most recent insider info on 2016 consulting salaries? Use this data to decide between firms, negotiate comp and plan a recruiting strategy.
فرهنگ سازی در اقتصاد مقاومتی امارات!
شیخ محمد بن راشد ال مکتوم امیر دوبی چندی پیش صبح اول وقت سرزده از یکی از ادارات دولتی بازدید کرد، او دید که در ساعت هفت و نیم که آغاز کار ادارات دولتی است، عده زیادی از کارمندان سر میزشان حضور ندارند. فیلم این بازدید و صندلی های خالی در اینستاگرام منتشر شد و شیخ محمد 9 تن از مدیران ارشد دولتی را از کار بیکار کرد!
او از این مدیران برای خدماتشان تشکر کرده است، ولی گفته است که این امیرنشین به نسل جدیدی از مدیران نیاز دارد. این در واقع حرکتی نمادین برای نشان دادن جدیت حکام امارات در دوران پایین آمدن قیمت نفت است. هرچند آن بازدید در این تصمیم موثر بوده است، ولی بسیاری از کشورهای خاورمیانه تغییر ساختار در دولت را برای مواجهه با دوران پسا – نفت در دستور کار قرار داده اند، می توان گفت این در راستای همان چیزی است که در این حوالی اقتصاد مقاومتی نام گرفته است.
حرکت نمادین امیر دوبی و استفاده از شبکه های اجتماعی تجربه هوشمندانه ای است که در سطح سازمانی هم می تواند موثر باشد. فیلم را می توانید در لینک زیر ببینید.
goo.gl/1EOfot
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
شیخ محمد بن راشد ال مکتوم امیر دوبی چندی پیش صبح اول وقت سرزده از یکی از ادارات دولتی بازدید کرد، او دید که در ساعت هفت و نیم که آغاز کار ادارات دولتی است، عده زیادی از کارمندان سر میزشان حضور ندارند. فیلم این بازدید و صندلی های خالی در اینستاگرام منتشر شد و شیخ محمد 9 تن از مدیران ارشد دولتی را از کار بیکار کرد!
او از این مدیران برای خدماتشان تشکر کرده است، ولی گفته است که این امیرنشین به نسل جدیدی از مدیران نیاز دارد. این در واقع حرکتی نمادین برای نشان دادن جدیت حکام امارات در دوران پایین آمدن قیمت نفت است. هرچند آن بازدید در این تصمیم موثر بوده است، ولی بسیاری از کشورهای خاورمیانه تغییر ساختار در دولت را برای مواجهه با دوران پسا – نفت در دستور کار قرار داده اند، می توان گفت این در راستای همان چیزی است که در این حوالی اقتصاد مقاومتی نام گرفته است.
حرکت نمادین امیر دوبی و استفاده از شبکه های اجتماعی تجربه هوشمندانه ای است که در سطح سازمانی هم می تواند موثر باشد. فیلم را می توانید در لینک زیر ببینید.
goo.gl/1EOfot
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
Business Insider
Dubai's ruler sacked 9 senior officials because they weren't at work at 7:30 in the morning
Sheikh Mohammed bin Rashid al-Maktoum, the emir of Dubai, has sacked numerous senior officials and ordered a major shake-up of the way the city is run.
از شر برندها راحت شوید!
یکی از جالب ترین رویدادها در جهان برنینگ من است که در هر سال در نوادا برگزار می شود، در این رویداد فرهنگی-هنری-اجتماعی افراد برای آنکه از مداخله دنیای تجارت و مصرف گرایی در زندگی اجتماعی جلوگیری کنند، به صورت نمادین سعی می کنند خود را از شر برندها رها کنند!
