بحران ناکارآمدی سیستم حکمرانی و مساله ایرانزمین بحرانزده
(به بهانه راهاندازی کانال سیستمهای حکمرانی)
سجاد فتاحی
https://telegram.me/governancesystems
چندی پیش استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی، متنی را با عنوان «ایران، جامعه در مخاطره» منتشر کرد و در آن به بحرانهایی اشاره نمود که با محیط زیست ایران و سلامت ایرانیان ارتباط مییافت. او در ابتدای متن اینگونه بیان نموده است «مدتهاست که فکر میکنم وظیفه جامعهشناسی آن است که نظریهای درباره جامعه ایران ارائه کند، نظریهای که اول، جامعه ایران را توصیف کند، دوم، پیدایش آن در شکل و قواره فعلی را توضیح دهد و تبیین کند و سوم، به تبع توصیف و تبیینهایش، راهکارهای خروج از وضع فعلی را تشریح کند. من هر قدر به نظریهای واحد که همه ابعاد جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر داشته باشد فکر میکنم، بیشتر به ناممکن بودن آن میرسم و اندک اندک به این فکر افتادهام که مجموعهای از نظریهها لازم است که وجوه مختلف جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر بگیرند و دست آخر از سرجمع آنها شاید بشود یک نظریه تا حد لازم منسجم استخراج کرد».
با او در این بخش سخنش که وظیفه جامعهشناسان ایرانی آن است که نظریهای درباره جامعه ایران ارائه کنند که به چیستی این جامعه، چرایی قرار گرفتن آن در وضعیت مخاطره آمیز کنونی و چگونگی رهایی از این وضعیت پاسخ گوید همداستانم اما مبتنی بر آموزههایی که بسیاری از آنها را از او آموختهام، معتقدم که مشخصا برای جامعه ایران میتوان نظریهای واحد ارائه نمود که به هر سه پرسش فوق پاسخ گوید و از قضا تکه تکه کردن «مساله ایران زمین بحرانزده» ما را از شناسایی علت اصلی پیدایش وضعیت کنونی دور نموده و به راهحلهایی خواهد رساند که کمکی به حل مساله نخواهد کرد. به عبارتی وظیفه جامعهشناسان ایرانی، شناسایی ریشههای مشترک بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی پیشروی ایران به منزله یک کلیت است و جدا دیدن هر یک از این مسائل، کمکی به حل آنها نخواهد کرد.
@governancesystems
مبتنی بر نظریه سیستمها به صورت عام و نظریه سیستمهای کنترل اجتماعی به صورت خاص، معتقدم که بخش قابل توجهی از بحرانهای پیشروی ایران زمین در ابعاد گوناگون، بواسطه ناکارآمدی و ضعفهای برآمده از طراحی نامناسب کنترل کننده و تنظیمگر این سیستم جغرافیایی، سیاسی که از این پس آن را «سیستم حکمرانی» مینامیم، مجال بروز، ظهور و اثرگذارای یافتهاند و راه رهایی از این وضعیت نیز تنها از مجرای اصلاح و کارآمدسازی این کنترل کننده و تنظیمگر و زیرمجموعههای گوناگون آن میگذرد. به عبارتی بر بحرانهای اشاره شده توسط او و سایر افرادی که بعدها در این بحث شرکت کردند میبایست بحران دیگری را افزود که از منظر نگارنده این سطور ریشه وضعیت نامناسب کنونی است و بدون فائق آمدن بر آن، غلبه بر سایر بحرانها نیز امکانپذیر نخواهد بود و آن بحران چیزی نیست جز «بحران کارآمدی سیستم حکمرانی در ایران».
در دو سال گذشته مبتنی بر نظریه سیستمها و سیستمهای کنترل اجتماعی در دو وبلاگ سیستمهای اجتماعی (www.Socialsystems.blog.ir ) و راهی به رهایی (www.apathtoliberation.blog.ir ) تلاش شده است که در حد توان پیرامون این بحران، نحوه ارتباط آن با سایر بحرانهای زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران و البته راههای برون رفت از آن سخن گفته شود. در وبلاگ نخست، بیشتر مباحث نظری و در وبلاگ دوم مباحث روز و عملیای که با آن چارچوب نظری قابل تبیین بود طرح شده است. اکنون با عمومیت یافتن شبکه تلگرام و حتی پیش افتادن آن از رسانهای چون تلویزیون در ایران از حیث میزان استفاده ( تلویزیون 2 و تلگرام 2.5 ساعت از وقت ایرانیان را در روز به خود اختصاص میدهد) به نظر میرسد انتشار مطالب این دو وبلاگ، نیازمند ایجاد کانالی در شبکه تلگرام است که با توجه به مطالب فوق و اهمیت مساله سیستم حکمرانی در ایران که در سالهای آتی بر اهميت آن نیز افزوده خواهد شد، سیستمهای حکمرانی نامگذاری شده است. بر این اساس، این کانال، مکانی است برای بحث و تبادل نظر پیرامون مساله سیستمهای حکمرانی، مسالهای مهم و دیرپا در تاریخ ایران که هم ریشه وضعیت نامناسب کنونی و هم راه رهایی از آن را میبایست در آن جستجو کرد.
https://telegram.me/governancesystems
(به بهانه راهاندازی کانال سیستمهای حکمرانی)
سجاد فتاحی
https://telegram.me/governancesystems
چندی پیش استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی، متنی را با عنوان «ایران، جامعه در مخاطره» منتشر کرد و در آن به بحرانهایی اشاره نمود که با محیط زیست ایران و سلامت ایرانیان ارتباط مییافت. او در ابتدای متن اینگونه بیان نموده است «مدتهاست که فکر میکنم وظیفه جامعهشناسی آن است که نظریهای درباره جامعه ایران ارائه کند، نظریهای که اول، جامعه ایران را توصیف کند، دوم، پیدایش آن در شکل و قواره فعلی را توضیح دهد و تبیین کند و سوم، به تبع توصیف و تبیینهایش، راهکارهای خروج از وضع فعلی را تشریح کند. من هر قدر به نظریهای واحد که همه ابعاد جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر داشته باشد فکر میکنم، بیشتر به ناممکن بودن آن میرسم و اندک اندک به این فکر افتادهام که مجموعهای از نظریهها لازم است که وجوه مختلف جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر بگیرند و دست آخر از سرجمع آنها شاید بشود یک نظریه تا حد لازم منسجم استخراج کرد».
با او در این بخش سخنش که وظیفه جامعهشناسان ایرانی آن است که نظریهای درباره جامعه ایران ارائه کنند که به چیستی این جامعه، چرایی قرار گرفتن آن در وضعیت مخاطره آمیز کنونی و چگونگی رهایی از این وضعیت پاسخ گوید همداستانم اما مبتنی بر آموزههایی که بسیاری از آنها را از او آموختهام، معتقدم که مشخصا برای جامعه ایران میتوان نظریهای واحد ارائه نمود که به هر سه پرسش فوق پاسخ گوید و از قضا تکه تکه کردن «مساله ایران زمین بحرانزده» ما را از شناسایی علت اصلی پیدایش وضعیت کنونی دور نموده و به راهحلهایی خواهد رساند که کمکی به حل مساله نخواهد کرد. به عبارتی وظیفه جامعهشناسان ایرانی، شناسایی ریشههای مشترک بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی پیشروی ایران به منزله یک کلیت است و جدا دیدن هر یک از این مسائل، کمکی به حل آنها نخواهد کرد.
