پرسش های این نشست ؛
🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
*آیا با بودن تکنولوژی و فناوریهای جدید در روستاها موافق هستید؟
آیا روستاییان به وبسایت هم نیاز دارند و اصولاً چه کاربردی برای آنها دارد؟
نخستینهای ICT روستایی در جهان و ایران از چه زمانی آغاز به کار کردند؟
آموزش الکترونیکی در روستاها چگونه باید باشد؟
از کاربردهای ICT در روستا درباره حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بگویید؟
آیا ICT در کشاورزی هم کاربردی دارد؟
محدودیتهای اصلی توسعه ICT در روستاها چیست؟
بهنظر شما چه عواملی باعث توسعه ICT در روستاها میشود؟
https://telegram.me/RuralDevelopment
🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
*آیا با بودن تکنولوژی و فناوریهای جدید در روستاها موافق هستید؟
آیا روستاییان به وبسایت هم نیاز دارند و اصولاً چه کاربردی برای آنها دارد؟
نخستینهای ICT روستایی در جهان و ایران از چه زمانی آغاز به کار کردند؟
آموزش الکترونیکی در روستاها چگونه باید باشد؟
از کاربردهای ICT در روستا درباره حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بگویید؟
آیا ICT در کشاورزی هم کاربردی دارد؟
محدودیتهای اصلی توسعه ICT در روستاها چیست؟
بهنظر شما چه عواملی باعث توسعه ICT در روستاها میشود؟
https://telegram.me/RuralDevelopment
Telegram
RuralDevelopment
📌انجمن علمی توسعه روستایی ایران
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
✅عوامل ناکارایی تحصیلات در کشور های فقیر
✍خلاصه ای از مصاحبه «لنت پریتچت»
استاد دانشگاه هاروارد
🔹افزایش سالهای تحصیل دانشآموزان در بسیاری از کشورهای فقیر به یادگیری یا دستاوردهای ملموسی منجر نشده است. این وضعیت نامناسب به علت فساد سیستمی و انگیزههای ضعیف در سیستمهای آموزشی از بالا به پایین در سراسر جهان پدید میآید. (سیستم بالا به پایین سیستمی است که در آن یک واحد متمرکز در خصوص دروس و محتوای آنها تصمیمگیری میکند و سیگنالهای بازار تاثیری بر دروس ندارند).
🔹ابتدا میخواهم از مثالی برای درک چگونگی تشکیل سیستمهای آموزشی استفاده کنم: سیستم عنکبوتی و سیستم ستاره دریایی.
🔹 در سیستم عنکبوتی، عنکبوت بهعنوان مغز متفکر سیستم شناخته میشود. این موجود تمامی منابع را در اختیار دارد و با مغز خود اطلاعات را دریافت و از آنها در حفظ و نگهداری سیستم تار استفاده میکند و هرگونه کاستی در سیستم توسط عنکبوت رفع میشود. این تشبیه خوبی برای یک سیستم بالا به پایین است.
🔹اما ستاره دریایی یک موجود بدون مغز متمرکز است و اعصاب وی در سراسر بدن این موجود متصل و پراکنده است. ستاره دریایی حرکت میکند چون هر جزء از آن پیامهای حرکتی ارسال میکنند. اگر یک جزء از اعصاب این موجود سیگنالی مبتنی بر وجود غذا دریافت کند، نوعی کشش در آن عضو ایجاد میشود و چنانچه کشش سمت مقابل بیشتر نباشد، حرکت بر اساس سیگنال همان عضو انجام میشود.
🔹مثال ستاره دریایی یک استعاره از یک سیستم غیر متمرکز است که در آن واحدهای فردی در پاسخ به شرایط موضعی واکنش نشان میدهند. نکته جالب در خصوص یک ستاره دریایی این است که اگر شما یک ستاره دریایی را به 5 قسمت تقسیم کنید، شما 5 ستاره دریایی خواهید داشت اما خطر یک عنکبوت آنجا است که زمانی که عنکبوت میمیرد، کل سیستم سقوط میکند. مشکل دیگر سیستم عنکبوتی این است که وابسته به یک نقطه مرکزی است.
🔹 سیستمهای عنکبوتی با دو مساله یکی از مزیتهای سیستمهای عنکبوتی سیستم پشتیبانی مناسب آنهاست. چنانچه شما بخواهید سیستمی را طراحی کنید که افراد در مناطق اندیشه نکنند، کافی است مثلا در مجموعه جزایر اندونزی صدها هزار مدرسه ایجاد کنید و سپس همگی آنها را مجبور کنید که از سیستم آموزشی یکسانی که طراحی شده است، تبعیت کنند. همچنین کنترل کردن چنین سیستمی بهدلیل یکپارچه بودن آن ساده است؛ بهنحویکه یک دولت مرکزی به راحتی میتواند تمامی تصمیمات کلیدی را گرفته و آن سیستم را کنترل کند، اما در اینجا میخواهم از برخی مشاهداتم در زمینه آموزش بگویم.
🔹سالها بهعنوان اقتصاددان آموزش در بانک جهانی فعالیت کردهام. یکی از تجربیات من در این مدت این بود که اغلب معلمان در هند با آنچه میباید باشند، تفاوت چشمگیر داشتند.
🔹افرادی که به رانت سیاسی دسترسی داشتند، این مشاغل را در اختیار میگرفتند و متاسفانه حتی گاهی افراد انتخاب شده، بهصورت پیمانکاری شغل را به افراد دیگری واگذار میکردند. اما در مصر شرایط متفاوت بود و برای اینکه یک دبیر انتخاب شود باید از آزمونهای سختی عبور کند. در این شرایط آنچه در کلاس درس مشاهده کردم، آمادهسازی دانشآموزان برای امتحان بود، یعنی اینکه معلم به دانشآموزان میگفت چگونه بیاموزند که امتحان را بگذرانند و این با آموزش واقعی تفاوت چشمگیر داشت. در مواردی شرایط بدتر بود؛ بهنحویکه معلمان در طول روز در واقع برای کار بعدازظهر خود بازاریابی میکردند و میگفتند باید مواردی را به شما بیاموزم تا بتوانید از عهده امتحان بر بیایید. در واقع آنها نیاز برای امتحان را پوشش میدادند و از دیگر سو اشتیاق بسیاری از سوی خانوادهها برای ثبتنام دانشآموزان در مدارس وجود داشت. نگاهی به آمارهای آموزش نشان میدهد که نسبت به دهه 50 میلادی تحصیلات نیروی کار در بسیاری از کشورها سه برابر شده است. اما دانش مربوط به کار در این کشورها سه برابر نشده است و این بهدلیل شیوههای نامناسب نظامهای آموزشی در بسیاری از این کشورهاست.
به طور خلاصه علل و پیامدهای ناکارآیی آموزش در کشورهای فقیر را میتوان در 5 عنوان بیان کرد. (هر یک از عناوین یک فصل از کتابی با عنوان «آموزش در کشورهای فقیر» است).
1- سطح آموزش در بسیاری از کشورهای فقیر پایین است.
2- افزایش سالهای تحصیل لزوما مشکل آموزش را حل نمیکند.
3- افزایش تعداد تحصیلکردهها فقط اندکی بهبود ایجاد میکند.
4- افزایش بیش از اندازه ورودی میتواند حتی تاثیرات منفی داشته باشد.
5- سیستمهای آموزشی حاضر مبتنی بر روشهای سنتی قرن 19 و 20 هستند و برای نیازهای مدرن قرن 21 طراحی نشدهاند.
منبع: باشگاه اقتصاددانان- دنیای اقتصاد
✍خلاصه ای از مصاحبه «لنت پریتچت»
استاد دانشگاه هاروارد
🔹افزایش سالهای تحصیل دانشآموزان در بسیاری از کشورهای فقیر به یادگیری یا دستاوردهای ملموسی منجر نشده است. این وضعیت نامناسب به علت فساد سیستمی و انگیزههای ضعیف در سیستمهای آموزشی از بالا به پایین در سراسر جهان پدید میآید. (سیستم بالا به پایین سیستمی است که در آن یک واحد متمرکز در خصوص دروس و محتوای آنها تصمیمگیری میکند و سیگنالهای بازار تاثیری بر دروس ندارند).
🔹ابتدا میخواهم از مثالی برای درک چگونگی تشکیل سیستمهای آموزشی استفاده کنم: سیستم عنکبوتی و سیستم ستاره دریایی.
🔹 در سیستم عنکبوتی، عنکبوت بهعنوان مغز متفکر سیستم شناخته میشود. این موجود تمامی منابع را در اختیار دارد و با مغز خود اطلاعات را دریافت و از آنها در حفظ و نگهداری سیستم تار استفاده میکند و هرگونه کاستی در سیستم توسط عنکبوت رفع میشود. این تشبیه خوبی برای یک سیستم بالا به پایین است.
🔹اما ستاره دریایی یک موجود بدون مغز متمرکز است و اعصاب وی در سراسر بدن این موجود متصل و پراکنده است. ستاره دریایی حرکت میکند چون هر جزء از آن پیامهای حرکتی ارسال میکنند. اگر یک جزء از اعصاب این موجود سیگنالی مبتنی بر وجود غذا دریافت کند، نوعی کشش در آن عضو ایجاد میشود و چنانچه کشش سمت مقابل بیشتر نباشد، حرکت بر اساس سیگنال همان عضو انجام میشود.
