تمامی عوامل، ازجمله هرگونه دگرگونی از ناحیه انسانها که در حالت طبیعی اشیاء و جانداران تغییری ایجاد کند، بحرانزا است.
خروج از بحران جز با بازگشت به حالت طبیعی و نخستین اشیاء و جانداران ممکن نیست.
آیا میتوان از این بحرانها نام برد، آنها را فهرست کرد و از تأثیرش بر انسان و تنها سیارهای برایش قابل زیست و زندگی است سخن گفت؟
طغیان آبها، جاری شدن سیلها، بروز قحطی و خشکسالی، انفجار آتشفشانها، شیوع بیماریهای مسری در میان تیرههای مختلف جانداران، دگرگونیهای بزرگ آب و هوایی، سقوط شهاب سنگها، تابش امواج رادیواکتیو آسمانی و نظایر آن، پیش از این مکرراً تغییرات بزرگی را در اوضع و احوال زیست محیطی پدید آوردهاند. در طی این حوادث نهتنها افراد بلکه گاهی تمامی نسلی از انواع جانوران و گیاهان از بین رفته و برای همیشه منقرض شدهاند و یا محیط زندگیشان دگرگونیهای بزرگ و برگشتناپذیری داشته است. قدر مسلم این است که دست کم برای پارهای از اشیاء و جانداران این شرایط نهتنها بهترین وضعیت ممکن به لحاظ پایداریشان بهشمار نمیآمده، بلکه باعث از میان رفتن آنها شده و دگرگونیهای بعدی نیز سبب بازگشت اوضاع به حال پیشین نشده است؛ بنابراین آیا کاربرد مفهوم “بحران” در مورد حوادث ناشی از عمل انسان که آثاری مشابه با این رخدادهای طبیعی دارند رواست؟ چرا ما در مورد حوادث بالا سخن از “بحران” به میان نمیآوریم، در حالی که در مورد حوادث مشابه برآمده از عمل تکنیکی انسان تعبیر به “بحران” میکنیم؟
پیشفرض این است که وضعیت موجودات طبیعی همانگونه که هستند عین “خیر” یا بهترین وضعیت ممکن برای آنها تلقی میشود و وجود حوادث طبیعی برهم زننده این وضعیت به ناچار باعث فرض “خیر”های دیگر و برتر میشود. در نتیجه “وضعیت پیشین” آنها “وضعیت ایدهآلی” نخواهد بود که باید با خروج از بحران دوباره به جانب آن بازگشت. در این صورت جای این پرسش هست که چرا الزاماً باید دگرگونیهایی را که به واسطه عمل انسان در طبیعت رخ میدهد و بازگشتناپذیر هم هستند “بحران” بنامیم؟ گذشته از این، حتی در جایی که دایره مفهوم بحران را به اصطلاح به آن دسته از دگرگونیها در طبیعت محدود کنیم که حیات جانداران و تعادل زیستمحیط آنها را در معرض تهدید قرار بدهد و منحصراً از عمل انسان سرچشمه گرفته باشد نیز باز این پرسش باقی است که آیا در این تعریف طبیعی بودن موجودی به نام انسان و برآمدن او از طبیعت نادیده انگاشته نشده و در نتیجه عمل انسان نه عملی برآمده از طبیعت بلکه در طبیعت صورت میگیرد و جدای از طبیعت نیست. به چه دلیل آثار عمل موجودی طبیعی به نام انسان که نتایجی مشابه با دگرگونیهای پدیدآمده در تاریخ طبیعت است باید بحران شمرده شود و آثار پیشین نه؟ در این صورت، آیا حقیقتاً ما با چیزی به نام بحران روبهرو هستیم و اگر حقیقتاً با بحران روبهرو هستیم، این بحران مربوط به طبیعت است؟
مسلماً از دیدگاه فلسفی هر پدیده یا مسئلهای جای شک و پرسش دارد، یا اینکه در فلسفه هیچ چیز قطعیت ندارد، حتی طبیعت. چراکه طبیعت پیدرپی در حال تغییر و دگرگونی است و این تغییر مُدام باعث از بین رفتن قطعیت میشود، شما گفتید که عمل انسان یک عمل طبیعی است، اما عمل انسان با تکنولوژی یک عمل طبیعی نیست و انسان با تکنولوژی بر طبیعت تأثیر منفی گذاشته است نه با عمل طبیعی خود؟
اگر به تاریخچه دگرگونیهای مفهوم طبیعت و زیستمحیط توجه کنیم، دربرخورد با بسیاری از گفتهها و داوریها درباره بحران طبیعت یا بحران زیست محیطی دچار ابهام و سرگردانی میشویم. این طبیعت چیست که دچار بحران است و باید تعادلش حفظ شود؟ باید بگذاریم آن گونه که خود میخواهد عمل کند؟ باید حقوقش حفظ شود و از تجاوز به حقوقش در امان بماند؟ و در پاسخ به تعدیلها سرانجام انتقام خود را پس بگیرد؟ آیا طبیعت موجودی حقیقی و عینی است یا مفهومی اعتباری و انتزاعی در ذهن ما انسانها؟ آیا به اصطلاح سنت فلسفی ما، طبیعت اگر معقول است، معقول اول است یا معقول ثانی؟ آیا به تعبیر کانت “ایده” صرف عقل، یعنی اصلی تنظیمی است که به مدد آن شهودات حسی فهمیده شده در قالب مقولات فاهمه در وحدتی فراتر از فاهمه، بهصورت یک “ایده” محض لحاظ شدهاند، وحدتی که هرچند مابازای خارجی ندارد اما برای درک تمامی پدیدارهای حسی لازم و ضروری است یا اصلی تقویمی که در نهاد تمامی موجودات طبیعی بهعنوان اصل مقوم حضور دارد و به آنها تعین میبخشد؟ آیا طبیعت همان قانونمندی است که انسانها درباره پدیدههای حسی بازمییابند، به این دلیل که برآمده از خود انسانهاست؟ اگر چنین است، آیا میتوان برای آن موجودیتی مستقل و عینی در نظر گرفت، و به آن افعالی را نسبت داد، برای آن حقوقی را فرض کرد و در قبل آن باید و نبایدهایی را مطرح کرد؟
چه باید و نبایدهایی در قبال طبیعت باید طرح کرد؟
خروج از بحران جز با بازگشت به حالت طبیعی و نخستین اشیاء و جانداران ممکن نیست.
