✳️ مصدق، اگر امروز بود همین را میخواست! ✳️
(تاملی درباره نظام اندیشهای مصدق، پریشانی ایران و ضرورت ائتلاف ایرانگرایان)
🖋 سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ محمد مصدق را میتوان یکی از برجستهترین شخصیتهای سیاسی جریانی دانست که تحت عنوان جریان ملّیگرایی یا ایرانگرایی شناخته میشود؛ از قضا در درون این جریان، دوگانههایی حول شخصیتهای سیاسی گوناگون و از جمله محمد مصدق شکل گرفته است که یکی از مهمترین آسیبهای وارد بر این جریان و یکی از مهمترین دلایل عدم شکلگیری ائتلافی در درون آن برای رقم زدن آیندهای بهتر برای ایران است.
✅ فارغ از اقدامات محمد مصدق که میتواند مورد موافقت یا مخالفت ما باشد، در دستگاه نظری او گزارههایی وجود دارد که میتواند محور ائتلاف ایرانگرایان برای آینده ایران باشد؛ امری که با آشفتگیها و پریشانحالیهای کنونی ایران بیش از هر زمان دیگری لازم و ضروری است.
⭕️ در دستگاه نظری مصدق، «نجات وطن عالیترین و بزرگترین قانون است» و همین اصل تبدیل به نقطه مرکزی اندیشهی ایرانگرایی شده است؛ در این رویکرد، ایران به منزله کلیت آن اصلی اساسی است و تنها ایرانی بودن برای بهرهمندی از کلیه حقوق برابر با ساکنان این سرزمین کافی است؛ بنابراین آنان که با تقسیمبندیهای دینی و مذهبی ساکنان این سرزمین را به شهروندانی درجه یک و دو تقسیم میکنند بنیانهای انسجام ملّی را نشانه گرفتهاند؛ از منظر مصدق «قانون برای مملکت است و نه مملکت برای قانون» بر این اساس هیچ قانون مقدسی وجود ندارد و همه چیز باید در خدمت سعادت ایران و ساکنانش باشد؛ قانونی که پایداری ایران را در معرض خطر قرار میدهد باید بازنگری شده و تغییر کند.
⭕️ او وجود شخصیتهای سیاسی و اجتماعی برجسته را عاملی اساسی برای بهبود اوضاع وطن میدانست؛ چرا که معتقد بود «مملکتی که رجال ندارد، هیچ چیز ندارد» یکی از دلایل مخالفت او با دیکتاتوری نیز همین بود:
«از خصائص دیکتاتوری یکی اینست که مملکت، فاقد رجال، و دیکتاتور رجل منحصر به فرد باشد».
⭕️ هنگامی که یک فرد یا یک نهاد تبدیل به نهاد و فرد مرکزی در یک کشور میشود اندک اندک همه نهادها از نهادهای قانونگذاری و اجرایی گرفته تا نهادهای قضایی تعطیل شده و کارکردهای خود را از دست میدهند؛ در پایان، همه، آن فرد یا نهاد را مسئول و مقصر اوضاع کشور میدانند و این اتفاقی بود که در اواخر حکومت پهلوی رخ داد و امروز نیز زمزمههایش به گوش میرسد.
⭕️ مصدق با هرگونه اختناق با هر توجیهی مخالف بود؛ چرا که معتقد بود که «اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم، از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی توانیم کاری انجام دهیم».
⭕️ او معتقد بود که ایرانیان باید عقیده خود را به اصل و اصولی مشترک حفظ کنند چرا که «اگر یک ملتی عقیده نداشته باشد آن ملت کارش زار میشود. همه باید سعی کنید که در جامعه یک عقیده و مسلک و مرامی باشد. اگر ملت بی مرام باشد آن ملت از بین می رود» و چه اصلی برای ایرانیان بالاتر از ایران.
⭕️ او در عین احترام به سایر کشورها، #امت_گرایی، که یکی از اصول ایدئولوژیک ساختار سیاسی کنونی است و جهانوطنی را اصولی دستکم در شرایط کنونی غیر ممکن و حتی فریبنده و ویرانگر برای ایرانیان میدانست زیرا معتقد بود که: «اگر دنیا وطن همگی است پس این جنگ ها و آدمکشیها برای چی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی است پس چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است».
✅ مصدق مانند هر شخصیت سیاسی دیگری در دوران فعالیت سیاسی خود و بویژه در دوران نخست وزیری، اقداماتی را انجام داد که میتوانیم با آن موافق یا مخالف باشیم؛ #کوررنگی_اجتماعی_و_سیاسی سبب میشود که او را همانند برخی دیگر از شخصیتهای سیاسیِ ایرانِ معاصر یکپارچه سفید یا به زعم بعضی یکپارچه سیاه ببینیم و این یکی از آسیبهای اساسی جریان ایرانگرا در تاریخ معاصر است که سبب شده است آنها در برابر جریانهای سیاسی دیگری که اصولاً ایران، اصل اساسی مورد توجه آنها نیست شکننده و آسیبپذیر باشند.
✅ بر این اساس به نظر میرسد گفتگو و ائتلاف بین تمامی ایرانگرایانِ دلبستهی شخصیتهای سیاسیِ ایران معاصر از محمد مصدق، ایرانگرای در حصرِ دیروز، تا میرحسین موسوی، ایرانگرای در حصرِ امروز و تمامی آنانی که شاید نتوان نام آنها را به زبان آورد یا بر کاغذ نوشت اما در نظام اندیشهای آنها ایران اصلی اساسی است لازم و ضروری باشد.
ایران میتواند و باید محور گفتگو و ائتلاف بین ایرانگرایان باشد و تصور میکنم مصدق اگر امروز بود همین را میخواست.
#مصدق
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
(تاملی درباره نظام اندیشهای مصدق، پریشانی ایران و ضرورت ائتلاف ایرانگرایان)
🖋 سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ محمد مصدق را میتوان یکی از برجستهترین شخصیتهای سیاسی جریانی دانست که تحت عنوان جریان ملّیگرایی یا ایرانگرایی شناخته میشود؛ از قضا در درون این جریان، دوگانههایی حول شخصیتهای سیاسی گوناگون و از جمله محمد مصدق شکل گرفته است که یکی از مهمترین آسیبهای وارد بر این جریان و یکی از مهمترین دلایل عدم شکلگیری ائتلافی در درون آن برای رقم زدن آیندهای بهتر برای ایران است.
✅ فارغ از اقدامات محمد مصدق که میتواند مورد موافقت یا مخالفت ما باشد، در دستگاه نظری او گزارههایی وجود دارد که میتواند محور ائتلاف ایرانگرایان برای آینده ایران باشد؛ امری که با آشفتگیها و پریشانحالیهای کنونی ایران بیش از هر زمان دیگری لازم و ضروری است.
⭕️ در دستگاه نظری مصدق، «نجات وطن عالیترین و بزرگترین قانون است» و همین اصل تبدیل به نقطه مرکزی اندیشهی ایرانگرایی شده است؛ در این رویکرد، ایران به منزله کلیت آن اصلی اساسی است و تنها ایرانی بودن برای بهرهمندی از کلیه حقوق برابر با ساکنان این سرزمین کافی است؛ بنابراین آنان که با تقسیمبندیهای دینی و مذهبی ساکنان این سرزمین را به شهروندانی درجه یک و دو تقسیم میکنند بنیانهای انسجام ملّی را نشانه گرفتهاند؛ از منظر مصدق «قانون برای مملکت است و نه مملکت برای قانون» بر این اساس هیچ قانون مقدسی وجود ندارد و همه چیز باید در خدمت سعادت ایران و ساکنانش باشد؛ قانونی که پایداری ایران را در معرض خطر قرار میدهد باید بازنگری شده و تغییر کند.
⭕️ او وجود شخصیتهای سیاسی و اجتماعی برجسته را عاملی اساسی برای بهبود اوضاع وطن میدانست؛ چرا که معتقد بود «مملکتی که رجال ندارد، هیچ چیز ندارد» یکی از دلایل مخالفت او با دیکتاتوری نیز همین بود:
«از خصائص دیکتاتوری یکی اینست که مملکت، فاقد رجال، و دیکتاتور رجل منحصر به فرد باشد».
⭕️ هنگامی که یک فرد یا یک نهاد تبدیل به نهاد و فرد مرکزی در یک کشور میشود اندک اندک همه نهادها از نهادهای قانونگذاری و اجرایی گرفته تا نهادهای قضایی تعطیل شده و کارکردهای خود را از دست میدهند؛ در پایان، همه، آن فرد یا نهاد را مسئول و مقصر اوضاع کشور میدانند و این اتفاقی بود که در اواخر حکومت پهلوی رخ داد و امروز نیز زمزمههایش به گوش میرسد.
⭕️ مصدق با هرگونه اختناق با هر توجیهی مخالف بود؛ چرا که معتقد بود که «اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم، از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی توانیم کاری انجام دهیم».
⭕️ او معتقد بود که ایرانیان باید عقیده خود را به اصل و اصولی مشترک حفظ کنند چرا که «اگر یک ملتی عقیده نداشته باشد آن ملت کارش زار میشود. همه باید سعی کنید که در جامعه یک عقیده و مسلک و مرامی باشد. اگر ملت بی مرام باشد آن ملت از بین می رود» و چه اصلی برای ایرانیان بالاتر از ایران.
⭕️ او در عین احترام به سایر کشورها، #امت_گرایی، که یکی از اصول ایدئولوژیک ساختار سیاسی کنونی است و جهانوطنی را اصولی دستکم در شرایط کنونی غیر ممکن و حتی فریبنده و ویرانگر برای ایرانیان میدانست زیرا معتقد بود که: «اگر دنیا وطن همگی است پس این جنگ ها و آدمکشیها برای چی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی است پس چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است».
✅ مصدق مانند هر شخصیت سیاسی دیگری در دوران فعالیت سیاسی خود و بویژه در دوران نخست وزیری، اقداماتی را انجام داد که میتوانیم با آن موافق یا مخالف باشیم؛ #کوررنگی_اجتماعی_و_سیاسی سبب میشود که او را همانند برخی دیگر از شخصیتهای سیاسیِ ایرانِ معاصر یکپارچه سفید یا به زعم بعضی یکپارچه سیاه ببینیم و این یکی از آسیبهای اساسی جریان ایرانگرا در تاریخ معاصر است که سبب شده است آنها در برابر جریانهای سیاسی دیگری که اصولاً ایران، اصل اساسی مورد توجه آنها نیست شکننده و آسیبپذیر باشند.
✅ بر این اساس به نظر میرسد گفتگو و ائتلاف بین تمامی ایرانگرایانِ دلبستهی شخصیتهای سیاسیِ ایران معاصر از محمد مصدق، ایرانگرای در حصرِ دیروز، تا میرحسین موسوی، ایرانگرای در حصرِ امروز و تمامی آنانی که شاید نتوان نام آنها را به زبان آورد یا بر کاغذ نوشت اما در نظام اندیشهای آنها ایران اصلی اساسی است لازم و ضروری باشد.
ایران میتواند و باید محور گفتگو و ائتلاف بین ایرانگرایان باشد و تصور میکنم مصدق اگر امروز بود همین را میخواست.
#مصدق
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️کرونا و PDIA ✳️
🖋 سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ نویسندگان #کتاب_توانمند_سازی_حکومت برای مواجهه با مسایل پیچیده پیش روی جوامع که با راه حل هایی از پیش مشخص یا الگوبرداری شده از تجارب سایر کشورها نمی توان به مواجهه با آنها پرداخت، روشی را پیشنهاد میکنند که آن را
Problem - Driven Iterative Adaptation approach (PDIA)
نامیده اند.
✅ این روش چرخهای است برای حل مسئله که از مراحل زیر تشکیل شده است:
1⃣تجزیه مسئله به عناصر تشکیل دهنده آن
2⃣شناسایی مراحل کنش برای حل مسئله
3⃣ کنش
4⃣ارزیابی نتایج کنش
5⃣تقویت اقتدار بعلاوه مشروعیت
6⃣انطباق به همراه پیش رفتن
و بازگشت به مرحله اول و تکرار این چرخه تا حل مسئله
✅ به صورت ساده سامانه سیاست گذاری و حکمرانی ایران در مواجهه با مسائل گوناگون ( از سیل تا کرونا) ناتوان از پیمودن این مراحل و تکمیل این چرخه است.
پاسخ به چرایی این امر ما را به علت ریشهای شکل گیری شرایط کنونی می رساند.
در این کلیپ روش PDIA به صورت مختصر توضیح داده شده است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
🖋 سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ نویسندگان #کتاب_توانمند_سازی_حکومت برای مواجهه با مسایل پیچیده پیش روی جوامع که با راه حل هایی از پیش مشخص یا الگوبرداری شده از تجارب سایر کشورها نمی توان به مواجهه با آنها پرداخت، روشی را پیشنهاد میکنند که آن را
Problem - Driven Iterative Adaptation approach (PDIA)
نامیده اند.
✅ این روش چرخهای است برای حل مسئله که از مراحل زیر تشکیل شده است:
1⃣تجزیه مسئله به عناصر تشکیل دهنده آن
2⃣شناسایی مراحل کنش برای حل مسئله
3⃣ کنش
4⃣ارزیابی نتایج کنش
5⃣تقویت اقتدار بعلاوه مشروعیت
6⃣انطباق به همراه پیش رفتن
و بازگشت به مرحله اول و تکرار این چرخه تا حل مسئله
✅ به صورت ساده سامانه سیاست گذاری و حکمرانی ایران در مواجهه با مسائل گوناگون ( از سیل تا کرونا) ناتوان از پیمودن این مراحل و تکمیل این چرخه است.
پاسخ به چرایی این امر ما را به علت ریشهای شکل گیری شرایط کنونی می رساند.
در این کلیپ روش PDIA به صورت مختصر توضیح داده شده است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️ کرونا و ضرورت بازآرایی ستاد ملّی✳️
✍️ سجاد فتاحی
توضیح: اگرچه امید چندانی به ساختار سیاسی کنونی برای حل مسائل، شنیده شدن پیشنهادات و کاربست آنها ندارم؛ اما به نظر میرسد هر بحران و چالش ملّی میتواند فرصت و آزمونی برای ایرانگرایان جهت اندیشیدن به نحوه حل کارآمد یک بحران در شرایط استقرار حکومتی ملّی باشد؛ حکومتی که میشنود و منافع ملّی برای آن در اولویت است. حکومتی که جامعه ایرانی برای ماندگاری گریزی از حرکت به سوی آن ندارد. این متن بر این اساس نوشته شده است.
⭕️ مقدمه
شیوع بیماری کرونا در کشور در زمره مسائل ساده نیست و نمیتوان انتظار داشت که با ساختارها و روشهای ساده گذشته بتوان به گونهای کارآمد به مواجهه با شرایط پدید آمده ناشی از شیوع این بیماری پرداخت. پس از رصد اقدامات دولت و شرایط حاکم بر جامعه، برای مواجهه کارآمدتر با شرایط کنونی به نظر میرسد که سه اقدام کلی زیر باید در دستور کار قرار گیرد:
✅ افزایش اعتماد جامعه به هسته مرکزی مدیریت این بحران
✅ افزایش کارآمدی و کیفیت سیاستهای تجویزی
✅ افزایش قابلیت دستگاههای اجرایی برای پیادهسازی بهینهی سیاستهای تجویز شده
این پیشنهاد برای پیادهسازی اقدامات فوق که برای مواجهه بهینه با شیوع این بیماری لازم و ضروری است ارائه میشود.
