باسمهتعالی
عوامل مؤثر در فرهنگ جامعه
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید مفهوم «فرهنگ» را در معنای گستردهی آن در نظر گرفت.
فرهنگ یعنی مجموعهای از باورها، ارزشها، هنرها، علم، آداب و رفتارهایی که هویت یک ملت را شکل میدهد.
بنابراین، ارتقا و معرفی فرهنگ، کار یک شخص یا نهاد خاص نیست؛ بلکه حاصل همافزایی چندین نهاد و گروه اجتماعی است. میتوان این عوامل و اشخاص را در چند دسته بررسی کرد:
۱. نخبگان فکری و علمی
دانشمندان، استادان دانشگاه، فیلسوفان، نویسندگان و شاعران ، فرهنگ را از طریق اندیشه و زبان ارتقا میدهند. آنان ارزشهای فکری، اخلاقی و معرفتی جامعه را تبیین کرده و در قالب کتاب، شعر، مقاله یا گفتار منتشر میکنند.
۲. هنرمندان
نقاشان، خطاطان، معماران، موسیقیدانان، فیلمسازان، نمایشگران و طراحان، فرهنگ را از راه زیباییشناسی و احساس جمعی معرفی میکنند.
هر اثر هنریِ اصیل، تصویری از روح ملی است.
۳. نهادهای آموزشی و فرهنگی
مدارس، دانشگاهها، کتابخانهها، مساجد، مراکز هنری، رسانهها و وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد و علوم، در انتقال، آموزش و ترویج فرهنگ نقش اساسی دارند. بدون آموزش سازمانیافته، حتی بهترین فرهنگها نیز دچار فراموشی میشوند.
۴. مردم و خانوادهها
پایهایترین عامل فرهنگ، رفتار و باور مردم است و خانواده، نخستین مدرسهی فرهنگ بهشمار میآید. اگر در خانواده، احترام، ادب، نظم، عشق و علم پرورش یابد، جامعه نیز فرهنگی میشود. مردم با آداب روزمرهی خود فرهنگ را زنده نگه میدارند.
۵. رسانهها و فضای مجازی
در دوران جدید، رسانهها چهرهی فرهنگی کشور را در سطح جهانی میسازند. سینما، تلویزیون، مطبوعات و شبکههای اجتماعی، اگر درست هدایت شوند، میتوانند فرهنگ ملی را جهانی کنند.
۶. رهبران فکری، مذهبی و اجتماعی
این گروه، ارزشهای اخلاقی، معنوی و اجتماعی را در جامعه نهادینه میکنند. اگر آنان خود الگوی علم، تقوا و عدالت باشند، فرهنگ جامعه بهسوی تعالی میرود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۸
عوامل مؤثر در فرهنگ جامعه
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید مفهوم «فرهنگ» را در معنای گستردهی آن در نظر گرفت.
فرهنگ یعنی مجموعهای از باورها، ارزشها، هنرها، علم، آداب و رفتارهایی که هویت یک ملت را شکل میدهد.
بنابراین، ارتقا و معرفی فرهنگ، کار یک شخص یا نهاد خاص نیست؛ بلکه حاصل همافزایی چندین نهاد و گروه اجتماعی است. میتوان این عوامل و اشخاص را در چند دسته بررسی کرد:
۱. نخبگان فکری و علمی
دانشمندان، استادان دانشگاه، فیلسوفان، نویسندگان و شاعران ، فرهنگ را از طریق اندیشه و زبان ارتقا میدهند. آنان ارزشهای فکری، اخلاقی و معرفتی جامعه را تبیین کرده و در قالب کتاب، شعر، مقاله یا گفتار منتشر میکنند.
۲. هنرمندان
نقاشان، خطاطان، معماران، موسیقیدانان، فیلمسازان، نمایشگران و طراحان، فرهنگ را از راه زیباییشناسی و احساس جمعی معرفی میکنند.
هر اثر هنریِ اصیل، تصویری از روح ملی است.
۳. نهادهای آموزشی و فرهنگی
مدارس، دانشگاهها، کتابخانهها، مساجد، مراکز هنری، رسانهها و وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد و علوم، در انتقال، آموزش و ترویج فرهنگ نقش اساسی دارند. بدون آموزش سازمانیافته، حتی بهترین فرهنگها نیز دچار فراموشی میشوند.
۴. مردم و خانوادهها
پایهایترین عامل فرهنگ، رفتار و باور مردم است و خانواده، نخستین مدرسهی فرهنگ بهشمار میآید. اگر در خانواده، احترام، ادب، نظم، عشق و علم پرورش یابد، جامعه نیز فرهنگی میشود. مردم با آداب روزمرهی خود فرهنگ را زنده نگه میدارند.
۵. رسانهها و فضای مجازی
در دوران جدید، رسانهها چهرهی فرهنگی کشور را در سطح جهانی میسازند. سینما، تلویزیون، مطبوعات و شبکههای اجتماعی، اگر درست هدایت شوند، میتوانند فرهنگ ملی را جهانی کنند.
۶. رهبران فکری، مذهبی و اجتماعی
این گروه، ارزشهای اخلاقی، معنوی و اجتماعی را در جامعه نهادینه میکنند. اگر آنان خود الگوی علم، تقوا و عدالت باشند، فرهنگ جامعه بهسوی تعالی میرود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۸
فرهنگ زمانی رشد میکند که فکر، هنر، اخلاق و آموزش در کنار هم باشند و همه از کودک تا دانشمند، احساس کنند که میراثدار و سازندهٔ فرهنگ خویشاند.
باسمهتعالی
پرسش و پاسخ
سؤال:
معرفی و گرامیداشت پیشکسوتان در عرصههای گوناگون فرهنگی چه اثری در جامعه دارد؟
پاسخ:
معرفی و گرامیداشت پیشکسوتان فرهنگی، تنها یک اقدام نمادین یا تشریفاتی نیست؛ بلکه نقشی عمیق، تربیتی و الهامبخش در تعالی جامعه دارد. آثار این اقدام را میتوان در چند بُعد بررسی کرد:
۱. بعد فرهنگی و هویتی:
پیشکسوتان، حافظان میراث فرهنگی و حاملان تجربههای نسلهای پیشیناند. تکریم آنان، پاسداشت ریشهها و پیوند نسل امروز با تاریخ، زبان، هنر و ارزشهای اصیل ملی است؛ امری که از فراموشی هویت فرهنگی جلوگیری میکند.
۲. بعد آموزشی و الگوسازی:
پیشکسوتان، الگوهای زندهی تلاش، اخلاق، خلاقیت و پایبندی به ارزشها هستند. معرفی آنان به نسل جوان، نوعی آموزش غیرمستقیم اما مؤثر است که انگیزهی رشد و پویایی را در جامعه تقویت میکند.
