Science and Religion – Telegram
Science and Religion
3.14K subscribers
385 photos
211 videos
246 files
807 links
🔷در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی آتئیسم و پرداختن به علم و فلسفه علم است.
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
Download Telegram
Science and Religion pinned «سلام و عرض ادب. بخشی از سخنان آقای زئوس در آخر کلیپ جدیدشان (شماره 347) در حیطه علم و کیهان شناسی را نقد میکنیم. ( ادامه در پست بعدی:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼) @ReligionandScience2021»
البته این کلیپ زئوس یک مشکل جدی دیگر هم دارد که مربوط به نابودی ذره و پادذره است. در این کلیپ زئوس مدعی می‌شود که ذره و پادذره همدیگر را حذف می‌کنند و تبدیل به هیچ می‌شوند. در واقع به نوعی انرژی ذره و پادذره را قرینه هم تصور می‌کند که جمع آنها صفر می‌شود !!!!

نمی‌دانم این غلط فیزیکی را از کجا می‌آورد، چون خودش فیزیکدان نیست و احتمالا از دیگران مانند علی نیری کمک می‌گیرد و حرف آنها را هم عوضی می‌فهمد و تحویل ما می‌دهد.

انرژی ذره و پاد ذره هر دو مثبت است و در برهمکنش با یکدیگر، هیچ نمی‌شوند و حداقل فوتون از خود به جای می‌گذارند. فقط در حالتی که ذره و پادذره، مجازی باشند و از نوسانات خلا ایجاد شده باشند و به طور موقت اصل بقای انرژی را نقص کرده باشند و حضور آنها موجب افزایش انرژی شده باشد، فقط در زمان کوتاهی حضور خواهند داشت و با حذف یکدیگر و حذف انرژی اضافی، حذف می‌شوند. به نظر می‌رسد زئوس متوجه این حالت خاص نشده است و خیلی ساده می‌گوید ذره و پادذره همدیگر را حذف می‌کنند و تبدیل به هیچ می‌شوند و به وجود آمدن جهان از هیچ را همینطور می‌فهمد که ذره و پادذره از هیچ ایجاد می‌شوند و برای خود در جهان می‌چرخند و در یک زمانی همدیگر را نابود می‌کنند و دوباره هیچ برقرار می‌شود !!!!

اما به دلیل عدم تقارن میزان ماده و پادماده، در کلیپ دیگری می‌گوید به دلیلی نامعلوم، پادماده حذف شده است و ماده باقی مانده است. کدام دلیل؟ تمسک به دلیل نامعلوم نامش علم است ؟؟ اگر قرار است به دلایل نامعلوم تمسک کنیم که هر کسی هر حرفی دلش بخواهد، می‌تواند بگوید.

👤دکتر ناصر بروجردیان
" چون پاسخهای ماتریالیستها نمیتواند یگانگی تجربه شده ما را توضیح دهد، من مجبورم یگانگی روح یا نفس را به یک خلقت روحی فوق طبیعی نسبت دهم. برای دادن یک توضیح به زبان الهیاتی میگویم هر روحی یک خلقت جدید الهی است که به جنین در حال رشد در مرحله‌ای بین حامله شدن و تولد افاضه میشود."

👤 جان اکلس-برنده نوبل فیزیولوژی و پزشکی

@ReligionandScience2021
«Consciousness Cannot Have Evolved, By Dr Bernardo Kastrup» IAI TV , MIND MATTERS


آگاهی پدیداری دو مؤلفه دارد:
1_دریافت داده‌ها {Data} از محیط و تبدیل یا ترجمه‌ی آن‌ها به کیفیات ذهنی یا کوآلیا {Qualia}:

