باسمهتعالی
تاریخچهٔ تخت جمشید
تخت جمشید، که در منابع تاریخی به نامهای «پرسپولیس»، «پارسه» و «چهل منار» نیز شناخته میشود، یکی از باشکوهترین آثار بهجامانده از دوران باستان و نماد عظمت و هنر ایرانی در دورهٔ هخامنشی است. این مجموعهی شکوهمند در شمال شرقی شهر شیراز، در استان فارس و دامنهٔ کوه «رحمت» قرار دارد.
۱. بنیانگذاری
بنای تخت جمشید در حدود ۵۱۸ قبل از میلاد به فرمان داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی، آغاز شد. پس از او، پسرش خشایارشا و سپس اردشیر اول کار ساخت و گسترش مجموعه را ادامه دادند. عملیات ساختمانی تخت جمشید حدود ۱۲۰ سال به طول انجامید.
۲. نام و معنا
نام «تخت جمشید» از اسطورههای ایرانی گرفته شده و به جمشید شاه، پادشاه افسانهای ایران در شاهنامه، نسبت داده شده است. اما در حقیقت، این مکان پایتخت آیینی و تشریفاتی شاهان هخامنشی بوده است، نه تختگاه جمشید اسطورهای. در سنگنوشتههای باستانی، نام اصلی آن پارسه بهمعنای «شهر پارسها» آمده است.
۳. هدف ساخت
تخت جمشید مرکز برگزاری جشنهای رسمی و ملی، بهویژه جشن نوروز، و محلی برای دیدار نمایندگان و فرمانروایان سرزمینهای گوناگون زیر سلطهٔ امپراتوری هخامنشی بود. این مجموعه نمادی از وحدت اقوام مختلف امپراتوری ایران و شکوه حکومت هخامنشی بهشمار میرفت.
۴. معماری و هنر
تخت جمشید بر روی سکویی سنگی به ارتفاع حدود ۸ تا ۱۸ متر از سطح زمین ساخته شده است. مصالح اصلی آن سنگ آهک خاکستری است که با دقت شگفتانگیزی تراشیده شدهاند.
از مهمترین بخشهای این مجموعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) کاخ آپادانا (کاخ بارعام داریوش)
ب) کاخ تچر (کاخ خصوصی داریوش)
ج) کاخ هدیش (کاخ خشایارشا)
د) دروازهٔ ملل
ه) تالار صد ستون
و) پلکانهای عظیم ورودی با نقوش برجسته از اقوام مختلف امپراتوری
نقوش برجستهٔ تخت جمشید از شاهکارهای هنری ایران باستاناند و صحنههایی از زندگی، هدیهآوری، جشنها و حیوانات اسطورهای را به تصویر کشیدهاند.
۵. ویرانی
در حدود سال ۳۳۰ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پس از حمله به ایران، تخت جمشید را به آتش کشید. گفته میشود این کار یا از روی انتقام برای آتشسوزی آتن، یا در اثر مستی و بیتدبیری او صورت گرفت. بخش عمدهای از کاخها و ستونها در این حادثه ویران شد، اما شالودهها و سنگنگارهها همچنان پابرجا ماندند.
۶. کاوشها و ثبت جهانی
از سدهٔ نوزدهم میلادی، باستانشناسان ایرانی و خارجی به کاوش و مرمت تخت جمشید پرداختند. امروزه این مجموعه یکی از مهمترین آثار تاریخی جهان است و در سال ۱۳۵۸ شمسی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ تخت جمشید
تخت جمشید، که در منابع تاریخی به نامهای «پرسپولیس»، «پارسه» و «چهل منار» نیز شناخته میشود، یکی از باشکوهترین آثار بهجامانده از دوران باستان و نماد عظمت و هنر ایرانی در دورهٔ هخامنشی است. این مجموعهی شکوهمند در شمال شرقی شهر شیراز، در استان فارس و دامنهٔ کوه «رحمت» قرار دارد.
۱. بنیانگذاری
بنای تخت جمشید در حدود ۵۱۸ قبل از میلاد به فرمان داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی، آغاز شد. پس از او، پسرش خشایارشا و سپس اردشیر اول کار ساخت و گسترش مجموعه را ادامه دادند. عملیات ساختمانی تخت جمشید حدود ۱۲۰ سال به طول انجامید.
۲. نام و معنا
نام «تخت جمشید» از اسطورههای ایرانی گرفته شده و به جمشید شاه، پادشاه افسانهای ایران در شاهنامه، نسبت داده شده است. اما در حقیقت، این مکان پایتخت آیینی و تشریفاتی شاهان هخامنشی بوده است، نه تختگاه جمشید اسطورهای. در سنگنوشتههای باستانی، نام اصلی آن پارسه بهمعنای «شهر پارسها» آمده است.
۳. هدف ساخت
تخت جمشید مرکز برگزاری جشنهای رسمی و ملی، بهویژه جشن نوروز، و محلی برای دیدار نمایندگان و فرمانروایان سرزمینهای گوناگون زیر سلطهٔ امپراتوری هخامنشی بود. این مجموعه نمادی از وحدت اقوام مختلف امپراتوری ایران و شکوه حکومت هخامنشی بهشمار میرفت.
۴. معماری و هنر
تخت جمشید بر روی سکویی سنگی به ارتفاع حدود ۸ تا ۱۸ متر از سطح زمین ساخته شده است. مصالح اصلی آن سنگ آهک خاکستری است که با دقت شگفتانگیزی تراشیده شدهاند.
از مهمترین بخشهای این مجموعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) کاخ آپادانا (کاخ بارعام داریوش)
ب) کاخ تچر (کاخ خصوصی داریوش)
ج) کاخ هدیش (کاخ خشایارشا)
د) دروازهٔ ملل
ه) تالار صد ستون
و) پلکانهای عظیم ورودی با نقوش برجسته از اقوام مختلف امپراتوری
نقوش برجستهٔ تخت جمشید از شاهکارهای هنری ایران باستاناند و صحنههایی از زندگی، هدیهآوری، جشنها و حیوانات اسطورهای را به تصویر کشیدهاند.
۵. ویرانی
در حدود سال ۳۳۰ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پس از حمله به ایران، تخت جمشید را به آتش کشید. گفته میشود این کار یا از روی انتقام برای آتشسوزی آتن، یا در اثر مستی و بیتدبیری او صورت گرفت. بخش عمدهای از کاخها و ستونها در این حادثه ویران شد، اما شالودهها و سنگنگارهها همچنان پابرجا ماندند.
۶. کاوشها و ثبت جهانی
از سدهٔ نوزدهم میلادی، باستانشناسان ایرانی و خارجی به کاوش و مرمت تخت جمشید پرداختند. امروزه این مجموعه یکی از مهمترین آثار تاریخی جهان است و در سال ۱۳۵۸ شمسی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
تخت جمشید نماد شکوه، خرد، نظم و هنر ایرانی است. این بنا نهتنها نشاندهندهٔ قدرت سیاسی هخامنشیان، بلکه تجلی احترام آنان به فرهنگ، آیین و انسانیت است. کتیبههای متعدد این مجموعه، که به خط میخی پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شدهاند، گنجینهای از تاریخ و زبان ایران باستان را در خود دارند.