@governancesystems
مبتنی بر نظریه سیستمها به صورت عام و نظریه سیستمهای کنترل اجتماعی به صورت خاص، معتقدم که بخش قابل توجهی از بحرانهای پیشروی ایران زمین در ابعاد گوناگون، بواسطه ناکارآمدی و ضعفهای برآمده از طراحی نامناسب کنترل کننده و تنظیمگر این سیستم جغرافیایی، سیاسی که از این پس آن را «سیستم حکمرانی» مینامیم، مجال بروز، ظهور و اثرگذارای یافتهاند و راه رهایی از این وضعیت نیز تنها از مجرای اصلاح و کارآمدسازی این کنترل کننده و تنظیمگر و زیرمجموعههای گوناگون آن میگذرد. به عبارتی بر بحرانهای اشاره شده توسط او و سایر افرادی که بعدها در این بحث شرکت کردند میبایست بحران دیگری را افزود که از منظر نگارنده این سطور ریشه وضعیت نامناسب کنونی است و بدون فائق آمدن بر آن، غلبه بر سایر بحرانها نیز امکانپذیر نخواهد بود و آن بحران چیزی نیست جز «بحران کارآمدی سیستم حکمرانی در ایران».
در دو سال گذشته مبتنی بر نظریه سیستمها و سیستمهای کنترل اجتماعی در دو وبلاگ سیستمهای اجتماعی (www.Socialsystems.blog.ir ) و راهی به رهایی (www.apathtoliberation.blog.ir ) تلاش شده است که در حد توان پیرامون این بحران، نحوه ارتباط آن با سایر بحرانهای زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران و البته راههای برون رفت از آن سخن گفته شود. در وبلاگ نخست، بیشتر مباحث نظری و در وبلاگ دوم مباحث روز و عملیای که با آن چارچوب نظری قابل تبیین بود طرح شده است. اکنون با عمومیت یافتن شبکه تلگرام و حتی پیش افتادن آن از رسانهای چون تلویزیون در ایران از حیث میزان استفاده ( تلویزیون 2 و تلگرام 2.5 ساعت از وقت ایرانیان را در روز به خود اختصاص میدهد) به نظر میرسد انتشار مطالب این دو وبلاگ، نیازمند ایجاد کانالی در شبکه تلگرام است که با توجه به مطالب فوق و اهمیت مساله سیستم حکمرانی در ایران که در سالهای آتی بر اهميت آن نیز افزوده خواهد شد، سیستمهای حکمرانی نامگذاری شده است. بر این اساس، این کانال، مکانی است برای بحث و تبادل نظر پیرامون مساله سیستمهای حکمرانی، مسالهای مهم و دیرپا در تاریخ ایران که هم ریشه وضعیت نامناسب کنونی و هم راه رهایی از آن را میبایست در آن جستجو کرد.
https://telegram.me/governancesystems
Telegram
Governance systems
تاملی پیرامون استراتژیهای تحولخواهان در انتخابات ریاست جمهوری 1396
(با تاکید بر ضرورت توجه به خطر تک دورهای شدن حسن روحانی)
@governancesystems
خلاصه
در اواخر سال 1393 در متنی با عنوان «روحانی و خطر تک دورهای شدن» (http://apathtoliberation.blog.ir/1395/08/20/post%2040) مجموعه دلایلی بر شمرده شد که مبین احتمال تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دورهای ایران بود. اکنون به نظر میرسد که این احتمال بیش از گذشته تقویت شده است.
بنا به دلایلی که در آینده به آن پرداخته خواهد شد و در متن کنونی نیز به صورت تلویحی به آن اشاره شده است، تمامی انتخاباتهای پیشرو، بویژه انتخاباتهای ریاست جمهوری 1396 و 1400 از اهمیتی اساسی در جلوگیری از رسیدن سیستم حکمرانی در ایران به نقطهای بی بازگشت برخورداند؛ که همین امر توجه و برنامهریزی برای آنها را بیش از پیش ضروری مینماید. نگارنده در این نوشتار به چهار دلیل (افزایش فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین تا انتخابات ریاست جمهوری 1396؛ کاهش انگیزه بدنه اجتماعی – سیاسی حامی روحانی در انتخابات 1392 برای حمایت دوباره از او در انتخابات پیشرو؛ آسیبپذیری روحانی در برابر انتقادات سایر نامزدها، بواسطه قرار داشتن در مسند قدرت؛ نیاز بخشهای غیر انتخابی نظام سیاسی به عدم پیروزی روحانی در انتخابات پیشرو در جهت یکدست نمودن ساختار قدرت برای کنترل بحرانهای ناشی از مساله جانشینی) معتقد است که خطر تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دورهای ایران بیش از پیش تقویت شده که همین امر ضرورت اندیشیدن تحولخواهان به استراتژیهایی جهت مواجهه بهینه با این خطر را ضروری نموده است. در پایان متن نیز سه استراتژی (ایجاد زمینه برای اصلاحات و تغییرات ساختاری در دولت؛ در نظر گرفتن گزینهای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات پیشرو؛ قطبی نمودن فضای کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم) برای مواجهه بهینه با این شرایط پیشنهاد شده است که میتواند با موارد دیگری تکمیل گردد. اما نخستین گام برای اندیشیدن به این استراتژیها و یا سایر موارد جایگزین جدی گرفتن خطر تک دورهای شدن حسن روحانی است که به نظر میرسد تحولخواهان چندان آن را جدی نگرفتهاند.
مطالعه کل متن در
https://telegram.me/governancesystems
(با تاکید بر ضرورت توجه به خطر تک دورهای شدن حسن روحانی)
@governancesystems
خلاصه
در اواخر سال 1393 در متنی با عنوان «روحانی و خطر تک دورهای شدن» (http://apathtoliberation.blog.ir/1395/08/20/post%2040) مجموعه دلایلی بر شمرده شد که مبین احتمال تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دورهای ایران بود. اکنون به نظر میرسد که این احتمال بیش از گذشته تقویت شده است.
بنا به دلایلی که در آینده به آن پرداخته خواهد شد و در متن کنونی نیز به صورت تلویحی به آن اشاره شده است، تمامی انتخاباتهای پیشرو، بویژه انتخاباتهای ریاست جمهوری 1396 و 1400 از اهمیتی اساسی در جلوگیری از رسیدن سیستم حکمرانی در ایران به نقطهای بی بازگشت برخورداند؛ که همین امر توجه و برنامهریزی برای آنها را بیش از پیش ضروری مینماید. نگارنده در این نوشتار به چهار دلیل (افزایش فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین تا انتخابات ریاست جمهوری 1396؛ کاهش انگیزه بدنه اجتماعی – سیاسی حامی روحانی در انتخابات 1392 برای حمایت دوباره از او در انتخابات پیشرو؛ آسیبپذیری روحانی در برابر انتقادات سایر نامزدها، بواسطه قرار داشتن در مسند قدرت؛ نیاز بخشهای غیر انتخابی نظام سیاسی به عدم پیروزی روحانی در انتخابات پیشرو در جهت یکدست نمودن ساختار قدرت برای کنترل بحرانهای ناشی از مساله جانشینی) معتقد است که خطر تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دورهای ایران بیش از پیش تقویت شده که همین امر ضرورت اندیشیدن تحولخواهان به استراتژیهایی جهت مواجهه بهینه با این خطر را ضروری نموده است. در پایان متن نیز سه استراتژی (ایجاد زمینه برای اصلاحات و تغییرات ساختاری در دولت؛ در نظر گرفتن گزینهای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات پیشرو؛ قطبی نمودن فضای کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم) برای مواجهه بهینه با این شرایط پیشنهاد شده است که میتواند با موارد دیگری تکمیل گردد. اما نخستین گام برای اندیشیدن به این استراتژیها و یا سایر موارد جایگزین جدی گرفتن خطر تک دورهای شدن حسن روحانی است که به نظر میرسد تحولخواهان چندان آن را جدی نگرفتهاند.
