This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو پروفسور راجر پنروز (برندهینوبلفیزیک و استادتمام ریاضیات و ریاضیفیزیک دانشگاه آکسفورد) دربارهی رویکرد فلسفیعلمی فرا-فیزیکی خود که نوعی #سهگانهانگاری است صحبت میکند. (چیزی ورای دوالیسم دکارت)
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
👍3
Forwarded from علم و معنویت
⚫️ اعتبار علمی تحقیقات تناسخ
✍️ احمد بهزادی
در این مقاله صرفا به اعتبار علمی تحقیقات تناسخ و نظر برخی از شخصیتهای علمی برجسته در رابطه با این تحقیقات میپردازیم. در مقالات بعدی به معرفی برخی از کیسهای تناسخ, بررسی انتقادات و توجیهات مادی و غیرمادی این کیسها, معرفی محققان برجستهی این حوزه و موضوعات مرتبط دیگر خواهیم پرداخت.
👈 این مقاله را میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view یا از طریق «این لینک» در سایت ویرگول یا «از وبلاگ» مطالعه کنید.
◻️ زیرعنوانها:
▪️تاریخچهی تحقیقات تناسخ
▪️ اعتبار آکادمیک تحقیقات تناسخ
▪️ پروفسور دوریس کولمن ویلسدروف
▪️ دکتر الیزابت کوبلر راس
▪️ اذعان دانشمندان ماتریالیست
▪️ دکتر کارل سیگن
▪️ دکتر سم هریس
▪️ دکتر جسی برینگ
▪️ نمونهای دیگر از برخورد جامعهی علمی با کارهای استیونسون
▪️ واکنش شخصیتهای برجستهی دیگر
▪️ دکتر استیو تیلور
▪️ دکتر ایبن الکساندر
▪️ دکتر ریموند مودی
▪️ دکتر پیتر فنویک
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍️ احمد بهزادی
در این مقاله صرفا به اعتبار علمی تحقیقات تناسخ و نظر برخی از شخصیتهای علمی برجسته در رابطه با این تحقیقات میپردازیم. در مقالات بعدی به معرفی برخی از کیسهای تناسخ, بررسی انتقادات و توجیهات مادی و غیرمادی این کیسها, معرفی محققان برجستهی این حوزه و موضوعات مرتبط دیگر خواهیم پرداخت.
👈 این مقاله را میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view یا از طریق «این لینک» در سایت ویرگول یا «از وبلاگ» مطالعه کنید.
◻️ زیرعنوانها:
▪️تاریخچهی تحقیقات تناسخ
▪️ اعتبار آکادمیک تحقیقات تناسخ
▪️ پروفسور دوریس کولمن ویلسدروف
▪️ دکتر الیزابت کوبلر راس
▪️ اذعان دانشمندان ماتریالیست
▪️ دکتر کارل سیگن
▪️ دکتر سم هریس
▪️ دکتر جسی برینگ
▪️ نمونهای دیگر از برخورد جامعهی علمی با کارهای استیونسون
▪️ واکنش شخصیتهای برجستهی دیگر
▪️ دکتر استیو تیلور
▪️ دکتر ایبن الکساندر
▪️ دکتر ریموند مودی
▪️ دکتر پیتر فنویک
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
ویرگول
اعتبار علمی تحقیقات تناسخ
نوشته: احمد بهزادی - کودکانی در سراسر جهان وجود دارند که میگویند زندگی گذشتهی خود را به یاد میآورند. این کودکان به صورت خودبهخود...
❤5👍1
Forwarded from علم و معنویت
توجیه ادراکات فراحسی و موارد مشابه در مورد کیسهای تناسخ
برخی از دوستان پیام فرستادند که، «ما کیس های تناسخ را به عنوان یک پدیدهی فرامادی میپذیریم، اما ممکن است کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، به طریق غیرمادی مثل ادراکات فراحسی، اطلاعاتی در مورد شخصی که فوت شده به دست آورده باشند و الزاما آن فرد فوت شده زندگی قبلی خودشان نباشد.»
اول از هر چیز من دوستان را به مطالعهی دقیق کتاب «علم و تناسخ» دعوت میکنم. چون فکر میکنم اگر به خوبی با ویژگیهای کیسهای تناسخ آشنا باشند، متوجه ضعف بسیاری از این توجیهات هم خواهند شد. ضمنا من در ابتدای فصل هشتم این کتاب، به طور مفصل توجیه «ادراکات فراحسی» را بررسی کردم. (دانلود کتاب علم و تناسخ)
اما در ارتباط با این توجیه، باید به موارد زیر توجه کرد:
۱- کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، فقط از خاطرات یک شخص فوت شده مطلع نیستند، بلکه دارای احساسات، عواطف، عقاید و شخصیتی مشابه با آن فرد فوت شده هم هستند. این تشابه شخصیت تا حدی هست که در برخی از موارد، نزدیکان فرد فوت شده کاملا احساس میکنند که در کنار عزیز از دست رفتهشان هستند. یا مثلا در مواردی که شخصیت قبلی، مذهبی متفاوت با خانوادهی کودک دارد، کودک عادات مذهبی شخصیت فوت شده را تکرار میکند.
۲- برخی از این کودکان دارای علایم مادرزادیای هستند که با زخمها یا علایم بدن فرد فوت شده مطابقت دارند. واضح است که توجیهاتی مانند ادراکات فراحسی توانایی توضیح این علایم مادرزادی را ندارند.
۳- این نوع توجیهات فقط میتوانند دربارهی خاطرات مطرح شوند، اما اساسا برای این پرسش که «چرا کودک میگوید همان فرد فوت شده است» هیچ حرفی ندارند.
۴- اکثر این کودکان هیچ توانایی فرامادیای ندارند و تنها نکتهی عجیب زندگیشان به یاد آوردن زندگی قبلیشان است.
۵- دوستان باید به این سوال جواب دهند که چطور میشود که تعدادی از کودکان بین دو تا چهار سال در سراسر جهان، خاطرات «یک فرد خاص» «فوت شده» را بیان میکنند و میگویند که همان فرد هستند؟ اگر آنطور که این دوستان میگویند این کودکان سایکیک هستند، پس چرا خاطرات افراد مختلف را به یاد نمیآورند، یا چرا مثلا خاطرات یک فرد زنده را به یاد نمیآورند و نمیگویند که آن فرد زنده هستند؟
۶- برخی از این کودکان دارای مهارتهایی هستند که هرگز در زندگی فعلیشان نیاموختند. مانند صحبت به زبانهای دیگر، یا مهارت نواختن سازهای موسیقی. ادراکات فراحسی توانایی توضیح این مسئله را ندارند.
۷- ویژگیهای این کیسها، با به یاد آوردن خاطرات مطابقت دارد و نه ادراکات فراحسی مانند تلهپاتی.
برای مطالعهی توضیحات مفصلتر به فصل هشتم کتاب علم و تناسخ مراجعه کنید. دانلود کتاب از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
احمد بهزادی
برخی از دوستان پیام فرستادند که، «ما کیس های تناسخ را به عنوان یک پدیدهی فرامادی میپذیریم، اما ممکن است کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، به طریق غیرمادی مثل ادراکات فراحسی، اطلاعاتی در مورد شخصی که فوت شده به دست آورده باشند و الزاما آن فرد فوت شده زندگی قبلی خودشان نباشد.»
اول از هر چیز من دوستان را به مطالعهی دقیق کتاب «علم و تناسخ» دعوت میکنم. چون فکر میکنم اگر به خوبی با ویژگیهای کیسهای تناسخ آشنا باشند، متوجه ضعف بسیاری از این توجیهات هم خواهند شد. ضمنا من در ابتدای فصل هشتم این کتاب، به طور مفصل توجیه «ادراکات فراحسی» را بررسی کردم. (دانلود کتاب علم و تناسخ)
اما در ارتباط با این توجیه، باید به موارد زیر توجه کرد:
۱- کودکانی که زندگی گذشتهشان را به یاد میآورند، فقط از خاطرات یک شخص فوت شده مطلع نیستند، بلکه دارای احساسات، عواطف، عقاید و شخصیتی مشابه با آن فرد فوت شده هم هستند. این تشابه شخصیت تا حدی هست که در برخی از موارد، نزدیکان فرد فوت شده کاملا احساس میکنند که در کنار عزیز از دست رفتهشان هستند. یا مثلا در مواردی که شخصیت قبلی، مذهبی متفاوت با خانوادهی کودک دارد، کودک عادات مذهبی شخصیت فوت شده را تکرار میکند.