باسمه تعالی
قصیده(۴۱۹)
یاد وطن(۴)
وقتی میگویی وطن، من یاد ایران می کنم
یاد شیران دلیر دشت و بستان میکنم
تا که میگویی وطن، آن خاک پاک ایزدی
یاد جانبازان راه عشق و ایمان میکنم
یاد آن مردان عاشق، بی ریا ، بیادعا
جان خود را در ره یزدان به جانان می کنم
یاد آن شبهای ظلمانی که جز آتش نبود
در دل شبهای سردش، نور پنهان میکنم
یاد آن سنگر، که پر از خون و هم فریاد بود
یاد آن مردان بیپروای میدان میکنم
گر چه دور از کربلای عشق و خونم در دیار
یاد عباس و علی را زنده هر آن میکنم
خاک ایران را به جان و دل نگه دارم عزیز
تا قیامت از غم آن سینهسوزان میکنم
وقتی میگویی وطن، من یاد ایثار و گذشت
یاد مشتاقان حق ، من یاد ایمان میکنم
یاد ایران است و این عشق فراوان بر دلم
تا که باشد این وطن، دل را گلستان میکنم
در مرند است، تاکها در اوج مستی پا به سر
شهد شیرینش به کام صبح، ریزان میکنم
کازرون با عطر نارنج و نسیم دلربا
خاک را سرشار از عشق فراوان کنم
یاد داراب است ، مشهور از گل سرخ و انار
شاخههایش را به مهر عشق رقصان میکنم
وقتی میگویی وطن، در خاطرم غوغا شود
حس ایثار و وفا، در دل خروشان می کنم
یاد فردوس است و آن باغ انار دلربا
لالههایش را به گلهای سحر خوان میکنم
یاد دزفول است با تاریخ پر شیب و فراز
رود کارون را به نام عشق، طوفان میکنم
یاد بیجار است، دشتی سبز در دامان نور
باغهایش را به شور شوق، باران میکنم
باغ انگور بروجرد است با انواع رنگ
غرق در آن، دل به آغوش بهاران میکنم
یاد راین با شکوه و هم بلندای غرور
قلعههای استوارش را نمایان میکنم
یاد کهکیلویه با مردان سخت و استوار
عشقشان را بر فراز قله، عنوان میکنم
در مهاباد است، شعر دلنشین روزگار
با نوای دلنشینش، دل را غزلخوان میکنم
یاد آبادان، که با خون شهیدان سربلند
عطر غیرت را به هر کویی نمایان میکنم
شالیزار سبز و روشن در نکا، مازندران
موج رقصان، سبزه زاران را گل افشان میکنم
یاد خاش است و غرورش در دل کوه و کمر
قامت مردان آن را سرو بستان میکنم
یاد جلفا، شهر بازار و تلاقی در عبور
خاک آن را گنج امن عهد و پیمان میکنم
در نهاوند است و آن دشت زلال از چشمهها
خاک پاکش را به مهر دوست، مهمان میکنم
دهلران شهر صفا، با چشمههای پر ز شور
آب گرمش را دوای درد هجران میکنم
یاد تهران با غبار عشق و خون لالهها
نالههای عاشقان را مهر پایان میکنم
یاد قوچان با چنار سر به افلاک و بلند
سایهسارش را پناه جان و ایمان میکنم
شهر گنبد گشته زرین در افق با گنبدش
گنبد عشقش به نام حق درخشان میکنم
در مراغه دان " رجالی" ، علم و حکمت پا گرفت
زین سبب این شهر را چون باغ عرفان میکنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۵
rejali2020.blogfa.com
قصیده(۴۱۹)
یاد وطن(۴)
وقتی میگویی وطن، من یاد ایران می کنم
یاد شیران دلیر دشت و بستان میکنم
تا که میگویی وطن، آن خاک پاک ایزدی
یاد جانبازان راه عشق و ایمان میکنم
یاد آن مردان عاشق، بی ریا ، بیادعا
جان خود را در ره یزدان به جانان می کنم
یاد آن شبهای ظلمانی که جز آتش نبود
در دل شبهای سردش، نور پنهان میکنم
یاد آن سنگر، که پر از خون و هم فریاد بود
یاد آن مردان بیپروای میدان میکنم
گر چه دور از کربلای عشق و خونم در دیار
یاد عباس و علی را زنده هر آن میکنم
خاک ایران را به جان و دل نگه دارم عزیز
تا قیامت از غم آن سینهسوزان میکنم
وقتی میگویی وطن، من یاد ایثار و گذشت
یاد مشتاقان حق ، من یاد ایمان میکنم
یاد ایران است و این عشق فراوان بر دلم
تا که باشد این وطن، دل را گلستان میکنم
در مرند است، تاکها در اوج مستی پا به سر
شهد شیرینش به کام صبح، ریزان میکنم
کازرون با عطر نارنج و نسیم دلربا
خاک را سرشار از عشق فراوان کنم
یاد داراب است ، مشهور از گل سرخ و انار
شاخههایش را به مهر عشق رقصان میکنم
وقتی میگویی وطن، در خاطرم غوغا شود
حس ایثار و وفا، در دل خروشان می کنم
یاد فردوس است و آن باغ انار دلربا
لالههایش را به گلهای سحر خوان میکنم
یاد دزفول است با تاریخ پر شیب و فراز
رود کارون را به نام عشق، طوفان میکنم
یاد بیجار است، دشتی سبز در دامان نور
باغهایش را به شور شوق، باران میکنم
باغ انگور بروجرد است با انواع رنگ
غرق در آن، دل به آغوش بهاران میکنم
یاد راین با شکوه و هم بلندای غرور
قلعههای استوارش را نمایان میکنم
یاد کهکیلویه با مردان سخت و استوار
عشقشان را بر فراز قله، عنوان میکنم
در مهاباد است، شعر دلنشین روزگار
با نوای دلنشینش، دل را غزلخوان میکنم
یاد آبادان، که با خون شهیدان سربلند
عطر غیرت را به هر کویی نمایان میکنم
شالیزار سبز و روشن در نکا، مازندران
موج رقصان، سبزه زاران را گل افشان میکنم
یاد خاش است و غرورش در دل کوه و کمر
قامت مردان آن را سرو بستان میکنم
یاد جلفا، شهر بازار و تلاقی در عبور
خاک آن را گنج امن عهد و پیمان میکنم
در نهاوند است و آن دشت زلال از چشمهها
خاک پاکش را به مهر دوست، مهمان میکنم
دهلران شهر صفا، با چشمههای پر ز شور
آب گرمش را دوای درد هجران میکنم
یاد تهران با غبار عشق و خون لالهها
نالههای عاشقان را مهر پایان میکنم
یاد قوچان با چنار سر به افلاک و بلند
سایهسارش را پناه جان و ایمان میکنم
شهر گنبد گشته زرین در افق با گنبدش
گنبد عشقش به نام حق درخشان میکنم
در مراغه دان " رجالی" ، علم و حکمت پا گرفت
زین سبب این شهر را چون باغ عرفان میکنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۵
rejali2020.blogfa.com
باسمهتعالی
تاریخچهٔ نظریهٔ گراف
نظریهٔ گراف یکی از شاخههای زیبا و پرکاربرد ریاضیات گسسته است که به مطالعهٔ رابطهها و پیوندها میان اشیاء میپردازد. این نظریه در ابتدا کاملاً جنبهٔ تفننی و حلّ یک معما داشت، اما بعدها به یکی از پایههای اصلی علوم کامپیوتر، مهندسی، آمار، فیزیک و زیستشناسی تبدیل شد.
۱. آغاز تاریخی:
سرآغاز نظریهٔ گراف به قرن هجدهم بازمیگردد. در سال ۱۷۳۶ میلادی، لئونارد اویلر ، ریاضیدان بزرگ سوئیسی، به مسئلهای معروف به «پلهای کونیگسبرگ» پرداخت.
