اشکهای قرمز
قفل کتابی در و باز میکنم، آکاردئونی و میکشم، کلید بنفش و تو قفل میندارم. دو دور میچرخونم و در خونه باز میشه. میرم تو کفشمو در میارم و دمپاییهامو میپوشم و برای نمیدونم چندمین بار از روز اولی که این کار و کردم، یاد میترا حجار صورتی میافتم. کلید و میذارم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی اوضاع روح و روانم آرومه. نشستم مستند دادگاه گابریل فرناندز و میبینم و دلم میخواد برم زیر میز تا صبح گریه کنم.
باید میزان دوست داشتن اینطور مشخص شه که رندوم بهم پیام بدی: دندوناتو بهم فشار نده.
یک ساعتونیم وقت گذاشتم به یکی حالی کنم که چون ده سال پیش تایم خوبی و با هم گذروندیم دلیل نمیشه الان فکر کنی من قابلیت دیت کردن باهات و دارم. چون اگر داشتی همون ده سال پیش کارامون شده بود.
Forwarded from چتمارس.
متاسفانه زنها خیلی دیر میفهمند که مردها چقدر نمیفهمند.
ولی آدمیزاد باید از یه جایی به بعد قبول کنه در موردش دچار سوتفاهم میشن و این هیچ اشکالی نداره.
حقیقتا دعا میکنم هر چه زودتر این عطشم برای مستندهای جنایی تموم شه و به زندگی عادی برگردم.
از دیفن هیدرامین، آلپرازولام و ملاتونین ممنونم. هر کدوم به سهم خودشون بینظیر عمل میکنن.
هروقت تو زندگی دلت گرفت به یاد بیستونه تا جسد زیر خونه جان وین گیسی بیافت تو سال ۱۹۷۹ که بعضیاشون با گذشت این همه سال هنوز هویتشون مشخص نشده. اون پنج نفر تنهان. خیلی تنها.
واقعا دلم نمیخواد برم سر کار.
این جملهایه که میتونم هر روز صبح بنویسمش مثل اون کاناله که هر روز مینوشت امروز امام زمان ظهور نکرد.
این جملهایه که میتونم هر روز صبح بنویسمش مثل اون کاناله که هر روز مینوشت امروز امام زمان ظهور نکرد.
فرض کن تا گردن تو بدهیام. به همت. هزار میلیارد تومن. بعد میام بهت میگم تو میگی نفس عمیق بکش توکل کن حل میشه.
خب خونت حلال نیست؟ نزنم نصفت کنم؟ من که دیگه ته داستانم بیا تورو هم بکشم راحت راحت.
خب خونت حلال نیست؟ نزنم نصفت کنم؟ من که دیگه ته داستانم بیا تورو هم بکشم راحت راحت.