۲- برخی از این کودکان دارای علایم مادرزادیای هستند که با زخمها یا علایم بدن فرد فوت شده مطابقت دارند. واضح است که توجیهاتی مانند ادراکات فراحسی توانایی توضیح این علایم مادرزادی را ندارند.
۳- این نوع توجیهات فقط میتوانند دربارهی خاطرات مطرح شوند، اما اساسا برای این پرسش که «چرا کودک میگوید همان فرد فوت شده است» هیچ حرفی ندارند.
۴- اکثر این کودکان هیچ توانایی فرامادیای ندارند و تنها نکتهی عجیب زندگیشان به یاد آوردن زندگی قبلیشان است.
۵- دوستان باید به این سوال جواب دهند که چطور میشود که تعدادی از کودکان بین دو تا چهار سال در سراسر جهان، خاطرات «یک فرد خاص» «فوت شده» را بیان میکنند و میگویند که همان فرد هستند؟ اگر آنطور که این دوستان میگویند این کودکان سایکیک هستند، پس چرا خاطرات افراد مختلف را به یاد نمیآورند، یا چرا مثلا خاطرات یک فرد زنده را به یاد نمیآورند و نمیگویند که آن فرد زنده هستند؟
۶- برخی از این کودکان دارای مهارتهایی هستند که هرگز در زندگی فعلیشان نیاموختند. مانند صحبت به زبانهای دیگر، یا مهارت نواختن سازهای موسیقی. ادراکات فراحسی توانایی توضیح این مسئله را ندارند.
۷- ویژگیهای این کیسها، با به یاد آوردن خاطرات مطابقت دارد و نه ادراکات فراحسی مانند تلهپاتی.
برای مطالعهی توضیحات مفصلتر به فصل هشتم کتاب علم و تناسخ مراجعه کنید. دانلود کتاب از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
احمد بهزادی
Telegram
علم و معنویت
📔 کتاب «علم و تناسخ»
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
❤2
Forwarded from علم و معنویت
🔷 بررسی توجیه «حافظهی ژنتیکی» در مورد کیسهای تناسخ
📔 بخشی از کتاب «علم و تناسخ»؛ از احمد بهزادی
دکتر تاکر دربارهی این توجیه مینویسد:
«حافظهی ژنتیکی مفهومی است که میگوید اطلاعاتی که افراد کسب کردهاند، میتواند از طریق ژنها به فرزندانشان منتقل شود. این که اطلاعات چگونه میتوانند ساختار ژنتیکی در سلولهای فرد را تغییر دهند، ناشناخته است و اکثریت جامعهی پزشکی، به امکان چنین پدیدهای باور ندارند. حتی اگر تصور کنیم که چنین انتقالی امکان پذیر است، مشکل واضحی که حافظهی ژنتیکی به عنوان توجیهی برای کیسهای تناسخ با آن روبهروست، این است که در بسیاری از این کیسها، کودک با شخصیت قبلی هیچ نسبتی ندارد. ممکن است برخی تصور کنند که همهی ما به طریقی با هم ارتباط(ژنتیکی) داریم، اما در اینجا کودک باید نه تنها خویشاوند شخصیت قبلی باشد، بلکه باید نسل مستقیم شخصیت قبلی باشد تا به این صورت خاطراتی که در ژنهای آن شخص وجود دارد به او منتقل شود. این وضعیت در بسیاری از کیسهای ما وجود ندارد، بنابراین حافظهی ژنتیکی نمیتواند توضیحی برای این کیسها باشد. در مورد کیس اَبی نیز اگرچه او از نسل مستقیم مادربزرگ مادرش است، اما از آنجا که خاطرهی مادربزرگ مادرش از حمام كردن مادر اَبی بعد از تولد فرزندانش (مادر مادر اَبی) ایجاد شده، این خاطرات نمیتوانند در ژنهایی كه اَبی دریافت کرده است موجود باشند.»
🔸 همانطور که دکتر تاکر اشاره کرده، مشکل اساسی این توجیه، این است که در اکثر کیسهای تناسخ، نه تنها ارتباط ژنتیکی مستقیمی بین سوژه و شخصیت قبلی وجود ندارد بلکه حتی هیچ ارتباط خانوادگیای هم وجود ندارد. برای مثال، همانطور که دکتر جیمز متلاک در فصل پنجم کتاب خود با عنوان «نشانههای تناسخ » ذکر کرده است، از 702 کیس حل شدهی تناسخ در 10 فرهنگ مختلف، اکثر سوژهها (58 درصد) هیچگونه نسبت خانوادگیای با شخصیت قبلی ندارند. فراتر از این، در بسیاری از کیسهای حلشدهی تناسخ، خانوادهی سوژه با خانوادهی شخصیت قبلی کاملا بیگانه هستند و حتی کوچکترین آشناییای با هم ندارند و کیلومترها از هم دور هستند؛ تا جایی که طبق منبع فوق الذکر، در کشوری مانند سریلانکا در اکثر کیسهای حل شدهی تناسخ(52 درصد) هیچگونه آشناییای بین خانوادهی سوژه و خانوادهی شخصیت قبلی وجود ندارد.
🔸 سوالی که دربارهی این توجیه پیش میآید، این است که اگر حافظه از طریق ژنها منتقل میشوند و باعث میشوند شخص خود را با جد خود یکی بپندارد، چرا در مورد اجداد زنده اتفاق نمیافتد؟ چرا کودکی ادعا نکرده که خاطرات پدربزرگ یا مادربزرگ «زنده»ی خود را به یاد میآورد و او دارای هویت یکسانی با آنهاست؟ طبق این توجیه نباید فرقی بین مرده یا زنده باشد.
🔸 مشکل دیگر این توجیه، سوژههایی هستند که علاوه بر خاطرات زندگی گذشته، خاطرات میان دو زندگی، مانند تشییع جنازه، ورود به عالم ارواح و انتخاب خانوادهی جدید را به یاد میآورند و صحت بسیاری از این خاطرات نیز (مانند آنچه در مورد کیس رایان هامونز خواهیم دید) تایید شدهاند. واضح است که چنین خاطراتی نمیتوانند ارتباطی با ژن یا هر عامل مادی دیگری داشته باشند.
🔻دانلود کتاب «علم و تناسخ» از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
➖➖➖➖
🆔@near_death
📔 بخشی از کتاب «علم و تناسخ»؛ از احمد بهزادی
دکتر تاکر دربارهی این توجیه مینویسد:
«حافظهی ژنتیکی مفهومی است که میگوید اطلاعاتی که افراد کسب کردهاند، میتواند از طریق ژنها به فرزندانشان منتقل شود. این که اطلاعات چگونه میتوانند ساختار ژنتیکی در سلولهای فرد را تغییر دهند، ناشناخته است و اکثریت جامعهی پزشکی، به امکان چنین پدیدهای باور ندارند. حتی اگر تصور کنیم که چنین انتقالی امکان پذیر است، مشکل واضحی که حافظهی ژنتیکی به عنوان توجیهی برای کیسهای تناسخ با آن روبهروست، این است که در بسیاری از این کیسها، کودک با شخصیت قبلی هیچ نسبتی ندارد. ممکن است برخی تصور کنند که همهی ما به طریقی با هم ارتباط(ژنتیکی) داریم، اما در اینجا کودک باید نه تنها خویشاوند شخصیت قبلی باشد، بلکه باید نسل مستقیم شخصیت قبلی باشد تا به این صورت خاطراتی که در ژنهای آن شخص وجود دارد به او منتقل شود. این وضعیت در بسیاری از کیسهای ما وجود ندارد، بنابراین حافظهی ژنتیکی نمیتواند توضیحی برای این کیسها باشد. در مورد کیس اَبی نیز اگرچه او از نسل مستقیم مادربزرگ مادرش است، اما از آنجا که خاطرهی مادربزرگ مادرش از حمام كردن مادر اَبی بعد از تولد فرزندانش (مادر مادر اَبی) ایجاد شده، این خاطرات نمیتوانند در ژنهایی كه اَبی دریافت کرده است موجود باشند.»
