درسهای انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا (باز نشر)
(سجاد فتاحی)
توضیح: پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در 18 آبان گذشته، متنی با عنوان «درسهای انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا » (http://apathtoliberation.blog.ir/1395/08/25/post%2041 ) منتشر شد. اکنون به نظر میرسد با توجه به شرایط انتخابات ریاست جمهوری در ایران برخی مباحث مطرح در آن متن شایسته طرح و توجه دوباره باشد. در ادامه چکیدهای از آن متن ارائه شده است.
انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا، دارای درسهایی آموزنده برای همگان است. درسهایی مشابه آموزههای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384، که اگر اتاقهای فکر احزاب آمریکا، به آن توجه مینمودند شاید نتایج انتخابات کنونی آمریکا به گونه دیگری رقم میخورد؛ و اگر اتاقهای فکر گروههای سیاسی در ایران به این درسها توجه ننمایند، دور از انتظار نخواهد بود که نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1396 نیز با شگفتی روبرو شود.
در سیستم انتخاباتی کنونی، نامزدی که نظم مستقر را به چالش میکشد، از توانایی بیشتری برای جلب رای برخوردار است. بنابراین استراتژی مناسب برای تحولخواهان ایران در سال 84 و دموکراتهای آمریکایی در سال 2016، پس از مواجهه با چنین نامزدهایی در جریان مقابل، حمایت از نامزدهایی بود که نماد نظم مستقر نبودند.
عدم کنارهگیری اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال 84 به نفع مهدی کروبی ( که پیشنهاد آن از سوی عباس عبدی پیش از برگزاری انتخابات 1384 در دور دوم ارائه شده بود) و عدم توجه حزب دموکرات آمریکا، به لزوم کنارهگیری هیلاری کلینتون از انتخابات 2016 به نفع نامزدی چون سندرز، پس از مشخص شدن آسیبپذیری او در برابر ترامپ، را شاید بتوان مهمترین علت پیروزی احمدینژاد در انتخابات سال 84 و پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات سال 2016 دانست.
حسن روحانی، علیرغم تمامی نقاط قوتی که از آن برخوردار است، در برابر نامزدی که نظم کنونی را که طبیعتا نماد بخشی از آن حسن روحانی است، به چالش میکشد به شدت آسیبپذیر است.
تحولخواهان از هم اکنون میبایست به فکر گزینه پشتیبان حسن روحانی برای انتخابات سال 96 باشند، تا گرفتار دامی که تحولخواهان و اصلاحطلبان ایرانی و دموکراتهای آمریکایی در انتخاباتهای سال 84 ایران و 2016 آمریکا شدند نگردند. این اقدام، درجه آزادی بیشتری به آنها برای تصمیمگیری صحیح در آن شرایط خواهد داد.
تجربه تاریخی نشان داده است، نامزدهای محافظهکاری که به شدت نظم مستقر را به چالش میکشند و از اینرو مورد اقبال قرار میگیرند در دوران پسا انتخابات، تعلق کمتری به احزاب حامی خود داشته و خود را کمتر وامدار آنها میدانند؛ از اینرو مکانیزمهای کنترل حزبی در مورد آنها اثرگذاری خود را تا حدودی از دست خواهد داد و این افراد دست به اقداماتی میزنند که تبعات سنگینی برای حزب حامی آنها و منافع ملی کشورشان خواهد داشت.
(سجاد فتاحی)
توضیح: پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در 18 آبان گذشته، متنی با عنوان «درسهای انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا » (http://apathtoliberation.blog.ir/1395/08/25/post%2041 ) منتشر شد. اکنون به نظر میرسد با توجه به شرایط انتخابات ریاست جمهوری در ایران برخی مباحث مطرح در آن متن شایسته طرح و توجه دوباره باشد. در ادامه چکیدهای از آن متن ارائه شده است.
انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا، دارای درسهایی آموزنده برای همگان است. درسهایی مشابه آموزههای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384، که اگر اتاقهای فکر احزاب آمریکا، به آن توجه مینمودند شاید نتایج انتخابات کنونی آمریکا به گونه دیگری رقم میخورد؛ و اگر اتاقهای فکر گروههای سیاسی در ایران به این درسها توجه ننمایند، دور از انتظار نخواهد بود که نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1396 نیز با شگفتی روبرو شود.
در سیستم انتخاباتی کنونی، نامزدی که نظم مستقر را به چالش میکشد، از توانایی بیشتری برای جلب رای برخوردار است. بنابراین استراتژی مناسب برای تحولخواهان ایران در سال 84 و دموکراتهای آمریکایی در سال 2016، پس از مواجهه با چنین نامزدهایی در جریان مقابل، حمایت از نامزدهایی بود که نماد نظم مستقر نبودند.
عدم کنارهگیری اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال 84 به نفع مهدی کروبی ( که پیشنهاد آن از سوی عباس عبدی پیش از برگزاری انتخابات 1384 در دور دوم ارائه شده بود) و عدم توجه حزب دموکرات آمریکا، به لزوم کنارهگیری هیلاری کلینتون از انتخابات 2016 به نفع نامزدی چون سندرز، پس از مشخص شدن آسیبپذیری او در برابر ترامپ، را شاید بتوان مهمترین علت پیروزی احمدینژاد در انتخابات سال 84 و پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات سال 2016 دانست.
حسن روحانی، علیرغم تمامی نقاط قوتی که از آن برخوردار است، در برابر نامزدی که نظم کنونی را که طبیعتا نماد بخشی از آن حسن روحانی است، به چالش میکشد به شدت آسیبپذیر است.
تحولخواهان از هم اکنون میبایست به فکر گزینه پشتیبان حسن روحانی برای انتخابات سال 96 باشند، تا گرفتار دامی که تحولخواهان و اصلاحطلبان ایرانی و دموکراتهای آمریکایی در انتخاباتهای سال 84 ایران و 2016 آمریکا شدند نگردند. این اقدام، درجه آزادی بیشتری به آنها برای تصمیمگیری صحیح در آن شرایط خواهد داد.
تجربه تاریخی نشان داده است، نامزدهای محافظهکاری که به شدت نظم مستقر را به چالش میکشند و از اینرو مورد اقبال قرار میگیرند در دوران پسا انتخابات، تعلق کمتری به احزاب حامی خود داشته و خود را کمتر وامدار آنها میدانند؛ از اینرو مکانیزمهای کنترل حزبی در مورد آنها اثرگذاری خود را تا حدودی از دست خواهد داد و این افراد دست به اقداماتی میزنند که تبعات سنگینی برای حزب حامی آنها و منافع ملی کشورشان خواهد داشت.
apathtoliberation.blog.ir
درسهای انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا
انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا، دارای درسهایی آموزنده برای همگان است. درسهایی مشابه آموزههای انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384، که اگر اتاقهای فکر احزاب آمریکا، به آن توجه مینمودند شاید نتایج انتخابات کنونی آمریکا به گونه دیگری رقم…
جهانگیری، نامزد اصلی یا پوششی؟ (بخش دوم)
(سجاد فتاحی)
برای جریان «تحولخواه ملیگرا»، فضا و شرایط انتخابات در ایران به گونهای است که حضور با یک نامزد در این فرایند، استراتژی منطقی و قابل قبولی نیست؛ چرا که تا آخرین لحظات ممکن است اتفاقاتی پیشبینی نشده و یا رخدادهایی که احتمال وقوع اندکی دارند، تک نامزد آنها را از فرایند انتخابات خارج و یا شانس رای آوری او را به شدت کاهش دهند. تجربه به دست آمده از مناظره نخست نشان دهنده آن بود که بی شک تصمیم به حضور اسحاق جهانگیری در فرایند انتخابات ریاست جمهوری 1396، به عنوان نامزد پشتیبان (و نه آنچه که به اشتباه پوششی خوانده شده) و با هدف افزایش درجه آزادی تحولخواهان در این فرایند، استراتژیای درست و منطقی از سوی خرد جمعی تحولخواهان بوده است. تصمیمی که هرچند بخشی از تحولخواهان بنا به دلایل گوناگون با آن مخالفت میکردند اما زمان چندانی لازم نبود که درستی خود را نشان دهد.
گرچه در شرایط کنونی میتوان با احتمال بالایی بیان کرد که نامزد نهایی تحولخواهان در انتخابات 29 اردیبهشت ماه حسن روحانی است، اما کثرت متغیرهای دخیل به گونهای است که فاصله بین نامزد پشتیبان و یا اصلی بودن جریان تحولخواه را بسیار کوتاهتر از آن نموده است که میاندیشیم و بهتر است که این موضوع با مکانیزمی مشخص (مبتنی بر نتایج نظرسنجیها و تحلیلهای دقیق و سیستماتیک) در روزهای ابتدایی هفته آخر انتخابات تعیین تکلیف شود. از این رو به نظر میرسد در روزهای باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری 1396، منطقیتر آن است که اسحاق جهانگیری نه در قامت یک نامزد پوششی که صرفا مسئول انجام اقداماتی در حمایت از نامزد اصلی است، که در قامت یک نامزد پشتیبان که میبایست از آمادگی لازم برای مواجهه با شرایط غیر قابل پیشبینی و حتی تبدیل شدن به نامزد اصلی، برخوردار باشد ظاهر شود. آغاز هر چه سریعتر و هدفمند سفرهای استانی از سوی جهانگیری و حضور او با آمادگی کامل (همانند مناظره نخست و نه دوم) در مناظره و برنامههای انتخاباتی پیشرو، نه تنها لطمهای به سبد رای روحانی به عنوان نامزد اصلی تحولخواهان نخواهد زد، بلکه ضمن بسط و گسترش گفتمان تحولخواه، موجب تضعیف سبد رای کمپین رقیب و جذب بخشی از آرای خاکستری و تعیین تکلیف نشده خواهد شد که در نهایت به سود جریان «تحولخواه ملیگرا» و نامزد نهایی آنان است. از این منظر جهانگیری، نه نامزدی پوششی که نامزدی پشتیبان است که تحت شرایطی میتواند به نامزد اصلی تحولخواهان تبدیل شود و از این رو فروکاستن نقش او به عنوان نامزدی پوششی، که میتواند انگیزه و توان او را برای حضور پرقدرتتر در روزهای آینده کاهش دهد چندان منطقی نخواهد بود.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
(سجاد فتاحی)
برای جریان «تحولخواه ملیگرا»، فضا و شرایط انتخابات در ایران به گونهای است که حضور با یک نامزد در این فرایند، استراتژی منطقی و قابل قبولی نیست؛ چرا که تا آخرین لحظات ممکن است اتفاقاتی پیشبینی نشده و یا رخدادهایی که احتمال وقوع اندکی دارند، تک نامزد آنها را از فرایند انتخابات خارج و یا شانس رای آوری او را به شدت کاهش دهند. تجربه به دست آمده از مناظره نخست نشان دهنده آن بود که بی شک تصمیم به حضور اسحاق جهانگیری در فرایند انتخابات ریاست جمهوری 1396، به عنوان نامزد پشتیبان (و نه آنچه که به اشتباه پوششی خوانده شده) و با هدف افزایش درجه آزادی تحولخواهان در این فرایند، استراتژیای درست و منطقی از سوی خرد جمعی تحولخواهان بوده است. تصمیمی که هرچند بخشی از تحولخواهان بنا به دلایل گوناگون با آن مخالفت میکردند اما زمان چندانی لازم نبود که درستی خود را نشان دهد.
گرچه در شرایط کنونی میتوان با احتمال بالایی بیان کرد که نامزد نهایی تحولخواهان در انتخابات 29 اردیبهشت ماه حسن روحانی است، اما کثرت متغیرهای دخیل به گونهای است که فاصله بین نامزد پشتیبان و یا اصلی بودن جریان تحولخواه را بسیار کوتاهتر از آن نموده است که میاندیشیم و بهتر است که این موضوع با مکانیزمی مشخص (مبتنی بر نتایج نظرسنجیها و تحلیلهای دقیق و سیستماتیک) در روزهای ابتدایی هفته آخر انتخابات تعیین تکلیف شود. از این رو به نظر میرسد در روزهای باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری 1396، منطقیتر آن است که اسحاق جهانگیری نه در قامت یک نامزد پوششی که صرفا مسئول انجام اقداماتی در حمایت از نامزد اصلی است، که در قامت یک نامزد پشتیبان که میبایست از آمادگی لازم برای مواجهه با شرایط غیر قابل پیشبینی و حتی تبدیل شدن به نامزد اصلی، برخوردار باشد ظاهر شود. آغاز هر چه سریعتر و هدفمند سفرهای استانی از سوی جهانگیری و حضور او با آمادگی کامل (همانند مناظره نخست و نه دوم) در مناظره و برنامههای انتخاباتی پیشرو، نه تنها لطمهای به سبد رای روحانی به عنوان نامزد اصلی تحولخواهان نخواهد زد، بلکه ضمن بسط و گسترش گفتمان تحولخواه، موجب تضعیف سبد رای کمپین رقیب و جذب بخشی از آرای خاکستری و تعیین تکلیف نشده خواهد شد که در نهایت به سود جریان «تحولخواه ملیگرا» و نامزد نهایی آنان است. از این منظر جهانگیری، نه نامزدی پوششی که نامزدی پشتیبان است که تحت شرایطی میتواند به نامزد اصلی تحولخواهان تبدیل شود و از این رو فروکاستن نقش او به عنوان نامزدی پوششی، که میتواند انگیزه و توان او را برای حضور پرقدرتتر در روزهای آینده کاهش دهد چندان منطقی نخواهد بود.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
مار در آستین نظام حکمرانی
(مشروعیتزدایی قوه قضاییه و شورای نگهبان از جمهوری اسلامی)
(سجاد فتاحی)
همگی ضرب المثل مار در آستین پرورش دادن را شنیدهایم، نظامهای حکمرانی هم در صورت عدم رصد و آسیبشناسی دورهای، میتوانند مار در آستین خود پرورش دهند به گونهای که در کوتاه و یا بلند مدت سیستمهایی را در درون خود ایجاد نموده و یا بازتولید کنند که بر خلاف منافع بلند مدت آن نظام حکمرانی عمل نموده و در نهایت پایداری آن نظام را با چالشهایی اساسی مواجه نمایند. مناظره سوم انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر چیز نشان دهنده آن بود که مار ناکارآمدی قوه قضاییه و شورای نگهبان در رسیدگی بهینه به وظایفی که برای آنها تعیین شده و یا برای خود تفسیر نمودهاند در آستین نظام سیاسی در ایران پرورش یافته و در صورتی که هر چه سریعتر تدبیری برای آن اندیشیده نشود پایداری کل سیستم را با چالشهایی اساسی مواجه خواهد کرد. این ناکارآمدی همچون موریانه پایههای اعتماد جامعه به سیستم سیاسی را خورده و بستری برای رشد و گسترش فساد فراهم نموده است. گرچه رهایی از این وضعیت به سادگی میسر نیست اما با توجه به طراحی نظام سیاسی در ایران به نظر میرسد رهبری نظام میتوانند با صدور دو دستور گامهای مقدماتی را برای اصلاح این مسیر بردارند:
- صدور دستور رسیدگی به تمامی پروندههای فسادی که در سالیان گذشته بنا به دلایل و ملاحظات گوناگون مسکوت گذارده شدهاند بدون ملاحظه نام، گرایش سیاسی و موقعیت افرادی که در این پروندهها درگیر هستند؛ زیر نظر تیمی از حقوقدانان مستقل. این رسیدگی میبایست از نامزدهای کنونی ریاست جمهوری، مقامهای عالیرتبه نظام و نامزدهای انتخابات شورای شهری آغاز شود که در دورههای گذشته نیز این موقعیت را در اختیار داشتهاند، نامزدهای شورای شهر از آن رو مهم هستند که در ذهن بخش قابل توجهی از مردم در شهرهای مهم، این نهاد بستری برای آغاز فساد سیستماتیک شده است؛ فسادی که میرود نهادهای ناظر و کنترل کننده را نیز به صورت کامل درگیر نماید.