🔹مثال ستاره دریایی یک استعاره از یک سیستم غیر متمرکز است که در آن واحدهای فردی در پاسخ به شرایط موضعی واکنش نشان میدهند. نکته جالب در خصوص یک ستاره دریایی این است که اگر شما یک ستاره دریایی را به 5 قسمت تقسیم کنید، شما 5 ستاره دریایی خواهید داشت اما خطر یک عنکبوت آنجا است که زمانی که عنکبوت میمیرد، کل سیستم سقوط میکند. مشکل دیگر سیستم عنکبوتی این است که وابسته به یک نقطه مرکزی است.
🔹 سیستمهای عنکبوتی با دو مساله یکی از مزیتهای سیستمهای عنکبوتی سیستم پشتیبانی مناسب آنهاست. چنانچه شما بخواهید سیستمی را طراحی کنید که افراد در مناطق اندیشه نکنند، کافی است مثلا در مجموعه جزایر اندونزی صدها هزار مدرسه ایجاد کنید و سپس همگی آنها را مجبور کنید که از سیستم آموزشی یکسانی که طراحی شده است، تبعیت کنند. همچنین کنترل کردن چنین سیستمی بهدلیل یکپارچه بودن آن ساده است؛ بهنحویکه یک دولت مرکزی به راحتی میتواند تمامی تصمیمات کلیدی را گرفته و آن سیستم را کنترل کند، اما در اینجا میخواهم از برخی مشاهداتم در زمینه آموزش بگویم.
🔹سالها بهعنوان اقتصاددان آموزش در بانک جهانی فعالیت کردهام. یکی از تجربیات من در این مدت این بود که اغلب معلمان در هند با آنچه میباید باشند، تفاوت چشمگیر داشتند.
🔹افرادی که به رانت سیاسی دسترسی داشتند، این مشاغل را در اختیار میگرفتند و متاسفانه حتی گاهی افراد انتخاب شده، بهصورت پیمانکاری شغل را به افراد دیگری واگذار میکردند. اما در مصر شرایط متفاوت بود و برای اینکه یک دبیر انتخاب شود باید از آزمونهای سختی عبور کند. در این شرایط آنچه در کلاس درس مشاهده کردم، آمادهسازی دانشآموزان برای امتحان بود، یعنی اینکه معلم به دانشآموزان میگفت چگونه بیاموزند که امتحان را بگذرانند و این با آموزش واقعی تفاوت چشمگیر داشت. در مواردی شرایط بدتر بود؛ بهنحویکه معلمان در طول روز در واقع برای کار بعدازظهر خود بازاریابی میکردند و میگفتند باید مواردی را به شما بیاموزم تا بتوانید از عهده امتحان بر بیایید. در واقع آنها نیاز برای امتحان را پوشش میدادند و از دیگر سو اشتیاق بسیاری از سوی خانوادهها برای ثبتنام دانشآموزان در مدارس وجود داشت. نگاهی به آمارهای آموزش نشان میدهد که نسبت به دهه 50 میلادی تحصیلات نیروی کار در بسیاری از کشورها سه برابر شده است. اما دانش مربوط به کار در این کشورها سه برابر نشده است و این بهدلیل شیوههای نامناسب نظامهای آموزشی در بسیاری از این کشورهاست.
به طور خلاصه علل و پیامدهای ناکارآیی آموزش در کشورهای فقیر را میتوان در 5 عنوان بیان کرد. (هر یک از عناوین یک فصل از کتابی با عنوان «آموزش در کشورهای فقیر» است).
1- سطح آموزش در بسیاری از کشورهای فقیر پایین است.
2- افزایش سالهای تحصیل لزوما مشکل آموزش را حل نمیکند.
3- افزایش تعداد تحصیلکردهها فقط اندکی بهبود ایجاد میکند.
4- افزایش بیش از اندازه ورودی میتواند حتی تاثیرات منفی داشته باشد.
5- سیستمهای آموزشی حاضر مبتنی بر روشهای سنتی قرن 19 و 20 هستند و برای نیازهای مدرن قرن 21 طراحی نشدهاند.
منبع: باشگاه اقتصاددانان- دنیای اقتصاد
🔹نظام معنایی توسعه:
دکتر تقی آزاد ارمکی
📍 این استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، توسعه را تغییری کیفی در سطح اجتماع می داند که در تناسب با ویژگی های تمدنی و تاریخی کشور معنا می یابد. به اعتقاد وی توسعه ساحت ترکیبی تلفیقی دارد و اصیل نیست، پس به تفکر و فلسفه اصیل نیاز ندارد.
📍دکتر آزاد ارمکی معتقد است اکنون ما به فرهنگ توسعه، روح توسعه و به تعبیر ایشان «ویروس توسعه» بیش از هر چیز دیگر نیاز داریم.
📍در واقع جامعه ایرانی هم اکنون نیاز به ساخت بنیان های فکری عجیب و بزرگ ندارد یا الزاماً به تفکر فلسفی در باب توسعه نیازمند نیست. همچنانکه دنیای غرب نیز بر پایه تفکرات دکارت، هایدگر، کانت، اسمیت و دیگران ساخته نشد، بلکه ابتدا عمل و پویایی اجتماعی در بستر تاریخی شکل گرفت و سپس این اندیشه ها به توضیح، تفسیر یا حتی توجیه آنها پرداختند.
📍 توسعه در فرایند عمل معنا می یابد و به همین دلیل اول به تفکر فلسفی و طرح ایده نخبگان در باب توسعه نیار نیست. در ایران امروز، خرد تاریخی و نیروی انسانی با مهارت و پُرانگیزه، منابع ملی اساسی هستند که در صورت تزریق روح توسعه، به توسعه گراشدن جامعه ایرانی می انجامند. عمل موقعیت مند مبتنی بر برنامه های موقعیتی توسعه برای مناطق در ترکیب با آنها مسیر توسعه ایران را تسهیل می کند.
📍 معلمان و روشنفکران توسعه در ازای تحلیل دلایل عقب ماندگی ایران و نوشتن در باب این که چرا آن گونه که باید می شدیم نشدیم، از این بنویسند که چگونه بدین جا رسیدیم. در واقع به جای تحلیل ابعاد سلبی، از ابعاد ایجابی بحث کنیم. مطالعه تاریخی جامعه ایرانی از این منظر صورت گیرد که با چه داشته ها و ظرفیت هایی به امروز رسیدیم و نقاط قوت مان چه بوده است. اکنون ما محدودیت های پیش رویمان درحرکت به سوی توسعه را بیشتر از ظرفیت های در اختیارمان برای توسعه یافتگی می شناسیم.
📍دکتر آزاد ارمکی دوری از برنامه ریزی های متمرکز و کانونی و یکتانگر به جامعه را دیگر راهکار تسهیل توسعه در ایران می داند.
دکتر تقی آزاد ارمکی
📍 این استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، توسعه را تغییری کیفی در سطح اجتماع می داند که در تناسب با ویژگی های تمدنی و تاریخی کشور معنا می یابد. به اعتقاد وی توسعه ساحت ترکیبی تلفیقی دارد و اصیل نیست، پس به تفکر و فلسفه اصیل نیاز ندارد.
📍دکتر آزاد ارمکی معتقد است اکنون ما به فرهنگ توسعه، روح توسعه و به تعبیر ایشان «ویروس توسعه» بیش از هر چیز دیگر نیاز داریم.
📍در واقع جامعه ایرانی هم اکنون نیاز به ساخت بنیان های فکری عجیب و بزرگ ندارد یا الزاماً به تفکر فلسفی در باب توسعه نیازمند نیست. همچنانکه دنیای غرب نیز بر پایه تفکرات دکارت، هایدگر، کانت، اسمیت و دیگران ساخته نشد، بلکه ابتدا عمل و پویایی اجتماعی در بستر تاریخی شکل گرفت و سپس این اندیشه ها به توضیح، تفسیر یا حتی توجیه آنها پرداختند.
📍 توسعه در فرایند عمل معنا می یابد و به همین دلیل اول به تفکر فلسفی و طرح ایده نخبگان در باب توسعه نیار نیست. در ایران امروز، خرد تاریخی و نیروی انسانی با مهارت و پُرانگیزه، منابع ملی اساسی هستند که در صورت تزریق روح توسعه، به توسعه گراشدن جامعه ایرانی می انجامند. عمل موقعیت مند مبتنی بر برنامه های موقعیتی توسعه برای مناطق در ترکیب با آنها مسیر توسعه ایران را تسهیل می کند.
📍 معلمان و روشنفکران توسعه در ازای تحلیل دلایل عقب ماندگی ایران و نوشتن در باب این که چرا آن گونه که باید می شدیم نشدیم، از این بنویسند که چگونه بدین جا رسیدیم. در واقع به جای تحلیل ابعاد سلبی، از ابعاد ایجابی بحث کنیم. مطالعه تاریخی جامعه ایرانی از این منظر صورت گیرد که با چه داشته ها و ظرفیت هایی به امروز رسیدیم و نقاط قوت مان چه بوده است. اکنون ما محدودیت های پیش رویمان درحرکت به سوی توسعه را بیشتر از ظرفیت های در اختیارمان برای توسعه یافتگی می شناسیم.
📍دکتر آزاد ارمکی دوری از برنامه ریزی های متمرکز و کانونی و یکتانگر به جامعه را دیگر راهکار تسهیل توسعه در ایران می داند.