🔸 همانطور که دکتر تاکر اشاره کرده، مشکل اساسی این توجیه، این است که در اکثر کیسهای تناسخ، نه تنها ارتباط ژنتیکی مستقیمی بین سوژه و شخصیت قبلی وجود ندارد بلکه حتی هیچ ارتباط خانوادگیای هم وجود ندارد. برای مثال، همانطور که دکتر جیمز متلاک در فصل پنجم کتاب خود با عنوان «نشانههای تناسخ » ذکر کرده است، از 702 کیس حل شدهی تناسخ در 10 فرهنگ مختلف، اکثر سوژهها (58 درصد) هیچگونه نسبت خانوادگیای با شخصیت قبلی ندارند. فراتر از این، در بسیاری از کیسهای حلشدهی تناسخ، خانوادهی سوژه با خانوادهی شخصیت قبلی کاملا بیگانه هستند و حتی کوچکترین آشناییای با هم ندارند و کیلومترها از هم دور هستند؛ تا جایی که طبق منبع فوق الذکر، در کشوری مانند سریلانکا در اکثر کیسهای حل شدهی تناسخ(52 درصد) هیچگونه آشناییای بین خانوادهی سوژه و خانوادهی شخصیت قبلی وجود ندارد.
🔸 سوالی که دربارهی این توجیه پیش میآید، این است که اگر حافظه از طریق ژنها منتقل میشوند و باعث میشوند شخص خود را با جد خود یکی بپندارد، چرا در مورد اجداد زنده اتفاق نمیافتد؟ چرا کودکی ادعا نکرده که خاطرات پدربزرگ یا مادربزرگ «زنده»ی خود را به یاد میآورد و او دارای هویت یکسانی با آنهاست؟ طبق این توجیه نباید فرقی بین مرده یا زنده باشد.
🔸 مشکل دیگر این توجیه، سوژههایی هستند که علاوه بر خاطرات زندگی گذشته، خاطرات میان دو زندگی، مانند تشییع جنازه، ورود به عالم ارواح و انتخاب خانوادهی جدید را به یاد میآورند و صحت بسیاری از این خاطرات نیز (مانند آنچه در مورد کیس رایان هامونز خواهیم دید) تایید شدهاند. واضح است که چنین خاطراتی نمیتوانند ارتباطی با ژن یا هر عامل مادی دیگری داشته باشند.
🔻دانلود کتاب «علم و تناسخ» از لینک زیر:
https://news.1rj.ru/str/Near_Death/561
➖➖➖➖
🆔@near_death
Telegram
علم و معنویت
📔 کتاب «علم و تناسخ»
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✍🏼 تالیف و ترجمه: احمد بهزادی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
❤5
Forwarded from Science and Religion (.)
مقاله نیچر.pdf
279.6 KB
🔺تیم مدیریت کانال «SCIENCE AND RELIGION» تقدیم میکند🔺
چالشتجربی جدید بر وجود تصادفات کورکورانه در جهشهای ژنتیکی یا «Random Mutation» در نئوداروینیسم.
(بر اساس مقاله #نیچر 2022)
نویسنده متن:
یکی از اعضای تیم مدیریت کانال «Science and Religion»، استاد عزیز و ارجمندمان #دکتر_جواد_کریمزاد_حق ( Dr Javad Karimzad Hagh )
دکترای (PHD) ژنتیکانسانی از مؤسسهیژنتیکانسانی دانشگاه دوسلدورف آلمان. کارشناسی ارشد (MSC) بیوشیمی از دانشگاه بوخوم آلمان. از نویسندگان کتاب آکادمیک معروف، معتبر و بینالمللی (اطلس کروموزوم انسانی) که در کتابخانه اکثر دانشگاههای معتبر جهان از جمله هاروارد، آکسفورد و...... قرار گرفته است:
Human Chromosome Atlas: Introduction to diagnostics of structural aberrations, Springer
2017.
شماره نظام پزشکی: آ-3143
پیادهسازی متن و درج پاورقیها:
آرش ابطحی.
@ReligionandScience2021
چالشتجربی جدید بر وجود تصادفات کورکورانه در جهشهای ژنتیکی یا «Random Mutation» در نئوداروینیسم.
(بر اساس مقاله #نیچر 2022)
نویسنده متن:
یکی از اعضای تیم مدیریت کانال «Science and Religion»، استاد عزیز و ارجمندمان #دکتر_جواد_کریمزاد_حق ( Dr Javad Karimzad Hagh )
دکترای (PHD) ژنتیکانسانی از مؤسسهیژنتیکانسانی دانشگاه دوسلدورف آلمان. کارشناسی ارشد (MSC) بیوشیمی از دانشگاه بوخوم آلمان. از نویسندگان کتاب آکادمیک معروف، معتبر و بینالمللی (اطلس کروموزوم انسانی) که در کتابخانه اکثر دانشگاههای معتبر جهان از جمله هاروارد، آکسفورد و...... قرار گرفته است:
Human Chromosome Atlas: Introduction to diagnostics of structural aberrations, Springer
2017.
شماره نظام پزشکی: آ-3143
پیادهسازی متن و درج پاورقیها:
آرش ابطحی.
@ReligionandScience2021
👍6👎1
Science and Religion
vol17-no2-73(1).pdf
🔺شش مطالعهی تجارب خارج از بدن.🔺
(این تحقیق «Peer-Reviewed» پاراسایکولوژی به کمک هیپنوتیزم انجام شده و ربطی به تجارب نزدیک به مرگ ندارد)
👤دکتر چارلز تی. تارت.
مؤسسهی روانشناسی ترنسپرسونال.
دانشگاه کالیفرنیا، دیویس.
Six Studies of Out-of-Body
Experiences.
Charles T. Tart, Ph.D.
Institute of Tanspersonal Psychology, Palo Alto, CA
University of California at Davis.
لینک مقاله در اشپرینگر:
https://link.springer.com/article/10.1023/A:1022932505993
⬅️ آزمایش موفقیتآمیز فراروانشناختی برای راستیآزمایی یا صحتسنجی تجربیات برون-فکنی-اثیری (OBE) آگاهانه توسط قراردهی تصاویرِهدف یا تارگتهای بصری در قفسههای اتاق افراد. (دقیقا بر خلاف گزارشات غلطی که نئوآتئیستهای ایرانی از آزمایشات اعتبارسنجی OBE همراه با تارگتهای دیداری «visual targets» ارائه دادهاند)
⬅️ اشخاص مورد آزمایش در این مطالعه طی جلسات متعدد در حالت خلسه عمیق و هیپنوتیزم کامل قرار گرفتند و تصاویر حاوی اعداد خاص بالای سر آنان قرار گرفت.
⬅️ مقالهی تحقیق بالا منتشرشده در مجلهی علمی معتبر و مستند مطالعات نزدیک به مرگ «Journal of Near-Death Studies» است. این مجلهٔ علمی در حوزهی تخصصی خودش که إن-دی-ئی و موارد مشابه است، ژورنالی معتبر بوده یا دارای معیار داوری-تخصصی-شده یا بازبينی-دقیق-شده =«Peer Reviewed Academic Journal» توسط دانشمندان برجسته معتبر [که اچایندکس «H-index» خوبی هم دارند] میباشد.
#سایتیشن فعلی این مقاله در «Google Scholar» هم حدودا 76 است.
@ReligionandScience2021
(این تحقیق «Peer-Reviewed» پاراسایکولوژی به کمک هیپنوتیزم انجام شده و ربطی به تجارب نزدیک به مرگ ندارد)
👤دکتر چارلز تی. تارت.
مؤسسهی روانشناسی ترنسپرسونال.
دانشگاه کالیفرنیا، دیویس.
Six Studies of Out-of-Body
Experiences.
Charles T. Tart, Ph.D.
Institute of Tanspersonal Psychology, Palo Alto, CA
University of California at Davis.
لینک مقاله در اشپرینگر:
https://link.springer.com/article/10.1023/A:1022932505993
⬅️ آزمایش موفقیتآمیز فراروانشناختی برای راستیآزمایی یا صحتسنجی تجربیات برون-فکنی-اثیری (OBE) آگاهانه توسط قراردهی تصاویرِهدف یا تارگتهای بصری در قفسههای اتاق افراد. (دقیقا بر خلاف گزارشات غلطی که نئوآتئیستهای ایرانی از آزمایشات اعتبارسنجی OBE همراه با تارگتهای دیداری «visual targets» ارائه دادهاند)
⬅️ اشخاص مورد آزمایش در این مطالعه طی جلسات متعدد در حالت خلسه عمیق و هیپنوتیزم کامل قرار گرفتند و تصاویر حاوی اعداد خاص بالای سر آنان قرار گرفت.
