اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.7K subscribers
19 videos
1 link
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
یه پولیم میدم تیلور سوئیفت نشنوم.
حقیقتا دعا میکنم هر چه زودتر این عطشم برای مستندهای جنایی تموم شه و به زندگی عادی برگردم.
هر بار میبینمش از نداشتنش بدن درد میگیرم.
اه، تازه شنبه بود امروز!
همه‌چی خوبها ولی یه چیزی کمه.
تد لسو درونم در برابر غم غصه های نشدن و ناکامی: be a gold fish
Forwarded from Vannie
مریض شدم. نیاز به پرستار و لوس شدن دارم. کسی و ندارم
از دیفن هیدرامین، آلپرازولام و ملاتونین ممنونم. هر کدوم به سهم خودشون بی‌نظیر عمل می‌کنن.
هروقت تو زندگی دلت گرفت به یاد بیست‌ونه تا جسد زیر خونه جان وین گیسی بیافت تو سال ۱۹۷۹ که بعضیاشون با گذشت این همه سال هنوز هویت‌شون مشخص نشده. اون پنج نفر تنهان‌. خیلی تنها.
یکی از آرزوهام که هرگز بهش نمیرسم مجری SNL شدنه.
واقعا دلم نمیخواد برم سر کار.
این جمله‌ایه که میتونم هر روز صبح بنویسمش مثل اون کاناله که هر روز مینوشت امروز امام زمان ظهور نکرد.
فرض کن تا گردن تو بدهی‌ام. به همت. هزار میلیارد تومن. بعد میام بهت میگم تو میگی نفس عمیق بکش توکل کن حل میشه.
خب خونت حلال نیست؟ نزنم نصفت کنم؟ من که دیگه ته داستانم بیا تورو هم بکشم راحت راحت.
از این لحظه، امروز قراره خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی طولانی بگذره.
Forwarded from Vannie
امروز وقتی آبان و بغل کردم و گفت آخیش تونستم اون نازک‌ترین نرون عصبی در اومده از شاخه‌های اعصاب متصل به نخاع‌امو حس کنم. تو گویی اون لحظه‌ای که ارن تبدیل به تایتان میشه و اون لحظه که دکتر استرنج چهارزانو نشسته و داره همه احتمال‌ها رو در تمام جهان‌ها و زمان‌ها بررسی می‌کنه؛همزمان.
موهام بلند شده و لطفا منو دیدید بگید چقد خوبه که بلندیش و به جون بخرم و کوتاهش نکنم.
اونجایی می‌فهمی اوضاع خوب نیست که مستند جناییایی که دیدی بهم ربط پیدا میکنن و تو میگی اااا ااررره جریان این پرونده رو میدونم. خب زن خودت زندگی نداری؟
سرای ایرانی خیلی قوی پروژه اذیت شدن من‌و به دستان پلتفرم شیدا داد تا با فونت درشت تر بهم یاداوری کنه خدابیامرز چه اسم قشنگی داشت.
قسط‌شو میدم ولی سمت‌شم نمیرم. یخچال‌و می‌گم.
یکی از سوال‌هایی که هرگز نتونستم به جوابی براش برسم_ حقیقتا هم سوالات همیشه بیشتر از جواب‌هان در پهنه‌ی هستی_ اینکه همونقدری که من یادشون می‌افتم اونام یاد من می‌افتن؟ و همیشه با جمله درامتیکی که تا من هستم اونام هستن خودم‌و آروم کردم که شاید نه در کمیت ولی یقینا در کیفیت میزانی از یادآوری هست حتی اگر ابزار و احساس و شجاعت ابرازش نباشه.
اصلا این پاییز تا اینجای کار لیاقت هیچ شعر و ترانه‌ای و نداره و حقیقتا فقط باید گفت: آی میدونی دل آدم و چه نمیشکونی؟
امروز رو مود غرم و در گنجه بازه، پیرهنه درازه، دختر پیرزنه گرمافون میزنه، عطر همکار مردم بو آبنبات خرسی میده، اصلا چرا من باید هفت صبح پاشم بیام سر کار، موهام کثیفه، لباسم گرمه، چرا هوا سرد نمیشه پس و فاک تو این زندگی و متعلقاتش...