- صدور دستور بررسی مجدد صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم مبتنی بر مباحث طرح شده در دوران تبلیغات انتخاباتی
این دو اقدام تنها اقداماتی ضربتی برای مواجهه با فساد و جلوگیری از افزایش سرعت مشروعیت زدایی از نظام سیاسی است که به مراحل خطرناکی نزدیک شده است. در گام بعد برای تجویزهایی دقیقتر در جهت افزایش کارآمدی میبایست کل نظام حکمرانی در ایران از نظر کارآمدی با توجه به شاخص پایداری مورد اسکن و آسیبشناسی قرار گیرد و توجه داشته باشیم که جراحی نظامهای حکمرانی برای افزایش کارآمدی و جلوگیری از فروپاشی آنها بسیار دردناک است اما برای بقای این نظامها گریزی از آن نیست.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
(مشروعیتزدایی قوه قضاییه و شورای نگهبان از جمهوری اسلامی)
(سجاد فتاحی)
همگی ضرب المثل مار در آستین پرورش دادن را شنیدهایم، نظامهای حکمرانی هم در صورت عدم رصد و آسیبشناسی دورهای، میتوانند مار در آستین خود پرورش دهند به گونهای که در کوتاه و یا بلند مدت سیستمهایی را در درون خود ایجاد نموده و یا بازتولید کنند که بر خلاف منافع بلند مدت آن نظام حکمرانی عمل نموده و در نهایت پایداری آن نظام را با چالشهایی اساسی مواجه نمایند. مناظره سوم انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر چیز نشان دهنده آن بود که مار ناکارآمدی قوه قضاییه و شورای نگهبان در رسیدگی بهینه به وظایفی که برای آنها تعیین شده و یا برای خود تفسیر نمودهاند در آستین نظام سیاسی در ایران پرورش یافته و در صورتی که هر چه سریعتر تدبیری برای آن اندیشیده نشود پایداری کل سیستم را با چالشهایی اساسی مواجه خواهد کرد. این ناکارآمدی همچون موریانه پایههای اعتماد جامعه به سیستم سیاسی را خورده و بستری برای رشد و گسترش فساد فراهم نموده است. گرچه رهایی از این وضعیت به سادگی میسر نیست اما با توجه به طراحی نظام سیاسی در ایران به نظر میرسد رهبری نظام میتوانند با صدور دو دستور گامهای مقدماتی را برای اصلاح این مسیر بردارند:
- صدور دستور رسیدگی به تمامی پروندههای فسادی که در سالیان گذشته بنا به دلایل و ملاحظات گوناگون مسکوت گذارده شدهاند بدون ملاحظه نام، گرایش سیاسی و موقعیت افرادی که در این پروندهها درگیر هستند؛ زیر نظر تیمی از حقوقدانان مستقل. این رسیدگی میبایست از نامزدهای کنونی ریاست جمهوری، مقامهای عالیرتبه نظام و نامزدهای انتخابات شورای شهری آغاز شود که در دورههای گذشته نیز این موقعیت را در اختیار داشتهاند، نامزدهای شورای شهر از آن رو مهم هستند که در ذهن بخش قابل توجهی از مردم در شهرهای مهم، این نهاد بستری برای آغاز فساد سیستماتیک شده است؛ فسادی که میرود نهادهای ناظر و کنترل کننده را نیز به صورت کامل درگیر نماید.
- صدور دستور بررسی مجدد صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم مبتنی بر مباحث طرح شده در دوران تبلیغات انتخاباتی
این دو اقدام تنها اقداماتی ضربتی برای مواجهه با فساد و جلوگیری از افزایش سرعت مشروعیت زدایی از نظام سیاسی است که به مراحل خطرناکی نزدیک شده است. در گام بعد برای تجویزهایی دقیقتر در جهت افزایش کارآمدی میبایست کل نظام حکمرانی در ایران از نظر کارآمدی با توجه به شاخص پایداری مورد اسکن و آسیبشناسی قرار گیرد و توجه داشته باشیم که جراحی نظامهای حکمرانی برای افزایش کارآمدی و جلوگیری از فروپاشی آنها بسیار دردناک است اما برای بقای این نظامها گریزی از آن نیست.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
چشم اسفندیار تحولخواهان در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم
(سجاد فتاحی)
افسانه رویینتنی یکی از افسانههایی است که در فرهنگهای گوناگون به اشکال مختلف بیان شده است. آشیل، زیگفرید، بالدر نمونههایی از رویینتنان در فرهنگهای دیگرند و اسفندیار نمونه بارز رویینتنی در اساطیر ایرانی است. اما رویینتنان علیرغم آسیبناپذیری در بخشهای گوناگون بدن در یک نقطه رویین تن نبوده و عموما همان یک نقطه سبب شکست و یا مرگشان شده است.
یکی از نقاط ضعف اساسی تحولخواهان در ایران که شاید بتوان آن را چشم اسفندیار آنها دانست که در برهههای گوناگون سبب ساز شکست آنها در موقعیتهای حساس و از جمله رقابتهای انتخاباتی شده، ضعف این گروه در برقراری ارتباطی مستقیم و اثرگذار با طبقات اجتماعی پایین، مناطق جنوبی شهرها و روستاها بوده است؛ این ضعف همچنان در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نیز به چشم میخورد و کمپین انتخاباتی مقابل در روزهای اخیر بر این نقطه ضعف بیش از پیش متمرکز شده است.
دومین نقطه ضعف کمپین انتخاباتی تحولخواهان که تا حدودی با نقطه ضعف نخست نیز ارتباط مییابد و در این دور به صورت کاملی خود را نشان داده و سبب تضعیف رابطه تحولخواهان با آرای خاکستری موجود در جامعه شده، تاکید بیش از حد این کمپین بر فضای مجازی و کم توجهی به فضای واقعی است. فضایی که راه اصلی برقراری ارتباط با بخش عمدهای از آرای خاکستری از آن گذشته و جلب نظر آنها برای شرکت در انتخابات و یا رای به گزینه تحولخواهان بدون توجه به این فضا با چالشهایی اساسی روبروست. این موضوع را اگر در کنار کاهش مخاطبان مناظرههای انتخاباتی در این دور از انتخابات قرار دهیم بیش از پیش ضعف تحولخواهان را در برقراری ارتباط با آرای خاکستری در این دور نشان میدهد.
به نظر میرسد با افزایش تمرکز رقبای انتخاباتی تحولخواهان بر مناطق جنوبی شهر و روستاها و فعال شدن بیش از پیش شبکههای اجتماعی گسترده آنها در فضای واقعی در هفته اخیر تغییراتی در سبد آرای نامزدهای انتخاباتی ایجاد شده است که میبایست هر چه سریعتر مورد توجه اتاقهای فکر و ستادهای انتخاباتی تحولخواهان قرار گیرد. به نظر میرسد کار در فضای مجازی، مناطق متوسط و متوسط به بالای شهری به اشباع رسیده و در چند روز باقی مانده تا پایان تبلیغات انتخاباتی جوانان تحولخواه و ستادهای تحولخواهان میبایست با حضور بیشتر در فضای واقعی بر مناطق جنوبی شهر و روستاها تاکید نمود و سعی بر برقراری ارتباط با مردم در این مناطق داشته باشند؛ پیش از آنکه این نقطه ضعف، چشم اسفندیار تحولخواهان در انتخابات پیشرو گردد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
(سجاد فتاحی)
افسانه رویینتنی یکی از افسانههایی است که در فرهنگهای گوناگون به اشکال مختلف بیان شده است. آشیل، زیگفرید، بالدر نمونههایی از رویینتنان در فرهنگهای دیگرند و اسفندیار نمونه بارز رویینتنی در اساطیر ایرانی است. اما رویینتنان علیرغم آسیبناپذیری در بخشهای گوناگون بدن در یک نقطه رویین تن نبوده و عموما همان یک نقطه سبب شکست و یا مرگشان شده است.
یکی از نقاط ضعف اساسی تحولخواهان در ایران که شاید بتوان آن را چشم اسفندیار آنها دانست که در برهههای گوناگون سبب ساز شکست آنها در موقعیتهای حساس و از جمله رقابتهای انتخاباتی شده، ضعف این گروه در برقراری ارتباطی مستقیم و اثرگذار با طبقات اجتماعی پایین، مناطق جنوبی شهرها و روستاها بوده است؛ این ضعف همچنان در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نیز به چشم میخورد و کمپین انتخاباتی مقابل در روزهای اخیر بر این نقطه ضعف بیش از پیش متمرکز شده است.
دومین نقطه ضعف کمپین انتخاباتی تحولخواهان که تا حدودی با نقطه ضعف نخست نیز ارتباط مییابد و در این دور به صورت کاملی خود را نشان داده و سبب تضعیف رابطه تحولخواهان با آرای خاکستری موجود در جامعه شده، تاکید بیش از حد این کمپین بر فضای مجازی و کم توجهی به فضای واقعی است. فضایی که راه اصلی برقراری ارتباط با بخش عمدهای از آرای خاکستری از آن گذشته و جلب نظر آنها برای شرکت در انتخابات و یا رای به گزینه تحولخواهان بدون توجه به این فضا با چالشهایی اساسی روبروست. این موضوع را اگر در کنار کاهش مخاطبان مناظرههای انتخاباتی در این دور از انتخابات قرار دهیم بیش از پیش ضعف تحولخواهان را در برقراری ارتباط با آرای خاکستری در این دور نشان میدهد.
به نظر میرسد با افزایش تمرکز رقبای انتخاباتی تحولخواهان بر مناطق جنوبی شهر و روستاها و فعال شدن بیش از پیش شبکههای اجتماعی گسترده آنها در فضای واقعی در هفته اخیر تغییراتی در سبد آرای نامزدهای انتخاباتی ایجاد شده است که میبایست هر چه سریعتر مورد توجه اتاقهای فکر و ستادهای انتخاباتی تحولخواهان قرار گیرد. به نظر میرسد کار در فضای مجازی، مناطق متوسط و متوسط به بالای شهری به اشباع رسیده و در چند روز باقی مانده تا پایان تبلیغات انتخاباتی جوانان تحولخواه و ستادهای تحولخواهان میبایست با حضور بیشتر در فضای واقعی بر مناطق جنوبی شهر و روستاها تاکید نمود و سعی بر برقراری ارتباط با مردم در این مناطق داشته باشند؛ پیش از آنکه این نقطه ضعف، چشم اسفندیار تحولخواهان در انتخابات پیشرو گردد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
تکرار مردم و عدم تکرار روحانی
(سجاد فتاحی)
انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تقریبا تمام شده است؛ مردم آمدند و تکرار کردند آنچه را که میبایست برای آبادی، آزادی و پایداری ایران تکرار میکردند. اکنون روحانی است و باری سنگین بر دوش، و انتظار از او برای عدم تکرار برخی تصمیمهایی که منجر به ایجاد ضعفهایی اساسی در دولت یازدهم شد که از توانایی این دولت برای بهبود هر چه بیشتر وضعیت ایران کاست و آن را در برابر برخی انتقادات آسیبپذیر نمود. او از مردم مشارکت بیشتر برای تحقق اهداف و شعارهای مهمتری را میخواست و مردم همان کردند که او خواسته بود. نخستین گام روحانی برای تحقق شعارهای خود و پاسخگویی بهینه به مطالبات مردم، برگزیدن کنشگرانی کارآمدتر برای تشکیل دولتی کارآمدتر است؛ کنشگرانی که از شایستگی، انگیزه و توانایی لازم برای پاسخگویی بهینه به مطالبات مردم و بهبود وضعیت ایران در این شرایط دشوار برخوردار باشند.
اگرچه مردم به درستی تکرار کردند آنچه را که میبایست تکرار میکردند، اما روحانی نمیبایست بر ضعفهای موجود در برخی وزارتخانهها و استانداریهای کشور چشم بسته و آن ضعفها را بواسطه تکرار انتخاب کنشگرانی ضعیف مجددا تکرار نماید. انتظار ما از او، برگزیدن کابینهای است که فارغ از گرایشهای سیاسی از نظر کارآمدی فاصلهای قابل توجه با کابینه دولت یازدهم داشته باشد. در این مسیر اگرچه او بی گمان از سوی افراد مختلف در گروهها و جریانهای سیاسی گوناگون تحت فشار قرار خواهد گرفت اما ما به ایستادگی او بر آرمان «تشکیل دولتی کارآمدتر از دولت یازدهم برای پایداری ایران» امیدواریم.
(سجاد فتاحی)
انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم تقریبا تمام شده است؛ مردم آمدند و تکرار کردند آنچه را که میبایست برای آبادی، آزادی و پایداری ایران تکرار میکردند. اکنون روحانی است و باری سنگین بر دوش، و انتظار از او برای عدم تکرار برخی تصمیمهایی که منجر به ایجاد ضعفهایی اساسی در دولت یازدهم شد که از توانایی این دولت برای بهبود هر چه بیشتر وضعیت ایران کاست و آن را در برابر برخی انتقادات آسیبپذیر نمود. او از مردم مشارکت بیشتر برای تحقق اهداف و شعارهای مهمتری را میخواست و مردم همان کردند که او خواسته بود. نخستین گام روحانی برای تحقق شعارهای خود و پاسخگویی بهینه به مطالبات مردم، برگزیدن کنشگرانی کارآمدتر برای تشکیل دولتی کارآمدتر است؛ کنشگرانی که از شایستگی، انگیزه و توانایی لازم برای پاسخگویی بهینه به مطالبات مردم و بهبود وضعیت ایران در این شرایط دشوار برخوردار باشند.
اگرچه مردم به درستی تکرار کردند آنچه را که میبایست تکرار میکردند، اما روحانی نمیبایست بر ضعفهای موجود در برخی وزارتخانهها و استانداریهای کشور چشم بسته و آن ضعفها را بواسطه تکرار انتخاب کنشگرانی ضعیف مجددا تکرار نماید. انتظار ما از او، برگزیدن کابینهای است که فارغ از گرایشهای سیاسی از نظر کارآمدی فاصلهای قابل توجه با کابینه دولت یازدهم داشته باشد. در این مسیر اگرچه او بی گمان از سوی افراد مختلف در گروهها و جریانهای سیاسی گوناگون تحت فشار قرار خواهد گرفت اما ما به ایستادگی او بر آرمان «تشکیل دولتی کارآمدتر از دولت یازدهم برای پایداری ایران» امیدواریم.
شفافیت فرایند انتخاب شهردار مقدمهای بر اجرای ایده شهرداری شیشهای (بخش اول)
(سجاد فتاحی)
شفافیت در سیستمهای حکمرانی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که نقشی اساسی در افزایش کارآمدی و کیفیت این نظامها دارد. بر این اساس اصلاحطلبان و تحولخواهان ایرانی سالها و دهههاست که به شیوههای گوناگون شعار شفافیت را سر داده و خواهان بهبود این شاخص در نظامهای حکمرانی کشور میباشند؛ در انتخابات شورای شهر تهران نیز خوشبختانه خانم بهاره آروین یکی از نامزدهای لیست امید که اکنون دیگر به شورای شهر تهران راه یافته است شعار اصلی خود را شهرداری شیشهای عنوان کرد که هسته مرکزی این ایده همان مفهوم شفافیت است.
اکنون با پیروزی نامزدهای تحولخواه و اصلاحطلب در کلان شهرهای مهم کشور و به خصوص پایتخت، آنها علاوه بر آنکه فرصتی مناسب برای اجرای ایدهای کهن دارند و میتوانند گامهایی اساسی در اصلاح یکی از مهمترین سیستمهای حکمرانی کشور بردارند، در برابر آزمونی دشوار در ارتباط با میزان تعهد به وعدهها و شعارهای داده شده نیز قرار گرفتهاند. به عبارتی اکنون که تمامی اعضای شورای شهر تهران در زمره تحولخواهان و اصلاحطلبان میباشند دیگر هیچگونه عذر و بهانهای از سوی آنها برای عدم اجرای وعدهها و شعارهای زیبایی که پیش از به قدرت رسیدن طرح میکردند باقی نمانده است.
به نظر میرسد نخستین آزمون پیشروی منتخبان مردم در شوراهای شهری که نامزدهای لیست امید در آنها اکثریت را به دست آوردهاند به صورت عام و البته شورای شهر تهران به صورت خاص، شفافسازی فرایند انتخاب شهرداران در این شهرها میباشد. از فرایند کنونی انتخاب شهردار در تهران خبرهای خوبی به گوش نمیرسد و گویا برخی از منادیان شفافیت ما تمایل چندانی به افزایش شفافیت و البته کارآمدسازی فرایند انتخاب شهردار ندارند و به نظر میرسد برآنند همچنان منطبق بر الگوهای فرسوده و ناکارآمد پیشین شهردار پایتخت را انتخاب کنند. در این مسیر بی گمان مسئولیت و وظیفه اعضایی چون خانم بهاره آروین که بیش از سایرین در دوران تبلییغات انتخاباتی خود بر این ایده تاکید کردهاند سنگینتر خواهد بود. با شناخت دورادوری که از ایشان و البته برخی دیگر از اعضای شورای شهر تهران وجود دارد هنوز امیدورایم که فرایند انتخاب شهردار به گونهای شفاف اعلام شده و با طراحی و اجرای مکانیزمی کارآمد برای انتخاب شهردار تهران، هم الگویی به سایر کلان شهرها و شهرهای کشور ارائه شده و هم در نهایت ضمن افزایش شفافیت در شهرداری تهران، مناسبترین گزینه ممکن برای شهرداری پایتخت برگزیده شود. در بخش دوم این نوشتار تلاش خواهد شد پیشنهادهایی در جهت طراحی مکانیزمی کارآمد برای انتخاب شهردار ارائه گردد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
(سجاد فتاحی)
شفافیت در سیستمهای حکمرانی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که نقشی اساسی در افزایش کارآمدی و کیفیت این نظامها دارد. بر این اساس اصلاحطلبان و تحولخواهان ایرانی سالها و دهههاست که به شیوههای گوناگون شعار شفافیت را سر داده و خواهان بهبود این شاخص در نظامهای حکمرانی کشور میباشند؛ در انتخابات شورای شهر تهران نیز خوشبختانه خانم بهاره آروین یکی از نامزدهای لیست امید که اکنون دیگر به شورای شهر تهران راه یافته است شعار اصلی خود را شهرداری شیشهای عنوان کرد که هسته مرکزی این ایده همان مفهوم شفافیت است.