مثلا دریافت فرکانسِ گل رُز «Rose» و تبدیل آن به سُرخی یا درک و تجربه‌ی سُرخی/قرمزی. تمام کیفیات در آگاهی ما ترجمه (Translate) می‌شوند! بله درست متوجه شدید، به طور مثال آگاهی است که می‌گوید فعل‌انفعالات و کنش‌واکنشهای الکتروشیمیایی X و Y و.... در مغز تبدیل/ترجمه بشود به حس درد، یا رنگ سبز و درک و تجربه‌ی سبزی، یا مفاهیمی همچون خُوش‌بویی و بَدبویی .... ما درواقع در طبیعت چیزی به نام کیفیت «Quality» نداریم و همه چیز کمیت «Quantity» است، آنچه تحت عنوان کیفیات می‌فهمیم یا درک می‌کنیم، نتیجه‌ی پروسه‌ی اطلاعاتی است که از طریق چشم (که گیرنده است) وارد مغز و نهایتاً مورد آنالیز، بررسی و ترجمه‌ی آگاهی پدیداری ما قرار می‌گیرد!

2_ مؤلفه دوم ، تکاملِ انسان:

آگاهی انسان مکانیزم تکامل انسان به والاترین موجود یا پَست‌ترین موجود است آن هم با دریافت دیتا یا داده‌های اخلاقی. خوب و بدها دیتا (Data) هستند و مکانیزم اختیار شما در آگاهی با انتخاب این "data" یا شما را پَست و حقیر می‌کند مثل برخی آتئیست‌ها یا خداگونه می‌کند مثل سالکان و عارفان.


واقعیت (Reality) چیست؟

آنچه که انسان هر روز مشاهده و تجربه می‌کند واقعیت است. درخت، گل، بلبل، کوه و..... تجارب انسان است که توسط قوای پنج‌گانه به عنوان داده یا دیتا (data) وارد آگاهی انسان می‌شود و انسان آن را تجربه می‌کند.
بنابراین واقعیت برای ما انسان‌ها معمولاً همان چیزی است که می توانیم ببینیم و تجربه کنیم. تجربه انسان در گرو نور مرئی «visible light» است. به عبارت دیگر آنچه انسان مشاهده می‌کند نتایج انعکاس این نور از طبیعت  و در نهایت تجربه ما از طبیعت و یا واقعیت است. مشکل این جا است که فرکانس نور‌ِ-مرئی کمتر از 1٪ کل فرکانس نوری است که در این کره‌ی خاکی وجود دارد، به این معنا که ما به طور خاص می‌توانیم فقط و فقط و فقط 0.0035 درصد از آنچه وجود دارد را ببینیم!

تجارب انسان ابوالبشر فقط 0.0035 درصد از کل واقعیت است. این بدان معناست که 99٪ آنچه در اطراف ما می‌گذرد برای انسان نامرئی است و ما آن‌ها را نمی‌بینیم و این‌ها حاوی اطلاعات و انرژی می‌باشند مثل امواج رادیویی و اشعه UV. مثلاً واقعیت برای مار وجود پرتوهای مادون‌ِقرمز و واقعیت برای خفاش انعکاس طیف صدا  «ultrasound» است.
خلاصه کنم، برداشت انسان، مار، شتر، کوسه ماهی و..... از واقعیت کاملاً متفاوت است اما انسان گمان می‌کند که  آنچه توسط قوای 5 گانه‌اش به او به عنوان (Data) می‌رساند 100% آنچه واقعیت است می‌باشد. ولی حقیقت چیز دیگری است. واقعیت انسان زمین تا آسمان با واقعیت اصلی تفاوت دارد و کلیه مخلوقات هستی آن را به گونه‌های   مختلف می‌چشند. (برای یک موجود  شور است و برای دیگری شیرین)
آگاهی مترجم وجود است. مترجم واقعیت (Reality) است. آگاهی موتور تجربه است. این جمله را دقت کنید و به سادگی از آن نگذرید.  اگر سبزی را سبز می‌بینید به خاطر دریافت اطلاعات کوآنتومی «quantum information» است که در آگاهی به درک و تجربه‌ی سبزی ترجمه می‌شود.  آگاهی یک خفاش یک طور دیگری این اطلاعات را ترجمه می‌کند. هستی یک واقعیت ندارد. هر حیوان به طرق مختلف هستی را دریافت می‌کند. یکی از زیرمجموعه‌های آگاهی، کیفیات ذهنی یا کوالیا (qualia) است. عشق، محبت، معرفت، غرور و به طور کلی احساسات و عواطف نه فیزیکی هستند و نه مادی، بلکه اثرات یا تأثیرات ترجمه‌گری آگاهی و ارتعاشات‌ِکوآنتومی بین انسان‌ها است. شاید یک وجب پایم را بالاتر از قالیِ‌ علم گذاشتم ولی آنچه نوشتم نگرش فلسفهٔ‌علمی‌ِمدرن است و من از خود چیزی کم و زیاد نکرده‌ام.