Forwarded from انجمن انرژی های تجدیدپذیر ایران
✅ سرمایه گذاری در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر در آفریقا
فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه روز سه شنبه بر حمایت کشورش از طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر با هدف افزایش ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020 تأکید کرد.
فرانسوا اولاند در گفتگو با آلفا کنده، رئیس جمهور گینه و هماهنگ کننده طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر گفت فرانسه در سال 2016 به بیش از 50 درصد از تعهداتش در نشست COP21 (کنفرانس پاریس در مورد تغییرات آب و هوایی در سال 2015) در زمینه تامین مالی انرژیهای تجدیدپذیر عمل کرده است.
وی افزود در حال حاضر 16 پروژه تولیدی در قاره آفریقا تأیید شده که ظرفیت تولید 738 مگاوات برق را دارد و سرمایهگذاری آن حدود 631 میلیون یورو برآورد می شود. همچنین 21 پروژه دیگر نیز در دست بررسی است.
به گزارش خبرگزاری شین هوا از پاریس، رئیس جمهور فرانسه همچنین اعلام کرد فرانسه مایل است که در اجرای این تعهدات برای پایان دوره زمانی 2020-2016 تسریع شود. وی همچنین بر تمایل اتحادیه اروپا به حمایت از توسعه انرژیهای پاک در آفریقا با طرح سرمایهگذاری خارجی تأکید کرد.
طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر سال گذشته میلادی در کنفرانس پاریس مطرح شد. براساس این طرح قرار است ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020، ده گیگا وات و تا سال 2030 ، 300 گیگاوات افزایش یابد.
کمیسیون اتحادیه افریقا، مشارکت جدید برای توسعه آفریقا، گروه مذاکره کنندگان آفریقایی، بانک توسعه آفریقا، برنامه ملل متحد برای محیط زیست و آژانس بین المللی انرژیهای تجدیدپذیر اجرای این طرح را بر عهده دارند.
منبع: واحد مرکزی خبر
@IRREA
فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه روز سه شنبه بر حمایت کشورش از طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر با هدف افزایش ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020 تأکید کرد.
فرانسوا اولاند در گفتگو با آلفا کنده، رئیس جمهور گینه و هماهنگ کننده طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر گفت فرانسه در سال 2016 به بیش از 50 درصد از تعهداتش در نشست COP21 (کنفرانس پاریس در مورد تغییرات آب و هوایی در سال 2015) در زمینه تامین مالی انرژیهای تجدیدپذیر عمل کرده است.
وی افزود در حال حاضر 16 پروژه تولیدی در قاره آفریقا تأیید شده که ظرفیت تولید 738 مگاوات برق را دارد و سرمایهگذاری آن حدود 631 میلیون یورو برآورد می شود. همچنین 21 پروژه دیگر نیز در دست بررسی است.
به گزارش خبرگزاری شین هوا از پاریس، رئیس جمهور فرانسه همچنین اعلام کرد فرانسه مایل است که در اجرای این تعهدات برای پایان دوره زمانی 2020-2016 تسریع شود. وی همچنین بر تمایل اتحادیه اروپا به حمایت از توسعه انرژیهای پاک در آفریقا با طرح سرمایهگذاری خارجی تأکید کرد.
طرح آفریقا برای انرژیهای تجدیدپذیر سال گذشته میلادی در کنفرانس پاریس مطرح شد. براساس این طرح قرار است ظرفیت انرژیهای پاک در این قاره تا سال 2020، ده گیگا وات و تا سال 2030 ، 300 گیگاوات افزایش یابد.
کمیسیون اتحادیه افریقا، مشارکت جدید برای توسعه آفریقا، گروه مذاکره کنندگان آفریقایی، بانک توسعه آفریقا، برنامه ملل متحد برای محیط زیست و آژانس بین المللی انرژیهای تجدیدپذیر اجرای این طرح را بر عهده دارند.
منبع: واحد مرکزی خبر
@IRREA
🎯@tourism_handicruft_cultural نشست «صنایع دستی در نظریههای مصرف فرهنگی» برگزار میشود
نشست «صنایع دستی در نظریههای مصرف فرهنگی» با سخنرانی محمدرضا مریدی، مدرس دانشگاه، مانی کلانی، در سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برگزار میشود.
در این نشست دکتر محمدرضا مریدی با عنوان «ذائقه و سلائق اجتماعی در خرید و مصرف صنایع دستی» سخنرانی می کند و به این نکته می پردازد که چرا و چگونه صنایع دستی انتخاب و مصرف می شود یا نمی شود؟ پاسخ به این پرسش مستلزم نوع شناسی ارزشهای اجتماعی مرتبط با انتخاب و مصرف فرهنگی است که می توان به نوع شناسی مخاطبان، خریداران و مصرف کنندگان صنایع دستی منجر شود.
گونههای مختلفی از سلائق مبتنی بر تمایزهای طبقاتی بالا/پایین، سلائق جنسیتی زنانه/مردانه، سلائق مبتنیبر تجربه زیسته شهری/روستایی، سلائق مبتنی بر کشمکش های نشانه شناختی طبیعت گرا/فرهنگ گرا و در مجموع سلائق مبتنی بر انتخابهای بهنجار/ انتقادی را میتوان دستهبندی کرد که ارزش های فرهنگی را به ارزیابی های زیباشناختی تبدیل می کنند؛ این ارزش ها و ارزیابی ها منجر به گونه های مختلفی از مصرف فرهنگی میشود. 🎯@tourism_handicruft_cultural
در این نشست دکتر محمدرضا مریدی با عنوان «ذائقه و سلائق اجتماعی در خرید و مصرف صنایع دستی» سخنرانی می کند و به این نکته می پردازد که چرا و چگونه صنایع دستی انتخاب و مصرف می شود یا نمی شود؟ پاسخ به این پرسش مستلزم نوع شناسی ارزشهای اجتماعی مرتبط با انتخاب و مصرف فرهنگی است که می توان به نوع شناسی مخاطبان، خریداران و مصرف کنندگان صنایع دستی منجر شود.
گونههای مختلفی از سلائق مبتنی بر تمایزهای طبقاتی بالا/پایین، سلائق جنسیتی زنانه/مردانه، سلائق مبتنیبر تجربه زیسته شهری/روستایی، سلائق مبتنی بر کشمکش های نشانه شناختی طبیعت گرا/فرهنگ گرا و در مجموع سلائق مبتنی بر انتخابهای بهنجار/ انتقادی را میتوان دستهبندی کرد که ارزش های فرهنگی را به ارزیابی های زیباشناختی تبدیل می کنند؛ این ارزش ها و ارزیابی ها منجر به گونه های مختلفی از مصرف فرهنگی میشود. 🎯@tourism_handicruft_cultural
Forwarded from پژوهشگاه علوم انسانی ihcssir
Azad news agency(ANA)
حرکت دولت در زمینه آموزش زبان قومی در دانشگاهها کاری درست و عقلایی است/عامل اتصال اقوام ایرانی به هم، پیوست فرهنگی است
دکتر سیدجواد میری منیق، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، حرکت دولت در زمینه آموزش زبانهای قومی در دانشگاهها را گامی رو به جلو در عرصه آموزش عالی کشور میداند و معتقد است جامعه مدنی باید تمامقد پشت حرکت دولت بایستد و او را حمایت کند…
Forwarded from کانال خبری مهرگیتی
🎉 ارسال بیش از ۲۰۰۰ کیف مهربانی به مناطق کمبرخوردار کشور
با آغاز سال تحصیلی جدید، مهرگیتی با یاری نیکاندیشان عزیز اقدام به تهیه کیف و لوازمالتحریر مورد نیاز دانشآموزان مناطق کمبرخوردار کشور کرده و تا کنون حدود ۲۰۰۰ کیف مهربانی را برای این مناطق ارسال کرده است.
📝 به گزارش روابط عمومی مهرگیتی، تا کنون ۲۰۰ کیف برای عشایر لرستان، ۲۰۰ کیف به خراسان شمالی، ۱۵۰ کیف برای نابینایان کرمان، ۲۰۰ کیف به کرمانشاه، ۳۰۰ کیف برای عشایر دهدز خوزستان، ۲۰۰ کیف برای عشایر رامهرمز خوزستان، ۲۲۰ کیف به درود لرستان، ۱۵۰ کیف به سیستان و بلوچستان و ۲۵۰ کیف برای عشایر خوزستان ارسال شده است.
همچنین روز اول مهر ماه ۵۰۰ کیف نیز از طرف گروه مهربانی با هماهنگی مهرگیتی در ۳۰ روستای تکاپ آذربایجان غربی به دانشآموزان هدیه شد .
همراهان مهرگیتی همچنان در حال بستهبندی و ارسال کیف به سایر مناطق کمبرخوردار کشور عزیزمان هستند.
عکسهای زیر 👇مربوط به کیفهای مهربانی ارسالشده است.
#کیف_مهربانی
#حمایت_تحصیلی
#موسسه_خیریه_مهرگیتی
@MehrgitiNews
با آغاز سال تحصیلی جدید، مهرگیتی با یاری نیکاندیشان عزیز اقدام به تهیه کیف و لوازمالتحریر مورد نیاز دانشآموزان مناطق کمبرخوردار کشور کرده و تا کنون حدود ۲۰۰۰ کیف مهربانی را برای این مناطق ارسال کرده است.