اکنون با پیروزی نامزدهای تحولخواه و اصلاحطلب در کلان شهرهای مهم کشور و به خصوص پایتخت، آنها علاوه بر آنکه فرصتی مناسب برای اجرای ایدهای کهن دارند و میتوانند گامهایی اساسی در اصلاح یکی از مهمترین سیستمهای حکمرانی کشور بردارند، در برابر آزمونی دشوار در ارتباط با میزان تعهد به وعدهها و شعارهای داده شده نیز قرار گرفتهاند. به عبارتی اکنون که تمامی اعضای شورای شهر تهران در زمره تحولخواهان و اصلاحطلبان میباشند دیگر هیچگونه عذر و بهانهای از سوی آنها برای عدم اجرای وعدهها و شعارهای زیبایی که پیش از به قدرت رسیدن طرح میکردند باقی نمانده است.
به نظر میرسد نخستین آزمون پیشروی منتخبان مردم در شوراهای شهری که نامزدهای لیست امید در آنها اکثریت را به دست آوردهاند به صورت عام و البته شورای شهر تهران به صورت خاص، شفافسازی فرایند انتخاب شهرداران در این شهرها میباشد. از فرایند کنونی انتخاب شهردار در تهران خبرهای خوبی به گوش نمیرسد و گویا برخی از منادیان شفافیت ما تمایل چندانی به افزایش شفافیت و البته کارآمدسازی فرایند انتخاب شهردار ندارند و به نظر میرسد برآنند همچنان منطبق بر الگوهای فرسوده و ناکارآمد پیشین شهردار پایتخت را انتخاب کنند. در این مسیر بی گمان مسئولیت و وظیفه اعضایی چون خانم بهاره آروین که بیش از سایرین در دوران تبلییغات انتخاباتی خود بر این ایده تاکید کردهاند سنگینتر خواهد بود. با شناخت دورادوری که از ایشان و البته برخی دیگر از اعضای شورای شهر تهران وجود دارد هنوز امیدورایم که فرایند انتخاب شهردار به گونهای شفاف اعلام شده و با طراحی و اجرای مکانیزمی کارآمد برای انتخاب شهردار تهران، هم الگویی به سایر کلان شهرها و شهرهای کشور ارائه شده و هم در نهایت ضمن افزایش شفافیت در شهرداری تهران، مناسبترین گزینه ممکن برای شهرداری پایتخت برگزیده شود. در بخش دوم این نوشتار تلاش خواهد شد پیشنهادهایی در جهت طراحی مکانیزمی کارآمد برای انتخاب شهردار ارائه گردد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
نقش ما در حوادث تروریستی تهران ❗️
🖋(سجاد فتاحی)
✅حوادث تروریستی تهران و تصمیم پنج فردی که پیش از سوزاندن خود در آتشی اهریمنی، تعداد دیگری از هموطنان خویش و بلکه تمامی ایرانیان را سوزاندند حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعهای از عوامل است که علاوه بر آن پنج تن و بسیاری دیگر در برون مرزها، ما در درون مرزها از مردم تا مسئولان بلند پایه نظام و قواعد حاکم بر نظام حکمرانی در ایران نیز در قرار دادن آنها در کنار یکدیگر نقش داشتهایم.
✅برخی وجوه مشترک بین افرادی که دست به این اقدام زدهاند گویای وجود نواقصی در نظام حکمرانی ایران است که به نظر میرسد در سوق پیدا کردن آنها به این مسیر شوم موثر بوده و تا این نواقص بر طرف نشود، امیدی به کاهش احتمال وقوع چنین حوادثی حتی با هزینههای گزاف نظامی و امنیتی نخواهد بود.
✅نظام حکمرانی در ایران در چند دهه گذشته، به گونهای سیستماتیک تبعیضهایی را بر هموطنان پیرو سایر مذاهب (بویژه اهل سنت و اهل حق) و سایر ادیان اعمال نموده که این تبعیضها در گذر زمان به انباشت خشم در هموطنان پیرو این مذاهب و ادیان منجر شده است. این خشم گاهی منتهی به خودسوزی از قبیل اقدامات برخی پیروان مذهب اهل حق در ایران شده است که ما عموما بی توجه از کنار آنها گذشتهایم؛ اما باید توجه داشته باشیم که این خشم تنها به خودسوزی منتهی نخواهد شد و در صورتی که یک ایدئولوژی، دگرسوزی را پیش از خودسوزی فرد توجیه نماید میتواند منتهی به عملیاتی انتحاری گردد.
✅نظام حکمرانی در ایران، در توزیع ثروت و فرصتهای توسعه در مناطق گوناگون کشور و از قضا مناطقی که دارای تفاوتهای مذهبی با مذهب رسمی کشور میباشند موفق نبوده و علاوه بر تبعیض مذهبی، تبعیض اقتصادی نیز به این مناطق تحمیل شده که خشم ناشی از احساس تبعیض مذهبی را دو چندان نموده است.
✅نظام حکمرانی در ایران در گزینش مدیران این مناطق نیز جز در مواردی معدود عموما موفق عمل نکرده و در چند دهه گذشته این استانها و مناطق علاوه بر تبعیض مذهبی و تبعیض اقتصادی گرفتار فقر و ناکارآمدی بدنه مدیریتی نیز بودهاند.
✅نظام حکمرانی در ایران با ایجاد محدودیت برای فعالیتهای تبلیغی و ترویجی پیروان قرائتهای معتدل از مذهب اهل سنت، زمینه را برای رشد و گسترش زیرزمینی قرائتهای رادیکال فراهم نموده و به این ترتیب زمینه مساعدی را برای عضوگیری چنین قرائتها و ایدئولوژیهایی از بین جوانان مناطق اهل سنت نشین فراهم نموده است.
✅جامعه مدنی ایران نیز بواسطه قصور خود در پرداختن ویژه و کامل به تبعیضهای مذهبی و اقتصادی اعمال شده به مناطق کرد و اهل سنت نشین کشور در چند دهه گذشته و حمایت از هموطنان خود در این مناطق در برابر این تبعیضها، در قبال حادثه تروریستی تهران مسئول است.
🔗مجموع عوامل فوق در کنار عوامل دیگری که میتوان با مطالعات بیشتر به آن افزود زنجیره ای علی و چرخه ای خود تقویت کننده را تشکیل میدهد که حادثه تروریستی تهران را موجب شده است. عدم توجه کافی و کامل به همه این عوامل و عدم اتخاذ رویکردی سیستمی در تحلیل و تبیین این حادثه و برخورد گزینشی و خام با برخی علل سطحی آن، نه تنها گمراه کننده خواهد بود بلکه میتواند به بحرانیتر شدن فضا و افزایش احتمال وقوع چنین حوادثی بواسطه برخی اقدامات خام منجر شود.
✳️اکنون که هیجان اولیه روزهای پس از حادثه فرونشسته است، بیایید اسیر خشم خود نشویم و به نقش خود در حادثه تروریستی تهران بیاندیشیم؛ حتی برای آن پنج جوان هموطن و بسیاری دیگر از جوانانی اینچنین که اکنون در زندانند و همگی سرمایههای به باد رفته انسانی این سرزمیناند، همانند آن 17 هموطن دیگرمان که در این حادثه آنها را از دست دادیم دل بسوزانیم و با دقت زندگینامههایشان را بخوانیم تا نقش خود را در سوق پیدا کردن آنها به این مسیر و در رقم زدن حادثه نهایی بیابیم ... باور کنیم که اصلاح مسیر و جلوگیری از وقوع حوادثی تلختر از همینجا آغاز خواهد شد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
✅حوادث تروریستی تهران و تصمیم پنج فردی که پیش از سوزاندن خود در آتشی اهریمنی، تعداد دیگری از هموطنان خویش و بلکه تمامی ایرانیان را سوزاندند حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعهای از عوامل است که علاوه بر آن پنج تن و بسیاری دیگر در برون مرزها، ما در درون مرزها از مردم تا مسئولان بلند پایه نظام و قواعد حاکم بر نظام حکمرانی در ایران نیز در قرار دادن آنها در کنار یکدیگر نقش داشتهایم.
✅برخی وجوه مشترک بین افرادی که دست به این اقدام زدهاند گویای وجود نواقصی در نظام حکمرانی ایران است که به نظر میرسد در سوق پیدا کردن آنها به این مسیر شوم موثر بوده و تا این نواقص بر طرف نشود، امیدی به کاهش احتمال وقوع چنین حوادثی حتی با هزینههای گزاف نظامی و امنیتی نخواهد بود.
✅نظام حکمرانی در ایران در چند دهه گذشته، به گونهای سیستماتیک تبعیضهایی را بر هموطنان پیرو سایر مذاهب (بویژه اهل سنت و اهل حق) و سایر ادیان اعمال نموده که این تبعیضها در گذر زمان به انباشت خشم در هموطنان پیرو این مذاهب و ادیان منجر شده است. این خشم گاهی منتهی به خودسوزی از قبیل اقدامات برخی پیروان مذهب اهل حق در ایران شده است که ما عموما بی توجه از کنار آنها گذشتهایم؛ اما باید توجه داشته باشیم که این خشم تنها به خودسوزی منتهی نخواهد شد و در صورتی که یک ایدئولوژی، دگرسوزی را پیش از خودسوزی فرد توجیه نماید میتواند منتهی به عملیاتی انتحاری گردد.
✅نظام حکمرانی در ایران، در توزیع ثروت و فرصتهای توسعه در مناطق گوناگون کشور و از قضا مناطقی که دارای تفاوتهای مذهبی با مذهب رسمی کشور میباشند موفق نبوده و علاوه بر تبعیض مذهبی، تبعیض اقتصادی نیز به این مناطق تحمیل شده که خشم ناشی از احساس تبعیض مذهبی را دو چندان نموده است.
✅نظام حکمرانی در ایران در گزینش مدیران این مناطق نیز جز در مواردی معدود عموما موفق عمل نکرده و در چند دهه گذشته این استانها و مناطق علاوه بر تبعیض مذهبی و تبعیض اقتصادی گرفتار فقر و ناکارآمدی بدنه مدیریتی نیز بودهاند.
✅نظام حکمرانی در ایران با ایجاد محدودیت برای فعالیتهای تبلیغی و ترویجی پیروان قرائتهای معتدل از مذهب اهل سنت، زمینه را برای رشد و گسترش زیرزمینی قرائتهای رادیکال فراهم نموده و به این ترتیب زمینه مساعدی را برای عضوگیری چنین قرائتها و ایدئولوژیهایی از بین جوانان مناطق اهل سنت نشین فراهم نموده است.
✅جامعه مدنی ایران نیز بواسطه قصور خود در پرداختن ویژه و کامل به تبعیضهای مذهبی و اقتصادی اعمال شده به مناطق کرد و اهل سنت نشین کشور در چند دهه گذشته و حمایت از هموطنان خود در این مناطق در برابر این تبعیضها، در قبال حادثه تروریستی تهران مسئول است.
🔗مجموع عوامل فوق در کنار عوامل دیگری که میتوان با مطالعات بیشتر به آن افزود زنجیره ای علی و چرخه ای خود تقویت کننده را تشکیل میدهد که حادثه تروریستی تهران را موجب شده است. عدم توجه کافی و کامل به همه این عوامل و عدم اتخاذ رویکردی سیستمی در تحلیل و تبیین این حادثه و برخورد گزینشی و خام با برخی علل سطحی آن، نه تنها گمراه کننده خواهد بود بلکه میتواند به بحرانیتر شدن فضا و افزایش احتمال وقوع چنین حوادثی بواسطه برخی اقدامات خام منجر شود.
✳️اکنون که هیجان اولیه روزهای پس از حادثه فرونشسته است، بیایید اسیر خشم خود نشویم و به نقش خود در حادثه تروریستی تهران بیاندیشیم؛ حتی برای آن پنج جوان هموطن و بسیاری دیگر از جوانانی اینچنین که اکنون در زندانند و همگی سرمایههای به باد رفته انسانی این سرزمیناند، همانند آن 17 هموطن دیگرمان که در این حادثه آنها را از دست دادیم دل بسوزانیم و با دقت زندگینامههایشان را بخوانیم تا نقش خود را در سوق پیدا کردن آنها به این مسیر و در رقم زدن حادثه نهایی بیابیم ... باور کنیم که اصلاح مسیر و جلوگیری از وقوع حوادثی تلختر از همینجا آغاز خواهد شد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
در ضرورت پافشاری جامعه مدنی بر مشارکت در فرایند انتخاب اعضای کابینه و شهرداران
🖋 (سجاد فتاحی)
✅جدا از سیاستمدارانی که اصولا جامعه مدنی ایدهآل برای آنها جامعه مدنی مرده است، عموم سیاستمداران علاقه دارند که جامعه مدنی صرفا ابزاری در خدمت دستیابی آنان به منافع شخصی و یا در بهترین حالت منافعی باشد که از منظر آنان منافع ملی است. از این رو جامعه مدنی میبایست همواره در برابر سوء استفاده از خود هوشیار باشد.
✅در جامعه ایران که سیاستمداران پس از رای آوری در انتخابات و تکیه بر مسند قدرت، بواسطه فقدان مکانیزمهای نظارتی از سوی احزاب و جامعه مدنی میتوانند به گونهای مبسوط الید تصمیمهای کلیدی و مهم را تنها از طریق مشورت با تعداد انگشتشماری از حلقه نزدیکان خود و در مواردی حتی بدون مشورت با آنان اتخاذ کنند، جامعه مدنی میبایست بداند که هیچ دعوتنامهای از سوی سیاستمداران برای آنها جهت مشارکت در اخذ تصمیمهای مهم ارسال نخواهد شد.
✅امروز جامعه ایران غرق شده در بحرانها، بیش از هر زمان دیگری به برگزیدن شهردارانی توانمند و انتخاب کابینهای کارآمد نیازمند است که انجام این مهم به تنهایی از عهده رئیس جمهور و حلقه نزدیکان او و منتخبان شورای شهر که گزینههایشان در بهترین حالت به حلقه دوم آشنایانشان محدود میشود، ساخته نیست.
✅انجمنهای صنفی و علمی، تشکلهای غیر دولتی فعال در حوزههای گوناگون از محیط زیست گرفته تا میراث فرهنگی و معماری، احزاب سیاسی کشور از گروههای سیاسی مختلف و نخبگان کشور در حوزههای گوناگون که بی شک از نظر آگاهی نسبت به حوزهی کاری خود در مقایسه با سایرین از صلاحیت بیشتری برخوردارند میبایست به صورت علنی و آشکار از رئیس جمهور، مشاوران او و منتخبان شورای شهر بخواهند که زمینه ورود و مشارکت آنها را به فرایند انتخاب شهرداران و اعضای کابینه فراهم نمایند.
✅باور کنیم اگر این مطالبه تبدیل به مطالبهای عمومی شود رئیس جمهور و منتخبان شورای شهر حتی اگر بخواهند نمیتوانند در برابر آن ایستادگی کنند. تنها در این صورت است که میتوان به انتخاب شهردارانی توانمند و کابینهای کارآمد امیدوار بود.
✳️تا دیر نشده است خود را برای مشارکت در فرایند انتخاب شهرداران و اعضای کابینه سازماندهی کنیم بویژه در زمانی که هم رئیس جمهور و هم منتخبان شورای شهر در کلانشهرهای مهم کشور شعار و داعیه شفافیت و تقویت جامعه مدنی را دارند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋 (سجاد فتاحی)
✅جدا از سیاستمدارانی که اصولا جامعه مدنی ایدهآل برای آنها جامعه مدنی مرده است، عموم سیاستمداران علاقه دارند که جامعه مدنی صرفا ابزاری در خدمت دستیابی آنان به منافع شخصی و یا در بهترین حالت منافعی باشد که از منظر آنان منافع ملی است. از این رو جامعه مدنی میبایست همواره در برابر سوء استفاده از خود هوشیار باشد.
✅در جامعه ایران که سیاستمداران پس از رای آوری در انتخابات و تکیه بر مسند قدرت، بواسطه فقدان مکانیزمهای نظارتی از سوی احزاب و جامعه مدنی میتوانند به گونهای مبسوط الید تصمیمهای کلیدی و مهم را تنها از طریق مشورت با تعداد انگشتشماری از حلقه نزدیکان خود و در مواردی حتی بدون مشورت با آنان اتخاذ کنند، جامعه مدنی میبایست بداند که هیچ دعوتنامهای از سوی سیاستمداران برای آنها جهت مشارکت در اخذ تصمیمهای مهم ارسال نخواهد شد.