هستی در نهایت به اطلاعات بر می‌گردد.  اطلاعات بنیادی «fundamental» است. این نکته فقط چند سالی است که جا افتاده و 10ها کتاب و مقاله هم در مورد بنیادی‌بودن اطلاعات وجود دارد. (به کتاب  «Our Mathematical Universe» اثر پروفسور مکس تگمارک «Max Tegmark» رجوع کنید)
اطلاعات زیربنای حوزه‌های‌فیزیکی است، اطلاعات درواقع رتبه‌ی پایین‌تر از میدان‌های کوانتومی می‌باشد. به عبارت دیگر ریشه‌ی زیربنایی، اطلاعات (0 و 1) است و ایضاً شاخ‌و‌برگ‌ها هم همان میدان‌ها یا حوزه‌های‌کوآنتومی هستند. 
البته ما اعتقاد داریم که آگاهی‌پدیداری یا میدان‌های‌آگاهی [consciousness field] بنیادی‌تر از اطلاعات است که خود بحثِ مفصل و جداگانه‌ای دارد. هستی چیزی به جز شبکه‌ای از  {quantum informations} نیست. این شبکه در آگاهی ما به واقعیت ترجمه می‌شود مثلاً کیفیت رنگ سبزی از درخت.


@ReligionandScience2021
The_Conscious_Universe_Parts_and_Wholes_in_Physical_Reality_by_Menas.pdf
11 MB
"The Conscious Universe" Parts and Wholes in Physical Reality by Menas Kafatos, Robert Nadeau (auth.) (z-lib.org).pdf
کتاب《جهانِ آگاه
نویسنده:
👤پروفسور مناس کافاتوس (Menas Kafatos) فیزیکدان نظری و دانشمند حوزه مکانیک کوآنتومی از دانشگاه (MIT) یا مؤسسهٔ فناوری ماساچوست  «Massachusetts Institute of Technology» آمریکا.


@ReligionandScience2021
Science and Religion pinned «سلام و عرض ادب. بخشی از سخنان آقای زئوس در آخر کلیپ جدیدشان (شماره 347) در حیطه علم و کیهان شناسی را نقد میکنیم. ( ادامه در پست بعدی:👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼) @ReligionandScience2021»
رهیافت جدیدی از سوی جناب پروفسور مهدی گُلشنی《 دکتری "Phd" فیزیک نظری گرایش مکانیک کوآنتومی و ذرات بنیادی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در آمریکا، استادِ بازنشسته‌ی فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف تهران، پدر فلسفه علم ایران》و دانشجویان شان در زمینۀ ارتباط ذهن ، مغز و آگاهی کوانتومی در مجلۀ بسیار معتبر و میان رشته‌ای «Heliyon» با عنوان زیر منتشر شده است:
مکانیزم پیشنهادی برای تعامل ذهن و مغز با استفاده از مکانیک کوانتومی بوهمی توسعه‌یافته در دیدگاه توحیدی ابن سینا.


در این رهیافت، که نام آن از سوی این محققان《ابن سینا-بوهم》گذاشته شده است ،⇐با الهام از نظریۀ ابن سینا درمورد چگونگی ارتباط میان شعور و ماده، همچنین استفاده از فرمالیزم کوآنتوم بوهمی ، به توضیح چگونگی ارتباط میان ذهن و مغز پرداخته شده است.⇒ این رهیافت در کنار 3 دیدگاه دیگر، که تاکنون از سوی دانشمندان بزرگ و برجسته‌ای همچون دکتر جان کارو اکلس «John Carew Eccles» (عصب‌شناس و نوبلیست پزشکی)، پروفسور راجر پنروز «Prof.Roger Penrose» (ریاضی-فیزیکدان مشهور از دانشگاه کمبریج و آکسفورد، برنده مدال ديراك، نوبلیست فیزیک و....)، و هنری استپ «Prof.Henry Stapp» (ریاضی-فیزیکدان و دانشمند برجسته مکانیک کوآنتومی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا) ارائه شده است، قرار می گیرد.