در شهر کونیگسبرگ روسیه، رودخانهای جاری بود که چهار ناحیهٔ خشکی را به وسیلهٔ هفت پل به هم متصل میکرد. مردم شهر میخواستند بدانند آیا میتوان از هر پل دقیقاً یکبار عبور کرد و به نقطهٔ آغاز برگردند.
اویلر با مدلسازی این نواحی بهصورت نقاط (رئوس) و پلها بهصورت خطوط (یالها)، نشان داد که چنین مسیری وجود ندارد. او بهجای ترسیم نقشه، ساختاری مجرد از آن ارائه داد و بدین ترتیب، اولین گراف در تاریخ ریاضیات را تعریف کرد.
این پژوهش اویلر نهتنها مسئلهٔ پلها را حل کرد، بلکه اساس شاخهای نو به نام نظریهٔ گرافها را بنا نهاد. مقالهٔ او با عنوان
«حلّ مسئلهای در هندسهٔ مکانی ”
در سال ۱۷۳۶ منتشر شد و بهعنوان نخستین مقالهٔ نظریهٔ گراف و توپولوژی شناخته میشود.
۲. گسترش در قرن نوزدهم
در قرن نوزدهم، ریاضیدانان به مطالعهٔ گستردهتر گرافها پرداختند.
الف) آگوست فرنچ و گوستاو کروشف
در دههٔ ۱۸۴۰ از گرافها برای تحلیل مدارهای الکتریکی استفاده کردند.
ب) آرتور کِیلی در سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۷۵، نظریهٔ درختها را معرفی کرد تا ساختار مولکولهای شیمیایی را توصیف کند.
۳. رشد و کاربردها
در قرن بیستم، نظریهٔ گراف رشد چشمگیری یافت و بهعنوان شاخهای مستقل در ریاضیات مطرح شد.
از پژوهشگران مهم این دوران میتوان از افراد زیر نام برد .
الف) پل اردوش و آلفرد رنیی که نظریهٔ گرافهای تصادفی را بنیان نهادند.
ب) کورت گودل و هاسکل کاری که از گرافها در منطق ریاضی و نظریهٔ محاسبات بهره بردند.
ج) کلارک و ویلسون که مفاهیم رنگآمیزی گرافها و مسئلهٔ چهار رنگ را گسترش دادند.
۴. عصر مدرن
در نیمهٔ دوم قرن بیستم تا امروز، گرافها در بسیاری از علوم کاربرد پیدا کردهاند:
الف) در علوم کامپیوتر برای شبکهها، الگوریتمها، و دادهساختارها؛
ب) در زیستشناسی برای مدلسازی ژنها و شبکههای عصبی؛
ج) در ریاضیات و آمار برای نظریهٔ احتمال، بهینهسازی و دادهکاوی؛
د) در مهندسی برق و حملونقل برای طراحی مسیرها، شبکهها و جریانها؛
ه) حتی در شبکههای اجتماعی و اینترنت برای تحلیل ارتباط میان کاربران و اطلاعات.
تهيه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ نظریهٔ گراف
نظریهٔ گراف یکی از شاخههای زیبا و پرکاربرد ریاضیات گسسته است که به مطالعهٔ رابطهها و پیوندها میان اشیاء میپردازد. این نظریه در ابتدا کاملاً جنبهٔ تفننی و حلّ یک معما داشت، اما بعدها به یکی از پایههای اصلی علوم کامپیوتر، مهندسی، آمار، فیزیک و زیستشناسی تبدیل شد.
۱. آغاز تاریخی:
سرآغاز نظریهٔ گراف به قرن هجدهم بازمیگردد. در سال ۱۷۳۶ میلادی، لئونارد اویلر ، ریاضیدان بزرگ سوئیسی، به مسئلهای معروف به «پلهای کونیگسبرگ» پرداخت.
در شهر کونیگسبرگ روسیه، رودخانهای جاری بود که چهار ناحیهٔ خشکی را به وسیلهٔ هفت پل به هم متصل میکرد. مردم شهر میخواستند بدانند آیا میتوان از هر پل دقیقاً یکبار عبور کرد و به نقطهٔ آغاز برگردند.
اویلر با مدلسازی این نواحی بهصورت نقاط (رئوس) و پلها بهصورت خطوط (یالها)، نشان داد که چنین مسیری وجود ندارد. او بهجای ترسیم نقشه، ساختاری مجرد از آن ارائه داد و بدین ترتیب، اولین گراف در تاریخ ریاضیات را تعریف کرد.
این پژوهش اویلر نهتنها مسئلهٔ پلها را حل کرد، بلکه اساس شاخهای نو به نام نظریهٔ گرافها را بنا نهاد. مقالهٔ او با عنوان
«حلّ مسئلهای در هندسهٔ مکانی ”
در سال ۱۷۳۶ منتشر شد و بهعنوان نخستین مقالهٔ نظریهٔ گراف و توپولوژی شناخته میشود.
۲. گسترش در قرن نوزدهم
در قرن نوزدهم، ریاضیدانان به مطالعهٔ گستردهتر گرافها پرداختند.
الف) آگوست فرنچ و گوستاو کروشف
در دههٔ ۱۸۴۰ از گرافها برای تحلیل مدارهای الکتریکی استفاده کردند.
ب) آرتور کِیلی در سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۷۵، نظریهٔ درختها را معرفی کرد تا ساختار مولکولهای شیمیایی را توصیف کند.
۳. رشد و کاربردها
در قرن بیستم، نظریهٔ گراف رشد چشمگیری یافت و بهعنوان شاخهای مستقل در ریاضیات مطرح شد.
از پژوهشگران مهم این دوران میتوان از افراد زیر نام برد .
الف) پل اردوش و آلفرد رنیی که نظریهٔ گرافهای تصادفی را بنیان نهادند.
ب) کورت گودل و هاسکل کاری که از گرافها در منطق ریاضی و نظریهٔ محاسبات بهره بردند.
ج) کلارک و ویلسون که مفاهیم رنگآمیزی گرافها و مسئلهٔ چهار رنگ را گسترش دادند.
۴. عصر مدرن
در نیمهٔ دوم قرن بیستم تا امروز، گرافها در بسیاری از علوم کاربرد پیدا کردهاند:
الف) در علوم کامپیوتر برای شبکهها، الگوریتمها، و دادهساختارها؛
ب) در زیستشناسی برای مدلسازی ژنها و شبکههای عصبی؛
ج) در ریاضیات و آمار برای نظریهٔ احتمال، بهینهسازی و دادهکاوی؛
د) در مهندسی برق و حملونقل برای طراحی مسیرها، شبکهها و جریانها؛
ه) حتی در شبکههای اجتماعی و اینترنت برای تحلیل ارتباط میان کاربران و اطلاعات.
تهيه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
میتوان گفت که نظریهٔ گراف از یک معمای ساده شهری آغاز شد و امروز به یکی از اصلیترین زبانهای ریاضی برای نمایش رابطهها و شبکهها در سراسر دانش بشری تبدیل شده است.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ ریاضیات گسسته
ریاضیات گسسته یکی از شاخههای مهم و نوین ریاضیات است که به مطالعهٔ ساختارها و مجموعههایی میپردازد که گسسته و شمارا هستند، نه پیوسته مانند اعداد حقیقی و منحنیها در ریاضیات سنتی. این شاخه در قرن بیستم میلادی رشد چشمگیری یافت و امروزه بهعنوان پایهٔ ریاضیات علوم رایانه و منطق ریاضی شناخته میشود.