۳. بعد اجتماعی:
گرامیداشت بزرگان فرهنگی، احساس تعلق و همبستگی اجتماعی را افزایش میدهد؛ زیرا جامعه درمییابد که خدمت صادقانه هرگز نادیده گرفته نمیشود. این آگاهی، روح مسئولیتپذیری و انگیزهی خدمت را در دیگران برمیانگیزد.
۴. بعد انسانی و روانی:
تجلیل از پیشکسوتان، در حقیقت احترام به کرامت انسان است. قدردانی از زحمات آنان موجب نشاط روحی، احساس ارزشمندی و تداوم فعالیتهای فرهنگی میشود.
۵. بعد تمدنی و آیندهنگر:
ملتهایی که به بزرگمردان و بانوان فرهیختهی خود احترام میگذارند، آیندهای روشنتر و استوارتر دارند. گرامیداشت پیشکسوتان، پلی است میان تجربهی دیروز و نوآوری فردا.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۸
پرسش و پاسخ
سؤال:
معرفی و گرامیداشت پیشکسوتان در عرصههای گوناگون فرهنگی چه اثری در جامعه دارد؟
پاسخ:
معرفی و گرامیداشت پیشکسوتان فرهنگی، تنها یک اقدام نمادین یا تشریفاتی نیست؛ بلکه نقشی عمیق، تربیتی و الهامبخش در تعالی جامعه دارد. آثار این اقدام را میتوان در چند بُعد بررسی کرد:
۱. بعد فرهنگی و هویتی:
پیشکسوتان، حافظان میراث فرهنگی و حاملان تجربههای نسلهای پیشیناند. تکریم آنان، پاسداشت ریشهها و پیوند نسل امروز با تاریخ، زبان، هنر و ارزشهای اصیل ملی است؛ امری که از فراموشی هویت فرهنگی جلوگیری میکند.
۲. بعد آموزشی و الگوسازی:
پیشکسوتان، الگوهای زندهی تلاش، اخلاق، خلاقیت و پایبندی به ارزشها هستند. معرفی آنان به نسل جوان، نوعی آموزش غیرمستقیم اما مؤثر است که انگیزهی رشد و پویایی را در جامعه تقویت میکند.
۳. بعد اجتماعی:
گرامیداشت بزرگان فرهنگی، احساس تعلق و همبستگی اجتماعی را افزایش میدهد؛ زیرا جامعه درمییابد که خدمت صادقانه هرگز نادیده گرفته نمیشود. این آگاهی، روح مسئولیتپذیری و انگیزهی خدمت را در دیگران برمیانگیزد.
۴. بعد انسانی و روانی:
تجلیل از پیشکسوتان، در حقیقت احترام به کرامت انسان است. قدردانی از زحمات آنان موجب نشاط روحی، احساس ارزشمندی و تداوم فعالیتهای فرهنگی میشود.
۵. بعد تمدنی و آیندهنگر:
ملتهایی که به بزرگمردان و بانوان فرهیختهی خود احترام میگذارند، آیندهای روشنتر و استوارتر دارند. گرامیداشت پیشکسوتان، پلی است میان تجربهی دیروز و نوآوری فردا.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۸
معرفی و گرامیداشت پیشکسوتان فرهنگی، سبب تداوم ارزشها، پیوند نسلها، تقویت انگیزهی خدمت و رشد فرهنگی جامعه میشود و جامعهای که قدر پیشکسوتان خود را بداند، هیچگاه از مسیر تعالی و انسانیت جدا نخواهد شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد رضا بدرالسما
باسمهتعالی
خط نستعلیق
خط نستعلیق، زیباترین و ایرانیترین خط در میان خطوط اسلامی است؛ خطی که بهحق از آن به عنوان «عروس خطوط اسلامی» یاد میشود.
پدیدآورنده و بنیانگذار این خط جاودانه، میرعلی تبریزی است؛ خوشنویسی بزرگ از سدهی هشتم و نهم هجری قمری که هنر را با نبوغ و ذوق ایرانی درآمیخت و روحی تازه در کالبد حروف دمید.
او از نوجوانی شیفتهی زیبایی خط و تناسب حروف شد. میرعلی در آغاز، خط نسخ و تعلیق را از خوشنویسان برجستهی زمان خود فرا گرفت. در آن دوران، خط تعلیق هرچند رایج بود، اما از نظر خوانایی و نظم، کاستیهایی داشت.میرعلی تبریزی با ذهنی خلاق و نگاهی هندسی، توانست از تلفیق خط نسخ (خوانا) و تعلیق (آزاد و روان)، خطی نو پدید آورد که به آن «نَسْتَعْلیق» گفتند.
بزرگترین خدمت او به هنر ایران، ابداع و قاعدهمند کردن نستعلیق بود. پیش از او، برخی خوشنویسان ترکیبی از نسخ و تعلیق به کار میبردند، اما میرعلی برای نخستین بار نسبت حروف، کششها، گردشها و فواصل را با نظم و هندسهای دقیق تنظیم کرد و به این خط، روح و قوام بخشید.
ویژگیهای خط نستعلیق
۱. نرمی و انحنای دلانگیز خطوط که حالت پرواز پرنده را تداعی میکند.
۲. تعادل میان کشیدگی و فشردگی؛ نه خشک و رسمی چون نسخ، و نه درهم و فشرده مانند تعلیق.
۳. زیبایی ترکیب سطر و صفحه؛ میرعلی نخستین کسی بود که ترکیببندی صفحه را هنری مستقل دانست.
۴. تجلی روح ایرانی در حروف؛ به تعبیر استادان خوشنویسی:
«اگر شعر، روح زبان فارسی است، نستعلیق، پیکر آن است؛ و این پیکر را میرعلی آفرید.»
میرعلی تبریزی شاگردان بسیاری پروراند که هر یک در اعتلای این هنر سهمی بزرگ داشتند؛ از جمله:
میرزا جعفر تبریزی، سلطانعلی مشهدی، و میرعماد حسنی قزوینی.
او تنها خوشنویس نبود، بلکه هنرمندی جامعنگر بود که زیبایی را در قالب حروف متجلی ساخت. بهحق میتوان او را «معمار روح ایرانی در خط» نامید.
میرعلی تبریزی در حدود سال ۸۵۰ هجری قمری در تبریز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
اما میراث او، خطی است که تا امروز زینتبخش قرآنها، دیوانها و آثار هنری ایرانی است؛ خطی که از دل ایران برخاست و بر تارک هنر اسلامی درخشید.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹
خط نستعلیق
خط نستعلیق، زیباترین و ایرانیترین خط در میان خطوط اسلامی است؛ خطی که بهحق از آن به عنوان «عروس خطوط اسلامی» یاد میشود.