مطالعه کل متن در
https://telegram.me/governancesystems
apathtoliberation.blog.ir
روحانی و خطر تک دورهای شدن :: راهی به رهایی
** این متن در اواخر سال 1393 منتشر شده است اما از آن رو که با دو متن دیگری که در ادامه منتشر خواهد شد ارتباط می یابد مجددا باز نشر می گردد.
سنت متداول در
جمهوری اسلامی آن بوده است که ...
سنت متداول در
جمهوری اسلامی آن بوده است که ...
تاملی پیرامون استراتژیهای تحولخواهان در انتخابات ریاست جمهوری 1396
(با تاکید بر ضرورت توجه به خطر تک دورهای شدن حسن روحانی)
با مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، تا حدودی وضعیت متغیرهای اصلی اثرگذار بر انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1396 مشخص شده است و اکنون میتوان با قطعیت بیشتری پیرامون این انتخابات و استراتژیهای تحولخواهان در آن سخن گفت.
با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به احتمال فراوان وضعیت برجام در بهترین حالت در شرایط کنونی باقی خواهد ماند و با توجه به اینکه دولت نیز انگیزه چندانی برای ایجاد تغییرات ساختاری در خود، که لازمه بهبود وضعیت اقتصادی در چنین شرایطی است ندارد، وضعیت اقتصادی کشور تا تابستان 1396 تغییر مثبتی نخواهد داشت و فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین افزایش یافته و نارضایتیهای اقتصادی موجود تشدید خواهد شد. در چنین شرایطی انگیزه بخشی از بدنه حامی حسن روحانی در انتخابات سال 92 که به امید بهبود وضعیت اقتصادی و یا ترس از بدتر شدن شرایط اقتصادی به او رای دادهاند برای حمایت دوباره از او در انتخابات سال 96 کاهش خواهد یافت.
@governancesystems
بی برنامگی و عدم تمایل تیم انتخاباتی حسن روحانی برای حفظ ارتباط خود با بدنه اجتماعی – سیاسی حامی خود در انتخابات گذشته، انگیزه حمایت دوباره از او در انتخابات پیشرو را در بین این بخشها نیز کاهش داده است. اگرچه ممکن است این گروهها در انتخابات 96، گزینه دیگری را برای حمایت نیابند اما همین کاهش انگیزه میتواند به تلاش کمتر برای جلب رای دوباره برای حسن روحانی منجر شود که نتیجه خود را بر آرای ریخته شده به صندوقها بر جای خواهد گذارد.
قرار داشتن روحانی در مسند ریاست جمهوری با توجه به عملکرد نه چندان قوی دولت وی از دید عموم مردم (با توجه به نتایج نظرسنجیهای صورت گرفته) خود عاملی است که او را در مقایسه با نامزدی که در این مسند قرار ندارد ضربهپذیرتر مینماید. این ضربهپذیری، بواسطه وجود ابهاماتی پیرامون برخی اطرافیان وی که با نزدیک شدن به فرایند انتخابات از سوی جریان رقیب به میزان بیشتری بر آن تاکید میگردد افزایش خواهد یافت .
@governancesystems
به نکات فوق میبایست عدم تمایل بخشهای غیر انتخابی نظام سیاسی به پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال 96 و حتی نیاز این بخشها به عدم انتخاب مجدد او به منظور یکدست شدن ساختار قدرت در نظام سیاسی، جهت مدیریت بهتر مسائل ناشی از بحران جانشینی را نیز افزود. بحرانی که رفته رفته به آن نزدیک و نزدیکتر میشویم. همین امر احتمالا منجر به آن خواهد شد که این بخشها با مدیریتی از سطوح بالا، با نامزدی واحد در انتخابات پیش رو ظاهر شوند که طبیعتا شانس آنها برای پیروزی در انتخابات را افزایش خواهد داد.
مجموع مطالب فوق، ایده احتمال تبدیل شدن روحانی به اولین رئیس جمهور تک دورهای ایران را بیش از پیش تقویت مینماید، امری که در صورت عدم توجه تحولخواهان به آن میتواند برای کشور و آنان هزینههای جبرانناپذیری را در پی داشته باشد.
حال پرسش این است که در مواجهه با چنین شرایطی، تحولخواهان میبایست چه استراتژیهایی را برای انتخابات پیشرو در پیش گیرند.
(با تاکید بر ضرورت توجه به خطر تک دورهای شدن حسن روحانی)
با مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، تا حدودی وضعیت متغیرهای اصلی اثرگذار بر انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1396 مشخص شده است و اکنون میتوان با قطعیت بیشتری پیرامون این انتخابات و استراتژیهای تحولخواهان در آن سخن گفت.
با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به احتمال فراوان وضعیت برجام در بهترین حالت در شرایط کنونی باقی خواهد ماند و با توجه به اینکه دولت نیز انگیزه چندانی برای ایجاد تغییرات ساختاری در خود، که لازمه بهبود وضعیت اقتصادی در چنین شرایطی است ندارد، وضعیت اقتصادی کشور تا تابستان 1396 تغییر مثبتی نخواهد داشت و فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین افزایش یافته و نارضایتیهای اقتصادی موجود تشدید خواهد شد. در چنین شرایطی انگیزه بخشی از بدنه حامی حسن روحانی در انتخابات سال 92 که به امید بهبود وضعیت اقتصادی و یا ترس از بدتر شدن شرایط اقتصادی به او رای دادهاند برای حمایت دوباره از او در انتخابات سال 96 کاهش خواهد یافت.
@governancesystems
بی برنامگی و عدم تمایل تیم انتخاباتی حسن روحانی برای حفظ ارتباط خود با بدنه اجتماعی – سیاسی حامی خود در انتخابات گذشته، انگیزه حمایت دوباره از او در انتخابات پیشرو را در بین این بخشها نیز کاهش داده است. اگرچه ممکن است این گروهها در انتخابات 96، گزینه دیگری را برای حمایت نیابند اما همین کاهش انگیزه میتواند به تلاش کمتر برای جلب رای دوباره برای حسن روحانی منجر شود که نتیجه خود را بر آرای ریخته شده به صندوقها بر جای خواهد گذارد.
قرار داشتن روحانی در مسند ریاست جمهوری با توجه به عملکرد نه چندان قوی دولت وی از دید عموم مردم (با توجه به نتایج نظرسنجیهای صورت گرفته) خود عاملی است که او را در مقایسه با نامزدی که در این مسند قرار ندارد ضربهپذیرتر مینماید. این ضربهپذیری، بواسطه وجود ابهاماتی پیرامون برخی اطرافیان وی که با نزدیک شدن به فرایند انتخابات از سوی جریان رقیب به میزان بیشتری بر آن تاکید میگردد افزایش خواهد یافت .
@governancesystems
به نکات فوق میبایست عدم تمایل بخشهای غیر انتخابی نظام سیاسی به پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال 96 و حتی نیاز این بخشها به عدم انتخاب مجدد او به منظور یکدست شدن ساختار قدرت در نظام سیاسی، جهت مدیریت بهتر مسائل ناشی از بحران جانشینی را نیز افزود. بحرانی که رفته رفته به آن نزدیک و نزدیکتر میشویم. همین امر احتمالا منجر به آن خواهد شد که این بخشها با مدیریتی از سطوح بالا، با نامزدی واحد در انتخابات پیش رو ظاهر شوند که طبیعتا شانس آنها برای پیروزی در انتخابات را افزایش خواهد داد.
