اعتبار پزشک ها و مهندس ها
✍امیر ناظمی (هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)
تا سالها رویای کودکان دبستانی ایرانی، پزشک و مهندس شدن بود. به صورت متفاوتی از کشورهای توسعهیافته، رشتههای دانشگاهی در علوم پایه، هنر و علوم انسانی-اجتماعی در مقایسه با این دو رشته در موقعیت نابرابری قرار داشتند.
عالم سیاست ایران نیز، به غیر از روحانیون، پر بوده است از مهندسها و پزشکها! به صورت آشکاری دروازههای سیاست همواره بر مهندسان و پزشکان بازتر از سایر رشتهها بوده است.
برای کشوری که تا سالها حتی وزیرخارجهاش پزشک بوده است و کابینهاش پر بوده از مهندس و پزشک، یک پرسش جدی میتواند همین فقدان حضور دانشآموختگان سایر حوزهها باشد؛ آنهم در حالی که تقریبا در اغلب کشورهای توسعهیافته شما با صفی از حقوقدانان، متخصصان انسانی-اجتماعی یا هنرمندان و ادیبان در جایگاههای سیاسی مواجه میشوید.
📈ریشههای تاریخی
این شیفتگی ایرانیان به پزشکی و مهندسی را میتوان پدیدهای تاریخی تحلیل کرد. اولین دوره از اعزام نظاممند دانشجویان به خارج از کشور در سال ۱۳۰۷ انجام شد. مطابق با قانون اعزام محصلین در مجلس، دولت موظف بود تا سالانه ۱۰۰ نفر از دانشجویان ممتاز کشور را با هزینه دولتی، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام نماید.
در دورهی اول به جز ۸ نفر که برای حوزهی حقوق و ۵ نفر که امور مالی را انتخاب کردند، مابقی در حوزههای پزشکی و مهندسی بودند. این سهم در دورههای بعدی باز هم کاهش یافت به نحوی که از میان ۴۱۰ نفری که در مجموع در ۴ سال نخست اعزام شدند تنها ۲۴ نفر حقوق و ۱۸ نفر امور مالی بودند و مابقی مهندس و پزشک بودند.
بررسی سرگذشت آنان نشان میدهد که این افراد در مواجهه با تمدن غرب، و مشاهده شکاف توسعه میان جامعه خود و غرب، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند. به این ترتیب متاثر، پرانگیزه و همراه با شور تاثیرگذاری به کشور بازگشتند. بر این اساس بود که بسیاری از آنان پس از بازگشت به کنشگرانی اجتماعی تبدیل شدند.
دکتر محمد قریب، مهندس مهدی بازرگان، کریم سنجابی، خلیل ملکی نمونههای قابل تاملی از نخستین دوره اعزام دانشجو به خارج از کشور بودند، که پس از بازگشت به کنشگرانی اجتماعی و فراتر از یک متخصص دانشگاهی تبدیل شدند.
تمامی این افراد شکاف میان ایران و کشور توسعهیافتهای مانند فرانسه را در امور آشکار، فناوری و امکانات زیرساختی میدیدند. جای تعجب نیست که این کنشگران در بازگشت، به جای تمرکز بر انتقال سیاست و ارتقاء فرهنگی بر شکاف زیرساختی، ارتقاء بهداشت و توسعهی فنی تمرکز یافتند.
همچنین تمامی این کنشگران سیاسی، به صورت همزمان ماهیت رشتههای تحصیلی خود را با فعالیتهای اجتماعی گره زدند. آنان تنها مهندس یا پزشک یا استاد دانشگاه نبودند؛ قریب، بازرگان و سحابی (اعزامی دوره ۵) بعد از ۲۸ مرداد نیز با امضاء نامهای اعتراضی از دانشگاه اخراج شدند؛ اما وجاهت آنان فراتر از صندلی رسمی داشگاه بود.
همچنین اغلب این افراد چنان در زندگی شخصی و اجتماعی افرادی پاک، بزرگ و شریف بودند که حتی بزرگترین مخالفان فکری آنان نیز هیچگاه نتوانستند از آنان به شرافت و وطندوستی یاد نکنند.
