Forwarded from Deleted Account
۷۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد/ وقوع بزرگترین بیابانزایی در شمال غرب ایران
مدیرکل مشارکتهای مردمی سازمان محیط زیست کشور گفت: بزرگترین بیابانزایی در شمال غرب ایران در حال وقوع است.
محمد درویش در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در یاسوج با اشاره به اینکه متاسفانه 72 سد در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه در سکوت و چشم بستن ما احداث شد، اظهار داشت: افزایش وسعت اراضی کشاورزی از 320 هزار هکتار به 680 هزار هکتار یکی دیگر از کارهای ضد محیط زیستی بود.
مدیرکل مشارکتهای مردمی سازمان محیط زیست کشور با اشاره به اینکه تعداد چاههای غیرمجاز در کشور تا 70 هزار حلقه افزایش پیدا کرد، بیان کرد: سیاستهای اشتباهی در زمان گذشته به خاطر اشتغال زایی لحاظ شد و اکنون با بحران بزرگ مهاجرت محیط زیستی رو به رو هستیم.
وی با بیان اینکه بزرگترین رخداد بیابان زایی غرب در شمال غرب کشور رخ داد، عنوان کرد: دولت حدود 15 هزار میلیارد تومان اعتبار برای رفع بحران دریاچه ارومیه در نظر گرفته است.
درویش تصریح کرد: اگر حاکمیت به صدای محیط زیست گوش داده بود و اجازه چیدمان خلاف محیط زیست را نداده بود اکنون مجبور نبود این میزان را هزینه کند.
وی تاکید کرد: عین این ماجرا در حال حاضر در حوزه خوزستان و جازموریان اتفاق میافتد و ما با کمک تشکلهای مردم نهاد به عنوان یک مطالبه جدی آن را مطرح کنیم و در این مسیر نیازمند همراهی رسانهها نیز هستیم.
h
مدیرکل مشارکتهای مردمی سازمان محیط زیست کشور گفت: بزرگترین بیابانزایی در شمال غرب ایران در حال وقوع است.
محمد درویش در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در یاسوج با اشاره به اینکه متاسفانه 72 سد در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه در سکوت و چشم بستن ما احداث شد، اظهار داشت: افزایش وسعت اراضی کشاورزی از 320 هزار هکتار به 680 هزار هکتار یکی دیگر از کارهای ضد محیط زیستی بود.
مدیرکل مشارکتهای مردمی سازمان محیط زیست کشور با اشاره به اینکه تعداد چاههای غیرمجاز در کشور تا 70 هزار حلقه افزایش پیدا کرد، بیان کرد: سیاستهای اشتباهی در زمان گذشته به خاطر اشتغال زایی لحاظ شد و اکنون با بحران بزرگ مهاجرت محیط زیستی رو به رو هستیم.
وی با بیان اینکه بزرگترین رخداد بیابان زایی غرب در شمال غرب کشور رخ داد، عنوان کرد: دولت حدود 15 هزار میلیارد تومان اعتبار برای رفع بحران دریاچه ارومیه در نظر گرفته است.
درویش تصریح کرد: اگر حاکمیت به صدای محیط زیست گوش داده بود و اجازه چیدمان خلاف محیط زیست را نداده بود اکنون مجبور نبود این میزان را هزینه کند.
وی تاکید کرد: عین این ماجرا در حال حاضر در حوزه خوزستان و جازموریان اتفاق میافتد و ما با کمک تشکلهای مردم نهاد به عنوان یک مطالبه جدی آن را مطرح کنیم و در این مسیر نیازمند همراهی رسانهها نیز هستیم.
h
توسعه داشته محور اجتماع چیست؟
در یک نگاه اول، سه مفهوم اصلی در این عبارت به چشم می خورد: "توسعه"، "داشته"، "اجتماع". اگر بتوانیم هر یک از این مفاهیم را به خوبی توصیف کنیم، شاید آنگاه در تبیین توسعه داشته محور اجتماع راحت تر به پیش رویم.
وقتی صحبت از توسعه می شود، منظور یک فرآیند از درون به بیرون است که اجتماع با تکیه بر داشته های خود طراحی می کند و در این طراحی، هم به معیشت مردم محلی، هم به حفاظت از منابع و محیط زیست، و هم به فرآیند اجتماعی شدن مردم و افزایش همبستگی در اجتماع دقت لازمه صورت گرفته است. در این توسعه، این مردم هستند که خود قدم به پیش گذاشته اند و در جهت توسعه گام برداشته اند. این توسعه کیفی، به دنبال این است که ارزش های تازه ای در اجتماع بیابند، بر دانش بومی خود تکیه دارد هر چند که از دانش نوین هم استفاده می کند، باب کنند. زنان و مردان در کنار هم هستند و اعضای مختلف اجتماع توانایی دارند که در فرآیند توسعه مشارکت کنند. قالبی به اجتماع تحمیل نشده است و این خود اجتماع است که چارچوب ها را معین می سازد.