مجموع مطالب فوق، ایده احتمال تبدیل شدن روحانی به اولین رئیس جمهور تک دورهای ایران را بیش از پیش تقویت مینماید، امری که در صورت عدم توجه تحولخواهان به آن میتواند برای کشور و آنان هزینههای جبرانناپذیری را در پی داشته باشد.
حال پرسش این است که در مواجهه با چنین شرایطی، تحولخواهان میبایست چه استراتژیهایی را برای انتخابات پیشرو در پیش گیرند.
استراتژی نخست که البته به نظر نمیرسد حسن روحانی و حلقه اول مشاوران وی اهمیت آن را درک نموده و انگیزه کافی برای اجرای آن را داشته باشند، ایجاد اصلاحاتی اساسی در ساختار دولت در جهت افزایش توانمندی و کارآمدی آن برای مواجهه با شرایط پیچیده پیشرو است. این اصلاحات، از ایجاد تغییر در ساختار کنونی دفتر هیات دولت تا ایجاد تغییراتی اساسی در ساختار وزارتخانهها و تیم اقتصادی دولت را که میبایست مدتها پیشتر صورت میگرفت در بر میگیرد. ایده بازنگری حسن روحانی در ساختار کنونی دفتر هیات دولت و بخش قابل توجهی از معاونین و وزرای کنونی، حتی اگر در مدت زمان باقی مانده عملی نباشد، مهمترین استراتژی برای موفقیت حسن روحانی در انتخابات پیشرو و کامیابی دولت وی در صورت انتخاب مجدد در انتخابات 96 میباشد. اصولا مکانیزم انتخاب وزرا و معاونین رئیس جمهور در ایران که مبتنی بر آشناییهای دیرینه میباشد، مکانیزمی ناکارآمد است که دولتها را زمینگیر مینماید؛ دولت روحانی نیز بویژه در زمینه اقتصادی از همان روزی زمینگیر شد که انتخاب وزاری کابینه خود را مبتنی بر شاخصهایی کارآمد انجام نداد. تهیه شاخصهایی دقیق جهت ارزیابی توانمندیهای افراد برای تصدی هر یک از وزارتخانهها و انتخاب وزاری دولت آینده با توجه به این شاخصها که ممکن است منتهی به انتخاب افرادی گردد که اگرچه در سوابق خود تصدی وزارتخانهای را ندارند اما از ایدهها و تواناییهای لازم برای متحول نمودن هر یک از وزارتخانهها برخوردارند و اعلام اسامی آنها در کنار علل انتخاب هر یک، در دوران تبلیغات انتخاباتی میتواند پیامی قوی به حامیان کنونی دولت و مردم باشد که دولت آینده کارآمدتر از دولت کنونی خواهد بود.
استراتژی دوم در نظر گرفتن گزینهای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده میباشد تا تحولخواهان در فرایند انتخابات از درجه آزادی بیشتری برای مواجهه کارآمد با پیچیدگیهای آن شرایط و رخدادهای پیشبینی ناپذیر احتمالی و البته زمان بیشتری برای طرح مطالبات خود و حتی حمایت از اقدامات دولت کنونی در تبلیغات و مناظرههای انتخاباتی برخوردار باشند. این گزینه میبایست چهرهای مورد توافق اکثریت تحولخواهان بوده و از توانایی لازم برای جلب آرای افرادی که بنا به دلایل اشاره شده ممکن است در انتخابات شرکت نکرده و یا انگیزه چندانی برای شرکت در آن نداشته باشند برخوردار باشد. بدیهی است که شناسایی دقیق این گزینه میبایست هر چه سریعتر در دستور کار تحولخواهان قرار گیرد.
استراتژی سوم، قطبی نمودن فضای سیاسی کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم است (یادمان باشد که با روند کنونی به نظر میرسد، برجام رفته رفته این قابلیت را از دست خواهد داد و باید به موضوعات دیگری اندیشید)، در شرایط غیر قطبی، احتمال عدم شرکت افرادی که در صورت شرکت در انتخابات به نامزد تحولخواهان رای خواهند داد افزایش مییابد.
ناگفته پیداست که عملی نمودن همزمان سه استراتژی فوق و یا سایر استراتژیهای ممکن دیگر، درجه آزادی تحولخواهان را برای تامین منافع ملی و مواجهه با شرایط پیچیده پیشرو افزایش خواهد داد.
توجه به تجارب حاصل از انتخابات ریاست جمهوری 1384 در ایران و البته انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا که در یاداشتی دیگر به آن اشاره شده است و توجه به مساله مهم «بحران جانشینی» بر ضرورت و اهمیت اندیشدن تحولخواهان دلنگران منافع ملی به پیچیدگیهای پیشرو و تدوین استراتژیهایی مناسب برای مواجهه کارآمد با آنها میافزاید.
@governancesystems
استراتژی دوم در نظر گرفتن گزینهای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده میباشد تا تحولخواهان در فرایند انتخابات از درجه آزادی بیشتری برای مواجهه کارآمد با پیچیدگیهای آن شرایط و رخدادهای پیشبینی ناپذیر احتمالی و البته زمان بیشتری برای طرح مطالبات خود و حتی حمایت از اقدامات دولت کنونی در تبلیغات و مناظرههای انتخاباتی برخوردار باشند. این گزینه میبایست چهرهای مورد توافق اکثریت تحولخواهان بوده و از توانایی لازم برای جلب آرای افرادی که بنا به دلایل اشاره شده ممکن است در انتخابات شرکت نکرده و یا انگیزه چندانی برای شرکت در آن نداشته باشند برخوردار باشد. بدیهی است که شناسایی دقیق این گزینه میبایست هر چه سریعتر در دستور کار تحولخواهان قرار گیرد.
استراتژی سوم، قطبی نمودن فضای سیاسی کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم است (یادمان باشد که با روند کنونی به نظر میرسد، برجام رفته رفته این قابلیت را از دست خواهد داد و باید به موضوعات دیگری اندیشید)، در شرایط غیر قطبی، احتمال عدم شرکت افرادی که در صورت شرکت در انتخابات به نامزد تحولخواهان رای خواهند داد افزایش مییابد.
ناگفته پیداست که عملی نمودن همزمان سه استراتژی فوق و یا سایر استراتژیهای ممکن دیگر، درجه آزادی تحولخواهان را برای تامین منافع ملی و مواجهه با شرایط پیچیده پیشرو افزایش خواهد داد.
توجه به تجارب حاصل از انتخابات ریاست جمهوری 1384 در ایران و البته انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا که در یاداشتی دیگر به آن اشاره شده است و توجه به مساله مهم «بحران جانشینی» بر ضرورت و اهمیت اندیشدن تحولخواهان دلنگران منافع ملی به پیچیدگیهای پیشرو و تدوین استراتژیهایی مناسب برای مواجهه کارآمد با آنها میافزاید.
@governancesystems
پاسخ سیستم های حکمرانی در فضای حالت، ارتباط وثیقی با طراحی این سیستم ها دارد. برای بهبود جایگاه ایران در شاخص حکمرانی خوب، گریزی از اصلاح و کارآمدسازی سیستم حکمرانی نیست. @governancesystems
ایران و خطر غرق شدن در بحران زایندهرود!