📝 به گزارش روابط عمومی مهرگیتی، تا کنون ۲۰۰ کیف برای عشایر لرستان، ۲۰۰ کیف به خراسان شمالی، ۱۵۰ کیف برای نابینایان کرمان، ۲۰۰ کیف به کرمانشاه، ۳۰۰ کیف برای عشایر دهدز خوزستان، ۲۰۰ کیف برای عشایر رامهرمز خوزستان، ۲۲۰ کیف به درود لرستان، ۱۵۰ کیف به سیستان و بلوچستان و ۲۵۰ کیف برای عشایر خوزستان ارسال شده است.
همچنین روز اول مهر ماه ۵۰۰ کیف نیز از طرف گروه مهربانی با هماهنگی مهرگیتی در ۳۰ روستای تکاپ آذربایجان غربی به دانشآموزان هدیه شد .
همراهان مهرگیتی همچنان در حال بستهبندی و ارسال کیف به سایر مناطق کمبرخوردار کشور عزیزمان هستند.
عکسهای زیر 👇مربوط به کیفهای مهربانی ارسالشده است.
#کیف_مهربانی
#حمایت_تحصیلی
#موسسه_خیریه_مهرگیتی
@MehrgitiNews
◀️هدف از وضع قانون حفظ انسان است نه برعکس.
✏️تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
✏️کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
📍 آیا کار آن مرد درست بود؟
📍 آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
✏️داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
📍آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
📍زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
📍کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
✏️اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
✏️تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
✏️کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
📍 آیا کار آن مرد درست بود؟
📍 آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
✏️داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
📍آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
📍زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
📍کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
✏️اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
***:
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند به مناسبت روز ملی روستا انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران با مشارکت قطب علمی برنامه ریزی روستایی نشست تخصصی" توسعه روستایی مشارکتی در ایران: تجربهها، چالشها و چشم اندازها" را با سخنرانی آقای دکتر سید حسن رضوی عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی د ر روز سه شنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار اجتماعات دانشکده در طبقه سوم ساختمان شماره ۱ دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار مینماید
پوستر نشست جهت اطلاعات بیشتر به پیوست ارسال می گردد.
با تشکر
انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران
با سلام
احتراماً به استحضار میرساند به مناسبت روز ملی روستا انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران با مشارکت قطب علمی برنامه ریزی روستایی نشست تخصصی" توسعه روستایی مشارکتی در ایران: تجربهها، چالشها و چشم اندازها" را با سخنرانی آقای دکتر سید حسن رضوی عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی د ر روز سه شنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار اجتماعات دانشکده در طبقه سوم ساختمان شماره ۱ دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار مینماید
پوستر نشست جهت اطلاعات بیشتر به پیوست ارسال می گردد.
با تشکر
انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران
Forwarded from +ایانا
صفر؛ سهم گردشگری روستایی در تولید ناخالص ملی/ رویگردانی گردشگر برای سفر به روستاشهرهای ایران
http://telegram.me/ianair
ستاره حجتی
با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید توسعه روستاها به یکی از بحثهای اصلی در حوزه اقتصاد بدل شد. موضوعی که البته پیشتر هم بهنظر میرسید مورد توجه بوده، اما نتیجه چندانی دربر نداشته است. نخستین اقدام دولت یازدهم برای توسعه روستاها بهویژه روستاهای مرزی، ایجاد معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم در نهاد ریاست جهموری بود و یکی از اصلیترین محورهای مورد توجه برای تحقق این توسعه، گردشگری روستایی بهعنوان صنعتی سبز و پایداربود. بهنظر میرسد چالشهایی از جمله آب و محیط زیست که با فاکتور اصلی اقتصاد روستایی یعنی کشاورزی گره خورده بود یکی از مهمترین دلایل این انتخاب بود.
طبق نتایج پژوهشی که در معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم انجام شد و مرداد امسال به نشر رسید، در سال ۹۱ (پایان دولت دهم) روستاها از تولید ناخالص ملی، سهمی ۲۶ و ششدهم درصدی و معادل یک میلیون و ۹۵۸ هزار و ۱۴۲ میلیارد ریال داشتند که بخش عمده آن به کشاورزی اختصاص داشت. این در حالی است که در پایان دولت دهم ۴۵۶ روستا در سراسر کشور به عنوان روستاهای هدف گردشگری تعیین شده بودند. اما در تولید ناخالص ملی، سهم گردشگری روستایی تقریبا معادل صفر برآرود شد.
یک کارشناس ارشد جغرافیای گردشگری در گفتوگو با ایانا، دولت را در حوزه روستایی همچنان سرگردان ارزیابی میکند. سید همام عمادی راد میگوید: "با توجه به آنچه از خبرها و رصد برنامههای دولت میبینیم به نظر نمیرسد، دولت پلن مشخصی برای توسعه گردشگری روستایی داشته باشد. در حقیقت تحرکاتی که امروز در برخی روستاهای خاص وجود دارد، یا حاصل کار بخش خصوصی است و یا در موارد نادری بخشی از جوامع محلی. اگر به طور ویژه فکر میکنید که دولت افق بلند مدتی برای این موضوع در نظر گرفته است باید بگویم چشم اندازی دیده نمیشود."
http://telegram.me/ianair
او ادامه میدهد: "در بحث گردشگری بین المللی در شرایط فعلی، دولت میتواند مهم ترین نقش را ایفا کند. چه در ساخت و توسعه زیر ساختها و چه در بخش حمایتها و منابع قانونی که برای حمایت در اختیار دارد. در بحث بینالملل حتی در حوزه تبلیغات هم آنقدر که دولت (تأکید میکنم در شرایط فعلی) میتواند اثرگذار باشد، بخش خصوصی و جوامع محلی نمیتوانند. یکی از اصلیترین اقدامهای دولت به جای تمرکز بر محور گردشگری روستایی، باید بر ماندگار کردن روستاییان در روستا با طرح ریزی برنامههای کوتاه مدت و میان مدت، استوار شود. تضمین این ماندگاری در بلند مدت با ایجاد اشتغال پایدار از جمله گردشگری انجام میشود."
عمادی راد در پایان میگوید: "اگر گردشگری داخلی را کنار بگذاریم، میبینیم ورودی های ما به طور کامل بسته است. یعنی ما پروژههای ویژه ای برای ورود از آب، زمین و هوا به کشور تعریف نکردهایم. البته واقعا با هم افزایی که شبکه بوم گردان ایران ایجاد کرده اند، به آهستگی رشدی مشاهده میشود اما به هیچ عنوان کافی نیست."
http://telegram.me/ianair
دکتر مهدی سقایی نیزدکترای گردشگری است. او هم در گفت وگو با خبرنگار ایانا، برنامههای توسعه کشور را فاقد نگاه به حوزه گردشگری روستایی میداند.سقایی میگوید: "حتی نمیتوان در برنامه چهارم توسعه رد پایی از گردشگری روستایی دید. از برنامه پنجم به این طرف این رد به شکل غیر کارشناسانه ای دیده میشود. اساسا تکیه در گردشگری ایران و گردشگری روستایی به تبع آن، بر جاذبه است. در حالی که جاذبه شرط لازم و یکی از عناصر تکمیل فرآیند گردشگری است، اما شرط کافی نیست. عناصری مانند معرفی، دسترسی، استقرار زیر ساخت ها، خدمات پذیرایی، مهمان نوازی همه و همه دست به دست میدهند تا چیزی به نام کالای گردشگری را به وجود بیاورند. صرف وجود جاذبه و بازدید و دیدن از آن گردشگری نیست." ادامه در پست بعدی👇👇👇👇
http://telegram.me/ianair
ستاره حجتی
با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید توسعه روستاها به یکی از بحثهای اصلی در حوزه اقتصاد بدل شد. موضوعی که البته پیشتر هم بهنظر میرسید مورد توجه بوده، اما نتیجه چندانی دربر نداشته است. نخستین اقدام دولت یازدهم برای توسعه روستاها بهویژه روستاهای مرزی، ایجاد معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم در نهاد ریاست جهموری بود و یکی از اصلیترین محورهای مورد توجه برای تحقق این توسعه، گردشگری روستایی بهعنوان صنعتی سبز و پایداربود. بهنظر میرسد چالشهایی از جمله آب و محیط زیست که با فاکتور اصلی اقتصاد روستایی یعنی کشاورزی گره خورده بود یکی از مهمترین دلایل این انتخاب بود.
طبق نتایج پژوهشی که در معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم انجام شد و مرداد امسال به نشر رسید، در سال ۹۱ (پایان دولت دهم) روستاها از تولید ناخالص ملی، سهمی ۲۶ و ششدهم درصدی و معادل یک میلیون و ۹۵۸ هزار و ۱۴۲ میلیارد ریال داشتند که بخش عمده آن به کشاورزی اختصاص داشت. این در حالی است که در پایان دولت دهم ۴۵۶ روستا در سراسر کشور به عنوان روستاهای هدف گردشگری تعیین شده بودند. اما در تولید ناخالص ملی، سهم گردشگری روستایی تقریبا معادل صفر برآرود شد.