آیا میتوان از این بحرانها نام برد، آنها را فهرست کرد و از تأثیرش بر انسان و تنها سیارهای برایش قابل زیست و زندگی است سخن گفت؟
طغیان آبها، جاری شدن سیلها، بروز قحطی و خشکسالی، انفجار آتشفشانها، شیوع بیماریهای مسری در میان تیرههای مختلف جانداران، دگرگونیهای بزرگ آب و هوایی، سقوط شهاب سنگها، تابش امواج رادیواکتیو آسمانی و نظایر آن، پیش از این مکرراً تغییرات بزرگی را در اوضع و احوال زیست محیطی پدید آوردهاند. در طی این حوادث نهتنها افراد بلکه گاهی تمامی نسلی از انواع جانوران و گیاهان از بین رفته و برای همیشه منقرض شدهاند و یا محیط زندگیشان دگرگونیهای بزرگ و برگشتناپذیری داشته است. قدر مسلم این است که دست کم برای پارهای از اشیاء و جانداران این شرایط نهتنها بهترین وضعیت ممکن به لحاظ پایداریشان بهشمار نمیآمده، بلکه باعث از میان رفتن آنها شده و دگرگونیهای بعدی نیز سبب بازگشت اوضاع به حال پیشین نشده است؛ بنابراین آیا کاربرد مفهوم “بحران” در مورد حوادث ناشی از عمل انسان که آثاری مشابه با این رخدادهای طبیعی دارند رواست؟ چرا ما در مورد حوادث بالا سخن از “بحران” به میان نمیآوریم، در حالی که در مورد حوادث مشابه برآمده از عمل تکنیکی انسان تعبیر به “بحران” میکنیم؟
پیشفرض این است که وضعیت موجودات طبیعی همانگونه که هستند عین “خیر” یا بهترین وضعیت ممکن برای آنها تلقی میشود و وجود حوادث طبیعی برهم زننده این وضعیت به ناچار باعث فرض “خیر”های دیگر و برتر میشود. در نتیجه “وضعیت پیشین” آنها “وضعیت ایدهآلی” نخواهد بود که باید با خروج از بحران دوباره به جانب آن بازگشت. در این صورت جای این پرسش هست که چرا الزاماً باید دگرگونیهایی را که به واسطه عمل انسان در طبیعت رخ میدهد و بازگشتناپذیر هم هستند “بحران” بنامیم؟ گذشته از این، حتی در جایی که دایره مفهوم بحران را به اصطلاح به آن دسته از دگرگونیها در طبیعت محدود کنیم که حیات جانداران و تعادل زیستمحیط آنها را در معرض تهدید قرار بدهد و منحصراً از عمل انسان سرچشمه گرفته باشد نیز باز این پرسش باقی است که آیا در این تعریف طبیعی بودن موجودی به نام انسان و برآمدن او از طبیعت نادیده انگاشته نشده و در نتیجه عمل انسان نه عملی برآمده از طبیعت بلکه در طبیعت صورت میگیرد و جدای از طبیعت نیست. به چه دلیل آثار عمل موجودی طبیعی به نام انسان که نتایجی مشابه با دگرگونیهای پدیدآمده در تاریخ طبیعت است باید بحران شمرده شود و آثار پیشین نه؟ در این صورت، آیا حقیقتاً ما با چیزی به نام بحران روبهرو هستیم و اگر حقیقتاً با بحران روبهرو هستیم، این بحران مربوط به طبیعت است؟
مسلماً از دیدگاه فلسفی هر پدیده یا مسئلهای جای شک و پرسش دارد، یا اینکه در فلسفه هیچ چیز قطعیت ندارد، حتی طبیعت. چراکه طبیعت پیدرپی در حال تغییر و دگرگونی است و این تغییر مُدام باعث از بین رفتن قطعیت میشود، شما گفتید که عمل انسان یک عمل طبیعی است، اما عمل انسان با تکنولوژی یک عمل طبیعی نیست و انسان با تکنولوژی بر طبیعت تأثیر منفی گذاشته است نه با عمل طبیعی خود؟
اگر به تاریخچه دگرگونیهای مفهوم طبیعت و زیستمحیط توجه کنیم، دربرخورد با بسیاری از گفتهها و داوریها درباره بحران طبیعت یا بحران زیست محیطی دچار ابهام و سرگردانی میشویم. این طبیعت چیست که دچار بحران است و باید تعادلش حفظ شود؟ باید بگذاریم آن گونه که خود میخواهد عمل کند؟ باید حقوقش حفظ شود و از تجاوز به حقوقش در امان بماند؟ و در پاسخ به تعدیلها سرانجام انتقام خود را پس بگیرد؟ آیا طبیعت موجودی حقیقی و عینی است یا مفهومی اعتباری و انتزاعی در ذهن ما انسانها؟ آیا به اصطلاح سنت فلسفی ما، طبیعت اگر معقول است، معقول اول است یا معقول ثانی؟ آیا به تعبیر کانت “ایده” صرف عقل، یعنی اصلی تنظیمی است که به مدد آن شهودات حسی فهمیده شده در قالب مقولات فاهمه در وحدتی فراتر از فاهمه، بهصورت یک “ایده” محض لحاظ شدهاند، وحدتی که هرچند مابازای خارجی ندارد اما برای درک تمامی پدیدارهای حسی لازم و ضروری است یا اصلی تقویمی که در نهاد تمامی موجودات طبیعی بهعنوان اصل مقوم حضور دارد و به آنها تعین میبخشد؟ آیا طبیعت همان قانونمندی است که انسانها درباره پدیدههای حسی بازمییابند، به این دلیل که برآمده از خود انسانهاست؟ اگر چنین است، آیا میتوان برای آن موجودیتی مستقل و عینی در نظر گرفت، و به آن افعالی را نسبت داد، برای آن حقوقی را فرض کرد و در قبل آن باید و نبایدهایی را مطرح کرد؟
چه باید و نبایدهایی در قبال طبیعت باید طرح کرد؟
اینجا موضوع طبیعت از دو جهت مورد پرسش قرار میگیرد: یکی از لحاظ هستیشناختی و معرفتشناختی، دومی از لحاظ حقوقی و اخلاقی. طبیعت بیش از آن که همانند فلسفه سنتی موضوع شناخت عقلی و فلسفی ما باشد، قلمرویی تلقی میشود که در آن رفتار و افعال و تصرفات علمی و تکنیکی ما، خواسته و بیش از آن ناخواسته، دگرگونیهایی را پدید آورده است که نتایجش میتواند برای زندگی نسل کنونی و نسلهای آینده بشر، بلکه برای تمامی جانداران فاجعهآمیز باشد. بدین ترتیب، اگر در مواجهه پیشین، طبیعت موضوعی بود که به شناخت نظری آن میپرداختیم یا در زیباییشناسی به داوری درباره زیبایی یا نازیبایی اش مینشستیم و آن را بدتر یا فروتر از زیبایی هنر بشری میشمردیم، اینک طبیعت موضوع “باید” و “نباید” اخلاقی و حقوقی است. براین اساس، وضعیت کاملاً جدیدی برای بشر پدید آمده است. قدرت بی سابقه بشر در عرصه علم و تکنیک و تأثیرات عظیم و درازمدت بهکارگیری این قدرت و تصرف در طبیعت میدان جدیدی از کاربرد “باید”ها و “نباید”ها را پیش روی او نهاده است که فراتر از رابطه انسانها با یکدیگر، یعنی موضوع سنتی فلسفه اخلاق و حقوق است.
وقوف نسبت به ابعاد بیسابقه تواناییهای بشر برای تغییر و تصرف در طبیعت بیش از همه با آثار “بحران محیط زیست” پدیدار شد. در این جا بود که این پرسش با جدیت تمام طرح شد که با فرض این که “علم” همان چیزی باشد که به ما قدرت میبخشد، آیا هرآنچه را که میتوان انجام داد باید انجام داد؟ و آیا این با هدفگذاری علوم برای رسیدن به بیشترین نیکبختی برای بیشترین انسانها ناسازگار نیست؟ پرسش از مجاز بودن یا نبودن افعال ما برای نخستینبار از حیطه روابط مابین انسانها به رابطه میان انسان و طبیعت کشیده شد و مسئله “باید”ها و “نباید”ها درباره چگونگی مواجهه ما با طبیعت مطرح شد؛ بنابراین، موضوع باید و نباید بیش از آن که به خود “طبیعت” بازگردد به چگونگی موضعگیری ما در قبال طبیعت مربوط میشود و میتوان بحران محیط زیست را به بحران جوامع صنعتی، بحران عقلانیت مغرب زمین و یا به بحران علوم تجربی شکل یافته پس از عصر جدید ارجاع داد.
آیا از “انسان محوری” دوران اولیه مدرنیته به “طببیعت محوری” دوران اخیر مدرنیته رسیدهایم؟
طبیعت محوران معتقدند که “به خاطر خود طبیعت” باید چنین کرد یا نکرد. اینان برای طبیعت حقوقی قائلند که تابع اراده یا تصمیم یا میل انسانها نیست، و روا بودن و نبودن عمل انسان ازجمله عمل صنعتی او را با این حقوق محک میزنند. مطابق نظر این گروه تلقی از انسان بهعنوان “آقا و ارباب طبیعت” (دکارت) در عصر جدید بستری را فراهم آورده است که به بحران طبیعت منتهی شد. در نتیجه معتقدند که برای تعیین مشروعیت عمل ما در برابر طبیعت باید به خود طبیعت رجوع کرد.
انسان محوران با نقد بینش طبیعت محوران، رسیدن به یک مفهوم ارزشی از طبیعت برای دستیابی به تکالیف انسان در قبال آن را ناممکن میدانند و در آن خطر پدید آمدن یک ایدئولوژی جدید را حس میکنند که با اسطورهسازی از طبیعت و به نام آن، به جای اندیشه عاقلانه و نقادانه، تنها احساسها و عواطف را برمیانگیزد و میتواند مورد بهرهبرداریهای سوء قرار گیرد.
گرایش انسانمحور معتقد است که بایدها و نبایدها در قبال طبیعت نیز به همان تکالیف ما در قبال انسانهای معاصر دیگر یا نسلهای آینده انسانی بازمیگردد. اگر انجام عملی در قبال طبیعت نارواست تنها به این جهت است که بر اصل حیات یا کیفیت حیات انسانهای معاصر دیگر و آیندگان تأثیری منفی میگذارد و لذا میتواند به لحاظ اخلاقی مذموم و یا به لحاط حقوق ممنوع قلمداد شود و اگر تکالیف اخلاقی و حقوقی ما نه بهگونهای مادی و برپایه شناخت طبیعت و ذوات امور، بلکه بهگونهای صورت و پیشینی بر پایه تکلیف انسان (ما) در قبال خودمان و سایر انسانها استوار باشد، مبنایی فراگیر برای احکام و تکلیفی انسان در برابر طبیعت نیز فراهم آمده است.