پدیدآورنده و بنیانگذار این خط جاودانه، میرعلی تبریزی است؛ خوشنویسی بزرگ از سدهی هشتم و نهم هجری قمری که هنر را با نبوغ و ذوق ایرانی درآمیخت و روحی تازه در کالبد حروف دمید.
او از نوجوانی شیفتهی زیبایی خط و تناسب حروف شد. میرعلی در آغاز، خط نسخ و تعلیق را از خوشنویسان برجستهی زمان خود فرا گرفت. در آن دوران، خط تعلیق هرچند رایج بود، اما از نظر خوانایی و نظم، کاستیهایی داشت.میرعلی تبریزی با ذهنی خلاق و نگاهی هندسی، توانست از تلفیق خط نسخ (خوانا) و تعلیق (آزاد و روان)، خطی نو پدید آورد که به آن «نَسْتَعْلیق» گفتند.
بزرگترین خدمت او به هنر ایران، ابداع و قاعدهمند کردن نستعلیق بود. پیش از او، برخی خوشنویسان ترکیبی از نسخ و تعلیق به کار میبردند، اما میرعلی برای نخستین بار نسبت حروف، کششها، گردشها و فواصل را با نظم و هندسهای دقیق تنظیم کرد و به این خط، روح و قوام بخشید.
ویژگیهای خط نستعلیق
۱. نرمی و انحنای دلانگیز خطوط که حالت پرواز پرنده را تداعی میکند.
۲. تعادل میان کشیدگی و فشردگی؛ نه خشک و رسمی چون نسخ، و نه درهم و فشرده مانند تعلیق.
۳. زیبایی ترکیب سطر و صفحه؛ میرعلی نخستین کسی بود که ترکیببندی صفحه را هنری مستقل دانست.
۴. تجلی روح ایرانی در حروف؛ به تعبیر استادان خوشنویسی:
«اگر شعر، روح زبان فارسی است، نستعلیق، پیکر آن است؛ و این پیکر را میرعلی آفرید.»
میرعلی تبریزی شاگردان بسیاری پروراند که هر یک در اعتلای این هنر سهمی بزرگ داشتند؛ از جمله:
میرزا جعفر تبریزی، سلطانعلی مشهدی، و میرعماد حسنی قزوینی.
او تنها خوشنویس نبود، بلکه هنرمندی جامعنگر بود که زیبایی را در قالب حروف متجلی ساخت. بهحق میتوان او را «معمار روح ایرانی در خط» نامید.
میرعلی تبریزی در حدود سال ۸۵۰ هجری قمری در تبریز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
اما میراث او، خطی است که تا امروز زینتبخش قرآنها، دیوانها و آثار هنری ایرانی است؛ خطی که از دل ایران برخاست و بر تارک هنر اسلامی درخشید.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹
به تعبیر استادان خوشنویسی:
اگر شعر، روح زبان فارسی است، نستعلیق، پیکر آن است؛ و این پیکر را میرعلی آفرید.»
اگر شعر، روح زبان فارسی است، نستعلیق، پیکر آن است؛ و این پیکر را میرعلی آفرید.»
باسمهتعالی
علاقهمندان به خط زیبای نستعلیق میتوانند با نصب برنامهی مخصوص نستعلیق بر روی رایانهی خود، نوشتهها و آثارشان را به این خط دلانگیز و چشمنواز تایپ کنند.
اینجانب کتاب اشعار "نوای دل" را به خط نستعلیق نگاشتم تا جلوهای هنریتر و روحنوازتر به سرودهها بخشیده شود.
بهکارگیری این خط نهتنها زیبایی بصری اثر را دوچندان میکند، بلکه پیوندی میان هنر خوشنویسی و ادب پارسی برقرار میسازد؛ پیوندی که یادآور اصالت فرهنگی و ذوق ایرانی است.
در ادامه، پیشنهاد میشود علاقهمندان به شعر و ادب نیز آثار خود را با این خط بنگارند تا میراث ماندگار هنری و ادبی ایران زمین بیش از پیش جلوهگر شود.
دکتر علی رجالی
علاقهمندان به خط زیبای نستعلیق میتوانند با نصب برنامهی مخصوص نستعلیق بر روی رایانهی خود، نوشتهها و آثارشان را به این خط دلانگیز و چشمنواز تایپ کنند.
اینجانب کتاب اشعار "نوای دل" را به خط نستعلیق نگاشتم تا جلوهای هنریتر و روحنوازتر به سرودهها بخشیده شود.
بهکارگیری این خط نهتنها زیبایی بصری اثر را دوچندان میکند، بلکه پیوندی میان هنر خوشنویسی و ادب پارسی برقرار میسازد؛ پیوندی که یادآور اصالت فرهنگی و ذوق ایرانی است.
در ادامه، پیشنهاد میشود علاقهمندان به شعر و ادب نیز آثار خود را با این خط بنگارند تا میراث ماندگار هنری و ادبی ایران زمین بیش از پیش جلوهگر شود.
دکتر علی رجالی
باسمه تعالی
انواع خطوط خوشنویسی ایرانی:
خطوط خوشنویسی به طور کلی به دو دسته نسخ و شکسته تقسیم میشوند که در ادامه به معرفی انواع آنها می پردازیم.
۱.خط ثلث: خطی تزئینی و شکسته، مناسب برای عناوین و سرلوحه ها
۲.خط نسخ: خطی ساده و خوانا، مناسب برای کتابت قرآن و متون مذهبی
۳.خط نستعلیق: خطی موزون و آراسته، ترکیبی از نسخ و ثلث، مناسب برای انواع متون
۴.خط شکسته نستعلیق: خطی سریع و روان، مناسب برای نگارش نامه و مکاتبات
۵.خط تعلیق: خطی شکسته و نستعلیق که برای نوشتن متون ادبی
۶.خط شکسته: خطی شکسته تر از نستعلیق که برای نوشتن متون ادبی و شعر
۷.خط محقق: خطی هندسی و دقیق، مناسب برای کتیبه ها و قطعات هنری
۸.خط ریحان: خطی ریز و ظریف، مناسب برای نگارش اشعار و متون کوتاه
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹
انواع خطوط خوشنویسی ایرانی:
خطوط خوشنویسی به طور کلی به دو دسته نسخ و شکسته تقسیم میشوند که در ادامه به معرفی انواع آنها می پردازیم.