✅امروز جامعه ایران غرق شده در بحرانها، بیش از هر زمان دیگری به برگزیدن شهردارانی توانمند و انتخاب کابینهای کارآمد نیازمند است که انجام این مهم به تنهایی از عهده رئیس جمهور و حلقه نزدیکان او و منتخبان شورای شهر که گزینههایشان در بهترین حالت به حلقه دوم آشنایانشان محدود میشود، ساخته نیست.
✅انجمنهای صنفی و علمی، تشکلهای غیر دولتی فعال در حوزههای گوناگون از محیط زیست گرفته تا میراث فرهنگی و معماری، احزاب سیاسی کشور از گروههای سیاسی مختلف و نخبگان کشور در حوزههای گوناگون که بی شک از نظر آگاهی نسبت به حوزهی کاری خود در مقایسه با سایرین از صلاحیت بیشتری برخوردارند میبایست به صورت علنی و آشکار از رئیس جمهور، مشاوران او و منتخبان شورای شهر بخواهند که زمینه ورود و مشارکت آنها را به فرایند انتخاب شهرداران و اعضای کابینه فراهم نمایند.
✅باور کنیم اگر این مطالبه تبدیل به مطالبهای عمومی شود رئیس جمهور و منتخبان شورای شهر حتی اگر بخواهند نمیتوانند در برابر آن ایستادگی کنند. تنها در این صورت است که میتوان به انتخاب شهردارانی توانمند و کابینهای کارآمد امیدوار بود.
✳️تا دیر نشده است خود را برای مشارکت در فرایند انتخاب شهرداران و اعضای کابینه سازماندهی کنیم بویژه در زمانی که هم رئیس جمهور و هم منتخبان شورای شهر در کلانشهرهای مهم کشور شعار و داعیه شفافیت و تقویت جامعه مدنی را دارند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
وزارت بهداشت، وزارت نیرو و اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف❗️
🖋(سجاد فتاحی)
✅یکی از مهمترین اقدامات حسن روحانی در دولت جدید میتواند این باشد که به جای انتخاب وزیری بیمارستانساز برای وزارت بهداشت و وزیری سد ساز و نیروگاهساز برای وزارت نیرو، که تنها در مسیر تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف گام بر می دارند، وزرایی را برای هر یک از این وزارتخانهها انتخاب کند که ضمن آشنایی با نگرش پیچیده و بین رشتهای به فرایند سیاستگذاری و با همکاری بخشهای دیگر نظام حکمرانی و جامعه مدنی دو اقدام اساسی را انجام دهند: نخست اصلاح الگوی تغذیه و دوم اصلاح الگوی مصرف آب و برق در ایران.
😉پیش از هر چیز خیالتان را راحت کنم که چنین وزرایی در بین نامزدهای اصلی تصدی این وزارتخانهها وجود ندارد و برای یافتن آنها میبایست چشمها را شست و درها را باز کرد. بین خودمان هم بماند که چندان به انتخاب چنین وزرایی بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزیران امیدی ندارم.
✅با این دو اقدام با قطعیت بالا میتوان گفت که سلامت ایرانیان به گونهای بهبود و مصرف آنها به گونهای کاهش خواهد یافت که همین امکانات و زیرساختهای درمانی و آب و برق موجود و شاید حتی نیمی از آن پاسخگوی نیازهای ایرانیان بوده و مجال و منابع لازم برای کنترل برخی از بحرانها فراهم میگردد.
✅برای توجیه مطالب فوق به دو مثال زیر توجه کنید:
در دهه 1990 دولت لهستان ضمن تغییری در سیاستهای تغذیهای خود، با حذف یارانه متعلق به فرآوردههای گوشتی و افزایش واردات میوه جات و افزایش مصرف روغنهای گیاهی، موجب کاهش 25 درصدی در میزان بیماریهای قلبی در کشور خود شد. این میزان کاهش بیماریهای قلبی تا آن زمان بی سابقه بوده است.
در جنگ جهانی اول نیز، کمبود غذا، دولت دانمارک را مجبور کرد، آسیاب کردن غلات را ممنوع سازد و دستور دهد که مردم غلات را به طور کامل یعنی تصفیه نشده و سبوسدار مصرف کنند، بر اثر این اقدام، تغذیه مردم دانمارک چنان بهبود یافت که در سالهای جنگ، میزان مرگ و میر 34٪ کاهش یافت و موارد سرطان، بیماری قند، فشار خون بالا و بیماریهای کلیوی به میزان قابل توجهی تنزل پیدا کرد و علائم تندرستی به میزان قابل ملاحظهای افزایش یافت ( مومنی، 1394: 52-67).
✅حال به این آمارها توجه کنید:
- سرانه مصرف نوشابههای گازدار در ایران 42 لیتر و در جهان 10 لیتر است
- سرانه مصرف روغن در ایران 4.5 کیلوگرم بالاتر از استانداردهای جهانی است
- سرانه مصرف نمک در ایران پنج برابر استانداردهای موجود است.
- سرانه مصرف شکر در ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است ( مومنی، 1394: 52-67).
✳️اگر آمارهای فوق را در کنار مصرف زیاد مواد مخدر و چاقی و کم تحرکی ایرانیان قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که اصلاح الگوی تغذیه و سبک زندگی ایرانیان میتواند به میزان قابل توجهی سلامت آنها را بهبود داده و ضمن کاهش نیاز آنها به خدمات درمانی به میزان قابل توجهی در هزینههای درمانی کشور صرفهجویی کند. اما باید بدانیم قطعا چنین اقداماتی بسیار دشوارتر و پیچیده تر از ساختن بیمارستان برای بیمارانی است که بواسطه این الگوی تغذیه هر روز بر تعدادشان افزوده میشود.
✅وزارت نیرو نیز در چند دهه گذشته به جای اصلاح الگوی مصرف در حوزههای مختلف، بر گسترش زیرساختها برای پاسخگویی هر چه بیشتر به نیازهای در حال رشد تمرکز نموده و مرتبا با فشار بر منابع گوناگون کشور تنها بر ناپایداری ایران افزوده است. در حالی که با تمرکز بر اصلاح الگوی مصرف آب و برق در حوزه های گوناگون می توانست با نیمی از زیرساخت های موجود پاسخ گوی نیازهای کشور باشد.
✳️اگر وزرای دولت روحانی تا پایان دولت دوازدهم توانستند سرانه مصرف شکر، نمک، نوشابههای گازدار، آب و برق را کاهش دهند باید بدانیم که او در انتخاب های خود موفق بوده و در مسیر پایداری ایران گام برداشته؛ اما در غیر این صورت باور کنیم انتخاب وزرایی که تنها از طریق فشار بر منابع، تعداد بیمارستانها، سدها و نیروگاهها را زیاد میکنند در حالی که بر تعداد بیماران و سرانه های مصرف افزوده می شود تنها حرکت به سوی ناپایداری بیشتر ایران و ایجاد زمینه برای تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف است.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
✅یکی از مهمترین اقدامات حسن روحانی در دولت جدید میتواند این باشد که به جای انتخاب وزیری بیمارستانساز برای وزارت بهداشت و وزیری سد ساز و نیروگاهساز برای وزارت نیرو، که تنها در مسیر تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف گام بر می دارند، وزرایی را برای هر یک از این وزارتخانهها انتخاب کند که ضمن آشنایی با نگرش پیچیده و بین رشتهای به فرایند سیاستگذاری و با همکاری بخشهای دیگر نظام حکمرانی و جامعه مدنی دو اقدام اساسی را انجام دهند: نخست اصلاح الگوی تغذیه و دوم اصلاح الگوی مصرف آب و برق در ایران.
😉پیش از هر چیز خیالتان را راحت کنم که چنین وزرایی در بین نامزدهای اصلی تصدی این وزارتخانهها وجود ندارد و برای یافتن آنها میبایست چشمها را شست و درها را باز کرد. بین خودمان هم بماند که چندان به انتخاب چنین وزرایی بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزیران امیدی ندارم.
✅با این دو اقدام با قطعیت بالا میتوان گفت که سلامت ایرانیان به گونهای بهبود و مصرف آنها به گونهای کاهش خواهد یافت که همین امکانات و زیرساختهای درمانی و آب و برق موجود و شاید حتی نیمی از آن پاسخگوی نیازهای ایرانیان بوده و مجال و منابع لازم برای کنترل برخی از بحرانها فراهم میگردد.
✅برای توجیه مطالب فوق به دو مثال زیر توجه کنید:
در دهه 1990 دولت لهستان ضمن تغییری در سیاستهای تغذیهای خود، با حذف یارانه متعلق به فرآوردههای گوشتی و افزایش واردات میوه جات و افزایش مصرف روغنهای گیاهی، موجب کاهش 25 درصدی در میزان بیماریهای قلبی در کشور خود شد. این میزان کاهش بیماریهای قلبی تا آن زمان بی سابقه بوده است.
در جنگ جهانی اول نیز، کمبود غذا، دولت دانمارک را مجبور کرد، آسیاب کردن غلات را ممنوع سازد و دستور دهد که مردم غلات را به طور کامل یعنی تصفیه نشده و سبوسدار مصرف کنند، بر اثر این اقدام، تغذیه مردم دانمارک چنان بهبود یافت که در سالهای جنگ، میزان مرگ و میر 34٪ کاهش یافت و موارد سرطان، بیماری قند، فشار خون بالا و بیماریهای کلیوی به میزان قابل توجهی تنزل پیدا کرد و علائم تندرستی به میزان قابل ملاحظهای افزایش یافت ( مومنی، 1394: 52-67).
✅حال به این آمارها توجه کنید:
- سرانه مصرف نوشابههای گازدار در ایران 42 لیتر و در جهان 10 لیتر است
- سرانه مصرف روغن در ایران 4.5 کیلوگرم بالاتر از استانداردهای جهانی است
- سرانه مصرف نمک در ایران پنج برابر استانداردهای موجود است.
- سرانه مصرف شکر در ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است ( مومنی، 1394: 52-67).
✳️اگر آمارهای فوق را در کنار مصرف زیاد مواد مخدر و چاقی و کم تحرکی ایرانیان قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که اصلاح الگوی تغذیه و سبک زندگی ایرانیان میتواند به میزان قابل توجهی سلامت آنها را بهبود داده و ضمن کاهش نیاز آنها به خدمات درمانی به میزان قابل توجهی در هزینههای درمانی کشور صرفهجویی کند. اما باید بدانیم قطعا چنین اقداماتی بسیار دشوارتر و پیچیده تر از ساختن بیمارستان برای بیمارانی است که بواسطه این الگوی تغذیه هر روز بر تعدادشان افزوده میشود.
✅وزارت نیرو نیز در چند دهه گذشته به جای اصلاح الگوی مصرف در حوزههای مختلف، بر گسترش زیرساختها برای پاسخگویی هر چه بیشتر به نیازهای در حال رشد تمرکز نموده و مرتبا با فشار بر منابع گوناگون کشور تنها بر ناپایداری ایران افزوده است. در حالی که با تمرکز بر اصلاح الگوی مصرف آب و برق در حوزه های گوناگون می توانست با نیمی از زیرساخت های موجود پاسخ گوی نیازهای کشور باشد.
✳️اگر وزرای دولت روحانی تا پایان دولت دوازدهم توانستند سرانه مصرف شکر، نمک، نوشابههای گازدار، آب و برق را کاهش دهند باید بدانیم که او در انتخاب های خود موفق بوده و در مسیر پایداری ایران گام برداشته؛ اما در غیر این صورت باور کنیم انتخاب وزرایی که تنها از طریق فشار بر منابع، تعداد بیمارستانها، سدها و نیروگاهها را زیاد میکنند در حالی که بر تعداد بیماران و سرانه های مصرف افزوده می شود تنها حرکت به سوی ناپایداری بیشتر ایران و ایجاد زمینه برای تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف است.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️مطالبه ما از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست✳️
🖋(سجاد فتاحی)
مهمترین خواسته از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست آن است که چهار سال بعد، بواسطه اقدامات این سازمان، حال «ایران کهن» اندکی بهتر شده و روند رو به رشد بحران های محیط زیستی که میرود تمامیت ارضی کشور را با مخاطراتی جدی روبرو نماید متوقف شده باشد.
ممکن است او در این مسیر شکست بخورد؛ اما مهم آن است که فعالین محیط زیست ایران در پایان این چهار سال یک جمله بگویند:
«او هر آنچه که در توان داشت برای محیط زیست ایران انجام داد و با توجه به محدودیتهای موجود بیش از این کاری شدنی نبود.»
جملهای که اگر با خود صادق باشیم در مورد روسای پیشین و ریاست کنونی آن نمیتوان بر زبان آورد؛ که اگر بنا بر این باشد که شخصی توانمندتر در این جایگاه قرار گیرد، این مهمترین دلیل برای تغییر ریاست سازمان است.
از منظر من ریاست بعدی سازمان محیط زیست برای تحقق این امر میبایست اقدامات فراوانی انجام دهد که تنها به برخی از مهمترین آنها در ادامه اشاره شده است:
✅ظرف مدت شش ماه با جلب مشارکت محافل علمی و تخصصی داخلی و خارجی، «مجموعه شاخص پایداری محیط زیستی ایران» را طراحی کرده و گزارشی شفاف و دقیق پیرامون وضعیت پایداری محیط زیستی استانها و کشور ارائه دهد؛ این اقدام را هر سال تکرار نموده و جایگاه ایران را در فضای حالت پایداری محیط زیستی مشخص کند.
✅دولت و از همه مهمتر وزارتخانههایی چون نیرو، جهاد کشاورزی و امور خارجه و شهرداریهای کلانشهرهای کشور را متقاعد نماید که پیش از هرگونه اقدامی اثرات تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای خود را بر «مجموعه شاخص پایداری محیط زیستی ایران» مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و گزارشهای آن را به صورت عمومی منتشر کنند.
✅پنج ابر چالش محیط زیستی ایران را شناسایی کرده و با همکاری نخبگان و متخصصین داخلی و خارجی، ضمن ارائه تبیینی دقیق پیرامون علل شکلگیری این چالشها، راهکارهایی را با توجه به سطوح ملی و منطقهای برای مواجهه بهینه با آنها به هیات دولت ارائه دهد.
✅ظرف مدت شش ماه آسیبشناسی دقیقی از سازمان حفاظت از محیط زیست انجام داده و رئیس جمهور و هیات دولت را در جهت اصلاح ساختار این سازمان و رفع این آسیبها متقاعد نماید.
✅روسای سازمان در استانهای مختلف و معاونان بلند پایه خود را با مکانیزم و شاخصهایی شفاف که به صورت عمومی اعلام شده است بر مبنای شایسته سالاری انتخاب نماید.
✅دغدغه محیط زیست را با زندگی مردم و مسئولین پیوند دهد؛ برای این منظور هر هفته 5 دقیقه با مردم و مسئولین پیرامون وضعیت محیط زیست کشور سخن بگوید و زمینه را برای مشارکت هرچه بیشتر مردم و جوامع محلی در حفاظت از محیط زیست فراهم نماید.
✅ضمن توجه به اهمیت اقتصاد محیط زیست با جلب مشارکت متخصصین داخلی و خارجی، با ارائه طرحها و پیشنهادهایی به وزارتخانههای مختلف، بین اقتصاد و محیط زیست در ایران به گونهای پیوند برقرار نماید که از دو حوزه رقیب و متضاد به دو حوزه تقویت کننده یکدیگر تبدیل شوند.
✅فهم بین رشتهای و پیچیده نسبت به موضوع محیط زیست را در بین مسئولان بلند پایه کشور ایجاد نماید.
و در پایان اگر مجالی یافت
ساختمان کنونی سازمان حفاظت از محیط زیست را که چندان دوستدار محیط زیست نیست به معنای واقعی به ساختمانی دوستدار محیط زیست تبدیل کند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
مهمترین خواسته از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست آن است که چهار سال بعد، بواسطه اقدامات این سازمان، حال «ایران کهن» اندکی بهتر شده و روند رو به رشد بحران های محیط زیستی که میرود تمامیت ارضی کشور را با مخاطراتی جدی روبرو نماید متوقف شده باشد.
ممکن است او در این مسیر شکست بخورد؛ اما مهم آن است که فعالین محیط زیست ایران در پایان این چهار سال یک جمله بگویند:
«او هر آنچه که در توان داشت برای محیط زیست ایران انجام داد و با توجه به محدودیتهای موجود بیش از این کاری شدنی نبود.»
جملهای که اگر با خود صادق باشیم در مورد روسای پیشین و ریاست کنونی آن نمیتوان بر زبان آورد؛ که اگر بنا بر این باشد که شخصی توانمندتر در این جایگاه قرار گیرد، این مهمترین دلیل برای تغییر ریاست سازمان است.