وقتی صحبت از داشته می شود، یادآوری کنم که رویکردها یا نهادها نگرش متفاوتی نسبت به داشته ها دارند. برای مثال یک مردم شناس ممکن است که بر داشته هایی از جنس فرهنگ تأکید بیشتری داشته باشد یا مثلا برای اداره منابع طبیعی داشته هایی از جنس طبیعت اهمیت داشته باشند. برای یک تسهیلگر که برای توسعه یک اجتماع محلی فعالیت می کند، داشته هایی مهم است که مردم خود بیان می کنند، و در واقع آنچه برای تسهیلگر مهم تر می شود، این است که در طی زمان، چه پرسش هایی را طرح کند که به مردم یا گروه محلی کمک کند که داشته هایشان را بیابند. این پرسش ها باید کمک کند که تعامل مؤثری میان مردم به وجود آید تا از دل گفت و شنودها داشته ها فهرست شوند، طبقه بندی و چنته بندی شوند و در صورت لزوم ارتباطات میان آنها مشخص شود، تا خودشان بتوانند بهتر برنامه ریزی کنند.
داشته ها، همان چیزهایی هستند که به مردم محلی کمک می کند که با تکیه بر آنها برنامه ریزی کنند. دیدن داشته ها، برسمیت شناختن آنها، و تشخیص اینکه که چطور از داشته ها به بهترین وجه استفاده کنند، نقش محوری دارد. تأکید دارم که "داشته" کلیدی ترین جزء کار توان افزایی محلی است.
مفهوم سوم، اجتماع است. در اینجا کلمه "اجتماع" کوتاه شده کلمه اجتماع محلی (یا در شهر اجتماع محله ای) است. برای تسهیلگر توسعه داشته محور اجتماع مهم است که بداند که او در یک اجتماع محلی فعالیت می کند که مرزهایی حدود این اجتماع محلی را مشخص می کند. البته این مرزها و حدود را تسهیلگر معین نمی کند بلکه این مردم محل هستند که خود این مرزها را معین می کنند. به هر حال خط کش گذاشتن روی نقشه و جدا کردن یک تکه به عنوان یک اجتماع محلی توسط تسهیلگر یا یک نهاد علاقه مند به فعالیت های اجتماع محور کار درستی نیست. این مردم هستند که حدود اجتماع محلی خود را معین می کنند. ممکن است که برای تعیین حدود یک اجتماع محلی لازم باشد که مذاکراتی با همسایگان یا حتی با دولت محلی یا نهاد مربوطه صورت گیرد تا این حدود از دل یک گفت و گوی مشارکتی - مبتنی بر رویکرد شبکه ای بودن ارتباطات محلی و تقویت این شبکه ها به عنوان سرمایه اجتماعی اصلی برای تغییر و نیز رویکرد مشارکت ذی نفعان در برنامه ها - معین گردد.
اجتماع محلی از دو مؤلفه اعتماد و نیز همکاری های کوچک میان مردم نیز قابل بررسی است. در واقع هر اندازه که میزان اعتماد میان اعضای اجتماع بیشتر شود و سابقه های همکاری ها میان مردم برای رفع دغدغه های مشترک افزون گردد، آنگاه این محل، اجتماع "تر" است. واژه باهمستان - یعنی با هم بودن آدم ها که برای کلمه community توسط داریوش آشوری به کار رفته است، با همین رویکرد بوده است. در واقع در رویکرد توسعه داشته محور اجتماع، به دنبال با هم شدن انسان ها برای یک برنامه ریزی مشترک هستیم. http://ourassets.blogfa.com/post/1
در یک نگاه اول، سه مفهوم اصلی در این عبارت به چشم می خورد: "توسعه"، "داشته"، "اجتماع". اگر بتوانیم هر یک از این مفاهیم را به خوبی توصیف کنیم، شاید آنگاه در تبیین توسعه داشته محور اجتماع راحت تر به پیش رویم.
وقتی صحبت از توسعه می شود، منظور یک فرآیند از درون به بیرون است که اجتماع با تکیه بر داشته های خود طراحی می کند و در این طراحی، هم به معیشت مردم محلی، هم به حفاظت از منابع و محیط زیست، و هم به فرآیند اجتماعی شدن مردم و افزایش همبستگی در اجتماع دقت لازمه صورت گرفته است. در این توسعه، این مردم هستند که خود قدم به پیش گذاشته اند و در جهت توسعه گام برداشته اند. این توسعه کیفی، به دنبال این است که ارزش های تازه ای در اجتماع بیابند، بر دانش بومی خود تکیه دارد هر چند که از دانش نوین هم استفاده می کند، باب کنند. زنان و مردان در کنار هم هستند و اعضای مختلف اجتماع توانایی دارند که در فرآیند توسعه مشارکت کنند. قالبی به اجتماع تحمیل نشده است و این خود اجتماع است که چارچوب ها را معین می سازد.