۱. ریشههای تاریخی در دوران باستان
اگرچه عنوان «ریاضیات گسسته» جدید است، اما ریشههای آن به دوران باستان بازمیگردد:
الف) در یونان باستان، دانشمندانی چون فیثاغورس و ارسطو دربارهٔ عدد و منطق بحث میکردند.
ب) اقلیدس ، در کتاب معروف خود " عناصر" اصول و مفاهیم مربوط به اعداد صحیح، اول و نظریه تقسیم را مطرح کرد که بخش مهمی از ریاضیات گسسته را تشکیل میدهند.
ج) در هند و چین باستان نیز مفاهیم ترکیب و جایگشت برای شمارش حالتها در بازیها و مسائل نجومی مورد استفاده قرار میگرفت.
۲. دوران قرون میانه تا رنسانس
در این دوران، ریاضیات بیشتر به نجوم و هندسه توجه داشت، ولی در زمینههای گسسته نیز پیشرفتهایی رخ داد:
الف) فیبوناچی در قرن ۱۳ میلادی با معرفی دنبالهٔ مشهور خود (دنباله فیبوناچی) پایههایی از نظریه دنبالهها و شمارش را گذاشت.
ب) در دوران اسلامی، ریاضیدانانی چون خوارزمی، کاشانی و عمر خیام در مباحث عددی، جبر و ترکیبیات نقش بسزایی داشتند. واژهٔ «الگوریتم» از نام خوارزمی گرفته شده است.
۳. پیدایش رسمی ریاضیات گسسته
در دوران قرون میانی ، بخشهای مختلفی از ریاضیات گسسته پایهگذاری شد:
الف) پاسکال و فرما، اصول اولیهٔ ترکیبیات و احتمال را تدوین کردند.
ب) لئونارد اویلر در قرن ۱۸ میلادی، با حل مسئلهٔ معروف «پلهای کونیگسبرگ»، نظریهٔ گراف را بنیان گذاشت .
ج) در قرن ۱۹، جرج بول ، بنیانگذار جبر بولی شد که اساس منطق رایانههای امروزی است.
۴. معرفی ریاضیات گسسته
در قرن بیستم، با پیدایش رایانهها و منطق ریاضی نوین، ریاضیات گسسته بهصورت یک شاخه مستقل شکل گرفت:
الف) منطق ریاضی توسط گوتلوب فرگه، راسل، و گودل گسترش یافت.
ب) نظریه مجموعهها (کانتور)، نظریه الگوریتمها (تورینگ، چرچ) و نظریه محاسبهپذیری بهصورت علمی مدون درآمد.
ج) با ظهور رایانه در دههٔ ۱۹۴۰، مفاهیمی چون کدگذاری، نظریه گراف، منطق دیجیتال، شمارش، و احتمال گسسته اهمیت عملی یافتند.
د) در دههٔ ۱۹۷۰، دانشگاهها برای نخستین بار درس ریاضیات گسسته را بهعنوان پیشنیاز علوم کامپیوتر معرفی کردند.
۵. کاربردها و اهمیت امروزی
امروزه ریاضیات گسسته نقش کلیدی در علوم و فناوری دارد:
الف) علوم کامپیوتر: طراحی الگوریتمها، آنالیز مختلط، ساختار دادهها، رمزنگاری و هوش مصنوعی.
ب) منطق و مدارهای دیجیتال: جبر بولی، طراحی مدار و منطق گزارهای.
ج) اقتصاد و نظریه بازیها: مدلسازی تصمیمگیریهای گسسته.
د) شبکهها و ارتباطات: نظریه گراف و نظریه اطلاعات.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ ریاضیات گسسته
ریاضیات گسسته یکی از شاخههای مهم و نوین ریاضیات است که به مطالعهٔ ساختارها و مجموعههایی میپردازد که گسسته و شمارا هستند، نه پیوسته مانند اعداد حقیقی و منحنیها در ریاضیات سنتی. این شاخه در قرن بیستم میلادی رشد چشمگیری یافت و امروزه بهعنوان پایهٔ ریاضیات علوم رایانه و منطق ریاضی شناخته میشود.
۱. ریشههای تاریخی در دوران باستان
اگرچه عنوان «ریاضیات گسسته» جدید است، اما ریشههای آن به دوران باستان بازمیگردد:
الف) در یونان باستان، دانشمندانی چون فیثاغورس و ارسطو دربارهٔ عدد و منطق بحث میکردند.
ب) اقلیدس ، در کتاب معروف خود " عناصر" اصول و مفاهیم مربوط به اعداد صحیح، اول و نظریه تقسیم را مطرح کرد که بخش مهمی از ریاضیات گسسته را تشکیل میدهند.
ج) در هند و چین باستان نیز مفاهیم ترکیب و جایگشت برای شمارش حالتها در بازیها و مسائل نجومی مورد استفاده قرار میگرفت.
۲. دوران قرون میانه تا رنسانس
در این دوران، ریاضیات بیشتر به نجوم و هندسه توجه داشت، ولی در زمینههای گسسته نیز پیشرفتهایی رخ داد:
الف) فیبوناچی در قرن ۱۳ میلادی با معرفی دنبالهٔ مشهور خود (دنباله فیبوناچی) پایههایی از نظریه دنبالهها و شمارش را گذاشت.
ب) در دوران اسلامی، ریاضیدانانی چون خوارزمی، کاشانی و عمر خیام در مباحث عددی، جبر و ترکیبیات نقش بسزایی داشتند. واژهٔ «الگوریتم» از نام خوارزمی گرفته شده است.
۳. پیدایش رسمی ریاضیات گسسته
در دوران قرون میانی ، بخشهای مختلفی از ریاضیات گسسته پایهگذاری شد:
الف) پاسکال و فرما، اصول اولیهٔ ترکیبیات و احتمال را تدوین کردند.
ب) لئونارد اویلر در قرن ۱۸ میلادی، با حل مسئلهٔ معروف «پلهای کونیگسبرگ»، نظریهٔ گراف را بنیان گذاشت .
ج) در قرن ۱۹، جرج بول ، بنیانگذار جبر بولی شد که اساس منطق رایانههای امروزی است.
۴. معرفی ریاضیات گسسته
در قرن بیستم، با پیدایش رایانهها و منطق ریاضی نوین، ریاضیات گسسته بهصورت یک شاخه مستقل شکل گرفت:
الف) منطق ریاضی توسط گوتلوب فرگه، راسل، و گودل گسترش یافت.
ب) نظریه مجموعهها (کانتور)، نظریه الگوریتمها (تورینگ، چرچ) و نظریه محاسبهپذیری بهصورت علمی مدون درآمد.
ج) با ظهور رایانه در دههٔ ۱۹۴۰، مفاهیمی چون کدگذاری، نظریه گراف، منطق دیجیتال، شمارش، و احتمال گسسته اهمیت عملی یافتند.
د) در دههٔ ۱۹۷۰، دانشگاهها برای نخستین بار درس ریاضیات گسسته را بهعنوان پیشنیاز علوم کامپیوتر معرفی کردند.
۵. کاربردها و اهمیت امروزی
امروزه ریاضیات گسسته نقش کلیدی در علوم و فناوری دارد:
الف) علوم کامپیوتر: طراحی الگوریتمها، آنالیز مختلط، ساختار دادهها، رمزنگاری و هوش مصنوعی.
ب) منطق و مدارهای دیجیتال: جبر بولی، طراحی مدار و منطق گزارهای.