⬅️ مقالهی تحقیق بالا منتشرشده در مجلهی علمی معتبر و مستند مطالعات نزدیک به مرگ «Journal of Near-Death Studies» است. این مجلهٔ علمی در حوزهی تخصصی خودش که إن-دی-ئی و موارد مشابه است، ژورنالی معتبر بوده یا دارای معیار داوری-تخصصی-شده یا بازبينی-دقیق-شده =«Peer Reviewed Academic Journal» توسط دانشمندان برجسته معتبر [که اچایندکس «H-index» خوبی هم دارند] میباشد.
#سایتیشن فعلی این مقاله در «Google Scholar» هم حدودا 76 است.
@ReligionandScience2021
SpringerLink
Six Studies of Out-of-Body Experiences
Journal of Near-Death Studies - Because of confusion between science and scientism, many people react negatively to the idea of scientific investigation of near-death experiences (NDEs), but...
👍6
Forwarded from علم و معنویت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 تحقیقات «سیا» در مورد «تله پاتی», «دور-بینی» و توانایی های فراذهنی(سایکیک)
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا/«سیا» (CIA) در مورد پدیده های فراذهنی مثل «تله پاتی» و «دور-بینی» آزمایش ها و تحقیقات زیاد و دقیقی انجام داده و از این توانایی ها بصورت مکرر در موارد مختلف استفاده کرده؛ بخشی از گزارش های این تحقیقات رو به صورت عمومی در سایت «سیا» (cia.gov) منتشر کرده.
البته خیلی از افراد دخیل در این تحقیقات گفته اند: گزارشی که سازمان «سیا» منتشر کرده, تنها نوک قله ی کوه یخ است؛ و وسعت این تحقیقات به مراتب بیشتر از چیزی هست که در دسترس عموم قرار گرفته.
▪️ توانایی های فراذهنی مانند تله پاتی و دور-بینی, مدرکی است بر استقلال ذهن از مغز بطوری که فراتر از مغز و جسم و فراتر از مکان و زمان, حرکت می کند و اتفاقات را ادراک می کند.
▪️ دانشمندان «سیا» می گویند: این توانایی ها در همه افراد وجود دارد, اما برای رشد و تقویت آن, به تمرینات درست نیاز داریم.
{ویدئویی از راسل تارگ سرپرست تحقیقات سیا}
📺 لینک همین ویدئو در یوتوب
🎥 لینک همین ویدئو در آپارات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا/«سیا» (CIA) در مورد پدیده های فراذهنی مثل «تله پاتی» و «دور-بینی» آزمایش ها و تحقیقات زیاد و دقیقی انجام داده و از این توانایی ها بصورت مکرر در موارد مختلف استفاده کرده؛ بخشی از گزارش های این تحقیقات رو به صورت عمومی در سایت «سیا» (cia.gov) منتشر کرده.
البته خیلی از افراد دخیل در این تحقیقات گفته اند: گزارشی که سازمان «سیا» منتشر کرده, تنها نوک قله ی کوه یخ است؛ و وسعت این تحقیقات به مراتب بیشتر از چیزی هست که در دسترس عموم قرار گرفته.
▪️ توانایی های فراذهنی مانند تله پاتی و دور-بینی, مدرکی است بر استقلال ذهن از مغز بطوری که فراتر از مغز و جسم و فراتر از مکان و زمان, حرکت می کند و اتفاقات را ادراک می کند.
▪️ دانشمندان «سیا» می گویند: این توانایی ها در همه افراد وجود دارد, اما برای رشد و تقویت آن, به تمرینات درست نیاز داریم.
{ویدئویی از راسل تارگ سرپرست تحقیقات سیا}
📺 لینک همین ویدئو در یوتوب
🎥 لینک همین ویدئو در آپارات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
👍5
Forwarded from علم و معنویت
🔺جیمی کارتر: هواپیمای سقوط کرده را با کمک یک سایکیک(کسی که توانایی های فراذهنی دارد)، پیدا کردیم
طبق گزارش خبرگزاری CNN در 21 سپتامبر سال 1995، جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق ایالت متحده امریکا، تایید می کند که سازمان «سیا» با کمک «دور-بینی» (remote-viewing) توسط یک خانم سایکیک، هواپیمای سقوط کرده دولتی را در آفریقا پیدا می کند.
او می گوید که ماهواره های جاسوسی آمریکا نتوانستند این هواپیما را پیدا کنند، برای همین این خانم بعد از اینکه به خلسه می رود، مختصات مکانی که هواپیما سقوط کرده را می گوید. وقتی دوربین های ماهوراه روی آن نقطه متمرکز می شوند، هواپیما را می بینند.
لینک خبر:
http://edition.cnn.com/US/Newsbriefs/9509/9-21/am/index.html
➖➖➖➖
🆔 @near_death
طبق گزارش خبرگزاری CNN در 21 سپتامبر سال 1995، جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق ایالت متحده امریکا، تایید می کند که سازمان «سیا» با کمک «دور-بینی» (remote-viewing) توسط یک خانم سایکیک، هواپیمای سقوط کرده دولتی را در آفریقا پیدا می کند.
او می گوید که ماهواره های جاسوسی آمریکا نتوانستند این هواپیما را پیدا کنند، برای همین این خانم بعد از اینکه به خلسه می رود، مختصات مکانی که هواپیما سقوط کرده را می گوید. وقتی دوربین های ماهوراه روی آن نقطه متمرکز می شوند، هواپیما را می بینند.
لینک خبر:
http://edition.cnn.com/US/Newsbriefs/9509/9-21/am/index.html
➖➖➖➖
🆔 @near_death
👍4🤔1
Science and Religion
🔺شش مطالعهی تجارب خارج از بدن.🔺 (این تحقیق «Peer-Reviewed» پاراسایکولوژی به کمک هیپنوتیزم انجام شده و ربطی به تجارب نزدیک به مرگ ندارد) 👤دکتر چارلز تی. تارت. مؤسسهی روانشناسی ترنسپرسونال. دانشگاه کالیفرنیا، دیویس. Six Studies of Out-of-Body Experiences.…
🔺دسترسی سریع به مطالب قبلی کانال در حوزه میانرشتهای نوروتئولوژی و پاراسایکولوژی🔺
❌ساينس و فلسفهعلمی مدرن و زندگی پس از زندگی؛ پایان مادهگرایی!❌
⬅️ قدرتمندترین شواهد بینارشتهای «Interdisciplinary» علمی و فلسفیعلمی #بقاء_آگاهی یا #روح بیرونبدن بعد از فناء جسم و ایضا #فرابدنیبودن ماهیت #آگاهی_پدیداری «phenomenal consciousness» ؛👇👇👇👇
1⃣_ ادراک فراحسی (ESP) در برخی از موارد تجربیات نزدیک به مرگ (NDE)؛
خروج از بدن و إخبار درست از راه دور «Veridical Long Distance OBE».
(در معتبرترین مجلهی پزشکی جهان ژورنالِ #لنست «The Lancet»، ریساسیتیشن، امگا:ژورنال دث و دایینگ ووو.....)
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1338
2⃣ادراک فراحسی (ESP) یا (Extrasensory perception) در برخی کیسههای تناسخ «Reincarnation»:
◀️ تحقیقات پرفسور ایان استیونسون، جیم تاکر ووو....
در معتبرترین مجله پزشکی دنیا ژورنال #لنست (The Lancet)، معتبرترین مجلهی پزشکی آمریکا ژورنال #جاما (JAMA) و غیره.
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1740
چالش نظریه (حافظه ژنتیکی):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1743
نکته:⏬⏬
دقت کنید ما تناسخ مطلق در گیاهان و حیوانات آنطور که در بودیسم و هندوئیسم و امثالهم مطرح میشود را علمی نمیدانیم (حداقل طبق شواهد فعلی)،
اما تناسخ روح به عنوان صرفا یک #فرصت_دوباره، #زندگی_دوباره و شاید #رجعت برخی #انسانهای_استثنایی و بسیار خاص، که بر اساس #پارامترهای_پیچیده #حکمت_الهی تعیین میشوند و نه فلسفیدنهای ضعیف فیلسوفان اسلامی (که البته میدانیم و اذعان داریم همه متغیرها و روابط دخیل در معادلات حکمت الهی را نمیدانیم) را کاملاً علمی و مستند میدانیم.