تمامی حوزههای دانشی اعتبارشان را از نخستین کنشگران و فعالانشان کسب میکنند. به همین دلیل است که اعتبار هر حوزهای به اعتبار نخستین بازیگرانش گره میخورد.
این گروه از فارغالتحصیلان ۱)با اتکاء بر دانش جهانی و البته ۲)وضعیت نسبتا مناسب خانوادگی، توانستند تبدیل به ۳)تاثیرگذارانی جدی در توسعهی ایران شوند و همزمان از ۴)تمکن مالی مناسب نیز برخوردار شوند. همزمان با برخورداری از سرمایه دانشی، سرمایه اقتصادی، آنان برخوردار از ۵)سرمایه نمادین نخبگی شده و تبدیل به گروه مرجع اجتماعی کشور برای دههها شوند.
به این ترتیب بود که تمامی سرمایهی آنان بر رشتههای دانشگاهی فنی و پزشکی نیز افزوده شد. بیجهت نبود که سالها چشمانداز ایرانیان، مهندس و پزشک شدن بود؛ هرچند بعدترها وفور فارغالتحصیلان مهندسی این شیفتگی به مهندسی را به سرشکستگی کشاند.
🔵منبع، کانال انجمن اقتصاددانان ایران
@RuralDevelopment
✍امیر ناظمی (هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)
تا سالها رویای کودکان دبستانی ایرانی، پزشک و مهندس شدن بود. به صورت متفاوتی از کشورهای توسعهیافته، رشتههای دانشگاهی در علوم پایه، هنر و علوم انسانی-اجتماعی در مقایسه با این دو رشته در موقعیت نابرابری قرار داشتند.
عالم سیاست ایران نیز، به غیر از روحانیون، پر بوده است از مهندسها و پزشکها! به صورت آشکاری دروازههای سیاست همواره بر مهندسان و پزشکان بازتر از سایر رشتهها بوده است.
برای کشوری که تا سالها حتی وزیرخارجهاش پزشک بوده است و کابینهاش پر بوده از مهندس و پزشک، یک پرسش جدی میتواند همین فقدان حضور دانشآموختگان سایر حوزهها باشد؛ آنهم در حالی که تقریبا در اغلب کشورهای توسعهیافته شما با صفی از حقوقدانان، متخصصان انسانی-اجتماعی یا هنرمندان و ادیبان در جایگاههای سیاسی مواجه میشوید.
📈ریشههای تاریخی
این شیفتگی ایرانیان به پزشکی و مهندسی را میتوان پدیدهای تاریخی تحلیل کرد. اولین دوره از اعزام نظاممند دانشجویان به خارج از کشور در سال ۱۳۰۷ انجام شد. مطابق با قانون اعزام محصلین در مجلس، دولت موظف بود تا سالانه ۱۰۰ نفر از دانشجویان ممتاز کشور را با هزینه دولتی، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام نماید.
در دورهی اول به جز ۸ نفر که برای حوزهی حقوق و ۵ نفر که امور مالی را انتخاب کردند، مابقی در حوزههای پزشکی و مهندسی بودند. این سهم در دورههای بعدی باز هم کاهش یافت به نحوی که از میان ۴۱۰ نفری که در مجموع در ۴ سال نخست اعزام شدند تنها ۲۴ نفر حقوق و ۱۸ نفر امور مالی بودند و مابقی مهندس و پزشک بودند.
بررسی سرگذشت آنان نشان میدهد که این افراد در مواجهه با تمدن غرب، و مشاهده شکاف توسعه میان جامعه خود و غرب، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند. به این ترتیب متاثر، پرانگیزه و همراه با شور تاثیرگذاری به کشور بازگشتند. بر این اساس بود که بسیاری از آنان پس از بازگشت به کنشگرانی اجتماعی تبدیل شدند.
دکتر محمد قریب، مهندس مهدی بازرگان، کریم سنجابی، خلیل ملکی نمونههای قابل تاملی از نخستین دوره اعزام دانشجو به خارج از کشور بودند، که پس از بازگشت به کنشگرانی اجتماعی و فراتر از یک متخصص دانشگاهی تبدیل شدند.
