هیچچیز قشنگتر از اون وقتی نیست برام که یهو هوس کمدی رمانتیک عاشقانه قدیمی میکنم و هر بار یه چیز جدید پیدا میکنم. اصلا خنک میشم. قلنجم میشکنه. خستگیم در میره. خیلی میچسبه بهم وقتی به ویارهام میرسم.
به رسم عادت همیشگی قبل مهمون، رفتم تو پلیلیست آهنگیفای که هرچی تو هر زمانی سرچ کردم تو هر وقت دلش میخواد پلی شه.
عارف، ویگن، هایده، نو من نو کرای، اسکار اند د ولف، گوستلی کیسز، اش.
انگار ثمین هست و ما داریم با هم برای مهمونا آماده میشیم. انگار همون موقع است.
عارف، ویگن، هایده، نو من نو کرای، اسکار اند د ولف، گوستلی کیسز، اش.
انگار ثمین هست و ما داریم با هم برای مهمونا آماده میشیم. انگار همون موقع است.
سنت کریستف هستم و بار هستی روی شونه هامه. و الا این حجم درد هیچ توجیهی نداره.
از نظر روحی نیاز دارم برگردم به سنی که آلبوم گل آفتابگردون گروه آریان و روی کاست برای اولین بار گوش کردم.
تصور کردنش از انجام دادنش آسونتره واقعا.
ولی... اگه بخوای داشته باشیش باید انجامش بدی.
ولی... اگه بخوای داشته باشیش باید انجامش بدی.
چی شد که گالیله گفت: زمین گرده؟ و چی شد که از گرد بودن زمین برای برگشت پذیر بودن وقایع به خود استفاده شد؟
" تو میتونی اون کارت صد آفرین من باشی تو درسی که توش خوب نبودم و حالا من جلوی کمد هدایا وایسادم و اون دستگاه تراش آبی رو میخوام."
کاش به جای گزینه سکوت اسنپ، گزینه سلیقه موسیقی بذارن تا من این زباله رو گوش نکنم.
وارد خونه که شدم هفته و تمام آدمهاش تموم شدن. سکوت بود و من و صدای هرازگاهی یخدون یخچال. حال ندارم ارایشمو پاک کنم و فقط و فقط میخوام که یه مدت طولانیای بخوابم و نباشم. باید خستگی کمک به انتخاب لباس برای مامانم، انتخاب شام تولد، انتخاب سکوت کردن در برابر دوست ناعادل، انتخاب شنیدن حرفای آدمها رو زمین بذارم و بیام یه دو دقیقه دراز بکشم. بدون اینکه نگران پول و قسط و چی میخوامو چی نمیخوام؛ باشم.
ولی میدونی تو این حال چی دلم میخواد؟
شربت سنکجبین خیار.
که تو این خستگی خنک بشم. جیگر و بدن و روح و حالم.
ولی میدونی تو این حال چی دلم میخواد؟
شربت سنکجبین خیار.
که تو این خستگی خنک بشم. جیگر و بدن و روح و حالم.