⬅️ همانطور که انتقال و نزول روح ما از #عالم_ذر به این دنیای مادی هم چیزی شبیه تناسخ بوده است.
↩️ البته بیشتر #تکامل_روح به #ابعاد_بالاتر اتفاق میافتد تا #تناسخ_روح در همان #ابعاد_پایین معمولی جهان هستی. (که شواهدش همان إندیئی است)
3⃣ادراک فراحسی (ESP) در افراد سالم ولی سایکیک و مدیوم:⬇️⬇️
آزمایشات دکتر راسل تارگ «Russell Targ» (فیزیکدان و پاراسایکولوژیست از استنفورد) در معتبرترین ژورنال جامع و میانرشتهای دنیا، مجلهی #نيچر (nature):⬇️⬇️
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/938
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/881
4⃣ تحقیقات و پژوهشهای "مدیومشیپ" در پاراسایکولوژی:
⬅️ تحقیقات داوریهمتاشدهٔ «peer-reviewed» و مقالات پراستناد مؤسسهی ویندبریج (Windbridge) در ژورنالهای معتبر از جمله اکسپلور؛ مجلهی ساینس و هیلینگ:
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1466
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1468
⬅️و البته دیگر تحقیقات پییر-ریویود و مقالات آیإسآی پاراسایکولوژی از پروفسور دین رادین «Dean Radin» از دانشگاه (MIT) در مؤسسهی «Noetic Sciences» یا (IONS) و دکتر چارلز تی تارت «Charles T. Tart,» هم موجود است که از حوصلهی این متن خارج میباشد.
⬅️علاقمندان جهت دسترسی بیشتر به این تحقیقات نام این فیزیکدانان، مهندسان و.... محقق پاراسایکولوژی را در #ریسرچگیت «Researchgate» یا گوگلاسکالر سرچ کرده و مقالات ایشان را مطالعه کنند.
@ReligionandScience2021
❌ساينس و فلسفهعلمی مدرن و زندگی پس از زندگی؛ پایان مادهگرایی!❌
⬅️ قدرتمندترین شواهد بینارشتهای «Interdisciplinary» علمی و فلسفیعلمی #بقاء_آگاهی یا #روح بیرونبدن بعد از فناء جسم و ایضا #فرابدنیبودن ماهیت #آگاهی_پدیداری «phenomenal consciousness» ؛👇👇👇👇
1⃣_ ادراک فراحسی (ESP) در برخی از موارد تجربیات نزدیک به مرگ (NDE)؛
خروج از بدن و إخبار درست از راه دور «Veridical Long Distance OBE».
(در معتبرترین مجلهی پزشکی جهان ژورنالِ #لنست «The Lancet»، ریساسیتیشن، امگا:ژورنال دث و دایینگ ووو.....)
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1338
2⃣ادراک فراحسی (ESP) یا (Extrasensory perception) در برخی کیسههای تناسخ «Reincarnation»:
◀️ تحقیقات پرفسور ایان استیونسون، جیم تاکر ووو....
در معتبرترین مجله پزشکی دنیا ژورنال #لنست (The Lancet)، معتبرترین مجلهی پزشکی آمریکا ژورنال #جاما (JAMA) و غیره.
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1740
چالش نظریه (حافظه ژنتیکی):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1743
نکته:⏬⏬
دقت کنید ما تناسخ مطلق در گیاهان و حیوانات آنطور که در بودیسم و هندوئیسم و امثالهم مطرح میشود را علمی نمیدانیم (حداقل طبق شواهد فعلی)،
اما تناسخ روح به عنوان صرفا یک #فرصت_دوباره، #زندگی_دوباره و شاید #رجعت برخی #انسانهای_استثنایی و بسیار خاص، که بر اساس #پارامترهای_پیچیده #حکمت_الهی تعیین میشوند و نه فلسفیدنهای ضعیف فیلسوفان اسلامی (که البته میدانیم و اذعان داریم همه متغیرها و روابط دخیل در معادلات حکمت الهی را نمیدانیم) را کاملاً علمی و مستند میدانیم.
⬅️ همانطور که انتقال و نزول روح ما از #عالم_ذر به این دنیای مادی هم چیزی شبیه تناسخ بوده است.
↩️ البته بیشتر #تکامل_روح به #ابعاد_بالاتر اتفاق میافتد تا #تناسخ_روح در همان #ابعاد_پایین معمولی جهان هستی. (که شواهدش همان إندیئی است)
3⃣ادراک فراحسی (ESP) در افراد سالم ولی سایکیک و مدیوم:⬇️⬇️
آزمایشات دکتر راسل تارگ «Russell Targ» (فیزیکدان و پاراسایکولوژیست از استنفورد) در معتبرترین ژورنال جامع و میانرشتهای دنیا، مجلهی #نيچر (nature):⬇️⬇️
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/938
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/881
4⃣ تحقیقات و پژوهشهای "مدیومشیپ" در پاراسایکولوژی:
⬅️ تحقیقات داوریهمتاشدهٔ «peer-reviewed» و مقالات پراستناد مؤسسهی ویندبریج (Windbridge) در ژورنالهای معتبر از جمله اکسپلور؛ مجلهی ساینس و هیلینگ:
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1466
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1468
⬅️و البته دیگر تحقیقات پییر-ریویود و مقالات آیإسآی پاراسایکولوژی از پروفسور دین رادین «Dean Radin» از دانشگاه (MIT) در مؤسسهی «Noetic Sciences» یا (IONS) و دکتر چارلز تی تارت «Charles T. Tart,» هم موجود است که از حوصلهی این متن خارج میباشد.
⬅️علاقمندان جهت دسترسی بیشتر به این تحقیقات نام این فیزیکدانان، مهندسان و.... محقق پاراسایکولوژی را در #ریسرچگیت «Researchgate» یا گوگلاسکالر سرچ کرده و مقالات ایشان را مطالعه کنند.
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
🔺کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺
#تلگراف (تلگراف ها "هایپرلینک" شده در جملات هستند، یعنی اگر بر روی جملات آبی رنگ با انگشت ضربه بزنید یا کلیک کنید، لینک تلگراف مربوطه باز میشود.)
#Near_Death_Experiences (NDE) #Out_of_Body_Experiences (OBE) …
#تلگراف (تلگراف ها "هایپرلینک" شده در جملات هستند، یعنی اگر بر روی جملات آبی رنگ با انگشت ضربه بزنید یا کلیک کنید، لینک تلگراف مربوطه باز میشود.)
#Near_Death_Experiences (NDE) #Out_of_Body_Experiences (OBE) …
👍5❤1
Forwarded from علم، فلسفه و الهیات
📌«آیا مکانیک کوانتومی اصل علّیت را نقض میکند؟»
🔸در مکانیک کوانتومی استاندارد، قبل از اندازهگیری نمیتوان از مقدار کمّیتهایی چون مکان و تکانه برای جسم سخن گفت. برای مثال، فرض کنید میخواهیم اسپین (تکانه زاویهای ذاتی) الکترونی را در راستای مشخّصی اندازه بگیریم. نتیجه آن ممکن است 1/2+ یا 1/2- باشد. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، ذرّه پیش از اندازهگیری هیچ یک از این دو مقدار را ندارد. در واقع، تابع موج الکترون در حالت برهمنهی (Superposition) از حالتهای مربوط به 1/2+ و 1/2- قرار دارد. در لحظه اندازهگیری، تابع موج الکترون به صورت کاملاً تصادفی به یکی از این دو حالت رُمبش میکند و ما مقدار مربوط به آن را مشاهده میکنیم.
🔹اینکه گفته میشود «به صورت تصادفی»، بدین معنا نیست که اطّلاعات ما درباره الکترون قبل از اندازهگیری ناقص بوده است، بلکه بدین معناست که درست در لحظه اندازهگیری، الکترون یکی از این دو مقدار را به صورت تصادفی کسب میکند. در واقع اینکه اسپین الکترون در لحظه اندازهگیری 1/2+ شد و 1/2- نشد، هیچ علّت خاصی نداشته است و تصادف محض بوده است. بنابراین بعضاً گفته میشود که مکانیک کوانتومی اصل علّیت را زیر سؤال میبرد چون شامل رویدادهایی بدون علّت است.
