Forwarded from نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
🔸رابطه گروتندیک و دلین
هنگامی که گروتندیک از دنیای ریاضیات کناره گرفت، دلین کارهای او را پیگیری کرد و بنای هندسه جبری را به پایان رسانید و سرانجام نشان فیلدز را دریافت کرد. در تابستان ۱۹۷۳ میلادی پیر دلین در یک سخنرانی در دانشگاه کمبریج انگلستان ادعا کرد که حدس سوم از حدس ویل را که سخت ترین آنها نیز بود، اثبات کرده است.
دو حدس دیگر را قبلاً گروتندیک اثبات کرده بود. کارتیه معتقد است گروتندیک حدس سوم را نیز تا یک گام به اثبات نهایی پیش برده بود ولی با یک فداکاری از روی عمد اثبات این حدس را با علم به اینکه دلین قادر به انجام آن است ناتمام رها کرد و برای دلین گذاشت.
@multidisciplinarymedia
هنگامی که گروتندیک از دنیای ریاضیات کناره گرفت، دلین کارهای او را پیگیری کرد و بنای هندسه جبری را به پایان رسانید و سرانجام نشان فیلدز را دریافت کرد. در تابستان ۱۹۷۳ میلادی پیر دلین در یک سخنرانی در دانشگاه کمبریج انگلستان ادعا کرد که حدس سوم از حدس ویل را که سخت ترین آنها نیز بود، اثبات کرده است.
دو حدس دیگر را قبلاً گروتندیک اثبات کرده بود. کارتیه معتقد است گروتندیک حدس سوم را نیز تا یک گام به اثبات نهایی پیش برده بود ولی با یک فداکاری از روی عمد اثبات این حدس را با علم به اینکه دلین قادر به انجام آن است ناتمام رها کرد و برای دلین گذاشت.
@multidisciplinarymedia
👍8
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 چرا علم و دین همبستهاند؟
علم و دین هر دو تا آسمانها دستیازی میکنند. هر دوی آنها در پی کشف حقایق ژرف وجود و زندگی انسان هستند. در این میان، تئوریهای علمی زمانی که به منصه ظهور میرسند، غالبا صحیح انگاشته میشوند. اما علم نیز محدودیتهای خود را دارد.
پاولدیویس، فیزیکدان بریتانیایی، معتقد است که تلقی عامه از رابطه علم و دین نادرست است. برای مثال، نظریه نسبیت آینشتاین ناقضی بر این تلقی خواهد بود. وی مدلی جایگزین را که امروزه توسط متکلمان جدید اتخاذ میشود، پیشنهاد میدهد.
📎 لینک ویدئو:
💟 https://www.instagram.com/reel/DGI4T1aRWVi/?igsh=d2oxcjZzZ3NiOTJo
🔸 ترجمه فارسی و تدوین: مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
(علی محمودآبادی دانشجوی فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف.)
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
💟 @theism.school
🆔 @theismschool
علم و دین هر دو تا آسمانها دستیازی میکنند. هر دوی آنها در پی کشف حقایق ژرف وجود و زندگی انسان هستند. در این میان، تئوریهای علمی زمانی که به منصه ظهور میرسند، غالبا صحیح انگاشته میشوند. اما علم نیز محدودیتهای خود را دارد.
پاولدیویس، فیزیکدان بریتانیایی، معتقد است که تلقی عامه از رابطه علم و دین نادرست است. برای مثال، نظریه نسبیت آینشتاین ناقضی بر این تلقی خواهد بود. وی مدلی جایگزین را که امروزه توسط متکلمان جدید اتخاذ میشود، پیشنهاد میدهد.
📎 لینک ویدئو:
💟 https://www.instagram.com/reel/DGI4T1aRWVi/?igsh=d2oxcjZzZ3NiOTJo
🔸 ترجمه فارسی و تدوین: مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
(علی محمودآبادی دانشجوی فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف.)
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
💟 @theism.school
🆔 @theismschool
👍5
Forwarded from مجله موازی
📌 همزیستی و همگرایی علم و دین؛
1️⃣
مقالهی "دین و علم میتوانند گفتوگویی واقعی داشته باشند" که در سال ۲۰۱۶ در بخش World view مجلهی (Nature) چاپ شد، دربارهٔ رابطه بین علم و دین صحبت میکند و توضیح میدهد که برخلاف تصور رایج، این دو حیطه میتوانند با هم گفتگو کنند و حتی یکدیگر را تکمیل کنند. نویسنده، کاترین پرایچارد، از تجربه خود میگوید که در یک رویداد علمی شرکت کرد و اسقفها و رهبران مذهبی در کنار دانشمندان درباره موضوعاتی مثل «ماده تاریک»، «چندجهانیها» و آینده کیهان بحث کردند.
او اشاره میکند که بسیاری فکر میکنند علم و مذهب با هم در تضاد هستند، اما این نگرش بیشتر یک باور عمومی نادرست است. در واقع، رهبران مذهبی علاقهمندند تا با علم تعامل داشته باشند، اما این تصور غلط باعث میشود مردم عادی یا حتی رسانهها، نظرات مذهبی درباره مسائل علمی (مثل اخلاق در هوش مصنوعی یا پزشکی) را جدی نگیرند.
برای تغییر این نگاه، پروژههایی مانند "Scientists in Congregations" یا "دانشمندان در میان مؤمنان" راهاندازی شدهاند. مثلاً در یک کلیسا، جشنوارهایی برگزار میشود یا کشیشها به آزمایشگاهها میروند تا از نزدیک با پژوهشهای علمی آشنا شوند. دانشمندان نیز در مراسم مذهبی شرکت میکنند تا گفتگوی دوطرفه شکل بگیرد.
هدف این است نشان داده شود علم و دین نه تنها دشمن نیستند، بلکه میتوانند با هم همکاری کنند تا به سوالات بزرگ زندگی، مانند هدف انسان یا سرنوشت کیهان، پاسخ دهند. این پروژهها تلاش میکنند با شکستن کلیشههای رایج، فضایی برای یادگیری و تعامل ایجاد کنند. بنابراین از نمونههای عینی گفتوگو و همزیستی علم و دین میتوان به پروژههای مشترک مفید این دو اشاره کرد. به طور مثال، مشارکت دانشمندان و رهبران دینی در حل بحران تغییرات اقلیمی (فیالمثل بیانیه مشترک پاپ فرانسیس و دانشمندان درباره محیط زیست در ۲۰۱۵). همچنین تحقیقات بینارشتهای در مورد «آگاهی» (Consciousness) که از فلسفه ذهن، عصبشناسی، و مفاهیم دینی (مانند روح) بهره میبرد.
موارد ذیل موسسات علمی پژوهشی علم و دین در معتبرترین دانشگاههای دنیا هستند:
١. مرکز الهیات و علوم طبیعی (CTNS) در دانشگاه برکلی کالیفرنیا که به بررسی ارتباط علم و دین میپردازند.
٢. کنفرانسهای بینالمللی مانند سازگاری علم و دین (Science and Religion Forum) که محققان از دو حوزه را گرد هم میآورند.
٣. مؤسسه فارادی «Faraday Institute» در دانشگاه کمبریج که به تحقیقات علم و دین اختصاص دارد.
۴. آکادمی علوم و ادیان «International Society for Science and Religion» که دبیرخانه آن در دانشگاه کمبریج است.
۵. مرکز علم و دین ایان رمزی سنتر (Ian Ramsey Center) در دانشگاه آکسفورد انگلستان.
این مقاله نشان میدهد که علم و دین در لایههای عمیقتر میتوانند همسو باشند، بهویژه در مواجهه با چالشهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی، اخلاق زیستی، یا فلسفه هوش مصنوعی. با این حال، تحقق این گفتوگو نیازمند:
الف) آموزش بینارشتهای به دانشمندان و الهیدانان.
ب) ایجاد پلتفرمهای غیرسیاسی برای تبادل نظر.
پ) پذیرش این اصل که علم پاسخ همه پرسشهای انسان را نمیدهد، همانطور که دین ادعای توضیح قوانین فیزیک را ندارد.
در این مقاله همچنین پرایچارد به مواردی مانند محاکمه گالیله یا مناقشه نظریه فرگشت داروین با خلقتگرایی اشاره میکند، اما استدلال میکند این تعارضها ناشی از سوءتفاهم یا سوءاستفادههای سیاسی از علم و دین است، نه ذات آنها.
منبع:
Pritchard K, Religion and science can have a true dialogue. Nature, 2016, 537 (7621), 451-451.
DOI:https://doi.org/10.1038/537451a
#علم_و_دین #معرفی_مقاله #مقاله
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
1️⃣
یک رویکرد میانرشتهای فلسفیعلمی یا خرافات شبهعلمی مدرن؟
مقالهی "دین و علم میتوانند گفتوگویی واقعی داشته باشند" که در سال ۲۰۱۶ در بخش World view مجلهی (Nature) چاپ شد، دربارهٔ رابطه بین علم و دین صحبت میکند و توضیح میدهد که برخلاف تصور رایج، این دو حیطه میتوانند با هم گفتگو کنند و حتی یکدیگر را تکمیل کنند. نویسنده، کاترین پرایچارد، از تجربه خود میگوید که در یک رویداد علمی شرکت کرد و اسقفها و رهبران مذهبی در کنار دانشمندان درباره موضوعاتی مثل «ماده تاریک»، «چندجهانیها» و آینده کیهان بحث کردند.
او اشاره میکند که بسیاری فکر میکنند علم و مذهب با هم در تضاد هستند، اما این نگرش بیشتر یک باور عمومی نادرست است. در واقع، رهبران مذهبی علاقهمندند تا با علم تعامل داشته باشند، اما این تصور غلط باعث میشود مردم عادی یا حتی رسانهها، نظرات مذهبی درباره مسائل علمی (مثل اخلاق در هوش مصنوعی یا پزشکی) را جدی نگیرند.
برای تغییر این نگاه، پروژههایی مانند "Scientists in Congregations" یا "دانشمندان در میان مؤمنان" راهاندازی شدهاند. مثلاً در یک کلیسا، جشنوارهایی برگزار میشود یا کشیشها به آزمایشگاهها میروند تا از نزدیک با پژوهشهای علمی آشنا شوند. دانشمندان نیز در مراسم مذهبی شرکت میکنند تا گفتگوی دوطرفه شکل بگیرد.