(در ضرورت گفتگوی ملی پیرامون بحران زایندهرود)
@governancesystems
حسن روحانی در سخنرانی خود در جمع مردم اصفهان در بهمن ماه 1393، بیان نمود که «.. زایندهرود اگر آب کافی نداشته باشد، نباید خشک شود...». این سخن روحانی، نمایانگر بی اطلاعی دستگاه دولت در ارتباط با عمق و شدت بحران آب در سراسر کشور و البته در قلب فلات مرکزی ایران بود؛ که خندهای تلخ را بر لبان افرادی که اندکی آگاهی نسبت به وضعیت آبی این حوضه داشتند نشاند؛ چرا که در همان زمان نیز با جمع و تفریقی بسیار ساده میشد حدس زد که آب ذخیره شده در پشت سد زاینده رود، در همان سال آبی نیز برای عملی نمودن قول رئیس جمهور کافی نیست و تنها چند ماه بعد از این سخنان، اگرچه تلاشهای گوناگونی نیز برای عملی شدن آن صورت پذیرفت، زایندهرود بار دیگر و البته این بار با شدتی بیشتر خشک شد. پس از آن سخنان، هر سال بر شدت بحران آب در حوضه زایندهرود افزوده شد به گونهای که هماکنون آب پشت سد زایندهرود به گونهای کاهش یافته که تامین آب شرب مردم استان اصفهان نیز با مشکل مواجه شده است.
@governancesystems
در جلسهای که چند روز پیش در استان اصفهان و با حضور جمعی از نخبگان این استان برگزار شد، استاد عزیزم محسن رنانی جملهای را گفتند که با عنوان این متن ارتباط مییابد او گفت: «اگر تدبیری اندیشده نشود، اصفهان در بحران آب زایندهرود غرق خواهد شد» و کیست که نداند غرق شدن اصفهان در بحران آب زایندهرود، به معنای غرق شدن ایران است.
برای تمامی آنانی که نسبت به آینده این سرزمین و ساکنان آن دلنگرانند، زایندهرود و هدیه آن، اصفهان، به همان اندازه ارزشمند و دوست داشتنی است که خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد و البته جای جای این سرزمین کهن. اما بحران آب کنونی در حوضه زایندهرود به گونهای طرح و مدیریت میگردد و آگاهانه و یا ناآگاهانه بر آتش آن دمیده میشود که ابعاد نگران کنندهای یافته است. تمامی هموطنان عزیزمان در اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و یزد به صورت عام و نخبگان این استانها در حوزههای گوناگون به صورت خاص، باید بدانند که در این بحران یا همه ایران پیروز خواهد شد و یا همه با هم شکست خواهیم خورد و تصور پیروزی یک استان بر استان دیگر تصوری کودکانه و خام اندیشانه است. از این رو فروکاستن مسالهای ملی که میبایست گفتگویی ملی نیز بر سر آن صورت گیرد، به مسالهای استانی، بزرگترین خطایی است که میتوان در شرایط کنونی مرتکب شد. راه حل تخفیف این بحران و رهایی از آن به هیچ عنوان راه حلی ساده نیست و جز با گفتگو نمیتوان به آن دست یافت. نظام سیاسی و دولت نیز باید بداند که با تصویب مصوباتی محرمانه و یا ممنوع نمودن سخن گفتن از این بحران و ابعاد گوناگون آن، نه تنها مساله حل نخواهد شد، بلکه بر شدت و عمق آن نیز افزوده خواهد شد. راه حل نهایی این بحران، اگر هنوز برای رسیدن به آن دیر نشده باشد، تنها از طریق گفتگو بین تمامی ذینفعان امکانپذیر است و شروع این گفتگو نیازمند نهاد واسطی است که ذینفعان، به بی طرفی آن در این بحران ایمان داشته باشند. دولت میبایست مسئولیت یافتن راه حل بهینه مواجهه با این بحران را به این نهاد واسط واگذار نماید تا در گام اول با گفتگویی جداگانه با تمامی ذینفعان و نخبگان و نمایندگان آنها و در گام بعد تلاش در جهت برقراری دیالوگی بین آنها امکان دست یافتن به راه حلی میانه و پایدار را بررسی و آزمون نماید. باید بدانیم که فرصت بسیار کمتر از آن است که میپنداریم و خطر غرق شدن ایران در بحران زاینده رود نزدیکتر از آنچه که تصور میکنیم.
@governancesystems
(در ضرورت گفتگوی ملی پیرامون بحران زایندهرود)
@governancesystems
حسن روحانی در سخنرانی خود در جمع مردم اصفهان در بهمن ماه 1393، بیان نمود که «.. زایندهرود اگر آب کافی نداشته باشد، نباید خشک شود...». این سخن روحانی، نمایانگر بی اطلاعی دستگاه دولت در ارتباط با عمق و شدت بحران آب در سراسر کشور و البته در قلب فلات مرکزی ایران بود؛ که خندهای تلخ را بر لبان افرادی که اندکی آگاهی نسبت به وضعیت آبی این حوضه داشتند نشاند؛ چرا که در همان زمان نیز با جمع و تفریقی بسیار ساده میشد حدس زد که آب ذخیره شده در پشت سد زاینده رود، در همان سال آبی نیز برای عملی نمودن قول رئیس جمهور کافی نیست و تنها چند ماه بعد از این سخنان، اگرچه تلاشهای گوناگونی نیز برای عملی شدن آن صورت پذیرفت، زایندهرود بار دیگر و البته این بار با شدتی بیشتر خشک شد. پس از آن سخنان، هر سال بر شدت بحران آب در حوضه زایندهرود افزوده شد به گونهای که هماکنون آب پشت سد زایندهرود به گونهای کاهش یافته که تامین آب شرب مردم استان اصفهان نیز با مشکل مواجه شده است.
@governancesystems
در جلسهای که چند روز پیش در استان اصفهان و با حضور جمعی از نخبگان این استان برگزار شد، استاد عزیزم محسن رنانی جملهای را گفتند که با عنوان این متن ارتباط مییابد او گفت: «اگر تدبیری اندیشده نشود، اصفهان در بحران آب زایندهرود غرق خواهد شد» و کیست که نداند غرق شدن اصفهان در بحران آب زایندهرود، به معنای غرق شدن ایران است.
برای تمامی آنانی که نسبت به آینده این سرزمین و ساکنان آن دلنگرانند، زایندهرود و هدیه آن، اصفهان، به همان اندازه ارزشمند و دوست داشتنی است که خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد و البته جای جای این سرزمین کهن. اما بحران آب کنونی در حوضه زایندهرود به گونهای طرح و مدیریت میگردد و آگاهانه و یا ناآگاهانه بر آتش آن دمیده میشود که ابعاد نگران کنندهای یافته است. تمامی هموطنان عزیزمان در اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و یزد به صورت عام و نخبگان این استانها در حوزههای گوناگون به صورت خاص، باید بدانند که در این بحران یا همه ایران پیروز خواهد شد و یا همه با هم شکست خواهیم خورد و تصور پیروزی یک استان بر استان دیگر تصوری کودکانه و خام اندیشانه است. از این رو فروکاستن مسالهای ملی که میبایست گفتگویی ملی نیز بر سر آن صورت گیرد، به مسالهای استانی، بزرگترین خطایی است که میتوان در شرایط کنونی مرتکب شد. راه حل تخفیف این بحران و رهایی از آن به هیچ عنوان راه حلی ساده نیست و جز با گفتگو نمیتوان به آن دست یافت. نظام سیاسی و دولت نیز باید بداند که با تصویب مصوباتی محرمانه و یا ممنوع نمودن سخن گفتن از این بحران و ابعاد گوناگون آن، نه تنها مساله حل نخواهد شد، بلکه بر شدت و عمق آن نیز افزوده خواهد شد. راه حل نهایی این بحران، اگر هنوز برای رسیدن به آن دیر نشده باشد، تنها از طریق گفتگو بین تمامی ذینفعان امکانپذیر است و شروع این گفتگو نیازمند نهاد واسطی است که ذینفعان، به بی طرفی آن در این بحران ایمان داشته باشند. دولت میبایست مسئولیت یافتن راه حل بهینه مواجهه با این بحران را به این نهاد واسط واگذار نماید تا در گام اول با گفتگویی جداگانه با تمامی ذینفعان و نخبگان و نمایندگان آنها و در گام بعد تلاش در جهت برقراری دیالوگی بین آنها امکان دست یافتن به راه حلی میانه و پایدار را بررسی و آزمون نماید. باید بدانیم که فرصت بسیار کمتر از آن است که میپنداریم و خطر غرق شدن ایران در بحران زاینده رود نزدیکتر از آنچه که تصور میکنیم.