وقتی صحبت از داشته می شود، یادآوری کنم که رویکردها یا نهادها نگرش متفاوتی نسبت به داشته ها دارند. برای مثال یک مردم شناس ممکن است که بر داشته هایی از جنس فرهنگ تأکید بیشتری داشته باشد یا مثلا برای اداره منابع طبیعی داشته هایی از جنس طبیعت اهمیت داشته باشند. برای یک تسهیلگر که برای توسعه یک اجتماع محلی فعالیت می کند، داشته هایی مهم است که مردم خود بیان می کنند، و در واقع آنچه برای تسهیلگر مهم تر می شود، این است که در طی زمان، چه پرسش هایی را طرح کند که به مردم یا گروه محلی کمک کند که داشته هایشان را بیابند. این پرسش ها باید کمک کند که تعامل مؤثری میان مردم به وجود آید تا از دل گفت و شنودها داشته ها فهرست شوند، طبقه بندی و چنته بندی شوند و در صورت لزوم ارتباطات میان آنها مشخص شود، تا خودشان بتوانند بهتر برنامه ریزی کنند.
داشته ها، همان چیزهایی هستند که به مردم محلی کمک می کند که با تکیه بر آنها برنامه ریزی کنند. دیدن داشته ها، برسمیت شناختن آنها، و تشخیص اینکه که چطور از داشته ها به بهترین وجه استفاده کنند، نقش محوری دارد. تأکید دارم که "داشته" کلیدی ترین جزء کار توان افزایی محلی است.
مفهوم سوم، اجتماع است. در اینجا کلمه "اجتماع" کوتاه شده کلمه اجتماع محلی (یا در شهر اجتماع محله ای) است. برای تسهیلگر توسعه داشته محور اجتماع مهم است که بداند که او در یک اجتماع محلی فعالیت می کند که مرزهایی حدود این اجتماع محلی را مشخص می کند. البته این مرزها و حدود را تسهیلگر معین نمی کند بلکه این مردم محل هستند که خود این مرزها را معین می کنند. به هر حال خط کش گذاشتن روی نقشه و جدا کردن یک تکه به عنوان یک اجتماع محلی توسط تسهیلگر یا یک نهاد علاقه مند به فعالیت های اجتماع محور کار درستی نیست. این مردم هستند که حدود اجتماع محلی خود را معین می کنند. ممکن است که برای تعیین حدود یک اجتماع محلی لازم باشد که مذاکراتی با همسایگان یا حتی با دولت محلی یا نهاد مربوطه صورت گیرد تا این حدود از دل یک گفت و گوی مشارکتی - مبتنی بر رویکرد شبکه ای بودن ارتباطات محلی و تقویت این شبکه ها به عنوان سرمایه اجتماعی اصلی برای تغییر و نیز رویکرد مشارکت ذی نفعان در برنامه ها - معین گردد.
اجتماع محلی از دو مؤلفه اعتماد و نیز همکاری های کوچک میان مردم نیز قابل بررسی است. در واقع هر اندازه که میزان اعتماد میان اعضای اجتماع بیشتر شود و سابقه های همکاری ها میان مردم برای رفع دغدغه های مشترک افزون گردد، آنگاه این محل، اجتماع "تر" است. واژه باهمستان - یعنی با هم بودن آدم ها که برای کلمه community توسط داریوش آشوری به کار رفته است، با همین رویکرد بوده است. در واقع در رویکرد توسعه داشته محور اجتماع، به دنبال با هم شدن انسان ها برای یک برنامه ریزی مشترک هستیم. http://ourassets.blogfa.com/post/1
<-تسهیلگری اجتماع محور - سعید نوری نشاط->
توسعه داشته محور اجتماع
توسعه داشته محور اجتماع چیست؟ در یک نگاه اول، سه مفهوم اصلی در این عبارت به چشم می خورد: "توسعه"، "داشته"، "اجتماع".
آشنایی با الینور استورم: ضرورتی برای تسهیلگران محلی
آشنایی با الینور استورم (Elinor Ostorm) و آثارش برای کسانی که فعالیت های محلی می کنند ضروری است. وی یک اقتصاددان آمریکایی است که در سال دو هزار و دوازده جان سپرد. خانم استورم در سال دوهزار و نه برنده جایزه نوبل اقتصاد شد و نخستین زنی بود که چنین جایزه ای را از آن خود کرد. از وی مقالات و کتابهایی برجای مانده است که خواندن آنها بویژه برای تسهیلگران مفید خواهد بود. از جمله اندیشه های ایشان اصول مربوط به منابع مشترک یا مشاع است که البته توضیح آن به اختصار مقدور نمی باشد. در اینجا فقط به اختصار اشاره ای به آن خواهم نمود:
- مرز یا حدود مشخص یعنی اینکه اگر در یک روستا عرصه ای از منابع طبیعی مثلا برای چرا در اختیارشان است حدود آن کاملا مشخص باشد.