هدف این است نشان داده شود علم و دین نه تنها دشمن نیستند، بلکه میتوانند با هم همکاری کنند تا به سوالات بزرگ زندگی، مانند هدف انسان یا سرنوشت کیهان، پاسخ دهند. این پروژهها تلاش میکنند با شکستن کلیشههای رایج، فضایی برای یادگیری و تعامل ایجاد کنند. بنابراین از نمونههای عینی گفتوگو و همزیستی علم و دین میتوان به پروژههای مشترک مفید این دو اشاره کرد. به طور مثال، مشارکت دانشمندان و رهبران دینی در حل بحران تغییرات اقلیمی (فیالمثل بیانیه مشترک پاپ فرانسیس و دانشمندان درباره محیط زیست در ۲۰۱۵). همچنین تحقیقات بینارشتهای در مورد «آگاهی» (Consciousness) که از فلسفه ذهن، عصبشناسی، و مفاهیم دینی (مانند روح) بهره میبرد.
موارد ذیل موسسات علمی پژوهشی علم و دین در معتبرترین دانشگاههای دنیا هستند:
١. مرکز الهیات و علوم طبیعی (CTNS) در دانشگاه برکلی کالیفرنیا که به بررسی ارتباط علم و دین میپردازند.
٢. کنفرانسهای بینالمللی مانند سازگاری علم و دین (Science and Religion Forum) که محققان از دو حوزه را گرد هم میآورند.
٣. مؤسسه فارادی «Faraday Institute» در دانشگاه کمبریج که به تحقیقات علم و دین اختصاص دارد.
۴. آکادمی علوم و ادیان «International Society for Science and Religion» که دبیرخانه آن در دانشگاه کمبریج است.
۵. مرکز علم و دین ایان رمزی سنتر (Ian Ramsey Center) در دانشگاه آکسفورد انگلستان.
این مقاله نشان میدهد که علم و دین در لایههای عمیقتر میتوانند همسو باشند، بهویژه در مواجهه با چالشهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی، اخلاق زیستی، یا فلسفه هوش مصنوعی. با این حال، تحقق این گفتوگو نیازمند:
الف) آموزش بینارشتهای به دانشمندان و الهیدانان.
ب) ایجاد پلتفرمهای غیرسیاسی برای تبادل نظر.
پ) پذیرش این اصل که علم پاسخ همه پرسشهای انسان را نمیدهد، همانطور که دین ادعای توضیح قوانین فیزیک را ندارد.
در این مقاله همچنین پرایچارد به مواردی مانند محاکمه گالیله یا مناقشه نظریه فرگشت داروین با خلقتگرایی اشاره میکند، اما استدلال میکند این تعارضها ناشی از سوءتفاهم یا سوءاستفادههای سیاسی از علم و دین است، نه ذات آنها.
منبع:
Pritchard K, Religion and science can have a true dialogue. Nature, 2016, 537 (7621), 451-451.
DOI:https://doi.org/10.1038/537451a
#علم_و_دین #معرفی_مقاله #مقاله
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
👍4
Forwarded from نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
در هندسه و فیزیک، اسپینورها (Spinors) عناصری از فضای برداری مختلط اند که میتوان آنها را با فضای اقلیدسی همراه ساخت. اسپینورها مثل بردارهای هندسه و بهطور کلیتر تنسورها، وقتی فضای اقلیدسی را کمی دچار دوران (بینهایتکوچک) کنیم، تحت تبدیل خطی قرار میگیرند. با این حال، هنگامی که دنبالهای از چنین دورانهای کوچکی با هم ترکیب شوند (انتگرالگیریِ ضربی شوند) و در نهایت تشکیل دوران کاملی بدهند، نوع تبدیل اسپینوری حاصل بستگی به این خواهد داشت که چه دنبالهای از چنین دورانهایی اعمال شدهاند. اسپینورها برعکس بردارها و تنسورها، وقتی فضا به صورت پیوسته تحت دوران کاملی از 0 به 360 درجه قرار بگیرد، به منفی خود تبدیل میگردند.
میتوان در فضای مینکوفسکی نیز مفهومی مشابه با اسپینور را وارد ساخت که در این حالت تبدیل لورنتسی نسبیت خاص نقش دورانها را ایفا میکند. اسپینورها اولین بار توسط الی کارتان در ۱۹۱۳ میلادی به هندسه معرفی شدند. در دهه ۱۹۲۰ میلادی، فیزیکدانان کشف کردند که اسپینورها جهت توصیف زاویه ذاتی تکانه، یا همان «اسپین» الکترونها و سایر ذرات زیراتمی ضروری اند.
#تاریخفیزیک
#فلسفهفیزیک
@multidisciplinarymedia
میتوان در فضای مینکوفسکی نیز مفهومی مشابه با اسپینور را وارد ساخت که در این حالت تبدیل لورنتسی نسبیت خاص نقش دورانها را ایفا میکند. اسپینورها اولین بار توسط الی کارتان در ۱۹۱۳ میلادی به هندسه معرفی شدند. در دهه ۱۹۲۰ میلادی، فیزیکدانان کشف کردند که اسپینورها جهت توصیف زاویه ذاتی تکانه، یا همان «اسپین» الکترونها و سایر ذرات زیراتمی ضروری اند.
#تاریخفیزیک
#فلسفهفیزیک
@multidisciplinarymedia
👍2
نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
در هندسه و فیزیک، اسپینورها (Spinors) عناصری از فضای برداری مختلط اند که میتوان آنها را با فضای اقلیدسی همراه ساخت. اسپینورها مثل بردارهای هندسه و بهطور کلیتر تنسورها، وقتی فضای اقلیدسی را کمی دچار دوران (بینهایتکوچک) کنیم، تحت تبدیل خطی قرار میگیرند.…
No one fully understands spinors. Their algebra is formally understood but their general significance is mysterious. In some sense they describe the 'square root' of geometry and, just as understanding the square root of -1 took centuries, the same might be true of spinors
👤Michael Atiyeh
@ReligionandScience2021
👤Michael Atiyeh
@ReligionandScience2021
2306-print.PDF
3.3 MB
مقاله علمی"Causal Potency of Consciousness in the Physical World" نوشته دَنکو جورجیف Danko D. Georgiev در سال ۲۰۲۳ در مجله معتبر Journal of Modern Physics چاپ شد که ادعایی جسورانه مطرح میکند: آگاهی ما میتواند بهصورت مستقیم بر جهان فیزیکی تأثیر بگذارد!
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍7🙏1🕊1
Forwarded from نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
ریاضیدانان نامی - تمپل بل.pdf
168.1 MB
عنوان: ریاضیدانان نامی
نویسنده: اریک تمپل بل
مترجم: حسن صفاری
ناشر: خوارزمی
🔸این کتاب مجموعه بینظیری از زندگینامههای ریاضیدانان بزرگ است که به شکل داستان نقل میشود. دانشجویان مسلما از این سبک بیان بل لذت خواهند برد و ضمنا میآموزند که هیچ دلیلی وجود ندارد که هر مطلب چاپ شدهای، حتما صحیح باشد.
#تاریخریاضیات
#فلسفهریاضیات
@multidisciplinarymedia
نویسنده: اریک تمپل بل
مترجم: حسن صفاری
ناشر: خوارزمی
🔸این کتاب مجموعه بینظیری از زندگینامههای ریاضیدانان بزرگ است که به شکل داستان نقل میشود. دانشجویان مسلما از این سبک بیان بل لذت خواهند برد و ضمنا میآموزند که هیچ دلیلی وجود ندارد که هر مطلب چاپ شدهای، حتما صحیح باشد.
#تاریخریاضیات
#فلسفهریاضیات
@multidisciplinarymedia
❤6👍1
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔸Title: A Universe From Someone
🔸Author: Peter S. Williams
🔸2022
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
➖➖➖➖
💟 Theism.school
🆔 Theismschool
🔸Author: Peter S. Williams
🔸2022
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
➖➖➖➖
💟 Theism.school
🆔 Theismschool
❤1👍1
Forwarded from Fanoos | فانوس
Fanoos | فانوس
🔸Title: A Universe From Someone 🔸Author: Peter S. Williams 🔸2022 مدرسهبینالمللیخداباوریشریف دانشگاهصنعتیشریف ➖➖➖➖ 💟 Theism.school 🆔 Theismschool
⁉️ آیا علم میتواند جایگزینی برای فلسفه باشد؟
📕 معرفی مقاله
🔶 موضوع اصلی نقد
نویسنده بهشدت مدعیات مقاله لارنس کراوس را مبنی بر اینکه جهان از "هیچ" ایجاد شده است، نقد میکند. ویلیامز با تأکید بر لزوم تفکر فلسفی در کنار فیزیک، ضعفهای علمی و فلسفی کتاب را بررسی میکند.
🔶 محورهای اصلی نقد
🔸🔸 ابهام در تعریف "هیچ"
ویلیامز استدلال میکند که تعبیر کراوس از "هیچ" با تعریف فلسفی آن متفاوت است و حتی با اصول اولیه منطق و علم فیزیک در تناقض است و عملاً از "چیزی" (مانند میدانهای کوانتومی یا ذرات مجازی) بهعنوان "هیچ" یاد کرده است. ویلیامز نقد خود را بر این اساس استوار میکند که آنچه کراوس بهعنوان "هیچ" معرفی میکند، در واقع ترکیبی از پدیدههای فیزیکی موجود است و نه عدم مطلق.
🔸🔸 غفلت از مباحث فلسفی
کراوس، فلسفه را بیارزش دانسته و مدعی است که علم بهتنهایی میتواند پاسخ تمام سوالات از جمله منشاء جهان را بدهد. ویلیامز این دیدگاه را نقد کرده و اهمیت تعامل فلسفه و علم را یادآور میشود.
🔸🔸 ضعف در مبانی علمی
ویلیامز همچنین به محدودیتهای مدل کوانتومی کراوس برای توضیح منشاء جهان اشاره میکند و نشان میدهد که این مدل به زمان، مکان و قوانین فیزیکی وابسته است.