برای ارزیابی دقیقتر این ادّعا باید با دو اصطلاح آشنا شویم:
🔺اصل موجبیت علّی (Causal Determinism): طبق این اصل، وضعیت جهان در هر لحظه، وضعیت آن را در لحظه بعد به طور کامل متعیّن و مشخّص میسازد. به عبارت دقیقتر، علّت شرط کافی برای تحقّق معلول است. یعنی اگر این رویداد خاص رخ دادهاست، امکان نداشته است که رخ ندهد، زیرا وجود علّت برای تحقّق آن کافی بوده است و آن را وجوب بخشیده است. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، در هنگام اندازهگیری این اصل نقض میشود. زیرا اگر خروجی اندازهگیری 1/2+ بوده است، بر حسب اتّفاق اینگونه بوده است و میتوانسته است 1/2- باشد. در واقع، چیزی در لحظه پیش از آن نبوده است که این نتیجه را برای اندازهگیری قطعی و متعیّن سازد.
🔺اصل عام علّیت (General Causal Principle): طبق این اصل، هر رویدادی در جهان دارای علّتی است. به عبارت دقیقتر، شرط لازم برای تحقّق هر رویداد وجود علّت آن است. دقّت کنید که در اینجا از شرط لازم سخن گفته شده است و نه شرط کافی. یعنی از وجود آن علّت خاص لزوماً نمیتوان وجود این معلول خاص را نتیجهگرفت، امّا برعکس آن ممکن است: از وجود معلول میتوان نتیجه گرفت که علّت آن وجود داشته است. در اینجا علّت به معلول وجوب نمیبخشد و آن را قطعی نمیسازد. در مکانیک کوانتومی این اصل عام همچنان برقرار است. زیرا اگر نتیجه اندازهگیری ما یک الکترون با اسپین 1/2+ (معلول) را نشان دهد، به طور قطع میتوانیم نتیجه بگیریم که در لحظه پیش از اندازهگیری، الکترونی وجود داشته است که تابع موج آن بر حالت اسپین 1/2+ عمود نبوده است(علّت). به عبارت دیگر، اگر علّت وجود نداشت، تحقّق معلول ناممکن بود.
🔵 خلاصه بحث و جمعبندی: در تفسیر استاندارد از مکانیک کوانتومی، اگرچه موجبیت علّی (لااقل در سطح جهان فیزیکی) زیر سؤال میرود امّا همچنان اصل عام علّیت برقرار است. لازم به ذکر است که آنچه در برخی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه (مثل برهان کیهانشناختی کلام) نیاز است همین اصل عام علّیت است و نه موجبیت علّی. نکته دیگر اینکه، برخی تعابیر مهمّ دیگر مکانیک کوانتومی مثل مکانیک بوهمی و تفسیر چندجهانی، حتّی موجبیت علّی را نیز محترم میشمارند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔸در مکانیک کوانتومی استاندارد، قبل از اندازهگیری نمیتوان از مقدار کمّیتهایی چون مکان و تکانه برای جسم سخن گفت. برای مثال، فرض کنید میخواهیم اسپین (تکانه زاویهای ذاتی) الکترونی را در راستای مشخّصی اندازه بگیریم. نتیجه آن ممکن است 1/2+ یا 1/2- باشد. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، ذرّه پیش از اندازهگیری هیچ یک از این دو مقدار را ندارد. در واقع، تابع موج الکترون در حالت برهمنهی (Superposition) از حالتهای مربوط به 1/2+ و 1/2- قرار دارد. در لحظه اندازهگیری، تابع موج الکترون به صورت کاملاً تصادفی به یکی از این دو حالت رُمبش میکند و ما مقدار مربوط به آن را مشاهده میکنیم.
🔹اینکه گفته میشود «به صورت تصادفی»، بدین معنا نیست که اطّلاعات ما درباره الکترون قبل از اندازهگیری ناقص بوده است، بلکه بدین معناست که درست در لحظه اندازهگیری، الکترون یکی از این دو مقدار را به صورت تصادفی کسب میکند. در واقع اینکه اسپین الکترون در لحظه اندازهگیری 1/2+ شد و 1/2- نشد، هیچ علّت خاصی نداشته است و تصادف محض بوده است. بنابراین بعضاً گفته میشود که مکانیک کوانتومی اصل علّیت را زیر سؤال میبرد چون شامل رویدادهایی بدون علّت است.
برای ارزیابی دقیقتر این ادّعا باید با دو اصطلاح آشنا شویم:
🔺اصل موجبیت علّی (Causal Determinism): طبق این اصل، وضعیت جهان در هر لحظه، وضعیت آن را در لحظه بعد به طور کامل متعیّن و مشخّص میسازد. به عبارت دقیقتر، علّت شرط کافی برای تحقّق معلول است. یعنی اگر این رویداد خاص رخ دادهاست، امکان نداشته است که رخ ندهد، زیرا وجود علّت برای تحقّق آن کافی بوده است و آن را وجوب بخشیده است. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، در هنگام اندازهگیری این اصل نقض میشود. زیرا اگر خروجی اندازهگیری 1/2+ بوده است، بر حسب اتّفاق اینگونه بوده است و میتوانسته است 1/2- باشد. در واقع، چیزی در لحظه پیش از آن نبوده است که این نتیجه را برای اندازهگیری قطعی و متعیّن سازد.
🔺اصل عام علّیت (General Causal Principle): طبق این اصل، هر رویدادی در جهان دارای علّتی است. به عبارت دقیقتر، شرط لازم برای تحقّق هر رویداد وجود علّت آن است. دقّت کنید که در اینجا از شرط لازم سخن گفته شده است و نه شرط کافی. یعنی از وجود آن علّت خاص لزوماً نمیتوان وجود این معلول خاص را نتیجهگرفت، امّا برعکس آن ممکن است: از وجود معلول میتوان نتیجه گرفت که علّت آن وجود داشته است. در اینجا علّت به معلول وجوب نمیبخشد و آن را قطعی نمیسازد. در مکانیک کوانتومی این اصل عام همچنان برقرار است. زیرا اگر نتیجه اندازهگیری ما یک الکترون با اسپین 1/2+ (معلول) را نشان دهد، به طور قطع میتوانیم نتیجه بگیریم که در لحظه پیش از اندازهگیری، الکترونی وجود داشته است که تابع موج آن بر حالت اسپین 1/2+ عمود نبوده است(علّت). به عبارت دیگر، اگر علّت وجود نداشت، تحقّق معلول ناممکن بود.
🔵 خلاصه بحث و جمعبندی: در تفسیر استاندارد از مکانیک کوانتومی، اگرچه موجبیت علّی (لااقل در سطح جهان فیزیکی) زیر سؤال میرود امّا همچنان اصل عام علّیت برقرار است. لازم به ذکر است که آنچه در برخی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه (مثل برهان کیهانشناختی کلام) نیاز است همین اصل عام علّیت است و نه موجبیت علّی. نکته دیگر اینکه، برخی تعابیر مهمّ دیگر مکانیک کوانتومی مثل مکانیک بوهمی و تفسیر چندجهانی، حتّی موجبیت علّی را نیز محترم میشمارند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Forwarded from علم، فلسفه و الهیات
✅«برهان کیهانشناختی کلام (برهان حدوث جدید)»- The Kalam Cosmological Argument
👤ویلیام کریگ (متولّد 1949)، فیلسوف تحلیلی آمریکایی و الهیدان مسیحی، با الهام از متکلّمین اسلامی و با استفاده از دستاوردهای فیزیک و کیهانشناسی، برهانی را برای اثبات وجود خدا سامان داد که در فلسفه دین معاصر بسیار مورد توجّه و بحث قرار گرفته است.
🔵صورتبندی برهان:
1)هر آنچه که وجودش [از منظر زمانی] آغازی داشته باشد، برای آغاز وجودش علّتی هست.
2) عالم وجودش آغازی داشته است.
نتیجه: برای آغاز وجود عالم علّتی هست.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه اوّل:
الف) شهود عقلایی: این شهود متافیزیکی بدیهی است که چیزی نمیتواند از "هیچ" به وجود بیاید.
ب) تعلیق به محال: اگر اینطور نباشد، غیر قابل توضیح خواهد بود که چرا چیزهایی به صورت تصادفی و رندم مدام به وجود نمی آیند؟
ج) ارجاع به تجربه: هم تجربیات روزمره ما و هم پژوهشهای علمی ما مدام این موضوع را تأیید کرده اند و هیچ وقت رد نکرده اند. اصولاً اگر غیر از این بود علم توسعه نمی یافت.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه دوم:
🔸استدلالهای فلسفی:
الف) بی نهایت واقعی و بالفعل (Actual Infinity) نمیتواند وجود داشته باشد، و از آنجایی که سلسله رویدادها از ازل تا کنون، مصداقی از بینهایت واقعی و بالفعل است، نمیتواند وجود داشته باشد.