- مقررات یا قوانینی که روش بهره برداری از منابع را معین می کند و با شرایط محلی خوانایی دارد وجود داشته باشد.
- ترتیباتی وجود داشته باشد که افراد به صورت جمعی در تصمیم سازی مشارکت داشته باشند.
- پایش موثر توسط پایشگرانی که ممکن است خود از بهره برداران باشند و به همه پاسخگو هستند.
- مجموعه ای از مجازات ها برای کسانی که قواعد اجتماع محلی را برای استفاده از منابع نقض می کنند، وجود داشته باشد.
- سازوکارهایی برای حل و فصل تعارضات و اختلافات وجود داشته باشد. این سازوکارها باید براحتی در دسترس باشند و ارزان به دست آیند.
- اختیار امور دست جامعه محلی باشد و این امر توسط مقامات عالی تر برسمیت شناخته شده باشد.
- در مواردی که منابع مشاع بزرگتر است نیاز به یک سازماندهی چند سطحی است که نهادهای کوچکتر محلی کوچکتر در پایه آن قرار دارند.
البته به این موارد می توانید ارتباط موثر میان دست اندرکاران و وجود اعتماد درونی و پاسخگویی متقابل و پذیرش این که منابع یک مجموعه به هم وابسته هستند و باید آن را به عنوان یک کل درک کرد اضافه نمود.
اما چرا این موضوع منابع مشاع یا مشترک این اندازه اهمیت دارد؟ و چرا استورم اصولی را از خود برجای گذاشته است که امروزه این اندازه می تواند برای ما مفید باشد. این پرسشی که بتدریج آن را در اینجا پاسخ خواهم گفت (این نوشته بتدریج تکمیل می شود). http://ourassets.blogfa.com/1395/04
آشنایی با الینور استورم (Elinor Ostorm) و آثارش برای کسانی که فعالیت های محلی می کنند ضروری است. وی یک اقتصاددان آمریکایی است که در سال دو هزار و دوازده جان سپرد. خانم استورم در سال دوهزار و نه برنده جایزه نوبل اقتصاد شد و نخستین زنی بود که چنین جایزه ای را از آن خود کرد. از وی مقالات و کتابهایی برجای مانده است که خواندن آنها بویژه برای تسهیلگران مفید خواهد بود. از جمله اندیشه های ایشان اصول مربوط به منابع مشترک یا مشاع است که البته توضیح آن به اختصار مقدور نمی باشد. در اینجا فقط به اختصار اشاره ای به آن خواهم نمود:
- مرز یا حدود مشخص یعنی اینکه اگر در یک روستا عرصه ای از منابع طبیعی مثلا برای چرا در اختیارشان است حدود آن کاملا مشخص باشد.
- مقررات یا قوانینی که روش بهره برداری از منابع را معین می کند و با شرایط محلی خوانایی دارد وجود داشته باشد.
- ترتیباتی وجود داشته باشد که افراد به صورت جمعی در تصمیم سازی مشارکت داشته باشند.
- پایش موثر توسط پایشگرانی که ممکن است خود از بهره برداران باشند و به همه پاسخگو هستند.
- مجموعه ای از مجازات ها برای کسانی که قواعد اجتماع محلی را برای استفاده از منابع نقض می کنند، وجود داشته باشد.
- سازوکارهایی برای حل و فصل تعارضات و اختلافات وجود داشته باشد. این سازوکارها باید براحتی در دسترس باشند و ارزان به دست آیند.
- اختیار امور دست جامعه محلی باشد و این امر توسط مقامات عالی تر برسمیت شناخته شده باشد.
- در مواردی که منابع مشاع بزرگتر است نیاز به یک سازماندهی چند سطحی است که نهادهای کوچکتر محلی کوچکتر در پایه آن قرار دارند.
البته به این موارد می توانید ارتباط موثر میان دست اندرکاران و وجود اعتماد درونی و پاسخگویی متقابل و پذیرش این که منابع یک مجموعه به هم وابسته هستند و باید آن را به عنوان یک کل درک کرد اضافه نمود.