این دستاورد بزرگ را خدمت آن استاد گرانقدر و جامعۀ فیزیک ایران تبریک عرض می‌نمائیم و برای شان آرزوی موفقیت روز افزون داریم.

لینک و عنوان مقاله:
A proposed mechanism for mind-brain interaction using extended Bohmian quantum mechanics in Avicenna's monotheistic perspective. July 2019.

1_ https://www.heliyon.com/article/e02130/

2_ https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2405844019357901


@ReligionandScience2021
The Conscious Universe. 
THE SCIENTIFIC TRUTH OF PSYCHIC PHENOMENA. 
DEAN I. RADIN, PH.D.

کتاب《جهانِ آگاه
حقیقت علمی پدیده‌های سایکیک (فرامغزی).

[معرفی کتاب در ریسرچگیت و گوگل اسکالر]

نویسنده:
👤پروفسور دین رادین «Dean Radin» (مهندس برق، روان‌شناس و محقق فیزیک تجربی، عضوسابق هیأت علمی دانشگاه «Nevada, Las Vegas»، دانشمند و پژوهشگر سابق در آزمایشگاه‌های بل و دانشگاه پرینستون آمریکا)
ResearchGate , Google Scholar

⬅️ مقالهٔ زیر هم مباحثه دوطرفه پروفسور دین رادین و دکتر آی-جی-گود در مجله معتبر طبیعت «Journal of NATURE» است. (پاسخگویی رادین به نقدهای سابق جناب آی-جی-گود در مجلهٔ نیچر درباره‌ی صحت ادعاها و داده‌های آماری کتاب "جهانِ آگاه" اثر دکتر رادین)
Published: 30 July 1998
Extrasensory statistics.
Dean Radin & I. J. Good
(PDF)


1_ Extrasensory statistics.
July 1998.
ResearchGate.

2_ Extrasensory statistics [2] (multiple letters)
July 1998. ResearchGate.



@ReligionandScience2021
⬅️ ویدئو مصاحبه با پروفسور هنری استپ «Henry Stapp» (فوق دکترای فیزیک-ریاضیاتی «Mathematical Physics» از دانشگاه برکلی کالیفرنیا آمریکا و فیلسوف ذهن) درباره‌ی «consciousness cause collapse hypothesis» یا (ccch):
«Mind and the Wave Function Collapse, John Hagelin in conversation with Henry Stapp»
YouTube

«Henry Stapp on how Consciousness affects Quantum Mechanics
YouTube

پروفسور هنری استپ «Henry Stapp» یک ریاضی-فیزیک‌دان  «mathematical physicist» یا فیزیکدان ریاضیاتی برجسته می‌باشد که در علوم شناختی هم کار کرده است. او از طرف پروفسور جان ویلر «John Wheeler» و ورنر هایزنبرگ هم پیشنهاد همکاری علمی دریافت کرد که با او به طور مشترک جهت حل مسائل بنیادی فیزیک نظری و کوآنتوم مکانیک گام هایی بردارند. ایشان محقق آزمایشگاه ملی لارنس برکلی در کالیفرنیا در آمریکا است، و دکترای (Phd) خودش در فیزیک ذرات بنیادی را هم از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در آمریکا دریافت نمود. تحقیقات فوق دکتری یا «Postdoctoral Research» اش را نیز زیر نظر برنده نوبل فیزیک پروفسور ولفگانگ پائولی انجام داد. وی در ژورنالهای داوری تخصصی شده یا «Peer Reviewed» که ضریب تأثیر «Impact Factor» یا (IF) دارند هم مقالات خوبی نوشته چه در حوزه کوآنتوم تئوری و چه مسائل مربوط به فلسفه‌ی فیزیک و علوم شناختی. در مکانیک کوآنتومی به خاطر کارهایش در زمینه توسعه نظریه (axiomatic S-matrix theory) و همچنین اثبات (strong nonlocality properties) و ایضاً (place of free will in the "orthodox" quantum mechanics of John von Neumann) معروف شده است. دکتر استپ با پیوند دادن علوم شناختی «cognitive science» و ریاضیات کوآنتوم تئوری یک دیدگاه فلسفی-علمی جالب و جدیدی در مقابل ماتریالیسم ارائه داده تحت عنوان دوگانگی تعاملی کوآنتومی «Quantum Interactive Dualism»، به مقاله‌ی زیر رجوع بفرمایید:
*Quantum interactive dualism: An alternative to materialism*.
Henry P. Stapp. ResearchGate