تمامی این افراد شکاف میان ایران و کشور توسعهیافتهای مانند فرانسه را در امور آشکار، فناوری و امکانات زیرساختی میدیدند. جای تعجب نیست که این کنشگران در بازگشت، به جای تمرکز بر انتقال سیاست و ارتقاء فرهنگی بر شکاف زیرساختی، ارتقاء بهداشت و توسعهی فنی تمرکز یافتند.
همچنین تمامی این کنشگران سیاسی، به صورت همزمان ماهیت رشتههای تحصیلی خود را با فعالیتهای اجتماعی گره زدند. آنان تنها مهندس یا پزشک یا استاد دانشگاه نبودند؛ قریب، بازرگان و سحابی (اعزامی دوره ۵) بعد از ۲۸ مرداد نیز با امضاء نامهای اعتراضی از دانشگاه اخراج شدند؛ اما وجاهت آنان فراتر از صندلی رسمی داشگاه بود.
همچنین اغلب این افراد چنان در زندگی شخصی و اجتماعی افرادی پاک، بزرگ و شریف بودند که حتی بزرگترین مخالفان فکری آنان نیز هیچگاه نتوانستند از آنان به شرافت و وطندوستی یاد نکنند.
تمامی حوزههای دانشی اعتبارشان را از نخستین کنشگران و فعالانشان کسب میکنند. به همین دلیل است که اعتبار هر حوزهای به اعتبار نخستین بازیگرانش گره میخورد.
این گروه از فارغالتحصیلان ۱)با اتکاء بر دانش جهانی و البته ۲)وضعیت نسبتا مناسب خانوادگی، توانستند تبدیل به ۳)تاثیرگذارانی جدی در توسعهی ایران شوند و همزمان از ۴)تمکن مالی مناسب نیز برخوردار شوند. همزمان با برخورداری از سرمایه دانشی، سرمایه اقتصادی، آنان برخوردار از ۵)سرمایه نمادین نخبگی شده و تبدیل به گروه مرجع اجتماعی کشور برای دههها شوند.
به این ترتیب بود که تمامی سرمایهی آنان بر رشتههای دانشگاهی فنی و پزشکی نیز افزوده شد. بیجهت نبود که سالها چشمانداز ایرانیان، مهندس و پزشک شدن بود؛ هرچند بعدترها وفور فارغالتحصیلان مهندسی این شیفتگی به مهندسی را به سرشکستگی کشاند.
🔵منبع، کانال انجمن اقتصاددانان ایران
@RuralDevelopment
وضعیت بارندگی تجمعی حوضه های آبریز در جه ۱ کشور از اول مهر تا ساعت ۱۸:۳۰ روز ۱۱ بهمن سال آبي ۹۷-۹۶
منبع شركت مديريت منابع آب ايران
@RuralDevelopment
منبع شركت مديريت منابع آب ايران
@RuralDevelopment
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 آب مهمتر است یا اشتغال؟چرا وضعیت آب برای قانونگذاران و مردم نامشخص است؟ ( goo.gl/QSjcFM)
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
هفته نامه تجارت فردا
آب مهمتر است یا اشتغال؟
این روزها رسانههای کشور و فضای مطبوعاتی و مجازی همواره به مساله آب میپردازند و عمدتاً چالشهای بخش آب را در کشور برمیشمرند. این موضوع البته مسبوق به سابقه است. اینجانب دستنوشتهای را از وزیر وقت نیرو در سال 1363 ملاحظه کردهام که در آن به موضوع آب و…
Forwarded from انجمن علمی توسعه روستایی ایران
چرا سياستهاي اشتغال زايي شكست ميخورند؟
در اقتصاد نيروي كار به عنوان يكي از عوامل توليد محسوب مي شود. در ادبيات اقتصاد كلاسيك، افراد دنبال حداكثر كردن تابع مطلوبيت و توليدكننده دنبال حداكثر كردن تابع سود خود است. بنابراين، عرضه نيروي انساني، براي كسب درآمد جهت تامين هزينه نيازهاي فردي و تقاضاي نيروي انساني براي تامين عامل توليد است. به همين دليل، گفته ميشود، عرضه نيروي انساني تابع مشتق شده از تقاضاي كالاهاست و تقاضاي نيروي انساني، تابع مشتق شده از عرضه كالاها و خدمات است. بنابراين، اگر توليدي نباشد، تقاضايي براي نيروي انساني نخواهد بود. همينطور اگر افراد فراغت را به كار ترجيح دهند، تقاضاي موثري براي كالاها نخواهد بود و در نتيجه توليد با ركود همراه خواهد بود.