بهعنوان آخرین پرسش، بهنظر شما خطا در برنامهریزیهای انسان بود یا خطا در برداشتی که انسان از زیربناها (منابع طبیعی) داشت؟ آیا برنامهریزی برای امروز بود و آیندگان را در نظر نمیگرفت؟ اگر طبیعت زیربنا نباشد، برنامهریزی چگونه باید انجام شود؟
اینجا با دو موضع روبهرو هستیم: ۱- علت رسیدن ما به وضعیتی که بحران طبیعت نام گرفته است، برنامهریزیهای کوتهنگرانه در علم و تکنولوژی و افق دیدکوتاه دستاندرکاران علم و صنعت، از یکسو و اقدام شتابزده آنان در تصرف طبیعت بوده است و در نتیجه، تکیه ما برای اتخاذ تدابیر درست و تغییر سمت و سوی تصمیمگیریها باید بر تدوین یک برنامه درست، آیندهنگر و بسیار محتاطانه باشد.
وقوف نسبت به ابعاد بیسابقه تواناییهای بشر برای تغییر و تصرف در طبیعت بیش از همه با آثار “بحران محیط زیست” پدیدار شد. در این جا بود که این پرسش با جدیت تمام طرح شد که با فرض این که “علم” همان چیزی باشد که به ما قدرت میبخشد، آیا هرآنچه را که میتوان انجام داد باید انجام داد؟ و آیا این با هدفگذاری علوم برای رسیدن به بیشترین نیکبختی برای بیشترین انسانها ناسازگار نیست؟ پرسش از مجاز بودن یا نبودن افعال ما برای نخستینبار از حیطه روابط مابین انسانها به رابطه میان انسان و طبیعت کشیده شد و مسئله “باید”ها و “نباید”ها درباره چگونگی مواجهه ما با طبیعت مطرح شد؛ بنابراین، موضوع باید و نباید بیش از آن که به خود “طبیعت” بازگردد به چگونگی موضعگیری ما در قبال طبیعت مربوط میشود و میتوان بحران محیط زیست را به بحران جوامع صنعتی، بحران عقلانیت مغرب زمین و یا به بحران علوم تجربی شکل یافته پس از عصر جدید ارجاع داد.
آیا از “انسان محوری” دوران اولیه مدرنیته به “طببیعت محوری” دوران اخیر مدرنیته رسیدهایم؟
طبیعت محوران معتقدند که “به خاطر خود طبیعت” باید چنین کرد یا نکرد. اینان برای طبیعت حقوقی قائلند که تابع اراده یا تصمیم یا میل انسانها نیست، و روا بودن و نبودن عمل انسان ازجمله عمل صنعتی او را با این حقوق محک میزنند. مطابق نظر این گروه تلقی از انسان بهعنوان “آقا و ارباب طبیعت” (دکارت) در عصر جدید بستری را فراهم آورده است که به بحران طبیعت منتهی شد. در نتیجه معتقدند که برای تعیین مشروعیت عمل ما در برابر طبیعت باید به خود طبیعت رجوع کرد.
انسان محوران با نقد بینش طبیعت محوران، رسیدن به یک مفهوم ارزشی از طبیعت برای دستیابی به تکالیف انسان در قبال آن را ناممکن میدانند و در آن خطر پدید آمدن یک ایدئولوژی جدید را حس میکنند که با اسطورهسازی از طبیعت و به نام آن، به جای اندیشه عاقلانه و نقادانه، تنها احساسها و عواطف را برمیانگیزد و میتواند مورد بهرهبرداریهای سوء قرار گیرد.
گرایش انسانمحور معتقد است که بایدها و نبایدها در قبال طبیعت نیز به همان تکالیف ما در قبال انسانهای معاصر دیگر یا نسلهای آینده انسانی بازمیگردد. اگر انجام عملی در قبال طبیعت نارواست تنها به این جهت است که بر اصل حیات یا کیفیت حیات انسانهای معاصر دیگر و آیندگان تأثیری منفی میگذارد و لذا میتواند به لحاظ اخلاقی مذموم و یا به لحاط حقوق ممنوع قلمداد شود و اگر تکالیف اخلاقی و حقوقی ما نه بهگونهای مادی و برپایه شناخت طبیعت و ذوات امور، بلکه بهگونهای صورت و پیشینی بر پایه تکلیف انسان (ما) در قبال خودمان و سایر انسانها استوار باشد، مبنایی فراگیر برای احکام و تکلیفی انسان در برابر طبیعت نیز فراهم آمده است.
بهعنوان آخرین پرسش، بهنظر شما خطا در برنامهریزیهای انسان بود یا خطا در برداشتی که انسان از زیربناها (منابع طبیعی) داشت؟ آیا برنامهریزی برای امروز بود و آیندگان را در نظر نمیگرفت؟ اگر طبیعت زیربنا نباشد، برنامهریزی چگونه باید انجام شود؟
اینجا با دو موضع روبهرو هستیم: ۱- علت رسیدن ما به وضعیتی که بحران طبیعت نام گرفته است، برنامهریزیهای کوتهنگرانه در علم و تکنولوژی و افق دیدکوتاه دستاندرکاران علم و صنعت، از یکسو و اقدام شتابزده آنان در تصرف طبیعت بوده است و در نتیجه، تکیه ما برای اتخاذ تدابیر درست و تغییر سمت و سوی تصمیمگیریها باید بر تدوین یک برنامه درست، آیندهنگر و بسیار محتاطانه باشد.
برداشتهای سطحی و تکبُعدی از انسان، طبیعت و رابطه این دو، نیازمند یک بازنگری اساسی در تلقی عصر جدید و دوران مدرن از انسان و طبیعت است و با اتخاذ تدابیری از آن نوع که برنامهریزان اتخاذ میکنند مسائل پیچیده عصر ما حل نشدنی باقی میماند.
در گروه نخست طیف وسیعی از آراء گوناگونی وجود دارد. عدهای معتقدند که خروج از بحران کنونی طبیعت با تکنیک برتر، دقیقتر، ظریفتر و کارآمدتر میسر است و گروهی در پی آنند که با مهار تکنیک جدید از وارد آمدن صدمات بیشتر بر محیط زیست جانداران و بهویژه انسانها پیشگیری کنند.
طبیعی است که با دامنه گسترده هریک از این مباحث ذکر یکایک پرسشها و پاسخهایی که در اندیشه فلسفی معاصر پیرامون بحران طبیعت مطرح شدهاند از گنجایش این گفتوگو بیرون است. با وجود این امید میرود که دست کم اشاره به پرسشهای مهم، زمینه هماندیشی پیرامون این مسئله فراهم آمده باشد که زیستن انسانها روی کره زمین و همزیستیشان با طبیعت پیرامونشان گرهی حیاتی خورده است.
منبع: ایانا
در گروه نخست طیف وسیعی از آراء گوناگونی وجود دارد. عدهای معتقدند که خروج از بحران کنونی طبیعت با تکنیک برتر، دقیقتر، ظریفتر و کارآمدتر میسر است و گروهی در پی آنند که با مهار تکنیک جدید از وارد آمدن صدمات بیشتر بر محیط زیست جانداران و بهویژه انسانها پیشگیری کنند.
طبیعی است که با دامنه گسترده هریک از این مباحث ذکر یکایک پرسشها و پاسخهایی که در اندیشه فلسفی معاصر پیرامون بحران طبیعت مطرح شدهاند از گنجایش این گفتوگو بیرون است. با وجود این امید میرود که دست کم اشاره به پرسشهای مهم، زمینه هماندیشی پیرامون این مسئله فراهم آمده باشد که زیستن انسانها روی کره زمین و همزیستیشان با طبیعت پیرامونشان گرهی حیاتی خورده است.