یکی از مقالات ارزشمند ایشان که در سایت دانشگاه هاروارد و..... هم آمده است، مقاله او تحت عنوان《نظریه کوآنتوم و نقش ذهن در طبیعت》است:
Quantum theory and the role of mind in nature. by Stapp H.P.
Springer.



@ReligionandScience2021
آزمایش فکری اتاق مری یا استدلال معرفت در فلسفه ذهن:

دانشمند، فیزیکدان و عصب شناس تمام عیار و باهوشی به نام مری (Mary) را تصور کنید. خانم مری در اتاقی سیاه - سفید زندگی می‌کند، تنها کتابهای سیاه-سفید می‌خواند، و نمایشگرهای او فقط سیاه-سفید را نشان می‌دهند. با وجود اینکه پروفسور ماری هرگز رنگی ندیده است ، او متخصص دید رنگی است و از هر آنچه در زمینه فیزیک و زیست شناسی آن کشف شده است باخبر است.《فرکانس و طول موج رنگ ها، طیف الکترومغناطیسی ، اتفاقات درون شبکیه چشم، فعالیتهای مغز و نورونهای درگیر در هنگام ادراک بصری رنگها...》حال تصور کنید که یک روز، نمایشگر سیاه-سفید مری دچار اختلال شود و سیبی را رنگی نمایش دهد یا زمانی که بیرون از اتاقش می‌رود و با جهان رنگی روبرو می‌شود. برای اولین بار، او می‌تواند چیزی را تجربه کند که سال‌ها از آن آگاهی داشته است ( از کمیات-واقعیات فیزیکی رنگ ها آگاه بوده ). ولی آیا او چیز جدیدی آموخته است ؟ آیا با دیدن رنگ ، در  «Subjective Experience» خود ، تجربه ی «جدید-نو-متفاوت-منحصربه‌فردی» دارد ؟ آیا در درک رنگ چیزی هست که همه دانش فیزیکی او راجب رنگ ها از منظر سوم شخص آبجکتیو ، قادر به دریافت-تجربه ی آن نبود ؟

منبع کلیپ: وبسایت TED


دانلود ویدئو


@ReligionandScience2021
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر چارلز تاونز (برندۀ جایزه نوبل در فیزیک)، راجع به رابطۀ علم و دین، از زبان دکتر مهدی گلشنی:

"علم و دین وضوحاً زمانی به هم می​رسند."

@ReligionandScience2021
👍1
مقاله ای جالب درباره ی اینکه چرا برخی آتئیستها و ناباوران از مِهبانگ یا بیگ بنگ ( آغاز داشتن جهان ) فرار میکنند و آن را نمیپذیرند !
(منتشر شده در سال 2021)
No Wonder Atheists Resist the Big Bang.


@ReligionandScience2021
یک خانم متخصص "مغز-اعصاب" خداناباور، با دیدن تجارب مَرگ تقریبی《NDE》 مُتحول و مُتنبه شده است !
Atheist Neurologist Transformed by Near-Death-Experiences (NDE)
(Unintentional ASMR)