۱.خط ثلث: خطی تزئینی و شکسته، مناسب برای عناوین و سرلوحه ها
۲.خط نسخ: خطی ساده و خوانا، مناسب برای کتابت قرآن و متون مذهبی
۳.خط نستعلیق: خطی موزون و آراسته، ترکیبی از نسخ و ثلث، مناسب برای انواع متون
۴.خط شکسته نستعلیق: خطی سریع و روان، مناسب برای نگارش نامه و مکاتبات
۵.خط تعلیق: خطی شکسته و نستعلیق که برای نوشتن متون ادبی
۶.خط شکسته: خطی شکسته تر از نستعلیق که برای نوشتن متون ادبی و شعر
۷.خط محقق: خطی هندسی و دقیق، مناسب برای کتیبه ها و قطعات هنری
۸.خط ریحان: خطی ریز و ظریف، مناسب برای نگارش اشعار و متون کوتاه
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹
باسمهتعالی
تاریخچهی آمار ریاضی
آمار ریاضی شاخهای از ریاضیات است که به جمعآوری، تحلیل، تفسیر و ارائهی دادهها بهصورت عددی میپردازد تا از طریق آن بتوان الگوها و قوانین پنهان در پدیدهها را آشکار ساخت. این دانش امروزه نقشی اساسی در علوم، صنعت، اقتصاد، پزشکی و تصمیمگیریهای اجتماعی دارد. اما شکلگیری آمار ریاضی تاریخی چند هزار ساله دارد که از شمارشهای ساده در جوامع باستانی آغاز شده و تا نظریههای پیچیدهی احتمال در عصر جدید گسترش یافته است.
دوران باستان
در تمدنهای باستانی مانند بینالنهرین، مصر، چین و ایران، از آمار بهصورت ابتدایی استفاده میشد. پادشاهان و دولتها برای جمعآوری مالیات، شمارش جمعیت و ذخیرهی غلات از روشهای آماری ساده بهره میگرفتند. در ایرانِ دوران هخامنشی، «دیوان ثبت و شمار» وظیفهی سرشماری جمعیت و محاسبهی مالیات را بر عهده داشت.
سدههای میانه
در این دوران، آمار بیشتر به معنی دادههای دولتی و جمعیتی بود. دادهها غالباً توصیفی و غیرریاضی بودند و هنوز از ابزارهای تحلیلی ریاضی استفاده نمیشد.
پیدایش نظریهی احتمال
پیدایش نظریهی احتمال در سدهی هفدهم میلادی، سرآغاز پیوند جدی میان ریاضیات و آمار بود.
۱. بلز پاسکال و پیر دُ فرمات نخستین مباحث نظری احتمال را برای حل مسائل قمار مطرح کردند.
۲. کریستیان هویگنس نخستین کتاب در زمینهی احتمال را نوشت.
۳. ژاک برنولی قانون اعداد بزرگ را فرمولبندی کرد و راه را برای کاربردهای دقیقتر آمار هموار ساخت.
شکلگیری آمار ریاضی
در قرن هجدهم و نوزدهم، آمار چهرهای علمی و تحلیلی به خود گرفت.
۱. آبراهام دِموآور توزیع نرمال را کشف کرد و از آن برای تقریب احتمالها بهره برد.
۲. پییر سیمون لاپلاس نظریهی احتمال را گسترش داد و مفهوم توزیع پیوسته را مطرح کرد.
۳. کارل فریدریش گاوس روش کمترین مربعات را برای تحلیل خطاها ابداع نمود؛ روشی که بنیان آمار استنباطی امروز است.
پیدایش آمار مدرن
در قرن بیستم، آمار به عنوان شاخهای مستقل از ریاضیات شکل گرفت.چهرههای برجستهی این دوره عبارتاند از:
۱. کارل پیرسون ، بنیانگذار آمار مدرن؛ معرفی آزمون خیدو (χ²) و مفهوم ضریب همبستگی.
۲. رونالد فیشر ،بنیانگذار آمار استنباطی؛ ارائهی تحلیل واریانس و طراحی آزمایشها.
۳. ویلیام گاسِت ، ارائهی توزیع t-دانشجو.
۴. جرزی نیمن و ایگن والد ، بنیانگذاران نظریهی فرضیه و آزمونهای آماری.
در همین دوران، محاسبات عددی و گسترش رایانهها موجب جهش بزرگ آمار کاربردی شد و زمینه را برای تحلیلهای دقیقتر فراهم آورد.
آمار در عصر حاضر
با ظهور دادههای کلان ، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین ، آمار ریاضی نقشی بنیادیتر یافته است. امروزه تحلیلهای آماری در حوزههای اقتصاد، پزشکی، ژنتیک، علوم اجتماعی، فیزیک کوانتومی و حتی هنر و ادبیات بهکار میرود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
تاریخ: ۱۴۰۴/۸/۹
تاریخچهی آمار ریاضی
آمار ریاضی شاخهای از ریاضیات است که به جمعآوری، تحلیل، تفسیر و ارائهی دادهها بهصورت عددی میپردازد تا از طریق آن بتوان الگوها و قوانین پنهان در پدیدهها را آشکار ساخت. این دانش امروزه نقشی اساسی در علوم، صنعت، اقتصاد، پزشکی و تصمیمگیریهای اجتماعی دارد. اما شکلگیری آمار ریاضی تاریخی چند هزار ساله دارد که از شمارشهای ساده در جوامع باستانی آغاز شده و تا نظریههای پیچیدهی احتمال در عصر جدید گسترش یافته است.
دوران باستان
در تمدنهای باستانی مانند بینالنهرین، مصر، چین و ایران، از آمار بهصورت ابتدایی استفاده میشد. پادشاهان و دولتها برای جمعآوری مالیات، شمارش جمعیت و ذخیرهی غلات از روشهای آماری ساده بهره میگرفتند. در ایرانِ دوران هخامنشی، «دیوان ثبت و شمار» وظیفهی سرشماری جمعیت و محاسبهی مالیات را بر عهده داشت.
سدههای میانه
در این دوران، آمار بیشتر به معنی دادههای دولتی و جمعیتی بود. دادهها غالباً توصیفی و غیرریاضی بودند و هنوز از ابزارهای تحلیلی ریاضی استفاده نمیشد.
پیدایش نظریهی احتمال
پیدایش نظریهی احتمال در سدهی هفدهم میلادی، سرآغاز پیوند جدی میان ریاضیات و آمار بود.
۱. بلز پاسکال و پیر دُ فرمات نخستین مباحث نظری احتمال را برای حل مسائل قمار مطرح کردند.
۲. کریستیان هویگنس نخستین کتاب در زمینهی احتمال را نوشت.
۳. ژاک برنولی قانون اعداد بزرگ را فرمولبندی کرد و راه را برای کاربردهای دقیقتر آمار هموار ساخت.
شکلگیری آمار ریاضی
در قرن هجدهم و نوزدهم، آمار چهرهای علمی و تحلیلی به خود گرفت.
۱. آبراهام دِموآور توزیع نرمال را کشف کرد و از آن برای تقریب احتمالها بهره برد.
۲. پییر سیمون لاپلاس نظریهی احتمال را گسترش داد و مفهوم توزیع پیوسته را مطرح کرد.