منبع: ایانا
http://s1.upzone.ir/65922/15548_865.jpg
کاربردها و محدودیتهای ICT در کشاورزی ایران در گفتوگو با دکتر محمد سلطانیفر، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت ارشاد:
https://telegram.me/RuralDevelopment
نابرابری دیجیتالی میان شهر و روستا/ کارت اعتباری میتواند واسطهها را به نفع کشاورزان از بین ببرد/ توسعه شبکه اینترنت، مرجع مهم آموزش و ترویج کشاورزی در روستا
☘☘☘☘☘☘☘
محمد سلطانیفر، مدیر گروه علوم ارتباطات اجتماعی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی از فروردین ۱۳۸۵ تاکنون معتقد است که باید فکری اساسی برای شکاف دیجیتالی میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه کرد. علاوه بر این توجه به شکاف دیجیتالی میان شهر و روستا از مهمترین وظایف مسئولان بهمنظور تحقق توسعه پایدار است. در گفتوگوی حاضر تلاش کردهایم تا موانع، و راهکارهای از میان برداشتن شکاف دیجیتالی میان شهر و روستا را مطرح کنیم.
https://goo.gl/5sZZjh
کاربردها و محدودیتهای ICT در کشاورزی ایران در گفتوگو با دکتر محمد سلطانیفر، مدیرکل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانههای وزارت ارشاد:
https://telegram.me/RuralDevelopment
نابرابری دیجیتالی میان شهر و روستا/ کارت اعتباری میتواند واسطهها را به نفع کشاورزان از بین ببرد/ توسعه شبکه اینترنت، مرجع مهم آموزش و ترویج کشاورزی در روستا
☘☘☘☘☘☘☘
محمد سلطانیفر، مدیر گروه علوم ارتباطات اجتماعی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی از فروردین ۱۳۸۵ تاکنون معتقد است که باید فکری اساسی برای شکاف دیجیتالی میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه کرد. علاوه بر این توجه به شکاف دیجیتالی میان شهر و روستا از مهمترین وظایف مسئولان بهمنظور تحقق توسعه پایدار است. در گفتوگوی حاضر تلاش کردهایم تا موانع، و راهکارهای از میان برداشتن شکاف دیجیتالی میان شهر و روستا را مطرح کنیم.
https://goo.gl/5sZZjh
پرسش های این نشست ؛
🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
*آیا با بودن تکنولوژی و فناوریهای جدید در روستاها موافق هستید؟
آیا روستاییان به وبسایت هم نیاز دارند و اصولاً چه کاربردی برای آنها دارد؟
نخستینهای ICT روستایی در جهان و ایران از چه زمانی آغاز به کار کردند؟
آموزش الکترونیکی در روستاها چگونه باید باشد؟
از کاربردهای ICT در روستا درباره حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بگویید؟
آیا ICT در کشاورزی هم کاربردی دارد؟
محدودیتهای اصلی توسعه ICT در روستاها چیست؟
بهنظر شما چه عواملی باعث توسعه ICT در روستاها میشود؟
https://telegram.me/RuralDevelopment
🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
*آیا با بودن تکنولوژی و فناوریهای جدید در روستاها موافق هستید؟
آیا روستاییان به وبسایت هم نیاز دارند و اصولاً چه کاربردی برای آنها دارد؟
نخستینهای ICT روستایی در جهان و ایران از چه زمانی آغاز به کار کردند؟
آموزش الکترونیکی در روستاها چگونه باید باشد؟
از کاربردهای ICT در روستا درباره حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بگویید؟
آیا ICT در کشاورزی هم کاربردی دارد؟
محدودیتهای اصلی توسعه ICT در روستاها چیست؟
بهنظر شما چه عواملی باعث توسعه ICT در روستاها میشود؟
https://telegram.me/RuralDevelopment
Telegram
RuralDevelopment
📌انجمن علمی توسعه روستایی ایران
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
✅عوامل ناکارایی تحصیلات در کشور های فقیر
✍خلاصه ای از مصاحبه «لنت پریتچت»
استاد دانشگاه هاروارد
🔹افزایش سالهای تحصیل دانشآموزان در بسیاری از کشورهای فقیر به یادگیری یا دستاوردهای ملموسی منجر نشده است. این وضعیت نامناسب به علت فساد سیستمی و انگیزههای ضعیف در سیستمهای آموزشی از بالا به پایین در سراسر جهان پدید میآید. (سیستم بالا به پایین سیستمی است که در آن یک واحد متمرکز در خصوص دروس و محتوای آنها تصمیمگیری میکند و سیگنالهای بازار تاثیری بر دروس ندارند).
🔹ابتدا میخواهم از مثالی برای درک چگونگی تشکیل سیستمهای آموزشی استفاده کنم: سیستم عنکبوتی و سیستم ستاره دریایی.
🔹 در سیستم عنکبوتی، عنکبوت بهعنوان مغز متفکر سیستم شناخته میشود. این موجود تمامی منابع را در اختیار دارد و با مغز خود اطلاعات را دریافت و از آنها در حفظ و نگهداری سیستم تار استفاده میکند و هرگونه کاستی در سیستم توسط عنکبوت رفع میشود. این تشبیه خوبی برای یک سیستم بالا به پایین است.
🔹اما ستاره دریایی یک موجود بدون مغز متمرکز است و اعصاب وی در سراسر بدن این موجود متصل و پراکنده است. ستاره دریایی حرکت میکند چون هر جزء از آن پیامهای حرکتی ارسال میکنند. اگر یک جزء از اعصاب این موجود سیگنالی مبتنی بر وجود غذا دریافت کند، نوعی کشش در آن عضو ایجاد میشود و چنانچه کشش سمت مقابل بیشتر نباشد، حرکت بر اساس سیگنال همان عضو انجام میشود.
🔹مثال ستاره دریایی یک استعاره از یک سیستم غیر متمرکز است که در آن واحدهای فردی در پاسخ به شرایط موضعی واکنش نشان میدهند. نکته جالب در خصوص یک ستاره دریایی این است که اگر شما یک ستاره دریایی را به 5 قسمت تقسیم کنید، شما 5 ستاره دریایی خواهید داشت اما خطر یک عنکبوت آنجا است که زمانی که عنکبوت میمیرد، کل سیستم سقوط میکند. مشکل دیگر سیستم عنکبوتی این است که وابسته به یک نقطه مرکزی است.
🔹 سیستمهای عنکبوتی با دو مساله یکی از مزیتهای سیستمهای عنکبوتی سیستم پشتیبانی مناسب آنهاست. چنانچه شما بخواهید سیستمی را طراحی کنید که افراد در مناطق اندیشه نکنند، کافی است مثلا در مجموعه جزایر اندونزی صدها هزار مدرسه ایجاد کنید و سپس همگی آنها را مجبور کنید که از سیستم آموزشی یکسانی که طراحی شده است، تبعیت کنند. همچنین کنترل کردن چنین سیستمی بهدلیل یکپارچه بودن آن ساده است؛ بهنحویکه یک دولت مرکزی به راحتی میتواند تمامی تصمیمات کلیدی را گرفته و آن سیستم را کنترل کند، اما در اینجا میخواهم از برخی مشاهداتم در زمینه آموزش بگویم.
🔹سالها بهعنوان اقتصاددان آموزش در بانک جهانی فعالیت کردهام. یکی از تجربیات من در این مدت این بود که اغلب معلمان در هند با آنچه میباید باشند، تفاوت چشمگیر داشتند.
🔹افرادی که به رانت سیاسی دسترسی داشتند، این مشاغل را در اختیار میگرفتند و متاسفانه حتی گاهی افراد انتخاب شده، بهصورت پیمانکاری شغل را به افراد دیگری واگذار میکردند. اما در مصر شرایط متفاوت بود و برای اینکه یک دبیر انتخاب شود باید از آزمونهای سختی عبور کند. در این شرایط آنچه در کلاس درس مشاهده کردم، آمادهسازی دانشآموزان برای امتحان بود، یعنی اینکه معلم به دانشآموزان میگفت چگونه بیاموزند که امتحان را بگذرانند و این با آموزش واقعی تفاوت چشمگیر داشت. در مواردی شرایط بدتر بود؛ بهنحویکه معلمان در طول روز در واقع برای کار بعدازظهر خود بازاریابی میکردند و میگفتند باید مواردی را به شما بیاموزم تا بتوانید از عهده امتحان بر بیایید. در واقع آنها نیاز برای امتحان را پوشش میدادند و از دیگر سو اشتیاق بسیاری از سوی خانوادهها برای ثبتنام دانشآموزان در مدارس وجود داشت. نگاهی به آمارهای آموزش نشان میدهد که نسبت به دهه 50 میلادی تحصیلات نیروی کار در بسیاری از کشورها سه برابر شده است. اما دانش مربوط به کار در این کشورها سه برابر نشده است و این بهدلیل شیوههای نامناسب نظامهای آموزشی در بسیاری از این کشورهاست.