برچسب های روی لباس ها و خودروها و دیگر چیزها را می کنند یا می پوشانند و سعی می کنند زندگی بدون برندها را تمرین کنند، عکس و فیلم ها از این رویداد را در لینک زیر ببینید، تناقض جالبی است!
goo.gl/GRX5ar
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
یکی از جالب ترین رویدادها در جهان برنینگ من است که در هر سال در نوادا برگزار می شود، در این رویداد فرهنگی-هنری-اجتماعی افراد برای آنکه از مداخله دنیای تجارت و مصرف گرایی در زندگی اجتماعی جلوگیری کنند، به صورت نمادین سعی می کنند خود را از شر برندها رها کنند!
برچسب های روی لباس ها و خودروها و دیگر چیزها را می کنند یا می پوشانند و سعی می کنند زندگی بدون برندها را تمرین کنند، عکس و فیلم ها از این رویداد را در لینک زیر ببینید، تناقض جالبی است!
goo.gl/GRX5ar
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
burningman.org
Burning Man - Welcome Home
A city in the desert. A culture of possibility. A network of dreamers and doers.
اندر حکایت "نگهداری از زیرساخت ها" و "پروژه های جدید":
اهل سیاست همیشه دومی را به اولی ترجیح می دهند!
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اهل سیاست همیشه دومی را به اولی ترجیح می دهند!
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
اصل اتحاد، هوای خانواده را داشته باشید!
شاید این بدیهی به نظر برسد که بسیاری از ما اعضای خانواده و خویشاوندان نزدیک را متفاوت از دیگران می بینیم و برای منافع آنها ارزش بیشتری قائلیم، این را می توان به عنوان یکی از ترفندهای نفوذ تلقی کرد.
در آزمایشی برای بررسی نگرش دانشجویان و خانواده های انان از افراد خواسته شد که پرسشنامه هایی را پر کنند، میزان حضور دانشجویان مطابق انتظار بالا بود، ولی پدران و مادران مشارکت کمی نشان دادند (حدود 20 درصد). اما با یک تغییر کوچک میزان مشارکت خانواده ها تا 97 درصد بالا رفت، آن تغییر چه بود؟
به پدر و مادرها گفته شد اگر این پرسشنامه را پر کند یک نمره اضافه به دانشجویان اضافه خواهد شد، این نمره اضافه تاثیر چندانی بر معدل کلی دانشجویان نداشت، ولی همین تغییر کوچک باعث این افزایش چشمگیر مشارکت شده بود! اگر می بینید بعضی فروشنده ها به بچه های مشتریان وارد می شوند، توجه ویژه می کنند و به جای هدیه و تخفیف به مشتری، هوای بچه ها را دارند، به همین دلیل است. از یکی از دوستان کاربلد شنیدم که در شرکت همراه اول در ایران هم از این اصل استفاده کردند و هدیه مدیران را به همسران آنها تقدیم کردند و در تقدیر از آن مدیران عالیرتبه آن سازمان همسران را فراموش نکردند.
هوای خانواده کارکنان و مشتریان را داشته باشید!
goo.gl/jsKeeb
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
شاید این بدیهی به نظر برسد که بسیاری از ما اعضای خانواده و خویشاوندان نزدیک را متفاوت از دیگران می بینیم و برای منافع آنها ارزش بیشتری قائلیم، این را می توان به عنوان یکی از ترفندهای نفوذ تلقی کرد.
در آزمایشی برای بررسی نگرش دانشجویان و خانواده های انان از افراد خواسته شد که پرسشنامه هایی را پر کنند، میزان حضور دانشجویان مطابق انتظار بالا بود، ولی پدران و مادران مشارکت کمی نشان دادند (حدود 20 درصد). اما با یک تغییر کوچک میزان مشارکت خانواده ها تا 97 درصد بالا رفت، آن تغییر چه بود؟
به پدر و مادرها گفته شد اگر این پرسشنامه را پر کند یک نمره اضافه به دانشجویان اضافه خواهد شد، این نمره اضافه تاثیر چندانی بر معدل کلی دانشجویان نداشت، ولی همین تغییر کوچک باعث این افزایش چشمگیر مشارکت شده بود! اگر می بینید بعضی فروشنده ها به بچه های مشتریان وارد می شوند، توجه ویژه می کنند و به جای هدیه و تخفیف به مشتری، هوای بچه ها را دارند، به همین دلیل است. از یکی از دوستان کاربلد شنیدم که در شرکت همراه اول در ایران هم از این اصل استفاده کردند و هدیه مدیران را به همسران آنها تقدیم کردند و در تقدیر از آن مدیران عالیرتبه آن سازمان همسران را فراموش نکردند.