۳. کارل فریدریش گاوس روش کمترین مربعات را برای تحلیل خطاها ابداع نمود؛ روشی که بنیان آمار استنباطی امروز است.
پیدایش آمار مدرن
در قرن بیستم، آمار به عنوان شاخهای مستقل از ریاضیات شکل گرفت.چهرههای برجستهی این دوره عبارتاند از:
۱. کارل پیرسون ، بنیانگذار آمار مدرن؛ معرفی آزمون خیدو (χ²) و مفهوم ضریب همبستگی.
۲. رونالد فیشر ،بنیانگذار آمار استنباطی؛ ارائهی تحلیل واریانس و طراحی آزمایشها.
۳. ویلیام گاسِت ، ارائهی توزیع t-دانشجو.
۴. جرزی نیمن و ایگن والد ، بنیانگذاران نظریهی فرضیه و آزمونهای آماری.
در همین دوران، محاسبات عددی و گسترش رایانهها موجب جهش بزرگ آمار کاربردی شد و زمینه را برای تحلیلهای دقیقتر فراهم آورد.
آمار در عصر حاضر
با ظهور دادههای کلان ، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین ، آمار ریاضی نقشی بنیادیتر یافته است. امروزه تحلیلهای آماری در حوزههای اقتصاد، پزشکی، ژنتیک، علوم اجتماعی، فیزیک کوانتومی و حتی هنر و ادبیات بهکار میرود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
تاریخ: ۱۴۰۴/۸/۹
آمار ریاضی از شمارشهای سادهی باستانی تا مدلهای پیچیدهی احتمال و یادگیری ماشین امروزی، مسیری طولانی را پیموده است. امروزه این علم نهتنها ابزاری برای تحلیل دادهها، بلکه زبان فهم پدیدهها در جهان مدرن به شمار میرود
باسمهتعالی
تاریخچهٔ هوش مصنوعی
هوش مصنوعی دانشی است که هدف آن ساخت ماشینها و برنامههایی است که بتوانند همچون انسان بیندیشند، بیاموزند، تصمیم بگیرند و مسئله حل کنند. این علم ترکیبی از ریاضیات، منطق، روانشناسی، علوم رایانه، فلسفه و زبانشناسی است و یکی از بنیادینترین شاخههای علمی عصر جدید به شمار میآید.
۱. دوران باستان
اندیشهی ساخت موجودات هوشمند به اسطورهها و تمدنهای کهن بازمیگردد.در یونان باستان، «هفائستوس» تندیسهایی فلزی میساخت که توان حرکت و سخن گفتن داشتند.
در ایران باستان نیز در متون فلسفی و عرفانی اشارههایی به «انسان مصنوعی» و «عقل فعال» دیده میشود که بیانگر آرزوی دیرینهی بشر برای آفرینش هوشمندی غیرانسانی است.
۲. از فلسفه تا منطق
در قرون وسطی، اندیشمندانی چون ابنسینا، ابنهیثم و خوارزمی دربارهی ماهیت تفکر منطقی و شناخت انسان به بحث پرداختند.
در قرن هفدهم، رنه دکارت و توماس هابز ذهن انسان را همانند ماشینی دانستند که طبق قوانین منطقی عمل میکند. در همین دوران، بلز پاسکال نخستین ماشین حساب مکانیکی را ساخت که الهامبخش رایانههای بعدی شد.
۳. آغاز رایانهی نظری
در سدهی نوزدهم، چارلز بَبِج طرح «ماشین تحلیلی» را ارائه کرد؛ ماشینی که از نظر ساختار، بسیار شبیه رایانههای امروزی بود. همچنین آدا لاولیس، نخستین برنامهنویس تاریخ، دریافت که ماشینها میتوانند فراتر از محاسبه، کارهای پیچیدهتری نیز انجام دهند. این بینش، پایهی شکلگیری مفهوم هوش مصنوعی شد.
۴. ایجاد هوش مصنوعی مدرن
در دههی ۱۹۴۰، با اختراع رایانههای الکترونیکی و انتشار نظریهی اطلاعات توسط کلود شانون، زمینهی علمی هوش مصنوعی فراهم آمد.
در سال ۱۹۵۰، آلن تورینگ مقالهی معروف خود را با عنوان «ماشینهای محاسبهگر و هوش» منتشر کرد و آزمون تورینگ را برای سنجش هوشمندی ماشین پیشنهاد داد.
۵. نامگذاری رسمی هوش مصنوعی
در سال ۱۹۵۶، در کنفرانس دارتموث ، واژهی " هوش مصنوعی " برای نخستینبار توسط جان مککارتی بهکار رفت. در این نشست، پژوهشگرانی چون ماروین مینسکی، آلن نیوول و هربرت سایمون حضور داشتند و نخستین برنامههای منطقی و حل مسئله را طراحی کردند.
۶. رشد و رکود هوش مصنوعی
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، امید به ساخت ماشینهایی در حد انسان بسیار بالا بود، اما بهدلیل محدودیت قدرت پردازش و کمبود داده، پروژهها به نتیجه نرسیدند. این دوران را «زمستان هوش مصنوعی» مینامند. با این حال، در دههی ۱۹۸۰، با ظهور سیستمهای خبره ، هوش مصنوعی دوباره رونق گرفت.
۷. یادگیری ماشین و پیشرفت واقعی
در دهههای پایانی قرن بیستم، الگوریتمهای یادگیری ماشین و شبکههای عصبی مصنوعی گسترش یافتند.
در سال ۱۹۹۷، ابررایانهی دیپ بلو توانست، گری کاسپاروف، قهرمان شطرنج جهان را شکست دهد؛ نشانهای آشکار از ورود هوش مصنوعی به عرصهی واقعی زندگی بشر.
سپس با افزایش توان رایانهها و پیدایش دادههای عظیم ، فناوری یادگیری عمیق شکل گرفت.
۸. عصر هوش مصنوعی عمومی
در دههی اخیر، هوش مصنوعی وارد زندگی روزمرهی انسان شده است: از دستیارهای صوتی و خودروهای خودران گرفته تا ترجمهی ماشینی، تشخیص چهره و سامانههای پزشکی هوشمند.
در سالهای اخیر نیز مدلهای زبانی بزرگ توانستهاند زبان طبیعی را با دقت و عمق حیرتانگیزی درک و تولید کنند.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۹
تاریخچهٔ هوش مصنوعی
هوش مصنوعی دانشی است که هدف آن ساخت ماشینها و برنامههایی است که بتوانند همچون انسان بیندیشند، بیاموزند، تصمیم بگیرند و مسئله حل کنند. این علم ترکیبی از ریاضیات، منطق، روانشناسی، علوم رایانه، فلسفه و زبانشناسی است و یکی از بنیادینترین شاخههای علمی عصر جدید به شمار میآید.