به طور خلاصه علل و پیامدهای ناکارآیی آموزش در کشورهای فقیر را میتوان در 5 عنوان بیان کرد. (هر یک از عناوین یک فصل از کتابی با عنوان «آموزش در کشورهای فقیر» است).
1- سطح آموزش در بسیاری از کشورهای فقیر پایین است.
2- افزایش سالهای تحصیل لزوما مشکل آموزش را حل نمیکند.
3- افزایش تعداد تحصیلکردهها فقط اندکی بهبود ایجاد میکند.
4- افزایش بیش از اندازه ورودی میتواند حتی تاثیرات منفی داشته باشد.
5- سیستمهای آموزشی حاضر مبتنی بر روشهای سنتی قرن 19 و 20 هستند و برای نیازهای مدرن قرن 21 طراحی نشدهاند.
منبع: باشگاه اقتصاددانان- دنیای اقتصاد
✍خلاصه ای از مصاحبه «لنت پریتچت»
استاد دانشگاه هاروارد
🔹افزایش سالهای تحصیل دانشآموزان در بسیاری از کشورهای فقیر به یادگیری یا دستاوردهای ملموسی منجر نشده است. این وضعیت نامناسب به علت فساد سیستمی و انگیزههای ضعیف در سیستمهای آموزشی از بالا به پایین در سراسر جهان پدید میآید. (سیستم بالا به پایین سیستمی است که در آن یک واحد متمرکز در خصوص دروس و محتوای آنها تصمیمگیری میکند و سیگنالهای بازار تاثیری بر دروس ندارند).
🔹ابتدا میخواهم از مثالی برای درک چگونگی تشکیل سیستمهای آموزشی استفاده کنم: سیستم عنکبوتی و سیستم ستاره دریایی.
🔹 در سیستم عنکبوتی، عنکبوت بهعنوان مغز متفکر سیستم شناخته میشود. این موجود تمامی منابع را در اختیار دارد و با مغز خود اطلاعات را دریافت و از آنها در حفظ و نگهداری سیستم تار استفاده میکند و هرگونه کاستی در سیستم توسط عنکبوت رفع میشود. این تشبیه خوبی برای یک سیستم بالا به پایین است.
🔹اما ستاره دریایی یک موجود بدون مغز متمرکز است و اعصاب وی در سراسر بدن این موجود متصل و پراکنده است. ستاره دریایی حرکت میکند چون هر جزء از آن پیامهای حرکتی ارسال میکنند. اگر یک جزء از اعصاب این موجود سیگنالی مبتنی بر وجود غذا دریافت کند، نوعی کشش در آن عضو ایجاد میشود و چنانچه کشش سمت مقابل بیشتر نباشد، حرکت بر اساس سیگنال همان عضو انجام میشود.
🔹مثال ستاره دریایی یک استعاره از یک سیستم غیر متمرکز است که در آن واحدهای فردی در پاسخ به شرایط موضعی واکنش نشان میدهند. نکته جالب در خصوص یک ستاره دریایی این است که اگر شما یک ستاره دریایی را به 5 قسمت تقسیم کنید، شما 5 ستاره دریایی خواهید داشت اما خطر یک عنکبوت آنجا است که زمانی که عنکبوت میمیرد، کل سیستم سقوط میکند. مشکل دیگر سیستم عنکبوتی این است که وابسته به یک نقطه مرکزی است.
🔹 سیستمهای عنکبوتی با دو مساله یکی از مزیتهای سیستمهای عنکبوتی سیستم پشتیبانی مناسب آنهاست. چنانچه شما بخواهید سیستمی را طراحی کنید که افراد در مناطق اندیشه نکنند، کافی است مثلا در مجموعه جزایر اندونزی صدها هزار مدرسه ایجاد کنید و سپس همگی آنها را مجبور کنید که از سیستم آموزشی یکسانی که طراحی شده است، تبعیت کنند. همچنین کنترل کردن چنین سیستمی بهدلیل یکپارچه بودن آن ساده است؛ بهنحویکه یک دولت مرکزی به راحتی میتواند تمامی تصمیمات کلیدی را گرفته و آن سیستم را کنترل کند، اما در اینجا میخواهم از برخی مشاهداتم در زمینه آموزش بگویم.
🔹سالها بهعنوان اقتصاددان آموزش در بانک جهانی فعالیت کردهام. یکی از تجربیات من در این مدت این بود که اغلب معلمان در هند با آنچه میباید باشند، تفاوت چشمگیر داشتند.
🔹افرادی که به رانت سیاسی دسترسی داشتند، این مشاغل را در اختیار میگرفتند و متاسفانه حتی گاهی افراد انتخاب شده، بهصورت پیمانکاری شغل را به افراد دیگری واگذار میکردند. اما در مصر شرایط متفاوت بود و برای اینکه یک دبیر انتخاب شود باید از آزمونهای سختی عبور کند. در این شرایط آنچه در کلاس درس مشاهده کردم، آمادهسازی دانشآموزان برای امتحان بود، یعنی اینکه معلم به دانشآموزان میگفت چگونه بیاموزند که امتحان را بگذرانند و این با آموزش واقعی تفاوت چشمگیر داشت. در مواردی شرایط بدتر بود؛ بهنحویکه معلمان در طول روز در واقع برای کار بعدازظهر خود بازاریابی میکردند و میگفتند باید مواردی را به شما بیاموزم تا بتوانید از عهده امتحان بر بیایید. در واقع آنها نیاز برای امتحان را پوشش میدادند و از دیگر سو اشتیاق بسیاری از سوی خانوادهها برای ثبتنام دانشآموزان در مدارس وجود داشت. نگاهی به آمارهای آموزش نشان میدهد که نسبت به دهه 50 میلادی تحصیلات نیروی کار در بسیاری از کشورها سه برابر شده است. اما دانش مربوط به کار در این کشورها سه برابر نشده است و این بهدلیل شیوههای نامناسب نظامهای آموزشی در بسیاری از این کشورهاست.
به طور خلاصه علل و پیامدهای ناکارآیی آموزش در کشورهای فقیر را میتوان در 5 عنوان بیان کرد. (هر یک از عناوین یک فصل از کتابی با عنوان «آموزش در کشورهای فقیر» است).
1- سطح آموزش در بسیاری از کشورهای فقیر پایین است.
2- افزایش سالهای تحصیل لزوما مشکل آموزش را حل نمیکند.
3- افزایش تعداد تحصیلکردهها فقط اندکی بهبود ایجاد میکند.
4- افزایش بیش از اندازه ورودی میتواند حتی تاثیرات منفی داشته باشد.
5- سیستمهای آموزشی حاضر مبتنی بر روشهای سنتی قرن 19 و 20 هستند و برای نیازهای مدرن قرن 21 طراحی نشدهاند.
منبع: باشگاه اقتصاددانان- دنیای اقتصاد
🔹نظام معنایی توسعه:
دکتر تقی آزاد ارمکی
📍 این استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، توسعه را تغییری کیفی در سطح اجتماع می داند که در تناسب با ویژگی های تمدنی و تاریخی کشور معنا می یابد. به اعتقاد وی توسعه ساحت ترکیبی تلفیقی دارد و اصیل نیست، پس به تفکر و فلسفه اصیل نیاز ندارد.
📍دکتر آزاد ارمکی معتقد است اکنون ما به فرهنگ توسعه، روح توسعه و به تعبیر ایشان «ویروس توسعه» بیش از هر چیز دیگر نیاز داریم.
📍در واقع جامعه ایرانی هم اکنون نیاز به ساخت بنیان های فکری عجیب و بزرگ ندارد یا الزاماً به تفکر فلسفی در باب توسعه نیازمند نیست. همچنانکه دنیای غرب نیز بر پایه تفکرات دکارت، هایدگر، کانت، اسمیت و دیگران ساخته نشد، بلکه ابتدا عمل و پویایی اجتماعی در بستر تاریخی شکل گرفت و سپس این اندیشه ها به توضیح، تفسیر یا حتی توجیه آنها پرداختند.
📍 توسعه در فرایند عمل معنا می یابد و به همین دلیل اول به تفکر فلسفی و طرح ایده نخبگان در باب توسعه نیار نیست. در ایران امروز، خرد تاریخی و نیروی انسانی با مهارت و پُرانگیزه، منابع ملی اساسی هستند که در صورت تزریق روح توسعه، به توسعه گراشدن جامعه ایرانی می انجامند. عمل موقعیت مند مبتنی بر برنامه های موقعیتی توسعه برای مناطق در ترکیب با آنها مسیر توسعه ایران را تسهیل می کند.