حتي در دوره ركود بزرگ هم كه كينز پيشنهاد تاريخي ايجاد كار براي مردم را مي دهد (پول بدهيد عده اي بكنند و به عده اي ديگر پول بدهيد پر كنند)، هدف كينز، مستقيما رفع بيكاري و يا اشتغال زايي نبود! بلكه او به دنبال ايجاد تقاضاي مؤثر براي توليد بود تا توليد راه بيفتد و ركود تمام شود. مسلما با راه افتادن ركود و باز شدن كارخانجات و توليد، خود به خود اشتغال هم ايجاد مي شود.
در اقتصاد باز، بخشي از تقاضا به سمت كالاهاي وارداتي رفته و ممكن است اثرگذاري سياست تقاضاي موثر، كمتر شود.
اقتصاد ايران، به دليل ساختار رانتي و سهل بودن نسبي فضاي واردات نسبت به فضاي توليد، ريسك بالاي توليد، توليد غيررقابتي و ...، سياستهاي تقاضاي مؤثر نيز بيشتر از اينكه به گسترش توليد ختم شود و از پس آن، تقاضاي نيروي انساني ايجاد كرده و اشتغال ايجاد كند، باعث تحريك و گسترش واردات مي شود.
بدين ترتيب، هدف گيري ايجاد اشتغال، به جاي هدف گيري توليد، اشتباه تاريخي سياستهاي اشتغال زايي است.
در واقع، در سياستهاي اشتغال زايي، هدف ايجاد اشتغال است حال اين اشتغال به چه توليدي ختم مي شود، آيا آن توليد داراي تقاضاي مؤثر است، آيا توليد نسبت به كالاهاي رقيب، رقابت پذير است و ...، اهميتي ندارد. ما به جاي تمركز روي تابع هدف (توليد)، به تابع مشتق شده از آن متمركز مي شويم. در نتيجه، اين سياست شكست مي خورد.
اگر تمركز خود را به تابع توليد بگذاريم، به دنبال آن به فكر رقابتي كردن توليد، كاهش هزينه ها و ايجاد بازار، ايجاد تقاضاي مؤثر خواهيم بود. در اين حالت، با شكل گيري توليد، اشتغال و اشتغالهاي بيشتر ناشي از شكل گيري مناسب زنجيره هاي توليد، اتفاق خواهد افتاد.
Http://t.me/maolad
@RuralDevelopment
در اقتصاد نيروي كار به عنوان يكي از عوامل توليد محسوب مي شود. در ادبيات اقتصاد كلاسيك، افراد دنبال حداكثر كردن تابع مطلوبيت و توليدكننده دنبال حداكثر كردن تابع سود خود است. بنابراين، عرضه نيروي انساني، براي كسب درآمد جهت تامين هزينه نيازهاي فردي و تقاضاي نيروي انساني براي تامين عامل توليد است. به همين دليل، گفته ميشود، عرضه نيروي انساني تابع مشتق شده از تقاضاي كالاهاست و تقاضاي نيروي انساني، تابع مشتق شده از عرضه كالاها و خدمات است. بنابراين، اگر توليدي نباشد، تقاضايي براي نيروي انساني نخواهد بود. همينطور اگر افراد فراغت را به كار ترجيح دهند، تقاضاي موثري براي كالاها نخواهد بود و در نتيجه توليد با ركود همراه خواهد بود.