🔶 مقاله نتیجه میگیرد که استدلالهای کراوس برای رد نیاز به خداوند در آفرینش جهان، ناکافی است و تعریف او از "هیچ" نمیتواند بهعنوان جایگزینی برای مفاهیم سنتی خداوند یا آفرینش از عدم پذیرفته شود.
📌 این مقاله به دلیل نقدهای دقیق علمی و فلسفی خود، توجه گستردهای در محافل آکادمیک و عمومی به خود جلب کرده است.
📰 پیشنهاد مطالعه
در سال 2012 نقدهای مشابهی توسط دیوید آلبرت، فیزیکدان نظری، تحت عنوان On the Origin of Everything در نیویورک تایمز منتشر شد که همین مسائل را از دیدگاه علمی بررسی کرده است.
🔸🔸 معرفی: امین خداپرست
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
➖➖➖➖
💟 Theism.school
🆔 Theismschool
📕 معرفی مقاله
🔶 موضوع اصلی نقد
نویسنده بهشدت مدعیات مقاله لارنس کراوس را مبنی بر اینکه جهان از "هیچ" ایجاد شده است، نقد میکند. ویلیامز با تأکید بر لزوم تفکر فلسفی در کنار فیزیک، ضعفهای علمی و فلسفی کتاب را بررسی میکند.
🔶 محورهای اصلی نقد
🔸🔸 ابهام در تعریف "هیچ"
ویلیامز استدلال میکند که تعبیر کراوس از "هیچ" با تعریف فلسفی آن متفاوت است و حتی با اصول اولیه منطق و علم فیزیک در تناقض است و عملاً از "چیزی" (مانند میدانهای کوانتومی یا ذرات مجازی) بهعنوان "هیچ" یاد کرده است. ویلیامز نقد خود را بر این اساس استوار میکند که آنچه کراوس بهعنوان "هیچ" معرفی میکند، در واقع ترکیبی از پدیدههای فیزیکی موجود است و نه عدم مطلق.
🔸🔸 غفلت از مباحث فلسفی
کراوس، فلسفه را بیارزش دانسته و مدعی است که علم بهتنهایی میتواند پاسخ تمام سوالات از جمله منشاء جهان را بدهد. ویلیامز این دیدگاه را نقد کرده و اهمیت تعامل فلسفه و علم را یادآور میشود.
🔸🔸 ضعف در مبانی علمی
ویلیامز همچنین به محدودیتهای مدل کوانتومی کراوس برای توضیح منشاء جهان اشاره میکند و نشان میدهد که این مدل به زمان، مکان و قوانین فیزیکی وابسته است.
🔶 مقاله نتیجه میگیرد که استدلالهای کراوس برای رد نیاز به خداوند در آفرینش جهان، ناکافی است و تعریف او از "هیچ" نمیتواند بهعنوان جایگزینی برای مفاهیم سنتی خداوند یا آفرینش از عدم پذیرفته شود.
📌 این مقاله به دلیل نقدهای دقیق علمی و فلسفی خود، توجه گستردهای در محافل آکادمیک و عمومی به خود جلب کرده است.
📰 پیشنهاد مطالعه
در سال 2012 نقدهای مشابهی توسط دیوید آلبرت، فیزیکدان نظری، تحت عنوان On the Origin of Everything در نیویورک تایمز منتشر شد که همین مسائل را از دیدگاه علمی بررسی کرده است.
🔸🔸 معرفی: امین خداپرست
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
➖➖➖➖
💟 Theism.school
🆔 Theismschool
👏3❤1
Forwarded from نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
🔸نیکُلا بورباکی نام مستعار گروهی از ریاضیدانان عمدتاً فرانسوی است که از سال ۱۹۳۵ به بعد کتابهایی در ریاضیات پیشرفته نوشتند.
با هدف بنیان نهادن ریاضیات بر نظریه مجموعهها، تلاش اصلی گروه دست یافتن به دقت و کلیت بود. در حالی که کسی با اسم نیکلا بورباکی وجود ندارد، این گروه در اکول نرمال سوپریور دارای دفتر است.
روایات از چگونگی پیدایش اولیه گروه متفاوت است. بنیانگذاران آن، همگی با اکول نرمال مرتبط بودند و شامل هانری کارتان، کلود شِوالی، ژان کولُن، ژان دلسارت، ژان دیودونه، شارل اِرِسمان، رنه د-پُسِل، سولم مندلبرو و آندره ویل بودند. اولین نشست آنها یک جلسه مقدماتی در اواخر سال ۱۹۳۴ بود. هدف اولیه گروه ارائه متون بهتر تحلیل ریاضی بود، اما به زودی به این نتیجه رسیدند که کار گستردهتری دربارهٔ تمام ریاضیات ضرورت دارد. گروه هیچ فرایند رسمی عضویتی نداشت و کاملاً سری بود. آنها ملاقاتهای مرتبی، هر چهار هفته یکبار، داشتند که در هر نشست خط به خط کتابهای نوشته شدهشان را بررسی میکردند. اعضای گروه در سن ۵۰ سالگی مجبور به کنارهگیری میشدند.
#تاریخریاضیات
#فلسفهریاضیات
@multidisciplinarymedia
با هدف بنیان نهادن ریاضیات بر نظریه مجموعهها، تلاش اصلی گروه دست یافتن به دقت و کلیت بود. در حالی که کسی با اسم نیکلا بورباکی وجود ندارد، این گروه در اکول نرمال سوپریور دارای دفتر است.
روایات از چگونگی پیدایش اولیه گروه متفاوت است. بنیانگذاران آن، همگی با اکول نرمال مرتبط بودند و شامل هانری کارتان، کلود شِوالی، ژان کولُن، ژان دلسارت، ژان دیودونه، شارل اِرِسمان، رنه د-پُسِل، سولم مندلبرو و آندره ویل بودند. اولین نشست آنها یک جلسه مقدماتی در اواخر سال ۱۹۳۴ بود. هدف اولیه گروه ارائه متون بهتر تحلیل ریاضی بود، اما به زودی به این نتیجه رسیدند که کار گستردهتری دربارهٔ تمام ریاضیات ضرورت دارد. گروه هیچ فرایند رسمی عضویتی نداشت و کاملاً سری بود. آنها ملاقاتهای مرتبی، هر چهار هفته یکبار، داشتند که در هر نشست خط به خط کتابهای نوشته شدهشان را بررسی میکردند. اعضای گروه در سن ۵۰ سالگی مجبور به کنارهگیری میشدند.
#تاریخریاضیات
#فلسفهریاضیات
@multidisciplinarymedia
👍5👏1
🔺📢کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢
📚پژوهشهایی جالب، معتبر و داوریهمتاشده در رابطه با رابطه #حضور_مذهبی و #سخاوتمندی
📌مقدمه:
آیا حضور در مراسم مذهبی میتواند بر روحیهی سخاوت و نوعدوستی افراد تأثیر بگذارد؟ پژوهشهای چند دههی اخیر نشان میدهند که رابطهای پیچیده و جالب بین فعالیتهای مذهبی سازمانیافته و رفتارهای سخاوتمندانه وجود دارد. برخلاف تصور رایج، این ارتباط تنها به باورهای فردی محدود نمیشود، بلکه حضور فیزیکی و مشارکت در مراسم جمعی —صرف نظر از دین یا مذهب خاص—نقشی کلیدی در تقویت انگیزههای نوعدوستانه ایفا میکند. از کمک به غریبهها تا مشارکت در امور خیریه، دادههای جهانی حاکی از آن است که افراد مرتبط با نهادهای مذهبی، بهطور میانگین، سهم بیشتری در بهبود جامعه دارند.
اما این رابطه چگونه شکل میگیرد؟ آیا تصورات افراد از مفاهیم دینی—مانند ویژگیهای خدا—بر جهتگیری کمکهای آنان تأثیر میگذارد؟ یا کاهش تاریخی حضور مذهبی در جوامعی مانند آمریکا، میتواند پیامدهایی برای فرهنگ مشارکت مدنی داشته باشد؟ این مطلب با استناد به پژوهشهای معتبر بینالمللی، از گالوپ تا مطالعات جامعهشناسی اخیر، به واکاوی این پرسشها میپردازد و نقش تعاملات فرهنگی، سوگیریهای گزارششده، و تناقضات دروندینی را نیز بررسی میکند. همراه باشید تا دریابیم چرا حضور در مراسم مذهبی، گاهی حتی از باورهای عمیق دینی هم تأثیرگذارتر است!
📌۱. مقاله مؤسسه جهانی گالوپ در سال (۲۰۰۹) اعلام کرد که "حضور مذهبی با سخاوتمندی جهانی مرتبط است". این مطالعه مبتنی بر دادههای جمعآوریشده از ۱۴۵ کشور بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ نشان میدهد افرادی که در مراسم مذهبی شرکت میکنند —صرفنظر از وابستگی دینی—نسبت به دیگران سخاوتمندتر هستند. این سخاوتمندی شامل اهدای پول به خیریه، داوطلب شدن در سازمانها، و کمک به غریبهها میشود. از جمله نکات کلیدی میتوان به تفاوت بین شرکتکنندگان و غیرشرکتکنندگان اشاره کرد. حتی در میان افراد #غیرمذهبی، آنهایی که در هفته گذشته در مراسم مذهبی حضور داشتند، نرخ کمکرسانی بالاتری داشتند. مسئله بعدی تأثیر نهادهای مذهبی میباشد. ساختار سازمانی ادیان، امکان مشارکت جمعی و اقدامات مشترک را فراهم میکند، که ممکن است نقش کلیدی در تشویق رفتارهای سخاوتمندانه داشته باشد. موضوع بعدی اهمیت #حضور نسبت به صرف #اعتقادات است. درواقع "تفاوت" در نرخ کمکرسانی بین افرادی که دین برایشان مهم است و دیگرانی که دین چندان برایشان مهم نبوده است، بسیار کمتر از "تفاوت" بین شرکتکنندگان و غیرشرکتکنندگان در مراسم مذهبی است. [1]
📌۲. محققان در سال (۲۰١٩) از پژوهشی مهم رونمایی کردند که "مطالعات نشان میدهد افراد مذهبی بیشتر به خیریه کمک میکنند". این مقاله به پژوهشی اشاره میکند که روی ۳۱۱ مسیحی آمریکایی انجام شد و نشان داد افراد مذهبی بیشتر به سازمانهای مرتبط با دین خود (مانند کلیساها) کمک میکنند، اما این تمایل تحت تأثیر تصور آنها از خداوند قرار میگیرد. شرکتکنندگانی که تصور سنتیتری از خدا داشتند (مانند خدایی قضاوتگر)، با افزایش حضور در مراسم مذهبی، کمک بیشتری به سازمانهای برونگروهی (مانند خیریههای اسلامی یا سکولار) نشان دادند. مفاهیم اخلاقی مانند "انصاف" و "تلافی" (Fairness/Reciprocity) به عنوان واسطههای ارتباط بین حضور مذهبی و جهتگیری کمکها شناسایی شدند. [2]
📌۳. پژوهشگران در سال (۲۰٢٠) اذعان داشتند "دین مردم را سخاوتمندتر میکند". این مقاله بر پایه دادههای گالوپ و سایر مطالعات اجتماعی ادعا میکند که تعالیم مذهبی —مانند کمک به فقرا— میتواند رفتارهای سخاوتمندانه را در زندگی روزمره تقویت کند. از جمله مهمترین یافتههای کلیدی این تحقیق، تأثیر آموزشهای دینی است. ادیان اغلب بر کمک به نیازمندان تأکید دارند، که ممکن است مشارکت در امور خیریه را به یک هنجار اجتماعی تبدیل کند. البته اگرچه همه ادیان اصلی (مسیحیت، اسلام، بودیسم و امثالهم) با افزایش سخاوتمندی مرتبط هستند، اما شدت این رابطه بسته به فرهنگ و ساختار نهادهای مذهبی متفاوت است. صرف اعتقاد به دین کافی نیست؛ مشارکت فعال در مراسم مذهبی عاملی تعیینکننده در افزایش رفتارهای نوعدوستانه است. [3]
ادامه دارد .....