📍 معلمان و روشنفکران توسعه در ازای تحلیل دلایل عقب ماندگی ایران و نوشتن در باب این که چرا آن گونه که باید می شدیم نشدیم، از این بنویسند که چگونه بدین جا رسیدیم. در واقع به جای تحلیل ابعاد سلبی، از ابعاد ایجابی بحث کنیم. مطالعه تاریخی جامعه ایرانی از این منظر صورت گیرد که با چه داشته ها و ظرفیت هایی به امروز رسیدیم و نقاط قوت مان چه بوده است. اکنون ما محدودیت های پیش رویمان درحرکت به سوی توسعه را بیشتر از ظرفیت های در اختیارمان برای توسعه یافتگی می شناسیم.
📍دکتر آزاد ارمکی دوری از برنامه ریزی های متمرکز و کانونی و یکتانگر به جامعه را دیگر راهکار تسهیل توسعه در ایران می داند.
دکتر تقی آزاد ارمکی
📍 این استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، توسعه را تغییری کیفی در سطح اجتماع می داند که در تناسب با ویژگی های تمدنی و تاریخی کشور معنا می یابد. به اعتقاد وی توسعه ساحت ترکیبی تلفیقی دارد و اصیل نیست، پس به تفکر و فلسفه اصیل نیاز ندارد.
📍دکتر آزاد ارمکی معتقد است اکنون ما به فرهنگ توسعه، روح توسعه و به تعبیر ایشان «ویروس توسعه» بیش از هر چیز دیگر نیاز داریم.
📍در واقع جامعه ایرانی هم اکنون نیاز به ساخت بنیان های فکری عجیب و بزرگ ندارد یا الزاماً به تفکر فلسفی در باب توسعه نیازمند نیست. همچنانکه دنیای غرب نیز بر پایه تفکرات دکارت، هایدگر، کانت، اسمیت و دیگران ساخته نشد، بلکه ابتدا عمل و پویایی اجتماعی در بستر تاریخی شکل گرفت و سپس این اندیشه ها به توضیح، تفسیر یا حتی توجیه آنها پرداختند.
📍 توسعه در فرایند عمل معنا می یابد و به همین دلیل اول به تفکر فلسفی و طرح ایده نخبگان در باب توسعه نیار نیست. در ایران امروز، خرد تاریخی و نیروی انسانی با مهارت و پُرانگیزه، منابع ملی اساسی هستند که در صورت تزریق روح توسعه، به توسعه گراشدن جامعه ایرانی می انجامند. عمل موقعیت مند مبتنی بر برنامه های موقعیتی توسعه برای مناطق در ترکیب با آنها مسیر توسعه ایران را تسهیل می کند.
📍 معلمان و روشنفکران توسعه در ازای تحلیل دلایل عقب ماندگی ایران و نوشتن در باب این که چرا آن گونه که باید می شدیم نشدیم، از این بنویسند که چگونه بدین جا رسیدیم. در واقع به جای تحلیل ابعاد سلبی، از ابعاد ایجابی بحث کنیم. مطالعه تاریخی جامعه ایرانی از این منظر صورت گیرد که با چه داشته ها و ظرفیت هایی به امروز رسیدیم و نقاط قوت مان چه بوده است. اکنون ما محدودیت های پیش رویمان درحرکت به سوی توسعه را بیشتر از ظرفیت های در اختیارمان برای توسعه یافتگی می شناسیم.
📍دکتر آزاد ارمکی دوری از برنامه ریزی های متمرکز و کانونی و یکتانگر به جامعه را دیگر راهکار تسهیل توسعه در ایران می داند.
Forwarded from انجمن انرژی های تجدیدپذیر ایران
✅ سرمایه گذاری در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر در آفریقا
فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه روز سه شنبه بر حمایت کشورش از طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر با هدف افزایش ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020 تأکید کرد.
فرانسوا اولاند در گفتگو با آلفا کنده، رئیس جمهور گینه و هماهنگ کننده طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر گفت فرانسه در سال 2016 به بیش از 50 درصد از تعهداتش در نشست COP21 (کنفرانس پاریس در مورد تغییرات آب و هوایی در سال 2015) در زمینه تامین مالی انرژیهای تجدیدپذیر عمل کرده است.
وی افزود در حال حاضر 16 پروژه تولیدی در قاره آفریقا تأیید شده که ظرفیت تولید 738 مگاوات برق را دارد و سرمایهگذاری آن حدود 631 میلیون یورو برآورد می شود. همچنین 21 پروژه دیگر نیز در دست بررسی است.
به گزارش خبرگزاری شین هوا از پاریس، رئیس جمهور فرانسه همچنین اعلام کرد فرانسه مایل است که در اجرای این تعهدات برای پایان دوره زمانی 2020-2016 تسریع شود. وی همچنین بر تمایل اتحادیه اروپا به حمایت از توسعه انرژیهای پاک در آفریقا با طرح سرمایهگذاری خارجی تأکید کرد.
طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر سال گذشته میلادی در کنفرانس پاریس مطرح شد. براساس این طرح قرار است ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020، ده گیگا وات و تا سال 2030 ، 300 گیگاوات افزایش یابد.
کمیسیون اتحادیه افریقا، مشارکت جدید برای توسعه آفریقا، گروه مذاکره کنندگان آفریقایی، بانک توسعه آفریقا، برنامه ملل متحد برای محیط زیست و آژانس بین المللی انرژیهای تجدیدپذیر اجرای این طرح را بر عهده دارند.
منبع: واحد مرکزی خبر
@IRREA
فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه روز سه شنبه بر حمایت کشورش از طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر با هدف افزایش ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020 تأکید کرد.
فرانسوا اولاند در گفتگو با آلفا کنده، رئیس جمهور گینه و هماهنگ کننده طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر گفت فرانسه در سال 2016 به بیش از 50 درصد از تعهداتش در نشست COP21 (کنفرانس پاریس در مورد تغییرات آب و هوایی در سال 2015) در زمینه تامین مالی انرژیهای تجدیدپذیر عمل کرده است.
وی افزود در حال حاضر 16 پروژه تولیدی در قاره آفریقا تأیید شده که ظرفیت تولید 738 مگاوات برق را دارد و سرمایهگذاری آن حدود 631 میلیون یورو برآورد می شود. همچنین 21 پروژه دیگر نیز در دست بررسی است.
به گزارش خبرگزاری شین هوا از پاریس، رئیس جمهور فرانسه همچنین اعلام کرد فرانسه مایل است که در اجرای این تعهدات برای پایان دوره زمانی 2020-2016 تسریع شود. وی همچنین بر تمایل اتحادیه اروپا به حمایت از توسعه انرژیهای پاک در آفریقا با طرح سرمایهگذاری خارجی تأکید کرد.
طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر سال گذشته میلادی در کنفرانس پاریس مطرح شد. براساس این طرح قرار است ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020، ده گیگا وات و تا سال 2030 ، 300 گیگاوات افزایش یابد.
کمیسیون اتحادیه افریقا، مشارکت جدید برای توسعه آفریقا، گروه مذاکره کنندگان آفریقایی، بانک توسعه آفریقا، برنامه ملل متحد برای محیط زیست و آژانس بین المللی انرژیهای تجدیدپذیر اجرای این طرح را بر عهده دارند.
منبع: واحد مرکزی خبر
@IRREA
🎯@tourism_handicruft_cultural نشست «صنایع دستی در نظریههای مصرف فرهنگی» برگزار میشود
نشست «صنایع دستی در نظریههای مصرف فرهنگی» با سخنرانی محمدرضا مریدی، مدرس دانشگاه، مانی کلانی، در سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برگزار میشود.
در این نشست دکتر محمدرضا مریدی با عنوان «ذائقه و سلائق اجتماعی در خرید و مصرف صنایع دستی» سخنرانی می کند و به این نکته می پردازد که چرا و چگونه صنایع دستی انتخاب و مصرف می شود یا نمی شود؟ پاسخ به این پرسش مستلزم نوع شناسی ارزشهای اجتماعی مرتبط با انتخاب و مصرف فرهنگی است که می توان به نوع شناسی مخاطبان، خریداران و مصرف کنندگان صنایع دستی منجر شود.