@governancesystems
بحران محیط زیست در ایران و ضرورت کارآمدسازی نظام حکمرانی
(این متن در شماره 26 نشریه ایران فردا منتشر شده است)
@governancesystems
چکیده
قابلیت پایداری ایران به منزله یک سیستم بومشناختی- سیاسی، به واسطه بروز بحرانهایی در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و از همه مهمتر زیست محیطی در طول پنج دهه گذشته به شدت کاهش یافته است. در این بین علیرغم ارتباطات پیچیده بین قلمروهای گوناگون، بحرانهای زیست محیطی بواسطه اثرات بلند مدت این بحرانها و بازگشت ناپذیری برخی، بیش از سایر بحرانها شایسته توجهاند.
پرسش اساسیای که این نوشتار در صدد ارائه پاسخی مقدماتی به آن میباشد آن است که علیرغم پیچیدگی مجموعه علل پدید آورنده بحرانهای گوناگون زیست محیطی در ایران آیا میتوان ریشه و علت مشترکی را برای تمامی این بحرانها به گونهای یافت که بازکردن این کلاف پیچیده با شروع اصلاح از این نقطه امکانپذیر باشد؟
@governancesystems
با بررسی موردی هر یک از بحرانهای فوق به نظر میرسد که دو عامل مشترک در پیدایش و تعمیق همه آنها نقش داشتهاند: نخست سیاستگذاریهای نامناسب صورت گرفته از سوی سیستم حکمرانی و دوم عدم واکنش و یا واکنش بسیار کند سیستم حکمرانی در برابر آنها.
اما پرسشی که بلافاصله برانگیخته میشود آن است که چرا چنین سیاستگذاریهایی در طول سالها و دهههای گذشته علیرغم آشکار شدن نشانههای بروز برخی از این بحرانها، از قبیل بحران آب، در دهههای پیش صورت گرفته و چرا سیستم حکمرانی علیرغم آگاهی نسبت به روند رو به رشد برخی از این بحرانها در تمام سالهای گذشته نتوانسته آنها را متوقف نماید؟
پاسخ پرسش فوق را میبایست در وجود ضعفهایی در طراحی نظام حکمرانی در ایران جستجو کرد که در این مقاله به دو مورد از آنها اشاره شده است: نقص در زمینه نقطه هدف سیستم حکمرانی و نقص در زمینه انتخاب کنشگران ایفا کننده نقشهای کلیدی
مطالعه متن کامل در
http://apathtoliberation.blog.ir/1395/10/05/post%2045
(این متن در شماره 26 نشریه ایران فردا منتشر شده است)
@governancesystems
چکیده
قابلیت پایداری ایران به منزله یک سیستم بومشناختی- سیاسی، به واسطه بروز بحرانهایی در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و از همه مهمتر زیست محیطی در طول پنج دهه گذشته به شدت کاهش یافته است. در این بین علیرغم ارتباطات پیچیده بین قلمروهای گوناگون، بحرانهای زیست محیطی بواسطه اثرات بلند مدت این بحرانها و بازگشت ناپذیری برخی، بیش از سایر بحرانها شایسته توجهاند.
پرسش اساسیای که این نوشتار در صدد ارائه پاسخی مقدماتی به آن میباشد آن است که علیرغم پیچیدگی مجموعه علل پدید آورنده بحرانهای گوناگون زیست محیطی در ایران آیا میتوان ریشه و علت مشترکی را برای تمامی این بحرانها به گونهای یافت که بازکردن این کلاف پیچیده با شروع اصلاح از این نقطه امکانپذیر باشد؟
@governancesystems
با بررسی موردی هر یک از بحرانهای فوق به نظر میرسد که دو عامل مشترک در پیدایش و تعمیق همه آنها نقش داشتهاند: نخست سیاستگذاریهای نامناسب صورت گرفته از سوی سیستم حکمرانی و دوم عدم واکنش و یا واکنش بسیار کند سیستم حکمرانی در برابر آنها.
اما پرسشی که بلافاصله برانگیخته میشود آن است که چرا چنین سیاستگذاریهایی در طول سالها و دهههای گذشته علیرغم آشکار شدن نشانههای بروز برخی از این بحرانها، از قبیل بحران آب، در دهههای پیش صورت گرفته و چرا سیستم حکمرانی علیرغم آگاهی نسبت به روند رو به رشد برخی از این بحرانها در تمام سالهای گذشته نتوانسته آنها را متوقف نماید؟
پاسخ پرسش فوق را میبایست در وجود ضعفهایی در طراحی نظام حکمرانی در ایران جستجو کرد که در این مقاله به دو مورد از آنها اشاره شده است: نقص در زمینه نقطه هدف سیستم حکمرانی و نقص در زمینه انتخاب کنشگران ایفا کننده نقشهای کلیدی
مطالعه متن کامل در
http://apathtoliberation.blog.ir/1395/10/05/post%2045
Forwarded from دغدغه ایران
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول»
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول» نوشته خانم کلاودیا پال-وستل بالاخره با تلاش جمعی از همکاران (سجاد فتاحی، الهام یوسفینژاد، مهشید طالبی، سارا لطفی، مریم محمودی و عبدالحمید افسری) به پایان رسید. مدتی است روی بازنگری ترجمه، تطبیق با متن انگلیسی و ویرایش ترجمه کار میکنم و به زودی به ناشر تحویل داده خواهد شد. من از همه همکاران که کوشیدند کتاب به سرعت ترجمه شود تشکر میکنم و امیدوارم هر چه سریعتر نسخه نهایی در اختیار متخصصان قرار گیرد. کتابی ارزشمند، حاوی دیدگاههایی نوین برای حکمرانی آب، و البته دیدگاههای ناخوشایند بسیاری برای حکمرانان و متخصصان جریان غالب تکنوکراسی، هیدروکراسی و پولیتوکراسی ایران است (واژه پولیتوکراسی را صرفنظر از معنای متداول آن در مطالعات دموکراسی، به معنای ائتلاف سیاستمداران و بوروکراتها برای تصمیمگیری درباره توسعه تحت فشار سیاست بهکار میگیرم.) لازم است از جلال میرنظامی تشکر کنم که سال گذشته نسخهای از این کتاب را در اختیار ما گذاشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
ترجمه کتاب «حکمرانی آب در مواجهه با تغییر جهانی: از درک تا تحول» نوشته خانم کلاودیا پال-وستل بالاخره با تلاش جمعی از همکاران (سجاد فتاحی، الهام یوسفینژاد، مهشید طالبی، سارا لطفی، مریم محمودی و عبدالحمید افسری) به پایان رسید. مدتی است روی بازنگری ترجمه، تطبیق با متن انگلیسی و ویرایش ترجمه کار میکنم و به زودی به ناشر تحویل داده خواهد شد. من از همه همکاران که کوشیدند کتاب به سرعت ترجمه شود تشکر میکنم و امیدوارم هر چه سریعتر نسخه نهایی در اختیار متخصصان قرار گیرد. کتابی ارزشمند، حاوی دیدگاههایی نوین برای حکمرانی آب، و البته دیدگاههای ناخوشایند بسیاری برای حکمرانان و متخصصان جریان غالب تکنوکراسی، هیدروکراسی و پولیتوکراسی ایران است (واژه پولیتوکراسی را صرفنظر از معنای متداول آن در مطالعات دموکراسی، به معنای ائتلاف سیاستمداران و بوروکراتها برای تصمیمگیری درباره توسعه تحت فشار سیاست بهکار میگیرم.) لازم است از جلال میرنظامی تشکر کنم که سال گذشته نسخهای از این کتاب را در اختیار ما گذاشت.