⭕️ پیشفرضها
این پیشنهاد مبتنی بر چند پیشفرض است که باید به آن توجه نمود:
✅ اعتماد جامعه به دولت و نظام سیاسی در کل خدشهدار شده است.
✅ هسته مرکزی سیاستگذار برای مواجهه بهینه با بحران کنونی، علیرغم ارتباطی پیوسته با بخش اجرایی، باید منفک از آن باشد؛ تداخل و ترکیب این دو سبب میشود هیچ یک از بخشها وظیفه خود را به درستی انجام ندهد.
✅ مواجهه با مسالهی پیچیدهی شیوع بیماری کرونا نیازمند نگرشی بین رشتهای و ترکیب اطلاعات روز جهان با دانش بومی موجود برای مواجهه بهینه با مساله است؛ امری که به نظر نمیرسد دستگاههای دولتی از قابلیت چندانی برای انجام آن برخوردار باشند.
✅ نظام اجرایی و سیاسی در ایران به شدت دچار از هم گسیختگی، ناهماهنگی و تداخل عملکرد است به همین دلیل است که به محض وقوع یک بحران نیازمند نهادی واسط برای ایجاد هماهنگی بین دستگاهی هستیم.
⭕️ نقاط کانونی تمرکز در شرایط کنونی
در ارتباط با مواجهه بهینه با شیوع بیماری کرونا در شرایط کنونی باید بر دو موضوع متمرکز شد:
✅ کنترل شیوع بیماری از طریق سیاستهایی مبتنی بر کاهش تماس افراد مختلف جامعه با یکدیگر و فراهم نمودن تجهیزات پیشگیری برای بخشهای آسیبپذیر جامعه
✅ رساندن ظرفیت پذیرش بخشهای درمانی به حداکثر مقدار ممکن از طریق ایجاد بیمارستانهای صحرایی و ...
با توجه به نکات فوق دستگاههای مسئول باید با دیدی آیندهنگرانه ظرف مدت کوتاهی (نهایتاً یک روز) برآوردی دقیق از امکانات و توانایی کشور در ارتباط با دو موضوع فوق ارائه نمایند؛ تا در صورت ناتوانی کشور در ارتباط با هر یک از این موارد رایزنیهای لازم برای جلب کمکهای بینالمللی پیش از رسیدن به وضعیت بحرانی و شکست نظام حکمرانی سلامت در کشور صورت گیرد.
⭕️ بازآرایی ستاد ملّی مبارزه با کرونا
با توجه به نکات فوق به نظر میرسد بازآرایی ستاد ملی مبارزه با کرونا امری لازم و ضروری باشد که در ادامه متن بر آن تمرکز خواهد شد.
این ستاد نیازمند آن است که از سرمایه اجتماعی و اعتماد کافی جامعه نسبت به خود برخوردار باشد؛ بر این اساس پیشنهاد میشود که ریاست این ستاد به فردی که هم در جامعه تخصصی پزشکی، هم در فضای اجتماعی جامعه ایران و هم در فضای بینالمللی دارای اعتبار است سپرده شود؛ پیشنهاد این متن پروفسور مجید سمیعی یا فردی هم تراز ایشان است؛ انتخاب مقامهای دولتی برای ریاست این ستاد امری اشتباه است که باید به شدت از آن پرهیز نمود.
ستاد دارای دو کارگروه اصلی خواهد بود: «کارگروه سیاستگذاری بین رشتهای» و «کارگروه ارتباطات جامعه و ستاد» که در ادامه در ارتباط با هر یک توضیحاتی ارائه میشود:
برای مطالعه ادامه متن بر روی اینستنت ویو کلیک کنید.
https://b2n.ir/011327
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی
توضیح: اگرچه امید چندانی به ساختار سیاسی کنونی برای حل مسائل، شنیده شدن پیشنهادات و کاربست آنها ندارم؛ اما به نظر میرسد هر بحران و چالش ملّی میتواند فرصت و آزمونی برای ایرانگرایان جهت اندیشیدن به نحوه حل کارآمد یک بحران در شرایط استقرار حکومتی ملّی باشد؛ حکومتی که میشنود و منافع ملّی برای آن در اولویت است. حکومتی که جامعه ایرانی برای ماندگاری گریزی از حرکت به سوی آن ندارد. این متن بر این اساس نوشته شده است.
⭕️ مقدمه
شیوع بیماری کرونا در کشور در زمره مسائل ساده نیست و نمیتوان انتظار داشت که با ساختارها و روشهای ساده گذشته بتوان به گونهای کارآمد به مواجهه با شرایط پدید آمده ناشی از شیوع این بیماری پرداخت. پس از رصد اقدامات دولت و شرایط حاکم بر جامعه، برای مواجهه کارآمدتر با شرایط کنونی به نظر میرسد که سه اقدام کلی زیر باید در دستور کار قرار گیرد:
✅ افزایش اعتماد جامعه به هسته مرکزی مدیریت این بحران
✅ افزایش کارآمدی و کیفیت سیاستهای تجویزی
✅ افزایش قابلیت دستگاههای اجرایی برای پیادهسازی بهینهی سیاستهای تجویز شده
این پیشنهاد برای پیادهسازی اقدامات فوق که برای مواجهه بهینه با شیوع این بیماری لازم و ضروری است ارائه میشود.
⭕️ پیشفرضها
این پیشنهاد مبتنی بر چند پیشفرض است که باید به آن توجه نمود:
✅ اعتماد جامعه به دولت و نظام سیاسی در کل خدشهدار شده است.
✅ هسته مرکزی سیاستگذار برای مواجهه بهینه با بحران کنونی، علیرغم ارتباطی پیوسته با بخش اجرایی، باید منفک از آن باشد؛ تداخل و ترکیب این دو سبب میشود هیچ یک از بخشها وظیفه خود را به درستی انجام ندهد.
✅ مواجهه با مسالهی پیچیدهی شیوع بیماری کرونا نیازمند نگرشی بین رشتهای و ترکیب اطلاعات روز جهان با دانش بومی موجود برای مواجهه بهینه با مساله است؛ امری که به نظر نمیرسد دستگاههای دولتی از قابلیت چندانی برای انجام آن برخوردار باشند.
✅ نظام اجرایی و سیاسی در ایران به شدت دچار از هم گسیختگی، ناهماهنگی و تداخل عملکرد است به همین دلیل است که به محض وقوع یک بحران نیازمند نهادی واسط برای ایجاد هماهنگی بین دستگاهی هستیم.
⭕️ نقاط کانونی تمرکز در شرایط کنونی
در ارتباط با مواجهه بهینه با شیوع بیماری کرونا در شرایط کنونی باید بر دو موضوع متمرکز شد:
✅ کنترل شیوع بیماری از طریق سیاستهایی مبتنی بر کاهش تماس افراد مختلف جامعه با یکدیگر و فراهم نمودن تجهیزات پیشگیری برای بخشهای آسیبپذیر جامعه
✅ رساندن ظرفیت پذیرش بخشهای درمانی به حداکثر مقدار ممکن از طریق ایجاد بیمارستانهای صحرایی و ...
با توجه به نکات فوق دستگاههای مسئول باید با دیدی آیندهنگرانه ظرف مدت کوتاهی (نهایتاً یک روز) برآوردی دقیق از امکانات و توانایی کشور در ارتباط با دو موضوع فوق ارائه نمایند؛ تا در صورت ناتوانی کشور در ارتباط با هر یک از این موارد رایزنیهای لازم برای جلب کمکهای بینالمللی پیش از رسیدن به وضعیت بحرانی و شکست نظام حکمرانی سلامت در کشور صورت گیرد.
⭕️ بازآرایی ستاد ملّی مبارزه با کرونا
با توجه به نکات فوق به نظر میرسد بازآرایی ستاد ملی مبارزه با کرونا امری لازم و ضروری باشد که در ادامه متن بر آن تمرکز خواهد شد.
این ستاد نیازمند آن است که از سرمایه اجتماعی و اعتماد کافی جامعه نسبت به خود برخوردار باشد؛ بر این اساس پیشنهاد میشود که ریاست این ستاد به فردی که هم در جامعه تخصصی پزشکی، هم در فضای اجتماعی جامعه ایران و هم در فضای بینالمللی دارای اعتبار است سپرده شود؛ پیشنهاد این متن پروفسور مجید سمیعی یا فردی هم تراز ایشان است؛ انتخاب مقامهای دولتی برای ریاست این ستاد امری اشتباه است که باید به شدت از آن پرهیز نمود.
ستاد دارای دو کارگروه اصلی خواهد بود: «کارگروه سیاستگذاری بین رشتهای» و «کارگروه ارتباطات جامعه و ستاد» که در ادامه در ارتباط با هر یک توضیحاتی ارائه میشود:
برای مطالعه ادامه متن بر روی اینستنت ویو کلیک کنید.
https://b2n.ir/011327
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegraph
کرونا و ضرورت بازآرایی ستاد ملّی
توضیح: اگرچه امید چندانی به ساختار سیاسی کنونی برای حل مسائل، شنیده شدن پیشنهادات و کاربست آنها ندارم؛ اما به نظر میرسد هر بحران و چالش ملّی میتواند فرصت و آزمونی برای ایرانگرایان جهت اندیشیدن به نحوه حل کارآمد این بحرانها در شرایط استقرار حکومتی ملّی…
Forwarded from رویایِ ملّی و راهبردِ نوروز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ پیام استاد محمدعلی موحد، در ضرورت توجه به وضعیت زنان و مردان آبروداری که در این شرایط به تنگنا افتاده اند.
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
✅ «غم آن انبوه جماعتی بر دل من نشسته است که برای ادامهٔ زندگی محتاج کار روزانهاند. کارگران دستمزدبگیر، در سطوح مختلف، پشت میز اداره، پشت فرمان خودرو، پای ماشین کارگاه، کارگرانی که باید تمام روز را با خاک و گل و سنگ و سیمان پنجه درافکنند تا بتوانند دم غروب قوت لایموتی برای زن و بچهٔ خود ببرند. به فکر آنان باشیم. مردان و زنان باشرف و آبروداری را که در تنگنا افتادهاند فراموش نکنیم.»
✅ « مبادا که جوان ها بی حوصله شوند و بی تابی نمایند، به نظرم جهان آبستن حوادث شگرفی است؛ امروز که هستید به وظیفه وجدانی خود عمل کنید و امید را از دست ندهید، فردای روشن تری در راه است، چه باک اگر من نبینمش، دیگرانش خواهند دید.»
منبع:
@jalaeipour
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
✅ «غم آن انبوه جماعتی بر دل من نشسته است که برای ادامهٔ زندگی محتاج کار روزانهاند. کارگران دستمزدبگیر، در سطوح مختلف، پشت میز اداره، پشت فرمان خودرو، پای ماشین کارگاه، کارگرانی که باید تمام روز را با خاک و گل و سنگ و سیمان پنجه درافکنند تا بتوانند دم غروب قوت لایموتی برای زن و بچهٔ خود ببرند. به فکر آنان باشیم. مردان و زنان باشرف و آبروداری را که در تنگنا افتادهاند فراموش نکنیم.»
✅ « مبادا که جوان ها بی حوصله شوند و بی تابی نمایند، به نظرم جهان آبستن حوادث شگرفی است؛ امروز که هستید به وظیفه وجدانی خود عمل کنید و امید را از دست ندهید، فردای روشن تری در راه است، چه باک اگر من نبینمش، دیگرانش خواهند دید.»
منبع:
@jalaeipour
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️ ایران، جامعهای قوی و حکومتی شکست خورده ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ جامعهی ایرانی جامعهای یگانه است؛ نه از آنرو که ذات این جامعه بی همتاست؛ بلکه از آن سبب که استمرار چند هزار ساله این جامعه در این قلمرو جغرافیایی، به انباشتی از ذخایر فرهنگی و اجتماعی انجامیده است که منبعی غنی برای ماندگاری در شرایطی بحرانی است؛ از این منظر این جامعه را میتوان یکی از پیچیدهترین جوامع بشری دانست. گرچه باید توجه داشت که این منبع نیز همانند هر ذخیرهی دیگری اگر بر آن افزوده نشده و صرفاً مصرف شود روزی به پایان خواهد رسید و آن روز آغاز فروپاشیِ اجتماعیِ این تمدن کهن است.
✅ سرِّ ماندگاری ایران در شرایطِ سخت نیز همین است؛ اما تمدن ایرانی در چند سده ی اخیر بویژه پس از ضعف حکومت صفوی دچار دولت ها و حکومت هایی شد که قابلیت ها و ظرفیت های آنها نسبتی با مسائل نوظهور پیش روی جامعهی ایرانی نداشت. این روند سینوسی افت #قابلیت_حکومت، در شرایط کنونی به کمینه مقدار خود رسیده است؛ به عبارتی اگر در گذشته برخی نهادهای دولت در ایران از اندک قابلیت هایی برای حل مسائل جامعهی ایرانی برخوردار بودند، این قابلیت ها نیز از دست رفته و ما در حال گذار از مرحله #حکومتی_هردمبیل (که در آن دست کم برخی نهادهای دولت دارای ظرفیت و قابلیت مثبت برای حل مسائل جامعه هستند) به سمت #حکومتی_شکست_خورده (حکومتی با قابلیت منفی که در آن کلیه نهادهای حکومتی در حل مسائلی که برای مواجهه با آنها طراحی شدهاند ناتوان اند و صرفاً با اتکا به ابزارهای قدرت سخت، جامعه را استثمار کرده است) هستیم.
✅ تصور میکنم در چنین شرایطی افزایش قابلیتِ حکومت که لازمه ی ماندگاری آن است دشوار و تقریباً غیر ممکن است؛ تنها راهبردِ ممکن برای حفظ موجودیت این جامعه، پرهیز #ایران_گرایان از در افتادن به دام منازعه هایی کاذب با یکدیگر و با جامعه، توجه آنها به علل ریشهای پیدایش شرایط کنونی، توضیح و تشریح این علل بنیادین برای جامعه، ائتلاف ایران گرایان برای کنترل نیروهای واگرای برآمده از دهه ها ناکارآمدی در حل مسائل و اندیشیدن به طراحی دولتی است که از قابلیت ها و ظرفیتهای مناسب برای مواجهه بهینه با مسائل پیچیده و بدخیم پیش روی جامعهی ایرانی برخوردار باشد؛ طرحی که هم به کار اصلاح امروز میآید، اگر فرصتی فراهم شود، و هم به کار بنیان گذاری احتمالی فردا.
⭕️ پی نوشت: برای آشنایی بیشتر با مفاهیمی چون قابلیت مثبت و منفی، حکومت هردمبیل و شکست خورده به #کتاب_توانمند_سازی_حکومت مراجعه کنید.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ جامعهی ایرانی جامعهای یگانه است؛ نه از آنرو که ذات این جامعه بی همتاست؛ بلکه از آن سبب که استمرار چند هزار ساله این جامعه در این قلمرو جغرافیایی، به انباشتی از ذخایر فرهنگی و اجتماعی انجامیده است که منبعی غنی برای ماندگاری در شرایطی بحرانی است؛ از این منظر این جامعه را میتوان یکی از پیچیدهترین جوامع بشری دانست. گرچه باید توجه داشت که این منبع نیز همانند هر ذخیرهی دیگری اگر بر آن افزوده نشده و صرفاً مصرف شود روزی به پایان خواهد رسید و آن روز آغاز فروپاشیِ اجتماعیِ این تمدن کهن است.