اما چرا این موضوع منابع مشاع یا مشترک این اندازه اهمیت دارد؟ و چرا استورم اصولی را از خود برجای گذاشته است که امروزه این اندازه می تواند برای ما مفید باشد. این پرسشی که بتدریج آن را در اینجا پاسخ خواهم گفت (این نوشته بتدریج تکمیل می شود). http://ourassets.blogfa.com/1395/04
Blogfa
توسعه داشته محور اجتماع
توسعه داشته محور اجتماع - در ارتباط روش های توسعه داشته محور اجتماع محور
http://vahidmahmoudi.ir/index.php/interviews/48-2014-08-21-10-14-59 رويكرد «توسعه انسان محور»، چيست؟ چه مي گويد؟ چه دغدغه هايي دارد؟؛گفتگو با روزنامه دنیای اقتصاد،آبان 91
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
http://vahidmahmoudi.ir/index.php/interviews/48-2014-08-21-10-14-59 رويكرد «توسعه انسان محور»، چيست؟ چه مي گويد؟ چه دغدغه هايي دارد؟؛گفتگو با روزنامه دنیای اقتصاد،آبان 91
در ديدگاه توسعه انسان محور، به «انسان» هم به عنوان «ابزار» و هم به عنوان «هدف» فرآيند توسعه نگريسته مي شود. ريشه هاي اين نگاه نوين به انسان، از چه زماني در تحولات نظري علم اقتصاد به وجود آمد؟
اقتصاددانان کلاسيک از جمله آدام اسميت از اصطلاح «نيروي کار» (labor force) براي اشاره به عامل انساني استفاده مي کردند. در واقع از آن جايي که محوريت توليد نزد ايشان با «سرمايه» بود، «نيروي کار» هم به عنوان عاملي با يک نقش دست دوم در فرآيند توليد اقتصادي مطرح مي شد.
اين نگاه به انسان، به تدريج روزآمد شد و بخشي از اقتصاددانان ضمن آنکه متوجه شدند نقش نيروي انساني اهميت بيشتري دارد، به جاي «نيروي کار» از اصطلاح «نيروي انساني» (human force) بهره گرفتند. يعني به تدريج افزايش توجه به نقش انسان در توسعه را مي بينيم. مرحله بعد، زماني رخ داد که استفاده از واژة «منابع انساني» (human resource) رايج شد. بعدها اقتصادداني چون «شومپيتر» در دهه هاي 1950 و 1960، نگاه به جايگاه انسان در فرآيند توسعه را يک پله ديگر ارتقا داده و بحث «سرمايه انساني» (human capital) را مطرح کردند، يعني اين نگاه که «انسان» نيز در کنار سرمايه هاي فيزيکي و طبيعي، يک سرمايه است و نمي توان نقش انسان را به صرف يک عامل توليد درجه دوم فروکاست.
نتيجه چنين تحولي، اين بود که تدريجا توصيه هاي اقتصاددانان به سرمايه گذاري در آموزش و بهداشت و امثالهم افزايش يافت. اما وقتي پرسيده مي شد چرا در اين زمينه ها سرمايه گذاري مي کنيد، مي گفتند چون يک انسان آموزش ديده و بهره مند از سلامت جسمي و روحي، بهتر و بهره ورتر مي تواند توليد کند. يعني در اينجا هنوز هم يک نگرش «ابزار محورانه» به انسان وجود داشته و اصالت بر «توليد» بوده و نه «انسان».
اما به هر حال بر اساس همين نگاه و افزايش توصيه اقتصاددانان به افزايش سرمايه گذاري دولت در آموزش و سلامت شهروندان بود که «دولت هاي رفاه» شکل گرفت و دخالت دولت در اقتصاد نيز بيشتر شد. اما در دهه 1980 با فربه شدن دولت هاي رفاه و ناکارآمدي هايي که از خود نشان دادند، تفکر نئوکلاسيک هاي جديد يا اجماع واشنگتني شکل گرفت که سرمنشا آن به لحاظ عملي در تاچريسم انگلستان و ريگانيسم آمريکا به وجود آمد، سپس تحت عنوان سياست هاي تعديل اقتصادي به کشورهاي آمريکاي لاتين و حتي کشور ما وارد شد. اما آثار سياست هاي اجماع واشنگتني در حوزه هاي عدالت توزيعي، منفي بود و موجب افزايش حجم فقر و نابرابري گشت و متاسفانه سيماي خشني از اين سياست ها به نمايش گذاشته شد و در نتيجه از اواخر دهه 1980، به تدريج نحله اي از اقتصاددانان شکل گرفتند که مهم ترين دغدغه شان اين بود که لازم است به شکل انساني تري به مقوله توسعه نگاه شود.
اين نحله از اقتصاددانان، به طور خاص بر چه مسائلي تاکيد داشتند؟
اين اقتصاددانان، حامي رويکرد «توسعه انسان محور» بودند و به تدريج با اقبال نهادهاي بين المللي و به ويژه سازمان ملل متحد هم مواجه شدند. در اواخر دهه 1980، برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) از محبوب الحق اقتصاددان برجسته پاکستاني دعوت کرد به UNDP بيايد، تا در زمينه نگاه انسان محور به توسعه، راهبردهايي ارائه کند.