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
📚پژوهشهایی جالب، معتبر و داوریهمتاشده در رابطه با رابطه #حضور_مذهبی و #سخاوتمندی
📌مقدمه:
آیا حضور در مراسم مذهبی میتواند بر روحیهی سخاوت و نوعدوستی افراد تأثیر بگذارد؟ پژوهشهای چند دههی اخیر نشان میدهند که رابطهای پیچیده و جالب بین فعالیتهای مذهبی سازمانیافته و رفتارهای سخاوتمندانه وجود دارد. برخلاف تصور رایج، این ارتباط تنها به باورهای فردی محدود نمیشود، بلکه حضور فیزیکی و مشارکت در مراسم جمعی —صرف نظر از دین یا مذهب خاص—نقشی کلیدی در تقویت انگیزههای نوعدوستانه ایفا میکند. از کمک به غریبهها تا مشارکت در امور خیریه، دادههای جهانی حاکی از آن است که افراد مرتبط با نهادهای مذهبی، بهطور میانگین، سهم بیشتری در بهبود جامعه دارند.
اما این رابطه چگونه شکل میگیرد؟ آیا تصورات افراد از مفاهیم دینی—مانند ویژگیهای خدا—بر جهتگیری کمکهای آنان تأثیر میگذارد؟ یا کاهش تاریخی حضور مذهبی در جوامعی مانند آمریکا، میتواند پیامدهایی برای فرهنگ مشارکت مدنی داشته باشد؟ این مطلب با استناد به پژوهشهای معتبر بینالمللی، از گالوپ تا مطالعات جامعهشناسی اخیر، به واکاوی این پرسشها میپردازد و نقش تعاملات فرهنگی، سوگیریهای گزارششده، و تناقضات دروندینی را نیز بررسی میکند. همراه باشید تا دریابیم چرا حضور در مراسم مذهبی، گاهی حتی از باورهای عمیق دینی هم تأثیرگذارتر است!
📌۱. مقاله مؤسسه جهانی گالوپ در سال (۲۰۰۹) اعلام کرد که "حضور مذهبی با سخاوتمندی جهانی مرتبط است". این مطالعه مبتنی بر دادههای جمعآوریشده از ۱۴۵ کشور بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ نشان میدهد افرادی که در مراسم مذهبی شرکت میکنند —صرفنظر از وابستگی دینی—نسبت به دیگران سخاوتمندتر هستند. این سخاوتمندی شامل اهدای پول به خیریه، داوطلب شدن در سازمانها، و کمک به غریبهها میشود. از جمله نکات کلیدی میتوان به تفاوت بین شرکتکنندگان و غیرشرکتکنندگان اشاره کرد. حتی در میان افراد #غیرمذهبی، آنهایی که در هفته گذشته در مراسم مذهبی حضور داشتند، نرخ کمکرسانی بالاتری داشتند. مسئله بعدی تأثیر نهادهای مذهبی میباشد. ساختار سازمانی ادیان، امکان مشارکت جمعی و اقدامات مشترک را فراهم میکند، که ممکن است نقش کلیدی در تشویق رفتارهای سخاوتمندانه داشته باشد. موضوع بعدی اهمیت #حضور نسبت به صرف #اعتقادات است. درواقع "تفاوت" در نرخ کمکرسانی بین افرادی که دین برایشان مهم است و دیگرانی که دین چندان برایشان مهم نبوده است، بسیار کمتر از "تفاوت" بین شرکتکنندگان و غیرشرکتکنندگان در مراسم مذهبی است. [1]
📌۲. محققان در سال (۲۰١٩) از پژوهشی مهم رونمایی کردند که "مطالعات نشان میدهد افراد مذهبی بیشتر به خیریه کمک میکنند". این مقاله به پژوهشی اشاره میکند که روی ۳۱۱ مسیحی آمریکایی انجام شد و نشان داد افراد مذهبی بیشتر به سازمانهای مرتبط با دین خود (مانند کلیساها) کمک میکنند، اما این تمایل تحت تأثیر تصور آنها از خداوند قرار میگیرد. شرکتکنندگانی که تصور سنتیتری از خدا داشتند (مانند خدایی قضاوتگر)، با افزایش حضور در مراسم مذهبی، کمک بیشتری به سازمانهای برونگروهی (مانند خیریههای اسلامی یا سکولار) نشان دادند. مفاهیم اخلاقی مانند "انصاف" و "تلافی" (Fairness/Reciprocity) به عنوان واسطههای ارتباط بین حضور مذهبی و جهتگیری کمکها شناسایی شدند. [2]
📌۳. پژوهشگران در سال (۲۰٢٠) اذعان داشتند "دین مردم را سخاوتمندتر میکند". این مقاله بر پایه دادههای گالوپ و سایر مطالعات اجتماعی ادعا میکند که تعالیم مذهبی —مانند کمک به فقرا— میتواند رفتارهای سخاوتمندانه را در زندگی روزمره تقویت کند. از جمله مهمترین یافتههای کلیدی این تحقیق، تأثیر آموزشهای دینی است. ادیان اغلب بر کمک به نیازمندان تأکید دارند، که ممکن است مشارکت در امور خیریه را به یک هنجار اجتماعی تبدیل کند. البته اگرچه همه ادیان اصلی (مسیحیت، اسلام، بودیسم و امثالهم) با افزایش سخاوتمندی مرتبط هستند، اما شدت این رابطه بسته به فرهنگ و ساختار نهادهای مذهبی متفاوت است. صرف اعتقاد به دین کافی نیست؛ مشارکت فعال در مراسم مذهبی عاملی تعیینکننده در افزایش رفتارهای نوعدوستانه است. [3]
ادامه دارد .....
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
📢🔺 کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
👍1🔥1
Science and Religion
🔺📢کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢 📚پژوهشهایی جالب، معتبر و داوریهمتاشده در رابطه با رابطه #حضور_مذهبی و #سخاوتمندی 📌مقدمه: آیا حضور در مراسم مذهبی میتواند بر روحیهی سخاوت و نوعدوستی افراد تأثیر بگذارد؟ پژوهشهای چند دههی اخیر نشان میدهند…
📘تحلیل جامع و نکات تکمیلی از سایر منابع:📘
📌۱. روند تاریخی حضور مذهبی:
در ایالات متحده، حضور کاتولیکها در مراسم مذهبی از ۷۵٪ در دهه ۱۹۵۰ به ۴۵٪ در دهه ۲۰۰۰ کاهش یافت، درحالیکه این رقم برای پروتستانها ثابت باقی ماند. بااینحال، تا سال ۲۰۲۳، تنها ۳۲٪ از آمریکاییها گزارش دادند که در هفته گذشته در مراسم مذهبی شرکت کردهاند. [5]
📌۲. سوگیری در گزارشها:
مطالعات متأخر نشان میدهند که نرخ واقعی حضور مذهبی ممکن است به دلیلِ تمایل به پاسخهای اجتماعيپسندانه، کمتر از آمارهای سنتی قبلی باشد. برای مثال، وقتی از افراد پرسیده میشود "دیروز به کلیسا رفتید؟"، نرخ گزارششده به ۲۲٪ کاهش مییابد. [4]
📌۳. تفاوتهای جهانی:
در آمریکای لاتین، سازمانهای محلی مبتنی بر سنتهای بومی (مانند «آیو» در پرو) نقش مهمی در کمکهای جمعی ایفا میکنند، که نشاندهنده تعامل پیچیده بین مذهب، فرهنگ، و سخاوتمندی است. در خاورمیانه، مفاهیم سنتی مانند «زکات» در اسلام به طور مستقیم به رفتارهای نوعدوستانه دامن میزنند.