YouTube

یکی از بزرگترین جراحان مغز-اعصاب در آمریکا به نام آقای دکتر ایبن الکساندر (Eben Alexander) ، که 15 سال استاد دانشگاه هاروارد بود و همچنین قبلاً هیچ تمایلی به دیدگاهای مُجردگرای پدیده إن-دی-إی نداشت ، خودش مورد تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) قرار گرفت و مُدتها در کُما (COMA) بود. تجربه شخصی و داستان بیماری او که به (NDE) دچار شد در کتاب《Proof of heaven》به چاپ رسید و او هم اکنون از دیدگاه جدید خود حاکی از وجود دنیای پس از مرگ دفاع میکند. ایبن الکساندر در زمانی که در تجربه ی نزدیک به مرگ قرار داشت《نئوکورتکس》یا «نئوپالیوم» او کامل از کار افتاده بود.
وی می‌نویسد:
I was in such a deep coma during my NDE, and my brain was so completely shut down, that the only way to explain what I felt and saw was that my soul had indeed detached from my  body and gone on a trip to another world, and the afterlife are all as real as can be.
ترجمه مفهومی:
در طول تجربه «NDE» خود در اغماء عمیق قرار داشتم، مغز من از کار افتاده بود و تنها راه توضیح آنچه را که احساس کردم و دیدم، این بود که روح من واقعاً از بدن من جُدا شده و به سفری به دنیای دیگر رفته است.


دوستان حتماً دکتر آیر «A.J.Ayer» را که یکی از بنیانگذاران《Philosophy of Positivism》و یا پوزیتیویسم است می شناسید. او یکی از آتئیستهای فعال بود که چپ و راست وجود خداوند را زیر سوال می برد. وی می‌گفت که آقا اگر ما چیزی را نتوانیم توسط ادراک و قوه پنجگانه لمس کنیم و ببینیم وجود ندارد و خدا هم از این سنخ است. حق هم داشت خوب پوزیتیویزم همین را ادعا می‌کرد تا اینکه خودش مورد تجربه‌ی (NDE) قرار گرفت و کلاً عقاید خود را نسبت به پوزیتیویزم عوض کرد. دوستان تا اخر خط را خودتان بخوانید، او دیگر آتئیست نیست.

Ayer had an NDE where he saw a red light. Ayer's NDE made him a changed man: "My recent experiences, have slightly weakened my conviction that my genuine death ... will be the end of me, though I continue to hope that it will be." (Ayer, 1988 a,b) (Read more about it from an article in the National Post and an article by Gerry Lougrhan: Can there be life after life? Ask the atheist! (by Gerry Lougrhan, Letter From London, March 18, 2001.)

👈🏼 جالب است که هیچ خداناباور یا آتئیستی ندیدیم که خود مورد تجارب (NDE) قرار بگیرد و بعد همچنان آتئیست سرسختی باقی بماند، ولی بسیار دانشمندان آتئیست، ماتریالیست و.... دیده ایم که بلافاصله بعد از قرار گرفتن در تجربه‌ی نزدیک به مرگ، خداباور و معنویت گرا شدند، دست از عقاید ماتریالیستی خود برداشته و تجربه‌ی خود را هم "واقعی تر از واقعی" یا «realer than real» ( نه توهم ، خیال پردازی، خواب و رؤیا ) معرفی کردند و برخی گفتند در آن لحظات "زنده تر از زنده" بودیم ! دوستان تجربیات نزدیک به مرگ تجاربی "مُتحول کننده" یا «#transformative_experience» قدرتمند هستند. بعد از قرارگیری در این پدیده ، تجربه کنندگان نزدیک به مرگ دگرگونی کاملی در ارزشها و رویکردشان به زندگی می یابند. آن دسته از پزشکان، نوروساینتیست ها و نورولوژیست های ماده گرا، طبیعت گرا و..... که بعد از تجربهٔ إن-دی-إی مُجردگرا، خداباور و..... شدند ، خیلی بهتر از من و شما از نظریات ماده انگارانهٔ نوروبیولوژیکی، نوروفیزیولوژیکی و سابجکتیو إن-دی-إی آگاه بودند و ایضاً احمق نبودند که به راحتی تسلیم یک توهم و تخیل «Hallucination» بشوند !!!