ج) اقتصاد و نظریه بازیها: مدلسازی تصمیمگیریهای گسسته.
د) شبکهها و ارتباطات: نظریه گراف و نظریه اطلاعات.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
ریاضیات گسسته، ریشه در هزاران سال تفکر عددی، منطقی و ترکیبی دارد. این شاخه، پلی میان ریاضیات کلاسیک و علوم مدرن رایانه است و زبان دقیق دنیای دیجیتال محسوب میشود.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ میدان نقش جهان
میدان نقش جهان، یکی از باشکوهترین و تاریخیترین میدانهای جهان است. این میدان در مرکز شهر اصفهان قرار دارد و از شاهکارهای معماری و شهرسازی دوران صفویه به شمار میرود.
۱. پیدایش و نامگذاری
پیش از دوران صفویه، در محل کنونی میدان نقش جهان، میدانی کوچک به همین نام وجود داشت که محل برگزاری مسابقات چوگان و آیینهای عمومی بود. با روی کار آمدن شاه عباس اول صفوی و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، این میدان بهطور کامل بازسازی و گسترش یافت.
شاه عباس در حدود سال ۱۰۰۶ هجری قمری دستور ساخت میدانی بزرگ، منظم و باشکوه را صادر کرد تا به عنوان مرکز سیاسی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی شهر ایفای نقش کند.
۲. ویژگیهای معماری
میدان نقش جهان به شکل مستطیل ساخته شده و حدود ۵۶۰ متر طول و ۱۶۰ متر عرض دارد. گرداگرد آن را بناهای عظیم و زیبایی احاطه کردهاند که هر یک نمایانگر جنبهای از زندگی اجتماعی دوران صفویه است:
الف) مسجد امام (در جنوب میدان): نماد ایمان و عبادت.
ب) مسجد شیخ لطفالله (در شرق میدان): ویژهی درباریان و خاندان سلطنتی.
ج) عمارت عالیقاپو (در غرب میدان): مرکز حکومتی و سیاسی.
د) بازار قیصریه (در شمال میدان): مرکز داد و ستد، صنعت و تجارت.
در چهار گوشهٔ میدان، سکوهای چوگان هنوز پابرجاست و یادآور بازیهای سنتی و آیینی روزگار صفوی است.
۳. کارکرد تاریخی
در دوران صفوی، میدان نقش جهان قلب تپندهٔ اصفهان و محل برگزاری جشنها، آیینهای رسمی، استقبال از سفیران خارجی و رقابتهای چوگان بود.
این میدان علاوه بر جلوههای معماری، نمادی از وحدت میان دین، حکومت و مردم محسوب میشد؛ زیرا در کنار مسجد (دین)، بازار (اقتصاد) و کاخ (قدرت سیاسی) قرار داشت.
۴. دوران افول و مرمت
پس از افول دولت صفویه، میدان نقش جهان نیز مانند بسیاری از آثار آن دوران، مدتی مورد بیتوجهی قرار گرفت. با این حال، در دورههای زندیه، قاجاریه و پهلوی چندینبار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.
در دوران معاصر، سازمان میراث فرهنگی ایران با همکاری یونسکو، بازسازی علمی و اصولی میدان و بناهای اطراف آن را انجام داد.
۵. ثبت جهانی
در سال ۱۳۵۸ شمسی ، میدان نقش جهان اصفهان به همراه مجموعهٔ بناهای پیرامونی آن در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
امروزه، این میدان نهتنها از بزرگترین میادین تاریخی جهان است، بلکه بهعنوان نمادی از هنر، ایمان و خرد ایرانی در جهان شناخته میشود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ میدان نقش جهان
میدان نقش جهان، یکی از باشکوهترین و تاریخیترین میدانهای جهان است. این میدان در مرکز شهر اصفهان قرار دارد و از شاهکارهای معماری و شهرسازی دوران صفویه به شمار میرود.
۱. پیدایش و نامگذاری
پیش از دوران صفویه، در محل کنونی میدان نقش جهان، میدانی کوچک به همین نام وجود داشت که محل برگزاری مسابقات چوگان و آیینهای عمومی بود. با روی کار آمدن شاه عباس اول صفوی و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، این میدان بهطور کامل بازسازی و گسترش یافت.
شاه عباس در حدود سال ۱۰۰۶ هجری قمری دستور ساخت میدانی بزرگ، منظم و باشکوه را صادر کرد تا به عنوان مرکز سیاسی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی شهر ایفای نقش کند.
۲. ویژگیهای معماری
میدان نقش جهان به شکل مستطیل ساخته شده و حدود ۵۶۰ متر طول و ۱۶۰ متر عرض دارد. گرداگرد آن را بناهای عظیم و زیبایی احاطه کردهاند که هر یک نمایانگر جنبهای از زندگی اجتماعی دوران صفویه است:
الف) مسجد امام (در جنوب میدان): نماد ایمان و عبادت.
ب) مسجد شیخ لطفالله (در شرق میدان): ویژهی درباریان و خاندان سلطنتی.
ج) عمارت عالیقاپو (در غرب میدان): مرکز حکومتی و سیاسی.
د) بازار قیصریه (در شمال میدان): مرکز داد و ستد، صنعت و تجارت.
در چهار گوشهٔ میدان، سکوهای چوگان هنوز پابرجاست و یادآور بازیهای سنتی و آیینی روزگار صفوی است.
۳. کارکرد تاریخی
در دوران صفوی، میدان نقش جهان قلب تپندهٔ اصفهان و محل برگزاری جشنها، آیینهای رسمی، استقبال از سفیران خارجی و رقابتهای چوگان بود.
این میدان علاوه بر جلوههای معماری، نمادی از وحدت میان دین، حکومت و مردم محسوب میشد؛ زیرا در کنار مسجد (دین)، بازار (اقتصاد) و کاخ (قدرت سیاسی) قرار داشت.
۴. دوران افول و مرمت
پس از افول دولت صفویه، میدان نقش جهان نیز مانند بسیاری از آثار آن دوران، مدتی مورد بیتوجهی قرار گرفت. با این حال، در دورههای زندیه، قاجاریه و پهلوی چندینبار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.
در دوران معاصر، سازمان میراث فرهنگی ایران با همکاری یونسکو، بازسازی علمی و اصولی میدان و بناهای اطراف آن را انجام داد.
۵. ثبت جهانی
در سال ۱۳۵۸ شمسی ، میدان نقش جهان اصفهان به همراه مجموعهٔ بناهای پیرامونی آن در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
امروزه، این میدان نهتنها از بزرگترین میادین تاریخی جهان است، بلکه بهعنوان نمادی از هنر، ایمان و خرد ایرانی در جهان شناخته میشود.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
میدان نقش جهان، شاهکاری از هنر و شهرسازی ایرانی-اسلامی است که در گذر بیش از چهار قرن، همچنان زنده و پویا مانده است. ترکیب هماهنگ مساجد، بازار و کاخ در این میدان، تصویری از جامعهی ایدهآل صفویان را نشان میدهد که در آن، ایمان، عدالت و زندگی روزمره در کنار هم معنا مییافتند.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ هنر خاتمکاری
خاتمکاری یکی از اصیلترین و ظریفترین هنرهای سنتی ایران است که در آن، سطح اشیاء چوبی یا فلزی با طرحهای هندسی بسیار منظم و زیبا از جنس چوب، استخوان، فلز و صدف تزئین میشود. این هنر، جلوهای از نبوغ، صبر و ذوق ایرانیان در ترکیب رنگ، نقش و ماده است.