✅ سرِّ ماندگاری ایران در شرایطِ سخت نیز همین است؛ اما تمدن ایرانی در چند سده ی اخیر بویژه پس از ضعف حکومت صفوی دچار دولت ها و حکومت هایی شد که قابلیت ها و ظرفیت های آنها نسبتی با مسائل نوظهور پیش روی جامعهی ایرانی نداشت. این روند سینوسی افت #قابلیت_حکومت، در شرایط کنونی به کمینه مقدار خود رسیده است؛ به عبارتی اگر در گذشته برخی نهادهای دولت در ایران از اندک قابلیت هایی برای حل مسائل جامعهی ایرانی برخوردار بودند، این قابلیت ها نیز از دست رفته و ما در حال گذار از مرحله #حکومتی_هردمبیل (که در آن دست کم برخی نهادهای دولت دارای ظرفیت و قابلیت مثبت برای حل مسائل جامعه هستند) به سمت #حکومتی_شکست_خورده (حکومتی با قابلیت منفی که در آن کلیه نهادهای حکومتی در حل مسائلی که برای مواجهه با آنها طراحی شدهاند ناتوان اند و صرفاً با اتکا به ابزارهای قدرت سخت، جامعه را استثمار کرده است) هستیم.
✅ تصور میکنم در چنین شرایطی افزایش قابلیتِ حکومت که لازمه ی ماندگاری آن است دشوار و تقریباً غیر ممکن است؛ تنها راهبردِ ممکن برای حفظ موجودیت این جامعه، پرهیز #ایران_گرایان از در افتادن به دام منازعه هایی کاذب با یکدیگر و با جامعه، توجه آنها به علل ریشهای پیدایش شرایط کنونی، توضیح و تشریح این علل بنیادین برای جامعه، ائتلاف ایران گرایان برای کنترل نیروهای واگرای برآمده از دهه ها ناکارآمدی در حل مسائل و اندیشیدن به طراحی دولتی است که از قابلیت ها و ظرفیتهای مناسب برای مواجهه بهینه با مسائل پیچیده و بدخیم پیش روی جامعهی ایرانی برخوردار باشد؛ طرحی که هم به کار اصلاح امروز میآید، اگر فرصتی فراهم شود، و هم به کار بنیان گذاری احتمالی فردا.
⭕️ پی نوشت: برای آشنایی بیشتر با مفاهیمی چون قابلیت مثبت و منفی، حکومت هردمبیل و شکست خورده به #کتاب_توانمند_سازی_حکومت مراجعه کنید.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
✳️سیاست مدارِ مَست✳️
( گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست)
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ در خوزستان، آمار تلفات ناشی از مصرف الکل تقلبی به بیش از بیست نفر رسیده است... و فکر میکنم سالانه بیش از 200 نفر در ایران بواسطه مصرف مشروبات الکلیِ دست ساز و تقلبی جان خود را از دست میدهند.
✅ دهههاست در ایران بواسطه غلبه ایدئولوژی بر #سیاست_گذاری_عقلانی_و_داده_محور، منافع ملی نادیده گرفته میشود. بر این اساس در ارتباط با همین موضوع مصرف مشروبات الکلی، سیاستگذاری به راهکارِ ساده اندیشانهی ممنوعیت تولید و مصرف، تقلیل یافته است... این در حالی است که بنا بر برخی آمارهای غیر رسمی، ایران یکی از پر مصرفترین کشورهای اسلامی در این زمینه بوده و مصرف الکل در آن با برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی برابری میکند؛ بر این اساس «سیاست ممنوعیت» در کاهش مصرف شکست خورده و اگر تبعات منفی آن از قبیل تبدیل شدن بازار واردات، تولید و فروش مشروبات الکلی به بازاری زیرزمینی و غیر قابل نظارت؛ به خطر افتادن سلامت مصرف کنندگان پر شمار در ایران؛ خروج منابع ارزی قابل توجه و از دست دادن بازارهای داخلی و خارجی در ارتباط با این محصول (از آنرو که ایران در این زمینه دارای مزیت نسبی است؛ به عنوان نمونه بخش قابل توجهی از خرمای تولیدی در جنوب ایران با قیمتی نازل به روسیه صادر میشود و با قیمتی گزاف به شکل نوشیدنیهای الکلی به بازار زیرزمینی ایران باز میگردد) را در نظر بگیریم شکست اندر شکست است.
✅ مستی را عموماً حالتی مخالف هوشیاری می دانند؛ به نظر میرسد سیاستمداران و سیاستگذارانِ ایرانی که با دیدن تبعات منفی سیاستهای ناکارآمد خود در چند دهه گذشته در حوزههای گوناگون، و به صورت خاص در زمینه تولید و مصرف مشروبات الکلی، همچنان بر اجرای این سیاستها پافشاری میکنند دچار گونهای مستی شدهاند و در این مستی، منافع ملّی قابل توجهی را بر باد میدهند. مستی سیاستمداران میتواند علل مختلفی داشته باشد؛ یکی از نشانههای کارآمدی یک ساختار سیاسی در مقایسه با ساختار سیاسی دیگر، سازوکارهایی است که برای جلوگیری از مستی سیاستمداران و سیاستگذاران در آن تعبیه شده است؛ چرا که مستی یک سیاستمدار میتواند بحرانهای عدیدهای را برای یک کشور ایجاد کند.
پروین اعتصامی چه زیبا در شعر مست و هوشیار سرود، آنجا که مست در پاسخ به محتسب که به او نهیب زده بود:
آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
( گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست)
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ در خوزستان، آمار تلفات ناشی از مصرف الکل تقلبی به بیش از بیست نفر رسیده است... و فکر میکنم سالانه بیش از 200 نفر در ایران بواسطه مصرف مشروبات الکلیِ دست ساز و تقلبی جان خود را از دست میدهند.
✅ دهههاست در ایران بواسطه غلبه ایدئولوژی بر #سیاست_گذاری_عقلانی_و_داده_محور، منافع ملی نادیده گرفته میشود. بر این اساس در ارتباط با همین موضوع مصرف مشروبات الکلی، سیاستگذاری به راهکارِ ساده اندیشانهی ممنوعیت تولید و مصرف، تقلیل یافته است... این در حالی است که بنا بر برخی آمارهای غیر رسمی، ایران یکی از پر مصرفترین کشورهای اسلامی در این زمینه بوده و مصرف الکل در آن با برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی برابری میکند؛ بر این اساس «سیاست ممنوعیت» در کاهش مصرف شکست خورده و اگر تبعات منفی آن از قبیل تبدیل شدن بازار واردات، تولید و فروش مشروبات الکلی به بازاری زیرزمینی و غیر قابل نظارت؛ به خطر افتادن سلامت مصرف کنندگان پر شمار در ایران؛ خروج منابع ارزی قابل توجه و از دست دادن بازارهای داخلی و خارجی در ارتباط با این محصول (از آنرو که ایران در این زمینه دارای مزیت نسبی است؛ به عنوان نمونه بخش قابل توجهی از خرمای تولیدی در جنوب ایران با قیمتی نازل به روسیه صادر میشود و با قیمتی گزاف به شکل نوشیدنیهای الکلی به بازار زیرزمینی ایران باز میگردد) را در نظر بگیریم شکست اندر شکست است.
✅ مستی را عموماً حالتی مخالف هوشیاری می دانند؛ به نظر میرسد سیاستمداران و سیاستگذارانِ ایرانی که با دیدن تبعات منفی سیاستهای ناکارآمد خود در چند دهه گذشته در حوزههای گوناگون، و به صورت خاص در زمینه تولید و مصرف مشروبات الکلی، همچنان بر اجرای این سیاستها پافشاری میکنند دچار گونهای مستی شدهاند و در این مستی، منافع ملّی قابل توجهی را بر باد میدهند. مستی سیاستمداران میتواند علل مختلفی داشته باشد؛ یکی از نشانههای کارآمدی یک ساختار سیاسی در مقایسه با ساختار سیاسی دیگر، سازوکارهایی است که برای جلوگیری از مستی سیاستمداران و سیاستگذاران در آن تعبیه شده است؛ چرا که مستی یک سیاستمدار میتواند بحرانهای عدیدهای را برای یک کشور ایجاد کند.
پروین اعتصامی چه زیبا در شعر مست و هوشیار سرود، آنجا که مست در پاسخ به محتسب که به او نهیب زده بود:
آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Forwarded from اتچ بات
بی پناهی ما و #پویش_ملی_نه_به_مسافرت_نوروزی
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ اینفوگرافی پیوست را خوب نگاه کنید؛ به قطعیت میتوانم بگویم که آمارها با واقعیت کنونی ابتلای هموطنانمان به بیماری کرونا و مرگ آنها در اثر آن فاصلهی زیادی دارد؛ اگر دولت و نظام سیاسی این را میداند و اطلاعرسانی نمیکند که نمیدانم نامش را چه بگذارم؛ ولی اگر این را نمیداند اوج ناکارآمدی است.
✅ از نظر شیوع بیماری، استانهای تهران، مازندران، اصفهان، قم و گیلان بحرانیترین وضعیت را دارند؛ از این بین در ایام نوروز، تهران و قم از آنرو که در زمره یکی از مهاجرپذیرترین استانهای کشور هستند مبدا بزرگ مسافراناند و اصفهان، قم و گیلان در شمار یکی از مقاصد جذاب برای سفر. جابجایی جمعیت در ایام نوروز امسال در همین استانها و البته استانهای دیگر کشور میتواند وضعیت بحرانی کنونی را دشوارتر نماید.
✅ در سال گذشته دو استان گیلان و مازندران، در مجموع میزبان نزدیک به 15 میلیون مسافر نوروزی بودهاند و اصفهان میزبان 3 میلیون نفر مسافر.
✅ نوروز امسال در صورت ورود حتی یک سوم میزان مسافرین سال گذشته به این استانها، و بویژه به گیلان و مازندران، فاجعهای ملی رقم خواهد خورد؛ چرا که با توجه به وضعیت بحرانی این استانها، هم شیوع بیماری در سراسر نقاط مختلف کشور گسترش مییابد و هم با توجه به تجهیزات، نیروی انسانی و زیرساختهای درمانی این استانها، نظام درمانی آنها از پاسخگویی به نیازهای بیماران ناتوان خواهد ماند و در آستانه شکست کامل قرار میگیرد.
✅ به عنوان نمونه استان گیلان در حدود 2 میلیون و 530 هزار نفر جمعیت دارد و در حال حاضر دستکم یک سوم تختهای بیمارستانی گیلان به بیماران مبتلا به کرونا اختصاص داده شده است و استاندار این استان از سایر استانها، تقاضای اعزام پزشک و پرستار کرده است؛ تصور کنید که با مسافرت حتی 1 میلیون و 265 هزار نفر به این استان ( در حدود یک هشتم میزان سال گذشته)، 50 درصد به بار نظام درمانی این استان افزوده میشود و این یعنی ناتوانی نظام درمانی در پاسخگویی به نیازها و آغاز فاجعهای بزرگتر؛ فاجعهای که بر خلاف نظر برخی آقایان، حتی اگر رقم بخورد باز هم مسئولیت آن بر عهده مردم نیست و نظام سیاسی باید پاسخگو باشد (اگرچه هزینهاش را مردم میدهند)، چرا که انحصارِ منابع و سیاستگذاری را در اختیار دارد. به نظرم آنان که مردم را سرزنش میکنند دهانشان را شیر سوزانده و به ماست فوت میکنند؛ این هم ناشی از آن است که یا نمیدانند که شیر علت اصلی سوزش دهان است یا نمیخواهند مخاطرات فوت کردن به شیر را بپذیرند.
✅ با یکدیگر صادق باشیم، ملّت ایران در این روزها، بیپناهی تلخی را تجربه میکند؛ بی پناهی ناشی از شکست و فروماندگی نظم سیاسی.
✅ سامانههای سیاسی، تکیهگاه و پناهگاه مردمان یک سرزمین اند، هنگامی که این نظام ها تبدیل به پناهگاه اقلیتی میشوند، دیگر در شرایط سخت از اکثریت مردم بی پناه، انتظار رعایت مصلحت و اخلاق نیست؛ و تاریخ بشری نشان داده است که اگر باشد نیز انتظاری بیهوده است.
✅ ما بی پناهیم و جز یکدیگر هیچکَس را نداریم؛ برای جلوگیری از رقم خوردن فاجعهای بزرگتر خودمان باید دست به کار شویم و این بار در آستانه نوروز 1399، برای حفظ جان خود و تعداد بیشتری از هموطنانمان به #پویش_ملی_نه_به_مسافرت_نوروزی بپیوندیم و امیدوار باشیم و بکوشیم که نظم سیاسی، تبدیل به پناهگاهی برای همه ایرانیان شود؛ آنروز، بهار خواهد آمد و در شرایط دشوار، احساس بی پناهی نخواهیم کرد.
⭕️ پی نوشت: یادمان باشد که حتی اگر خودمان در استانی زندگی میکنیم و خانه مادری و پدری مان در استانی دیگر است نیز سفر ما به آن دیار، به همان اندازهی سفر دیگران مخاطره آمیز است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ اینفوگرافی پیوست را خوب نگاه کنید؛ به قطعیت میتوانم بگویم که آمارها با واقعیت کنونی ابتلای هموطنانمان به بیماری کرونا و مرگ آنها در اثر آن فاصلهی زیادی دارد؛ اگر دولت و نظام سیاسی این را میداند و اطلاعرسانی نمیکند که نمیدانم نامش را چه بگذارم؛ ولی اگر این را نمیداند اوج ناکارآمدی است.
✅ از نظر شیوع بیماری، استانهای تهران، مازندران، اصفهان، قم و گیلان بحرانیترین وضعیت را دارند؛ از این بین در ایام نوروز، تهران و قم از آنرو که در زمره یکی از مهاجرپذیرترین استانهای کشور هستند مبدا بزرگ مسافراناند و اصفهان، قم و گیلان در شمار یکی از مقاصد جذاب برای سفر. جابجایی جمعیت در ایام نوروز امسال در همین استانها و البته استانهای دیگر کشور میتواند وضعیت بحرانی کنونی را دشوارتر نماید.
✅ در سال گذشته دو استان گیلان و مازندران، در مجموع میزبان نزدیک به 15 میلیون مسافر نوروزی بودهاند و اصفهان میزبان 3 میلیون نفر مسافر.
✅ نوروز امسال در صورت ورود حتی یک سوم میزان مسافرین سال گذشته به این استانها، و بویژه به گیلان و مازندران، فاجعهای ملی رقم خواهد خورد؛ چرا که با توجه به وضعیت بحرانی این استانها، هم شیوع بیماری در سراسر نقاط مختلف کشور گسترش مییابد و هم با توجه به تجهیزات، نیروی انسانی و زیرساختهای درمانی این استانها، نظام درمانی آنها از پاسخگویی به نیازهای بیماران ناتوان خواهد ماند و در آستانه شکست کامل قرار میگیرد.