ب)بی نهایت واقعی و بالفعل نمیتواند از طریق اضافه شدن پی در پی حاصل شود، و از آنجایی که بینهایت واقعی و بالفعل مربوط به گذشته ازلی با اضافه شدن پی در پی حاصل میشود، گذشته ازلی نمیتواند وجود داشته باشد.
🔸استدلال بر مبنای فیزیک و کیهانشناسی:
شواهد تجربی متعدّدی که از مُدل مِهبانگ حمایت میکند، به همراه قضایای تکینگی اوّلیه و همچنین صورتهای کلاسیک و تعمیمیافته از قانون دوم ترمودینامیک، نشان میدهد که عالم آغازی داشته است.
📚یک منبع خوب برای مطالعه بیشتر:
فصل سوم از کتاب
The Blackwell Companion to Natural Theology (2009)
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👤ویلیام کریگ (متولّد 1949)، فیلسوف تحلیلی آمریکایی و الهیدان مسیحی، با الهام از متکلّمین اسلامی و با استفاده از دستاوردهای فیزیک و کیهانشناسی، برهانی را برای اثبات وجود خدا سامان داد که در فلسفه دین معاصر بسیار مورد توجّه و بحث قرار گرفته است.
🔵صورتبندی برهان:
1)هر آنچه که وجودش [از منظر زمانی] آغازی داشته باشد، برای آغاز وجودش علّتی هست.
2) عالم وجودش آغازی داشته است.
نتیجه: برای آغاز وجود عالم علّتی هست.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه اوّل:
الف) شهود عقلایی: این شهود متافیزیکی بدیهی است که چیزی نمیتواند از "هیچ" به وجود بیاید.
ب) تعلیق به محال: اگر اینطور نباشد، غیر قابل توضیح خواهد بود که چرا چیزهایی به صورت تصادفی و رندم مدام به وجود نمی آیند؟
ج) ارجاع به تجربه: هم تجربیات روزمره ما و هم پژوهشهای علمی ما مدام این موضوع را تأیید کرده اند و هیچ وقت رد نکرده اند. اصولاً اگر غیر از این بود علم توسعه نمی یافت.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه دوم:
🔸استدلالهای فلسفی:
الف) بی نهایت واقعی و بالفعل (Actual Infinity) نمیتواند وجود داشته باشد، و از آنجایی که سلسله رویدادها از ازل تا کنون، مصداقی از بینهایت واقعی و بالفعل است، نمیتواند وجود داشته باشد.
ب)بی نهایت واقعی و بالفعل نمیتواند از طریق اضافه شدن پی در پی حاصل شود، و از آنجایی که بینهایت واقعی و بالفعل مربوط به گذشته ازلی با اضافه شدن پی در پی حاصل میشود، گذشته ازلی نمیتواند وجود داشته باشد.
🔸استدلال بر مبنای فیزیک و کیهانشناسی:
شواهد تجربی متعدّدی که از مُدل مِهبانگ حمایت میکند، به همراه قضایای تکینگی اوّلیه و همچنین صورتهای کلاسیک و تعمیمیافته از قانون دوم ترمودینامیک، نشان میدهد که عالم آغازی داشته است.
📚یک منبع خوب برای مطالعه بیشتر:
فصل سوم از کتاب
The Blackwell Companion to Natural Theology (2009)
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍7❤1🤔1
Science and Religion
مقاله نیچر.pdf
کامنت دکتر رسول رکنی زاده (عضو هیأت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه اصفهان) عزیز دربارهی این پیدیاف و شرح مقاله نیچر ٢٠٢٢ توسط دکتر جواد کریمزاد حق:
بسیاری از معتقدان به تکامل به عنوان یک ایدئولوژی میگویند علم ژنتیک شواهد بسیاری یافته است که انسان و شامپانزه دارای ژنومهای نزدیک به هم هستند ولی هیچکدام از این ادعاها نتوانسته زیستشناسان را متقاعد کند که نظریهی داروین ثابت شده است وگرنه این قدر هنوز در بین اهالی علم دنبال شواهد دیگری نمیگشتند و در بعضی نوشتهها اثبات را به آینده موکول نمیکردند. مثلا در مقالهای که در بریتانیکا به چاپ رسید آمده است: «داروین خودش هرگز ادعا نکرد که اثباتی برای تکامل یا منشأ انواع ارائه کرده است؛ ادعای او این بود که اگر تکامل رخ داده باشد، تعدادی از واقعیات غیرقابل توضیح به آسانی تبیین میشوند.»
برای مثال، دمپییر که خود یک تکاملگرای سرسخت است، مینویسد:
«هگل و ماتریالیستهای دیگر و فیلسوفان تویتونی و نظریهپردازان سیاسی، دست به دست هم دادند تا داروینیسم را بهوجود بیاورند که این نظریه بسیاری از پیروانش را داروینیتر از خود داروین کرد..... مردم انتخاب طبیعی را بهعنوان علت اثبات شده و کافی برای تکامل و منشأ انواع پذیرفتند. داروینیسم دیگر یک نظریهٔ علمی آزمایشی نبود و به یک فلسفه و تا اندازهای به یک دین تبدیل شد.»
در زمینههای نظری، کشف ژنها و سازوکار وراثت مندلی ضربهای جدی به مفهوم داروینیِ تغییرپذیری نامحدود وارد کرده بود. سپس با کشف موجودات جهشیافته، امیدهایی به وجود آمد که این «پرشهای کوانتومی» ممکن است انعطافپذیری مورد نیاز را تأمین کند. با اینحال، این نیز برای تکاملگرایان ناامیدکننده بوده است. در وهلهٔ اول، خیلی زود مشخص شد که موجودات جهشیافته تقریباً همیشه زیان بخش هستند. همانطور که یک برندهٔ جایزه نوبل گفته است، «بیشتر موجودات جهشیافته نامطلوباند. در واقع، موارد مطلوب آنقدر نادرند که میتوانیم همهٔ آنها را نامطلوب در نظر بگیریم.» بنابراین، این انتظار که سازوکار اصلی برای پیشرفت تکاملی باید در فرآیندی یافت شود که همواره در جهت اشتباه پیش میرود، از همان ابتدا شکبرانگیز به نظر میرسید. اما نه تنها جهت، بلکه بزرگی تغییرات جهشی نیز ناامیدکننده بوده است. بونور (یکی از زیست شناسان مشهور فرانسه) مینویسد: «امروزه از طریق مطالعات متخصصان ژنتیک میدانیم که جهش تنها بر جزئیات نسبتاً ناچیزی تأثیر میگذارد و هرگز فراتر از چارچوب گونه نمیرود.»
به هر حال من معتقدم سخن درست همان است که بریتانیکا از داروین نقل میکند. نظریهی داروین دنباله ای از نظر اتمیست است که هر موجودی را میخواهد از طریق اجزائش بشناسد و امروزه ما از طریق مکانیک کوانتومی میدانیم که این کار ناممکن است. شاید روزی در مورد «کلیت فروکاهش ناپذیر» که از نتایج مکانیک کوانتومی است با هم گفتگو کنیم. سامانههای حیاتی از این جملهاند.
در واقع مقاله نیچر، بیانی از نقد علمی بر مفهوم متافیزیکی جهشهای کور و طبیعت فرگشتیِ بدون جهت است.
@ReligionandScience2021
بسیاری از معتقدان به تکامل به عنوان یک ایدئولوژی میگویند علم ژنتیک شواهد بسیاری یافته است که انسان و شامپانزه دارای ژنومهای نزدیک به هم هستند ولی هیچکدام از این ادعاها نتوانسته زیستشناسان را متقاعد کند که نظریهی داروین ثابت شده است وگرنه این قدر هنوز در بین اهالی علم دنبال شواهد دیگری نمیگشتند و در بعضی نوشتهها اثبات را به آینده موکول نمیکردند. مثلا در مقالهای که در بریتانیکا به چاپ رسید آمده است: «داروین خودش هرگز ادعا نکرد که اثباتی برای تکامل یا منشأ انواع ارائه کرده است؛ ادعای او این بود که اگر تکامل رخ داده باشد، تعدادی از واقعیات غیرقابل توضیح به آسانی تبیین میشوند.»