هوای خانواده کارکنان و مشتریان را داشته باشید!
goo.gl/jsKeeb
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Neuromarketing
Unity - Robert Cialdini's New 7th Principle | Neuromarketing
Robert Cialdini's six principles of influence have been memorized by marketers for 30 years. Now, he has added a seventh - Unity.
نسبت حقوق پرداختی به مدیرعامل در برابر کارگران
ژاپن را با ایالات متحده مقایسه کنید.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
ژاپن را با ایالات متحده مقایسه کنید.
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
درسی از رمال ها
فالگیرها و رمال ها می دانند که وقتی در توصیف مشتری شان او را با یک ویژگی خاص توصیف می کنند "لجباز، مهربان، منعطف یا ..." بسیار محتمل است که فارغ از صحت، مشتری آن را تایید کند. حتی در مواردی یک بار مشتری را به یک ویژگی و بار دیگر به ویژگی متضاد اولی نسبت داده اند و باز هم مشتری سرش را به علامت تایید تکان داده است و گفته است چقدر درست گفتی! اما مگر می شود که شخصیت انسان در همه حال هم این باشد (آسان گیر و عشقی) و هم آن (سخت گیر و مقرراتی)؟
این را به یک خطای ذهنی انسان ها نسبت داده اند، در برابر پرسش ها و احتمال های این چنینی، انسان ها به صورت طبیعی بیشتر به دنبال موارد انطباق می روند تا نقض، وقتی او را "منعطف" می خوانید در خاطراتش جستجو می کند و البته شواهدی در تایید آن می یابد، همین طور وقتی او را "لجباز" توصیف می کنید، باز هم می گردد و شواهد لجباز بودنش را پیدا می کند، این پدیده را استراتژی آزمون مثبت هم نامیده اند.
بنابراین وقتی در نظرسنجی ها از مشتری می پرسید؛ "چقدر از محصول الف راضی هستید؟" احتمال بیشتری دارد او رضایت بالاتری از آنچه در واقع هست را بیان کند و از این رو نتایج حاصل از این نوع پرسش ها می تواند گمراه کننده باشد. اگر دنبال تصویر واقعی تر هستید، بد نیست آن را به این شکل تغییردهید: "چقدر از محصول الف راضی یا ناراضی هستید؟"
برگرفته از کتاب پیش اقناع از چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
فالگیرها و رمال ها می دانند که وقتی در توصیف مشتری شان او را با یک ویژگی خاص توصیف می کنند "لجباز، مهربان، منعطف یا ..." بسیار محتمل است که فارغ از صحت، مشتری آن را تایید کند. حتی در مواردی یک بار مشتری را به یک ویژگی و بار دیگر به ویژگی متضاد اولی نسبت داده اند و باز هم مشتری سرش را به علامت تایید تکان داده است و گفته است چقدر درست گفتی! اما مگر می شود که شخصیت انسان در همه حال هم این باشد (آسان گیر و عشقی) و هم آن (سخت گیر و مقرراتی)؟
این را به یک خطای ذهنی انسان ها نسبت داده اند، در برابر پرسش ها و احتمال های این چنینی، انسان ها به صورت طبیعی بیشتر به دنبال موارد انطباق می روند تا نقض، وقتی او را "منعطف" می خوانید در خاطراتش جستجو می کند و البته شواهدی در تایید آن می یابد، همین طور وقتی او را "لجباز" توصیف می کنید، باز هم می گردد و شواهد لجباز بودنش را پیدا می کند، این پدیده را استراتژی آزمون مثبت هم نامیده اند.