محبوب الحق هم از سوي سازمان ملل گروهي را تشکيل داد و حاصل گزارش تحليلي نهايي شان اين بود که باز هم يک پله ديگر جايگاه نيروي انساني در فرآيند توسعه را بالاتر برد و در کنار عبارت «سرمايه انساني» (Human Capital)، عبارت جديدي تحت عنوان «توسعه انساني» (Human Development) را مطرح کرد و در سال 1990، اولين گزارش رسمي شاخص توسعه انساني (HDI) از سوي سازمان ملل منتشر شد. در گزارش توسعه انساني که سازمان ملل در سال 1990 منتشر کرد، بر اين امر تاکيد شد که انسان ها ثروت واقعي و اصلي هر ملتي هستند و هدف از فرآيند «توسعه»، ايجاد شرايطي است که انسان ها از عمر طولاني و باکيفيت و زندگي سالم و سازنده اي در آن بهره مند شوند.
بعد از آن، در طول دو دهه بعد، «آمارتياسن» با نگارش آثاري چون «توسعه به مثابه آزادي» مفهوم توسعه انساني را عمق و ژرفاي بيشتري داد و مفهوم «قابليت انساني» (human capability) را مطرح کرد و بنابراين براي نخستين بار «انسان» در کانون يک نظريه توسعه قرار گرفت و رويکرد انسان محور با ابعادي چندگانه وارد مباحث توسعه شد. در چنين رويکردي، اين پس زمينه وجود داشت که «انسان» هم «ابزار» توسعه و هم «هدف» توسعه خواهد بود. https://telegram.me/RuralDevelopment
اقتصاددانان کلاسيک از جمله آدام اسميت از اصطلاح «نيروي کار» (labor force) براي اشاره به عامل انساني استفاده مي کردند. در واقع از آن جايي که محوريت توليد نزد ايشان با «سرمايه» بود، «نيروي کار» هم به عنوان عاملي با يک نقش دست دوم در فرآيند توليد اقتصادي مطرح مي شد.
اين نگاه به انسان، به تدريج روزآمد شد و بخشي از اقتصاددانان ضمن آنکه متوجه شدند نقش نيروي انساني اهميت بيشتري دارد، به جاي «نيروي کار» از اصطلاح «نيروي انساني» (human force) بهره گرفتند. يعني به تدريج افزايش توجه به نقش انسان در توسعه را مي بينيم. مرحله بعد، زماني رخ داد که استفاده از واژة «منابع انساني» (human resource) رايج شد. بعدها اقتصادداني چون «شومپيتر» در دهه هاي 1950 و 1960، نگاه به جايگاه انسان در فرآيند توسعه را يک پله ديگر ارتقا داده و بحث «سرمايه انساني» (human capital) را مطرح کردند، يعني اين نگاه که «انسان» نيز در کنار سرمايه هاي فيزيکي و طبيعي، يک سرمايه است و نمي توان نقش انسان را به صرف يک عامل توليد درجه دوم فروکاست.
نتيجه چنين تحولي، اين بود که تدريجا توصيه هاي اقتصاددانان به سرمايه گذاري در آموزش و بهداشت و امثالهم افزايش يافت. اما وقتي پرسيده مي شد چرا در اين زمينه ها سرمايه گذاري مي کنيد، مي گفتند چون يک انسان آموزش ديده و بهره مند از سلامت جسمي و روحي، بهتر و بهره ورتر مي تواند توليد کند. يعني در اينجا هنوز هم يک نگرش «ابزار محورانه» به انسان وجود داشته و اصالت بر «توليد» بوده و نه «انسان».
اما به هر حال بر اساس همين نگاه و افزايش توصيه اقتصاددانان به افزايش سرمايه گذاري دولت در آموزش و سلامت شهروندان بود که «دولت هاي رفاه» شکل گرفت و دخالت دولت در اقتصاد نيز بيشتر شد. اما در دهه 1980 با فربه شدن دولت هاي رفاه و ناکارآمدي هايي که از خود نشان دادند، تفکر نئوکلاسيک هاي جديد يا اجماع واشنگتني شکل گرفت که سرمنشا آن به لحاظ عملي در تاچريسم انگلستان و ريگانيسم آمريکا به وجود آمد، سپس تحت عنوان سياست هاي تعديل اقتصادي به کشورهاي آمريکاي لاتين و حتي کشور ما وارد شد. اما آثار سياست هاي اجماع واشنگتني در حوزه هاي عدالت توزيعي، منفي بود و موجب افزايش حجم فقر و نابرابري گشت و متاسفانه سيماي خشني از اين سياست ها به نمايش گذاشته شد و در نتيجه از اواخر دهه 1980، به تدريج نحله اي از اقتصاددانان شکل گرفتند که مهم ترين دغدغه شان اين بود که لازم است به شکل انساني تري به مقوله توسعه نگاه شود.