حتي در دوره ركود بزرگ هم كه كينز پيشنهاد تاريخي ايجاد كار براي مردم را مي دهد (پول بدهيد عده اي بكنند و به عده اي ديگر پول بدهيد پر كنند)، هدف كينز، مستقيما رفع بيكاري و يا اشتغال زايي نبود! بلكه او به دنبال ايجاد تقاضاي مؤثر براي توليد بود تا توليد راه بيفتد و ركود تمام شود. مسلما با راه افتادن ركود و باز شدن كارخانجات و توليد، خود به خود اشتغال هم ايجاد مي شود.
در اقتصاد باز، بخشي از تقاضا به سمت كالاهاي وارداتي رفته و ممكن است اثرگذاري سياست تقاضاي موثر، كمتر شود.
اقتصاد ايران، به دليل ساختار رانتي و سهل بودن نسبي فضاي واردات نسبت به فضاي توليد، ريسك بالاي توليد، توليد غيررقابتي و ...، سياستهاي تقاضاي مؤثر نيز بيشتر از اينكه به گسترش توليد ختم شود و از پس آن، تقاضاي نيروي انساني ايجاد كرده و اشتغال ايجاد كند، باعث تحريك و گسترش واردات مي شود.
بدين ترتيب، هدف گيري ايجاد اشتغال، به جاي هدف گيري توليد، اشتباه تاريخي سياستهاي اشتغال زايي است.
در واقع، در سياستهاي اشتغال زايي، هدف ايجاد اشتغال است حال اين اشتغال به چه توليدي ختم مي شود، آيا آن توليد داراي تقاضاي مؤثر است، آيا توليد نسبت به كالاهاي رقيب، رقابت پذير است و ...، اهميتي ندارد. ما به جاي تمركز روي تابع هدف (توليد)، به تابع مشتق شده از آن متمركز مي شويم. در نتيجه، اين سياست شكست مي خورد.
اگر تمركز خود را به تابع توليد بگذاريم، به دنبال آن به فكر رقابتي كردن توليد، كاهش هزينه ها و ايجاد بازار، ايجاد تقاضاي مؤثر خواهيم بود. در اين حالت، با شكل گيري توليد، اشتغال و اشتغالهاي بيشتر ناشي از شكل گيري مناسب زنجيره هاي توليد، اتفاق خواهد افتاد.
Http://t.me/maolad
@RuralDevelopment
💠 سهم ابزارهای مختلف مالیاتی دولت در سال ۱۳۹۵.
✳️ مقایسه سهم ابزارهای مالیاتی در ایران با اقتصادهای پیشرفته دنیا نشان می دهد دولت باید در سهم برخی ابزارها تجدید نظر کند.
@RuralDevelopment
✳️ مقایسه سهم ابزارهای مالیاتی در ایران با اقتصادهای پیشرفته دنیا نشان می دهد دولت باید در سهم برخی ابزارها تجدید نظر کند.
@RuralDevelopment
سمینار یک روزه ترجمان دانش و کار آفرینی به همراه معرفی محقق جوان لرستانی اقای فرهنگ ترکی روز 30 بهمن ماه 1396 در مرکز همایشهای رازی برگزار می شود.
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران: سمینار یک روزه ترجمان دانش و کار آفرینی به همراه معرفی محقق جوان لرستانی اقای فرهنگ ترکی روز 30 بهمن ماه با همکاری معاونت اجتماعی و جمعی از اساتید، دانشجویان و محققان دانشگاه علوم پزشکی ایران 1396 در مرکز همایشهای رازی برگزار می گردد.
در بخشی از این سمینار که در حضور چهره های علمی و محققان کشور برگزار می شود، از محقق حوزه زیست شناسی آقای فرهنگ ترکی به پاس تلاش های ارزنده علمی و تحقیقی تقدیر به عمل می آید.
فرهنگ ترکی محقق نورآبادی دارای مدرک کارشناسی ارشد زیست شناسی، به خاطر ثبت جهانی دوزیستان نادر ایران و درج مقالات علمی در ژورنال های تخصصی دنیا شخصیتی صاحبنام در میان دانشمندان علم خزنده شناسی است؛ این محقق تحقیقات خود را در استان لرستان به انجام رسانده و طی 15 سال تلاش بی وقفه توانسته پژوهشهای مفیدی را در مورد سمندر و وزغ لرستان در سال 2010 و 2011 انجام دهد و 9 گونه جدید را از فلات ایران و آناتولی در سطح بینالمللی به ثبت برساند که از جمله آنها می توان به ثبت جکوی برگ انگشتی گرانولی، کشف در محله ماله کوه پلدختر، در سال 2010 و ثبت جهانی در آلمان، جکوی پولک خشن استیون اندرسونی، منطقه تنگ گاوشمار در سال 2010 و ثبت جهانی در آلمان، جکوی برگ انگشتی زاگرسی، در منطقه تنگ هفت در سال 2011 ثبت جهانی در پرتقال و ... اشاره نمود.