یک کارشناس ارشد جغرافیای گردشگری در گفتوگو با ایانا، دولت را در حوزه روستایی همچنان سرگردان ارزیابی میکند. سید همام عمادی راد میگوید: "با توجه به آنچه از خبرها و رصد برنامههای دولت میبینیم به نظر نمیرسد، دولت پلن مشخصی برای توسعه گردشگری روستایی داشته باشد. در حقیقت تحرکاتی که امروز در برخی روستاهای خاص وجود دارد، یا حاصل کار بخش خصوصی است و یا در موارد نادری بخشی از جوامع محلی. اگر به طور ویژه فکر میکنید که دولت افق بلند مدتی برای این موضوع در نظر گرفته است باید بگویم چشم اندازی دیده نمیشود."
http://telegram.me/ianair
او ادامه میدهد: "در بحث گردشگری بین المللی در شرایط فعلی، دولت میتواند مهم ترین نقش را ایفا کند. چه در ساخت و توسعه زیر ساختها و چه در بخش حمایتها و منابع قانونی که برای حمایت در اختیار دارد. در بحث بینالملل حتی در حوزه تبلیغات هم آنقدر که دولت (تأکید میکنم در شرایط فعلی) میتواند اثرگذار باشد، بخش خصوصی و جوامع محلی نمیتوانند. یکی از اصلیترین اقدامهای دولت به جای تمرکز بر محور گردشگری روستایی، باید بر ماندگار کردن روستاییان در روستا با طرح ریزی برنامههای کوتاه مدت و میان مدت، استوار شود. تضمین این ماندگاری در بلند مدت با ایجاد اشتغال پایدار از جمله گردشگری انجام میشود."
عمادی راد در پایان میگوید: "اگر گردشگری داخلی را کنار بگذاریم، میبینیم ورودی های ما به طور کامل بسته است. یعنی ما پروژههای ویژه ای برای ورود از آب، زمین و هوا به کشور تعریف نکردهایم. البته واقعا با هم افزایی که شبکه بوم گردان ایران ایجاد کرده اند، به آهستگی رشدی مشاهده میشود اما به هیچ عنوان کافی نیست."
http://telegram.me/ianair
دکتر مهدی سقایی نیزدکترای گردشگری است. او هم در گفت وگو با خبرنگار ایانا، برنامههای توسعه کشور را فاقد نگاه به حوزه گردشگری روستایی میداند.سقایی میگوید: "حتی نمیتوان در برنامه چهارم توسعه رد پایی از گردشگری روستایی دید. از برنامه پنجم به این طرف این رد به شکل غیر کارشناسانه ای دیده میشود. اساسا تکیه در گردشگری ایران و گردشگری روستایی به تبع آن، بر جاذبه است. در حالی که جاذبه شرط لازم و یکی از عناصر تکمیل فرآیند گردشگری است، اما شرط کافی نیست. عناصری مانند معرفی، دسترسی، استقرار زیر ساخت ها، خدمات پذیرایی، مهمان نوازی همه و همه دست به دست میدهند تا چیزی به نام کالای گردشگری را به وجود بیاورند. صرف وجود جاذبه و بازدید و دیدن از آن گردشگری نیست." ادامه در پست بعدی👇👇👇👇
Forwarded from +ایانا
ادامه از پست قبلی 👈👈👈👈او ادامه میدهد: "مفهوم گردشگری با مفهوم تفرج کاملا جدا هستند. شما باید برنامه ای داشته باشید که در نهایت منجر به این شود تا فردی که از نقطه «آ» به نقطه «ب» سفر کرده است در نقطه «ب» پول خرج کند و اتفاقا این پول خرج کردن را بدون واسطه در نقطه «ب» انجام دهد. تحولات زیادی در جهان اتفاق افتاد تا گردشگری به عنوان یک محور اقتصادی تعریف شد و بعد از آن گردشگری روستایی رشد کرد. در بسیاری از کشورهای اروپایی و امریکا این حوزه به یکی از اصلی ترین محل درامدهای جوامع محلی تبدیل شد. اما اتفاقی که برای ایران رخد داد خلاف همه استانداردهای گردشگری روستایی بود."
http://telegram.me/ianair
سقایی با ذکر مثالی از چند روستای هدف گردشگری میگوید: "آنچه برنامههای دولت در گذشته به عنوان توسعه گردشگری بر سر روستاها آورد و نگاهی که به روستاییان داده شد، تبدیل روستاهای شان به شبه شهرها، با توجیه ایجاد خدمات بود. من نام آنها را روستاهای شتر مرغی میگذارم. یعنی نه دیگر شهر هستند و نه روستا. ما هویت و بن مایههای گردشگری یک روستا را آن سلب کردیم و حالا انتظار داریم گردشگری روستا به ثمر بنشیند. در روستای زیارت گلستان که به واسطه رسانهها همه مردم آن را میشناسند، شمایلی از یک روستا هم باقی نمانده است. ساخت ویلاها و آپارتمان ها، از بین رفتن اراضی سبز (حتی اگر جزو منابع ملی و یا مناطق حفظت شده هم نبود) از بین رقتن بافت بومی و سنتی معماری و حتی روابط اجتماعی، زیارت را به ماکتی تبدیل کرد که نه روستاست و نه شهر. این منطقه هیچ توانی بر جذب و ماندگاری گردشگر ندارد. ویلاهای خصوصی در بهترین حالت محل تفرج شهرنشینان همان منطقه هستند. خانه دوم یا فرآیند مدرن شده ییلاق و قشلاق، گردشگری نیست. برای هر روستا به شکل مجزا باید ظرفیت سنجی و محصول سنجی شود. یعنی مانند هر فرایند اقتصادی دیگر چرخه عرضه و تقاضا با توجه به توان و قابلیت شکل بگیرد. در غیر این صورت به نظر من نه فقط روستاها نقشی در افزایش تولید ناخالص ملی ایفا نخواهند کرد، بلکه به واسطه شتر مرغی شدن، سهم گذشته خود را هم از دست میدهند.
http://telegram.me/ianair
مینا عامری کارشناس ارشدتوسعه پایدار است. او معتقد است که روند شکل گرفته برای گردشگری روستایی نتوانسته اصلی ترین مسائل روستاها را تا این لحظه حل کند. عامری میگوید: اگر به فلسفه تاکید بر گردشگری نگاه کنیم میبینیم راهکاری برای برون رفت اقتصاد وابسته به منابع در جوامع محلی است. اصل در پایداری، حفظ منابع است. از آن جایی که جوامع محلی توان افزایی نمیشوند و فقط دورنمایی از هر بحث گردشگری از جمله برای ایجاد اشتغال پایدار به آنها میرسد، نمیتوانند موفق عمل کنند. به عنوان نمونه در روستاهای شمال کشور تا جایی که من میدانم بیش از سی یا چهل روستا این تلاش را انجام میدهند تا اشتغالی جایگزین دامپروری وابسته به جنگل و کشاورزی ایجاد کنند. اما وقتی فعالیتهای آنها را رصد کنید خواهید دید، انگار در خلا کار میکنند." ادامه در پست زیر👇👇👇👇👇👇👇
http://telegram.me/ianair
سقایی با ذکر مثالی از چند روستای هدف گردشگری میگوید: "آنچه برنامههای دولت در گذشته به عنوان توسعه گردشگری بر سر روستاها آورد و نگاهی که به روستاییان داده شد، تبدیل روستاهای شان به شبه شهرها، با توجیه ایجاد خدمات بود. من نام آنها را روستاهای شتر مرغی میگذارم. یعنی نه دیگر شهر هستند و نه روستا. ما هویت و بن مایههای گردشگری یک روستا را آن سلب کردیم و حالا انتظار داریم گردشگری روستا به ثمر بنشیند. در روستای زیارت گلستان که به واسطه رسانهها همه مردم آن را میشناسند، شمایلی از یک روستا هم باقی نمانده است. ساخت ویلاها و آپارتمان ها، از بین رفتن اراضی سبز (حتی اگر جزو منابع ملی و یا مناطق حفظت شده هم نبود) از بین رقتن بافت بومی و سنتی معماری و حتی روابط اجتماعی، زیارت را به ماکتی تبدیل کرد که نه روستاست و نه شهر. این منطقه هیچ توانی بر جذب و ماندگاری گردشگر ندارد. ویلاهای خصوصی در بهترین حالت محل تفرج شهرنشینان همان منطقه هستند. خانه دوم یا فرآیند مدرن شده ییلاق و قشلاق، گردشگری نیست. برای هر روستا به شکل مجزا باید ظرفیت سنجی و محصول سنجی شود. یعنی مانند هر فرایند اقتصادی دیگر چرخه عرضه و تقاضا با توجه به توان و قابلیت شکل بگیرد. در غیر این صورت به نظر من نه فقط روستاها نقشی در افزایش تولید ناخالص ملی ایفا نخواهند کرد، بلکه به واسطه شتر مرغی شدن، سهم گذشته خود را هم از دست میدهند.