گونههای مختلفی از سلائق مبتنی بر تمایزهای طبقاتی بالا/پایین، سلائق جنسیتی زنانه/مردانه، سلائق مبتنیبر تجربه زیسته شهری/روستایی، سلائق مبتنی بر کشمکش های نشانه شناختی طبیعت گرا/فرهنگ گرا و در مجموع سلائق مبتنی بر انتخابهای بهنجار/ انتقادی را میتوان دستهبندی کرد که ارزش های فرهنگی را به ارزیابی های زیباشناختی تبدیل می کنند؛ این ارزش ها و ارزیابی ها منجر به گونه های مختلفی از مصرف فرهنگی میشود. 🎯@tourism_handicruft_cultural
در این نشست دکتر محمدرضا مریدی با عنوان «ذائقه و سلائق اجتماعی در خرید و مصرف صنایع دستی» سخنرانی می کند و به این نکته می پردازد که چرا و چگونه صنایع دستی انتخاب و مصرف می شود یا نمی شود؟ پاسخ به این پرسش مستلزم نوع شناسی ارزشهای اجتماعی مرتبط با انتخاب و مصرف فرهنگی است که می توان به نوع شناسی مخاطبان، خریداران و مصرف کنندگان صنایع دستی منجر شود.
گونههای مختلفی از سلائق مبتنی بر تمایزهای طبقاتی بالا/پایین، سلائق جنسیتی زنانه/مردانه، سلائق مبتنیبر تجربه زیسته شهری/روستایی، سلائق مبتنی بر کشمکش های نشانه شناختی طبیعت گرا/فرهنگ گرا و در مجموع سلائق مبتنی بر انتخابهای بهنجار/ انتقادی را میتوان دستهبندی کرد که ارزش های فرهنگی را به ارزیابی های زیباشناختی تبدیل می کنند؛ این ارزش ها و ارزیابی ها منجر به گونه های مختلفی از مصرف فرهنگی میشود. 🎯@tourism_handicruft_cultural
Forwarded from پژوهشگاه علوم انسانی ihcssir
Azad news agency(ANA)
حرکت دولت در زمینه آموزش زبان قومی در دانشگاهها کاری درست و عقلایی است/عامل اتصال اقوام ایرانی به هم، پیوست فرهنگی است
دکتر سیدجواد میری منیق، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، حرکت دولت در زمینه آموزش زبانهای قومی در دانشگاهها را گامی رو به جلو در عرصه آموزش عالی کشور میداند و معتقد است جامعه مدنی باید تمامقد پشت حرکت دولت بایستد و او را حمایت کند…
Forwarded from کانال خبری مهرگیتی
🎉 ارسال بیش از ۲۰۰۰ کیف مهربانی به مناطق کمبرخوردار کشور
با آغاز سال تحصیلی جدید، مهرگیتی با یاری نیکاندیشان عزیز اقدام به تهیه کیف و لوازمالتحریر مورد نیاز دانشآموزان مناطق کمبرخوردار کشور کرده و تا کنون حدود ۲۰۰۰ کیف مهربانی را برای این مناطق ارسال کرده است.
📝 به گزارش روابط عمومی مهرگیتی، تا کنون ۲۰۰ کیف برای عشایر لرستان، ۲۰۰ کیف به خراسان شمالی، ۱۵۰ کیف برای نابینایان کرمان، ۲۰۰ کیف به کرمانشاه، ۳۰۰ کیف برای عشایر دهدز خوزستان، ۲۰۰ کیف برای عشایر رامهرمز خوزستان، ۲۲۰ کیف به درود لرستان، ۱۵۰ کیف به سیستان و بلوچستان و ۲۵۰ کیف برای عشایر خوزستان ارسال شده است.
همچنین روز اول مهر ماه ۵۰۰ کیف نیز از طرف گروه مهربانی با هماهنگی مهرگیتی در ۳۰ روستای تکاپ آذربایجان غربی به دانشآموزان هدیه شد .
همراهان مهرگیتی همچنان در حال بستهبندی و ارسال کیف به سایر مناطق کمبرخوردار کشور عزیزمان هستند.
عکسهای زیر 👇مربوط به کیفهای مهربانی ارسالشده است.
#کیف_مهربانی
#حمایت_تحصیلی
#موسسه_خیریه_مهرگیتی
@MehrgitiNews
با آغاز سال تحصیلی جدید، مهرگیتی با یاری نیکاندیشان عزیز اقدام به تهیه کیف و لوازمالتحریر مورد نیاز دانشآموزان مناطق کمبرخوردار کشور کرده و تا کنون حدود ۲۰۰۰ کیف مهربانی را برای این مناطق ارسال کرده است.
📝 به گزارش روابط عمومی مهرگیتی، تا کنون ۲۰۰ کیف برای عشایر لرستان، ۲۰۰ کیف به خراسان شمالی، ۱۵۰ کیف برای نابینایان کرمان، ۲۰۰ کیف به کرمانشاه، ۳۰۰ کیف برای عشایر دهدز خوزستان، ۲۰۰ کیف برای عشایر رامهرمز خوزستان، ۲۲۰ کیف به درود لرستان، ۱۵۰ کیف به سیستان و بلوچستان و ۲۵۰ کیف برای عشایر خوزستان ارسال شده است.
همچنین روز اول مهر ماه ۵۰۰ کیف نیز از طرف گروه مهربانی با هماهنگی مهرگیتی در ۳۰ روستای تکاپ آذربایجان غربی به دانشآموزان هدیه شد .
همراهان مهرگیتی همچنان در حال بستهبندی و ارسال کیف به سایر مناطق کمبرخوردار کشور عزیزمان هستند.
عکسهای زیر 👇مربوط به کیفهای مهربانی ارسالشده است.
#کیف_مهربانی
#حمایت_تحصیلی
#موسسه_خیریه_مهرگیتی
@MehrgitiNews
◀️هدف از وضع قانون حفظ انسان است نه برعکس.
✏️تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
✏️کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
📍 آیا کار آن مرد درست بود؟
📍 آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
✏️داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
📍آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
📍زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
📍کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
✏️اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
✏️تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
✏️کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
📍 آیا کار آن مرد درست بود؟
📍 آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
✏️داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
📍آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
📍زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
📍کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
✏️اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
***:
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند به مناسبت روز ملی روستا انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران با مشارکت قطب علمی برنامه ریزی روستایی نشست تخصصی" توسعه روستایی مشارکتی در ایران: تجربهها، چالشها و چشم اندازها" را با سخنرانی آقای دکتر سید حسن رضوی عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی د ر روز سه شنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار اجتماعات دانشکده در طبقه سوم ساختمان شماره ۱ دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار مینماید
پوستر نشست جهت اطلاعات بیشتر به پیوست ارسال می گردد.
با تشکر
انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند به مناسبت روز ملی روستا انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران با مشارکت قطب علمی برنامه ریزی روستایی نشست تخصصی" توسعه روستایی مشارکتی در ایران: تجربهها، چالشها و چشم اندازها" را با سخنرانی آقای دکتر سید حسن رضوی عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی د ر روز سه شنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار اجتماعات دانشکده در طبقه سوم ساختمان شماره ۱ دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار مینماید
پوستر نشست جهت اطلاعات بیشتر به پیوست ارسال می گردد.
با تشکر
انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران
Forwarded from +ایانا
صفر؛ سهم گردشگری روستایی در تولید ناخالص ملی/ رویگردانی گردشگر برای سفر به روستاشهرهای ایران
http://telegram.me/ianair
ستاره حجتی
با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید توسعه روستاها به یکی از بحثهای اصلی در حوزه اقتصاد بدل شد. موضوعی که البته پیشتر هم بهنظر میرسید مورد توجه بوده، اما نتیجه چندانی دربر نداشته است. نخستین اقدام دولت یازدهم برای توسعه روستاها بهویژه روستاهای مرزی، ایجاد معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم در نهاد ریاست جهموری بود و یکی از اصلیترین محورهای مورد توجه برای تحقق این توسعه، گردشگری روستایی بهعنوان صنعتی سبز و پایداربود. بهنظر میرسد چالشهایی از جمله آب و محیط زیست که با فاکتور اصلی اقتصاد روستایی یعنی کشاورزی گره خورده بود یکی از مهمترین دلایل این انتخاب بود.