اين نحله از اقتصاددانان، به طور خاص بر چه مسائلي تاکيد داشتند؟
اين اقتصاددانان، حامي رويکرد «توسعه انسان محور» بودند و به تدريج با اقبال نهادهاي بين المللي و به ويژه سازمان ملل متحد هم مواجه شدند. در اواخر دهه 1980، برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) از محبوب الحق اقتصاددان برجسته پاکستاني دعوت کرد به UNDP بيايد، تا در زمينه نگاه انسان محور به توسعه، راهبردهايي ارائه کند.
محبوب الحق هم از سوي سازمان ملل گروهي را تشکيل داد و حاصل گزارش تحليلي نهايي شان اين بود که باز هم يک پله ديگر جايگاه نيروي انساني در فرآيند توسعه را بالاتر برد و در کنار عبارت «سرمايه انساني» (Human Capital)، عبارت جديدي تحت عنوان «توسعه انساني» (Human Development) را مطرح کرد و در سال 1990، اولين گزارش رسمي شاخص توسعه انساني (HDI) از سوي سازمان ملل منتشر شد. در گزارش توسعه انساني که سازمان ملل در سال 1990 منتشر کرد، بر اين امر تاکيد شد که انسان ها ثروت واقعي و اصلي هر ملتي هستند و هدف از فرآيند «توسعه»، ايجاد شرايطي است که انسان ها از عمر طولاني و باکيفيت و زندگي سالم و سازنده اي در آن بهره مند شوند.
بعد از آن، در طول دو دهه بعد، «آمارتياسن» با نگارش آثاري چون «توسعه به مثابه آزادي» مفهوم توسعه انساني را عمق و ژرفاي بيشتري داد و مفهوم «قابليت انساني» (human capability) را مطرح کرد و بنابراين براي نخستين بار «انسان» در کانون يک نظريه توسعه قرار گرفت و رويکرد انسان محور با ابعادي چندگانه وارد مباحث توسعه شد. در چنين رويکردي، اين پس زمينه وجود داشت که «انسان» هم «ابزار» توسعه و هم «هدف» توسعه خواهد بود. https://telegram.me/RuralDevelopment
Telegram
RuralDevelopment
📌انجمن علمی توسعه روستایی ایران
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
Forwarded from Ahmad Najafi
👆👆👆 مناظره ای تاریخی و بی نظیر درباره قصه پرغصه مدیریت آب در ایران که برای نخستین بار از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.
در این رویداد تلویزیونی گفتگومحور، شخصیتهایی چون محمد فاضلی، عیسی بزرگزاده، مهدی فصیحی هرندی، کاوه مدنی و ... حضور دارند.
🔵 لطفاً ساعت ۱۷:۳۰ جمعه، ۲۲ مرداد ۹۵، کانال تلویزیونی تان را روی برنامه صد و هشتاد درجه در شبکه تلویزیونی افق قفل کرده و از دوستان تان هم بخواهید تا چنین کنند.
#صد_و_هشتاد_درجه
#مناظره_آب
@darvishnameh
در این رویداد تلویزیونی گفتگومحور، شخصیتهایی چون محمد فاضلی، عیسی بزرگزاده، مهدی فصیحی هرندی، کاوه مدنی و ... حضور دارند.
🔵 لطفاً ساعت ۱۷:۳۰ جمعه، ۲۲ مرداد ۹۵، کانال تلویزیونی تان را روی برنامه صد و هشتاد درجه در شبکه تلویزیونی افق قفل کرده و از دوستان تان هم بخواهید تا چنین کنند.
#صد_و_هشتاد_درجه
#مناظره_آب
@darvishnameh
روز بینالمللی مردمان بومی جهان
9 اوت 2016 برابر با 19 مرداد ماه 1395
موضوع: حق بر آموزش مردمان بومی
حق بر آموزش مردمان بومی به وسیله اعلامیه حقوق مردمان بومی سازمان ملل متحد محفوظ نگاه داشته میشود. در ماده 14 این اعلامیه آمده "مردمان بومی از حق تأسیس و نظارت بر نظامها و نهادهای آموزشی برخوردار هستند که آموزش را به گونهای متناسب با شیوههای فرهنگی آموزش و یادگیری آنان و به زبان خودشان میسر میسازد". با این وجود، حق بر آموزش برای بسیاری از مردمان بومی به طور کامل به رسمیت شناخته نشده و شکاف آموزشی اساسی بین مردمان بومی و عموم مردم موجود است.
آرمان 4 دستورکار 2030 برای توسعه پایدار فراخوانی برای تضمین دسترسی برابر به تمامی سطوح آموزش و آموزش حرفهای برای افراد آسیبپذیر از جمله افراد دارای معلولیت، مردمان بومی، و کودکان در موقعیتهای آسیبپذیر است.
بخش آموزش نه تنها آزارهای تاریخی، تبعیض، و رانده شدن به حاشیه که مردمان بومی از آن رنج بردهاند، بلکه همچنین تلاش مداوم آنان برای برابری و احترام برای حقوقشان به عنوان مردم و به عنوان فرد را بازتاب میدهد.