بنابراین وقتی در نظرسنجی ها از مشتری می پرسید؛ "چقدر از محصول الف راضی هستید؟" احتمال بیشتری دارد او رضایت بالاتری از آنچه در واقع هست را بیان کند و از این رو نتایج حاصل از این نوع پرسش ها می تواند گمراه کننده باشد. اگر دنبال تصویر واقعی تر هستید، بد نیست آن را به این شکل تغییردهید: "چقدر از محصول الف راضی یا ناراضی هستید؟"
برگرفته از کتاب پیش اقناع از چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
یک تجربه خوب: مگر کارآفرینان به داد دولت ها برسند!
وارد رستوران می شوید ظرفی را بر می دارید خوراکی هایی که سرآشپزهای کاربلد درست کرده اند را در آن ظرف می ریزید، می توانید همانجا با مایکرویو خوراکتان را گرم کنید و میل کنید یا حتی آن را به خانه ببرید. تا اینجای کار خیلی تفاوتی با بعضی رستوران های موجود ندارد، ولی تفاوت در قیمتگذاری است؛ قیمت ها بسته به اینکه رستوران در کدام ناحیه باشد تفاوت می کند! در نواحی که درآمد مردم پایین تر است قیمت ها هم پایین ترند و در مناطق مرفه نشین تر بیشتر و البته کیفیت در هر دو یکسان است، هدف اینست که همه افراد فارغ از درآمدشان به خوراک خوب دسترسی داشته باشند.
در اقتصاد به این کار تبعیض قیمتی می گویند (به زبان دقیق تر تبعیض قیمتی درجه سه) که فروشنده قیمت های متفاوتی را برای گروه های گوناگون مشتریان منظورمی کند و حرف و حدیث در مورد آن کم نیست. در این مدل اخیر در واقع مشتریان با درآمد بالاتر در واقع به کم درآمدها یارانه (سوبسید) می دهند و به نوعی با خرید خود به طور مستقیم کمک به ندارترها می کنند.
این نمونه چیزی است که به آن سیاست خصوصی می گویند که در آن بازارها به صورت خودجوش "شکست بازار" را جبران می کنند؛ شکست بازار اینجا به همان معنای ناکارآمدی بازار برای فراهم آوردن خوراک برای تمامی خانوارهای کم درآمد است.
goo.gl/XIKGd5
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
وارد رستوران می شوید ظرفی را بر می دارید خوراکی هایی که سرآشپزهای کاربلد درست کرده اند را در آن ظرف می ریزید، می توانید همانجا با مایکرویو خوراکتان را گرم کنید و میل کنید یا حتی آن را به خانه ببرید. تا اینجای کار خیلی تفاوتی با بعضی رستوران های موجود ندارد، ولی تفاوت در قیمتگذاری است؛ قیمت ها بسته به اینکه رستوران در کدام ناحیه باشد تفاوت می کند! در نواحی که درآمد مردم پایین تر است قیمت ها هم پایین ترند و در مناطق مرفه نشین تر بیشتر و البته کیفیت در هر دو یکسان است، هدف اینست که همه افراد فارغ از درآمدشان به خوراک خوب دسترسی داشته باشند.
در اقتصاد به این کار تبعیض قیمتی می گویند (به زبان دقیق تر تبعیض قیمتی درجه سه) که فروشنده قیمت های متفاوتی را برای گروه های گوناگون مشتریان منظورمی کند و حرف و حدیث در مورد آن کم نیست. در این مدل اخیر در واقع مشتریان با درآمد بالاتر در واقع به کم درآمدها یارانه (سوبسید) می دهند و به نوعی با خرید خود به طور مستقیم کمک به ندارترها می کنند.