طبق نتایج پژوهشی که در معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم انجام شد و مرداد امسال به نشر رسید، در سال ۹۱ (پایان دولت دهم) روستاها از تولید ناخالص ملی، سهمی ۲۶ و ششدهم درصدی و معادل یک میلیون و ۹۵۸ هزار و ۱۴۲ میلیارد ریال داشتند که بخش عمده آن به کشاورزی اختصاص داشت. این در حالی است که در پایان دولت دهم ۴۵۶ روستا در سراسر کشور به عنوان روستاهای هدف گردشگری تعیین شده بودند. اما در تولید ناخالص ملی، سهم گردشگری روستایی تقریبا معادل صفر برآرود شد.
یک کارشناس ارشد جغرافیای گردشگری در گفتوگو با ایانا، دولت را در حوزه روستایی همچنان سرگردان ارزیابی میکند. سید همام عمادی راد میگوید: "با توجه به آنچه از خبرها و رصد برنامههای دولت میبینیم به نظر نمیرسد، دولت پلن مشخصی برای توسعه گردشگری روستایی داشته باشد. در حقیقت تحرکاتی که امروز در برخی روستاهای خاص وجود دارد، یا حاصل کار بخش خصوصی است و یا در موارد نادری بخشی از جوامع محلی. اگر به طور ویژه فکر میکنید که دولت افق بلند مدتی برای این موضوع در نظر گرفته است باید بگویم چشم اندازی دیده نمیشود."
http://telegram.me/ianair
او ادامه میدهد: "در بحث گردشگری بین المللی در شرایط فعلی، دولت میتواند مهم ترین نقش را ایفا کند. چه در ساخت و توسعه زیر ساختها و چه در بخش حمایتها و منابع قانونی که برای حمایت در اختیار دارد. در بحث بینالملل حتی در حوزه تبلیغات هم آنقدر که دولت (تأکید میکنم در شرایط فعلی) میتواند اثرگذار باشد، بخش خصوصی و جوامع محلی نمیتوانند. یکی از اصلیترین اقدامهای دولت به جای تمرکز بر محور گردشگری روستایی، باید بر ماندگار کردن روستاییان در روستا با طرح ریزی برنامههای کوتاه مدت و میان مدت، استوار شود. تضمین این ماندگاری در بلند مدت با ایجاد اشتغال پایدار از جمله گردشگری انجام میشود."
عمادی راد در پایان میگوید: "اگر گردشگری داخلی را کنار بگذاریم، میبینیم ورودی های ما به طور کامل بسته است. یعنی ما پروژههای ویژه ای برای ورود از آب، زمین و هوا به کشور تعریف نکردهایم. البته واقعا با هم افزایی که شبکه بوم گردان ایران ایجاد کرده اند، به آهستگی رشدی مشاهده میشود اما به هیچ عنوان کافی نیست."
http://telegram.me/ianair
دکتر مهدی سقایی نیزدکترای گردشگری است. او هم در گفت وگو با خبرنگار ایانا، برنامههای توسعه کشور را فاقد نگاه به حوزه گردشگری روستایی میداند.سقایی میگوید: "حتی نمیتوان در برنامه چهارم توسعه رد پایی از گردشگری روستایی دید. از برنامه پنجم به این طرف این رد به شکل غیر کارشناسانه ای دیده میشود. اساسا تکیه در گردشگری ایران و گردشگری روستایی به تبع آن، بر جاذبه است. در حالی که جاذبه شرط لازم و یکی از عناصر تکمیل فرآیند گردشگری است، اما شرط کافی نیست. عناصری مانند معرفی، دسترسی، استقرار زیر ساخت ها، خدمات پذیرایی، مهمان نوازی همه و همه دست به دست میدهند تا چیزی به نام کالای گردشگری را به وجود بیاورند. صرف وجود جاذبه و بازدید و دیدن از آن گردشگری نیست." ادامه در پست بعدی👇👇👇👇
http://telegram.me/ianair
ستاره حجتی
با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید توسعه روستاها به یکی از بحثهای اصلی در حوزه اقتصاد بدل شد. موضوعی که البته پیشتر هم بهنظر میرسید مورد توجه بوده، اما نتیجه چندانی دربر نداشته است. نخستین اقدام دولت یازدهم برای توسعه روستاها بهویژه روستاهای مرزی، ایجاد معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم در نهاد ریاست جهموری بود و یکی از اصلیترین محورهای مورد توجه برای تحقق این توسعه، گردشگری روستایی بهعنوان صنعتی سبز و پایداربود. بهنظر میرسد چالشهایی از جمله آب و محیط زیست که با فاکتور اصلی اقتصاد روستایی یعنی کشاورزی گره خورده بود یکی از مهمترین دلایل این انتخاب بود.
طبق نتایج پژوهشی که در معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم انجام شد و مرداد امسال به نشر رسید، در سال ۹۱ (پایان دولت دهم) روستاها از تولید ناخالص ملی، سهمی ۲۶ و ششدهم درصدی و معادل یک میلیون و ۹۵۸ هزار و ۱۴۲ میلیارد ریال داشتند که بخش عمده آن به کشاورزی اختصاص داشت. این در حالی است که در پایان دولت دهم ۴۵۶ روستا در سراسر کشور به عنوان روستاهای هدف گردشگری تعیین شده بودند. اما در تولید ناخالص ملی، سهم گردشگری روستایی تقریبا معادل صفر برآرود شد.
یک کارشناس ارشد جغرافیای گردشگری در گفتوگو با ایانا، دولت را در حوزه روستایی همچنان سرگردان ارزیابی میکند. سید همام عمادی راد میگوید: "با توجه به آنچه از خبرها و رصد برنامههای دولت میبینیم به نظر نمیرسد، دولت پلن مشخصی برای توسعه گردشگری روستایی داشته باشد. در حقیقت تحرکاتی که امروز در برخی روستاهای خاص وجود دارد، یا حاصل کار بخش خصوصی است و یا در موارد نادری بخشی از جوامع محلی. اگر به طور ویژه فکر میکنید که دولت افق بلند مدتی برای این موضوع در نظر گرفته است باید بگویم چشم اندازی دیده نمیشود."
http://telegram.me/ianair
او ادامه میدهد: "در بحث گردشگری بین المللی در شرایط فعلی، دولت میتواند مهم ترین نقش را ایفا کند. چه در ساخت و توسعه زیر ساختها و چه در بخش حمایتها و منابع قانونی که برای حمایت در اختیار دارد. در بحث بینالملل حتی در حوزه تبلیغات هم آنقدر که دولت (تأکید میکنم در شرایط فعلی) میتواند اثرگذار باشد، بخش خصوصی و جوامع محلی نمیتوانند. یکی از اصلیترین اقدامهای دولت به جای تمرکز بر محور گردشگری روستایی، باید بر ماندگار کردن روستاییان در روستا با طرح ریزی برنامههای کوتاه مدت و میان مدت، استوار شود. تضمین این ماندگاری در بلند مدت با ایجاد اشتغال پایدار از جمله گردشگری انجام میشود."
عمادی راد در پایان میگوید: "اگر گردشگری داخلی را کنار بگذاریم، میبینیم ورودی های ما به طور کامل بسته است. یعنی ما پروژههای ویژه ای برای ورود از آب، زمین و هوا به کشور تعریف نکردهایم. البته واقعا با هم افزایی که شبکه بوم گردان ایران ایجاد کرده اند، به آهستگی رشدی مشاهده میشود اما به هیچ عنوان کافی نیست."
http://telegram.me/ianair
دکتر مهدی سقایی نیزدکترای گردشگری است. او هم در گفت وگو با خبرنگار ایانا، برنامههای توسعه کشور را فاقد نگاه به حوزه گردشگری روستایی میداند.سقایی میگوید: "حتی نمیتوان در برنامه چهارم توسعه رد پایی از گردشگری روستایی دید. از برنامه پنجم به این طرف این رد به شکل غیر کارشناسانه ای دیده میشود. اساسا تکیه در گردشگری ایران و گردشگری روستایی به تبع آن، بر جاذبه است. در حالی که جاذبه شرط لازم و یکی از عناصر تکمیل فرآیند گردشگری است، اما شرط کافی نیست. عناصری مانند معرفی، دسترسی، استقرار زیر ساخت ها، خدمات پذیرایی، مهمان نوازی همه و همه دست به دست میدهند تا چیزی به نام کالای گردشگری را به وجود بیاورند. صرف وجود جاذبه و بازدید و دیدن از آن گردشگری نیست." ادامه در پست بعدی👇👇👇👇