۱. دوران باستان
اندیشهی ساخت موجودات هوشمند به اسطورهها و تمدنهای کهن بازمیگردد.در یونان باستان، «هفائستوس» تندیسهایی فلزی میساخت که توان حرکت و سخن گفتن داشتند.
در ایران باستان نیز در متون فلسفی و عرفانی اشارههایی به «انسان مصنوعی» و «عقل فعال» دیده میشود که بیانگر آرزوی دیرینهی بشر برای آفرینش هوشمندی غیرانسانی است.
۲. از فلسفه تا منطق
در قرون وسطی، اندیشمندانی چون ابنسینا، ابنهیثم و خوارزمی دربارهی ماهیت تفکر منطقی و شناخت انسان به بحث پرداختند.
در قرن هفدهم، رنه دکارت و توماس هابز ذهن انسان را همانند ماشینی دانستند که طبق قوانین منطقی عمل میکند. در همین دوران، بلز پاسکال نخستین ماشین حساب مکانیکی را ساخت که الهامبخش رایانههای بعدی شد.
۳. آغاز رایانهی نظری
در سدهی نوزدهم، چارلز بَبِج طرح «ماشین تحلیلی» را ارائه کرد؛ ماشینی که از نظر ساختار، بسیار شبیه رایانههای امروزی بود. همچنین آدا لاولیس، نخستین برنامهنویس تاریخ، دریافت که ماشینها میتوانند فراتر از محاسبه، کارهای پیچیدهتری نیز انجام دهند. این بینش، پایهی شکلگیری مفهوم هوش مصنوعی شد.
۴. ایجاد هوش مصنوعی مدرن
در دههی ۱۹۴۰، با اختراع رایانههای الکترونیکی و انتشار نظریهی اطلاعات توسط کلود شانون، زمینهی علمی هوش مصنوعی فراهم آمد.
در سال ۱۹۵۰، آلن تورینگ مقالهی معروف خود را با عنوان «ماشینهای محاسبهگر و هوش» منتشر کرد و آزمون تورینگ را برای سنجش هوشمندی ماشین پیشنهاد داد.
۵. نامگذاری رسمی هوش مصنوعی
در سال ۱۹۵۶، در کنفرانس دارتموث ، واژهی " هوش مصنوعی " برای نخستینبار توسط جان مککارتی بهکار رفت. در این نشست، پژوهشگرانی چون ماروین مینسکی، آلن نیوول و هربرت سایمون حضور داشتند و نخستین برنامههای منطقی و حل مسئله را طراحی کردند.
۶. رشد و رکود هوش مصنوعی
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، امید به ساخت ماشینهایی در حد انسان بسیار بالا بود، اما بهدلیل محدودیت قدرت پردازش و کمبود داده، پروژهها به نتیجه نرسیدند. این دوران را «زمستان هوش مصنوعی» مینامند. با این حال، در دههی ۱۹۸۰، با ظهور سیستمهای خبره ، هوش مصنوعی دوباره رونق گرفت.
۷. یادگیری ماشین و پیشرفت واقعی
در دهههای پایانی قرن بیستم، الگوریتمهای یادگیری ماشین و شبکههای عصبی مصنوعی گسترش یافتند.
در سال ۱۹۹۷، ابررایانهی دیپ بلو توانست، گری کاسپاروف، قهرمان شطرنج جهان را شکست دهد؛ نشانهای آشکار از ورود هوش مصنوعی به عرصهی واقعی زندگی بشر.
سپس با افزایش توان رایانهها و پیدایش دادههای عظیم ، فناوری یادگیری عمیق شکل گرفت.
۸. عصر هوش مصنوعی عمومی
در دههی اخیر، هوش مصنوعی وارد زندگی روزمرهی انسان شده است: از دستیارهای صوتی و خودروهای خودران گرفته تا ترجمهی ماشینی، تشخیص چهره و سامانههای پزشکی هوشمند.
در سالهای اخیر نیز مدلهای زبانی بزرگ توانستهاند زبان طبیعی را با دقت و عمق حیرتانگیزی درک و تولید کنند.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۹
در افق آینده، هوش مصنوعی بهسوی خودآگاهی، اخلاق هوشمند، و ترکیب با مغز انسان پیش میرود.
پرسشهای فلسفی عمیقی مطرح است:
۱. آیا ماشین میتواند واقعاً آگاه شود؟
۲.مرز میان انسان و ماشین تا کجاست؟
۳. مسئولیت اخلاقی تصمیمات هوش مصنوعی با کیست؟
پرسشهای فلسفی عمیقی مطرح است:
۱. آیا ماشین میتواند واقعاً آگاه شود؟
۲.مرز میان انسان و ماشین تا کجاست؟
۳. مسئولیت اخلاقی تصمیمات هوش مصنوعی با کیست؟
Forwarded from خبرفوری | اخبار فوری 🔖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طوفانهای آتشین خورشید؛ نمایش عظمت کیهانی
(ثبتشده توسط فضاپیمای رصدخانه پویاییهای خورشید ناسا)
✔️ @akhbar_fori6
(ثبتشده توسط فضاپیمای رصدخانه پویاییهای خورشید ناسا)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
باسمهتعالی
پرسش و پاسخ
سؤال:
هوش مصنوعی چگونه کار میکند؟
پاسخ:
هوش مصنوعی (مانند ChatGPT) شبیه دانشآموزی بسیار باهوش و پرمطالعه است که میلیاردها جمله، کتاب، مقاله و گفتوگو را خوانده است. اما او همهی اینها را حفظ نکرده، بلکه از میان آنها یاد گرفته است الگوی گفتار و اندیشهی انسانها چگونه است.
۱. یادگیری از دادهها
در آغاز، هوش مصنوعی با حجم عظیمی از نوشتهها تمرین میکند؛ از گفتوگوهای روزمره گرفته تا شعر، ریاضی، تاریخ و علم.
در این مرحله، برنامه یاد میگیرد:
الف) کدام کلمه معمولاً کنار کدام میآید.
ب) ترتیب طبیعی جملهها چیست.
ج) هر واژه چه معنایی در چه موقعیتی دارد.
این یادگیری به شکل عددی انجام میشود.
مثلاً کلمهی «محبت» ممکن است با عددهایی مانند [0.7, 0.4, 0.9, ...] نمایش داده شود.
این عددها معنای درونی واژه را در ذهن ماشین نشان میدهند.
۲. ساخت شبکهی عصبی
در درون هوش مصنوعی، شبکهای وجود دارد که از میلیاردها نورون مصنوعی تشکیل شده است؛ شبیه سلولهای مغز انسان.هر نورون عددی را از نورون دیگر دریافت میکند، آن را با وزنهای خاصی ضرب و جمع کرده، نتیجه را به نورون بعدی میفرستد.