از منظر من ریاست بعدی سازمان محیط زیست برای تحقق این امر میبایست اقدامات فراوانی انجام دهد که تنها به برخی از مهمترین آنها در ادامه اشاره شده است:
✅ظرف مدت شش ماه با جلب مشارکت محافل علمی و تخصصی داخلی و خارجی، «مجموعه شاخص پایداری محیط زیستی ایران» را طراحی کرده و گزارشی شفاف و دقیق پیرامون وضعیت پایداری محیط زیستی استانها و کشور ارائه دهد؛ این اقدام را هر سال تکرار نموده و جایگاه ایران را در فضای حالت پایداری محیط زیستی مشخص کند.
✅دولت و از همه مهمتر وزارتخانههایی چون نیرو، جهاد کشاورزی و امور خارجه و شهرداریهای کلانشهرهای کشور را متقاعد نماید که پیش از هرگونه اقدامی اثرات تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای خود را بر «مجموعه شاخص پایداری محیط زیستی ایران» مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و گزارشهای آن را به صورت عمومی منتشر کنند.
✅پنج ابر چالش محیط زیستی ایران را شناسایی کرده و با همکاری نخبگان و متخصصین داخلی و خارجی، ضمن ارائه تبیینی دقیق پیرامون علل شکلگیری این چالشها، راهکارهایی را با توجه به سطوح ملی و منطقهای برای مواجهه بهینه با آنها به هیات دولت ارائه دهد.
✅ظرف مدت شش ماه آسیبشناسی دقیقی از سازمان حفاظت از محیط زیست انجام داده و رئیس جمهور و هیات دولت را در جهت اصلاح ساختار این سازمان و رفع این آسیبها متقاعد نماید.
✅روسای سازمان در استانهای مختلف و معاونان بلند پایه خود را با مکانیزم و شاخصهایی شفاف که به صورت عمومی اعلام شده است بر مبنای شایسته سالاری انتخاب نماید.
✅دغدغه محیط زیست را با زندگی مردم و مسئولین پیوند دهد؛ برای این منظور هر هفته 5 دقیقه با مردم و مسئولین پیرامون وضعیت محیط زیست کشور سخن بگوید و زمینه را برای مشارکت هرچه بیشتر مردم و جوامع محلی در حفاظت از محیط زیست فراهم نماید.
✅ضمن توجه به اهمیت اقتصاد محیط زیست با جلب مشارکت متخصصین داخلی و خارجی، با ارائه طرحها و پیشنهادهایی به وزارتخانههای مختلف، بین اقتصاد و محیط زیست در ایران به گونهای پیوند برقرار نماید که از دو حوزه رقیب و متضاد به دو حوزه تقویت کننده یکدیگر تبدیل شوند.
✅فهم بین رشتهای و پیچیده نسبت به موضوع محیط زیست را در بین مسئولان بلند پایه کشور ایجاد نماید.
و در پایان اگر مجالی یافت
ساختمان کنونی سازمان حفاظت از محیط زیست را که چندان دوستدار محیط زیست نیست به معنای واقعی به ساختمانی دوستدار محیط زیست تبدیل کند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️ویژگیهای رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست✳️
🖋(سجاد فتاحی)
در ارتباط با سازمان محیط زیست به کرات پرسیده میشود که آیا تغییر رئیس سازمان میتواند سبب ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد این سازمان و در نتیجه برداشتن گامهایی بلند در جهت بهبود وضعیت محیط زیست ایران گردد؟ این پرسش ریشه در مناقشه دیرین تقدم ساختار بر فرد و یا فرد بر ساختار دارد که در نظریه سیستمهای پیچیده اینگونه به آن پاسخ داده شده است: بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، مکانی و ویژگیهای فردی نمیتوان پاسخی ثابت به این پرسش ارائه کرد. در نظامهای اجتماعی در برخی موارد کنشگرانی که میتوان آنها را کنشگرانی سیستمساز نامید این نظامها و چینش عوامل و متغیرها را به گونهای دگرگون مینمایند که بر کارآیی و اثربخشی آنها به میزان بسیار زیادی افزوده خواهد شد؛ چنین افرادی از محدودیتهای ساختاری فراتر رفته و منشا ایجاد تحول در نظامهای اجتماعی میشوند؛ اما بسیاری دیگر از افراد نیز چنان در چنبره ساختارهای ناکارآمد اجتماعی - سیاسی اسیر میشوند که انتخاب این یا آن فرد، تغییری در نحوه عملکرد یک ساختار و یا سازمان نخواهد داشت.
با توضیح مختصر فوق در ادامه به ویژگیهایی پرداخته خواهد شد که از نظر نگارنده رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست میبایست از آنها برخوردار باشد.
✅به اهمیت اثرگذاری طراحی نظامهای حکمرانی بر عملکرد آنها واقف باشد تا آسیبشناسی و اصلاح ساختار سازمان محیط زیست را در اولویتهای کاری خود قرار دهد؛ چرا که این سازمان برای بهبود عملکرد به چنین اصلاحاتی سخت نیازمند است.
✅دارای فهمی بین رشتهای از موضوع محیط زیست بوده و ارتباط اقتصاد، اجتماع، سیاست و محیط زیست را به خوبی درک کرده باشد.
✅طرفدار شفافسازی مکانیزم انتخاب روسای بلند پایه سازمان و مدیران ارشد آن باشد تا زمینه برای بازیگری «توانمندان در حاشیه مانده» فراهم شود.
✅به پیچیدگی و بدخیم بودن مساله محیط زیست در ایران اشراف داشته باشد؛ زیرا این امر لازمه درک ضرورت ایجاد زمینه برای مشارکت واقعی تمامی ذینفعان در حل بحرانهای پیشروست.
✅وامدار هیچ یک از افراد و جریانهای سیاسی برجسته کشور نباشد تا بتواند شایستهسالاری را به معنای واقعی کلمه در سازمان حاکم نماید.
✅در حد امکان از مدیران جوان کشور باشد؛ چرا که «کهنه مدیران» چنان ساختار ذهنیشان بسته شده و تیمهایشان چیده شده است که اهمیت ایجاد اصلاحات اساسی را درک نکرده و مجالی برای بازیگری بازیگران توانمند در حاشیه مانده فراهم نخواهند کرد.
✅به ضرورت و اهمیت نقش جامعه مدنی و مشارکت اجتماعی در جهت مواجهه با بحرانهای زیست محیطی پیش رو آگاه باشد.
✅عمق و شدت بحرانهای محیط زیستی ایران را درک کرده باشد تا بداند مجال اندکی برای مواجهه بهینه با این بحرانها باقی مانده است.
و در نهایت
✅باید بتوان در موضعگیریهای وی در سالهای گذشته شواهدی در ارتباط با هر یک از ویژگیهای فوق را یافت تا با استناد به آنها بتوان از فردای انتخاب به عنوان ریاست سازمان، از او عمل بر اساس آنها را مطالبه کرد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
در ارتباط با سازمان محیط زیست به کرات پرسیده میشود که آیا تغییر رئیس سازمان میتواند سبب ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد این سازمان و در نتیجه برداشتن گامهایی بلند در جهت بهبود وضعیت محیط زیست ایران گردد؟ این پرسش ریشه در مناقشه دیرین تقدم ساختار بر فرد و یا فرد بر ساختار دارد که در نظریه سیستمهای پیچیده اینگونه به آن پاسخ داده شده است: بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، مکانی و ویژگیهای فردی نمیتوان پاسخی ثابت به این پرسش ارائه کرد. در نظامهای اجتماعی در برخی موارد کنشگرانی که میتوان آنها را کنشگرانی سیستمساز نامید این نظامها و چینش عوامل و متغیرها را به گونهای دگرگون مینمایند که بر کارآیی و اثربخشی آنها به میزان بسیار زیادی افزوده خواهد شد؛ چنین افرادی از محدودیتهای ساختاری فراتر رفته و منشا ایجاد تحول در نظامهای اجتماعی میشوند؛ اما بسیاری دیگر از افراد نیز چنان در چنبره ساختارهای ناکارآمد اجتماعی - سیاسی اسیر میشوند که انتخاب این یا آن فرد، تغییری در نحوه عملکرد یک ساختار و یا سازمان نخواهد داشت.
با توضیح مختصر فوق در ادامه به ویژگیهایی پرداخته خواهد شد که از نظر نگارنده رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست میبایست از آنها برخوردار باشد.
✅به اهمیت اثرگذاری طراحی نظامهای حکمرانی بر عملکرد آنها واقف باشد تا آسیبشناسی و اصلاح ساختار سازمان محیط زیست را در اولویتهای کاری خود قرار دهد؛ چرا که این سازمان برای بهبود عملکرد به چنین اصلاحاتی سخت نیازمند است.
✅دارای فهمی بین رشتهای از موضوع محیط زیست بوده و ارتباط اقتصاد، اجتماع، سیاست و محیط زیست را به خوبی درک کرده باشد.
✅طرفدار شفافسازی مکانیزم انتخاب روسای بلند پایه سازمان و مدیران ارشد آن باشد تا زمینه برای بازیگری «توانمندان در حاشیه مانده» فراهم شود.
✅به پیچیدگی و بدخیم بودن مساله محیط زیست در ایران اشراف داشته باشد؛ زیرا این امر لازمه درک ضرورت ایجاد زمینه برای مشارکت واقعی تمامی ذینفعان در حل بحرانهای پیشروست.
✅وامدار هیچ یک از افراد و جریانهای سیاسی برجسته کشور نباشد تا بتواند شایستهسالاری را به معنای واقعی کلمه در سازمان حاکم نماید.
✅در حد امکان از مدیران جوان کشور باشد؛ چرا که «کهنه مدیران» چنان ساختار ذهنیشان بسته شده و تیمهایشان چیده شده است که اهمیت ایجاد اصلاحات اساسی را درک نکرده و مجالی برای بازیگری بازیگران توانمند در حاشیه مانده فراهم نخواهند کرد.
✅به ضرورت و اهمیت نقش جامعه مدنی و مشارکت اجتماعی در جهت مواجهه با بحرانهای زیست محیطی پیش رو آگاه باشد.
✅عمق و شدت بحرانهای محیط زیستی ایران را درک کرده باشد تا بداند مجال اندکی برای مواجهه بهینه با این بحرانها باقی مانده است.
و در نهایت
✅باید بتوان در موضعگیریهای وی در سالهای گذشته شواهدی در ارتباط با هر یک از ویژگیهای فوق را یافت تا با استناد به آنها بتوان از فردای انتخاب به عنوان ریاست سازمان، از او عمل بر اساس آنها را مطالبه کرد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
سهمخواهی و تجربه تلخ روحانی❗️
🖋(سجاد فتاحی)
✅شفافیت در مکانیزمها، فرایندها و قوانین نظامهای حکمرانی، از ابتداییترین استلزامات برای بهبود کیفیت حکمرانی و تامین بیشینه منافع ملی است.
✅این روزها گروهی از روحانی برای به دست آوردن سهمی بیشتر در کابینه سهمخواهی میکنند و گروهی دیگر نیز که بخشی از آنها در پی افزایش سهم خود در کابینه از طریق از میدان به در کردن رقبا هستند از سهمخواهی گروه دیگر شکایت می کنند. این امر که نتیجه آن قطعا به انتخاب کارآمدترین کابینه ممکن منتهی نمیشود و شکاف را بین نیروهای سیاسی پیروز در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افزایش خواهد داد، نتیجه عدم شفافیت روحانی درباره مکانیزم انتخاب وزرای کابینه است.
✅این تازه آشکارترین پیامد عدم شفافیت است؛ باید منتظر فشارهای دیگری نیز بود که در صورت شفافیت در مکانیزم انتخاب کابینه و افزایش مشروعیت آن به میزان قابل ملاحظهای کاهش مییافت و در آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.
✅ هنور دیر نشده است و روحانی میتواند با طراحی و اعلام عمومی مکانیزمی کارآمد برای انتخاب اعضای کابینه که زمینه را برای مشارکت انجمنها، احزاب و نخبگان فراهم میکند، هم فشار افراد و گروهها را برای سهم خواهیهای نامشروع کاهش دهد، هم احتمال انتخاب کابینهای کارآمد را افزایش دهد و هم بر مشروعیت گزینههای نهایی معرفی شده از سوی خود بیافزاید، مشروعیتی که او و دولت دوازدهم برای گذر از مسیر دشوار پیش رو به میزان زیادی به آن نیازمند است.
✅این شرایط، تجربیات آموزندهای را نیز برای منتخبان شورای شهر خواهد داشت که در صورت عدم توجه به آن ناگزیر از تکرار تجربه تلخ این روزهای روحانی هستند؛ تجربهای که مطمئناً به تامین بیشینه منافع ملی منتهی نخواهد شد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
✅شفافیت در مکانیزمها، فرایندها و قوانین نظامهای حکمرانی، از ابتداییترین استلزامات برای بهبود کیفیت حکمرانی و تامین بیشینه منافع ملی است.
✅این روزها گروهی از روحانی برای به دست آوردن سهمی بیشتر در کابینه سهمخواهی میکنند و گروهی دیگر نیز که بخشی از آنها در پی افزایش سهم خود در کابینه از طریق از میدان به در کردن رقبا هستند از سهمخواهی گروه دیگر شکایت می کنند. این امر که نتیجه آن قطعا به انتخاب کارآمدترین کابینه ممکن منتهی نمیشود و شکاف را بین نیروهای سیاسی پیروز در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افزایش خواهد داد، نتیجه عدم شفافیت روحانی درباره مکانیزم انتخاب وزرای کابینه است.
✅این تازه آشکارترین پیامد عدم شفافیت است؛ باید منتظر فشارهای دیگری نیز بود که در صورت شفافیت در مکانیزم انتخاب کابینه و افزایش مشروعیت آن به میزان قابل ملاحظهای کاهش مییافت و در آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.
✅ هنور دیر نشده است و روحانی میتواند با طراحی و اعلام عمومی مکانیزمی کارآمد برای انتخاب اعضای کابینه که زمینه را برای مشارکت انجمنها، احزاب و نخبگان فراهم میکند، هم فشار افراد و گروهها را برای سهم خواهیهای نامشروع کاهش دهد، هم احتمال انتخاب کابینهای کارآمد را افزایش دهد و هم بر مشروعیت گزینههای نهایی معرفی شده از سوی خود بیافزاید، مشروعیتی که او و دولت دوازدهم برای گذر از مسیر دشوار پیش رو به میزان زیادی به آن نیازمند است.
✅این شرایط، تجربیات آموزندهای را نیز برای منتخبان شورای شهر خواهد داشت که در صورت عدم توجه به آن ناگزیر از تکرار تجربه تلخ این روزهای روحانی هستند؛ تجربهای که مطمئناً به تامین بیشینه منافع ملی منتهی نخواهد شد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️«سازمان میراث فرهنگی» و «سازمان محیط زیست» پاشنه آشیل سرمایه اجتماعی روحانی✳️
🖋(سجاد فتاحی)
✅جامعه مدنی ایران در دو حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی، در مقایسه با سایر حوزهها از تکامل بیشتری برخوردار است و از نظر رشدیافتگی در این دو حوزه، فاصلهای قابل توجه با بخش دولتی دارد.
✅اگرچه دادههای متقن آماری در این زمینه وجود ندارد اما میتوان با احتمال زیاد بیان کرد که اکثریت قریب به اتفاق کنشگران این حوزهها در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به حسن روحانی رای داده و بخش قابل توجهی از سرمایه اجتماعی روحانی ریشه در بین کنشگران این دو حوزه دارد؛ بر این اساس گزینههایی که حسن روحانی برای تصدی ریاست سازمانهای متولی این حوزهها بر میگزیند تاثیری قابل توجه در سرمایه اجتماعی او در بین تکاملیافتهترین بخشهای جامعه مدنی ایران خواهد داشت.
✅گرچه هنوز گزینههای نهایی ریاست «سازمان حفاظت از محیط زیست» و «سازمان میراث فرهنگی» اعلام نشده است، اما خبرهای خوبی از گزینههای نهایی تصدی ریاست این سازمانها به گوش نمیرسد؛ گزینههای مطرح بواسطه سوابقشان نه تنها از مشروعیت لازم در بین جامعه مدنی و کنشگران فعال این حوزهها برخوردار نیستند، بلکه با توجه به سوابق پیشینشان به عنوان گزینههایی نامناسب و حتی بدنام برای تصدی ریاست این سازمانها شناخته میشوند.
✅نمیدانم آقای روحانی این موضوع را میدانند و یا خیر. اگر نمیدانند که در مدت باقی مانده وظیفه مشاوران و نزدیکان ایشان است که این موضوع را به وی منتقل کنند و اگر میدانند و دست به چنین انتخابهایی بزنند بی گمان آگاهانه بخشی از سرمایه اجتماعی خود را که در مسیر دشوار پیشرو به شدت به آن نیاز دارند با انتخاب چنین گزینههایی از دست خواهند داد.