همچنین وی دارای H-index=5است و تاکنون ده ها مقاله علمی در نشریات معتبر جهانی به چاپ رسانده است که از جمله آنها 22 مقاله ISI را می توان نام برد.
تیم برگزاری سمینار ترجمان دانش و کارآفرینی در نظر دارند ضمن ارج نهادن به تلاشهای این محقق، با هدف حمایت از طرح های تحقیقاتی، بخشی از منابع مالی مورد نیاز پروژه های علمی وی را تامین نماید بدین منظور شماره حساب بانک ملت شعبه دانشگاه علوم پزشکی ایران به شماره 8299226725 ، شماره کارت6104337645140516 و شماره شبا IR590120010000008299226725 بنام دکتر کاظم ملکوتی معاون پژوهشی دانشگاه و خانم دکتر ناهید رحیم زاده (معاون امور هیات علمی دانشکده پزشکی) اعلام میگردد. http://iums.ac.ir/content/60973/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2--%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%DA%AF%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
@RuralDevelopment
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران: سمینار یک روزه ترجمان دانش و کار آفرینی به همراه معرفی محقق جوان لرستانی اقای فرهنگ ترکی روز 30 بهمن ماه با همکاری معاونت اجتماعی و جمعی از اساتید، دانشجویان و محققان دانشگاه علوم پزشکی ایران 1396 در مرکز همایشهای رازی برگزار می گردد.
در بخشی از این سمینار که در حضور چهره های علمی و محققان کشور برگزار می شود، از محقق حوزه زیست شناسی آقای فرهنگ ترکی به پاس تلاش های ارزنده علمی و تحقیقی تقدیر به عمل می آید.
فرهنگ ترکی محقق نورآبادی دارای مدرک کارشناسی ارشد زیست شناسی، به خاطر ثبت جهانی دوزیستان نادر ایران و درج مقالات علمی در ژورنال های تخصصی دنیا شخصیتی صاحبنام در میان دانشمندان علم خزنده شناسی است؛ این محقق تحقیقات خود را در استان لرستان به انجام رسانده و طی 15 سال تلاش بی وقفه توانسته پژوهشهای مفیدی را در مورد سمندر و وزغ لرستان در سال 2010 و 2011 انجام دهد و 9 گونه جدید را از فلات ایران و آناتولی در سطح بینالمللی به ثبت برساند که از جمله آنها می توان به ثبت جکوی برگ انگشتی گرانولی، کشف در محله ماله کوه پلدختر، در سال 2010 و ثبت جهانی در آلمان، جکوی پولک خشن استیون اندرسونی، منطقه تنگ گاوشمار در سال 2010 و ثبت جهانی در آلمان، جکوی برگ انگشتی زاگرسی، در منطقه تنگ هفت در سال 2011 ثبت جهانی در پرتقال و ... اشاره نمود.
همچنین وی دارای H-index=5است و تاکنون ده ها مقاله علمی در نشریات معتبر جهانی به چاپ رسانده است که از جمله آنها 22 مقاله ISI را می توان نام برد.