۱. پیدایش و پیشینه
نخستین نشانههای هنر خاتمکاری را میتوان در آثار تاریخی دوران صفویه مشاهده کرد، هرچند برخی پژوهشگران ریشههای آن را به دورهٔ تیموریان و حتی قبلتر، دوران سلجوقیان نسبت میدهند.
در برخی متون تاریخی، آمده است که هنر خاتم در قرن هشتم هجری در شهر شیراز رونق یافت و سپس در دوران صفویان، بهویژه در زمان شاه عباس کبیر، به اوج شکوفایی خود رسید.
۲. دوران شکوفایی
در عصر صفوی، خاتمکاری در شهرهای اصفهان، شیراز و کاشان گسترش یافت. بسیاری از درها، منبرها، رحل قرآن و قابهای تزئینی اماکن مقدس با نقشهای ظریف خاتم تزئین شدند.
نمونههای برجستهی خاتمکاری آن دوره را میتوان در:
الف) درهای حرم امام رضا (ع) در مشهد،
ب) درِ مسجد جامع عتیق
ج) عمارت عالیقاپو در اصفهان
مشاهده کرد.
۳. دوران افول و احیا
در دوران قاجار، هرچند خاتمکاری همچنان رواج داشت، اما کیفیت و اصالت آن تا حدودی کاهش یافت. در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی، با تلاش هنرمندان بزرگ ایرانی از جمله مرحوم استاد صنیع خاتم و شاگردانش، این هنر بار دیگر احیا شد و بهصورت علمی و کارگاهی در مدارس صنایع مستظرفه تهران آموزش داده شد.
۴. مواد و شیوهٔ ساخت
در خاتمکاری از چوبهای رنگارنگ (چوب آبنوس، عناب، نارنج، فوفل)، استخوان شتر یا عاج فیل، فلزاتی چون برنج و نقره، و گاهی صدف و مروارید استفاده میشود.
طرحهای هندسی معمولاً به شکل مثلث، ششضلعی، ستاره و گل ساخته میشوند و پس از کنار هم قرار گرفتن، نقشهای بسیار زیبا و متقارن ایجاد میکنند.
۵. مراکز مهم خاتمکاری امروز
در دوران معاصر، شهرهای اصفهان، شیراز و تهران از مهمترین مراکز خاتمکاری بهشمار میروند. در اصفهان، این هنر در کنار دیگر صنایع دستی چون منبت، میناکاری و قلمزنی رونق فراوان دارد و محصولات آن به سراسر جهان صادر میشود.
۶. کاربردهای خاتم
از گذشته تا امروز، خاتم در ساخت و تزئین در، جعبه جواهر، قاب آیینه، رحل قرآن، میز، قاب عکس، جعبهی خاتم، قلمدان، صندوقچه و وسایل تزئینی منزل بهکار میرود.
۷. جایگاه جهانی
خاتمکاری ایرانی بهعنوان یکی از میراثهای ارزشمند هنر اسلامی و ایرانی، در فهرست صنایع دستی اصیل کشور به ثبت رسیده و در بسیاری از موزههای معتبر جهان مانند موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن و لوور پاریس آثاری از آن نگهداری میشود.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ هنر خاتمکاری
خاتمکاری یکی از اصیلترین و ظریفترین هنرهای سنتی ایران است که در آن، سطح اشیاء چوبی یا فلزی با طرحهای هندسی بسیار منظم و زیبا از جنس چوب، استخوان، فلز و صدف تزئین میشود. این هنر، جلوهای از نبوغ، صبر و ذوق ایرانیان در ترکیب رنگ، نقش و ماده است.
۱. پیدایش و پیشینه
نخستین نشانههای هنر خاتمکاری را میتوان در آثار تاریخی دوران صفویه مشاهده کرد، هرچند برخی پژوهشگران ریشههای آن را به دورهٔ تیموریان و حتی قبلتر، دوران سلجوقیان نسبت میدهند.
در برخی متون تاریخی، آمده است که هنر خاتم در قرن هشتم هجری در شهر شیراز رونق یافت و سپس در دوران صفویان، بهویژه در زمان شاه عباس کبیر، به اوج شکوفایی خود رسید.
۲. دوران شکوفایی
در عصر صفوی، خاتمکاری در شهرهای اصفهان، شیراز و کاشان گسترش یافت. بسیاری از درها، منبرها، رحل قرآن و قابهای تزئینی اماکن مقدس با نقشهای ظریف خاتم تزئین شدند.
نمونههای برجستهی خاتمکاری آن دوره را میتوان در:
الف) درهای حرم امام رضا (ع) در مشهد،
ب) درِ مسجد جامع عتیق
ج) عمارت عالیقاپو در اصفهان
مشاهده کرد.
۳. دوران افول و احیا
در دوران قاجار، هرچند خاتمکاری همچنان رواج داشت، اما کیفیت و اصالت آن تا حدودی کاهش یافت. در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی، با تلاش هنرمندان بزرگ ایرانی از جمله مرحوم استاد صنیع خاتم و شاگردانش، این هنر بار دیگر احیا شد و بهصورت علمی و کارگاهی در مدارس صنایع مستظرفه تهران آموزش داده شد.
۴. مواد و شیوهٔ ساخت
در خاتمکاری از چوبهای رنگارنگ (چوب آبنوس، عناب، نارنج، فوفل)، استخوان شتر یا عاج فیل، فلزاتی چون برنج و نقره، و گاهی صدف و مروارید استفاده میشود.
طرحهای هندسی معمولاً به شکل مثلث، ششضلعی، ستاره و گل ساخته میشوند و پس از کنار هم قرار گرفتن، نقشهای بسیار زیبا و متقارن ایجاد میکنند.
۵. مراکز مهم خاتمکاری امروز
در دوران معاصر، شهرهای اصفهان، شیراز و تهران از مهمترین مراکز خاتمکاری بهشمار میروند. در اصفهان، این هنر در کنار دیگر صنایع دستی چون منبت، میناکاری و قلمزنی رونق فراوان دارد و محصولات آن به سراسر جهان صادر میشود.
۶. کاربردهای خاتم
از گذشته تا امروز، خاتم در ساخت و تزئین در، جعبه جواهر، قاب آیینه، رحل قرآن، میز، قاب عکس، جعبهی خاتم، قلمدان، صندوقچه و وسایل تزئینی منزل بهکار میرود.
۷. جایگاه جهانی
خاتمکاری ایرانی بهعنوان یکی از میراثهای ارزشمند هنر اسلامی و ایرانی، در فهرست صنایع دستی اصیل کشور به ثبت رسیده و در بسیاری از موزههای معتبر جهان مانند موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن و لوور پاریس آثاری از آن نگهداری میشود.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
خاتمکاری، جلوهای از ترکیب هنر، ریاضیات و ایمان است؛ هنری که در آن نظم هندسی و زیبایی طبیعی با دست هنرمند ایرانی در هم میآمیزد تا مظهر هنر جاودان شرق شود.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ میناکاری
میناکاری، یا همان «هنر میناسازی»، یکی از درخشانترین و کهنترین هنرهای تزئینی ایران است که تلفیقی از آتش، خاک و فلز را در قالب رنگهای زیبا و طرحهای دلانگیز به نمایش میگذارد. این هنر جلوهای از ذوق، خلاقیت و مهارت هنرمندان ایرانی است که از روزگاران باستان تا امروز، بر ظرفها، زیورآلات و اشیای گوناگون نقش بسته است.