#WeAreIndigenous
http://www.un.org/en/events/indigenousday/
9 اوت 2016 برابر با 19 مرداد ماه 1395
موضوع: حق بر آموزش مردمان بومی
حق بر آموزش مردمان بومی به وسیله اعلامیه حقوق مردمان بومی سازمان ملل متحد محفوظ نگاه داشته میشود. در ماده 14 این اعلامیه آمده "مردمان بومی از حق تأسیس و نظارت بر نظامها و نهادهای آموزشی برخوردار هستند که آموزش را به گونهای متناسب با شیوههای فرهنگی آموزش و یادگیری آنان و به زبان خودشان میسر میسازد". با این وجود، حق بر آموزش برای بسیاری از مردمان بومی به طور کامل به رسمیت شناخته نشده و شکاف آموزشی اساسی بین مردمان بومی و عموم مردم موجود است.
آرمان 4 دستورکار 2030 برای توسعه پایدار فراخوانی برای تضمین دسترسی برابر به تمامی سطوح آموزش و آموزش حرفهای برای افراد آسیبپذیر از جمله افراد دارای معلولیت، مردمان بومی، و کودکان در موقعیتهای آسیبپذیر است.
بخش آموزش نه تنها آزارهای تاریخی، تبعیض، و رانده شدن به حاشیه که مردمان بومی از آن رنج بردهاند، بلکه همچنین تلاش مداوم آنان برای برابری و احترام برای حقوقشان به عنوان مردم و به عنوان فرد را بازتاب میدهد.
#WeAreIndigenous
http://www.un.org/en/events/indigenousday/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مجله تلویزیونی ١٨٠ درجه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🖥تیزر۲۲
📢مناظره ای داغ و جذاب با موضوع <<بحران مدیریت آب>>
🔴با حضور محمد فاضلی،عیسی بزرگ زاده،مهدی فصیحی،کاوه مدنی و...
🔵جمعه ساعت ۱۷:۳۰
#شبکه_افق #صد_و_هشتاد_درجه
@ofogh_tv
@tv180
📢مناظره ای داغ و جذاب با موضوع <<بحران مدیریت آب>>
🔴با حضور محمد فاضلی،عیسی بزرگ زاده،مهدی فصیحی،کاوه مدنی و...
🔵جمعه ساعت ۱۷:۳۰
#شبکه_افق #صد_و_هشتاد_درجه
@ofogh_tv
@tv180
این برنامه در خردادماه 1395 در استودیوی تلویزیون افق، در برنامه 180 درجه ضبط شد و ظاهراً روز جمعه 22 مردادماه ساعت 17:30 پخش می شود.🖕🏻🖕🏻🖕🏻https://telegram.me/RuralDevelopment
Forwarded from انجمن علمی توسعه روستایی ایران
به کانال توسعه روستایی ایران بپیوندید @RuralDevelopment RuralDevelopment@
✅رتبه بندی FAO: پرآب ترین
🌧💧🌧💧🌧💧⛈💧🌨💧🌨💧🌨
کشورهای جهان:
رتبه اول : 🇧🇷 برزیل
رتبه دوم: 🇷🇺 روسیه
رتبه سوم : 🇨🇦 کانادا
رتبه چهارم : 🇺🇸 آمریکا
رتبه پنجم: 🇨🇳 چین
رتبه ششم: 🇨🇴 کلمبیا
رتبه هفتم : 🇮🇩 اندونزی
رتبه هشتم : 🇵🇪 پرو
رتبه نهم : 🇮🇳 هندوستان
رتبه دهم : 🇲🇲 میانمار
☝🏻️ اين در حالى است كه برخى از اين كشورها از جمله برزيل كه رتبه اول سرمايه آب شيرين را كسب كرده با بحران هاى آبى و حتى گاهى جيره بندى آب مواجه است كه يكى از مهمترين علل آن سوء مديريت و فرهنگ نادرست استفاده از آب است.
🌧💧🌧💧🌧💧⛈💧🌨💧🌨💧🌨
کشورهای جهان:
رتبه اول : 🇧🇷 برزیل
رتبه دوم: 🇷🇺 روسیه
رتبه سوم : 🇨🇦 کانادا
رتبه چهارم : 🇺🇸 آمریکا
رتبه پنجم: 🇨🇳 چین
رتبه ششم: 🇨🇴 کلمبیا
رتبه هفتم : 🇮🇩 اندونزی
رتبه هشتم : 🇵🇪 پرو
رتبه نهم : 🇮🇳 هندوستان
رتبه دهم : 🇲🇲 میانمار
☝🏻️ اين در حالى است كه برخى از اين كشورها از جمله برزيل كه رتبه اول سرمايه آب شيرين را كسب كرده با بحران هاى آبى و حتى گاهى جيره بندى آب مواجه است كه يكى از مهمترين علل آن سوء مديريت و فرهنگ نادرست استفاده از آب است.