اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.7K subscribers
19 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
دیروز یه پادکست پیشنهادی گوش دادم میخوام اعتراف کنم من این پادکست و خیلی خودخواهانه به هیچکس پیشنهاد نمیدم گوش کنه. از دیروز تا الان سه بار از اول تا اخرشو گوش کردم و حس میکنم هرچی بیشتر گوش بدم بیشتر یه چیزی توم زیرورو میشه. این اپیزود مال خودمه فقط.
اینکه تو سی و دو سالگی حرصایی و میخورم که تو یازده سالگی تو مدرسه هم میخوردم واقعا عجیب نیست؟
یه کارت دارم مال بانک کارآفرین که باهاش خط سفید درست میکنم. هیچ استفاده‌ای جز این نداره. به راحتی میشه بجاش از کارت اتوبوس استفاده کرد یا حتی کارت ویزیت. ولی متاسفانه قرعه خورده به استفاده از کارت سبز رنگ بانک کارآفرین. توشم هیچ پولی نیست. هیچی. اگه کارت ته داشت، تهش شپشا داشتن سه‌قاپ مینداختن.
امروز بیست دقیقه خیره بهش نگاه کردم. یه زمانی ازش استفاده میکردم. خیلی هم دوستش داشتم. طرحش بین کارتها خوشگل‌تر بود اون موقع.
دلم براش سوخت و همزمان براش خوشحالم شدم. بالاخره خوبه یه چیزی خیلی پیشت بمونه با اینکه به چشمتم نمیاد.
هیچ‌چیز قشنگ‌تر از اون وقتی نیست برام که یهو هوس کمدی رمانتیک عاشقانه قدیمی میکنم و هر بار یه چیز جدید پیدا میکنم. اصلا خنک می‌شم. قلنجم میشکنه. خستگیم در میره. خیلی میچسبه بهم وقتی به ویارهام میرسم.
اشک‌های قرمز
آها راستی بازم باختم...
دیشب بردم، فکر میکنم امشبم میبرم...
یه چیزی تو خوابام کمه. یه چیزی که تو بیداریم نبودنش احساس می‌شه.
دیگه حتی نمیدونم وقت‌مو چطوری بکشم.
من اجازه دارم کمی رویاپردازی کنم آقای مودت؟
به رسم عادت همیشگی قبل مهمون، رفتم تو پلی‌لیست آهنگیفای که هرچی تو هر زمانی سرچ کردم تو هر وقت دلش میخواد پلی شه.
عارف، ویگن، هایده، نو من نو کرای، اسکار اند د ولف، گوستلی کیسز، اش.
انگار ثمین هست و ما داریم با هم برای مهمونا آماده میشیم. انگار همون موقع است.
Forwarded from من
خاک تو سر اونا که مارو دوست ندارند.
سنت کریستف هستم و بار هستی روی شونه هامه. و الا این حجم درد هیچ توجیهی نداره.
"سرم شلوغه ولی یادت می‌افتم"
یه دو دقیقه بیا این خستگی و بردار، بره. بعد من بگم خستگی‌مو تو در کردی.
از نظر روحی نیاز دارم برگردم به سنی که آلبوم گل آفتابگردون گروه آریان و روی کاست برای اولین بار گوش کردم.
من میترسم و میترسم بگم که میترسم.
تصور کردنش از انجام دادنش آسون‌تره واقعا.
ولی... اگه بخوای داشته باشیش باید انجامش بدی.
نباید آیا همدیگه رو بغل کنیم؟
از صبح میخواستم بمیرم. چهارده‌و‌چهل‌وپنج دقیقه‌ است و هنوز زندم.
اه فکر نمیکردم دلم تنگ بشه. گرفتاری شدیما.
برنامم برای اخر هفته فوق العاده؛ یک زندگی نباتیه.
چی شد که گالیله گفت: زمین گرده؟ و چی شد که از گرد بودن زمین برای برگشت پذیر بودن وقایع به خود استفاده شد؟