من میتونم حرفامو تو یه کانال برای هزار نفر یا اصلا بگو پنج نفر بنویسم، ولی نمیتونم برم تو چت یکی براش رندوم تعریف کنم.
اینقد خوشم میاد از محتوای کانال برای جلب توجهام استفاده میکنن. مثلا بهم گفت: کی با انبه بیام پیشت؟
آفرین واقعا عزیزم...
آفرین واقعا عزیزم...
از لذتهای دنیا اینکه دوست پرنده مهاجرت باهات ویدیوکال کنه بگه پاشو بیا ببینمت و تو میتونی بری. به به. عشق و حال.
"واقعا نیاز دارم چیزی که ذوقشو دارم به موقع اتفاق بیافته تا بفهمم زندگی هم حواسش به من هست"
اینجور وقتاست که یاد معلم ادبیات دبیرستانمون میافتم که یه بار گفت: حوصله مال پرندگانه و انسان حوصله نداره.
من الان حوصله نداشتم سر رفته.
من الان حوصله نداشتم سر رفته.
تازه رسیدم خونه و حقیقتا امروز صبح سر صبحونه به آنا درست گفتم که دوست داشتم وقتی رسیدم تهران یکی سرپرستیمو قبول میکرد و منو میرسوند خونه، بهم غذا میداد، منو حموم میبرد، لباسامو میشست و پهن میکرد و یه رخت خواب خنک بهم میداد و حتی ارایشمو پاک میکرد تا فردا آماده برگردم به روتینم و ازش دوبار تشکر کنم بابت اینکه من و داری کرد امشب.