این نمونه چیزی است که به آن سیاست خصوصی می گویند که در آن بازارها به صورت خودجوش "شکست بازار" را جبران می کنند؛ شکست بازار اینجا به همان معنای ناکارآمدی بازار برای فراهم آوردن خوراک برای تمامی خانوارهای کم درآمد است.
goo.gl/XIKGd5
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Marc F. Bellemare
A Restaurant Tries Third-Degree Price Discrimination for the Common Good
From a story on NPR’s The Salt: Here’s the concept behind the new chain: Customers walk in and grab a to-go container of pre-made, healthful meals prepared by chefs who’ve previou…
81 درصد شرکت های ژاپنی (10 نفر به بالا) می گویند کارمند خوب پیدا نمی کنند! در اسپانیا این عدد 3 درصد است. وضع ایران را هم که می دانیم. نتایج رادیکال نگیرید!
goo.gl/y603Sw
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
goo.gl/y603Sw
کانال رهیافت
@rahiaftChannel
درس های اقتصاد رفتاری: زمینه سازی برای انتخاب
گفته می شود که انسان ها به صورت طبیعی تمایل دارند که دنباله رو جمع باشند، دلیل آن هم ساده است؛ از آنجا که در زندگی هرروزه عدم قطعیت های فراوانی وجود دارد، یکی از راه های کاهش آن می تواند این باشد که کاری که دیگران انجام می دهند را تکرار کنیم. وقتی می خواهید از اینترنت و در میان چند برنامک یکی را برای تلفن همراه خود خریداری کنید، یکی از معیارهای مهم افراد اینست که برنامه ای را انتخاب می کنند که افرادی بیشتری آن را خریداری کرده اند (زیرا بعید است این همه آدم اشتباه کرده باشند!)
این میل به "یکی از جمع بودن" به ویژه در هنگام ترس و تهدید بیشتر می شود، وقتی آدم ها احساس ترس می کنند، بیشتر گرایش دارند خود را تنها ندانند و به جمعی بزرگتر احساس تعلق کنند. اما از آن سو شاید از معدود استثناها در این مورد روابط احساسی و عشق باشد که از درست برعکس افراد تمایل دارند نوعی حس "تک و ویژه بودن" را داشته باشند، بعید است کسی پیدا شود که بخواهد رابطه ویژه و رمانتیک اش با یک نفر را با بقیه شریک شود و اساسا این روابط به همین دلیل "منحصربه فرد بودن" ارزشمندند.
این را می توان در تبلیغات هم به کار گرفت، در پژوهشی نشان داده اند که اگر تبلیغات یک محصول خاص که بعد از یک فیلم ترسناک و خشن پخش می شود بر مضمون "محصولی که خیلی ها آن را می خرند" و "گستردگی استفاده از محصول" متمرکز باشد، فروش آن بالاتر خواهد بود! اما همین مضمون پیام اگر بعد از یک فیلم رمانتیک و احساسی پخش شود اثر معکوس خواهد داشت.
در فیلم های احساسی و رمانتیک برعکس حالت پیشین باید بر خاص بودن محصول تاکید کرد و مضمون را به "محصول خاص برای افراد خاص" تغییر داد.
از کتاب پیش اقناع نوشته چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
گفته می شود که انسان ها به صورت طبیعی تمایل دارند که دنباله رو جمع باشند، دلیل آن هم ساده است؛ از آنجا که در زندگی هرروزه عدم قطعیت های فراوانی وجود دارد، یکی از راه های کاهش آن می تواند این باشد که کاری که دیگران انجام می دهند را تکرار کنیم. وقتی می خواهید از اینترنت و در میان چند برنامک یکی را برای تلفن همراه خود خریداری کنید، یکی از معیارهای مهم افراد اینست که برنامه ای را انتخاب می کنند که افرادی بیشتری آن را خریداری کرده اند (زیرا بعید است این همه آدم اشتباه کرده باشند!)