تیم برگزاری سمینار ترجمان دانش و کارآفرینی در نظر دارند ضمن ارج نهادن به تلاشهای این محقق، با هدف حمایت از طرح های تحقیقاتی، بخشی از منابع مالی مورد نیاز پروژه های علمی وی را تامین نماید بدین منظور شماره حساب بانک ملت شعبه دانشگاه علوم پزشکی ایران به شماره 8299226725 ، شماره کارت6104337645140516 و شماره شبا IR590120010000008299226725 بنام دکتر کاظم ملکوتی معاون پژوهشی دانشگاه و خانم دکتر ناهید رحیم زاده (معاون امور هیات علمی دانشکده پزشکی) اعلام میگردد. http://iums.ac.ir/content/60973/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2--%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%DA%AF%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
@RuralDevelopment
iums.ac.ir
حمایت از محقق گمنام در سمینار یک روزه ترجمان دانش و کار آفرینی دانشگاه علوم پزشکی ایران
سمینار یک روزه ترجمان دانش و کار آفرینی به همراه معرفی محقق جوان لرستانی اقای فرهنگ ترکی روز 30 بهمن ماه 1396 در مرکز همایشهای رازی برگزار می شود.
⚠️🔺 روز جهانی تالابها و فاجعه #فاینانس برای #اورمیه
🔹 حمدی، عباس - کلانتری رییس ستاد احیای دریاچه اورمیه که کارنامه موفقی در آن ستاد نداشته، امروز رییس سازمان محیط زیست است. پس از پنج سال که از تشکیل «ستاد احیای دریاچه ارومیه» میگذرد، باوجود صرف حدود دو هزار میلیارد تومان بودجه، دریاچه وضعی بدتر از سال 92 دارد. در این حال، کلانتری برای احیای دریاچه باز هم درخواست پول کرده و چندی پیش گفت که فقط با استقراض خارجی میتوان این دریاچه را نجات داد.
🔹اطلاعات موجود در تارنمای ستاد احیای دریاچهی اورمیه نشان میدهد که حجم آب این دریاچه که باید در حدود 14 میلیارد مترمکعب باشد و در سال 92 به 1/6 میلیارد متر مکعب رسیده بود، امروز به 1/2 (حدود یک دوازدهم تراز اکولوژیک) رسیده است. در نوروز 93 در یکی از نخستین نشستهای ستاد احیای اورمیه (در خانهی کشاورز تهران) به عیسی کلانتری و کارشناسان حاضر در نشست گفتم که مگر این دریاچه را با پول ساختهاند که ما میخواهیم آن را با بودجه احیا کنیم؟! دریاچه بر اثر مجموعهای از اقدامهای عمرانیِ بیملاحظه مانند سدسازی، بهرهکشی ظالمانه از آبهای زیرزمینی، و ریختوپاش مسرفانهی آب در کشاورزی و شهرها رو به نابودی رفته است. و افزودم که فقط کافی است از این فشارهای سهمگین بر دریاچه بکاهید و مثلاً در همین سال دریچهی سدها را باز بگذارید و ببینید که چه اتفاقی خواهد افتاد.
🔹حدود یک ماه بعد در نشست دیگری (در دانشگاه شریف) به باقرزاده کریمی معاون امور تالابها در دفتر زیستگاههای سازمان محیط زیست) گفتم که شما در 30 شهریور 1390 در گفتگو با خبرگزاری سبزپرس گفته بودید که «در هیچ دولتی به اندازهی دولت کنونی به تالابها توجه نشده» و حال وضع تالابهایمان چنین است! در زمانی که باقرزاده کریمی این سخن را گفته بود، دولت احمدی نژاد (در شرایط درآمدهای خوب نفتی) بودجهی قابل توجهی را برای تالابها در نظر گرفته بود.
🔹اکنون، در شرایطی که درآمدهای کشور کمتر، جمعیت بیشتر، و تحریم های بانکی نسبت به شش هفت سال پیش سختتر شده، آقایان در پی این هستند که با گرفتن پولِ نزولی (فاینانس) از خارجیها و بدهکار کردن ملت، باز هم به کارهای سازهای مانند کندن کانال در مسیر سیمینهرود و زرینهرود، ساختن دریچه در دهانهی رودخانه ها، یا کاشت گونههای گیاهی غیربومی در اطراف دریاچه، و سفرهای خارجی و نوشتن طرحهای پرهزینه ادامه دهند.
🔹نه! راه احیای تالابها گرفتن پول نیست؛ واقعیت این است که بودجهها و پولهای بیحسابی که بودجهبگیران حرفهای از دولت (ملت) گرفتهاند، پهنههای آبی کشور را نابود کرده است... .