✅اگرچه عاقلانهتر این بود که آقای روحانی با انتخاب مکانیزمی شفاف برای انتخاب کل اعضای کابینه، زمینه را برای حضور جامعه مدنی در فرایند انتخاب وزرا و انتخاب کابینهای کارآمد فراهم میکرد و بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت خود میافزود، اما بی توجهی به نظرات جامعه مدنی بویژه در این دو حوزه میتواند علاوه بر تحمیل هزینههایی سنگین به کشور بواسطه انتخاب گزینههایی نامناسب، تبعات جبرانناپذیری را برای مشروعیت و سرمایه اجتماعی ایشان و دولت در پی داشته باشد.
✅لازم نیست روحانی برای معرفی گزینههای نهایی ریاست این سازمانها عجله کند، اندکی تامل، اندکی توجه به بازخورد طرح نام گزینههای اصلی ریاست این سازمانها و مشورت با کنشگران جامعه مدنی در این حوزهها میتواند به انتخاب گزینههایی کارآمدتر انجامیده و بر سرمایه اجتماعی دولت و شخص رئیس جمهور بیافزاید.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
✅جامعه مدنی ایران در دو حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی، در مقایسه با سایر حوزهها از تکامل بیشتری برخوردار است و از نظر رشدیافتگی در این دو حوزه، فاصلهای قابل توجه با بخش دولتی دارد.
✅اگرچه دادههای متقن آماری در این زمینه وجود ندارد اما میتوان با احتمال زیاد بیان کرد که اکثریت قریب به اتفاق کنشگران این حوزهها در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به حسن روحانی رای داده و بخش قابل توجهی از سرمایه اجتماعی روحانی ریشه در بین کنشگران این دو حوزه دارد؛ بر این اساس گزینههایی که حسن روحانی برای تصدی ریاست سازمانهای متولی این حوزهها بر میگزیند تاثیری قابل توجه در سرمایه اجتماعی او در بین تکاملیافتهترین بخشهای جامعه مدنی ایران خواهد داشت.
✅گرچه هنوز گزینههای نهایی ریاست «سازمان حفاظت از محیط زیست» و «سازمان میراث فرهنگی» اعلام نشده است، اما خبرهای خوبی از گزینههای نهایی تصدی ریاست این سازمانها به گوش نمیرسد؛ گزینههای مطرح بواسطه سوابقشان نه تنها از مشروعیت لازم در بین جامعه مدنی و کنشگران فعال این حوزهها برخوردار نیستند، بلکه با توجه به سوابق پیشینشان به عنوان گزینههایی نامناسب و حتی بدنام برای تصدی ریاست این سازمانها شناخته میشوند.
✅نمیدانم آقای روحانی این موضوع را میدانند و یا خیر. اگر نمیدانند که در مدت باقی مانده وظیفه مشاوران و نزدیکان ایشان است که این موضوع را به وی منتقل کنند و اگر میدانند و دست به چنین انتخابهایی بزنند بی گمان آگاهانه بخشی از سرمایه اجتماعی خود را که در مسیر دشوار پیشرو به شدت به آن نیاز دارند با انتخاب چنین گزینههایی از دست خواهند داد.
✅اگرچه عاقلانهتر این بود که آقای روحانی با انتخاب مکانیزمی شفاف برای انتخاب کل اعضای کابینه، زمینه را برای حضور جامعه مدنی در فرایند انتخاب وزرا و انتخاب کابینهای کارآمد فراهم میکرد و بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت خود میافزود، اما بی توجهی به نظرات جامعه مدنی بویژه در این دو حوزه میتواند علاوه بر تحمیل هزینههایی سنگین به کشور بواسطه انتخاب گزینههایی نامناسب، تبعات جبرانناپذیری را برای مشروعیت و سرمایه اجتماعی ایشان و دولت در پی داشته باشد.
✅لازم نیست روحانی برای معرفی گزینههای نهایی ریاست این سازمانها عجله کند، اندکی تامل، اندکی توجه به بازخورد طرح نام گزینههای اصلی ریاست این سازمانها و مشورت با کنشگران جامعه مدنی در این حوزهها میتواند به انتخاب گزینههایی کارآمدتر انجامیده و بر سرمایه اجتماعی دولت و شخص رئیس جمهور بیافزاید.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
Forwarded from عکس نگار
داستان ما، ژیان مدل 1967 روحانی و لیست پیشنهادی کابینه دوازدهم ❗️
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅اکثر متولدین دهههای 70 به بعد اگر هم ژیان را دیده باشند اما احتمالا تصور دقیقی از این ماشین که از سال 1967 شروع به تولید و در اواخر دهه 40 وارد بازار ایران شد ندارند. آنها در ماشینهایی سوار شدهاند که از نظر کیفیت و سرعت، تفاوتی قابل توجه با ژیان دارند. شاید تجربه ژیانسواری یکی از تفاوتهای متولدین پیش از دهه 70 با متولدین پس از این دهه باشد. اما در ادامه توضیح خواهم داد که تمامی ایرانیان متولد شده در سالهای ابتدایی قرن شمسی حاضر تا سالهای پایانی این قرن، تجربه سوار شدن بر ژیان و البته در مفهومی دقیقتر درشکهای را دارند که دست تقدیر و البته رای ما هم اکنون آقای روحانی را به عنوان راننده بخشی از آن انتخاب کرده است.
✅این ژیان و به عبارت دقیقتر درشکه، ساختار دولت در کل و مکانیزم انتخاب وزرا به عنوان بخشی از این ساختار در ایران است که نسبت به سالهای ابتدایی این قرن تغییری نکرده است؛ اما چون انتظارات ما تغییر کرده و البته نامزدهای ریاست جمهوری و از جمله آقای روحانی سخنان جدیدی میگویند و در پی پردهبرداری از مادر مذاکرات و حرفهایی از این دست هستند از خروجی این ژیان و درشکه که یکی از آنها همین لیست وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم است دچار تعجب میشویم و یادمان میرود که همگی سوار بر ژیان و درشکهای هستیم که حتی با رانندهای چون خاتمی و روحانی بهترین خروجیاش همین است.
✅مشکل گروههای تحولخواه و اصلاحطلب در فرایند انتخاب وزرا این بود که خواهان انتخاب گزینههای مدنظر خود بودند و توجهی به ضرورت اصلاح و کارآمدسازی مکانیزم انتخاب وزرا نداشتند و آن را کمتر از روحانی مطالبه کردند. گرچه امید چندانی نیز به نمایندگان مجلس بنا به دلایل گوناگون نیست اما هنوز دیر نشده است و نمایندگانی که دل در گرو منافع ملی دارند میتوانند مکانیزمی کارآمد را به روحانی پیشنهاد کنند و تنها به گزینههایی رای اعتماد دهند که خروجی این مکانیزم باشند.
✅اینکه روسای جمهوری چون آقایان خاتمی و روحانی علیرغم آنکه از اختیارات و توانایی کافی برای اصلاح این ساختارها و مکانیزمهای زیرمجموعه خود برخوردار بودند چرا اقدامی در این جهت نکردند میتواند دلایل گوناگونی چون دشواری چنین اصلاحاتی از منظر آنها، عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و یا حتی پیوند خوردن منافع شخصی و گروهی با این مکانیزمهای ناکارآمد داشته باشد. اینکه کدام دلیل و یا مجموعهای از دلایل علت این عدم تمایل بوده است را فعلا نمیدانم اما میدانم که اکثر ما هم اگر در مسند ریاست جمهوری بودیم مکانیزمی را انتخاب میکردیم که بواسطه آن، کمتر دیگران مجال دخالت و فضولی در امر مهمی چون انتخاب وزرای کابینه را بیابند. مکانیزم پوسیده کنونی دقیقا چنین مکانیزمی است و این یکی از دلایلی است که دوام آورده و به توصیهها برای اصلاح آن نیز توجهی نمیشود.
✅اما یادمان باشد که مکانیزمهای ناکارآمد برای مواجهه با بحرانهای پیچیده پیشروی ایران مناسب نیست و در صورت عدم اصلاح این مکانیزمها، روزی پیچیدگی همه ما را در بر خواهد گرفت، حتی کسانی را که در کوتاه مدت این مکانیزمها و ساختارهای ناکارآمد روزگاری تامین کننده منافع آنها بوده است.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅اکثر متولدین دهههای 70 به بعد اگر هم ژیان را دیده باشند اما احتمالا تصور دقیقی از این ماشین که از سال 1967 شروع به تولید و در اواخر دهه 40 وارد بازار ایران شد ندارند. آنها در ماشینهایی سوار شدهاند که از نظر کیفیت و سرعت، تفاوتی قابل توجه با ژیان دارند. شاید تجربه ژیانسواری یکی از تفاوتهای متولدین پیش از دهه 70 با متولدین پس از این دهه باشد. اما در ادامه توضیح خواهم داد که تمامی ایرانیان متولد شده در سالهای ابتدایی قرن شمسی حاضر تا سالهای پایانی این قرن، تجربه سوار شدن بر ژیان و البته در مفهومی دقیقتر درشکهای را دارند که دست تقدیر و البته رای ما هم اکنون آقای روحانی را به عنوان راننده بخشی از آن انتخاب کرده است.
✅این ژیان و به عبارت دقیقتر درشکه، ساختار دولت در کل و مکانیزم انتخاب وزرا به عنوان بخشی از این ساختار در ایران است که نسبت به سالهای ابتدایی این قرن تغییری نکرده است؛ اما چون انتظارات ما تغییر کرده و البته نامزدهای ریاست جمهوری و از جمله آقای روحانی سخنان جدیدی میگویند و در پی پردهبرداری از مادر مذاکرات و حرفهایی از این دست هستند از خروجی این ژیان و درشکه که یکی از آنها همین لیست وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم است دچار تعجب میشویم و یادمان میرود که همگی سوار بر ژیان و درشکهای هستیم که حتی با رانندهای چون خاتمی و روحانی بهترین خروجیاش همین است.
✅مشکل گروههای تحولخواه و اصلاحطلب در فرایند انتخاب وزرا این بود که خواهان انتخاب گزینههای مدنظر خود بودند و توجهی به ضرورت اصلاح و کارآمدسازی مکانیزم انتخاب وزرا نداشتند و آن را کمتر از روحانی مطالبه کردند. گرچه امید چندانی نیز به نمایندگان مجلس بنا به دلایل گوناگون نیست اما هنوز دیر نشده است و نمایندگانی که دل در گرو منافع ملی دارند میتوانند مکانیزمی کارآمد را به روحانی پیشنهاد کنند و تنها به گزینههایی رای اعتماد دهند که خروجی این مکانیزم باشند.
✅اینکه روسای جمهوری چون آقایان خاتمی و روحانی علیرغم آنکه از اختیارات و توانایی کافی برای اصلاح این ساختارها و مکانیزمهای زیرمجموعه خود برخوردار بودند چرا اقدامی در این جهت نکردند میتواند دلایل گوناگونی چون دشواری چنین اصلاحاتی از منظر آنها، عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و یا حتی پیوند خوردن منافع شخصی و گروهی با این مکانیزمهای ناکارآمد داشته باشد. اینکه کدام دلیل و یا مجموعهای از دلایل علت این عدم تمایل بوده است را فعلا نمیدانم اما میدانم که اکثر ما هم اگر در مسند ریاست جمهوری بودیم مکانیزمی را انتخاب میکردیم که بواسطه آن، کمتر دیگران مجال دخالت و فضولی در امر مهمی چون انتخاب وزرای کابینه را بیابند. مکانیزم پوسیده کنونی دقیقا چنین مکانیزمی است و این یکی از دلایلی است که دوام آورده و به توصیهها برای اصلاح آن نیز توجهی نمیشود.
✅اما یادمان باشد که مکانیزمهای ناکارآمد برای مواجهه با بحرانهای پیچیده پیشروی ایران مناسب نیست و در صورت عدم اصلاح این مکانیزمها، روزی پیچیدگی همه ما را در بر خواهد گرفت، حتی کسانی را که در کوتاه مدت این مکانیزمها و ساختارهای ناکارآمد روزگاری تامین کننده منافع آنها بوده است.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
Forwarded from عکس نگار
«کمپین تغییر در مدیریت محیط زیست» و دعوت از روحانی برای آخرین امضا
🖋(سجاد فتاحی)
تقدیم به حسن روحانی
@governancesystems
✅گروهی از فعالین برجسته محیط زیست ایران، بیش از یک ماهی است که کمپینی را برای ایجاد تغییر در مدیریت سازمان محیط زیست کشور ایجاد کردهاند (https://news.1rj.ru/str/joinchat/ByVf5EAQYbJ0zh2icftXug). فارغ از اینکه این کمپین به هدف اصلی خود دست یابد و یا خیر، این تجربه، تجربهای خوشایند و آموزنده است که میتواند در سایر حوزهها نیز تکرار شود.
✅بنیانگذاران این کمپین به نظر میرسد تمامی گامهای لازم برای دستیابی به هدف را به درستی برداشتهاند و تنها موانع ساختاریای که اصلاح و از میان برداشتن آنها صرفا در حیطه اختیارات رئیس جمهور است میتواند آنها را از رسیدن به مقصود خود باز دارد. نخست آنکه به پرسشهای مهمی چون انتظارات و مطالبات خود از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست و چرایی ایجاد تغییر در مدریت این سازمان پاسخ دادهاند و دیگر آنکه با در نظر داشتن تمامی محدودیتها از بین گزینههای مطرح موجود، مناسبترین گزینه را برای تصدی ریاست این سازمان برگزیده و از او حمایت کردهاند.
✅اعضای این کمپین، حتی با آنکه به نظر میرسد ریاست عیسی کلانتری (گزینهای نه چندان خوشنام در بین فعالین محیط زیست کشور) بر سازمان محیط زیست تقریبا قطعی شده است، همچنان امیدوارانه به تلاش خود ادامه میدهند تا شاید در آخرین لحظات تصمیمگیری، حسن روحانی صدای آنها را شنیده و برای نخستین بار در تاریخ کشور، ریاست یکی از سازمانهای مهم کشور با نظر و مشارکت کنشگران و متخصصان حوزه مرتبط انتخاب شود.
✅این تجربه خوشایند تنها بک گام با تبدیل شدن به نقطهی عطفی در تاریخ انتخاب مقامهای عالی رتبه دولتی در ایران فاصله دارد و این آخرین گام را میبایست حسن روحانی بردارد، او اگر به مطالبه بر حق این کمپین توجه کند بی شک کمکی اساسی در ثبت الگویی از مشارکت جویی در انتخاب کنشگران کلیدی دولت کرده است.
✅حتی اگر این آخرین گام را نیز روحانی بر ندارد، باز هم این کمپین تجربهای آموزنده برای متخصصین و کنشگران سایر عرصههاست که در صورت تکرار، مطمئنا در نهایت روزی خواهد رسید که دیگر روسای جمهور نمیتوانند نسبت به صداهای ذینفعان، کنشگران و متخصصین اصلی حوزهها که به گونهای نظاممند خواهان مشارکت در انتخاب کنشگران کلیدی دولت هستند بی توجه باشند.
✳️اما میتوان هنوز امیدوار بود که آخرین امضای این کمپین امضای حسن روحانی باشد.
لینک گروه کمپین تغییر در مدیریت محیط زیست: https://news.1rj.ru/str/joinchat/ByVf5EAQYbJ0zh2icftXug
🖋(سجاد فتاحی)
تقدیم به حسن روحانی
@governancesystems
✅گروهی از فعالین برجسته محیط زیست ایران، بیش از یک ماهی است که کمپینی را برای ایجاد تغییر در مدیریت سازمان محیط زیست کشور ایجاد کردهاند (https://news.1rj.ru/str/joinchat/ByVf5EAQYbJ0zh2icftXug). فارغ از اینکه این کمپین به هدف اصلی خود دست یابد و یا خیر، این تجربه، تجربهای خوشایند و آموزنده است که میتواند در سایر حوزهها نیز تکرار شود.
✅بنیانگذاران این کمپین به نظر میرسد تمامی گامهای لازم برای دستیابی به هدف را به درستی برداشتهاند و تنها موانع ساختاریای که اصلاح و از میان برداشتن آنها صرفا در حیطه اختیارات رئیس جمهور است میتواند آنها را از رسیدن به مقصود خود باز دارد. نخست آنکه به پرسشهای مهمی چون انتظارات و مطالبات خود از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست و چرایی ایجاد تغییر در مدریت این سازمان پاسخ دادهاند و دیگر آنکه با در نظر داشتن تمامی محدودیتها از بین گزینههای مطرح موجود، مناسبترین گزینه را برای تصدی ریاست این سازمان برگزیده و از او حمایت کردهاند.
✅اعضای این کمپین، حتی با آنکه به نظر میرسد ریاست عیسی کلانتری (گزینهای نه چندان خوشنام در بین فعالین محیط زیست کشور) بر سازمان محیط زیست تقریبا قطعی شده است، همچنان امیدوارانه به تلاش خود ادامه میدهند تا شاید در آخرین لحظات تصمیمگیری، حسن روحانی صدای آنها را شنیده و برای نخستین بار در تاریخ کشور، ریاست یکی از سازمانهای مهم کشور با نظر و مشارکت کنشگران و متخصصان حوزه مرتبط انتخاب شود.