✅ به عنوان نمونه استان گیلان در حدود 2 میلیون و 530 هزار نفر جمعیت دارد و در حال حاضر دستکم یک سوم تختهای بیمارستانی گیلان به بیماران مبتلا به کرونا اختصاص داده شده است و استاندار این استان از سایر استانها، تقاضای اعزام پزشک و پرستار کرده است؛ تصور کنید که با مسافرت حتی 1 میلیون و 265 هزار نفر به این استان ( در حدود یک هشتم میزان سال گذشته)، 50 درصد به بار نظام درمانی این استان افزوده میشود و این یعنی ناتوانی نظام درمانی در پاسخگویی به نیازها و آغاز فاجعهای بزرگتر؛ فاجعهای که بر خلاف نظر برخی آقایان، حتی اگر رقم بخورد باز هم مسئولیت آن بر عهده مردم نیست و نظام سیاسی باید پاسخگو باشد (اگرچه هزینهاش را مردم میدهند)، چرا که انحصارِ منابع و سیاستگذاری را در اختیار دارد. به نظرم آنان که مردم را سرزنش میکنند دهانشان را شیر سوزانده و به ماست فوت میکنند؛ این هم ناشی از آن است که یا نمیدانند که شیر علت اصلی سوزش دهان است یا نمیخواهند مخاطرات فوت کردن به شیر را بپذیرند.
✅ با یکدیگر صادق باشیم، ملّت ایران در این روزها، بیپناهی تلخی را تجربه میکند؛ بی پناهی ناشی از شکست و فروماندگی نظم سیاسی.
✅ سامانههای سیاسی، تکیهگاه و پناهگاه مردمان یک سرزمین اند، هنگامی که این نظام ها تبدیل به پناهگاه اقلیتی میشوند، دیگر در شرایط سخت از اکثریت مردم بی پناه، انتظار رعایت مصلحت و اخلاق نیست؛ و تاریخ بشری نشان داده است که اگر باشد نیز انتظاری بیهوده است.
✅ ما بی پناهیم و جز یکدیگر هیچکَس را نداریم؛ برای جلوگیری از رقم خوردن فاجعهای بزرگتر خودمان باید دست به کار شویم و این بار در آستانه نوروز 1399، برای حفظ جان خود و تعداد بیشتری از هموطنانمان به #پویش_ملی_نه_به_مسافرت_نوروزی بپیوندیم و امیدوار باشیم و بکوشیم که نظم سیاسی، تبدیل به پناهگاهی برای همه ایرانیان شود؛ آنروز، بهار خواهد آمد و در شرایط دشوار، احساس بی پناهی نخواهیم کرد.
⭕️ پی نوشت: یادمان باشد که حتی اگر خودمان در استانی زندگی میکنیم و خانه مادری و پدری مان در استانی دیگر است نیز سفر ما به آن دیار، به همان اندازهی سفر دیگران مخاطره آمیز است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
attach 📎
✳️ملت خسته و حکمران خجسته✳️
⭕️توضیح: محمد حسین کریمی پور را هیچگاه از نزدیک ندیدهام اما یادداشت هایش در تلگرام شفافیت و صراحتی دارد که به دل مینشیند؛ به گمانم از نسلی است که حاضر نشده است به هیچ قیمتی حقیقت را قربانی مصلحت کند. این آخرین یادداشت او و در وصف اوضاع امروز ملت و حکمران است.
✳️چرا خلق الله، بهانه می گیرند؟ ✳️
✍️ ️محمد حسین کریمی پور
t.me/SIAGS
✅ مرحوم پدرم، حین اشغال شمال ایران در جنگ دوم، شاهد ماجرای جالبی بود. پیرمردِ نحیفِ متشرعی با محاسن و عرقچین، کاسه بزرگی از ماست بر سر داشت و لنگان سوی بازار روز می رفت. سرباز روسی، انگشتی به کاسه برد و بدهان کشید. پیرمرد با اعلا صوت ممکن به لهجه محلی، اظهار تنفر و بی تابی می کرد: “ ایشش! ایشششیه ! “ طبعا مرد روس گیلکی نمی دانست اما شدت اعتراض را در می یافت. کاسه پیرمردرا بزمین زد و او را بباد کتک گرفت.
✅ آن دو نه زبان همدیگر را می فهمیدند و نه منطق فکری هم را. پیرمرد شاکی بود که چرا سرباز بخاطر یک مثقال دلگی، تغار ماستی را نجس و بی مصرف کرده. مرد روس هم لابد معترض بود که مگرانگشتی ماست چه قیمت دارد که بد دهاتی خسیس، بی آبروئی راه انداخته؟
✅ گاهی به رفتار یک ملت خسته و یک حکمران خجسته نگاه کنی، همین را می بینی. حکمران هر کار کند، خوب یا بد، خلق الله با نهایت قدرت به قشقرق و مخالفت می پردازند. نه بابت یک انگشت ماستی که لمبانده، بابت نجاستی که به تغار زندگی ملت زده است! کار باینجا که رسید، خرِ مراد، در گل می ماند و سلطنت امر بیمزه ای می شود. باقی، بقایت!
منبع:
https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
⭕️توضیح: محمد حسین کریمی پور را هیچگاه از نزدیک ندیدهام اما یادداشت هایش در تلگرام شفافیت و صراحتی دارد که به دل مینشیند؛ به گمانم از نسلی است که حاضر نشده است به هیچ قیمتی حقیقت را قربانی مصلحت کند. این آخرین یادداشت او و در وصف اوضاع امروز ملت و حکمران است.
✳️چرا خلق الله، بهانه می گیرند؟ ✳️
✍️ ️محمد حسین کریمی پور
t.me/SIAGS
✅ مرحوم پدرم، حین اشغال شمال ایران در جنگ دوم، شاهد ماجرای جالبی بود. پیرمردِ نحیفِ متشرعی با محاسن و عرقچین، کاسه بزرگی از ماست بر سر داشت و لنگان سوی بازار روز می رفت. سرباز روسی، انگشتی به کاسه برد و بدهان کشید. پیرمرد با اعلا صوت ممکن به لهجه محلی، اظهار تنفر و بی تابی می کرد: “ ایشش! ایشششیه ! “ طبعا مرد روس گیلکی نمی دانست اما شدت اعتراض را در می یافت. کاسه پیرمردرا بزمین زد و او را بباد کتک گرفت.
✅ آن دو نه زبان همدیگر را می فهمیدند و نه منطق فکری هم را. پیرمرد شاکی بود که چرا سرباز بخاطر یک مثقال دلگی، تغار ماستی را نجس و بی مصرف کرده. مرد روس هم لابد معترض بود که مگرانگشتی ماست چه قیمت دارد که بد دهاتی خسیس، بی آبروئی راه انداخته؟
✅ گاهی به رفتار یک ملت خسته و یک حکمران خجسته نگاه کنی، همین را می بینی. حکمران هر کار کند، خوب یا بد، خلق الله با نهایت قدرت به قشقرق و مخالفت می پردازند. نه بابت یک انگشت ماستی که لمبانده، بابت نجاستی که به تغار زندگی ملت زده است! کار باینجا که رسید، خرِ مراد، در گل می ماند و سلطنت امر بیمزه ای می شود. باقی، بقایت!
منبع:
https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
✳️ دُم ماهی را فراموش نکنید! ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
https://news.1rj.ru/str/SIAGS
✅ در سال ۱۹۶۸، کائورو ایشیکاوا، که فردی متخصص در حوزه کنترل کیفیت بود، ابزاری را برای ترسیم گرافیکی مجموعهای از علّتهای کوچک و بزرگ که با قرار گرفتن در کنار هم، یک وضعیت، رویداد یا مسئله را به وجود میآورند ابداع کرد؛ ابزاری که بواسطه شباهت شکل آن به ماهی با عنوان نمودار استخوان ماهی هم شناخته میشود.
✅ برای رسم این نمودار مشکل یا مسالهای که قصد تحلیل آن را داریم در سمت راست نمودار یا همان سر ماهی قرار میدهیم و سپس با حرکت از سمت راست به چپ، بر روی استخوانهای ماهی، علّتهای نزدیک و دوری که رویداد یا مسئله را ایجاد کردهاند میگذاریم، این کار را آنقدر ادامه میدهیم تا در انتهایی ترین قسمت نمودار (دُم ماهی) به علّت یا علّتهای ریشهای رخداد یا مسئله برسیم.
✅ گاهی اوقات ما بدون توجه به اهمیت و اثر علّتهای گوناگون و مهمتر از همه علّتهای ریشهای یا همان دُم ماهی، با مسائل زندگی و کشور کلنجار میرویم و چون دُم ماهی را فراموش کردهایم شکایت میکنیم که چرا مسئله حل نمیشود و اوضاع بهبود نمییابد؟ چرا مصیبتی از پی مصیبتی دیگر میآید و فاجعه و تلخی، ما را رها نمیکند؟
در چنین شرایطی ایشیکاوا به ما یک توصیه راهگشا دارد و آن این است که: نمودار استخوان ماهی را رسم کنید و ببینید دُمِ آن به کجا میرسد؟
✅ اگر وضعیت ناگوار کنونی ایران را سر ماهی بدانیم و آسیبهای اجتماعی گوناگون، وضعیت ناگوار اقتصادی، وضعیت بحرانی محیطزیست، اعتبار اندک ایران در عرصه سیاست خارجی، ناکارآمدی در برخورد با هر رویداد و تبدیل کردن آن به یک بحران (از اعتراضات دهه ۶۰ و اعتراضات ۷۸ و ۸۸ و دی ۹۶ و آبان ۹۸ و سیل ۹۷ و سقوط آن هواپیما و مواجهه با کورونا) و... را علّتهای قرار گرفته بر استخوانهای نزدیک به سر ماهی (میتوانیم برای هر یک از این مسائل نیز یک نمودار استخوان ماهی ترسیم کنیم، اما نکته جالب آن است که در جایی به هم میرسند) تا زمانی که به سراغ شناسایی علّت یا علّتهای نشسته بر دُم نرویم مسئلهای حل نخواهد شد و هر دَم غمی نو به مبارک بادمان میآید.
✅ فراموش کردن دُم ماهی یا ناتوانی در پرداختن به آن، راز استمرار وضعیت بحرانی و ناگوار ایران در چند دهه گذشته است، وضعیتی که با تغییر دولتها نیز بهبودی در آن حاصل نخواهد شد؛ چرا که ناکارآمدی دولتها و قابلیت اندک آنها در بهترین حالت، استخوانِ نزدیک به دُم ماهی است و نه دُم آن.
✅ اقتصاددانان، جامعهشناسان و سایر متخصصین حوزههای گوناگون که بدون ترسیم نمودار استخوان ماهی مسائل و بدون توجه به دُم ماهی، برای مسائل گوناگون کشور نسخه تجویز میکنند در بهترین حالت نقش بر آب میزنند و در بدترین حالت سبب گمراهی جامعه و سیاست مدار، استمرار وضعیت ناگوار کنونی و ایجاد اغتشاش ذهنی در جامعه میشوند، جامعهای که بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهمِ علّتهای بنیادین پیدایش وضعیت ناگوار کنونی است.
صدای ایشیکاوا هنوز به گوش میرسد:
دُم ماهی را فراموش نکنید!
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
https://news.1rj.ru/str/SIAGS
✅ در سال ۱۹۶۸، کائورو ایشیکاوا، که فردی متخصص در حوزه کنترل کیفیت بود، ابزاری را برای ترسیم گرافیکی مجموعهای از علّتهای کوچک و بزرگ که با قرار گرفتن در کنار هم، یک وضعیت، رویداد یا مسئله را به وجود میآورند ابداع کرد؛ ابزاری که بواسطه شباهت شکل آن به ماهی با عنوان نمودار استخوان ماهی هم شناخته میشود.
✅ برای رسم این نمودار مشکل یا مسالهای که قصد تحلیل آن را داریم در سمت راست نمودار یا همان سر ماهی قرار میدهیم و سپس با حرکت از سمت راست به چپ، بر روی استخوانهای ماهی، علّتهای نزدیک و دوری که رویداد یا مسئله را ایجاد کردهاند میگذاریم، این کار را آنقدر ادامه میدهیم تا در انتهایی ترین قسمت نمودار (دُم ماهی) به علّت یا علّتهای ریشهای رخداد یا مسئله برسیم.
✅ گاهی اوقات ما بدون توجه به اهمیت و اثر علّتهای گوناگون و مهمتر از همه علّتهای ریشهای یا همان دُم ماهی، با مسائل زندگی و کشور کلنجار میرویم و چون دُم ماهی را فراموش کردهایم شکایت میکنیم که چرا مسئله حل نمیشود و اوضاع بهبود نمییابد؟ چرا مصیبتی از پی مصیبتی دیگر میآید و فاجعه و تلخی، ما را رها نمیکند؟
در چنین شرایطی ایشیکاوا به ما یک توصیه راهگشا دارد و آن این است که: نمودار استخوان ماهی را رسم کنید و ببینید دُمِ آن به کجا میرسد؟
✅ اگر وضعیت ناگوار کنونی ایران را سر ماهی بدانیم و آسیبهای اجتماعی گوناگون، وضعیت ناگوار اقتصادی، وضعیت بحرانی محیطزیست، اعتبار اندک ایران در عرصه سیاست خارجی، ناکارآمدی در برخورد با هر رویداد و تبدیل کردن آن به یک بحران (از اعتراضات دهه ۶۰ و اعتراضات ۷۸ و ۸۸ و دی ۹۶ و آبان ۹۸ و سیل ۹۷ و سقوط آن هواپیما و مواجهه با کورونا) و... را علّتهای قرار گرفته بر استخوانهای نزدیک به سر ماهی (میتوانیم برای هر یک از این مسائل نیز یک نمودار استخوان ماهی ترسیم کنیم، اما نکته جالب آن است که در جایی به هم میرسند) تا زمانی که به سراغ شناسایی علّت یا علّتهای نشسته بر دُم نرویم مسئلهای حل نخواهد شد و هر دَم غمی نو به مبارک بادمان میآید.
✅ فراموش کردن دُم ماهی یا ناتوانی در پرداختن به آن، راز استمرار وضعیت بحرانی و ناگوار ایران در چند دهه گذشته است، وضعیتی که با تغییر دولتها نیز بهبودی در آن حاصل نخواهد شد؛ چرا که ناکارآمدی دولتها و قابلیت اندک آنها در بهترین حالت، استخوانِ نزدیک به دُم ماهی است و نه دُم آن.
✅ اقتصاددانان، جامعهشناسان و سایر متخصصین حوزههای گوناگون که بدون ترسیم نمودار استخوان ماهی مسائل و بدون توجه به دُم ماهی، برای مسائل گوناگون کشور نسخه تجویز میکنند در بهترین حالت نقش بر آب میزنند و در بدترین حالت سبب گمراهی جامعه و سیاست مدار، استمرار وضعیت ناگوار کنونی و ایجاد اغتشاش ذهنی در جامعه میشوند، جامعهای که بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهمِ علّتهای بنیادین پیدایش وضعیت ناگوار کنونی است.
صدای ایشیکاوا هنوز به گوش میرسد:
دُم ماهی را فراموش نکنید!
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
✳️ مرکز دیسپاچینگ کورونا ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ اتاق های کنترل و مراکز دیسپاچینگ در سامانههای حکمرانی مراکزی هستند که دو وظیفه عمده را بر عهده دارند، رصد پیوسته وضعیت دادهها و اطلاعات در یک حوزه مشخص و ارائه سیاستهایی به بخش های اجرایی، با توجه به ادبیات جهانی و بومی، برای حرکت جامعه از وضعیت کنونی به وضعیت مطلوب ( بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/66).
✅ یکی از نواقص عمده سامانهی حکمرانی در ایران، عدم برخورداری از چنین مرکزی است.