📌۴. انتقادات و محدودیتها:
کمکهای مذهبی ممکن است بیشتر متمرکز بر درونگروهها باشد و به حاشیهسازی برخی جوامع بینجامد. برخی مطالعات اشاره میکنند که کاهش وابستگی مذهبی در اروپا و آمریکای شمالی ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر نرخ مشارکت مدنی و خیریهها داشته باشد. [2], [3]
📌نتیجهگیری:
این تحقیقات نشان میدهند که حضور در مراسم مذهبی —به عنوان یک فعالیت اجتماعی و سازمانیافته— نقش مهمی در تقویت رفتارهای #سخاوتمندانه ایفا میکند. بااینحال، این رابطه تحت تأثیر عوامل متعددی مانند تصور افراد از خدا، فرهنگ محلی، و ساختار نهادهای مذهبی قرار دارد. برای درک کاملتر، مطالعات آینده نیازمند بررسی تعاملات پیچیده بین مذهب، اخلاق، و جامعهشناسی هستند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
📌۱. روند تاریخی حضور مذهبی:
در ایالات متحده، حضور کاتولیکها در مراسم مذهبی از ۷۵٪ در دهه ۱۹۵۰ به ۴۵٪ در دهه ۲۰۰۰ کاهش یافت، درحالیکه این رقم برای پروتستانها ثابت باقی ماند. بااینحال، تا سال ۲۰۲۳، تنها ۳۲٪ از آمریکاییها گزارش دادند که در هفته گذشته در مراسم مذهبی شرکت کردهاند. [5]
📌۲. سوگیری در گزارشها:
مطالعات متأخر نشان میدهند که نرخ واقعی حضور مذهبی ممکن است به دلیلِ تمایل به پاسخهای اجتماعيپسندانه، کمتر از آمارهای سنتی قبلی باشد. برای مثال، وقتی از افراد پرسیده میشود "دیروز به کلیسا رفتید؟"، نرخ گزارششده به ۲۲٪ کاهش مییابد. [4]
📌۳. تفاوتهای جهانی:
در آمریکای لاتین، سازمانهای محلی مبتنی بر سنتهای بومی (مانند «آیو» در پرو) نقش مهمی در کمکهای جمعی ایفا میکنند، که نشاندهنده تعامل پیچیده بین مذهب، فرهنگ، و سخاوتمندی است. در خاورمیانه، مفاهیم سنتی مانند «زکات» در اسلام به طور مستقیم به رفتارهای نوعدوستانه دامن میزنند.
📌۴. انتقادات و محدودیتها:
کمکهای مذهبی ممکن است بیشتر متمرکز بر درونگروهها باشد و به حاشیهسازی برخی جوامع بینجامد. برخی مطالعات اشاره میکنند که کاهش وابستگی مذهبی در اروپا و آمریکای شمالی ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر نرخ مشارکت مدنی و خیریهها داشته باشد. [2], [3]
📌نتیجهگیری:
این تحقیقات نشان میدهند که حضور در مراسم مذهبی —به عنوان یک فعالیت اجتماعی و سازمانیافته— نقش مهمی در تقویت رفتارهای #سخاوتمندانه ایفا میکند. بااینحال، این رابطه تحت تأثیر عوامل متعددی مانند تصور افراد از خدا، فرهنگ محلی، و ساختار نهادهای مذهبی قرار دارد. برای درک کاملتر، مطالعات آینده نیازمند بررسی تعاملات پیچیده بین مذهب، اخلاق، و جامعهشناسی هستند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
📢🔺 کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
👍2
Science and Religion
📘تحلیل جامع و نکات تکمیلی از سایر منابع:📘 📌۱. روند تاریخی حضور مذهبی: در ایالات متحده، حضور کاتولیکها در مراسم مذهبی از ۷۵٪ در دهه ۱۹۵۰ به ۴۵٪ در دهه ۲۰۰۰ کاهش یافت، درحالیکه این رقم برای پروتستانها ثابت باقی ماند. بااینحال، تا سال ۲۰۲۳، تنها ۳۲٪ از آمریکاییها…
منابع:
١. Religious Attendance Relates to Generosity Worldwide.
Religious and the secular more charitable if they attend services. SEPTEMBER 4, 2009.
BY BUSTER G. SMITH AND RODNEY STARK.
https://news.gallup.com/poll/122807/religious-attendance-relates-generosity-worldwide.aspx
٢. Shepherd, A.M., Schnitker, S.A. & Greenway, T.S. Religious Service Attendance, Moral Foundations, God Concept, and In-Group Giving: Testing Moderated Mediation. Rev Relig Res 61, 301–322 (2019). https://doi.org/10.1007/s13644-019-00384-z
٣. Herzog, P.S.; Strohmeier, A.; King, D.P.; Khader, R.A.; Williams, A.L.; Goodwin, J.L.; Doan, D.R.H.; Moyo, B. Religiosity and Generosity: Multi-Level Approaches to Studying the Religiousness of Prosocial Actions. Religions 2020, 11, 446. https://doi.org/10.3390/rel11090446
۴. The Prevalence of Religious Service Attendance in America: A Review and Meta-Analysis. Chad S. Briggs, Southern Illinois University Carbondale.
https://opensiuc.lib.siu.edu/dissertations/1453/
۵. Church-Going Among U.S. Catholics Slides to Tie Protestants. By Lydia Saad. Gallup. April 9, 2009.
https://www.bishop-accountability.org/news2009/03_04/2009_04_09_Saad_ChurchGoing.htm
Religion:
https://news.gallup.com/poll/1690/religion.aspx
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
١. Religious Attendance Relates to Generosity Worldwide.
Religious and the secular more charitable if they attend services. SEPTEMBER 4, 2009.
BY BUSTER G. SMITH AND RODNEY STARK.
https://news.gallup.com/poll/122807/religious-attendance-relates-generosity-worldwide.aspx
٢. Shepherd, A.M., Schnitker, S.A. & Greenway, T.S. Religious Service Attendance, Moral Foundations, God Concept, and In-Group Giving: Testing Moderated Mediation. Rev Relig Res 61, 301–322 (2019). https://doi.org/10.1007/s13644-019-00384-z
٣. Herzog, P.S.; Strohmeier, A.; King, D.P.; Khader, R.A.; Williams, A.L.; Goodwin, J.L.; Doan, D.R.H.; Moyo, B. Religiosity and Generosity: Multi-Level Approaches to Studying the Religiousness of Prosocial Actions. Religions 2020, 11, 446. https://doi.org/10.3390/rel11090446
۴. The Prevalence of Religious Service Attendance in America: A Review and Meta-Analysis. Chad S. Briggs, Southern Illinois University Carbondale.
https://opensiuc.lib.siu.edu/dissertations/1453/
۵. Church-Going Among U.S. Catholics Slides to Tie Protestants. By Lydia Saad. Gallup. April 9, 2009.
https://www.bishop-accountability.org/news2009/03_04/2009_04_09_Saad_ChurchGoing.htm
Religion:
https://news.gallup.com/poll/1690/religion.aspx
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Gallup
Religious Attendance Relates to Generosity Worldwide
Gallup data collected worldwide and across all the major world religions reveal that religious attendance is associated with more generous behavior, even for those unaffiliated with a particular religion. The importance of religion in one’s life has much…
👍2
Forwarded from مجله موازی
🔰دیدگاه ایده آلیستی پس از مرگ برناردو کستروپ
#مقاله #ایدهآلیسم_تحلیلی
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
برای ارائه حدسهای آگاهانه درباره آنچه پس از مرگ جسمانی برای آگاهی رخ میدهد، ابتدا باید درکی از رابطه بین بدن و آگاهی در طول حیات داشته باشیم. این رابطه، طبیعتاً بازتابی از یک هستیشناسی است. در این مقاله کوتاه، اعتبار هر دو هستیشناسی فیزیکالیسم و دوگانهانگاری در پرتو نتایج تجربی اخیر در فیزیک بررسی میشود. سپس هستیشناسی جایگزین ایدهآلیسم مورد بحث قرار میگیرد که نه تنها با شواهد تجربی موجود سازگار است، بلکه از مشکلات کمبودِ پارسیمونی (بهینگی در فرضیات) و قدرت تبیین محدود فیزیکالیسم و دوگانهانگاری فراتر میرود. ایدهآلیسم به شیوهای ظریف حقایق بنیادی واقعیت را توضیح میدهد، مانند همبستگی فعالیت مغز با تجربه درونی، اشتراک ظاهری جهان یکسان توسط همه انسانها و ناتوانی ما در تغییر قوانین طبیعت به میل خود. اگر ایدهآلیسم درست باشد، نتیجه این است که به جای نابودی، زندگی آگاهانه درونی پس از مرگ جسمانی گسترش مییابد. این پیشبینی به صورت غیرمستقیم اما معنادار در گزارشهای تجربههای نزدیک به مرگ (NDEs) و حالات سایکدلیکها تأیید میشود که هر دو میتوانند نگاهی اجمالی به مراحل اولیه فرآیند مرگ باشند.🌐👈خواندن ادامه مقاله در وبسایت موازی
#مقاله #ایدهآلیسم_تحلیلی
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
نظریه تکامل، آغاز حیات، فیزیک کوانتومی و ...
دیدگاه ایدهآلیستی از آگاهی پس از مرگ برناردو کاستروپ
برای ارائه حدسهای آگاهانه درباره آنچه پس از مرگ جسمانی برای آگاهی رخ میدهد، باید درکی از رابطه بین بدن و آگاهی در طول حیات داشته باشیم.
Forwarded from مجله موازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان زندگی فرانسیس کالینز، از خداناباوری تا خداباوری
- برشی از سخنرانی جایزه تمپلتون ۲۰۲۰
#علم_و_دین
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
- برشی از سخنرانی جایزه تمپلتون ۲۰۲۰
فرانسیس کالینز (متولد ۱۴ آوریل ۱۹۵۰) زیستشناس و ژنتیکدانی برجسته است که به خاطر نقش کلیدیاش در پروژه ژنوم انسان شناخته میشود. او پس از تحصیل در رشته شیمی در دانشگاه ویرجینیا و اخذ دکترا در شیمیفیزیک از دانشگاه ییل، به پزشکی روی آورد و مدرک پزشکی خود را از دانشگاه کارولینای شمالی دریافت کرد. کالینز در دهه ۱۹۸۰ با کشف ژنهای مرتبط با بیماریهایی مثل سیستیک فیبروزیس و هانتینگتون به شهرت رسید و بعدها از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ مدیریت موسسه ملی تحقیقات ژنوم انسانی را بر عهده گرفت. او در این مدت پروژه ژنوم انسان را هدایت کرد که یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی قرن بیستم محسوب میشود.
کالینز از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱ به عنوان رئیس موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) خدمت کرد و در این دوره بر پژوهشهای مرتبط با بیماریهای همهگیر، از جمله کووید-۱۹، نظارت داشت. او جوایز متعددی از جمله مدال ملی علوم آمریکا را دریافت کرده و به عنوان یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان عصر حاضر شناخته میشود.