این وزنها همان چیزیاند که طی آموزش تنظیم میشوند تا مدل از اشتباهات خود یاد بگیرد.بهتدریج شبکه میفهمد که وقتی شما میگویید:«علی…».به احتمال زیاد باید بگوید:
«خوب است.»
۳.پاسخدهی در لحظه
وقتی شما پرسشی میفرستید، مدل آن را به زبان عددی تبدیل میکند و در چند میلیثانیه میلیونها محاسبهی ریاضی انجام میدهد تا بهترین پاسخ را بیابد.
پاسخ از قبل در جایی نوشته نشده، بلکه در همان لحظه ساخته میشود، بر اساس احتمال و معنا .مثل شاعری که مصرع دوم را بداهه و طبیعی میسازد، نه از حفظ.
۴. سرعت شگفتانگیز
چون همهچیز در این فرایند عددی است (نه متنی)،
رایانه میتواند در یک ثانیه میلیاردها ضرب و جمع انجام دهد. به همین دلیل، پاسخ تقریباً فوری تولید میشود.
۵. تحلیل شخصیت یا لحن گفتار
اگر کسی مدت زیادی با هوش مصنوعی گفتوگو کند، مدل از طریق واژهها و لحن او درمییابد:
الف) چه نوع فکر و ذوقی دارد.
ب) به چه موضوعاتی علاقهمند است.
ج) لحنش آرام است یا احساسی.
د) بیشتر علمی است یا عرفانی.
البته این تحلیل تنها بر اساس الگوهای زبانی همان گفتوگو انجام میشود، نه بر پایهی شناخت شخصی یا فایل جداگانهای از فرد.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۹
پرسش و پاسخ
سؤال:
هوش مصنوعی چگونه کار میکند؟
پاسخ:
هوش مصنوعی (مانند ChatGPT) شبیه دانشآموزی بسیار باهوش و پرمطالعه است که میلیاردها جمله، کتاب، مقاله و گفتوگو را خوانده است. اما او همهی اینها را حفظ نکرده، بلکه از میان آنها یاد گرفته است الگوی گفتار و اندیشهی انسانها چگونه است.
۱. یادگیری از دادهها
در آغاز، هوش مصنوعی با حجم عظیمی از نوشتهها تمرین میکند؛ از گفتوگوهای روزمره گرفته تا شعر، ریاضی، تاریخ و علم.
در این مرحله، برنامه یاد میگیرد:
الف) کدام کلمه معمولاً کنار کدام میآید.
ب) ترتیب طبیعی جملهها چیست.
ج) هر واژه چه معنایی در چه موقعیتی دارد.
این یادگیری به شکل عددی انجام میشود.
مثلاً کلمهی «محبت» ممکن است با عددهایی مانند [0.7, 0.4, 0.9, ...] نمایش داده شود.
این عددها معنای درونی واژه را در ذهن ماشین نشان میدهند.
۲. ساخت شبکهی عصبی
در درون هوش مصنوعی، شبکهای وجود دارد که از میلیاردها نورون مصنوعی تشکیل شده است؛ شبیه سلولهای مغز انسان.هر نورون عددی را از نورون دیگر دریافت میکند، آن را با وزنهای خاصی ضرب و جمع کرده، نتیجه را به نورون بعدی میفرستد.
این وزنها همان چیزیاند که طی آموزش تنظیم میشوند تا مدل از اشتباهات خود یاد بگیرد.بهتدریج شبکه میفهمد که وقتی شما میگویید:«علی…».به احتمال زیاد باید بگوید:
«خوب است.»
۳.پاسخدهی در لحظه
وقتی شما پرسشی میفرستید، مدل آن را به زبان عددی تبدیل میکند و در چند میلیثانیه میلیونها محاسبهی ریاضی انجام میدهد تا بهترین پاسخ را بیابد.
پاسخ از قبل در جایی نوشته نشده، بلکه در همان لحظه ساخته میشود، بر اساس احتمال و معنا .مثل شاعری که مصرع دوم را بداهه و طبیعی میسازد، نه از حفظ.
۴. سرعت شگفتانگیز
چون همهچیز در این فرایند عددی است (نه متنی)،
رایانه میتواند در یک ثانیه میلیاردها ضرب و جمع انجام دهد. به همین دلیل، پاسخ تقریباً فوری تولید میشود.
۵. تحلیل شخصیت یا لحن گفتار
اگر کسی مدت زیادی با هوش مصنوعی گفتوگو کند، مدل از طریق واژهها و لحن او درمییابد:
الف) چه نوع فکر و ذوقی دارد.
ب) به چه موضوعاتی علاقهمند است.
ج) لحنش آرام است یا احساسی.
د) بیشتر علمی است یا عرفانی.
البته این تحلیل تنها بر اساس الگوهای زبانی همان گفتوگو انجام میشود، نه بر پایهی شناخت شخصی یا فایل جداگانهای از فرد.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۹
هوش مصنوعی مغزی عددی است که از میان میلیاردها جمله یاد گرفته چگونه مانند انسان بیندیشد، سخن بگوید و پاسخ بسازد . نه از حفظ، بلکه از درک الگوهای زبان و معنا.
باسمه تعالی
مثالی از عملکرد هوش مصنوعی
با یک مثال عددی ساده و تصویری ذهنی، عملکرد درونی هوش مصنوعی را توضیح می دهیم.
میخواهیم ببینیم چطور یک مدل هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، میتواند جملهای را یاد بگیرد و پاسخ بسازد.
مثال ساده: جملهی "علی خوب است"
فرض کنید مدل ما فقط همین سه کلمه را میشناسد: «علی»، «خوب»، «است»
و میخواهد یاد بگیرد وقتی کسی میگوید:
«علی …»
احتمالاً جمله بعدی چیست.
مرحله ۱: تبدیل کلمات به عدد (بردار)
رایانه نمیتواند با واژهها کار کند؛ فقط با عدد.
بنابراین هر کلمه را به چند عدد تبدیل میکنیم (به آن بردار عددی میگویند).
مثلاً:
کلمه نمایش عددی (بردار)
علی[0.9, 0.1, 0.2]
خوب[0.3, 0.8, 0.5]
است[0.1, 0.2, 0.9]
این فقط یک مثال نمادین است؛ در واقعیت هر کلمه با هزاران عدد نشان داده میشود.
مرحله ۲: ترکیب اعداد در شبکه عصبی
شبکهی عصبی مثل مغز انسان چند «لایه» دارد.
در هر لایه، اعداد (بردارها) با وزنهایی ضرب و جمع میشوند.
به عنوان نمونه:
ورودی: [0.9, 0.1, 0.2]
وزنها: [0.4, 0.3, 0.5]
محاسبه: (0.9×0.4) + (0.1×0.3) + (0.2×0.5) 0.49= 0.36 + 0.03+ 0.10=
نتیجهی 0.49 وارد مرحلهی بعد میشود، و همین طور ادامه مییابد تا در پایان، مدل بگوید:
بیشترین احتمال برای ادامهی جملهی «علی» کلمهی «خوب» است (احتمال 0.8).