👤M. M. J

@ReligionandScience2021
Science and Religion
آقای زئوس ! قبل از جواب دادن به کلیپ شما ، یک گلایه داریم: چرا آن همه استدلالهایی که راجب اصل عدم قطعیت برای جفت اندازه ی انرژی−زمان ∆E . ∆t ≥ ℏ/2 و وجود مقدار کمینه ای انرژی در حالت (ZPE) یا《Zero Point Energy 》و استدلالهای دیگر ما را "تقطیع" کردید و…
همان طور که گفتیم ، اصل بقای انرژی را میتوان با استفاده از اصل یا تئورم (Noether) اثبات کرد ( نتیجه time translational symmetry ). این تئورم با استفاده از این فکت علمی که قوانین هستی در طول زمان عوض نمی شود به این نتیجه می رسد.  این اصل این معنا را میدهد که ما ماشینی نخواهیم داشت که بدون انرژی از بیرون بتواند مولد انرژی باشد. این ماشین را در انگلیسیperpetual motion machineمیگویند.
 
حالا اگر  سیستمهای ما متقارن نباشند
not time translation symmetry اصل پایستگی انرژی نقض میشود. پروفسور ادوارد ویتن "Edward Witten" را که همه میشناسید ، فیزیکدانها او را انیشتین فیزیک نظری میدانند و ایشان در مقاله شماره (1) نشان داد که در نسبیت عام اصل پایستگی قابل دفاع نیست. البته شان کارول هم این مسئله را بارها توضیح داده است.
اصل پایستگی تنها در نسبیت عام نقض نمیشود بلکه در
time crystalدر فیزیک ماده فشردهcondensedهم نقض می‌شود. (2،3،4,5).
 
 منابع: (References) 👇🏼👇🏼

1_ Witten, Edward (1981). "A new proof of the positive energy theorem" (PDF). Communications in Mathematical Physics. 80 (3): 381–402. Bibcode:1981CMaPh..80..381W. doi:10.1007/BF01208277. ISSN 0010-3616. S2CID 1035111. Archived from the original (PDF) on 25 November 2016. Retrieved 12 December 2017.
 
2_ Grossman, Lisa (18 January 2012). "Death-defying time crystal could outlast the universe".
newscientist.com. New Scientist. Archived from the original on 2 February 2017.
 
3_ Cowen, Ron (27 February 2012). ""Time Crystals" Could Be a Legitimate Form of Perpetual Motion".
scientificamerican.com. Scientific American. Archived from the original on 2 February 2017.
 
4_ Powell, Devin (2013). "Can matter cycle through shapes eternally?". Nature. doi:10.1038/nature.2013.13657. ISSN 1476-4687. S2CID 181223762. Archived from the original on 3 February 2017.
 
 
5_ Gibney, Elizabeth (2017). "The quest to crystallize time". Nature. 543 (7644): 164–166. Bibcode:2017Natur.543..164G. doi:10.1038/543164a. ISSN 0028-0836. PMID 28277535. S2CID 4460265. Archived from the original on 13 March 2017.

________________________________

نتیجه:
اصل پایستگی انرژی یک اصل عهد بوق است که فقط در مورد سیستمهای کوچک فیزیکی و (finite) دقیق است و جوابی معقول در سطح سیستمهای ایزوله و بسته را میدهد اما جوابگوی سیستمهای عظیم مثال کهکشانها نیست ، بخصوص در زمانی مثل (Big Bang) که اصلاً ما شناخت دقیق و علمی از فیزیک آن لحظه بخصوص ترکیب گرانش کوانتومی یا ( Quantum gravity ) با 3 نیروی دیگر را نمیدانیم. حالا به این مجهول ، ماده ی تاریک و گسترش یا انبساط سریع هستی را هم اضافه کنید ! بنابراین شما معجونی ناشناخته با فیزیکی ناشناخته را با هم مخلوط کرده اید و حالا سعی کنید با اصل پایستگی انرژی عهد عتیق معما را حل کنید که البته نمیتوانید. در این جا فیزیک جواب ندارد. برخی فیزیکدانها همچون شان کارول معروف که آتئیست هم هست ( Sean Carroll ) مینویسد:
اصل پایستگی انرژی وقتی پای انبساط فضا-مکان وسط کشیده میشود عمل کرد ندارد.


@ReligionandScience2021