#علم_و_دین
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
👍5👌1
نقد منطقی و مودبانه به دیدگاه داوکینز درباره اخلاق تکاملی
ریچارد داوکینز در کتاب ژن خودخواه تلاش میکند تا اخلاق انسانی را کاملاً در چارچوب تکامل زیستی و انتخاب طبیعی تفسیر کند. اما این دیدگاه، با وجود جذابیت ظاهری، از چندین جنبه منطقی و فلسفی نقص جدی دارد که در ادامه بررسی میکنیم.
۱. اخلاق ≠ غریزه حیوانی
داوکینز سعی میکند اخلاق را صرفاً ادامهی تکامل تدریجی رفتارهای حیوانات بداند. اما اینجا یک مغالطه رخ داده است:
✅ رفتارهای همکارانه در حیوانات ≠ اخلاق انسانی
حیوانات ممکن است رفتارهایی داشته باشند که از بیرون شبیه به "اخلاقی بودن" به نظر برسد (مثل مراقبت از فرزندان یا همکاری گروهی).
اما این رفتارها صرفاً غریزی هستند و از آگاهی اخلاقی ناشی نمیشوند.
یک گرگ ممکن است در یک گروه همکاری کند، ولی این همکاری از نوعی قرارداد اخلاقی یا درک مفاهیم خیر و شر نیست.
یک کوسه ممکن است به طعمه حمله کند، ولی کسی آن را "غیراخلاقی" نمینامد، چون فاقد انتخاب آگاهانه است.
پس اینکه بگوییم "چون حیوانات رفتارهای بهظاهر اخلاقی دارند، پس اخلاق انسانی هم همان فرایند زیستی است"، یک اشتباه قیاسی است.
۲. آیا "تکامل" میتواند معیار اخلاقی باشد؟
داوکینز میگوید که رفتارهای اخلاقی در انسان صرفاً محصول انتخاب طبیعی هستند و این ویژگیها به بقای ژنها کمک کردهاند. اما این استدلال، مشکل مهمی دارد:
✅ "اخلاقی بودن" یک عمل، با "مفید بودن برای بقا" یکسان نیست.
اگر اخلاق فقط برای بقا باشد، پس هیچ دلیل مطلقی برای درستی یا نادرستی رفتارها وجود ندارد.
بهعنوان مثال، فرض کنیم قتل عام یک گروه انسانی باعث افزایش بقا و رفاه یک گروه دیگر شود. آیا در این صورت، آن قتلعام "اخلاقی" خواهد بود؟
در تاریخ، گاهی گروههایی که ظلم کردهاند، بقای بیشتری داشتهاند. آیا این به معنای درست بودن رفتارشان است؟
اگر بخواهیم از دیدگاه تکاملی نگاه کنیم، "اخلاق" هیچ معیاری مستقل از بقا ندارد و صرفاً یک ابزار سازگاری است. اما این دقیقاً نقطه ضعف این دیدگاه است، چون اخلاق نیازمند معیاری فراتر از "صرفاً مفید بودن برای ژنها" است.
۳. مشکل "نسبیگرایی اخلاقی" در دیدگاه داوکینز
داوکینز میگوید که چون تکامل تدریجی است، هیچ مرز مشخصی میان انسان و حیوان وجود ندارد، پس نباید تمایز مطلقی در اخلاق قائل شد.
اما این نتیجهگیری نادرست است چون:
✅ پیوستگی زیستی ≠ عدم وجود مرزهای واقعی در اخلاق
اگرچه تکامل تدریجی است، اما مرزهای واقعی و قابلتعریف در طبیعت وجود دارند.
رنگینکمان هیچ مرز مشخصی بین رنگها ندارد، ولی آیا این به این معنی است که قرمز و آبی تفاوتی ندارند؟
هیچ نقطه دقیقی وجود ندارد که بگوییم "اینجا حیوان تمام میشود و انسان آغاز میشود"، اما این به این معنی نیست که انسان و حیوان یکسان هستند.
در واقع، وجود پیوستگی در فرآیندها، به معنای عدم وجود تفاوتهای کیفی نیست.
۴. داوکینز نمیتواند توضیح دهد که چرا باید "اخلاقی" باشیم
حتی اگر بپذیریم که تکامل زیستی باعث شکلگیری برخی رفتارهای اخلاقی شده است، یک سوال اساسی باقی میماند:
✅ چرا ما باید اخلاقی رفتار کنیم؟
اگر اخلاق فقط یک "استراتژی بقا" باشد، پس هیچ دلیلی برای پایبندی به آن نداریم، مخصوصاً وقتی که نقض اخلاقی یک رفتار به نفع بقای ما باشد!
چرا باید از یک فرد ضعیف دفاع کنیم، وقتی که میتوانیم با حذف او منابع بیشتری داشته باشیم؟
چرا باید در شرایطی که پای هیچ منفعتی در میان نیست، فداکاری کنیم؟
در حالی که درک اخلاق انسانی مستلزم پذیرش اصولی است که فراتر از صرف "سازگاری ژنتیکی" باشد، دیدگاه داوکینز این بُعد را کاملاً نادیده میگیرد.
۵. آیا ژنها واقعاً ما را "برنامهریزی" میکنند؟
داوکینز میگوید که انسان فقط مطابق برنامهریزی ژنتیکی خود عمل میکند. اما این ادعا مخالف شواهد علمی درباره نقش اراده و آگاهی است:
✅ انسانها برخلاف حیوانات، قادر به تصمیمگیریهای آگاهانه هستند.
یک انسان میتواند بر خلاف تمایلات غریزی خود عمل کند، در حالی که حیوانات چنین کنترلی ندارند.
ژنها ممکن است برخی گرایشهای رفتاری را تحت تأثیر قرار دهند، اما انسانها قدرت انتخاب دارند، و این فراتر از تأثیر ژنتیک است.
بسیاری از رفتارهای اخلاقی انسانی بر اساس اصول و دلایل آگاهانه انجام میشوند، نه صرفاً برنامهریزی ژنتیکی.
پس "برنامهریزی ژنتیکی" یک مدل بسیار ناقص برای توضیح اخلاق انسانی است.
نتیجهگیری: چرا نظریه داوکینز نمیتواند اخلاق را توجیه کند؟
۱. مغالطهی قیاسی: اخلاق انسانی را نباید با رفتارهای حیوانی مقایسه کرد.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
ریچارد داوکینز در کتاب ژن خودخواه تلاش میکند تا اخلاق انسانی را کاملاً در چارچوب تکامل زیستی و انتخاب طبیعی تفسیر کند. اما این دیدگاه، با وجود جذابیت ظاهری، از چندین جنبه منطقی و فلسفی نقص جدی دارد که در ادامه بررسی میکنیم.
۱. اخلاق ≠ غریزه حیوانی
داوکینز سعی میکند اخلاق را صرفاً ادامهی تکامل تدریجی رفتارهای حیوانات بداند. اما اینجا یک مغالطه رخ داده است:
✅ رفتارهای همکارانه در حیوانات ≠ اخلاق انسانی
حیوانات ممکن است رفتارهایی داشته باشند که از بیرون شبیه به "اخلاقی بودن" به نظر برسد (مثل مراقبت از فرزندان یا همکاری گروهی).
اما این رفتارها صرفاً غریزی هستند و از آگاهی اخلاقی ناشی نمیشوند.
یک گرگ ممکن است در یک گروه همکاری کند، ولی این همکاری از نوعی قرارداد اخلاقی یا درک مفاهیم خیر و شر نیست.
یک کوسه ممکن است به طعمه حمله کند، ولی کسی آن را "غیراخلاقی" نمینامد، چون فاقد انتخاب آگاهانه است.
پس اینکه بگوییم "چون حیوانات رفتارهای بهظاهر اخلاقی دارند، پس اخلاق انسانی هم همان فرایند زیستی است"، یک اشتباه قیاسی است.
۲. آیا "تکامل" میتواند معیار اخلاقی باشد؟
داوکینز میگوید که رفتارهای اخلاقی در انسان صرفاً محصول انتخاب طبیعی هستند و این ویژگیها به بقای ژنها کمک کردهاند. اما این استدلال، مشکل مهمی دارد:
✅ "اخلاقی بودن" یک عمل، با "مفید بودن برای بقا" یکسان نیست.
اگر اخلاق فقط برای بقا باشد، پس هیچ دلیل مطلقی برای درستی یا نادرستی رفتارها وجود ندارد.
بهعنوان مثال، فرض کنیم قتل عام یک گروه انسانی باعث افزایش بقا و رفاه یک گروه دیگر شود. آیا در این صورت، آن قتلعام "اخلاقی" خواهد بود؟
در تاریخ، گاهی گروههایی که ظلم کردهاند، بقای بیشتری داشتهاند. آیا این به معنای درست بودن رفتارشان است؟
اگر بخواهیم از دیدگاه تکاملی نگاه کنیم، "اخلاق" هیچ معیاری مستقل از بقا ندارد و صرفاً یک ابزار سازگاری است. اما این دقیقاً نقطه ضعف این دیدگاه است، چون اخلاق نیازمند معیاری فراتر از "صرفاً مفید بودن برای ژنها" است.
۳. مشکل "نسبیگرایی اخلاقی" در دیدگاه داوکینز
داوکینز میگوید که چون تکامل تدریجی است، هیچ مرز مشخصی میان انسان و حیوان وجود ندارد، پس نباید تمایز مطلقی در اخلاق قائل شد.
اما این نتیجهگیری نادرست است چون:
✅ پیوستگی زیستی ≠ عدم وجود مرزهای واقعی در اخلاق
اگرچه تکامل تدریجی است، اما مرزهای واقعی و قابلتعریف در طبیعت وجود دارند.
رنگینکمان هیچ مرز مشخصی بین رنگها ندارد، ولی آیا این به این معنی است که قرمز و آبی تفاوتی ندارند؟
هیچ نقطه دقیقی وجود ندارد که بگوییم "اینجا حیوان تمام میشود و انسان آغاز میشود"، اما این به این معنی نیست که انسان و حیوان یکسان هستند.
در واقع، وجود پیوستگی در فرآیندها، به معنای عدم وجود تفاوتهای کیفی نیست.