✅این تجربه خوشایند تنها بک گام با تبدیل شدن به نقطهی عطفی در تاریخ انتخاب مقامهای عالی رتبه دولتی در ایران فاصله دارد و این آخرین گام را میبایست حسن روحانی بردارد، او اگر به مطالبه بر حق این کمپین توجه کند بی شک کمکی اساسی در ثبت الگویی از مشارکت جویی در انتخاب کنشگران کلیدی دولت کرده است.
✅حتی اگر این آخرین گام را نیز روحانی بر ندارد، باز هم این کمپین تجربهای آموزنده برای متخصصین و کنشگران سایر عرصههاست که در صورت تکرار، مطمئنا در نهایت روزی خواهد رسید که دیگر روسای جمهور نمیتوانند نسبت به صداهای ذینفعان، کنشگران و متخصصین اصلی حوزهها که به گونهای نظاممند خواهان مشارکت در انتخاب کنشگران کلیدی دولت هستند بی توجه باشند.
✳️اما میتوان هنوز امیدوار بود که آخرین امضای این کمپین امضای حسن روحانی باشد.
لینک گروه کمپین تغییر در مدیریت محیط زیست: https://news.1rj.ru/str/joinchat/ByVf5EAQYbJ0zh2icftXug
Forwarded from عکس نگار
✳️لطفعلی عسکرزاده، پیچیدگیهای پیشروی ایران و نظام حکمرانی فازی
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅اگر بخواهیم با منطق قطعی خبر درگذشت لطفعلی عسکرزاده پدر منطق فازی، را بیان کنیم باید بگوییم که او در سن 97 سالگی درگذشت؛ اما با اتکا به نظریهای که او پدیدآورنده آن بود بیان این خبر به این سادگی امکان پذیر نیست و شاید باید ساعتها در مورد آن بنویسیم.
✅او با طرح نظریه مجموعههای فازی به ما آموخت که جهان و واقعیت، پیچیدهتر از آن است که بتوانیم با منطق قطعی صفر و یک، آن را درک نموده و پیرامون آن قضاوت کنیم.
✅با اتکا به نظریه او میتوان بیان کرد که یکی از مهمترین علل بحرانهای پیچیده پیش روی ایران، عدم انطباق طراحی نظام حکمرانی این کشور با منطق فازی است. این نظام حکمرانی، دهه ها به پرسشهای پیچیدهای چون چگونگی کنار آمدن با محدودیتهای اکولوژیک ایران، چگونگی دست یافتن به توسعه، چگونگی تعامل با جهان، چگونگی مواجهه با مسائل اجتماعی، چگونگی مواجهه با تغییرات محیطی و ... پاسخهایی سطحی و ساده داده که نه تنها به کار حل مسائل نمیآمدهاند، بلکه مسائل را به بحران تبدیل کرده و بر پیچیدگی بحرانهای پیشروی ایران دامن زدهاند.
✅اگر درستی نظریه عسکرزاده را پذیرفتیم، آنگاه اساسیترین گام برای مواجهه با بحرانهای پیشروی ایران، طراحی و پیادهسازی یک نظام حکمرانی فازی است؛ امری که اگرچه در سخن بسیار ساده مینماید اما در عمل اما و اگرهای بسیاری دارد که دامنهای بی نهایت بین صفر و یک را در بر میگیرند.
@governancesystems
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅اگر بخواهیم با منطق قطعی خبر درگذشت لطفعلی عسکرزاده پدر منطق فازی، را بیان کنیم باید بگوییم که او در سن 97 سالگی درگذشت؛ اما با اتکا به نظریهای که او پدیدآورنده آن بود بیان این خبر به این سادگی امکان پذیر نیست و شاید باید ساعتها در مورد آن بنویسیم.
✅او با طرح نظریه مجموعههای فازی به ما آموخت که جهان و واقعیت، پیچیدهتر از آن است که بتوانیم با منطق قطعی صفر و یک، آن را درک نموده و پیرامون آن قضاوت کنیم.
✅با اتکا به نظریه او میتوان بیان کرد که یکی از مهمترین علل بحرانهای پیچیده پیش روی ایران، عدم انطباق طراحی نظام حکمرانی این کشور با منطق فازی است. این نظام حکمرانی، دهه ها به پرسشهای پیچیدهای چون چگونگی کنار آمدن با محدودیتهای اکولوژیک ایران، چگونگی دست یافتن به توسعه، چگونگی تعامل با جهان، چگونگی مواجهه با مسائل اجتماعی، چگونگی مواجهه با تغییرات محیطی و ... پاسخهایی سطحی و ساده داده که نه تنها به کار حل مسائل نمیآمدهاند، بلکه مسائل را به بحران تبدیل کرده و بر پیچیدگی بحرانهای پیشروی ایران دامن زدهاند.
✅اگر درستی نظریه عسکرزاده را پذیرفتیم، آنگاه اساسیترین گام برای مواجهه با بحرانهای پیشروی ایران، طراحی و پیادهسازی یک نظام حکمرانی فازی است؛ امری که اگرچه در سخن بسیار ساده مینماید اما در عمل اما و اگرهای بسیاری دارد که دامنهای بی نهایت بین صفر و یک را در بر میگیرند.
@governancesystems
✳️تاملی پیرامون مفهوم ملیگرایی و بحرانهای پیشروی ایران ✳️
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
توضیح: نکاتی که در ادامه میآید خلاصهای از متنی است که با پیگیریهای دوست عزیزم پوریا پیرانی در نشریه پیام ابراهیم منتشر شده است؛ در صورت تمایل برای مطالعه متن کامل به آدرس وبلاگ انتهای متن مراجعه کنید.
✅ایران امروز در شرایط حساس تاریخیای قرار دارد که ادامه قرنها شرایط حساس تاریخی حاکم بر این سرزمین است که به دلیل ماندگاری علت اصلی پیدایش این شرایط، جز در برهههایی بسیار کوتاه، نسبت به تاریخ کشور، دست از گریبان ایرانیان بر نداشته است.
✅این متن، در گام نخست تلاش مینماید تعاریفی مشخص از مفاهیمی چون «ایران»، «منافع ملی» و «ملیگرایی» ارائه نموده و در گام بعد به بحرانیهایی اشاره میکند که بواسطه اثرگذاری شدید بر کاهش قابلیت پایداری ایران باید در کانون توجه ملیگرایان ایرانی قرار گرفته و پیش از آنکه لطمات جبرانناپذیری را به تمامیت ارضی کشور وارد نماید پیرامون آنها چارهاندیشی کنند.
✅ «ایران»، یک سیستم پیچیده جغرافیایی- اجتماعی- سیاسی با مرزهایی مشخص است که وظیفه تنظیم و کنترل رفتارهای درون این سیستم را همانند سایر سیستمهای مصنوع و طبیعی موجود در جهان، بخشی بر عهده دارد که آن را «سیستم حکمرانی» مینامیم.
✅علت اساسی کامیابیها و ناکامیها و بحرانهایی که این سیستم جغرافیایی- سیاسی در طول تاریخ تجربه کرده است را میبایست در ضعفهایی در زمینه طراحی 3 نوع سیستم حکمرانی کلانی جستجو کرد که وظیفه کنترل و تنظیم روابط این سیستم و البته کنترل اثر عوامل اخلالگر درونی و بیرونی را بر عهده داشتهاند.
✅با توجه به مفهوم «پایداری» و در نظر گرفتن ایران به منزله یک سیستم پیچیده، هنگامی که از منافع ملی سخن میگوییم، مراد ما هرگونه منفعتی است که در صورت تامین، از طریق افزایش قابلیت پایداری این قلمرو جغرافیایی- سیاسی، موجبات ماندگاری طولانی مدت آن را فراهم مینماید.
✅با در نظر داشتن مطالب فوق، «ملیگرایی ایرانی» به معنای دلنگرانی نسبت به سرنوشت سیستمی جغرافیایی – سیاسی به نام ایران از حیث پایداری و تلاش در جهت افزایش قابلیت ماندگاری آن است.
✅از این منظر نقطه هدفی را که ملیگرایان برای سیستمی جغرافیایی – سیاسی در مقیاس ایران در نظر میگیرند، مفهوم منافع ملی با توجه به تعریف فوق است و خواهان آن هستند که سیستم حکمرانی کشور با توجه به این نقطه هدف (که میتوان آن را شاخصسازی نمود و به صورت کمی و کیفی مورد سنجش قرار دارد)، روابط درون و برون این سیستم را تنظیم نماید.
✅به نظر میرسد با مفصلزدایی از سایر گفتمانهای فعال در فضای سیاسی کشور و با توجه به اعتبارزدایی از سایر جریانهای سیاسی و پاره پاره شدن هویتها، اگر قائل به توانایی هژمونیک شدن گفتمانی در فضای سیاسی ایران در آینده باشیم، «گفتمان ملیگرایی»، گفتمان هژمون آینده ایران در قلمروهای فرهنگی، اجتماعی و نهایتا سیاسی خواهد بود، به عبارتی «گفتمان ملیگرایی» که دال مرکزی این گفتمان «منافع ملی» با تعریفی است که در قسمت فوق به آن اشاره شد، رفته رفته تبدیل به گفتمان غالب در حوزههای فرهنگی و اجتماعی شده که زمینه برای هژمونیک شدن آن در عرصه سیاسی نیز فراهم خواهد شد.
✅بحرانهای سه گانه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی پیشروی ایران، که میتواند یکبار دیگر مرزهای آن را دستخوش تغییر نماید ریشه در کیفیت حکمرانی پایینی دارند که مهمترین علت آن طراحی نامناسب سیستم حکمرانی در کشور است.
✅علاوه بر بحرانهای مورد اشاره، ایران در آستانه یک بحران سیاسی تحت عنوان «بحران جانشینی» نیز قرار دارد که در صورت عدم چارهاندیشی مناسب پیرامون آن میتواند تمامی بحرانهای فوق را با سرعتی باورنکردنی تشدید و تعمیق نماید.
✅در مسیر آغاز گفتگوی ملی پیرامون بحرانهای پیشروی ایران، با توجه به ساختار و طراحی خاص نظام سیاسی کنونی، شروع گفتگویی مهم، مبتنی بر احترام و البته چالشبرانگیز با بلندپایهترین مقام سیاسی کشور اصلی لازم و ضروری است، چرا که در صورت عدم همراهی ایشان، در حل بحرانها، در کشور چشمانداز امیدوار کنندهای وجود ندارد و با پیش آمدن بحران جانشینی، بحرانها در حوزههای دیگر با شدتی قابل ملاحظه عمق خواهند یافت و با توجه به شرایط منطقه و جهان، ایران در معرض یکی از خطرناکترین شرایط تاریخی خود قرار خواهد گرفت.
✅اگرچه نمونههای تاریخی موفق چندانی در این زمینه وجود ندارد، اما باید امیدوار بود و هرچه سریعتر گفتگو را آغاز کرد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
توضیح: نکاتی که در ادامه میآید خلاصهای از متنی است که با پیگیریهای دوست عزیزم پوریا پیرانی در نشریه پیام ابراهیم منتشر شده است؛ در صورت تمایل برای مطالعه متن کامل به آدرس وبلاگ انتهای متن مراجعه کنید.
✅ایران امروز در شرایط حساس تاریخیای قرار دارد که ادامه قرنها شرایط حساس تاریخی حاکم بر این سرزمین است که به دلیل ماندگاری علت اصلی پیدایش این شرایط، جز در برهههایی بسیار کوتاه، نسبت به تاریخ کشور، دست از گریبان ایرانیان بر نداشته است.
✅این متن، در گام نخست تلاش مینماید تعاریفی مشخص از مفاهیمی چون «ایران»، «منافع ملی» و «ملیگرایی» ارائه نموده و در گام بعد به بحرانیهایی اشاره میکند که بواسطه اثرگذاری شدید بر کاهش قابلیت پایداری ایران باید در کانون توجه ملیگرایان ایرانی قرار گرفته و پیش از آنکه لطمات جبرانناپذیری را به تمامیت ارضی کشور وارد نماید پیرامون آنها چارهاندیشی کنند.
✅ «ایران»، یک سیستم پیچیده جغرافیایی- اجتماعی- سیاسی با مرزهایی مشخص است که وظیفه تنظیم و کنترل رفتارهای درون این سیستم را همانند سایر سیستمهای مصنوع و طبیعی موجود در جهان، بخشی بر عهده دارد که آن را «سیستم حکمرانی» مینامیم.
✅علت اساسی کامیابیها و ناکامیها و بحرانهایی که این سیستم جغرافیایی- سیاسی در طول تاریخ تجربه کرده است را میبایست در ضعفهایی در زمینه طراحی 3 نوع سیستم حکمرانی کلانی جستجو کرد که وظیفه کنترل و تنظیم روابط این سیستم و البته کنترل اثر عوامل اخلالگر درونی و بیرونی را بر عهده داشتهاند.
✅با توجه به مفهوم «پایداری» و در نظر گرفتن ایران به منزله یک سیستم پیچیده، هنگامی که از منافع ملی سخن میگوییم، مراد ما هرگونه منفعتی است که در صورت تامین، از طریق افزایش قابلیت پایداری این قلمرو جغرافیایی- سیاسی، موجبات ماندگاری طولانی مدت آن را فراهم مینماید.
✅با در نظر داشتن مطالب فوق، «ملیگرایی ایرانی» به معنای دلنگرانی نسبت به سرنوشت سیستمی جغرافیایی – سیاسی به نام ایران از حیث پایداری و تلاش در جهت افزایش قابلیت ماندگاری آن است.
✅از این منظر نقطه هدفی را که ملیگرایان برای سیستمی جغرافیایی – سیاسی در مقیاس ایران در نظر میگیرند، مفهوم منافع ملی با توجه به تعریف فوق است و خواهان آن هستند که سیستم حکمرانی کشور با توجه به این نقطه هدف (که میتوان آن را شاخصسازی نمود و به صورت کمی و کیفی مورد سنجش قرار دارد)، روابط درون و برون این سیستم را تنظیم نماید.
✅به نظر میرسد با مفصلزدایی از سایر گفتمانهای فعال در فضای سیاسی کشور و با توجه به اعتبارزدایی از سایر جریانهای سیاسی و پاره پاره شدن هویتها، اگر قائل به توانایی هژمونیک شدن گفتمانی در فضای سیاسی ایران در آینده باشیم، «گفتمان ملیگرایی»، گفتمان هژمون آینده ایران در قلمروهای فرهنگی، اجتماعی و نهایتا سیاسی خواهد بود، به عبارتی «گفتمان ملیگرایی» که دال مرکزی این گفتمان «منافع ملی» با تعریفی است که در قسمت فوق به آن اشاره شد، رفته رفته تبدیل به گفتمان غالب در حوزههای فرهنگی و اجتماعی شده که زمینه برای هژمونیک شدن آن در عرصه سیاسی نیز فراهم خواهد شد.
✅بحرانهای سه گانه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی پیشروی ایران، که میتواند یکبار دیگر مرزهای آن را دستخوش تغییر نماید ریشه در کیفیت حکمرانی پایینی دارند که مهمترین علت آن طراحی نامناسب سیستم حکمرانی در کشور است.
✅علاوه بر بحرانهای مورد اشاره، ایران در آستانه یک بحران سیاسی تحت عنوان «بحران جانشینی» نیز قرار دارد که در صورت عدم چارهاندیشی مناسب پیرامون آن میتواند تمامی بحرانهای فوق را با سرعتی باورنکردنی تشدید و تعمیق نماید.
✅در مسیر آغاز گفتگوی ملی پیرامون بحرانهای پیشروی ایران، با توجه به ساختار و طراحی خاص نظام سیاسی کنونی، شروع گفتگویی مهم، مبتنی بر احترام و البته چالشبرانگیز با بلندپایهترین مقام سیاسی کشور اصلی لازم و ضروری است، چرا که در صورت عدم همراهی ایشان، در حل بحرانها، در کشور چشمانداز امیدوار کنندهای وجود ندارد و با پیش آمدن بحران جانشینی، بحرانها در حوزههای دیگر با شدتی قابل ملاحظه عمق خواهند یافت و با توجه به شرایط منطقه و جهان، ایران در معرض یکی از خطرناکترین شرایط تاریخی خود قرار خواهد گرفت.
✅اگرچه نمونههای تاریخی موفق چندانی در این زمینه وجود ندارد، اما باید امیدوار بود و هرچه سریعتر گفتگو را آغاز کرد.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️بحران آب در ایران، سفر در زمان و مساله ناتوانی از تغیر مسیر ✳️
🖌(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅مدتی است به همراه همسر عزیزم (نسترن رفیعی) و دوست و استاد گرامیم «محمد فاضلی» در صدد نگارش کتابی با عنوان «تاریخ گفتمان آب در مجالس ایران» هستیم؛ به هنگام مطالعه برخی سخنان ایراد شده در مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی آدمی احساس میکند زمان و سطح فهم سیاستگذاران، نه تنها در این کشور متوقف شده بلکه به عقب باز گشته و سقوط کرده است.