این میل به "یکی از جمع بودن" به ویژه در هنگام ترس و تهدید بیشتر می شود، وقتی آدم ها احساس ترس می کنند، بیشتر گرایش دارند خود را تنها ندانند و به جمعی بزرگتر احساس تعلق کنند. اما از آن سو شاید از معدود استثناها در این مورد روابط احساسی و عشق باشد که از درست برعکس افراد تمایل دارند نوعی حس "تک و ویژه بودن" را داشته باشند، بعید است کسی پیدا شود که بخواهد رابطه ویژه و رمانتیک اش با یک نفر را با بقیه شریک شود و اساسا این روابط به همین دلیل "منحصربه فرد بودن" ارزشمندند.
این را می توان در تبلیغات هم به کار گرفت، در پژوهشی نشان داده اند که اگر تبلیغات یک محصول خاص که بعد از یک فیلم ترسناک و خشن پخش می شود بر مضمون "محصولی که خیلی ها آن را می خرند" و "گستردگی استفاده از محصول" متمرکز باشد، فروش آن بالاتر خواهد بود! اما همین مضمون پیام اگر بعد از یک فیلم رمانتیک و احساسی پخش شود اثر معکوس خواهد داشت.
در فیلم های احساسی و رمانتیک برعکس حالت پیشین باید بر خاص بودن محصول تاکید کرد و مضمون را به "محصول خاص برای افراد خاص" تغییر داد.
از کتاب پیش اقناع نوشته چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
احضار مصیبت!
این کلیشه اجتماعی وجود دارد که زنان به طور معمول استعداد ریاضی کمتری از مردان دارند و در آزمون ها ضعیفتر از آنها ظاهر می شوند. بسیاری از زنان نیز این کلیشه را پذیرفته اند. از سویی یک کلیشه رایج دیگر هم وجود دارد که آسیایی ها استعداد ریاضی بالاتری نسبت به دیگران دارند.
در یک آزمایش سه دسته از زنان آسیایی-امریکایی (آمریکایی های آسیایی تبار) را برای آزمون ریاضی انتخاب کردند، پیش از آزمون، از گروه نخست خواستند که همراه با اسمشان جنسیت خود (زن) را هم ذکر کنند، در مورد گروه دوم از آنها خواستند که تبار و قومیتشان (آسیایی) را بنویسند و برای گروه سوم هیچ قیدی ذکر نشد. در پایان دیدند که بدترین نتیجه مربوط به گروه نخست و بهترین نتیجه مربوط به گروه دوم بود!
تنها اشاره به یک کلیشه رایج و احضار آن توانسته بود چنین تفاوتی را به بار بیاورد، اینکه در روانشناسی مثبت گفته می شود پیش از کارهای دشوار، تلاش کنید تا موفقیت های پیشین را مرور کنید، از چنین دیدگاهی برمی خیزد. قضیه در زندگی سازمانی هم جز این نیست، مدیرانی که در ارتباط با زیردستان حواسشان به کلیشه ها و نمادها نباشند، نمی توانند از پتانسیل آنها به خوبی استفاده کند و مجبورند با مشکل عملکرد نامطلوب کارکنانشان دست و پنجه نرم کند.
از کتاب پیش اقناع اثر چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
این کلیشه اجتماعی وجود دارد که زنان به طور معمول استعداد ریاضی کمتری از مردان دارند و در آزمون ها ضعیفتر از آنها ظاهر می شوند. بسیاری از زنان نیز این کلیشه را پذیرفته اند. از سویی یک کلیشه رایج دیگر هم وجود دارد که آسیایی ها استعداد ریاضی بالاتری نسبت به دیگران دارند.