https://telegram.me/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
سلسله نشستهای جامعهشناسی تاریخی بحران محیط زیست در ایران
شرایط کنونی جوامع، حاصل مجموعهی در هم تنیدهای از عوامل در حوزههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی است که فهم این شرایط و پاسخ به چرایی وضعیت کنونی، نیازمند فهم مسیری است که جامعه در تاریخ پیموده است. جامعهشناسی تاریخی به ما در فهم این مسیر یاری رسانده و از این رو مقدمه هرگونه پاسخ به پرسشهای چرایی وضعیت کنونی و چگونگی تغییر آن است.
ایران امروز با بحرانها و مخاطرات پیچیدهای در حوزههای اقتصادی (رکود، تورم، بیکاری، فقر، شکاف طبقاتی و ...)، اجتماعی (حاشیهنشینی، اعتیاد، سقوط سرمایه اجتماعی، وضعیت نامناسب جامعهپذیری کودکان و ...) و زیست محیطی (بحران کمی و کیفی آب، آلودگی هوا و پدیده ریزگردها، از بین رفتن جنگلهای زاگرس، فرسایش خاک و ...) روبروست. از بین تمامی این بحرانها، بحرانهای زیست محیطی پیشروی کشور بواسطه برگشت ناپذیری و اثرات بلند مدتی که برخی از آنها در پی دارند، بیش از سایر بحرانها، شایسته توجه دانشگاهیان، پژوهشگران و مسئولانند. اگرچه در سالهای اخیر در مقایسه با دهههای گذشته توجه بیشتری به حوزه محیط زیست در ایران صورت گرفته، اما یکی از نواقص عمده موجود در زمینه مواجهه با بحرانهای زیست محیطی پیشرو، عدم توجه به ریشههای تاریخی بحرانهای کنونی، چگونگی رشد و گسترش آنها در طول زمان، اثر سیاستگذاریهای اجتماعی و اقتصادی صورت گرفته بر پیدایش این بحرانها و پیچیدگی مجموعه عواملی است که در بستری تاریخی در کنار یکدیگر وضعیت نامناسب کنونی را پدید آوردهاند. باید توجه داشت که بدون نگرشی تاریخی به بحرانهای کنونی، شناسایی عوامل موثر بر پیدایش این بحرانها و کسب آگاهی پیرامون پیشینه رویارویی با مسائل مشابه در گذشتهی تاریخی ایران، مواجهه کارآمد با آنها امکانپذیر نخواهد بود.
به منظور پر کردن خلا ادبیات تاریخی پیرامون بحران کنونی محیط زیست در ایران و در تلاش برای ارائه تبیینی دقیقتر پیرامون این بحران، «گروه جامعهشناسی تاریخی انجمن جامعهشناسی ایران»، «انجمن زروان» و «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» در نظر دارند سلسله نشستهایی را با عنوان «جامعهشناسی تاریخی بحران محیط زیست در ایران» برگزار نمایند. در این نشستها سخنرانان تلاش میکنند با رویکردی بین رشتهای و از طریق واکاوی اسناد و مدارک تاریخی موجود پیرامون هر یک از بحرانهای زیست محیطی پیشروی کشور، ضمن شناسایی نقاط شروع هر یک از این بحرانها، مجموعه عواملی را که در کنار یکدیگر وضعیت نامناسب کنونی را پدید آوردهاند شناسایی نموده و چگونگی رشد این بحرانها، توسط فرایندهای اجتماعی پیچیده را تبیین نمایند.
در جهت برگزاری هر چه بهتر این نشستها از تمامی اساتید، دانشجویان و کارشناسانی که تحقیقاتی را پیرامون ابعاد گوناگون بحران محیط زیست در ایران انجام دادهاند دعوت میشود که جهت ارائه نتایج پژوهشهای خود در این سلسله نشستها، با روابط عمومی هر یک از انجمنهای برگزار کننده این برنامه، ارتباط برقرار نمایند.
شرایط کنونی جوامع، حاصل مجموعهی در هم تنیدهای از عوامل در حوزههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی است که فهم این شرایط و پاسخ به چرایی وضعیت کنونی، نیازمند فهم مسیری است که جامعه در تاریخ پیموده است. جامعهشناسی تاریخی به ما در فهم این مسیر یاری رسانده و از این رو مقدمه هرگونه پاسخ به پرسشهای چرایی وضعیت کنونی و چگونگی تغییر آن است.
ایران امروز با بحرانها و مخاطرات پیچیدهای در حوزههای اقتصادی (رکود، تورم، بیکاری، فقر، شکاف طبقاتی و ...)، اجتماعی (حاشیهنشینی، اعتیاد، سقوط سرمایه اجتماعی، وضعیت نامناسب جامعهپذیری کودکان و ...) و زیست محیطی (بحران کمی و کیفی آب، آلودگی هوا و پدیده ریزگردها، از بین رفتن جنگلهای زاگرس، فرسایش خاک و ...) روبروست. از بین تمامی این بحرانها، بحرانهای زیست محیطی پیشروی کشور بواسطه برگشت ناپذیری و اثرات بلند مدتی که برخی از آنها در پی دارند، بیش از سایر بحرانها، شایسته توجه دانشگاهیان، پژوهشگران و مسئولانند. اگرچه در سالهای اخیر در مقایسه با دهههای گذشته توجه بیشتری به حوزه محیط زیست در ایران صورت گرفته، اما یکی از نواقص عمده موجود در زمینه مواجهه با بحرانهای زیست محیطی پیشرو، عدم توجه به ریشههای تاریخی بحرانهای کنونی، چگونگی رشد و گسترش آنها در طول زمان، اثر سیاستگذاریهای اجتماعی و اقتصادی صورت گرفته بر پیدایش این بحرانها و پیچیدگی مجموعه عواملی است که در بستری تاریخی در کنار یکدیگر وضعیت نامناسب کنونی را پدید آوردهاند. باید توجه داشت که بدون نگرشی تاریخی به بحرانهای کنونی، شناسایی عوامل موثر بر پیدایش این بحرانها و کسب آگاهی پیرامون پیشینه رویارویی با مسائل مشابه در گذشتهی تاریخی ایران، مواجهه کارآمد با آنها امکانپذیر نخواهد بود.