http://telegram.me/ianair
مینا عامری کارشناس ارشدتوسعه پایدار است. او معتقد است که روند شکل گرفته برای گردشگری روستایی نتوانسته اصلی ترین مسائل روستاها را تا این لحظه حل کند. عامری میگوید: اگر به فلسفه تاکید بر گردشگری نگاه کنیم میبینیم راهکاری برای برون رفت اقتصاد وابسته به منابع در جوامع محلی است. اصل در پایداری، حفظ منابع است. از آن جایی که جوامع محلی توان افزایی نمیشوند و فقط دورنمایی از هر بحث گردشگری از جمله برای ایجاد اشتغال پایدار به آنها میرسد، نمیتوانند موفق عمل کنند. به عنوان نمونه در روستاهای شمال کشور تا جایی که من میدانم بیش از سی یا چهل روستا این تلاش را انجام میدهند تا اشتغالی جایگزین دامپروری وابسته به جنگل و کشاورزی ایجاد کنند. اما وقتی فعالیتهای آنها را رصد کنید خواهید دید، انگار در خلا کار میکنند." ادامه در پست زیر👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from +ایانا
ادامه از پست قبلی 👇👇👇👇👇او در ادامه میگوید: "در خلا کار کردن به این معنا است که نقشه راه ندارند، آنان رقبای بازار خود را نمیشناسند و از ضعیف ترین تبلیغات برخوردارند. عملا بازار فروش ندارند و اگر کالاهایشان به بازار دسترسی پیدا کند هم مطابق سلیقه خریداران نیست. در بحث گردشگری برخی فرصتها را میشناسند اما تهدیدها هنوز ناشناخته مانده است. یک مثال بسیار ساده ورود گردشگری است که با آمدن به روستای شما، در یک صبح تا عصر ممکن است بین ۵ تا ده هزار تومان پول خرج کند. یعنی مثلا خرید محصولات لبنی داشته باشد یا مواردی مشابه آن. به ازای آن، ۵ لیتر آب مصرف میکند. مقادیری زباله میریزد. کالاهای صنایع دستی شما را می بیند اما چون به روز نیست و کاربردی در زندگی عادی ندارد خریداری نمیکند. اگر خوب دقت کنید میبینید که بیشتر ضرر کرده اید. چون زباله او به محیط زیست شما صدمه زده، آب شما را در این بحران آب مصرف کرده و دست آخر با دو کیلو ماست، روستای شما را ترک کرده است."
http://telegram.me/ianair
عامری اضافه میکند: "جوامع محلی نیاز دارند مورد آموزش و تقویت قرار بگیرند. در غیر این صورت دو تهدید بزرگ آنها را در مخاطره میاندازد. ۱: سودآور نبودن فعالیتهایی که به نام درآمدزایی برایشان تعریف شده آنان را به این نتیجه میرساند که فعالیتهای گذشته مناسب تر است. یعنی دوباره به اقتصاد وابسته به منابع اعتماد میکنند. ۲. در نظر نگرفتن تهدیدها و توان اکولوژیک هر منطقه و نسنجیدن ظرفیتها و یکسان سازی الگو برای همه روستاها، بار دیگر توسعه گردشگری را در همان فضای مخرب گذشته قرار میدهد. یعنی بار دیگر شرط پایداری و توازن از فعالیتهای تحت نام توسعه گرفته میشود. فراموش کردن این پیش شرطها پیش از اقدام میتواند گردشگری روستایی را هم به فعالیتی مخرب و مغایر با توسعه متوازن و پایدار تبدیل کند. این مخاطره را هر سه بخش دولت، بخش خصوصی و جوامع محلی میتوانند ایجاد کنند."
http://telegram.me/ianair
به نظر میرسد گردشگری روستایی تا به امروز، آن چنان که در تبلیغات دولتی و بخش خصوصی به چشم میخورد نتوانسته لقمه شیرینی در دهان تولید ناخالص ملی و ارزش افزوده کشور بگذارد. آنچه از برآیند گفت و گو با کارشناسان بر میآید این است که فرصت گردشگری روستایی تا به امروز بیشتر مخاطره داشته است. شاید شکل گیری گفت وگوهای کارشناسی برای شناخت دقیق فرصتها وتهدیدهای توسعه در هر مبحثی از جمله گردشگری روستایی، پیش از اقدام ، برای جلوگیری از رخداد حوادث جبران ناپذیر از ضروریات باشد./
http://telegram.me/ianair
عامری اضافه میکند: "جوامع محلی نیاز دارند مورد آموزش و تقویت قرار بگیرند. در غیر این صورت دو تهدید بزرگ آنها را در مخاطره میاندازد. ۱: سودآور نبودن فعالیتهایی که به نام درآمدزایی برایشان تعریف شده آنان را به این نتیجه میرساند که فعالیتهای گذشته مناسب تر است. یعنی دوباره به اقتصاد وابسته به منابع اعتماد میکنند. ۲. در نظر نگرفتن تهدیدها و توان اکولوژیک هر منطقه و نسنجیدن ظرفیتها و یکسان سازی الگو برای همه روستاها، بار دیگر توسعه گردشگری را در همان فضای مخرب گذشته قرار میدهد. یعنی بار دیگر شرط پایداری و توازن از فعالیتهای تحت نام توسعه گرفته میشود. فراموش کردن این پیش شرطها پیش از اقدام میتواند گردشگری روستایی را هم به فعالیتی مخرب و مغایر با توسعه متوازن و پایدار تبدیل کند. این مخاطره را هر سه بخش دولت، بخش خصوصی و جوامع محلی میتوانند ایجاد کنند."
http://telegram.me/ianair
به نظر میرسد گردشگری روستایی تا به امروز، آن چنان که در تبلیغات دولتی و بخش خصوصی به چشم میخورد نتوانسته لقمه شیرینی در دهان تولید ناخالص ملی و ارزش افزوده کشور بگذارد. آنچه از برآیند گفت و گو با کارشناسان بر میآید این است که فرصت گردشگری روستایی تا به امروز بیشتر مخاطره داشته است. شاید شکل گیری گفت وگوهای کارشناسی برای شناخت دقیق فرصتها وتهدیدهای توسعه در هر مبحثی از جمله گردشگری روستایی، پیش از اقدام ، برای جلوگیری از رخداد حوادث جبران ناپذیر از ضروریات باشد./
سبک زندگی نامطلوب اعتبارات رفاه اجتماعی را می بلعد!
دکترعبدالرحیم تاج الدین ، مدیرکل دفتر حمایتی و توانمندسازی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی
سبک زندگی یک سیستم و نظام خاص زندگی است که به یک فرد، خانواده یا جامعه هویتی خاص می بخشد این نظام، هندسه کلی رفتار بیرونی است که افراد خانواده ها و جوامع را از یکدیگر متمایز می کند و هویت های متمایز می بخشد. با تحولات رخ داده در دنیا به ویژه از سده ی 18 میلادی به بعد، با گسترش جوامع انسانی در ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شاهد دگرگونی عمیق در سبک زندگی افراد و جوامع می باشیم در دهه اخیر بدون سبک زندگی و هویت اجتماعی یعنی بدون چارچوبهای مشخصی که شباهت ها و تفاوت ها را اشکار میسازد افراد یک جامعه امکان برقراری ارتباطی معنادار و پایدار میان خود نخواهند داشت .
سبک زندگی یک ابزار نرم و فرهنگی برای مدیریت اجتماعی محسوب میشود. سبک زندگی راه شناخت هویت خودی از بیگانه است که موقعیت فرد را در جامعه برای دیگران مشخص می کند. آشنایی و حساس شدن به مفهوم سبک زندگی به دولت ها و حکومت ها کمک می کند تا در راه مطلوب کردن شرایط عینی زندگی و واقعیت ها گام بردارند و به فرد نیز امکان میدهد که در قلمرو نفوذ خویش، مدیریت کیفیت زندگی خویش را در دست بگیرد .
عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی و متأثر از آن:
سبک زندگی افراد بسته به شرایط سنی، جنسیتی، قومیت، نژاد، تحصیلات، سطح درآمد، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، اعتقادات مذهبی، میزان دسترسی به تکنولوژی های نوین، بسترهای روانی و خانوادگی و ... متفاوت خواهد بود و این سبک متفاوت زندگی نیز به نوبه خود بر بسیاری از عوامل ذکر شده تآثیر متقابل خواهد داشت.
رفاه اجتماعی و شاخص ها و مؤلفه های آن رابطه متقابلی با سبک زندگی اقشار جامعه دارد. به گونه ای که از یک سو بنا بر برخی تعاریف، رفاه اجتماعی دو بُعد مادی و معنوی زندگی را در بر میگیرد. بعد مادی بر تأمین نیازهای اساسی، خوراک، پوشاک، شغل، مسکن و بهداشت و درمان تأکید دارد و بعد معنوی را هم میتوان شامل سواد و آموزش، سلامت، حمایت قانونی از عموم مردم و برخورداری از حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دانست. از این رو رفاه اجتماعی را میتوان واژگانی دانست که با مفاهیمی چون "حمایت اجتماعی"، "تأمین اجتماعی"، "خدمات اجتماعی" و "بهزیستی"، پیوستگی معنایی نزدیکی دارد که گاهی بر قلمروی مفهومی مشترکی هم اشارت دارد.
از سوی دیگر می توان اثر سبک های زندگی حاکم بر جامعه را در اتخاذ سیاست های رفاه اجتماعی به وضوح مشاهده نمود. به عنوان مثال رویکردهای حاکم بر این سیاست ها بسته به اینکه ساختار سنی جمعیت پیر باشد یا جوان، که در نتیجه آن با انواع مختلف سبک های زندگی روبرو هستیم، متفاوت خواهد بود.