برای مثال، دمپییر که خود یک تکاملگرای سرسخت است، مینویسد:
«هگل و ماتریالیستهای دیگر و فیلسوفان تویتونی و نظریهپردازان سیاسی، دست به دست هم دادند تا داروینیسم را بهوجود بیاورند که این نظریه بسیاری از پیروانش را داروینیتر از خود داروین کرد..... مردم انتخاب طبیعی را بهعنوان علت اثبات شده و کافی برای تکامل و منشأ انواع پذیرفتند. داروینیسم دیگر یک نظریهٔ علمی آزمایشی نبود و به یک فلسفه و تا اندازهای به یک دین تبدیل شد.»
در زمینههای نظری، کشف ژنها و سازوکار وراثت مندلی ضربهای جدی به مفهوم داروینیِ تغییرپذیری نامحدود وارد کرده بود. سپس با کشف موجودات جهشیافته، امیدهایی به وجود آمد که این «پرشهای کوانتومی» ممکن است انعطافپذیری مورد نیاز را تأمین کند. با اینحال، این نیز برای تکاملگرایان ناامیدکننده بوده است. در وهلهٔ اول، خیلی زود مشخص شد که موجودات جهشیافته تقریباً همیشه زیان بخش هستند. همانطور که یک برندهٔ جایزه نوبل گفته است، «بیشتر موجودات جهشیافته نامطلوباند. در واقع، موارد مطلوب آنقدر نادرند که میتوانیم همهٔ آنها را نامطلوب در نظر بگیریم.» بنابراین، این انتظار که سازوکار اصلی برای پیشرفت تکاملی باید در فرآیندی یافت شود که همواره در جهت اشتباه پیش میرود، از همان ابتدا شکبرانگیز به نظر میرسید. اما نه تنها جهت، بلکه بزرگی تغییرات جهشی نیز ناامیدکننده بوده است. بونور (یکی از زیست شناسان مشهور فرانسه) مینویسد: «امروزه از طریق مطالعات متخصصان ژنتیک میدانیم که جهش تنها بر جزئیات نسبتاً ناچیزی تأثیر میگذارد و هرگز فراتر از چارچوب گونه نمیرود.»
به هر حال من معتقدم سخن درست همان است که بریتانیکا از داروین نقل میکند. نظریهی داروین دنباله ای از نظر اتمیست است که هر موجودی را میخواهد از طریق اجزائش بشناسد و امروزه ما از طریق مکانیک کوانتومی میدانیم که این کار ناممکن است. شاید روزی در مورد «کلیت فروکاهش ناپذیر» که از نتایج مکانیک کوانتومی است با هم گفتگو کنیم. سامانههای حیاتی از این جملهاند.
در واقع مقاله نیچر، بیانی از نقد علمی بر مفهوم متافیزیکی جهشهای کور و طبیعت فرگشتیِ بدون جهت است.
@ReligionandScience2021
👍5
Forwarded from مجله موازی
📝 تاکنون بیش از ۲۰ مقالهی تالیفی و ترجمهای در بلاگ موازی منتشر شده است.
دستهبندی موضوعی برخی از این نوشتارها را میتوانید در اسلایدهای بالا مشاهده کنید.
از طریق لینک زیر میتوانید به این مقالات دسترسی داشته باشید.👇
https://mowazi.ir/blog
#معرفی_مقاله #مجله_موازی
@mowazi_mag
دستهبندی موضوعی برخی از این نوشتارها را میتوانید در اسلایدهای بالا مشاهده کنید.
از طریق لینک زیر میتوانید به این مقالات دسترسی داشته باشید.👇
https://mowazi.ir/blog
همچنین درصورتی که مایل به انتشار مقاله در بلاگ موازی هستید؛ میتوانید از طریق ایمیل با ما در ارتباط باشید:
mowaziinstitute@gmail.com
#معرفی_مقاله #مجله_موازی
@mowazi_mag
👍4
Forwarded from علم، فلسفه و الهیات
🔰 «آیا هوش مصنوعی می تواند آگاهی و فهم واقعی داشته باشد؟»
آزمایش اتاق چینی جان سرل
John Searle's Chinese Room Experiment
🔹آزمایش اتاق چینی یک آزمایش فکری معروف است که اوّلین بار توسط فیلسوفی به نام جان سرل مطرح شد. این آزمایش آموزه هوش مصنوعی قوی را به طرز مؤثّری به چالش میکشد. طبق این آموزه، میتوان یک هوش مصنوعی ایجاد کرد که مانند انسان آگاهی و فهم واقعی داشته باشد.
🔸تصور کنید فردی که زبان چینی نمیداند در یک اتاق محبوس شده است و از بیرون به او عباراتی به زبان چینی به عنوان ورودی داده میشود. او یک کتابچه راهنما به همراه دارد که شامل دستورالعملها و الگوریتمهایی است که به او میگوید چگونه این عبارات چینی را دریافت و عبارات چینی متناسب با آن تولید کند و به عنوان خروجی به بیرون از اتاق بفرستد. با وجود اینکه این فرد چیزی درباره زبان چینی و یا محتوای گفتگو نمیفهمد، قادر است پاسخهایی تولید کند که برای یک ناظر خارج از اتاق، قابل تشخیص از پاسخ های یک فرد بومی چینی که کاملاً بر محتوای گفتگو آگاه و مسلط است، نیست.
🔹جان سرل استدلال می کند که پیروی از یک مجموعه قوانین و دستکاری نمادها (همان کاری که یک برنامه کامپیوتری انجام میدهد) برابر با فهم و هوشیاری واقعی نیست.
🔺این نشان میدهد که یک سیستم میتواند بدون داشتن تجربه ذهنی یا هوشیاری، رفتارهای هوشمندانه از خود نشان دهد. فرد داخل اتاق میتواند پاسخهای پیچیده بدهد، اما هیچ احساس یا آگاهی از آنچه میگوید ندارد.
🔺همچنین، آزمایش اتاق چینی آزمون تورینگ را که معمولاً برای سنجش هوشمندی ماشینها استفاده میشود، زیر سؤال میبرد. اگر یک ماشین بتواند در آزمون تورینگ موفق شود، لزوماً به این معنی نیست که آن ماشین واقعاً فکر میکند یا فهم میکند.
❓نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
آزمایش اتاق چینی جان سرل
John Searle's Chinese Room Experiment
🔹آزمایش اتاق چینی یک آزمایش فکری معروف است که اوّلین بار توسط فیلسوفی به نام جان سرل مطرح شد. این آزمایش آموزه هوش مصنوعی قوی را به طرز مؤثّری به چالش میکشد. طبق این آموزه، میتوان یک هوش مصنوعی ایجاد کرد که مانند انسان آگاهی و فهم واقعی داشته باشد.
🔸تصور کنید فردی که زبان چینی نمیداند در یک اتاق محبوس شده است و از بیرون به او عباراتی به زبان چینی به عنوان ورودی داده میشود. او یک کتابچه راهنما به همراه دارد که شامل دستورالعملها و الگوریتمهایی است که به او میگوید چگونه این عبارات چینی را دریافت و عبارات چینی متناسب با آن تولید کند و به عنوان خروجی به بیرون از اتاق بفرستد. با وجود اینکه این فرد چیزی درباره زبان چینی و یا محتوای گفتگو نمیفهمد، قادر است پاسخهایی تولید کند که برای یک ناظر خارج از اتاق، قابل تشخیص از پاسخ های یک فرد بومی چینی که کاملاً بر محتوای گفتگو آگاه و مسلط است، نیست.
🔹جان سرل استدلال می کند که پیروی از یک مجموعه قوانین و دستکاری نمادها (همان کاری که یک برنامه کامپیوتری انجام میدهد) برابر با فهم و هوشیاری واقعی نیست.
🔺این نشان میدهد که یک سیستم میتواند بدون داشتن تجربه ذهنی یا هوشیاری، رفتارهای هوشمندانه از خود نشان دهد. فرد داخل اتاق میتواند پاسخهای پیچیده بدهد، اما هیچ احساس یا آگاهی از آنچه میگوید ندارد.
🔺همچنین، آزمایش اتاق چینی آزمون تورینگ را که معمولاً برای سنجش هوشمندی ماشینها استفاده میشود، زیر سؤال میبرد. اگر یک ماشین بتواند در آزمون تورینگ موفق شود، لزوماً به این معنی نیست که آن ماشین واقعاً فکر میکند یا فهم میکند.
❓نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
👍4