۴. داوکینز نمیتواند توضیح دهد که چرا باید "اخلاقی" باشیم
حتی اگر بپذیریم که تکامل زیستی باعث شکلگیری برخی رفتارهای اخلاقی شده است، یک سوال اساسی باقی میماند:
✅ چرا ما باید اخلاقی رفتار کنیم؟
اگر اخلاق فقط یک "استراتژی بقا" باشد، پس هیچ دلیلی برای پایبندی به آن نداریم، مخصوصاً وقتی که نقض اخلاقی یک رفتار به نفع بقای ما باشد!
چرا باید از یک فرد ضعیف دفاع کنیم، وقتی که میتوانیم با حذف او منابع بیشتری داشته باشیم؟
چرا باید در شرایطی که پای هیچ منفعتی در میان نیست، فداکاری کنیم؟
در حالی که درک اخلاق انسانی مستلزم پذیرش اصولی است که فراتر از صرف "سازگاری ژنتیکی" باشد، دیدگاه داوکینز این بُعد را کاملاً نادیده میگیرد.
۵. آیا ژنها واقعاً ما را "برنامهریزی" میکنند؟
داوکینز میگوید که انسان فقط مطابق برنامهریزی ژنتیکی خود عمل میکند. اما این ادعا مخالف شواهد علمی درباره نقش اراده و آگاهی است:
✅ انسانها برخلاف حیوانات، قادر به تصمیمگیریهای آگاهانه هستند.
یک انسان میتواند بر خلاف تمایلات غریزی خود عمل کند، در حالی که حیوانات چنین کنترلی ندارند.
ژنها ممکن است برخی گرایشهای رفتاری را تحت تأثیر قرار دهند، اما انسانها قدرت انتخاب دارند، و این فراتر از تأثیر ژنتیک است.
بسیاری از رفتارهای اخلاقی انسانی بر اساس اصول و دلایل آگاهانه انجام میشوند، نه صرفاً برنامهریزی ژنتیکی.
پس "برنامهریزی ژنتیکی" یک مدل بسیار ناقص برای توضیح اخلاق انسانی است.
نتیجهگیری: چرا نظریه داوکینز نمیتواند اخلاق را توجیه کند؟
۱. مغالطهی قیاسی: اخلاق انسانی را نباید با رفتارهای حیوانی مقایسه کرد.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍9
۲. تناقض در معیار: داوکینز نمیتواند توضیح دهد که چرا "اخلاقی بودن" باید یک تعهد باشد.
۳. نقص در نسبیگرایی: پیوستگی تکاملی به معنای نبود تفاوتهای مطلق در اخلاق نیست.
4. عدم درک اراده و انتخاب: اخلاق انسانی وابسته به آگاهی است، نه صرفاً ژنتیک.
پس نظریهی داوکینز فرو میریزد، چون نمیتواند توضیح دهد که چرا اخلاقی بودن، چیزی بیش از یک استراتژی ژنتیکی است!
حالا اگر کسی هنوز معتقده که اخلاق فقط یه محصول فرعی از انتخاب طبیعی و بقاست، باید پاسخ بده که چرا "باید" اخلاقی باشیم، حتی وقتی که این کار علیه منفعت ژنتیکی ما باشه؟
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
۳. نقص در نسبیگرایی: پیوستگی تکاملی به معنای نبود تفاوتهای مطلق در اخلاق نیست.
4. عدم درک اراده و انتخاب: اخلاق انسانی وابسته به آگاهی است، نه صرفاً ژنتیک.
پس نظریهی داوکینز فرو میریزد، چون نمیتواند توضیح دهد که چرا اخلاقی بودن، چیزی بیش از یک استراتژی ژنتیکی است!
حالا اگر کسی هنوز معتقده که اخلاق فقط یه محصول فرعی از انتخاب طبیعی و بقاست، باید پاسخ بده که چرا "باید" اخلاقی باشیم، حتی وقتی که این کار علیه منفعت ژنتیکی ما باشه؟
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍9
ریاضی و جهان
ریاضی همان دستگاه شناخت منطقی ما است که برای توصیف هر چه دقیقتر مشاهدات ما بکار برده میشود. هر کجا که پدیدهای را تجزیه و تحلیل منطقی میکنیم و سعی میکنیم با دقت ، تمام اجزای آن و روابط بین اجزای آنرا مشخص کنیم، داریم آنرا مدلسازی ریاضی میکنیم یعنی ساختار ریاضی آنرا به دست میآوریم. از این بابت، ریاضی به دست آمده در این عملیات، شبیه کشف کردن است و ما ساختار ریاضی موجود در آن پدیده را مشخص کردهایم.
کل تاریخ ریاضی همین روند را طی کرده است و مفاهیم ریاضی با این شیوه به وجود آمدهاند. بنابر این از این نقطه نظر، ما ریاضی موجود در پدیدههای طبیعی که با آن مواجه بودهایم را کشف کردهایم و ریاضی امروز خود را ساختهایم!!!!
اما اگر جهان به گونه دیگری میبود، ریاضی امروز ما نیز به گونه دیگری میبود، چون ما آنچه را که در طبیعت مشاهده کردهایم با دستگاه منطقی خود توصیف کردهایم و دستگاه منطقی ما قابلیت آنرا را دارد هر جهان ممکن دیگری را هم توصیف کند. بنابراین ماهیت ریاضی ایجاد انواع ساختارهای منطقی ممکن است و اگر در ریاضی خالص باشیم میتوانیم غیر از ساختارهای ریاضی موجود انواع دیگری از ساختارهای دیگری را هم بسازیم و از این نظر، ریاضی، ساختن ذهنی انسان است!!!
بنابراین ، ریاضی در ماهیت اصلی خود یک قوه فهم کلیه جهانهای ممکن است و هر نوع ساختار منطقی را میتواند بسازد و از این نظر ریاضی، ساختن جهان فرضی و تصوری و ذهنی است. اما ما این قوه را برای فهم طبیعت بکار میبریم و ساختارهای مناسب توصیف طبیعت را بیرون میکشیم که میتوان گفت ساختارهای ریاضی موجود در طبیعت را کشف میکنیم و از این نظر ریاضی کشف کردنی است. در واقع یافتن ساختارهای ریاضی موجود در پدیدههای طبیعت، علم ریاضی امروز ما را تشکیل میدهند که به وجود آمدن آن با کشف ساختارهای ریاضی موجود در طبیعت انجام میشود.
این توضیح را هم باید بدهم که پدیدههایی که در طبیعت با آن مواجه هستیم در یک سطح قرار ندارند و برخی را مستقیما میتوانیم مشاهده کنیم مانند یک خانه که بکارگیری ریاضی در توصیف آن معادل کشیدن نقشه آن خانه روی کاغذ است. اما پدیدههای ژرفتری که به ساختار جهان در کل و در میکرو برمیگردد در مشاهده مستقیم ما نیستند و در اینجاست که تخیل ورزی و ابتکار و خلاقیت نظریه پردازی های فیزیکی را لازم دارد که حدس خود را به عنوان ساختار ریاضی جهان عرضه کند که معلوم هم نیست درست باشد چون مستقیما قابل مشاهده نیستند و فقط غیرمستقیم ازطریق نتایج در باره اعتبار آنها قضاوت میشود.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
ریاضی همان دستگاه شناخت منطقی ما است که برای توصیف هر چه دقیقتر مشاهدات ما بکار برده میشود. هر کجا که پدیدهای را تجزیه و تحلیل منطقی میکنیم و سعی میکنیم با دقت ، تمام اجزای آن و روابط بین اجزای آنرا مشخص کنیم، داریم آنرا مدلسازی ریاضی میکنیم یعنی ساختار ریاضی آنرا به دست میآوریم. از این بابت، ریاضی به دست آمده در این عملیات، شبیه کشف کردن است و ما ساختار ریاضی موجود در آن پدیده را مشخص کردهایم.
کل تاریخ ریاضی همین روند را طی کرده است و مفاهیم ریاضی با این شیوه به وجود آمدهاند. بنابر این از این نقطه نظر، ما ریاضی موجود در پدیدههای طبیعی که با آن مواجه بودهایم را کشف کردهایم و ریاضی امروز خود را ساختهایم!!!!
اما اگر جهان به گونه دیگری میبود، ریاضی امروز ما نیز به گونه دیگری میبود، چون ما آنچه را که در طبیعت مشاهده کردهایم با دستگاه منطقی خود توصیف کردهایم و دستگاه منطقی ما قابلیت آنرا را دارد هر جهان ممکن دیگری را هم توصیف کند. بنابراین ماهیت ریاضی ایجاد انواع ساختارهای منطقی ممکن است و اگر در ریاضی خالص باشیم میتوانیم غیر از ساختارهای ریاضی موجود انواع دیگری از ساختارهای دیگری را هم بسازیم و از این نظر، ریاضی، ساختن ذهنی انسان است!!!
بنابراین ، ریاضی در ماهیت اصلی خود یک قوه فهم کلیه جهانهای ممکن است و هر نوع ساختار منطقی را میتواند بسازد و از این نظر ریاضی، ساختن جهان فرضی و تصوری و ذهنی است. اما ما این قوه را برای فهم طبیعت بکار میبریم و ساختارهای مناسب توصیف طبیعت را بیرون میکشیم که میتوان گفت ساختارهای ریاضی موجود در طبیعت را کشف میکنیم و از این نظر ریاضی کشف کردنی است. در واقع یافتن ساختارهای ریاضی موجود در پدیدههای طبیعت، علم ریاضی امروز ما را تشکیل میدهند که به وجود آمدن آن با کشف ساختارهای ریاضی موجود در طبیعت انجام میشود.
این توضیح را هم باید بدهم که پدیدههایی که در طبیعت با آن مواجه هستیم در یک سطح قرار ندارند و برخی را مستقیما میتوانیم مشاهده کنیم مانند یک خانه که بکارگیری ریاضی در توصیف آن معادل کشیدن نقشه آن خانه روی کاغذ است. اما پدیدههای ژرفتری که به ساختار جهان در کل و در میکرو برمیگردد در مشاهده مستقیم ما نیستند و در اینجاست که تخیل ورزی و ابتکار و خلاقیت نظریه پردازی های فیزیکی را لازم دارد که حدس خود را به عنوان ساختار ریاضی جهان عرضه کند که معلوم هم نیست درست باشد چون مستقیما قابل مشاهده نیستند و فقط غیرمستقیم ازطریق نتایج در باره اعتبار آنها قضاوت میشود.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍3🤔1
آیا خداوند به کسی اهانت میکند؟
این سخن را از جانب آتئیست ها بسیار شنیدهایم که چرا خدا در قرآن به کافران اهانت میکند؟ اهانت کار خیلی بدی است!!!