در یک آزمایش سه دسته از زنان آسیایی-امریکایی (آمریکایی های آسیایی تبار) را برای آزمون ریاضی انتخاب کردند، پیش از آزمون، از گروه نخست خواستند که همراه با اسمشان جنسیت خود (زن) را هم ذکر کنند، در مورد گروه دوم از آنها خواستند که تبار و قومیتشان (آسیایی) را بنویسند و برای گروه سوم هیچ قیدی ذکر نشد. در پایان دیدند که بدترین نتیجه مربوط به گروه نخست و بهترین نتیجه مربوط به گروه دوم بود!
تنها اشاره به یک کلیشه رایج و احضار آن توانسته بود چنین تفاوتی را به بار بیاورد، اینکه در روانشناسی مثبت گفته می شود پیش از کارهای دشوار، تلاش کنید تا موفقیت های پیشین را مرور کنید، از چنین دیدگاهی برمی خیزد. قضیه در زندگی سازمانی هم جز این نیست، مدیرانی که در ارتباط با زیردستان حواسشان به کلیشه ها و نمادها نباشند، نمی توانند از پتانسیل آنها به خوبی استفاده کند و مجبورند با مشکل عملکرد نامطلوب کارکنانشان دست و پنجه نرم کند.
از کتاب پیش اقناع اثر چیالدینی
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
آموزنده برای ما ایرانی ها!
مهم نیست که چقدر شرایط برای نوآوری مهیاست، همیشه به یک نفر نوآور نیاز است که قدم اول را بردارد.
[از متوسط ها انتظار معجزه نداشته باشید]
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
مهم نیست که چقدر شرایط برای نوآوری مهیاست، همیشه به یک نفر نوآور نیاز است که قدم اول را بردارد.
[از متوسط ها انتظار معجزه نداشته باشید]
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
راهنمای کاربردی خرابکاری در سازمان های دشمن (از اسناد محرمانه افشا شده سیا)
این سند مربوط به سال 1944 (یک سال پیش از پایان جنگ جهانی دوم) است. اداره خدمات استراتژیک سیا آن را برای نیروی های خود در کشورهای اشغالی آلمان نازی نظیر فرانسه و نروژ تهیه کرده و دستورالعمل های خرابکاری را شرح داده است، برخی را در زیر ببینید جالب است:
سازماندهی و مدیریت
1- همه چیز از طریق "کانال های رسمی" انجام دهید، اجازه ندهید راه میانبری برای تسریع تصمیم گیری ها دنبال شود.
2- زیاد حرف بزنید، تا می توانید طولانی صحبت کنید و تجربه های خودتان را با شرح و تفصیل بسیار برای دیگران بگویید.
3- تا جایی که ممکن است همه چیز را برای "بررسی بیشتر" به کمیته ها حواله دهید.
4- تا می توانید به بحث های نامربوط بپردازید و موضوعات بی فایده را مطرح کنید.
5- ملانقطی باشید و روی جزئیات نوشتاری و "شیوه درست نگارش" متن ها تاکید کنید.
6- به بحثی که در جلسه قبل رویش تصمیم گیری کرده اید برگردید و سعی کنید موضوع را دوباره باز کنید
7- از لزوم "احتیاط" سخن بگویید، "منطقی" باشید و از دیگر همکاران خود هم بخواهید مانند شما "منطقی" باشند و از عجله و شتاب که در آینده باعث خجالتشان بشود پرهیز کنند.
برای مدیران
1- در تقسیم کارها، همیشه اول به کارهای غیرمهم بپردازید و حواستان باشد کارهای مهم به دست آدم ها کاربلد نیفتند.
2- برای کارها و محصولات غیرمهم روی کیفیت عالی تاکید کنید.
3- به کارکنان ناشایسته روی خوش نشان دهید و آنها را ارتقا دهید
4- وقتی کارهای مهم برای انجام دارید، تا می توانید جلسه برگزار کنید
5- تا می توانید رویه ها و تاییدهای لازم در فرایندهای اداری را زیاد کنید، هر کار ساده را حداقل سه نفر باید تایید کنند.