۱. ریشه و مفهوم میناکاری
واژهی «مینا» در زبان فارسی از «مینوی» گرفته شده و بهمعنای آسمان، آبیِ آسمان و بهشت است. در هنر، مینا به لعابی شیشهگون گفته میشود که با حرارت بر سطح فلز (بهویژه مس، نقره یا طلا) ذوب میگردد و رنگی درخشان و ماندگار پدید میآورد.
۲. پیشینهی تاریخی
هنر میناکاری در ایران سابقهای بسیار طولانی دارد و آثار تاریخی بهدستآمده نشان میدهد که این هنر دستکم از دوران هخامنشیان در ایران شناخته شده بوده است. نمونههایی از اشیای میناکاریشده در حفاریهای شوش و همدان کشف شدهاند.
در دورههای بعد، بهویژه در دوران ساسانیان، میناکاری روی زیورآلات فلزی، جامها و ظروف سلطنتی رواج یافت و از شکوه خاصی برخوردار بود. پس از ورود اسلام به ایران، این هنر در مسیر تازهای قرار گرفت و با نقوش اسلیمی و هندسی اسلامی آمیخته شد.
۳. دوران شکوفایی
دورهی صفویه را میتوان عصر طلایی میناکاری ایران دانست. در این دوران، شهر اصفهان بهعنوان مرکز اصلی تولید آثار میناکاری شناخته شد. هنرمندان ایرانی در این دوره، با استفاده از مس، نقره و طلا، آثار چشمنوازی خلق کردند که بسیاری از آنها امروزه در موزههای بزرگ جهان نگهداری میشود.
در دورههای قاجار و پهلوی نیز این هنر ادامه یافت، هرچند در مقاطعی رو به فراموشی نهاد، اما در نیمهی قرن چهاردهم هجری شمسی، بهویژه با تلاش استادان اصفهانی مانند استاد شکرالله صنیعزاده، میناکاری دوباره احیا شد و جایگاه خود را باز یافت.
۴. مواد و مراحل ساخت
مواد اصلی در میناکاری شامل فلز پایه (اغلب مس)، لعاب شیشهای و رنگهای معدنی است. مراحل اصلی کار عبارتاند از:
۱. ساخت و پرداخت ظرف فلزی (مس، نقره یا طلا)
۲. پوشاندن سطح با لایهای از لعاب سفید
۳. پخت در کوره با حرارت حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ درجه سانتیگراد
۴. نقاشی طرحهای سنتی (گل و مرغ، اسلیمی، شکارگاه، مجالس شاهنامه و...)
۵. پخت مجدد برای تثبیت رنگها
۵. مراکز مهم میناکاری در ایران
در حال حاضر، اصفهان مرکز اصلی هنر میناکاری ایران است و آثار استادکاران این شهر شهرت جهانی دارد. شهرهای شیراز، کرمان و تهران نیز در برخی دورهها در این هنر فعال بودهاند.
۶. میناکاری در جهان
هرچند هنر میناکاری در ایران زاده و شکوفا شد، اما بعدها به کشورهای هند، چین، روسیه و فرانسه نیز راه یافت. در اروپا از قرون وسطی به بعد، میناکاری روی طلا و نقره برای ساخت جواهرات و اشیای مذهبی کاربرد گسترده یافت. با این حال، میناکاری ایرانی همچنان بهدلیل رنگآمیزی زنده، نقوش اصیل و معنویت هنری، جایگاه منحصربهفردی در جهان دارد.
۷. میناکاری معاصر
امروزه، میناکاری علاوه بر کاربرد تزئینی در ظروف، تابلوها و جعبههای نفیس، در هنرهای ترکیبی نیز حضور یافته است. بسیاری از هنرمندان جوان ایرانی با نوآوری و خلاقیت، این هنر را با طراحی مدرن و محصولات کاربردی تلفیق کردهاند و آن را به جهان معرفی میکنند.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ میناکاری
میناکاری، یا همان «هنر میناسازی»، یکی از درخشانترین و کهنترین هنرهای تزئینی ایران است که تلفیقی از آتش، خاک و فلز را در قالب رنگهای زیبا و طرحهای دلانگیز به نمایش میگذارد. این هنر جلوهای از ذوق، خلاقیت و مهارت هنرمندان ایرانی است که از روزگاران باستان تا امروز، بر ظرفها، زیورآلات و اشیای گوناگون نقش بسته است.
۱. ریشه و مفهوم میناکاری
واژهی «مینا» در زبان فارسی از «مینوی» گرفته شده و بهمعنای آسمان، آبیِ آسمان و بهشت است. در هنر، مینا به لعابی شیشهگون گفته میشود که با حرارت بر سطح فلز (بهویژه مس، نقره یا طلا) ذوب میگردد و رنگی درخشان و ماندگار پدید میآورد.
۲. پیشینهی تاریخی
هنر میناکاری در ایران سابقهای بسیار طولانی دارد و آثار تاریخی بهدستآمده نشان میدهد که این هنر دستکم از دوران هخامنشیان در ایران شناخته شده بوده است. نمونههایی از اشیای میناکاریشده در حفاریهای شوش و همدان کشف شدهاند.
در دورههای بعد، بهویژه در دوران ساسانیان، میناکاری روی زیورآلات فلزی، جامها و ظروف سلطنتی رواج یافت و از شکوه خاصی برخوردار بود. پس از ورود اسلام به ایران، این هنر در مسیر تازهای قرار گرفت و با نقوش اسلیمی و هندسی اسلامی آمیخته شد.
۳. دوران شکوفایی
دورهی صفویه را میتوان عصر طلایی میناکاری ایران دانست. در این دوران، شهر اصفهان بهعنوان مرکز اصلی تولید آثار میناکاری شناخته شد. هنرمندان ایرانی در این دوره، با استفاده از مس، نقره و طلا، آثار چشمنوازی خلق کردند که بسیاری از آنها امروزه در موزههای بزرگ جهان نگهداری میشود.
در دورههای قاجار و پهلوی نیز این هنر ادامه یافت، هرچند در مقاطعی رو به فراموشی نهاد، اما در نیمهی قرن چهاردهم هجری شمسی، بهویژه با تلاش استادان اصفهانی مانند استاد شکرالله صنیعزاده، میناکاری دوباره احیا شد و جایگاه خود را باز یافت.
۴. مواد و مراحل ساخت
مواد اصلی در میناکاری شامل فلز پایه (اغلب مس)، لعاب شیشهای و رنگهای معدنی است. مراحل اصلی کار عبارتاند از:
۱. ساخت و پرداخت ظرف فلزی (مس، نقره یا طلا)
۲. پوشاندن سطح با لایهای از لعاب سفید
۳. پخت در کوره با حرارت حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ درجه سانتیگراد
۴. نقاشی طرحهای سنتی (گل و مرغ، اسلیمی، شکارگاه، مجالس شاهنامه و...)
۵. پخت مجدد برای تثبیت رنگها
۵. مراکز مهم میناکاری در ایران
در حال حاضر، اصفهان مرکز اصلی هنر میناکاری ایران است و آثار استادکاران این شهر شهرت جهانی دارد. شهرهای شیراز، کرمان و تهران نیز در برخی دورهها در این هنر فعال بودهاند.
۶. میناکاری در جهان
هرچند هنر میناکاری در ایران زاده و شکوفا شد، اما بعدها به کشورهای هند، چین، روسیه و فرانسه نیز راه یافت. در اروپا از قرون وسطی به بعد، میناکاری روی طلا و نقره برای ساخت جواهرات و اشیای مذهبی کاربرد گسترده یافت. با این حال، میناکاری ایرانی همچنان بهدلیل رنگآمیزی زنده، نقوش اصیل و معنویت هنری، جایگاه منحصربهفردی در جهان دارد.