اشتباه بزرگی که در این اظهارنظر وجود دارد عدم تشخیص جایگاه خداوندی و انسان و رابطه بین خدا و انسان است. در آتئیسم به دلیل فرض زیربنایی خود که خدایی وجود ندارد همه سخنان همتراز یکدیگرند و هر سخنی، از زبان انسانی بیرون آمده است. بنابراین وقتی با سخنی روبرو میشوند خود به خود فرض دارند انسانی روبروی آنها نشسته است و آن سخنان را به او میگوید.
وقتی دو انسان روبروی هم نشستهاند و با هم سخن میگویند اگر یکی فهم خود را بالاتر بگیرد و انتقادات شدیدی کند ( که حتی اگر درست باشند) طرف مقابل احساس میکند به او اهانت شده است و عملی ناپسند رخ داده است. در رابطه بین انسانها این نوع تفکر درست است و انسانها نباید نسبت به یکدیگر برتری بجویند ( حتی اگر این برتری وجود داشته باشد) اما در مورد خدا و انسان چنین فکری بی معناست!! خدا بر انسان آگاهی کامل دارد و سخنش با انسان برای برتری جویی نیست و وقتی انسانی خودش را در پرتگاه قرار داده باشد این، یک هشدار شدید برای تنبه است. مانند آنکه فردی مرغان خود را کیش کیش کند که وارد منطقه خاصی نشوند و مرغان بگویند صاحب آنها به آنها اهانت کرده است.
نهایتا، سخن گفتن غلیظ خدا با انسانهای به گمراهی رفته، معنای اهانت ندارد چون اصلا این مفهوم به عنوان رابطهای بین خدا و انسان معنایی ندارد . اهانت در رابطه بین انسانها معنا دارد که به وفور هم از طرفین نسبت به هم صادر میشود. از آتئیست متکبر تا مسلمان کم ظرفیت به سادگی این کار را انجام میدهند و هیچکدام از طرفین گمان نکنند از اینکار مبری هستند. آتئیست های نامحرم هم با این شعار که اهانت به اشخاص نمیکنند بلکه اهانت به عقاید و افکار میکنند و عقاید و افکار مقدس نیستند کار خود را توجیه میکنند.
بله، هر کس که خود و افکار خود را برتر بگیرد و طرف مقابل را سخت در گمراهی و ضلالت ببیند و هیچ مسیری برای تعامل نداشته باشد، جز اهانت و استهزاء کار دیگری نخواهد کرد. اما این مربوط به رابطه بین انسانها است ولی وقتی خدا با انسان سخن میگوید مطلب چیز دیگریست و اگر فردی خطاب قرآن به خودش را اهانتآمیز یافت یعنی غرق در تکبر است و به جای پند گرفتن و عمل کردن و اصلاح کردن خود ، دماغ خود را بالا گرفته است که به من اهانت شده است!!! کسی که مصداق اهانت خدا قرار گرفته باشد خود به خود از مقام انسانیت خلع شده است و به جای آن اعتراضات بهتر است برود تا ابد برای خودش گریه کند که از مقام انسانیت به حیوانیت نزول کرده است.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
این سخن را از جانب آتئیست ها بسیار شنیدهایم که چرا خدا در قرآن به کافران اهانت میکند؟ اهانت کار خیلی بدی است!!!
اشتباه بزرگی که در این اظهارنظر وجود دارد عدم تشخیص جایگاه خداوندی و انسان و رابطه بین خدا و انسان است. در آتئیسم به دلیل فرض زیربنایی خود که خدایی وجود ندارد همه سخنان همتراز یکدیگرند و هر سخنی، از زبان انسانی بیرون آمده است. بنابراین وقتی با سخنی روبرو میشوند خود به خود فرض دارند انسانی روبروی آنها نشسته است و آن سخنان را به او میگوید.
وقتی دو انسان روبروی هم نشستهاند و با هم سخن میگویند اگر یکی فهم خود را بالاتر بگیرد و انتقادات شدیدی کند ( که حتی اگر درست باشند) طرف مقابل احساس میکند به او اهانت شده است و عملی ناپسند رخ داده است. در رابطه بین انسانها این نوع تفکر درست است و انسانها نباید نسبت به یکدیگر برتری بجویند ( حتی اگر این برتری وجود داشته باشد) اما در مورد خدا و انسان چنین فکری بی معناست!! خدا بر انسان آگاهی کامل دارد و سخنش با انسان برای برتری جویی نیست و وقتی انسانی خودش را در پرتگاه قرار داده باشد این، یک هشدار شدید برای تنبه است. مانند آنکه فردی مرغان خود را کیش کیش کند که وارد منطقه خاصی نشوند و مرغان بگویند صاحب آنها به آنها اهانت کرده است.
نهایتا، سخن گفتن غلیظ خدا با انسانهای به گمراهی رفته، معنای اهانت ندارد چون اصلا این مفهوم به عنوان رابطهای بین خدا و انسان معنایی ندارد . اهانت در رابطه بین انسانها معنا دارد که به وفور هم از طرفین نسبت به هم صادر میشود. از آتئیست متکبر تا مسلمان کم ظرفیت به سادگی این کار را انجام میدهند و هیچکدام از طرفین گمان نکنند از اینکار مبری هستند. آتئیست های نامحرم هم با این شعار که اهانت به اشخاص نمیکنند بلکه اهانت به عقاید و افکار میکنند و عقاید و افکار مقدس نیستند کار خود را توجیه میکنند.
بله، هر کس که خود و افکار خود را برتر بگیرد و طرف مقابل را سخت در گمراهی و ضلالت ببیند و هیچ مسیری برای تعامل نداشته باشد، جز اهانت و استهزاء کار دیگری نخواهد کرد. اما این مربوط به رابطه بین انسانها است ولی وقتی خدا با انسان سخن میگوید مطلب چیز دیگریست و اگر فردی خطاب قرآن به خودش را اهانتآمیز یافت یعنی غرق در تکبر است و به جای پند گرفتن و عمل کردن و اصلاح کردن خود ، دماغ خود را بالا گرفته است که به من اهانت شده است!!! کسی که مصداق اهانت خدا قرار گرفته باشد خود به خود از مقام انسانیت خلع شده است و به جای آن اعتراضات بهتر است برود تا ابد برای خودش گریه کند که از مقام انسانیت به حیوانیت نزول کرده است.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍7❤1
دین داران برای چه چیزی زندگی میکنند ؟ معنای زندگی یک دیندار به چیست؟
آنچه میگویم به معنای آن نیست که هر دینداری اینگونه زندگی میکند بلکه به معنای آن است که زندگی با مرام دینداری چگونه است!!!
در تفکر دینداری، دنیا وسیعتر از دنیای فیزیکی است و دنیای فیزیکی خالقی دارد و آنرا هدفدار خلق کرده است و انسان دارای ماموریتی معین در زندگی است که باید این ماموریت را درک کند و به انجام برساند. زندگی آدم دیندار در سرگرمی به امور دنیا نباید بگذرد و هر عمل او باید هدفدار و در جهت انجام ماموریتش باشد.
اصلیترین ماموریت انسان دیندار رهیدن از هوی و هوس و خواستهای دنیویست. انسان دیندار مامور ساختن شخصیت خود است ، آن شخصیتی که هیچ خواستی نسبت به دنیا ندارد و عمل نمیکند به هیچ چیز ، مگر آنچیزی که خدا برای او پسند کرده است. رسیدن به چنین شخصیتی آسان نیست و بسیار زحمت باید کشید تا به آن رسید. و این است همان معنای آیه « جن و انسان را خلق نکردیم مگر برای عبادت خود»
رسیدن به این شخصیت است که پیروزی انسان بر شیطان در زمین است. آن پیروزی که دچار تکبر فهم بالای خود نشود و نشانههای خدا را ببیند و خدا را تأیید کند و حق او را اذعان کند، نه آنکه دماغ خود را بالا بگیرد و دنبال منم خودش برود. متاسفانه اینگونه افراد شکست خورده این مبارزه هستند و شیطان توانسته است معنای زندگی آنها برباید و آنها را در پوچی رها سازد یا به سرگرمی های حقیر این دنیا دلخوش کند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
آنچه میگویم به معنای آن نیست که هر دینداری اینگونه زندگی میکند بلکه به معنای آن است که زندگی با مرام دینداری چگونه است!!!
در تفکر دینداری، دنیا وسیعتر از دنیای فیزیکی است و دنیای فیزیکی خالقی دارد و آنرا هدفدار خلق کرده است و انسان دارای ماموریتی معین در زندگی است که باید این ماموریت را درک کند و به انجام برساند. زندگی آدم دیندار در سرگرمی به امور دنیا نباید بگذرد و هر عمل او باید هدفدار و در جهت انجام ماموریتش باشد.
اصلیترین ماموریت انسان دیندار رهیدن از هوی و هوس و خواستهای دنیویست. انسان دیندار مامور ساختن شخصیت خود است ، آن شخصیتی که هیچ خواستی نسبت به دنیا ندارد و عمل نمیکند به هیچ چیز ، مگر آنچیزی که خدا برای او پسند کرده است. رسیدن به چنین شخصیتی آسان نیست و بسیار زحمت باید کشید تا به آن رسید. و این است همان معنای آیه « جن و انسان را خلق نکردیم مگر برای عبادت خود»
رسیدن به این شخصیت است که پیروزی انسان بر شیطان در زمین است. آن پیروزی که دچار تکبر فهم بالای خود نشود و نشانههای خدا را ببیند و خدا را تأیید کند و حق او را اذعان کند، نه آنکه دماغ خود را بالا بگیرد و دنبال منم خودش برود. متاسفانه اینگونه افراد شکست خورده این مبارزه هستند و شیطان توانسته است معنای زندگی آنها برباید و آنها را در پوچی رها سازد یا به سرگرمی های حقیر این دنیا دلخوش کند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👍4👎1