🔸 لينك : goo.gl/a2kK66
منبع، خانه آب ايران
@RuralDevelopment
🔹 حمدی، عباس - کلانتری رییس ستاد احیای دریاچه اورمیه که کارنامه موفقی در آن ستاد نداشته، امروز رییس سازمان محیط زیست است. پس از پنج سال که از تشکیل «ستاد احیای دریاچه ارومیه» میگذرد، باوجود صرف حدود دو هزار میلیارد تومان بودجه، دریاچه وضعی بدتر از سال 92 دارد. در این حال، کلانتری برای احیای دریاچه باز هم درخواست پول کرده و چندی پیش گفت که فقط با استقراض خارجی میتوان این دریاچه را نجات داد.
🔹اطلاعات موجود در تارنمای ستاد احیای دریاچهی اورمیه نشان میدهد که حجم آب این دریاچه که باید در حدود 14 میلیارد مترمکعب باشد و در سال 92 به 1/6 میلیارد متر مکعب رسیده بود، امروز به 1/2 (حدود یک دوازدهم تراز اکولوژیک) رسیده است. در نوروز 93 در یکی از نخستین نشستهای ستاد احیای اورمیه (در خانهی کشاورز تهران) به عیسی کلانتری و کارشناسان حاضر در نشست گفتم که مگر این دریاچه را با پول ساختهاند که ما میخواهیم آن را با بودجه احیا کنیم؟! دریاچه بر اثر مجموعهای از اقدامهای عمرانیِ بیملاحظه مانند سدسازی، بهرهکشی ظالمانه از آبهای زیرزمینی، و ریختوپاش مسرفانهی آب در کشاورزی و شهرها رو به نابودی رفته است. و افزودم که فقط کافی است از این فشارهای سهمگین بر دریاچه بکاهید و مثلاً در همین سال دریچهی سدها را باز بگذارید و ببینید که چه اتفاقی خواهد افتاد.
🔹حدود یک ماه بعد در نشست دیگری (در دانشگاه شریف) به باقرزاده کریمی معاون امور تالابها در دفتر زیستگاههای سازمان محیط زیست) گفتم که شما در 30 شهریور 1390 در گفتگو با خبرگزاری سبزپرس گفته بودید که «در هیچ دولتی به اندازهی دولت کنونی به تالابها توجه نشده» و حال وضع تالابهایمان چنین است! در زمانی که باقرزاده کریمی این سخن را گفته بود، دولت احمدی نژاد (در شرایط درآمدهای خوب نفتی) بودجهی قابل توجهی را برای تالابها در نظر گرفته بود.
🔹اکنون، در شرایطی که درآمدهای کشور کمتر، جمعیت بیشتر، و تحریم های بانکی نسبت به شش هفت سال پیش سختتر شده، آقایان در پی این هستند که با گرفتن پولِ نزولی (فاینانس) از خارجیها و بدهکار کردن ملت، باز هم به کارهای سازهای مانند کندن کانال در مسیر سیمینهرود و زرینهرود، ساختن دریچه در دهانهی رودخانه ها، یا کاشت گونههای گیاهی غیربومی در اطراف دریاچه، و سفرهای خارجی و نوشتن طرحهای پرهزینه ادامه دهند.
🔹نه! راه احیای تالابها گرفتن پول نیست؛ واقعیت این است که بودجهها و پولهای بیحسابی که بودجهبگیران حرفهای از دولت (ملت) گرفتهاند، پهنههای آبی کشور را نابود کرده است... .
🔸 لينك : goo.gl/a2kK66
منبع، خانه آب ايران
@RuralDevelopment
www.khabaronline.ir
روز جهانی تالابها و فاجعه فاینانس برای اورمیه
کلانتری رییس ستاد احیای دریاچه اورمیه که کارنامه موفقی در آن ستاد نداشته، امروز رییس سازمان محیط زیست است. پس از پنج سال که از تشکیل «ستاد احیای دریاچه ارومیه» میگذرد، باوجود صرف حدود دو هزار میلیارد تومان بودجه، دریاچه وضعی بدتر از سال 92 دارد. در این…