رفاه اجتماعی دارای چهار الگوی؛
بُعد زیستی شامل سلامت جسمی (در مقابل معلولیت و بیماری)، سلامت روانی (ترکیب جمعیت، هرم سنی، امید به زندگی، تغذیه و ...)،
بعد حقوقی؛ شامل قوانین حمایت از گروههای آسیبدیده و آسیبپذیر، قوانین مربوط به کودکان، نوجوانان و زنان، قوانین کیفری جزایی در مورد بزهکاری، جوانان و آسیبهای اجتماعی،
بعد اجتماعی؛ شامل مسائلی چون امنیت، مهارت اجتماعی، فراغت، اشتغال، خانواده، آسیب اجتماعی، جمعیت، گروههای در معرض خطر؛ از جمله زنان و کودکان و مشارکت اجتماعی و در پایان
بعد اقتصادی؛ شامل بررسی فقر، امنیت، توسعه اقتصادی، اشتغال، مسکن، سیستم پرداخت یارانهای، اقتصاد خیریهای و غیرانتفاعی، عدالت اجتماعی، حمایت اقتصادی از اقشار آسیبپذیر و ....
می شود.
دولت یا مردم کدام یک در ایجاد رفاه اجتماعی نقش پررنگی دارند؟
رفاه اجتماعی تعبیری است که به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبت داده می شود و به نوعی مسئولیتپذیری افراد جامعه، در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندیها را می توان از اهداف آن دانست.
مردم یا دولت کدام یک در خصوص ایجاد رفاه، نقش پررنگ تری دارند؟ سوالی که بی شک می توان بیان کرد هر دو به هم وابسته و در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
چرا که دولت سیاستهای اجتماعیای را باید برنامهریزی کند که شرایط اجتماعی اجازه میدهد و این سیاستها باید شرایط اجتماعی سخت را به شرایط رفاه اجتماعی تبدیل کند.
در لایحه پیشنهادی بودجه سال ۹۵ ، مبلغ ۶۲ هزار میلیارد تومان برای امور رفاه اجتماعی اختصاص داده شده است که از این اعتبار
۷۶۸ میلیارد تومان به فصل مربوط به امداد و نجات،
۱۴ هزار میلیارد تومان به فصل بیمههای اجتماعی،
حدود ۴۶ هزار میلیارد تومان برای فصل حمایتی،
یک هزار و ۳۴۰ میلیارد تومان برای توانبخشی و
حدود ۳۸ میلیارد تومان برای تحقیق و توسعه در امور رفاه اجتماعی پیشبینی شده است.
دکترعبدالرحیم تاج الدین ، مدیرکل دفتر حمایتی و توانمندسازی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی
سبک زندگی یک سیستم و نظام خاص زندگی است که به یک فرد، خانواده یا جامعه هویتی خاص می بخشد این نظام، هندسه کلی رفتار بیرونی است که افراد خانواده ها و جوامع را از یکدیگر متمایز می کند و هویت های متمایز می بخشد. با تحولات رخ داده در دنیا به ویژه از سده ی 18 میلادی به بعد، با گسترش جوامع انسانی در ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شاهد دگرگونی عمیق در سبک زندگی افراد و جوامع می باشیم در دهه اخیر بدون سبک زندگی و هویت اجتماعی یعنی بدون چارچوبهای مشخصی که شباهت ها و تفاوت ها را اشکار میسازد افراد یک جامعه امکان برقراری ارتباطی معنادار و پایدار میان خود نخواهند داشت .
سبک زندگی یک ابزار نرم و فرهنگی برای مدیریت اجتماعی محسوب میشود. سبک زندگی راه شناخت هویت خودی از بیگانه است که موقعیت فرد را در جامعه برای دیگران مشخص می کند. آشنایی و حساس شدن به مفهوم سبک زندگی به دولت ها و حکومت ها کمک می کند تا در راه مطلوب کردن شرایط عینی زندگی و واقعیت ها گام بردارند و به فرد نیز امکان میدهد که در قلمرو نفوذ خویش، مدیریت کیفیت زندگی خویش را در دست بگیرد .
عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی و متأثر از آن:
سبک زندگی افراد بسته به شرایط سنی، جنسیتی، قومیت، نژاد، تحصیلات، سطح درآمد، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، اعتقادات مذهبی، میزان دسترسی به تکنولوژی های نوین، بسترهای روانی و خانوادگی و ... متفاوت خواهد بود و این سبک متفاوت زندگی نیز به نوبه خود بر بسیاری از عوامل ذکر شده تآثیر متقابل خواهد داشت.
رفاه اجتماعی و شاخص ها و مؤلفه های آن رابطه متقابلی با سبک زندگی اقشار جامعه دارد. به گونه ای که از یک سو بنا بر برخی تعاریف، رفاه اجتماعی دو بُعد مادی و معنوی زندگی را در بر میگیرد. بعد مادی بر تأمین نیازهای اساسی، خوراک، پوشاک، شغل، مسکن و بهداشت و درمان تأکید دارد و بعد معنوی را هم میتوان شامل سواد و آموزش، سلامت، حمایت قانونی از عموم مردم و برخورداری از حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دانست. از این رو رفاه اجتماعی را میتوان واژگانی دانست که با مفاهیمی چون "حمایت اجتماعی"، "تأمین اجتماعی"، "خدمات اجتماعی" و "بهزیستی"، پیوستگی معنایی نزدیکی دارد که گاهی بر قلمروی مفهومی مشترکی هم اشارت دارد.
از سوی دیگر می توان اثر سبک های زندگی حاکم بر جامعه را در اتخاذ سیاست های رفاه اجتماعی به وضوح مشاهده نمود. به عنوان مثال رویکردهای حاکم بر این سیاست ها بسته به اینکه ساختار سنی جمعیت پیر باشد یا جوان، که در نتیجه آن با انواع مختلف سبک های زندگی روبرو هستیم، متفاوت خواهد بود.
رفاه اجتماعی دارای چهار الگوی؛
بُعد زیستی شامل سلامت جسمی (در مقابل معلولیت و بیماری)، سلامت روانی (ترکیب جمعیت، هرم سنی، امید به زندگی، تغذیه و ...)،
بعد حقوقی؛ شامل قوانین حمایت از گروههای آسیبدیده و آسیبپذیر، قوانین مربوط به کودکان، نوجوانان و زنان، قوانین کیفری جزایی در مورد بزهکاری، جوانان و آسیبهای اجتماعی،
بعد اجتماعی؛ شامل مسائلی چون امنیت، مهارت اجتماعی، فراغت، اشتغال، خانواده، آسیب اجتماعی، جمعیت، گروههای در معرض خطر؛ از جمله زنان و کودکان و مشارکت اجتماعی و در پایان
بعد اقتصادی؛ شامل بررسی فقر، امنیت، توسعه اقتصادی، اشتغال، مسکن، سیستم پرداخت یارانهای، اقتصاد خیریهای و غیرانتفاعی، عدالت اجتماعی، حمایت اقتصادی از اقشار آسیبپذیر و ....
می شود.
دولت یا مردم کدام یک در ایجاد رفاه اجتماعی نقش پررنگی دارند؟
رفاه اجتماعی تعبیری است که به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبت داده می شود و به نوعی مسئولیتپذیری افراد جامعه، در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندیها را می توان از اهداف آن دانست.
مردم یا دولت کدام یک در خصوص ایجاد رفاه، نقش پررنگ تری دارند؟ سوالی که بی شک می توان بیان کرد هر دو به هم وابسته و در واقع لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
چرا که دولت سیاستهای اجتماعیای را باید برنامهریزی کند که شرایط اجتماعی اجازه میدهد و این سیاستها باید شرایط اجتماعی سخت را به شرایط رفاه اجتماعی تبدیل کند.
در لایحه پیشنهادی بودجه سال ۹۵ ، مبلغ ۶۲ هزار میلیارد تومان برای امور رفاه اجتماعی اختصاص داده شده است که از این اعتبار
۷۶۸ میلیارد تومان به فصل مربوط به امداد و نجات،
۱۴ هزار میلیارد تومان به فصل بیمههای اجتماعی،
حدود ۴۶ هزار میلیارد تومان برای فصل حمایتی،
یک هزار و ۳۴۰ میلیارد تومان برای توانبخشی و
حدود ۳۸ میلیارد تومان برای تحقیق و توسعه در امور رفاه اجتماعی پیشبینی شده است.
در لایحه تقدیمی ۱۷ هزار میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح، ۵ هزار میلیارد تومان به سازمان بیمه سلامت، ۳ هزار و ۸۱۰ میلیارد تومان به کمیته امداد امام (ره)، یک هزار و ۸۱۱ میلیارد تومان به سازمان بهزیستی، ۳۲۱ میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی، ۴۱۰ میلیارد تومان صندوق بیمه اجتماعی کشاورزی، روستائیان و عشایر، ۱۱۲ میلیارد تومان به بیمههای اجتماعی اختصاص داده شده است.
و از ٢١ هزار میلیارد تومان سهمیه اختصاص یافته به وزارت تعاون، صندوق بازنشستگی کشوری از این اعتبار ۱۹ هزار میلیارد تومان سهیم است. همچنین ۲۹۷ میلیارد تومان نیز برای برنامههای سازمان ثبت احوال پیشنهاد شده است.
آسیبهای اجتماعی نشأت گرفته از سبک زندگی است.
وقتی سبک زندگی دستخوش تغییراتی میشود و نظامات اجتماعی در جامعه دچار تحول میشود آسیبهای اجتماعی نیز پدید میآید.
سبک زندگی یک موضوع فرهنگی است و قوانین و دستگاههای اجرایی میتوانند برای رشد آن کمک کنند و باید همه دستگاهها به سبک زندگی توجه کنند تا پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شود.