به منظور پر کردن خلا ادبیات تاریخی پیرامون بحران کنونی محیط زیست در ایران و در تلاش برای ارائه تبیینی دقیقتر پیرامون این بحران، «گروه جامعهشناسی تاریخی انجمن جامعهشناسی ایران»، «انجمن زروان» و «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» در نظر دارند سلسله نشستهایی را با عنوان «جامعهشناسی تاریخی بحران محیط زیست در ایران» برگزار نمایند. در این نشستها سخنرانان تلاش میکنند با رویکردی بین رشتهای و از طریق واکاوی اسناد و مدارک تاریخی موجود پیرامون هر یک از بحرانهای زیست محیطی پیشروی کشور، ضمن شناسایی نقاط شروع هر یک از این بحرانها، مجموعه عواملی را که در کنار یکدیگر وضعیت نامناسب کنونی را پدید آوردهاند شناسایی نموده و چگونگی رشد این بحرانها، توسط فرایندهای اجتماعی پیچیده را تبیین نمایند.
در جهت برگزاری هر چه بهتر این نشستها از تمامی اساتید، دانشجویان و کارشناسانی که تحقیقاتی را پیرامون ابعاد گوناگون بحران محیط زیست در ایران انجام دادهاند دعوت میشود که جهت ارائه نتایج پژوهشهای خود در این سلسله نشستها، با روابط عمومی هر یک از انجمنهای برگزار کننده این برنامه، ارتباط برقرار نمایند.
پروژه ناتمام آیت الله
پاسخ نظامهای سیاسی را از حیث حساسیت و وابستگی به شخصیتهای سیاسی آنها میتوان بر روی طیفی از نظامهایی که پاسخ آنها، وابستگی چندانی به شخصیتهای ایفا کننده نقشهای کلیدی ندارد و نظامهایی که پاسخ آنها به شدت به این شخصیتها وابسته است، تقسیم نمود. نظام جمهوری اسلامی، بواسطه طراحی و ساختار خاص آن، از جمله نظامهایی است که عملکرد آن در تامین منافع ملی، به شدت به شخصیتهای ایفا کننده نقشهای کلیدی آن وابسته بوده و این یکی از بزرگترین نقاط ضعف این نظام است. از این منظر، شاید بتوان بزرگترین دغدغه و مهمترین پروژه «آیت الله هاشمی رفسنجانی» را در سالهای آخر عمر، که به طرق گوناگون و در مجالهای مختلف به صورت آشکار و پنهان از آن سخن میگفت، «پروژه حل و فصل بحران جانشینی پیشرو، در نظام سیاسی ایران» دانست. بحرانی که اگرچه در سالهای اخیر در تلاش برای حل آن به گونهای بهینه بود، اما اکنون، از منظر منافع ملی، میتوان از تشدید این بحران، بواسطه درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی سخن گفت. به عبارتی «بحران جانشینی» با «بحران جانشینی آیت الله هاشمی رفسنجانی» تشدید شده است. شایسته است که تمامی افراد و جریانهایی که به نوعی به آینده ایران اندیشیده و دغدغه منافع ملی را دارند، پروژه ناتمام آیت الله را بیش از پیش مورد توجه خود قرار دهند و صدای او را به خاطر داشته باشند که میگفت:
«... ظلم است؛ ظلم بزرگی، اگر به فردای این کشور فکر نکنیم . فردا ممکن است ما نباشیم؛ ولی فرزندان ما که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروز بنا کنیم ....»
پاسخ نظامهای سیاسی را از حیث حساسیت و وابستگی به شخصیتهای سیاسی آنها میتوان بر روی طیفی از نظامهایی که پاسخ آنها، وابستگی چندانی به شخصیتهای ایفا کننده نقشهای کلیدی ندارد و نظامهایی که پاسخ آنها به شدت به این شخصیتها وابسته است، تقسیم نمود. نظام جمهوری اسلامی، بواسطه طراحی و ساختار خاص آن، از جمله نظامهایی است که عملکرد آن در تامین منافع ملی، به شدت به شخصیتهای ایفا کننده نقشهای کلیدی آن وابسته بوده و این یکی از بزرگترین نقاط ضعف این نظام است. از این منظر، شاید بتوان بزرگترین دغدغه و مهمترین پروژه «آیت الله هاشمی رفسنجانی» را در سالهای آخر عمر، که به طرق گوناگون و در مجالهای مختلف به صورت آشکار و پنهان از آن سخن میگفت، «پروژه حل و فصل بحران جانشینی پیشرو، در نظام سیاسی ایران» دانست. بحرانی که اگرچه در سالهای اخیر در تلاش برای حل آن به گونهای بهینه بود، اما اکنون، از منظر منافع ملی، میتوان از تشدید این بحران، بواسطه درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی سخن گفت. به عبارتی «بحران جانشینی» با «بحران جانشینی آیت الله هاشمی رفسنجانی» تشدید شده است. شایسته است که تمامی افراد و جریانهایی که به نوعی به آینده ایران اندیشیده و دغدغه منافع ملی را دارند، پروژه ناتمام آیت الله را بیش از پیش مورد توجه خود قرار دهند و صدای او را به خاطر داشته باشند که میگفت:
«... ظلم است؛ ظلم بزرگی، اگر به فردای این کشور فکر نکنیم . فردا ممکن است ما نباشیم؛ ولی فرزندان ما که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروز بنا کنیم ....»
گزارش خبرگزاری مهر از نشست جامعه شناسی تاریخی بحران آب در حوضه زاینده رود مهدی فصیحی: ورشکستگی آبی زاینده رود نتیجه عقلانیت ابزاری است http://www.mehrnews.com/news/3876670/%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%B9%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
گزارش خبرگزاری مهر از نشست جامعه شناسی تاریخی بحران آب در حوضه زاینده رود. سجاد فتاحی: مواجهه بهینه با بحران آب در حوضه زاینده رود، نیازمند جامعه شناسی تاریخی این بحران است / طرح های توسعه منابع آب در این حوضه تنها بر عمق و شدت بحران افزوده است. http://www.mehrnews.com/news/3876685/%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
حل بحران زاینده رود نیازمند جامعه شناسی تاریخی است
یک جامعه شناس تاکید کرد: اگر برای هر حوضه ای جامعه شناسی تاریخی بحران را در نیاوریم اصولا نمی توانیم بفهمیم چطور باید با مشکلات آن حوضه آبریز روبرو شویم.
گزارش خبرگزاری مهر از نشست جامعه شناسی تاریخی بحران آب در حوضه زاینده رود . شروین وکیلی: کلید حل بحران زاینده رود بازی برنده برنده است. http://www.mehrnews.com/news/3876717/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
یک جامعه شناس: کلید حل بحران زاینده رود بازی برنده برنده است
یک جامعهشناس گفت: راه حل رویارویی با بحران حوضه های آبریز ایران تخصیص منابع آبی از استانی به استان دیگر و حوضه ای به حوضه ای دیگر نیست و مشکل اقلیم ایران، مشکل اقلیم ایران زمین بزرگ است.
گزارش جامع هفته نامه سلامت از نشست جامعه شناسی تاریخی بحران آب در حوضه زاینده رود را می توانید در لینک زیر مطالعه کنید. http://salamat.ir/d/7029-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA!.html
هفته نامه سلامت
این ره که تو میروی، به خشکستان است!
در حال حاضر به نظر میرسد آگاهی از وضعیت بحرانی محیط زیست و آب ایران نیازی به هیچ تخصصی ندارد؛ همینکه دیگر پاییز و زمستان واقعی نداریم، همینکه دیگر دریاچه ارومیه، بختگان، پریشان و... نداریم،
فایل پی دی اف گزارش هفت نامه سلامت از نشست جامعه شناسی تاریخی بحران آب در حوضه زاینده رود