خلاء نبود چنین مراکزی بویژه در هنگامه بحران های بزرگ، همانند همین بحران کورونا خود را بیش از پیش نشان داده و سبب سیاست گذاری هایی نامناسب و حتی اشتباه میشود که نتیجه آن افزایش هزینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی -امنیتی و در نهایت شکست در مواجهه با بحران است. بر این اساس در روزهای اولیه تشکیل ستاد ملّی کرونا، پیشنهاد تشکیل ستادی را دادم که بتواند تبدیل به مرکز دیسپاچینگ کرونا در کشور شود (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/320).
✅ استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی پیشنهاد و متنی دقیق تر و کاربردی تر در این زمینه تهیه کرده است (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1829)؛ که به نظرم هر چه سریعتر باید شنیده شده و پیادهسازی شود.
✅ البته همانطور که در متن ضرورت بازآرایی ستاد ملّی کرونا هم بیان کردهام شنیده شدن و اجرای چنین پیشنهادهایی خود نیازمند وجود حداقلی از پیچیدگی در حکمرانان و سامانههای حکمرانی است که در وجنات سیاست مداران و سامانه سیاسی کنونی چنین ظرفیتی را نمیبینم؛ اما همانطور که استاد عزیزم در متن خود گفته است:
رویا و آرزو که محال و جرم نیست.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ اتاق های کنترل و مراکز دیسپاچینگ در سامانههای حکمرانی مراکزی هستند که دو وظیفه عمده را بر عهده دارند، رصد پیوسته وضعیت دادهها و اطلاعات در یک حوزه مشخص و ارائه سیاستهایی به بخش های اجرایی، با توجه به ادبیات جهانی و بومی، برای حرکت جامعه از وضعیت کنونی به وضعیت مطلوب ( بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/66).
✅ یکی از نواقص عمده سامانهی حکمرانی در ایران، عدم برخورداری از چنین مرکزی است.
خلاء نبود چنین مراکزی بویژه در هنگامه بحران های بزرگ، همانند همین بحران کورونا خود را بیش از پیش نشان داده و سبب سیاست گذاری هایی نامناسب و حتی اشتباه میشود که نتیجه آن افزایش هزینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی -امنیتی و در نهایت شکست در مواجهه با بحران است. بر این اساس در روزهای اولیه تشکیل ستاد ملّی کرونا، پیشنهاد تشکیل ستادی را دادم که بتواند تبدیل به مرکز دیسپاچینگ کرونا در کشور شود (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/320).
✅ استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی پیشنهاد و متنی دقیق تر و کاربردی تر در این زمینه تهیه کرده است (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1829)؛ که به نظرم هر چه سریعتر باید شنیده شده و پیادهسازی شود.
✅ البته همانطور که در متن ضرورت بازآرایی ستاد ملّی کرونا هم بیان کردهام شنیده شدن و اجرای چنین پیشنهادهایی خود نیازمند وجود حداقلی از پیچیدگی در حکمرانان و سامانههای حکمرانی است که در وجنات سیاست مداران و سامانه سیاسی کنونی چنین ظرفیتی را نمیبینم؛ اما همانطور که استاد عزیزم در متن خود گفته است:
رویا و آرزو که محال و جرم نیست.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
تحولات بزرگ پس از سختی های بزرگ از راه میرسند و نوروز یادآور آن است که برای گذر از سختی و سرما باید از زمستان دل کند و بهار را در آغوش کشید.
نوروز مبارک
نوروز مبارک
توضیح: دوست عزیزم محمد رضا جلائیپور مطلب زیر را در زمینه آسیب شناسی نظام حکمرانی ایران در مواجهه با کرونا نوشته است، این مطلب از آنرو که بر خلاف بسیاری متن های دیگر در صدد تبیین عملکرد نامناسب کنونی است گامی به پیش است، اما از آنرو که محمد رضا به علل میانی پرداخته و در آن به علت های ریشهای اشارهای نکرده است کاستی هایی دارد و باید آن را عمیق تر کرد، چرا که تغییر در علل سطح میانی جز از طریق اصلاح و تعدیل علل ریشهای امکانپذیر نیست.
✳️ سندرم تاخیر ✳️
✍️ محمدرضا جلائیپور
📍 در طول هفتههای گذشته و مواجهه با بحران کرونا، ایران «جامعهای قوی»، «نظام سلامت قوی» ولی «حکمرانی و مدیریت بحرانِ ضعیف و کُند» داشت.
📍 در ایران تا ۸ اسفندماه ورود اتباع چین به ایران ممنوع نشد. گزارش شفاف ورود کرونا به ایران تاخیری حداقل یکماهه داشت. ممنوعیت سفر به قم با تاخیری حداقل ۱۹ روزه از ۱۸ اسفند اعمال شد. بعد از ۶هفته هنوز وضعیت اضطراری اعلام نشده است.
📍 تعطیلی موقت زیارتگاهها با تاخیری حداقل ۲۷ روزه در ۲۶ اسفند صورت گرفت. طرح موسوم به «فاصلهگذاری اجتماعی» تنها از ۸ فروردین اجرا شد.
📍 رویهها و قوانین استخدامی و حراستها مانع جذب و ارتقای سرمایههای انسانی در نهادهای حکمرانی ایراناند و هیچ جریان سیاسی و دولتی تا کنون اصلاح این رویهها و جایگزینی شیوههای شایستهگزین و شفافِ جذب و ارتقا در نهادهای حکمرانی را در اولویت خود قرار نداده و حاضر به پرداخت هزینهاش نشده است.
📍 دولت حسن روحانی هم مشابه پارهای از دولتهای راستگرای جهان از ترس کاهش تولید و لطمه به اقتصاد و بدون حساسیت کافی به مرگ شهروندانش، هم در جدی گرفتن بحران کرونا تاخیر داشت.
📍 اقتصاددان شاخص ایران در نامهای که به دولت نوشتهاند، هاشم پسران – استاد برجستهٔ اقتصاد -، اتاق بازرگانی ایران، معاونت رفاه وزارت کار، تعدادی از اقتصاددانان و سیاستمداران عدالتخواه، و چند طومار دانشگاهیان به دولت پیشنهاد کردهاند که از آسیبپذیرترین شهروندان حمایت مالی کند.
📍 از ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی که دولت برای مدیریت بحران کرونا اختصاص داده تا کنون فقط ۸ هزار میلیاردش را برای کمک مالی به شهروندان بیبیمهٔ بیحقوقِ ثابت منظور کرده است که کافی نیست.
📍جستار پیش رو ابتدا ۱۲ مصداق پرهزینه از «سندرم تاخیر» در تصمیمات مدیران بحران کرونا در ایران را مرور و سپس در تبیین و توضیح چرایی بروز این سندرم چهار علت مهم را ذکر میکند.
👇متن کامل را در اینجا بخوانید یا در موبایل خود روی کلمه instant view بزنید
https://b2n.ir/587692
منبع
@jalaeipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️ سندرم تاخیر ✳️
✍️ محمدرضا جلائیپور
📍 در طول هفتههای گذشته و مواجهه با بحران کرونا، ایران «جامعهای قوی»، «نظام سلامت قوی» ولی «حکمرانی و مدیریت بحرانِ ضعیف و کُند» داشت.
📍 در ایران تا ۸ اسفندماه ورود اتباع چین به ایران ممنوع نشد. گزارش شفاف ورود کرونا به ایران تاخیری حداقل یکماهه داشت. ممنوعیت سفر به قم با تاخیری حداقل ۱۹ روزه از ۱۸ اسفند اعمال شد. بعد از ۶هفته هنوز وضعیت اضطراری اعلام نشده است.
📍 تعطیلی موقت زیارتگاهها با تاخیری حداقل ۲۷ روزه در ۲۶ اسفند صورت گرفت. طرح موسوم به «فاصلهگذاری اجتماعی» تنها از ۸ فروردین اجرا شد.
📍 رویهها و قوانین استخدامی و حراستها مانع جذب و ارتقای سرمایههای انسانی در نهادهای حکمرانی ایراناند و هیچ جریان سیاسی و دولتی تا کنون اصلاح این رویهها و جایگزینی شیوههای شایستهگزین و شفافِ جذب و ارتقا در نهادهای حکمرانی را در اولویت خود قرار نداده و حاضر به پرداخت هزینهاش نشده است.
📍 دولت حسن روحانی هم مشابه پارهای از دولتهای راستگرای جهان از ترس کاهش تولید و لطمه به اقتصاد و بدون حساسیت کافی به مرگ شهروندانش، هم در جدی گرفتن بحران کرونا تاخیر داشت.
📍 اقتصاددان شاخص ایران در نامهای که به دولت نوشتهاند، هاشم پسران – استاد برجستهٔ اقتصاد -، اتاق بازرگانی ایران، معاونت رفاه وزارت کار، تعدادی از اقتصاددانان و سیاستمداران عدالتخواه، و چند طومار دانشگاهیان به دولت پیشنهاد کردهاند که از آسیبپذیرترین شهروندان حمایت مالی کند.
📍 از ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی که دولت برای مدیریت بحران کرونا اختصاص داده تا کنون فقط ۸ هزار میلیاردش را برای کمک مالی به شهروندان بیبیمهٔ بیحقوقِ ثابت منظور کرده است که کافی نیست.
📍جستار پیش رو ابتدا ۱۲ مصداق پرهزینه از «سندرم تاخیر» در تصمیمات مدیران بحران کرونا در ایران را مرور و سپس در تبیین و توضیح چرایی بروز این سندرم چهار علت مهم را ذکر میکند.
👇متن کامل را در اینجا بخوانید یا در موبایل خود روی کلمه instant view بزنید
https://b2n.ir/587692
منبع
@jalaeipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
کوتاه کننده لینک | B2n.ir
لینک در دسترس نیست
با کوتاه کننده لینک میتوانید به رایگان، لینکهای طولانی را به لینکهای کوتاه و دلخواه تبدیل کنید تا به راحتی و بهترین شکل به اشتراک بگذارید.
✳️پیمایش ملّی کرونا، روشی برای شناخت دقیق وضعیت ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ در ارتباط با پدیدههای پیچیدهای چون شیوع بیماری کرونا، آگاهی دولتها از وضعیت واقعی شیوع این بیماری در نقاط مختلف کشور، نقشی اساسی در انجام سیاستگذاریهایی اثربخش از سوی آنها در زمان و مکان مناسب دارد.
✅ بزرگترین مسالهی کنونی در ایران در ارتباط با این بیماری، ناآگاهی دولت و نظام سیاسی از میزان شیوع بیماری در کشور و چگونگی پراکندگی آن در نقاط مختلف ایران است. برخی برآوردها، میزان شیوع بیماری در ایران را بین 15 تا 20 برابر آمار رسمی میدانند؛ و این به آن معناست که عملاً نظام حکمرانی در ایران نسبت به وضعیت کنونی شیوع بیماری در کشور و نحوهی پراکندگی آن نابیناست. پایشهای تلفنی انجام شده نیز بواسطهی آنکه از دقت و اعتبار کافی برخوردار نیست نمیتواند به دولت در کاهش این نابینایی که مقدمهی لازم برای سیاستگذاری اثربخش است کمک کند.
✅ بر این اساس به نظر میرسد انجام یک پیمایش ملّی دو وجهی در شرایط کنونی لازم و ضروری باشد. پیمایشی که با نمونهگیری دقیق، امکان تعمیم نتایج آن را به کل جامعه ایران فراهم کند و به صورت همزمان هم نظر ایرانیان را در مورد ابعاد این بیماری جویا شود و هم با استفاده از کیتهای تست بیماری، سلامت آنها را مورد بررسی قرار داده و میزان شیوع بیماری را در کشور مشخص کند.
✅ در ارتباط با این پیمایش ملی دو وجهی، توجه به نکات زیر لازم و ضروری است:
⭕️ نمونهگیری پیمایش باید به صورت بسیار دقیق و با کمترین خطا باشد که اعتبار نتایج حاصل، برای تعمیم آن به کل جامعه ایران افزایش یابد؛ بر این اساس مسئولیت برآورد جمعیت نمونه و نحوهی نمونهگیری باید به تیمی متخصص در این زمینه محول شود.
⭕️ کیتهای مورد استفاده در این پیمایش باید حتماً در زمرهی بهترین کیتهای موجود در جهان بوده و از دقت بالایی برای تشخیص بیماری برخوردار باشند؛ بنا بر اظهار نظر برخی متخصصین بعضی از کیتهای موجود در ایران از توانایی مناسبی برای تشخیص سریع بیماری برخوردار نیست و طبیعتاً نباید از چنین کیتهایی در این پیمایش ملی استفاده کرد.
⭕️ پیمایش باید توسط کادرهای پزشکی و بهداشتی به همراه پرسشگرانی خبره انجام شود؛ ورود نیروهای نظامی و انتظامی به این موضوع از قبیل نیروهای بسیج میتواند اعتبار نتایج را به شدت کاهش دهد.
⭕️ پرسشنامهای که در کنار گرفتن تست تکمیل میشود حتماً باید توسط تیمی بینرشتهای و زبده از جامعهشناسان، متخصصین علوم سیاسی و پزشکان تهیه شده و توسط پرسشگرانی آموزش دیده تکمیل شود تا اعتبار نتایج افزایش یابد.
✅ در صورت انجام این پیمایش ملی به صورتی صحیح، نظام حکمرانی از نابینایی نسبی کنونی خارج شده و آگاهی نسبتاً دقیق و معتبری از میزان شیوع بیماری در کشور و نحوهی پراکندگی آن کسب خواهد کرد؛ این آگاهی اگر به درستی به کار گرفته شود میتواند به بخشهای گوناگون دولت و نظام سیاسی در انجام سیاستگذاریهایی بهتر کمک کند.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ در ارتباط با پدیدههای پیچیدهای چون شیوع بیماری کرونا، آگاهی دولتها از وضعیت واقعی شیوع این بیماری در نقاط مختلف کشور، نقشی اساسی در انجام سیاستگذاریهایی اثربخش از سوی آنها در زمان و مکان مناسب دارد.
✅ بزرگترین مسالهی کنونی در ایران در ارتباط با این بیماری، ناآگاهی دولت و نظام سیاسی از میزان شیوع بیماری در کشور و چگونگی پراکندگی آن در نقاط مختلف ایران است. برخی برآوردها، میزان شیوع بیماری در ایران را بین 15 تا 20 برابر آمار رسمی میدانند؛ و این به آن معناست که عملاً نظام حکمرانی در ایران نسبت به وضعیت کنونی شیوع بیماری در کشور و نحوهی پراکندگی آن نابیناست. پایشهای تلفنی انجام شده نیز بواسطهی آنکه از دقت و اعتبار کافی برخوردار نیست نمیتواند به دولت در کاهش این نابینایی که مقدمهی لازم برای سیاستگذاری اثربخش است کمک کند.
✅ بر این اساس به نظر میرسد انجام یک پیمایش ملّی دو وجهی در شرایط کنونی لازم و ضروری باشد. پیمایشی که با نمونهگیری دقیق، امکان تعمیم نتایج آن را به کل جامعه ایران فراهم کند و به صورت همزمان هم نظر ایرانیان را در مورد ابعاد این بیماری جویا شود و هم با استفاده از کیتهای تست بیماری، سلامت آنها را مورد بررسی قرار داده و میزان شیوع بیماری را در کشور مشخص کند.