از اساسیترین آسیبهای اجتماعی که در حال حاضر در کشور ما وجود دارد، ورود شبکه های مجازی و هجوم شبکه های ماهواره ای است که به هدف تضعیف روابط خانوادگی ایجاد شده و شیوع پیدا کرده است که دولت باید نظارت بیشتر داشته باشد.
مسائل اجتماعی، بازتاب و برون داد تمام رفتارهایی است که در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی بروز پیدا می کند و نهایتا می تواند موجب قوام، انسجام، اعتماد، امید و رضایتمندی باشد یا به عکس می تواند موجب تخریب سرمایه های اجتماعی و نهایتا مشکلاتی گردد که در بعضی از مواقع تبدیل به موضوعات امنیتی شود.
رهبری در صحبت هایشان بر لزوم مهندسی و هدایت تغییرات اجتماعی تاکید کردند و فرمودند اگر تغییرات اجتماعی مدیریت نشود قطعا در مقابل آن منفعل خواهیم شد و آسیب های منفی آن را باید بپذیریم و اینکه چگونه تغییرات اجتماعی منجر به تغییر سبک زندگی می شود و سبک زندگی تمام احوالات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری تغییرات سبک زندگی را مدام باید تعقیب کرد و متناسب با الگوهای رفتاری، ایرانی – اسلامی، سبک زندگی را تعریف کنیم.
امروز حدود 11 میلیون نفر حاشیهنشین در کشور وجود دارند که معادل با 3 میلیون نفر حاشیهنشین در شهرهای تهران، مشهد و اهواز متمرکز هستند؛ در کشور نیز حدود 2700 محل حاشیهنشینی داریم که با توجه به ویژگی های آن نیاز است که خدمات بیشتری به آنها ارائه شود.
در حال حاضر آمار و توزیع بیکاری در کشور نرمال نیست، به گونهای که امروزه مناطقی وجود دارند که بیش از 60 درصد بیکاری در آن متمرکز است.
یکی دیگر از مشکلات امروز جامعه، اعتیاد و استفاده از مواد مخدر است 60درصد زندانی های کشور با اعتیاد و مواد مخدر در ارتباط هستند. اعتیاد از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی و پرخطر رفته است.
در حال حاضربیش از 2.5 میلیون نفر زن سرپرست خانوار در کشور زندگی می کنند.
الزامات اقتصاد مقاومتی و الگوی سبک زندگی
رهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای خود با جوانان، بحث کاملی را در خصوص سبک زندگی ارائه فرمودند که این فرمایشات باید به عنوان یک سند فرهنگی برای تحول در جامعه چه از سوی مسئولان و چه از سوی مردم، مورد توجه و عنایت ویژه قرار داد.
مقام معظم رهبری در سفر خود به استان خراسان شمالی همچون طبیبی حاذق به درستی علت اصلی بیماری مبتلابه جامعه را تشخیص دادند و آن الگوی سبک زندگی است.
الگویی که متأثر از آداب و اصول اسلامی و ایرانی است و سبک زندگی یک انسان مسلمان ایرانی را از یک فردی که تحت تأثیر فرهنگ غربی است متمایز می میکند.
با توجه به تحریمهای گسترده اقتصادی، بانکی، دارویی و ... از سوی آمریکا و کشورهای غربی به نظر میرسد که در مقطع فعلی نیازمند یک رویکرد انقلابی و جهادی نیز در سبک زندگی هستیم.
بنابراین همان گونه که بسیاری از اقتصاددانان ریشه اقتصاد را در فرهنگ میدانند ، به درستی رهبر فرزانه انقلاب مسیر را برای مردم و مسئولان معین فرمودند و ریشه اقتصاد مقاومتی در اصلاح الگوی سبک زندگی بر اساس الگوی اسلامی و ایرانی است که اندیشمندان، نخبگان و اساتید و دانشجویان باید عزم خود را جزم کنند تا الگویی کارآمد را برای سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم ارائه کنند.
سبک زندگی نامطلوب اعتبارات رفاه اجتماعی را می بلعد
خیلی آسان است که مشکلات و چالش های حوزه ی رفاه اجتماعی را فهرست کنیم و طبق عادت همیشگی همه آن را به گردن دولت ها بیندازیم. و این مطالبه مدام تکرار شود که دولت برای کاهش آنها چکار کرده است؟
و از ٢١ هزار میلیارد تومان سهمیه اختصاص یافته به وزارت تعاون، صندوق بازنشستگی کشوری از این اعتبار ۱۹ هزار میلیارد تومان سهیم است. همچنین ۲۹۷ میلیارد تومان نیز برای برنامههای سازمان ثبت احوال پیشنهاد شده است.
آسیبهای اجتماعی نشأت گرفته از سبک زندگی است.
وقتی سبک زندگی دستخوش تغییراتی میشود و نظامات اجتماعی در جامعه دچار تحول میشود آسیبهای اجتماعی نیز پدید میآید.
سبک زندگی یک موضوع فرهنگی است و قوانین و دستگاههای اجرایی میتوانند برای رشد آن کمک کنند و باید همه دستگاهها به سبک زندگی توجه کنند تا پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شود.
از اساسیترین آسیبهای اجتماعی که در حال حاضر در کشور ما وجود دارد، ورود شبکه های مجازی و هجوم شبکه های ماهواره ای است که به هدف تضعیف روابط خانوادگی ایجاد شده و شیوع پیدا کرده است که دولت باید نظارت بیشتر داشته باشد.
مسائل اجتماعی، بازتاب و برون داد تمام رفتارهایی است که در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی بروز پیدا می کند و نهایتا می تواند موجب قوام، انسجام، اعتماد، امید و رضایتمندی باشد یا به عکس می تواند موجب تخریب سرمایه های اجتماعی و نهایتا مشکلاتی گردد که در بعضی از مواقع تبدیل به موضوعات امنیتی شود.
رهبری در صحبت هایشان بر لزوم مهندسی و هدایت تغییرات اجتماعی تاکید کردند و فرمودند اگر تغییرات اجتماعی مدیریت نشود قطعا در مقابل آن منفعل خواهیم شد و آسیب های منفی آن را باید بپذیریم و اینکه چگونه تغییرات اجتماعی منجر به تغییر سبک زندگی می شود و سبک زندگی تمام احوالات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری تغییرات سبک زندگی را مدام باید تعقیب کرد و متناسب با الگوهای رفتاری، ایرانی – اسلامی، سبک زندگی را تعریف کنیم.
امروز حدود 11 میلیون نفر حاشیهنشین در کشور وجود دارند که معادل با 3 میلیون نفر حاشیهنشین در شهرهای تهران، مشهد و اهواز متمرکز هستند؛ در کشور نیز حدود 2700 محل حاشیهنشینی داریم که با توجه به ویژگی های آن نیاز است که خدمات بیشتری به آنها ارائه شود.
در حال حاضر آمار و توزیع بیکاری در کشور نرمال نیست، به گونهای که امروزه مناطقی وجود دارند که بیش از 60 درصد بیکاری در آن متمرکز است.
یکی دیگر از مشکلات امروز جامعه، اعتیاد و استفاده از مواد مخدر است 60درصد زندانی های کشور با اعتیاد و مواد مخدر در ارتباط هستند. اعتیاد از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی و پرخطر رفته است.
در حال حاضربیش از 2.5 میلیون نفر زن سرپرست خانوار در کشور زندگی می کنند.
الزامات اقتصاد مقاومتی و الگوی سبک زندگی
رهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای خود با جوانان، بحث کاملی را در خصوص سبک زندگی ارائه فرمودند که این فرمایشات باید به عنوان یک سند فرهنگی برای تحول در جامعه چه از سوی مسئولان و چه از سوی مردم، مورد توجه و عنایت ویژه قرار داد.
مقام معظم رهبری در سفر خود به استان خراسان شمالی همچون طبیبی حاذق به درستی علت اصلی بیماری مبتلابه جامعه را تشخیص دادند و آن الگوی سبک زندگی است.
الگویی که متأثر از آداب و اصول اسلامی و ایرانی است و سبک زندگی یک انسان مسلمان ایرانی را از یک فردی که تحت تأثیر فرهنگ غربی است متمایز می میکند.
با توجه به تحریمهای گسترده اقتصادی، بانکی، دارویی و ... از سوی آمریکا و کشورهای غربی به نظر میرسد که در مقطع فعلی نیازمند یک رویکرد انقلابی و جهادی نیز در سبک زندگی هستیم.
بنابراین همان گونه که بسیاری از اقتصاددانان ریشه اقتصاد را در فرهنگ میدانند ، به درستی رهبر فرزانه انقلاب مسیر را برای مردم و مسئولان معین فرمودند و ریشه اقتصاد مقاومتی در اصلاح الگوی سبک زندگی بر اساس الگوی اسلامی و ایرانی است که اندیشمندان، نخبگان و اساتید و دانشجویان باید عزم خود را جزم کنند تا الگویی کارآمد را برای سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم ارائه کنند.
سبک زندگی نامطلوب اعتبارات رفاه اجتماعی را می بلعد
خیلی آسان است که مشکلات و چالش های حوزه ی رفاه اجتماعی را فهرست کنیم و طبق عادت همیشگی همه آن را به گردن دولت ها بیندازیم. و این مطالبه مدام تکرار شود که دولت برای کاهش آنها چکار کرده است؟