✅تکرار مسائل و راهحلهای تکراری گذشته و «مرثیه خوانی محیط زیستی» به تعبیر محمد فاضلی، اگرچه ممکن است به کار خودنماییهای آکادمیک و بازیهای سیاسی برخی سیاستمداران بیاید، اما به ما نه در شناسایی عمیقتر مسائل و نه در شناسایی راهحلها کمک چندانی نخواهد کرد؛ مسائل و راهحلها، سالها و دههها پیش در حد لزوم شناسایی شدهاند؛ اما مساله اصلی ما ناتوانی در پیادهسازی راهحلها برای مواجهه بهینه با مسائل و تغییر مسیر هولناکی است که در پیش گرفتهایم... اینکه چرا در پیادهسازی راهحلها ناتوانیم و بواسطه این ناتوانی، در معرض فرسایش و فروپاشی، پرسش مهمی است که باید به آن پاسخ گفت و چارهای برای آن اندیشید.
✅شرح مفصل این موضوع را به مجالی دیگر وا میگذارم و شما را دعوت میکنم به همراه یکدیگر سفری را در تاریخ آغاز کنیم، به 64 سال پیش و به صحن علنی مجلس شورای ملی؛ «ابوالحسن حائریزاده»، یکی از نمایندگان مجلس، در حال سخنرانی است او چنین میگوید:
📢«من یكى دو هفته پیش تصمیم براى دیدن سد گرفتم كه تهیه ساختمانش را دارند میبینند ... بین دویست یا سیصد میلیون تومان خرج این دستگاه است كه اینجا به ثمر برسد، من حساب كردم كه قنواتى كه در ایران در دوره مغول و تیمور در نتیجه ظلم و تعدى خراب شده است آنها را بگذاریم كنار قنوات موجودى که امروز در ایران هست، اگر این پول را به پنج هزار قنات كمك كنند، نه اینکه مجانى بهشان بدهند، این پول را میدادند به بانك كشاورزى وثیقه میگرفت و به فلان صاحب قنات قرض میداد كه براى آبادى هر یك از این قنوات موجود از ده بیست هزار تومان تا پنجاه و شصت هزار تومان را خرج كنند، اگر آبش ده برابر نشود دوبرابر میشود؛ در این تردیدى نیست. محتاج به ماشینهاى سنگین هم كه از آمریکا وارد كنیم نیست (صحیح است) و مبلغ زیادى ارز خرج اینکار هم نمیکنیم، همان عملههاى خودمان این عمل را میكردند و در حدود ده بیست هزار سنگ حداقل آب اضافه میشد یك شاهى پول هم به خارج نمیرفت و این آب در تمام مملكت هم پخش میشد كه اگر بمب اتمی هم در این مملكت سقوط بكند فقط یكى دوقنات را خراب میکند، مملكت به این پهناورى با این قنواتى كه دستگاه تولیدى مملكت ما هست و زراعت ما را به وسیله آبیارى كمك میکند به راه میافتد. هر صاحب قناتى، امروزه سیلاب آمده قناتش را خراب كرده. من گزارشاتى از یزد دارم كه قنواتى هست صد هزار تومان، پنجاه هزار تومان خرج برمیدارد كه دو مرتبه به راه بیفتد. بانك كشاورزى هم كه پول ندارد بدهد، خودشان هم پول ندارند كه این قنوات را دوباره به کار بیندازند، ما اگر به جای این سیصد چهار صد میلیونى را كه در كرج خرج میکنیم كه آبهاى بهارى را آنجا ذخیره بكنیم و بعد بیاوریم شهر، اگر این پول را به قنوات داده بودیم چندین مقابل آب اضافى در مملكت ایجاد می شد، كار براى بیكاران تهیه میشد، سطح تولید مملكت بالا میرفت، زندگى خیلى بهتر بود من به جناب مهندس گفتم این عمل به یك هوسى شبیه است تا به یك كار تولیدى، من نمیگویم كه كارى بدى است ولى كارهاى دیگر هست كه از اینکار بهتر است؛ مثلاً همان طور كه عرض كردم اگر پول این را میدادند به صاحبان قنوات كه قنواتشان را آباد بكنند عایداتش براى مملكت و براى دولت و براى آتیه ما به مراتب بهتر و بیشتر بود.»
✅اکنون به سال 1396 و به یکی از مراکز پژوهشی کشور باز میگردیم؛ گروهی از کارشناسان، مشغول تهیه گزارشی هستند که خلاصه آن، همان سخنانی است که در سفر زمانی خود به 64 سال پیش، از زبان «ابوالحسن حائریزاده» شنیدیم.
❇️اگر به پرسش چرایی ناتوانی ایران از تغییر مسیر پاسخ ندهیم، این پژوهش نیز در قفسهها باقی خواهد ماند، تا همچنان آیندگان پس از مطالعه آن بپرسند، که چرا ایرانیان، علیرغم آگاهی نسبت به سرانجام مسیری که میپیمودند و آشنایی با برخی راهکارها، مسیر خود را تغییر ندادند؟
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖌(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅مدتی است به همراه همسر عزیزم (نسترن رفیعی) و دوست و استاد گرامیم «محمد فاضلی» در صدد نگارش کتابی با عنوان «تاریخ گفتمان آب در مجالس ایران» هستیم؛ به هنگام مطالعه برخی سخنان ایراد شده در مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی آدمی احساس میکند زمان و سطح فهم سیاستگذاران، نه تنها در این کشور متوقف شده بلکه به عقب باز گشته و سقوط کرده است.
✅تکرار مسائل و راهحلهای تکراری گذشته و «مرثیه خوانی محیط زیستی» به تعبیر محمد فاضلی، اگرچه ممکن است به کار خودنماییهای آکادمیک و بازیهای سیاسی برخی سیاستمداران بیاید، اما به ما نه در شناسایی عمیقتر مسائل و نه در شناسایی راهحلها کمک چندانی نخواهد کرد؛ مسائل و راهحلها، سالها و دههها پیش در حد لزوم شناسایی شدهاند؛ اما مساله اصلی ما ناتوانی در پیادهسازی راهحلها برای مواجهه بهینه با مسائل و تغییر مسیر هولناکی است که در پیش گرفتهایم... اینکه چرا در پیادهسازی راهحلها ناتوانیم و بواسطه این ناتوانی، در معرض فرسایش و فروپاشی، پرسش مهمی است که باید به آن پاسخ گفت و چارهای برای آن اندیشید.
✅شرح مفصل این موضوع را به مجالی دیگر وا میگذارم و شما را دعوت میکنم به همراه یکدیگر سفری را در تاریخ آغاز کنیم، به 64 سال پیش و به صحن علنی مجلس شورای ملی؛ «ابوالحسن حائریزاده»، یکی از نمایندگان مجلس، در حال سخنرانی است او چنین میگوید:
📢«من یكى دو هفته پیش تصمیم براى دیدن سد گرفتم كه تهیه ساختمانش را دارند میبینند ... بین دویست یا سیصد میلیون تومان خرج این دستگاه است كه اینجا به ثمر برسد، من حساب كردم كه قنواتى كه در ایران در دوره مغول و تیمور در نتیجه ظلم و تعدى خراب شده است آنها را بگذاریم كنار قنوات موجودى که امروز در ایران هست، اگر این پول را به پنج هزار قنات كمك كنند، نه اینکه مجانى بهشان بدهند، این پول را میدادند به بانك كشاورزى وثیقه میگرفت و به فلان صاحب قنات قرض میداد كه براى آبادى هر یك از این قنوات موجود از ده بیست هزار تومان تا پنجاه و شصت هزار تومان را خرج كنند، اگر آبش ده برابر نشود دوبرابر میشود؛ در این تردیدى نیست. محتاج به ماشینهاى سنگین هم كه از آمریکا وارد كنیم نیست (صحیح است) و مبلغ زیادى ارز خرج اینکار هم نمیکنیم، همان عملههاى خودمان این عمل را میكردند و در حدود ده بیست هزار سنگ حداقل آب اضافه میشد یك شاهى پول هم به خارج نمیرفت و این آب در تمام مملكت هم پخش میشد كه اگر بمب اتمی هم در این مملكت سقوط بكند فقط یكى دوقنات را خراب میکند، مملكت به این پهناورى با این قنواتى كه دستگاه تولیدى مملكت ما هست و زراعت ما را به وسیله آبیارى كمك میکند به راه میافتد. هر صاحب قناتى، امروزه سیلاب آمده قناتش را خراب كرده. من گزارشاتى از یزد دارم كه قنواتى هست صد هزار تومان، پنجاه هزار تومان خرج برمیدارد كه دو مرتبه به راه بیفتد. بانك كشاورزى هم كه پول ندارد بدهد، خودشان هم پول ندارند كه این قنوات را دوباره به کار بیندازند، ما اگر به جای این سیصد چهار صد میلیونى را كه در كرج خرج میکنیم كه آبهاى بهارى را آنجا ذخیره بكنیم و بعد بیاوریم شهر، اگر این پول را به قنوات داده بودیم چندین مقابل آب اضافى در مملكت ایجاد می شد، كار براى بیكاران تهیه میشد، سطح تولید مملكت بالا میرفت، زندگى خیلى بهتر بود من به جناب مهندس گفتم این عمل به یك هوسى شبیه است تا به یك كار تولیدى، من نمیگویم كه كارى بدى است ولى كارهاى دیگر هست كه از اینکار بهتر است؛ مثلاً همان طور كه عرض كردم اگر پول این را میدادند به صاحبان قنوات كه قنواتشان را آباد بكنند عایداتش براى مملكت و براى دولت و براى آتیه ما به مراتب بهتر و بیشتر بود.»
✅اکنون به سال 1396 و به یکی از مراکز پژوهشی کشور باز میگردیم؛ گروهی از کارشناسان، مشغول تهیه گزارشی هستند که خلاصه آن، همان سخنانی است که در سفر زمانی خود به 64 سال پیش، از زبان «ابوالحسن حائریزاده» شنیدیم.
❇️اگر به پرسش چرایی ناتوانی ایران از تغییر مسیر پاسخ ندهیم، این پژوهش نیز در قفسهها باقی خواهد ماند، تا همچنان آیندگان پس از مطالعه آن بپرسند، که چرا ایرانیان، علیرغم آگاهی نسبت به سرانجام مسیری که میپیمودند و آشنایی با برخی راهکارها، مسیر خود را تغییر ندادند؟
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️شورای شهر تهران، هزینه یک میلیاردی و حراج سرمایه اجتماعی✳️
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅یکی از شاخصهای یک نظام حکمرانی کارآمد، نحوه صرف منابع مالی توسط آن نظام است.
✅بنا بر اخبار و اسناد منتشر شده، قرار است 21 دستگاه پژوی پارس و 21 دستگاه تبلت به ارزش 996 میلیون تومان برای استفاده اعضای شورای شهر تهران از منابع مالی شهرداری تهران خریداری شود.
✅گرچه این مبلغ در تراز هزینههای مالی شهرداری تهران مبلغی نیست؛ اما گمان نمیکنم هیچ یک از اعضای محترم کنونی شهر تهران از نظر توانایی مالی در حدی باشند که برای برطرف نمودن نیازهای روزمره خود جهت خدمت در شورا، نیازی به این خودرو و یا تبلت داشته باشند.
✅جدا از ایرادهای اساسی به چنین خریدهایی که نشان دهنده منافذی بزرگ در صرف بودجههای عمومی است که حتما میبایست از سوی شورای شهر تهران مورد آسیبشناسی قرار گرفته و برای جلوگیری از تکرار آنها تمهیداتی اندیشیده شود؛ با توجه به بازخوردهای منفی چنین دستور و اقدامی، پسندیدهتر آن است که اعضای محترم شورای شهر تهران نسبت به منتفی نمودن این خرید اقدام نمایند.
✅ میتوان در اقدامی مثبت این موضوع را تبدیل به نمادی برای بازبینی در هزینههای شهرداری و شورای شهر تهران کرد؛ هزینههایی که در نگاه نخست اگرچه اندک به نظر میرسند اما با تجمیع و صرفهجویی در آنها میتوان گامهایی اساسی در جهت بهبود وضعیت پایداری در شهر تهران در شرایطی برداشت که کشور و شهر تهران با تنگناهای مالی قابل توجهی روبروست.
❇️اعضای محترم شورای شهر مطئمن باشند که اگر سرمایه اجتماعی به ریال قابل سنجش بود، بواسطه این اقدام در برابر این ده میلیارد ریال، دست کم 100 میلیارد ریال از سرمایه اجتماعی خود را از دست میدادند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅یکی از شاخصهای یک نظام حکمرانی کارآمد، نحوه صرف منابع مالی توسط آن نظام است.
✅بنا بر اخبار و اسناد منتشر شده، قرار است 21 دستگاه پژوی پارس و 21 دستگاه تبلت به ارزش 996 میلیون تومان برای استفاده اعضای شورای شهر تهران از منابع مالی شهرداری تهران خریداری شود.
✅گرچه این مبلغ در تراز هزینههای مالی شهرداری تهران مبلغی نیست؛ اما گمان نمیکنم هیچ یک از اعضای محترم کنونی شهر تهران از نظر توانایی مالی در حدی باشند که برای برطرف نمودن نیازهای روزمره خود جهت خدمت در شورا، نیازی به این خودرو و یا تبلت داشته باشند.
✅جدا از ایرادهای اساسی به چنین خریدهایی که نشان دهنده منافذی بزرگ در صرف بودجههای عمومی است که حتما میبایست از سوی شورای شهر تهران مورد آسیبشناسی قرار گرفته و برای جلوگیری از تکرار آنها تمهیداتی اندیشیده شود؛ با توجه به بازخوردهای منفی چنین دستور و اقدامی، پسندیدهتر آن است که اعضای محترم شورای شهر تهران نسبت به منتفی نمودن این خرید اقدام نمایند.
✅ میتوان در اقدامی مثبت این موضوع را تبدیل به نمادی برای بازبینی در هزینههای شهرداری و شورای شهر تهران کرد؛ هزینههایی که در نگاه نخست اگرچه اندک به نظر میرسند اما با تجمیع و صرفهجویی در آنها میتوان گامهایی اساسی در جهت بهبود وضعیت پایداری در شهر تهران در شرایطی برداشت که کشور و شهر تهران با تنگناهای مالی قابل توجهی روبروست.
❇️اعضای محترم شورای شهر مطئمن باشند که اگر سرمایه اجتماعی به ریال قابل سنجش بود، بواسطه این اقدام در برابر این ده میلیارد ریال، دست کم 100 میلیارد ریال از سرمایه اجتماعی خود را از دست میدادند.
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
Forwarded from شمس - NPPS.IR
@npps_ir
🔵مراکز دیسپاچینگ اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی: ایدهای در جهت سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور
🖊سجاد فتاحی (دکتری جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه پایداری)
@npps_ir
سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور نیازمند مراکزی است که در آنها جمعی از متخصصین دارای نگرش و تواناییهای بینرشتهای، گرد هم بیایند و بتوانند اثرات یک سیاست خاص را در حوزههای گوناگون تحلیل کنند.
@npps_ir
برای حرکت نظام سیاستگذاری در ایران به سوی سیاستگذاریهایی کلگرا و دادهمحور که مقدمه لازم برای بهبود جایگاه کشور در فضای حالت پایداری است، پیش از هر چیز کشور نیازمند تدوین مجموعه شاخصی است که وضعیت پایداری ایران را در حوزهها (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) و سطوح (دهستان، بخش، شهرستان، استان و کشور) گوناگون مشخص کند.
@npps_ir
متن کامل این مقاله در لینک زیر👇👇👇
http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=131947
🔵مراکز دیسپاچینگ اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی: ایدهای در جهت سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور
🖊سجاد فتاحی (دکتری جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه پایداری)
@npps_ir
سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور نیازمند مراکزی است که در آنها جمعی از متخصصین دارای نگرش و تواناییهای بینرشتهای، گرد هم بیایند و بتوانند اثرات یک سیاست خاص را در حوزههای گوناگون تحلیل کنند.
@npps_ir
برای حرکت نظام سیاستگذاری در ایران به سوی سیاستگذاریهایی کلگرا و دادهمحور که مقدمه لازم برای بهبود جایگاه کشور در فضای حالت پایداری است، پیش از هر چیز کشور نیازمند تدوین مجموعه شاخصی است که وضعیت پایداری ایران را در حوزهها (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) و سطوح (دهستان، بخش، شهرستان، استان و کشور) گوناگون مشخص کند.
@npps_ir
متن کامل این مقاله در لینک زیر👇👇👇
http://npps.ir/ArticlePreview.aspx?id=131947
شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی | شمس | Network for Public Policy Studies
مراکز دیسپاچینگ اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی: ایدهای در جهت سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور
سیاستگذاری کلگرا و دادهمحور نیازمند مراکزی است که در آنها جمعی از متخصصین دارای نگرش و تواناییهای بینرشتهای، گرد هم بیایند و بتوانند اثرات یک سیاست خاص را در حوزههای گوناگون تحلیل کنند.