✅ در ارتباط با این پیمایش ملی دو وجهی، توجه به نکات زیر لازم و ضروری است:
⭕️ نمونهگیری پیمایش باید به صورت بسیار دقیق و با کمترین خطا باشد که اعتبار نتایج حاصل، برای تعمیم آن به کل جامعه ایران افزایش یابد؛ بر این اساس مسئولیت برآورد جمعیت نمونه و نحوهی نمونهگیری باید به تیمی متخصص در این زمینه محول شود.
⭕️ کیتهای مورد استفاده در این پیمایش باید حتماً در زمرهی بهترین کیتهای موجود در جهان بوده و از دقت بالایی برای تشخیص بیماری برخوردار باشند؛ بنا بر اظهار نظر برخی متخصصین بعضی از کیتهای موجود در ایران از توانایی مناسبی برای تشخیص سریع بیماری برخوردار نیست و طبیعتاً نباید از چنین کیتهایی در این پیمایش ملی استفاده کرد.
⭕️ پیمایش باید توسط کادرهای پزشکی و بهداشتی به همراه پرسشگرانی خبره انجام شود؛ ورود نیروهای نظامی و انتظامی به این موضوع از قبیل نیروهای بسیج میتواند اعتبار نتایج را به شدت کاهش دهد.
⭕️ پرسشنامهای که در کنار گرفتن تست تکمیل میشود حتماً باید توسط تیمی بینرشتهای و زبده از جامعهشناسان، متخصصین علوم سیاسی و پزشکان تهیه شده و توسط پرسشگرانی آموزش دیده تکمیل شود تا اعتبار نتایج افزایش یابد.
✅ در صورت انجام این پیمایش ملی به صورتی صحیح، نظام حکمرانی از نابینایی نسبی کنونی خارج شده و آگاهی نسبتاً دقیق و معتبری از میزان شیوع بیماری در کشور و نحوهی پراکندگی آن کسب خواهد کرد؛ این آگاهی اگر به درستی به کار گرفته شود میتواند به بخشهای گوناگون دولت و نظام سیاسی در انجام سیاستگذاریهایی بهتر کمک کند.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
✳️فاصلهگذاری اجتماعی یا فاصلهگذاری فیزیکی✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ مفاهیم و ایدهها اثری عمیق بر نظام اندیشهای انسانها و جوامع بر جا میگذارند؛ به همین دلیل همگان و مهمتر از همه دولتها و نظامهای سیاسی باید در گزینش آنها بیشترین دقت را داشته باشند.
✅ در چند روز اخیر طرحی با عنوان طرح فاصلهگذاری اجتماعی مطرح شده است که اگرچه کلیت ایدهی نهفته در آن قابل دفاع است اما عنوان برگزیده شده برای این طرح، کاملاً اشتباه است.
✅ آنچه که به عنوان طرح فاصلهگذاری اجتماعی مطرح است در حقیقت طرحی برای افزایش فاصلهی فیزیکی بین افراد جهت کاهش احتمال انتقال بیماری کرونا است.
✅ هنگامی که در انتخاب عنوان برای یک طرح اینگونه بیدقتی میشود؛ بسیار بعید میدانم که در ارتباط با محتوای آن تاملات و بررسیهای دقیقی انجام شده باشد.
✅ چنین خروجیهایی نتیجهی عملکرد سازمانها و اداراتی است که در زمینه کیفیت منابع انسانی بنا به دلایل گوناگون، دچار فقر جدی هستند؛ کار تخصصی و عمیق در آنها معنایی ندارد؛ برای پاسخگویی هرچه سریعتر به تقاضاهای معقول و نامعقول روسای خود دقت را قربانی سرعت میکنند و طرحها و پیشنهادهایی را ارائه میدهند که اهمیت و بزرگی آنها نسبتی با زمان و کیفیت منابع انسانی که برای تولید آنها صرف شده است ندارد.
نتیجه هم از پیش مشخص است:
❇️ مفاهیم و ایدههایی مغشوش که حاصل کپیبرداریهایی بدون تامل است؛
❇️ اتلاف منابع مالی و انسانی؛
❇️ و وارد آمدن آسیبهایی جدی به جامعه.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ مفاهیم و ایدهها اثری عمیق بر نظام اندیشهای انسانها و جوامع بر جا میگذارند؛ به همین دلیل همگان و مهمتر از همه دولتها و نظامهای سیاسی باید در گزینش آنها بیشترین دقت را داشته باشند.
✅ در چند روز اخیر طرحی با عنوان طرح فاصلهگذاری اجتماعی مطرح شده است که اگرچه کلیت ایدهی نهفته در آن قابل دفاع است اما عنوان برگزیده شده برای این طرح، کاملاً اشتباه است.
✅ آنچه که به عنوان طرح فاصلهگذاری اجتماعی مطرح است در حقیقت طرحی برای افزایش فاصلهی فیزیکی بین افراد جهت کاهش احتمال انتقال بیماری کرونا است.
✅ هنگامی که در انتخاب عنوان برای یک طرح اینگونه بیدقتی میشود؛ بسیار بعید میدانم که در ارتباط با محتوای آن تاملات و بررسیهای دقیقی انجام شده باشد.
✅ چنین خروجیهایی نتیجهی عملکرد سازمانها و اداراتی است که در زمینه کیفیت منابع انسانی بنا به دلایل گوناگون، دچار فقر جدی هستند؛ کار تخصصی و عمیق در آنها معنایی ندارد؛ برای پاسخگویی هرچه سریعتر به تقاضاهای معقول و نامعقول روسای خود دقت را قربانی سرعت میکنند و طرحها و پیشنهادهایی را ارائه میدهند که اهمیت و بزرگی آنها نسبتی با زمان و کیفیت منابع انسانی که برای تولید آنها صرف شده است ندارد.
نتیجه هم از پیش مشخص است:
❇️ مفاهیم و ایدههایی مغشوش که حاصل کپیبرداریهایی بدون تامل است؛
❇️ اتلاف منابع مالی و انسانی؛
❇️ و وارد آمدن آسیبهایی جدی به جامعه.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Forwarded from اتچ بات
خروج، روایت انقلابی که در راه است!
(قسمت دوم)
✍️ سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ از روز یکشنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۹، اکران اینترنتی فیلم خروجِ ابراهیم حاتمیکیا آغاز خواهد شد. در قسمت اول این مطلب که همزمان با اکران فیلم، در جشنواره فیلم فجر، منتشر شد (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/306) بیان شد که نشانهشناسی این فیلم بیانگر آن است که به احتمال فراوان، رحمت بخشی همان میرحسین موسوی است.
✅ جدا از نشانههایی چون مچبند سبز رحمت بخشی؛ 20 سال کنارهگیری رحمت بخشی (بخوانید 20 سال کنارهگیری میرحسین موسوی)؛ نقشی که رحمت بخشی در بردن جوانان دِه به جنگ داشته است (بخوانید نقشی که میرحسین در دورانِ جنگ ایفا کرده است)؛ تغییراتی که در رحمت بخشی در فرایند اعتراض رخ میدهد (بخوانید تغییراتی که در میرحسین موسوی از خرداد 1388 ایجاد میشود)؛ این فیلم و دیالوگهای آن را اگر با دقت ببینید تردیدی باقی نمیماند که رحمت بخشیِ ابراهیم حاتمیکیا در فیلمِ خروج، همان میرحسین موسوی است؛ که بیانیهی او درباره اعتراضات آبانماه 1398، آخرین سخنان او پیش از خروج کامل است؛ میرحسینی که پس از یک دهه حصر، با ذکاوتِ ابراهیم حاتمیکیا و با سرمایهی موسسهای هنری وابسته به سپاه پاسداران! بر پردهی سینما به تصویر کشیده شده است.
✅ در سکانسهای آغازین فیلم، رحمت بخشی (بخوانید میرحسین موسوی) دیالوگی ماندگار خطاب به رئیسجمهور روحانی دارد (بنگرید به فیلم پیوست)؛ فردی که در مزرعهی رحمت بخشی (بخوانید پایگاه رای میرحسین موسوی) نشست و توجه نکرد که پنبهها (بخوانید اعتماد و سرمایهی اجتماعی مردم) ناز دارند و اگر به آن توجه نکنی خواهند مرد.
✅ این فیلم را در این ایام کوتاه حصر خانگی، که طاقت همهمان را طاق کرده است، حتماً ببینید و به یاد مرد و زنِ ایرانگرایی باشید که بیش از یک دهه است در حصر خانگی ماندهاند؛ اما عهدی را که با ما بستند نگسستند.
✅ ای کاش آنان که باید صدای خروج را بشنوند، پیش از آنکه دیر شود، بشنوند.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
(قسمت دوم)
✍️ سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
✅ از روز یکشنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۹، اکران اینترنتی فیلم خروجِ ابراهیم حاتمیکیا آغاز خواهد شد. در قسمت اول این مطلب که همزمان با اکران فیلم، در جشنواره فیلم فجر، منتشر شد (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/306) بیان شد که نشانهشناسی این فیلم بیانگر آن است که به احتمال فراوان، رحمت بخشی همان میرحسین موسوی است.
✅ جدا از نشانههایی چون مچبند سبز رحمت بخشی؛ 20 سال کنارهگیری رحمت بخشی (بخوانید 20 سال کنارهگیری میرحسین موسوی)؛ نقشی که رحمت بخشی در بردن جوانان دِه به جنگ داشته است (بخوانید نقشی که میرحسین در دورانِ جنگ ایفا کرده است)؛ تغییراتی که در رحمت بخشی در فرایند اعتراض رخ میدهد (بخوانید تغییراتی که در میرحسین موسوی از خرداد 1388 ایجاد میشود)؛ این فیلم و دیالوگهای آن را اگر با دقت ببینید تردیدی باقی نمیماند که رحمت بخشیِ ابراهیم حاتمیکیا در فیلمِ خروج، همان میرحسین موسوی است؛ که بیانیهی او درباره اعتراضات آبانماه 1398، آخرین سخنان او پیش از خروج کامل است؛ میرحسینی که پس از یک دهه حصر، با ذکاوتِ ابراهیم حاتمیکیا و با سرمایهی موسسهای هنری وابسته به سپاه پاسداران! بر پردهی سینما به تصویر کشیده شده است.
✅ در سکانسهای آغازین فیلم، رحمت بخشی (بخوانید میرحسین موسوی) دیالوگی ماندگار خطاب به رئیسجمهور روحانی دارد (بنگرید به فیلم پیوست)؛ فردی که در مزرعهی رحمت بخشی (بخوانید پایگاه رای میرحسین موسوی) نشست و توجه نکرد که پنبهها (بخوانید اعتماد و سرمایهی اجتماعی مردم) ناز دارند و اگر به آن توجه نکنی خواهند مرد.
✅ این فیلم را در این ایام کوتاه حصر خانگی، که طاقت همهمان را طاق کرده است، حتماً ببینید و به یاد مرد و زنِ ایرانگرایی باشید که بیش از یک دهه است در حصر خانگی ماندهاند؛ اما عهدی را که با ما بستند نگسستند.
✅ ای کاش آنان که باید صدای خروج را بشنوند، پیش از آنکه دیر شود، بشنوند.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
attach 📎
✳️«بیماری و مرگ میلیون ها ایرانی» یا «شورش میلیون ها ایرانی گرسنه»؟✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ بازی مبتذلِ انتخابِ بین بد و بدتر به مرحلهی انتخابِ بین بدترین و فاجعه رسیده است و این بار بین «بیماری و مرگ میلیون ها ایرانی» یا «شورش میلیون ها ایرانی گرسنه» دست به انتخاب میزنند.
✅ طبیعی است که در این دوگانهی خودساخته، انتخابِ نظام سیاسی، بیماری و مرگ ایرانیان است؛ چرا که ایرانیِ بیمار و مرده تاب و توان اعتراض و به خطر انداختن قدرت سیاسی مسلط را ندارد، اما گرسنگان، قدرتهای سیاسی را جابجا میکنند.
✅ انتخاب های فراوانی بین این دو وجود دارد که برگزیدن آنها نیازمند گذر از توهمات و منافع سیاسی و ایدئولوژیکی است که روزگار این سرزمین و مردمانش را سیاه کرده است؛ همه ی آنها را واگذاشتهاند و به تبلیغ این نشستهاند که گریزی از انتخابِ بین این دو نیست و طرح هایی مضحک به نام فاصلهگذاری اجتماعی و فاصلهگذاری هوشمند - که خودشان نیز میدانند توانایی و صلاحیت اجرای آنها را ندارند - را هم علم کردهاند که بگویند سلامت مردم نیز برایشان مهم است.
✅ اگر وارد بازی انتخابِ بین بد و بدتر شدید ناگزیر به قربانی کردن تمام اصول انسانی و اخلاقی میشوید و در پایان، علاوه بر آنکه همه چیز را از دست دادهاید دیگر هیچ تفاوت معناداری نیز بین گزینههای انتخابی وجود ندارد.
✅ این تمام داستان تلخی است که امروز تجربه میکنیم؛ و درس بزرگی که باید از آن بیاموزیم این است که میتوان بازیچه چنین انتخاب های مبتذلی نشد و عدم انتخاب، اگر انتخاب بین بد و بدترباشد، خود گزینهای رهایی بخش است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ بازی مبتذلِ انتخابِ بین بد و بدتر به مرحلهی انتخابِ بین بدترین و فاجعه رسیده است و این بار بین «بیماری و مرگ میلیون ها ایرانی» یا «شورش میلیون ها ایرانی گرسنه» دست به انتخاب میزنند.
✅ طبیعی است که در این دوگانهی خودساخته، انتخابِ نظام سیاسی، بیماری و مرگ ایرانیان است؛ چرا که ایرانیِ بیمار و مرده تاب و توان اعتراض و به خطر انداختن قدرت سیاسی مسلط را ندارد، اما گرسنگان، قدرتهای سیاسی را جابجا میکنند.
✅ انتخاب های فراوانی بین این دو وجود دارد که برگزیدن آنها نیازمند گذر از توهمات و منافع سیاسی و ایدئولوژیکی است که روزگار این سرزمین و مردمانش را سیاه کرده است؛ همه ی آنها را واگذاشتهاند و به تبلیغ این نشستهاند که گریزی از انتخابِ بین این دو نیست و طرح هایی مضحک به نام فاصلهگذاری اجتماعی و فاصلهگذاری هوشمند - که خودشان نیز میدانند توانایی و صلاحیت اجرای آنها را ندارند - را هم علم کردهاند که بگویند سلامت مردم نیز برایشان مهم است.
✅ اگر وارد بازی انتخابِ بین بد و بدتر شدید ناگزیر به قربانی کردن تمام اصول انسانی و اخلاقی میشوید و در پایان، علاوه بر آنکه همه چیز را از دست دادهاید دیگر هیچ تفاوت معناداری نیز بین گزینههای انتخابی وجود ندارد.
✅ این تمام داستان تلخی است که امروز تجربه میکنیم؛ و درس بزرگی که باید از آن بیاموزیم این است که میتوان بازیچه چنین انتخاب های مبتذلی نشد و عدم انتخاب، اگر انتخاب بین بد و بدترباشد، خود گزینهای رهایی بخش است.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
پایداری ملی و حکمرانی.pdf
1.9 MB
✍️ پایداری ملی و توسعه
محسن رنانی
این روزها به علت درگیری در برنامه مطالعاتی «شاخص توسعه ملی» که در «پویش فکری توسعه» تعریف کردهایم، گزارشهای مختلفی را در زمینه شاخصهای توسعه ایران دیده ام. یکی از بهترین این گزارشها که در این ایام دیدهام، گزارشی است که مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۷ با عنوان «پایداری ملی و سیستمهای حکمرانی» منتشر کرده است (ظاهرا این گزارش بعد از مدتی از سایت رسمی این مرکز حذف شده است). امروز که مطالعه این گزارش را تمام کردم، تصمیم گرفتم آن را برای ایرانیان علاقهمند به مساله توسعه ملی، معرفی کنم.