۷. میناکاری معاصر
امروزه، میناکاری علاوه بر کاربرد تزئینی در ظروف، تابلوها و جعبههای نفیس، در هنرهای ترکیبی نیز حضور یافته است. بسیاری از هنرمندان جوان ایرانی با نوآوری و خلاقیت، این هنر را با طراحی مدرن و محصولات کاربردی تلفیق کردهاند و آن را به جهان معرفی میکنند.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
میناکاری، نماد پیوند میان آتش و رنگ، صنعت و هنر، و ایمان و زیبایی است. این هنر کهن، جلوهای از روح ایرانی و خلاقیت جاودان هنرمندان این سرزمین است و همچنان چون مینا بر آسمان فرهنگ ایران میدرخشد.
باسمه تعالی
قصیده (۴۲۰)
یاد وطن(۵)
وقتی میگویی وطن، من یاد میدان میکنم
رد پای عاشقان در دشت و بستان میکنم
وه که جانم را دهم در راه دین و این وطن
تا قیامت در دل خاکش گلستان میکنم
لالهها از خون عشاق وطن گل کردهاند
من به یاد آن شهیدان، دیده گریان میکنم
هر وجب از خاک پاکش قبلهگاه عاشقان
کعبهام خاک شهیدان است و ایمان میکنم
تا که میگویی وطن، جان میدهم در راه آن
قصهی عشقش به هر محفل نمایان میکنم
چون عروج عشق را مردان حق پیمودهاند
من به یاد آن شهیدان بزم جانان میکنم
لالهزار عشق از خون شهیدان سرخروست
خاک ایران را به اشک و خون چراغان میکنم
نغمهی آزادی و عشق وطن سر میدهم
تا زمین و آسمان را پر ز طوفان میکنم
دشتها لبریز غیرت، کوهها در التهاب
با غزلهای حماسی، عشق باران میکنم
خطهی خوزی، دیار عشق و هم آزادگی است
خون دل را نذر این خاک شهیدان میکنم
شعلهی عشق از خراسان بر فلک افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای وطن! ای خاک پاک عشق و ایمان و جنون
جان خود در راه تو، با عشق قربان میکنم
مرزهای این وطن، از خاک تبریز و مشهد
عشق ایران را به هر دیوار، عنوان میکنم
ساحل دریای مواج از خزر تا در خلیج
عشق ایران را به دریاها نمایان میکنم
پرچم سبز ولایت تا ابد بر دوش ماست
جان فدای مکتبِ اسلام و قرآن میکنم
من نه از تیر و نه از آتش هراسی در دلم
خون خود بر دشت غیرت همچو باران میکنم
یاد یاران شهید از یادمان هرگز نرفت
من به هر کس، یاد ایثار شهیدان میکنم
گیل و دیلم در وفا جان را به دریا دادهاند
من به یاد ساحل خون، دل پریشان میکنم
در خراسان عشق را چون آفتاب افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای که کردستان به غیرت شهره در افلاک شد
من به یاد آن غیوران، دیده گریان میکنم
ای دلیرانی که از طوفان غم نشکستهاید
یاد غیرتهای دیرینت به میدان میکنم
لالهزار عشق ایران را به خون آراسته
تا قیامت خاک پاکش را نگهبان میکنم
ای وطن! هر سنگ تو چون مهر مادر در برم
خاک پاکت را به جان و دل نگهبان میکنم
هر خراسانی بود خورشید غیرت در جهان
من به یاد آفتابش سینه سوزان میکنم
سیستان با بادهای عشق بازی کرده است
من هوای عاشقی با عشق انسان میکنم
در بلندیهای البرز، از حماسه یاد کن
من به یاد آن دلیران، نور افشان میکنم
بیستون، در جوهر عشق وطن شد پایدار
خاک کرمانشاه را ، با مهر مهمان میکنم
زندهام با یاد عشقت تا نفس باقی بود
عشق ایران را به جان و دل فروزان می کنم
از بر خاک وطن گوید "رجالی" نغمهای
با سرود خویش، ایران را نمایان می کنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۶
rejali2020.blogfa.com
قصیده (۴۲۰)
یاد وطن(۵)
وقتی میگویی وطن، من یاد میدان میکنم
رد پای عاشقان در دشت و بستان میکنم
وه که جانم را دهم در راه دین و این وطن
تا قیامت در دل خاکش گلستان میکنم
لالهها از خون عشاق وطن گل کردهاند
من به یاد آن شهیدان، دیده گریان میکنم
هر وجب از خاک پاکش قبلهگاه عاشقان
کعبهام خاک شهیدان است و ایمان میکنم
تا که میگویی وطن، جان میدهم در راه آن
قصهی عشقش به هر محفل نمایان میکنم
چون عروج عشق را مردان حق پیمودهاند
من به یاد آن شهیدان بزم جانان میکنم
لالهزار عشق از خون شهیدان سرخروست
خاک ایران را به اشک و خون چراغان میکنم
نغمهی آزادی و عشق وطن سر میدهم
تا زمین و آسمان را پر ز طوفان میکنم
دشتها لبریز غیرت، کوهها در التهاب
با غزلهای حماسی، عشق باران میکنم
خطهی خوزی، دیار عشق و هم آزادگی است
خون دل را نذر این خاک شهیدان میکنم
شعلهی عشق از خراسان بر فلک افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای وطن! ای خاک پاک عشق و ایمان و جنون
جان خود در راه تو، با عشق قربان میکنم
مرزهای این وطن، از خاک تبریز و مشهد
عشق ایران را به هر دیوار، عنوان میکنم
ساحل دریای مواج از خزر تا در خلیج
عشق ایران را به دریاها نمایان میکنم
پرچم سبز ولایت تا ابد بر دوش ماست
جان فدای مکتبِ اسلام و قرآن میکنم
من نه از تیر و نه از آتش هراسی در دلم
خون خود بر دشت غیرت همچو باران میکنم
یاد یاران شهید از یادمان هرگز نرفت
من به هر کس، یاد ایثار شهیدان میکنم
گیل و دیلم در وفا جان را به دریا دادهاند
من به یاد ساحل خون، دل پریشان میکنم
در خراسان عشق را چون آفتاب افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای که کردستان به غیرت شهره در افلاک شد
من به یاد آن غیوران، دیده گریان میکنم
ای دلیرانی که از طوفان غم نشکستهاید
یاد غیرتهای دیرینت به میدان میکنم
لالهزار عشق ایران را به خون آراسته
تا قیامت خاک پاکش را نگهبان میکنم
ای وطن! هر سنگ تو چون مهر مادر در برم
خاک پاکت را به جان و دل نگهبان میکنم
هر خراسانی بود خورشید غیرت در جهان
من به یاد آفتابش سینه سوزان میکنم
سیستان با بادهای عشق بازی کرده است
من هوای عاشقی با عشق انسان میکنم
در بلندیهای البرز، از حماسه یاد کن
من به یاد آن دلیران، نور افشان میکنم
بیستون، در جوهر عشق وطن شد پایدار
خاک کرمانشاه را ، با مهر مهمان میکنم
زندهام با یاد عشقت تا نفس باقی بود
عشق ایران را به جان و دل فروزان می کنم
از بر خاک وطن گوید "رجالی" نغمهای
با سرود خویش، ایران را نمایان می کنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۶
rejali2020.blogfa.com