برای کارکنان
1- آهسته کار کنید.
2- به بهانه های مختلف تا می توانید کارتان را قطع کنید.
3- خوب کار نکنید و از ابزار و تجهیزات و شرایط کار نامناسب ناله کنید. سعی کنید از اینکه این چیزهای ساده نمی گذارند کارتان را درست انجام دهید شکایت کنید.
4- تجربه و دانش خود را در اختیار تازه واردها و دیگر کارنابلدها قرار ندهید.
راستی به نظرتان مملکت ما نیاز به دشمن دارد؟ 😊
goo.gl/8k8qZZ
goo.gl/RcKLEi
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
این سند مربوط به سال 1944 (یک سال پیش از پایان جنگ جهانی دوم) است. اداره خدمات استراتژیک سیا آن را برای نیروی های خود در کشورهای اشغالی آلمان نازی نظیر فرانسه و نروژ تهیه کرده و دستورالعمل های خرابکاری را شرح داده است، برخی را در زیر ببینید جالب است:
سازماندهی و مدیریت
1- همه چیز از طریق "کانال های رسمی" انجام دهید، اجازه ندهید راه میانبری برای تسریع تصمیم گیری ها دنبال شود.
2- زیاد حرف بزنید، تا می توانید طولانی صحبت کنید و تجربه های خودتان را با شرح و تفصیل بسیار برای دیگران بگویید.
3- تا جایی که ممکن است همه چیز را برای "بررسی بیشتر" به کمیته ها حواله دهید.
4- تا می توانید به بحث های نامربوط بپردازید و موضوعات بی فایده را مطرح کنید.
5- ملانقطی باشید و روی جزئیات نوشتاری و "شیوه درست نگارش" متن ها تاکید کنید.
6- به بحثی که در جلسه قبل رویش تصمیم گیری کرده اید برگردید و سعی کنید موضوع را دوباره باز کنید
7- از لزوم "احتیاط" سخن بگویید، "منطقی" باشید و از دیگر همکاران خود هم بخواهید مانند شما "منطقی" باشند و از عجله و شتاب که در آینده باعث خجالتشان بشود پرهیز کنند.
برای مدیران
1- در تقسیم کارها، همیشه اول به کارهای غیرمهم بپردازید و حواستان باشد کارهای مهم به دست آدم ها کاربلد نیفتند.
2- برای کارها و محصولات غیرمهم روی کیفیت عالی تاکید کنید.
3- به کارکنان ناشایسته روی خوش نشان دهید و آنها را ارتقا دهید
4- وقتی کارهای مهم برای انجام دارید، تا می توانید جلسه برگزار کنید
5- تا می توانید رویه ها و تاییدهای لازم در فرایندهای اداری را زیاد کنید، هر کار ساده را حداقل سه نفر باید تایید کنند.
برای کارکنان
1- آهسته کار کنید.
2- به بهانه های مختلف تا می توانید کارتان را قطع کنید.
3- خوب کار نکنید و از ابزار و تجهیزات و شرایط کار نامناسب ناله کنید. سعی کنید از اینکه این چیزهای ساده نمی گذارند کارتان را درست انجام دهید شکایت کنید.
4- تجربه و دانش خود را در اختیار تازه واردها و دیگر کارنابلدها قرار ندهید.
راستی به نظرتان مملکت ما نیاز به دشمن دارد؟ 😊
goo.gl/8k8qZZ
goo.gl/RcKLEi
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Open Culture
Read the CIA’s Simple Sabotage Field Manual: A Timeless Guide to Subverting Any Organization with “Purposeful Stupidity” (1944)
I’ve always admired people who can successfully navigate what I refer to as “Kafka’s Castle,” a term of dread for the many government and corporate agencies that have an inordinate amount of power over our permanent records, and that seem as inscrutable and…