وضعیت امروز ایران را از نظر پایداری یا همان توانایی ماندگاری سیستم، که پیش شرط توسعه است، به شیوههای مختلفی میتوان تحلیل کرد. اما تحلیل این شرایط در یک چارچوب تحلیلی جمعوجور و شفاف و همه فهم، کار دشواری است. به نظرم این گزارش، خیلی ساده، روشن و بیپرده، لوازم پایداری و ریشههای بحرانهای کنونی ایران را تحلیل کرده است. این که بتوانیم وضعیت کلی نظام سیاسی-اجتماعی ایران و ریشههای آن را در قالب یک ......
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/-06-04-774
محسن رنانی
این روزها به علت درگیری در برنامه مطالعاتی «شاخص توسعه ملی» که در «پویش فکری توسعه» تعریف کردهایم، گزارشهای مختلفی را در زمینه شاخصهای توسعه ایران دیده ام. یکی از بهترین این گزارشها که در این ایام دیدهام، گزارشی است که مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۷ با عنوان «پایداری ملی و سیستمهای حکمرانی» منتشر کرده است (ظاهرا این گزارش بعد از مدتی از سایت رسمی این مرکز حذف شده است). امروز که مطالعه این گزارش را تمام کردم، تصمیم گرفتم آن را برای ایرانیان علاقهمند به مساله توسعه ملی، معرفی کنم.
وضعیت امروز ایران را از نظر پایداری یا همان توانایی ماندگاری سیستم، که پیش شرط توسعه است، به شیوههای مختلفی میتوان تحلیل کرد. اما تحلیل این شرایط در یک چارچوب تحلیلی جمعوجور و شفاف و همه فهم، کار دشواری است. به نظرم این گزارش، خیلی ساده، روشن و بیپرده، لوازم پایداری و ریشههای بحرانهای کنونی ایران را تحلیل کرده است. این که بتوانیم وضعیت کلی نظام سیاسی-اجتماعی ایران و ریشههای آن را در قالب یک ......
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/-06-04-774
✳️ ایرانگرایی و آخرین پادشاه ایران ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ میتوان ایرانگرایی سیاستمداران را با دو معیار به قضاوت نشست: نخست رویایی که برای ساکنان این سرزمین در سر میپرورانند و دوم نحوهی تلاش و عملکردشان در طول دوران زندگی برای تحقق آن رویا.
✅ هرچه رویاهای یک سیاستمدار به رویایِ ملّی (رویایی که مورد توافق تمامی ساکنان این سرزمین است) نزدیکتر باشد و هرچه در دوران زندگی اثرگذاری بیشتری برای حرکت به سمت تحقق این رویا داشته باشد میتوان بیان کرد که آن سیاستمدار در جرگهی سیاستمداران ایرانگرا بوده و احتمالاً در حافظهی جمعی ساکنان آن سرزمین باقی خواهد ماند.
✅ امروز 5 مرداد سالروز درگذشت محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران است؛ به نظر میرسد اگر با دو معیار فوق به او و حاکمان همردهی پیش و پس از او بنگریم درکی واقعگرایانهتر نسبت به این شخصیت سیاسی ایران معاصر به دست خواهیم آورد.
✅ دوست داشته باشیم یا خیر، ایران و سرنوشت ایرانیان دال مرکزی گفتمانی است که میتوان از سخنان و گفتگوهای او استخراج کرد؛ گفتمانی ایرانگرا، که در حاکمان همردهی پیش و پس از او اگر نگوییم بیسابقه اما کم سابقه است. ایرانی که او تحویل گرفت و در سال 1357 از آن خارج شد نیز به روایت آمار و دادههای تاریخی مشخص است و از این منظر میتوان گفت که در دوران حکومت او حرکتی مثبت و روبهجلو برای تحقق رویایِ ملّی رقم خورد.
✅ ناگفته پیداست که این سخن به معنای نادیده گرفتن ضعفها و خطاهای بزرگ او، از قبیل نحوهی تعامل او با دکتر محمد مصدق، یا تایید نظام پادشاهی نیست؛ اما هرچه بود میتوان محمد رضا پهلوی را ذیل جریان گستردهی ایرانگرا تعریف کرد؛ جریانی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی خاکستری به شخصیتهای تاریخی این سرزمین است؛ چرا که نگاهی سیاه و سفید به این شخصیتها نه تنها با واقعیتهای تاریخی و علمی منطبق نیست بلکه شکافهایی ترمیمناپذیر را در این جریان پدید میآورد که تنها به سود جریانهایی است که در دغدغهمندی آنها برای آیندهی ایرانیان تردیدهایی جدی وجود دارد.
#ایران_گرایی
#رویای_ملی
#محمد_رضا_پهلوی
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ میتوان ایرانگرایی سیاستمداران را با دو معیار به قضاوت نشست: نخست رویایی که برای ساکنان این سرزمین در سر میپرورانند و دوم نحوهی تلاش و عملکردشان در طول دوران زندگی برای تحقق آن رویا.
✅ هرچه رویاهای یک سیاستمدار به رویایِ ملّی (رویایی که مورد توافق تمامی ساکنان این سرزمین است) نزدیکتر باشد و هرچه در دوران زندگی اثرگذاری بیشتری برای حرکت به سمت تحقق این رویا داشته باشد میتوان بیان کرد که آن سیاستمدار در جرگهی سیاستمداران ایرانگرا بوده و احتمالاً در حافظهی جمعی ساکنان آن سرزمین باقی خواهد ماند.
✅ امروز 5 مرداد سالروز درگذشت محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران است؛ به نظر میرسد اگر با دو معیار فوق به او و حاکمان همردهی پیش و پس از او بنگریم درکی واقعگرایانهتر نسبت به این شخصیت سیاسی ایران معاصر به دست خواهیم آورد.
✅ دوست داشته باشیم یا خیر، ایران و سرنوشت ایرانیان دال مرکزی گفتمانی است که میتوان از سخنان و گفتگوهای او استخراج کرد؛ گفتمانی ایرانگرا، که در حاکمان همردهی پیش و پس از او اگر نگوییم بیسابقه اما کم سابقه است. ایرانی که او تحویل گرفت و در سال 1357 از آن خارج شد نیز به روایت آمار و دادههای تاریخی مشخص است و از این منظر میتوان گفت که در دوران حکومت او حرکتی مثبت و روبهجلو برای تحقق رویایِ ملّی رقم خورد.
✅ ناگفته پیداست که این سخن به معنای نادیده گرفتن ضعفها و خطاهای بزرگ او، از قبیل نحوهی تعامل او با دکتر محمد مصدق، یا تایید نظام پادشاهی نیست؛ اما هرچه بود میتوان محمد رضا پهلوی را ذیل جریان گستردهی ایرانگرا تعریف کرد؛ جریانی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی خاکستری به شخصیتهای تاریخی این سرزمین است؛ چرا که نگاهی سیاه و سفید به این شخصیتها نه تنها با واقعیتهای تاریخی و علمی منطبق نیست بلکه شکافهایی ترمیمناپذیر را در این جریان پدید میآورد که تنها به سود جریانهایی است که در دغدغهمندی آنها برای آیندهی ایرانیان تردیدهایی جدی وجود دارد.
#ایران_گرایی
#رویای_ملی
#محمد_رضا_پهلوی
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
✳️ مسالهی جانشینی در ایران ✳️
(قسمت اول: دیباچه)
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ ماکس وبر، جامعهشناس سرشناس آلمانی، معتقد بود که در جهان مدرن تنها الگوی غالب اقتدار، اقتدار عقلانی – قانونی است و اشکال دیگر اقتدار از قبیل اقتدار کاریزماتیک (الگوهای مبتنی بر رهبرانی کاریزماتیک) و اقتدار سنتی (الگوهای مبتنی بر سنتها، به عنوان مثال جانشینی پسر به جای پدر) در نهایت گریزی از حرکت به سمت اقتدار عقلانی قانونی ندارند. شاید بتوان علت این امر را در آن دانست که نظامهای عقلانی – قانونی، از توانمندی بیشتری برای مواجهه با پیچیدگیهای روزافزون جهان مدرن برخوردارند؛ و همین توانمندی این نظامها در مقایسه با الگوی سنتی، در نهایت سبب انقراض نظامهای سیاسی مبتنی بر اقتدار سنتی و تبدیل شدن اقتدار عقلانی – قانونی به شکل غالب اقتدار در جهان مدرن میشود.
✅ وبر، اقتدار کاریزماتیک را اقتداری گذرا میدانست که با مرگ رهبر کاریزماتیک به پایان رسیده و نظامِ سیاسیِ مبتنی بر این نوع اقتدار، گریزی از حرکت به سمت اقتدار سنتی یا اقتدار عقلانی قانونی نخواهد داشت.
✅ اگر اقتدار آیتالله خمینی در دههی نخست انقلاب را از نوع اقتدار کاریزماتیک بدانیم، که شواهد تاریخی تایید کنندهی این امر است، در خرداد 1368 و با درگذشت او، نظام سیاسی، ناگزیر از حرکت به سمت یکی از دو شکل دیگر اقتدار بود؛ اما این موضوع در آن سال به دو دلیل مهم تعیین تکلیف نشد و جمهوری اسلامی همچنان تا به امروز در دو راهی حرکت به سمت اقتدار سنتی یا اقتدار عقلانی – قانونی باقی مانده است. دلیل نخست، ضعفِ بیتِ آیتالله خمینی بود؛ که در تمامی سالهای رهبری او، علیرغم نقش مهمی که احمد خمینی در مناسبات سیاسی بازی میکرد هیچگاه تبدیل به نهادی اثرگذار در عرصهی سیاسی ایران نشد و به همین دلیل نتوانست در هنگامهی انتخاب رهبر جدید نظام، بازیگری فعال باشد. دلیل دوم، دوپاره بودن ساخت قدرت سیاسی در ایران بود؛ به این معنا که در نظام جمهوری اسلامی، علیرغم نظارت حداکثری نهادهای انتصابی بر انتخاباتها، لزوماً فرد مورد نظر رهبر نظام سیاسی بر مسند مهمترین مقامهای به ظاهر انتخابی تکیه نمیزند؛ بماند که آیتالله خمینی نیز در این امور چندان دخالتی نمیکرد. این دو دلیل سبب شد که در 14 خرداد 1368 با ائتلاف روسای نهادهای به ظاهر انتخابی، جانشین رهبری نظام، خارج از بیت آیتالله خمینی انتخاب شود. اما این موضوع اگرچه سبب شد که نظام سیاسی به سمت اقتدار سنتی (جانشینی پسر به جای پدر) حرکت نکند ولی مسالهی حرکتِ نظامِ سیاسی به سمت اقتدار عقلانی قانونی را نیز حل نکرد؛ چرا که نهاد رهبری، خود نمایندهی اقتدار سنتی در نظام سیاسی بود و این نهاد استمرار یافت.
✅ در شرایط کنونی دو عامل فوق برطرف شده است و به نظر میرسد که زمینه و چینش قدرتهای اقتصادی و سیاسی برای حرکت جمهوری اسلامی به سمت اقتدار سنتی در مقایسه با اقتدار عقلانی- قانونی فراهمتر است. به عبارتی بیت رهبر کنونی نظام از نظر قدرت سیاسی و اقتصادی با بیت آیتالله خمینی قابل مقایسه نیست و در چند دههی گذشته، خود تبدیل به بازیگری قدرتمند، ورای سایر قوای نظام جمهوری اسلامی شده است. از سوی دیگر سایر بخشهای نظام سیاسی از قبیل قوهی قضاییه، قوهی مقننه، مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به نظر میرسد که در هماهنگی کامل با بیت رهبری کنونی نظام قرار دارند و در این بین تنها یک مانع برای حرکت نظام سیاسی به سمت اقتدار سنتی (در شکل جانشینی پسر به جای پدر) وجود دارد و آن ریاست قوهی مجریه یا دولت است؛ که بواسطهی عملکرد ضعیف حسن روحانی و بروز و ظهور بحرانهای انباشت شده در چند دههی گذشته در دوران ریاست جمهوری او، به شدت اعتبارزدایی شده و به احتمال فراوان با آمار پایین مشارکت سیاسی در انتخابات خرداد 1400، همانند انتخابات مجلس شورای اسلامی، این مسند نیز در اختیار فردی نزدیک به بیت رهبری قرار خواهد گرفت.
✅ مجموع این شرایط باعث میشود که قدرت بیت رهبر کنونی نظام در شرایط درگذشت وی به شدت افزایش یافته و به احتمال فراوان شکل اقتدار در نظام سیاسی کنونی به سمت اقتدار سنتی (در شکل جانشینی پسر به جای پدر) حرکت کند.
ادامه دارد ...
#مساله_جانشینی
#ماکس_وبر
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
(قسمت اول: دیباچه)
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.me/SIAGS
✅ ماکس وبر، جامعهشناس سرشناس آلمانی، معتقد بود که در جهان مدرن تنها الگوی غالب اقتدار، اقتدار عقلانی – قانونی است و اشکال دیگر اقتدار از قبیل اقتدار کاریزماتیک (الگوهای مبتنی بر رهبرانی کاریزماتیک) و اقتدار سنتی (الگوهای مبتنی بر سنتها، به عنوان مثال جانشینی پسر به جای پدر) در نهایت گریزی از حرکت به سمت اقتدار عقلانی قانونی ندارند. شاید بتوان علت این امر را در آن دانست که نظامهای عقلانی – قانونی، از توانمندی بیشتری برای مواجهه با پیچیدگیهای روزافزون جهان مدرن برخوردارند؛ و همین توانمندی این نظامها در مقایسه با الگوی سنتی، در نهایت سبب انقراض نظامهای سیاسی مبتنی بر اقتدار سنتی و تبدیل شدن اقتدار عقلانی – قانونی به شکل غالب اقتدار در جهان مدرن میشود.
✅ وبر، اقتدار کاریزماتیک را اقتداری گذرا میدانست که با مرگ رهبر کاریزماتیک به پایان رسیده و نظامِ سیاسیِ مبتنی بر این نوع اقتدار، گریزی از حرکت به سمت اقتدار سنتی یا اقتدار عقلانی قانونی نخواهد داشت.