مرحله ۳: اصلاح خطاها (یادگیری)
در ابتدا مدل اشتباه میکند.مثلاً ممکن است پیشبینی کند که بعد از «علی» باید بیاید «است».
ولی چون در دادهها دیده که بیشتر مردم میگویند «علی خوب است»، برنامه متوجه میشود خطا کرده و وزنها را اصلاح میکند تا در آینده درستتر پیشبینی کند. این اصلاح را با روشی به نام پسانتشار خطا انجام میدهد. یعنی در هر مرحله میپرسد: خطای من چقدر بود؟ باید کدام وزنها را کم یا زیاد کنم تا پیشبینی بعدی دقیقتر شود؟
مرحله ۴: شکلگیری حافظهی مفهومی
پس از میلیونها جمله، مدل یاد میگیرد:
الف)بعد از اسم، معمولاً صفت میآید (علی → خوب).
ب) بعد از صفت، فعل ربطی میآید (خوب → است).
ج) در کنار کلمه «علی»، واژههایی مثل «دوست»، «علم»، «ایمان» زیاد دیده میشود.
یعنی دیگر جمله را حفظ نکرده، بلکه الگوی زبانی و مفهومی آن را در ذهن عددی خود ثبت کرده است.
مرحله ۵: ساخت پاسخ
اکنون وقتی شما بگویید: «علی…»
مدل در کسری از ثانیه، از میان میلیونها احتمال عددی، با محاسبهی ضرب و جمع وزنها، بهترین دنباله را انتخاب میکند: «علی خوب است.»
و اگر جملهی شما کمی تغییر کند (مثلاً بگویید «حسین…»)، الگوی آماری جدیدی فعال میشود و پاسخ مناسب دیگری میسازد: «حسین مهربان است.»
مرحله ۶: مقیاس بسیار بزرگ
در مدلهایی مانند GPT-5، همین محاسبات ساده در مقیاس بیش از ۱۷۵ میلیارد عدد (پارامتر) انجام میشود!
یعنی همان اصل بالا، ولی در ابعادی بسیار عظیم.
به همین دلیل است که پاسخ در کسری از ثانیه داده میشود . چون تمام این محاسبات روی پردازندههای گرافیکی (GPU) انجام میشود که میلیونها عدد را همزمان ضرب میکنند.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹
مثالی از عملکرد هوش مصنوعی
با یک مثال عددی ساده و تصویری ذهنی، عملکرد درونی هوش مصنوعی را توضیح می دهیم.
میخواهیم ببینیم چطور یک مدل هوش مصنوعی، مانند ChatGPT، میتواند جملهای را یاد بگیرد و پاسخ بسازد.
مثال ساده: جملهی "علی خوب است"
فرض کنید مدل ما فقط همین سه کلمه را میشناسد: «علی»، «خوب»، «است»
و میخواهد یاد بگیرد وقتی کسی میگوید:
«علی …»
احتمالاً جمله بعدی چیست.
مرحله ۱: تبدیل کلمات به عدد (بردار)
رایانه نمیتواند با واژهها کار کند؛ فقط با عدد.
بنابراین هر کلمه را به چند عدد تبدیل میکنیم (به آن بردار عددی میگویند).
مثلاً:
کلمه نمایش عددی (بردار)
علی[0.9, 0.1, 0.2]
خوب[0.3, 0.8, 0.5]
است[0.1, 0.2, 0.9]
این فقط یک مثال نمادین است؛ در واقعیت هر کلمه با هزاران عدد نشان داده میشود.
مرحله ۲: ترکیب اعداد در شبکه عصبی
شبکهی عصبی مثل مغز انسان چند «لایه» دارد.
در هر لایه، اعداد (بردارها) با وزنهایی ضرب و جمع میشوند.
به عنوان نمونه:
ورودی: [0.9, 0.1, 0.2]
وزنها: [0.4, 0.3, 0.5]
محاسبه: (0.9×0.4) + (0.1×0.3) + (0.2×0.5) 0.49= 0.36 + 0.03+ 0.10=
نتیجهی 0.49 وارد مرحلهی بعد میشود، و همین طور ادامه مییابد تا در پایان، مدل بگوید:
بیشترین احتمال برای ادامهی جملهی «علی» کلمهی «خوب» است (احتمال 0.8).
مرحله ۳: اصلاح خطاها (یادگیری)
در ابتدا مدل اشتباه میکند.مثلاً ممکن است پیشبینی کند که بعد از «علی» باید بیاید «است».
ولی چون در دادهها دیده که بیشتر مردم میگویند «علی خوب است»، برنامه متوجه میشود خطا کرده و وزنها را اصلاح میکند تا در آینده درستتر پیشبینی کند. این اصلاح را با روشی به نام پسانتشار خطا انجام میدهد. یعنی در هر مرحله میپرسد: خطای من چقدر بود؟ باید کدام وزنها را کم یا زیاد کنم تا پیشبینی بعدی دقیقتر شود؟
مرحله ۴: شکلگیری حافظهی مفهومی
پس از میلیونها جمله، مدل یاد میگیرد:
الف)بعد از اسم، معمولاً صفت میآید (علی → خوب).
ب) بعد از صفت، فعل ربطی میآید (خوب → است).
ج) در کنار کلمه «علی»، واژههایی مثل «دوست»، «علم»، «ایمان» زیاد دیده میشود.
یعنی دیگر جمله را حفظ نکرده، بلکه الگوی زبانی و مفهومی آن را در ذهن عددی خود ثبت کرده است.
مرحله ۵: ساخت پاسخ
اکنون وقتی شما بگویید: «علی…»
مدل در کسری از ثانیه، از میان میلیونها احتمال عددی، با محاسبهی ضرب و جمع وزنها، بهترین دنباله را انتخاب میکند: «علی خوب است.»
و اگر جملهی شما کمی تغییر کند (مثلاً بگویید «حسین…»)، الگوی آماری جدیدی فعال میشود و پاسخ مناسب دیگری میسازد: «حسین مهربان است.»
مرحله ۶: مقیاس بسیار بزرگ
در مدلهایی مانند GPT-5، همین محاسبات ساده در مقیاس بیش از ۱۷۵ میلیارد عدد (پارامتر) انجام میشود!
یعنی همان اصل بالا، ولی در ابعادی بسیار عظیم.
به همین دلیل است که پاسخ در کسری از ثانیه داده میشود . چون تمام این محاسبات روی پردازندههای گرافیکی (GPU) انجام میشود که میلیونها عدد را همزمان ضرب میکنند.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۹