✅ اگر اقتدار آیتالله خمینی در دههی نخست انقلاب را از نوع اقتدار کاریزماتیک بدانیم، که شواهد تاریخی تایید کنندهی این امر است، در خرداد 1368 و با درگذشت او، نظام سیاسی، ناگزیر از حرکت به سمت یکی از دو شکل دیگر اقتدار بود؛ اما این موضوع در آن سال به دو دلیل مهم تعیین تکلیف نشد و جمهوری اسلامی همچنان تا به امروز در دو راهی حرکت به سمت اقتدار سنتی یا اقتدار عقلانی – قانونی باقی مانده است. دلیل نخست، ضعفِ بیتِ آیتالله خمینی بود؛ که در تمامی سالهای رهبری او، علیرغم نقش مهمی که احمد خمینی در مناسبات سیاسی بازی میکرد هیچگاه تبدیل به نهادی اثرگذار در عرصهی سیاسی ایران نشد و به همین دلیل نتوانست در هنگامهی انتخاب رهبر جدید نظام، بازیگری فعال باشد. دلیل دوم، دوپاره بودن ساخت قدرت سیاسی در ایران بود؛ به این معنا که در نظام جمهوری اسلامی، علیرغم نظارت حداکثری نهادهای انتصابی بر انتخاباتها، لزوماً فرد مورد نظر رهبر نظام سیاسی بر مسند مهمترین مقامهای به ظاهر انتخابی تکیه نمیزند؛ بماند که آیتالله خمینی نیز در این امور چندان دخالتی نمیکرد. این دو دلیل سبب شد که در 14 خرداد 1368 با ائتلاف روسای نهادهای به ظاهر انتخابی، جانشین رهبری نظام، خارج از بیت آیتالله خمینی انتخاب شود. اما این موضوع اگرچه سبب شد که نظام سیاسی به سمت اقتدار سنتی (جانشینی پسر به جای پدر) حرکت نکند ولی مسالهی حرکتِ نظامِ سیاسی به سمت اقتدار عقلانی قانونی را نیز حل نکرد؛ چرا که نهاد رهبری، خود نمایندهی اقتدار سنتی در نظام سیاسی بود و این نهاد استمرار یافت.
✅ در شرایط کنونی دو عامل فوق برطرف شده است و به نظر میرسد که زمینه و چینش قدرتهای اقتصادی و سیاسی برای حرکت جمهوری اسلامی به سمت اقتدار سنتی در مقایسه با اقتدار عقلانی- قانونی فراهمتر است. به عبارتی بیت رهبر کنونی نظام از نظر قدرت سیاسی و اقتصادی با بیت آیتالله خمینی قابل مقایسه نیست و در چند دههی گذشته، خود تبدیل به بازیگری قدرتمند، ورای سایر قوای نظام جمهوری اسلامی شده است. از سوی دیگر سایر بخشهای نظام سیاسی از قبیل قوهی قضاییه، قوهی مقننه، مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به نظر میرسد که در هماهنگی کامل با بیت رهبری کنونی نظام قرار دارند و در این بین تنها یک مانع برای حرکت نظام سیاسی به سمت اقتدار سنتی (در شکل جانشینی پسر به جای پدر) وجود دارد و آن ریاست قوهی مجریه یا دولت است؛ که بواسطهی عملکرد ضعیف حسن روحانی و بروز و ظهور بحرانهای انباشت شده در چند دههی گذشته در دوران ریاست جمهوری او، به شدت اعتبارزدایی شده و به احتمال فراوان با آمار پایین مشارکت سیاسی در انتخابات خرداد 1400، همانند انتخابات مجلس شورای اسلامی، این مسند نیز در اختیار فردی نزدیک به بیت رهبری قرار خواهد گرفت.
✅ مجموع این شرایط باعث میشود که قدرت بیت رهبر کنونی نظام در شرایط درگذشت وی به شدت افزایش یافته و به احتمال فراوان شکل اقتدار در نظام سیاسی کنونی به سمت اقتدار سنتی (در شکل جانشینی پسر به جای پدر) حرکت کند.
ادامه دارد ...
#مساله_جانشینی
#ماکس_وبر
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
می گویند یک شیرین عقلی، شیطانکی پارچه ای ساخت مگر بچه هایِ فضولِ محل را ترسانده، بتاراند. چنان مخوف در آمد که خودش زهره ترک شد.
حالا، حکایت فدوی است. این توئیت لامصب را زده ام شاید قضا قورتکی به دست آنکه باید برسد و بخواند و چاره کند. او که نمی خواند. عوضش، حالا هی راه به راه، خودم یاد قیاس خسارت که می افتم، آه از نهادم بلند می شود. غصه، امان نمی دهد!
لاحول ولا قوّة الا بالله!
برگرفته شده از:
https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
حالا، حکایت فدوی است. این توئیت لامصب را زده ام شاید قضا قورتکی به دست آنکه باید برسد و بخواند و چاره کند. او که نمی خواند. عوضش، حالا هی راه به راه، خودم یاد قیاس خسارت که می افتم، آه از نهادم بلند می شود. غصه، امان نمی دهد!
لاحول ولا قوّة الا بالله!
برگرفته شده از:
https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️ آقا و آقازادگی در ایران ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
توضیح: این یاداشت در روزنامه همشهری سهشنبه 14 مرداد 1399 منتشر شده است.
https://b2n.ir/647827
✅ در حوزهی سیاسی ایران، فرزندِ آقا را آقازاده مینامند؛ و آقا، فردی دارای مسند سیاسی است که هرچه این مسند در سلسله مراتب نظم سیاسی بالاتر باشد آقابودگی آن بیشتر خواهد شد. آقا در فرهنگ سیاسی کنونی ایران فردی است که بواسطهی جایگاه سیاسی خود میتواند مافوق قانون قرار گرفته یا به روشهای مختلف اصول و ضوابط قانونی را دور زده یا معلق کند. هر چه آقابودگی فرد بیشتر باشد (یعنی جایگاه سیاسی او در سلسله مراتب نظم سیاسی بالاتر باشد) توان بیشتری برای تعطیل کردن بخشهای بیشتری از قانون خواهد داشت. طبیعی است که نزدیکان چنین فردی ( چه نسبی و چه سببی) میتوانند با بهرهگیری از این توانِ آقا، آن را به منابع گوناگون اقتصادی و سیاسی تبدیل کنند و درست در همین جاست که پدیدهای به نام آقازاده متولد میشود. پدیدهای که همانطور که بیان شد نتیجهی ضعف های قانونی و ناکارآمدی یک ساخت سیاسی در کنترل و تنظیم رفتار افراد جایگیر شده در نقشهای سیاسی برای عمل در چارچوب قانون است.
✅ در یک نظام حکمرانی، فراوان بودن آقا و آقازاده به معنای فوق یکی از نشانههای آشکار ناکارآمدی آن نظام است؛ چرا که نشان میدهد سیستم حکمرانی به گونهای طراحی شده است که میتوان از جایگاههای سیاسی در سطوح گوناگون، برای تعطیل یا معلق کردن قانون بهره جست و هنگامی که این امکان فراهم شد، نظام حکمرانی که باید در خدمت تامین منافع تمامی آحاد یک ملت باشد به تسخیر گروهی اندک در خواهد آمد و ابزار تامین منافع سیاسی و اقتصادی آقاها و آقازادههای آنها میشود.
✅ منتهای آمال و آرزوهای یک آقازاده در اختیار گرفتن جایگاه آقا و در صورت امکان فراتر رفتن از آن است چرا که این امر منبعی را در اختیار او قرار خواهد داد که به تولید ثروت و قدرت هرچه بیشتر منتهی میشود و اینجاست که یک نظم انتخابی یا نسبتاً انتخابی رفته رفته به نظمی موروثی تبدیل میشود که آقازاده در پی آقا بر جایگاه او تکیه خواهد زد.
✅ نظمهای مولد آقا و آقازاده عموماً نظمهایی ناپایدارند یعنی از آنرو که بواسطهی تعطیل یا تعلیق مکرر قانون، دچار آسیبهایی میشوند که آنها را از تامین نیازهای بنیادین جامعه ناتوان میکند، به مرور زمان اعتماد و سرمایهی اجتماعی جامعه نسبت به خود را از دست خواهند داد و آقاها و آقازادهها در چنین شرایطی، رفته رفته، موضوع نفرت جامعه خواهند شد؛ چرا که نمادی از نظمی ناکارآمد و ناعادلانهاند که دشواریهای اقتصادی و اجتماعی گوناگونی را بر بخشهای وسیعی از جامعه تحمیل میکند.
✅ اینکه در چنین شرایطی چه باید کرد و جامعهی درافتاده در دامن آقا و آقازادگی را چگونه باید به سمت جامعهای هدایت کرد که در آن مقامهای سیاسی امکان تعطیل یا تعلیق کردن قانون در راستای تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود را نداشته باشند (به عبارتی سازوکار مولد آقابودگی در آن کنترل شده باشد) و شایستگی (و نه آقازاده بودن) معیار انتخاب افراد برای حضور در نقشهای گوناگون نظام سیاسی باشد پرسشی است که پاسخی سهل و ممتنع دارد. از یک سو مشخص است که باید سازوکارهای مولد آقا و آقازادگی را اصلاح کرد و از سوی دیگر اصلاح این سازوکارها در دست آقا و آقازادگانی است که منفعتی در اصلاح آن ندارند. اینجاست که جامعه، رفته رفته به دو پاره یا به دو قطب تقسیم میشود در یک سو اکثریتی از جامعه که از امتیازهای آقا و آقازاده بودن بیبهره است و تنها بار مسائل تصمیمهای آنها را بر دوش میکشد و در سوی دیگر آقا و آقازادگانی که به دشواری تن به اصلاح سازوکارها میدهند و هرچه پیشتر میروند بر اتکای خود به منابع سخت قدرت میافزایند، منابعی که با استفادهی بیرویه به مرور زمان مستهلک شده و در نهایت از میزان اثرگذاری آن در برابر جامعه کاسته خواهد شد.
✅ درسی که جامعهی ایرانی باید از داستان امروز آقا و آقازادهها برای فردای خود بیاموزد آن است که مهمتر از زندگی لاکچری برخی آقازادگان که کمترین قرابتی با شعارها و سخنان پدرانشان ندارد و سودای قدرت سیاسی که برخی آقازادگان در ذهن میپرورانند جامعهی ایرانی نیازمند سامانی است که در آن افراد در قدرت، امکان تعلیق و تعطیل قانون را نداشته باشند و شایستگی تنها معیار مطرح برای جایگیر شدن افراد در نقشهای گوناگون نظم سیاسی باشد. مطمئناً در آن روز داستان آقا و آقازادگی همانند بسیاری دیگر از داستانهای این سرزمین به تاریخ خواهد پیوست.
#آقا
#آقازاده
#حکمرانی_ناکارآمد
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
توضیح: این یاداشت در روزنامه همشهری سهشنبه 14 مرداد 1399 منتشر شده است.
https://b2n.ir/647827
✅ در حوزهی سیاسی ایران، فرزندِ آقا را آقازاده مینامند؛ و آقا، فردی دارای مسند سیاسی است که هرچه این مسند در سلسله مراتب نظم سیاسی بالاتر باشد آقابودگی آن بیشتر خواهد شد. آقا در فرهنگ سیاسی کنونی ایران فردی است که بواسطهی جایگاه سیاسی خود میتواند مافوق قانون قرار گرفته یا به روشهای مختلف اصول و ضوابط قانونی را دور زده یا معلق کند. هر چه آقابودگی فرد بیشتر باشد (یعنی جایگاه سیاسی او در سلسله مراتب نظم سیاسی بالاتر باشد) توان بیشتری برای تعطیل کردن بخشهای بیشتری از قانون خواهد داشت. طبیعی است که نزدیکان چنین فردی ( چه نسبی و چه سببی) میتوانند با بهرهگیری از این توانِ آقا، آن را به منابع گوناگون اقتصادی و سیاسی تبدیل کنند و درست در همین جاست که پدیدهای به نام آقازاده متولد میشود. پدیدهای که همانطور که بیان شد نتیجهی ضعف های قانونی و ناکارآمدی یک ساخت سیاسی در کنترل و تنظیم رفتار افراد جایگیر شده در نقشهای سیاسی برای عمل در چارچوب قانون است.
✅ در یک نظام حکمرانی، فراوان بودن آقا و آقازاده به معنای فوق یکی از نشانههای آشکار ناکارآمدی آن نظام است؛ چرا که نشان میدهد سیستم حکمرانی به گونهای طراحی شده است که میتوان از جایگاههای سیاسی در سطوح گوناگون، برای تعطیل یا معلق کردن قانون بهره جست و هنگامی که این امکان فراهم شد، نظام حکمرانی که باید در خدمت تامین منافع تمامی آحاد یک ملت باشد به تسخیر گروهی اندک در خواهد آمد و ابزار تامین منافع سیاسی و اقتصادی آقاها و آقازادههای آنها میشود.
✅ منتهای آمال و آرزوهای یک آقازاده در اختیار گرفتن جایگاه آقا و در صورت امکان فراتر رفتن از آن است چرا که این امر منبعی را در اختیار او قرار خواهد داد که به تولید ثروت و قدرت هرچه بیشتر منتهی میشود و اینجاست که یک نظم انتخابی یا نسبتاً انتخابی رفته رفته به نظمی موروثی تبدیل میشود که آقازاده در پی آقا بر جایگاه او تکیه خواهد زد.
✅ نظمهای مولد آقا و آقازاده عموماً نظمهایی ناپایدارند یعنی از آنرو که بواسطهی تعطیل یا تعلیق مکرر قانون، دچار آسیبهایی میشوند که آنها را از تامین نیازهای بنیادین جامعه ناتوان میکند، به مرور زمان اعتماد و سرمایهی اجتماعی جامعه نسبت به خود را از دست خواهند داد و آقاها و آقازادهها در چنین شرایطی، رفته رفته، موضوع نفرت جامعه خواهند شد؛ چرا که نمادی از نظمی ناکارآمد و ناعادلانهاند که دشواریهای اقتصادی و اجتماعی گوناگونی را بر بخشهای وسیعی از جامعه تحمیل میکند.
✅ اینکه در چنین شرایطی چه باید کرد و جامعهی درافتاده در دامن آقا و آقازادگی را چگونه باید به سمت جامعهای هدایت کرد که در آن مقامهای سیاسی امکان تعطیل یا تعلیق کردن قانون در راستای تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود را نداشته باشند (به عبارتی سازوکار مولد آقابودگی در آن کنترل شده باشد) و شایستگی (و نه آقازاده بودن) معیار انتخاب افراد برای حضور در نقشهای گوناگون نظام سیاسی باشد پرسشی است که پاسخی سهل و ممتنع دارد. از یک سو مشخص است که باید سازوکارهای مولد آقا و آقازادگی را اصلاح کرد و از سوی دیگر اصلاح این سازوکارها در دست آقا و آقازادگانی است که منفعتی در اصلاح آن ندارند. اینجاست که جامعه، رفته رفته به دو پاره یا به دو قطب تقسیم میشود در یک سو اکثریتی از جامعه که از امتیازهای آقا و آقازاده بودن بیبهره است و تنها بار مسائل تصمیمهای آنها را بر دوش میکشد و در سوی دیگر آقا و آقازادگانی که به دشواری تن به اصلاح سازوکارها میدهند و هرچه پیشتر میروند بر اتکای خود به منابع سخت قدرت میافزایند، منابعی که با استفادهی بیرویه به مرور زمان مستهلک شده و در نهایت از میزان اثرگذاری آن در برابر جامعه کاسته خواهد شد.
✅ درسی که جامعهی ایرانی باید از داستان امروز آقا و آقازادهها برای فردای خود بیاموزد آن است که مهمتر از زندگی لاکچری برخی آقازادگان که کمترین قرابتی با شعارها و سخنان پدرانشان ندارد و سودای قدرت سیاسی که برخی آقازادگان در ذهن میپرورانند جامعهی ایرانی نیازمند سامانی است که در آن افراد در قدرت، امکان تعلیق و تعطیل قانون را نداشته باشند و شایستگی تنها معیار مطرح برای جایگیر شدن افراد در نقشهای گوناگون نظم سیاسی باشد. مطمئناً در آن روز داستان آقا و آقازادگی همانند بسیاری دیگر از داستانهای این سرزمین به تاریخ خواهد پیوست.
#آقا
#آقازاده
#حکمرانی_ناکارآمد
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS