این کتاب نیز به شرح و بسط اقسام نسبیانگاری اختصاص دارد. از نسبیانگاری در خصوص صدق و منطق گرفته تا نسبیانگاری هستیشناختی، معرفتشناختی و نسبیانگاری در باب عقلانیت. در هر سرفصل، اوگرادی عموما نخست موضع نسبیگرا را روشن میکند و تفاوتهای آن را با مواضع شکاکانه یا کثرتگرایانه برجسته میکند، و سپس به نقدهای وارد شده از جبهۀ مخالف میپردازد. در فصل آخر نیز ارزیابی از نسبیانگاری عرضه کرده و در دفاع از نسخۀ معتدلی از آن استدلال میکند.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتابی است یکسره در نقد نسبیانگاری. استراتژی هریس به طور کلی آن است که ناسازگاریهای منطوی در نسخههای متعدد نسبیانگاری را آشکار کند و نشان دهد نسبیانگاری، چنانچه جدی گرفته شود، خودابطالگر است. او تکنیکهای نسبیانگاری را علیه خودش استفاده میکند. مثلا نشان میهد کواین، در حملهاش به تمایز تحلیل-ترکیبی، به صدقهای تحلیلی متوسل میشود. یا رورتی گریزی از فرض گرفتن اصول معرفتشناختی مورد حمله اش ندارد، یا اینکه شرح کوهن از پارادایمها اگر خودابطالگر نباشد لاجرم نامفهوم است.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتاب حجیم نیز مجموعه ای است از مقالات کلاسیک در باب اصناف گوناگون نسبی انگاری، از تاریخچۀ آن گرفته تا نسبی انگاری در باب صدق، اخلاق، عقلانیت، و نسبی انگاری فرهنگی.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتابی است در موضوع فلسفۀ زبان، اما در عین حال میتوان شرحی از مسایل عمومی نسبیانگاری وجودشناختی را در آن مشاهده کرد بویژه از حیث رابطهای که میان این موضع و مناقشۀ واقعگرایی-ناواقعگرایی برقرار است
@STS_Iran
@STS_Iran
از جمله مباحثی که در این کتاب طرح شده مسالۀ معنا و مکانیزمهای زبانی تعیین مرجع است که مردمشناس خیالی کواین با آنها درگیر میشود. او در این کتاب تز ترجمۀ رادیکال و عدم تعین ترجمه را بسط میدهد و راه را برای نسبیانگاری وجودشناختی اش هموار میکند.
@STS_Iran
@STS_Iran
از مقالۀ «در باب آنچه هست» که بگذریم این مجموعه مهمترین نوشته های کواین در نسبیانگاری وجودشناختی را گرد هم آورده است. در مقالۀ دوم این کتاب یعنی «نسبیانگاری وجودشناختی» کواین مدعی میشود پرسش از وجود چیزها در جهان هیچ پاسخ مطلقی ندارد. آنچه می توان از آن پرسید تنها تعهدات وجودشناختی یک نظریه است. یعنی تنها میتوان پرسید وجود چه انواعی از اشیا یک نظریه را ابطال میکند. در مقالۀ پنجم، یعنی «انواع طبیعی»، نیز با عینیت انواع طبیعی وداع کرده و آنها را قایم به دستگاه شناختی ما میسازد.
@STS_Iran
@STS_Iran
دامنۀ موضوعاتی که پاتنم در این مجموعه مقاله بدانها پرداخته فراتر از وجود شناسی است، اما آنچه از این حیث آن را برجسته ساخته حملات سهمگین او به «واقعگرایی متافیزیکی» یا «واقعگرایی بیرونی» است. حملاتی که میکوشد خواننده را مجاب به پذیر موضع بدیل، یعنی «واقعگرایی درونی» کند، موضعی که از آن به قسمی نسبیانگاری وجودشناختی تعبیر میشود.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتاب بسط بیشتر موضع پاتنم است، در تقابل با مواضع بدیلش، یعنی واقعگرایی متافیزیکی و نسبیانگاری فرهنگی. ضمن اینکه ریشههای این موضع را در نوشتههای فیلسوفان دیگری همچون کانت و هوسرل، برجسته میکند. بخش قابل توجهی از کتاب نیز به حوزۀ اخلاق و دفاع از عینیگرایی اخلاقی اختصاص دارد.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتاب گرچه متمرکز بر شکلگیری واقعیت اجتماعی است، اما مهمترین نقدهای وارد بر نسبیانگاری مفهومی را می توان در آن یافت. در این اثر سرل قویا به نفع واقعیت بیرونی و نظریۀ مطابقتی صدق استدلال میکند، و در عین حال نشان میدهد واقعیت اجتماعی چگونه بر پایۀ این واقعیت بیرونی و بواسطۀ توافق اجتماعی ساخته می شود. ترجمۀ فارسی این کتاب نیز به قلم میثم محمدامینی و توسط نشر نو منتشر شده است.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتاب نیز حاوی نقد جانانهای بر نسبیانگاری مفهومی است. از نظر دویت در هیچ یک از حوزههای فلسفی، اعم از از معرفت شناسی، وجودشناسی و معنیشناسی، ایده ای پایهای تر از واقعگرایی وجود ندارد و بنابراین وابسته کردن واقعگرایی به صدق، مفهوم یا معرفت اصولا نارواست.
@STS_Iran
@STS_Iran
Forwarded from پژوهشکده تاریخ علم
کنفرانس «کیهانشناسی و هیئتنگاری در تمدن اسلامی»
سوم شهریور ماه 1398
پژوهشکدۀ تاریخ علم دانشگاه تهران
سخنرانان:
«تصحیح برهان الشکل الرابع من تاسعة الـمجسطی»
مریم زمانی (کارشناس ارشد تاریخ علم)
فاطمه سوادی (دانشآموخته دکتری مطالعات اسلامی، دانشگاه مکگیل کانادا)
حسن امینی، عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم
«آثار متقدم هیئت: مقایسۀ ساختار آثار متقدم با آثار کلاسیک هیئت»
حنیف قلندری (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم)
«السفیر فی الهیئةِ غیاث الدین منصور دشتکی: خلاصهای از هیئت بطلمیوسی و اشکالات آن در عهد صفوی»
فاطمه کیقبادی (کارشناس ارشد تاریخ علم)
تجربۀ تصحیح انتقادی مفصلترین کتاب هیئت به زبان فارسی در تمدن اسلامی: اختیارات مظفری ِقطب الدین شیرازی
امیر محمد گمینی (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم)
«تیمائوس افلاطون: تلاش برای توصیف دنیای محسوس با استفاده از ریاضیات»
ایرج نیکسرشت (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم):
«سوگیری خورشید مرکزی در نجوم بطلمیوسی»
سجاد نیکفهم خوبروان (دانشگاه مکگیل کانادا)
«مدل عرض دایرةالبروجی سیارات در مجسطی و زیج الغبیگ»
مصطفی یاوری (کارشناس ارشد تاریخ علم)
سوم شهریور ماه 1398
پژوهشکدۀ تاریخ علم دانشگاه تهران
سخنرانان:
«تصحیح برهان الشکل الرابع من تاسعة الـمجسطی»
مریم زمانی (کارشناس ارشد تاریخ علم)
فاطمه سوادی (دانشآموخته دکتری مطالعات اسلامی، دانشگاه مکگیل کانادا)
حسن امینی، عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم
«آثار متقدم هیئت: مقایسۀ ساختار آثار متقدم با آثار کلاسیک هیئت»
حنیف قلندری (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم)
«السفیر فی الهیئةِ غیاث الدین منصور دشتکی: خلاصهای از هیئت بطلمیوسی و اشکالات آن در عهد صفوی»
فاطمه کیقبادی (کارشناس ارشد تاریخ علم)
تجربۀ تصحیح انتقادی مفصلترین کتاب هیئت به زبان فارسی در تمدن اسلامی: اختیارات مظفری ِقطب الدین شیرازی
امیر محمد گمینی (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم)
«تیمائوس افلاطون: تلاش برای توصیف دنیای محسوس با استفاده از ریاضیات»
ایرج نیکسرشت (عضو هیأت علمی پژوهشکده تاریخ علم):
«سوگیری خورشید مرکزی در نجوم بطلمیوسی»
سجاد نیکفهم خوبروان (دانشگاه مکگیل کانادا)
«مدل عرض دایرةالبروجی سیارات در مجسطی و زیج الغبیگ»
مصطفی یاوری (کارشناس ارشد تاریخ علم)
Forwarded from نشر کرگدن
کتابهای نشر کرگدن در اپلیکیشن طاقچه:
گفتوگویی دربارۀ نسبیانگاری، مطلقانگاری و ورای آنها: چهار روز در هند
نویسنده: مایکل کراوس
مترجم: حسن اميرىآرا
12000 تومان
https://t.ly/OA8Z7
👆👆👆👆👆
@kargadanpub
گفتوگویی دربارۀ نسبیانگاری، مطلقانگاری و ورای آنها: چهار روز در هند
نویسنده: مایکل کراوس
مترجم: حسن اميرىآرا
12000 تومان
https://t.ly/OA8Z7
👆👆👆👆👆
@kargadanpub
🔶 مسائل اخلاقی علم در ایران: (1) «نویسندهنما» و شرکاء، و سایر وابستگان!
✍ کانال فلسفه علم و تکنولوژی
افرادی که به عنوان نویسندگان یک مقالهی پژوهشی معرفی میشوند، به لحاظ اخلاقی باید در پژوهشِ منتهی به آن مقاله به اندازهی کافی مشارکت کرده باشند. به این ترتیب، کسی که صرفاً نسخهی نهاییِ یک مقاله را تایپ کرده است، یا کسی که صرفاً پژوهش در موضوعی را به نویسندگان مقاله پیشنهاد کرده است، یا کسی که صرفاً در تأمین هزینههای پژوهش، آن فرد یا افراد را یاری کرده است، به لحاظ اخلاقی نباید به عنوان یکی از نویسندگان آن مقاله معرفی شود. اما متأسفانه در برخی از مقالات، فرد یا افرادی در زمرهی نویسندگان مقاله معرفی میشوند که عملاً نقش مهمی در پژوهشِ مربوط به آن مقاله نداشتهاند، و قرار گرفتن نام آنها در میان نویسندگان دلایل دیگری دارد. این نوع از نویسنده شدن، «نویسندگی هدیهای» (gift authorship) نامیده شده است، و فرد مذکور را گاه نویسندهی نامشارکتکننده (noncontributing)، و گاه نویسندهی نامسئول (irresponsible)، و در صورتیکه فرد شناختهشده یا ذینفوذی باشد، نویسندهی افتخاری (honorary) نامیدهاند. برای سهولت، چنین افرادی را «نویسندهنما» میخوانیم، با این توضیح که هرچند اصطلاحاتی که در زبان فارسی با پسوند «نما» ساخته شدهاند عمدتاً بیمسما و نامناسب بودهاند، میتوان گفت کمتر واژهای میتواند به اندازهی «نویسندهنما» گویای منظوری باشد که از این واژه مورد نظر است. واضح است که نویسندهنما بودن همواره نسبت به یک اثر علمی (به طور خاص، یک مقاله) معنی پیدا میکند، نه به طور مطلق.
نویسندهنماها انواع مختلفی دارند. برخی از آنها در یک «معاملهی» دوجانبه (reciprocal) نویسندهنما میشوند؛ یعنی یکی از نویسندگان مقالهای (معمولاً نویسندهی اول یا نویسندهی مسئول) فرد مذکور را در مقالهاش نویسندهنما میکند، تا در آینده، نویسندهنمای مذکور به طور متقابل این کار او را جبران کند. گاهی نیز نویسندهنما فردی بوده است که در جهت تأمین امکانات مالی یا آزمایشگاهیِ پژوهش تسهیلاتی را فراهم کرده است، بیآنکه در امر پژوهش دخالتی داشته باشد. ظاهراً قانونی نانوشته وجود دارد که برای تداومِ این مساعدتها باید نام «خیّر» مذکور را (که معمولاً فردی مسئول و ذینفوذ است) نیز در زمرهی نویسندگان قرار داد. گاهی نیز نویسندهنما یکی از اقوام نزدیکِ نویسندهی اصلی مقاله است، و درج نام او را میتوان با آنچه در ادبیات زیستشناسی «انتخاب خویشاوند» (kin selection) خوانده میشود توضیح داد.
اغلب نمیتوان نویسندهنما بودنِ فردی را که به عنوان یکی از نویسندگان مقالهای معرفی شده در نگاه نخست تشخیص داد. اما گاهی نیز این امر ممکن است؛ مانند آن موردی که مقالهای از یک پژوهشگر شیمی (که با دانشگاه تربیت مدرس همکاری داشته) منتشر میشود، که خودش نویسندهی دوم آن بود، و نویسندهی اول با نام «مهدی موعود عجالله» مشخص شده بود!
اخیراً یکی از دوستان مقالهای را در یک مجلهی تخصصی پزشکی معرفی کرد که دربارهی موضوعی تخصصی در حوزهی جراحی بود، و وابستگی سازمانی یکی از نویسندگان مقاله، «دبیرستان علامه حلی» بود. بررسیها نشان داد که این فرد، در زمان انتشارِ این مقاله، دانشآموز آن دبیرستان بوده است! با جستجوی اندک، دو مقالهی دیگر (باز در موضوعات تخصصیِ مربوط به جراحی پزشکی) نیز یافت شدند که نام این نوجوان در زمرهی نویسندگان آنها قرار داشت، و وابستگی سازمانی او در آنها، دبیرستان دیگری در تهران بود! نویسندهی اول هر سه مقاله، فردی است با نام خانوادگی مشابه با آن نوجوان که عضو هیأت علمی یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور است و میتوان حدس زد که احتمالاً نوعی وابستگی خویشاوندی میان آنها وجود دارد. بدون آنکه بخواهیم در مورد نویسندهنما بودنِ این نوجوان قضاوت کنیم، توجه نویسندگان این سه مقاله و مقالات مشابه از حیث ترکیب نویسندگان (مخصوصاً در حوزهی علوم پزشکی) را به بخش شرایط نویسندگی مقالات و آثار علمی در «راهنماي كشوري اخلاق در انتشار آثار پژوهشي علوم پزشكي» جلب میکنیم: 👇
🆔: @STS_Iran
✍ کانال فلسفه علم و تکنولوژی
افرادی که به عنوان نویسندگان یک مقالهی پژوهشی معرفی میشوند، به لحاظ اخلاقی باید در پژوهشِ منتهی به آن مقاله به اندازهی کافی مشارکت کرده باشند. به این ترتیب، کسی که صرفاً نسخهی نهاییِ یک مقاله را تایپ کرده است، یا کسی که صرفاً پژوهش در موضوعی را به نویسندگان مقاله پیشنهاد کرده است، یا کسی که صرفاً در تأمین هزینههای پژوهش، آن فرد یا افراد را یاری کرده است، به لحاظ اخلاقی نباید به عنوان یکی از نویسندگان آن مقاله معرفی شود. اما متأسفانه در برخی از مقالات، فرد یا افرادی در زمرهی نویسندگان مقاله معرفی میشوند که عملاً نقش مهمی در پژوهشِ مربوط به آن مقاله نداشتهاند، و قرار گرفتن نام آنها در میان نویسندگان دلایل دیگری دارد. این نوع از نویسنده شدن، «نویسندگی هدیهای» (gift authorship) نامیده شده است، و فرد مذکور را گاه نویسندهی نامشارکتکننده (noncontributing)، و گاه نویسندهی نامسئول (irresponsible)، و در صورتیکه فرد شناختهشده یا ذینفوذی باشد، نویسندهی افتخاری (honorary) نامیدهاند. برای سهولت، چنین افرادی را «نویسندهنما» میخوانیم، با این توضیح که هرچند اصطلاحاتی که در زبان فارسی با پسوند «نما» ساخته شدهاند عمدتاً بیمسما و نامناسب بودهاند، میتوان گفت کمتر واژهای میتواند به اندازهی «نویسندهنما» گویای منظوری باشد که از این واژه مورد نظر است. واضح است که نویسندهنما بودن همواره نسبت به یک اثر علمی (به طور خاص، یک مقاله) معنی پیدا میکند، نه به طور مطلق.
نویسندهنماها انواع مختلفی دارند. برخی از آنها در یک «معاملهی» دوجانبه (reciprocal) نویسندهنما میشوند؛ یعنی یکی از نویسندگان مقالهای (معمولاً نویسندهی اول یا نویسندهی مسئول) فرد مذکور را در مقالهاش نویسندهنما میکند، تا در آینده، نویسندهنمای مذکور به طور متقابل این کار او را جبران کند. گاهی نیز نویسندهنما فردی بوده است که در جهت تأمین امکانات مالی یا آزمایشگاهیِ پژوهش تسهیلاتی را فراهم کرده است، بیآنکه در امر پژوهش دخالتی داشته باشد. ظاهراً قانونی نانوشته وجود دارد که برای تداومِ این مساعدتها باید نام «خیّر» مذکور را (که معمولاً فردی مسئول و ذینفوذ است) نیز در زمرهی نویسندگان قرار داد. گاهی نیز نویسندهنما یکی از اقوام نزدیکِ نویسندهی اصلی مقاله است، و درج نام او را میتوان با آنچه در ادبیات زیستشناسی «انتخاب خویشاوند» (kin selection) خوانده میشود توضیح داد.
اغلب نمیتوان نویسندهنما بودنِ فردی را که به عنوان یکی از نویسندگان مقالهای معرفی شده در نگاه نخست تشخیص داد. اما گاهی نیز این امر ممکن است؛ مانند آن موردی که مقالهای از یک پژوهشگر شیمی (که با دانشگاه تربیت مدرس همکاری داشته) منتشر میشود، که خودش نویسندهی دوم آن بود، و نویسندهی اول با نام «مهدی موعود عجالله» مشخص شده بود!
اخیراً یکی از دوستان مقالهای را در یک مجلهی تخصصی پزشکی معرفی کرد که دربارهی موضوعی تخصصی در حوزهی جراحی بود، و وابستگی سازمانی یکی از نویسندگان مقاله، «دبیرستان علامه حلی» بود. بررسیها نشان داد که این فرد، در زمان انتشارِ این مقاله، دانشآموز آن دبیرستان بوده است! با جستجوی اندک، دو مقالهی دیگر (باز در موضوعات تخصصیِ مربوط به جراحی پزشکی) نیز یافت شدند که نام این نوجوان در زمرهی نویسندگان آنها قرار داشت، و وابستگی سازمانی او در آنها، دبیرستان دیگری در تهران بود! نویسندهی اول هر سه مقاله، فردی است با نام خانوادگی مشابه با آن نوجوان که عضو هیأت علمی یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور است و میتوان حدس زد که احتمالاً نوعی وابستگی خویشاوندی میان آنها وجود دارد. بدون آنکه بخواهیم در مورد نویسندهنما بودنِ این نوجوان قضاوت کنیم، توجه نویسندگان این سه مقاله و مقالات مشابه از حیث ترکیب نویسندگان (مخصوصاً در حوزهی علوم پزشکی) را به بخش شرایط نویسندگی مقالات و آثار علمی در «راهنماي كشوري اخلاق در انتشار آثار پژوهشي علوم پزشكي» جلب میکنیم: 👇
🆔: @STS_Iran
🔶 مسائل اخلاقی علم در ایران: (1) «نویسندهنما» و شرکاء، و سایر وابستگان! (ادامه)
بخش شرایط نویسندگی مقالات و آثار علمی در «راهنماي كشوري اخلاق در انتشار آثار پژوهشي علوم پزشكي»:
ماده ۱-۱: فردی نویسنده یک مقاله محسوب میشود که چهار شرط زیر را به طور همزمان دارا باشد. [...]:
شرط ۱: فرد باید همکاری مؤثر و قابلتوجهی در حداقل یکی از زیرمجموعههای زیر داشته باشد: الف: ارایه ایده پژوهشی یا ب: طراحی مطالعه یا ج: جمع آوری دادهها یا د: آنالیز و تفسیر دادهها
شرط ۲: فرد باید در نوشتن نسخه اولیه دستنوشته و یا در بازبینی و مرور نقادانه آن همکاری کند، به گونهای که متن از لحاظ محتوای علمی دستخوش تغییر و تکامل شود. واضح است افرادی واجد این شرط میشوند که صلاحیت علمی لازم برای مرور نقادانه را بر اساس تجربه علمی و سابقه تحصیلی یا کاری خود داشته باشند.
شرط ۳: فرد باید نسخهی نهایی دستنوشته را قبل از انتشار مطالعه و آن را تأیید کرده باشد.
شرط ۴: باید مسئولیت پاسخگویی در مقابل کلیه جنبههای انجام پژوهش منجر به مقاله [...] را بپذیرد، به گونهای که بتواند به کلیهی سؤالهای مطرح شده در مورد صحت محتوای پژوهش و نوشتار آن پاسخ دهد. فرد باید یا خود مراحل گوناگون کار را با رعایت استانداردهای علمی، فنی و اخلاقی انجام داده باشد و یا از درستکاری و توانمندی علمی کسانی که مراحل مختلف کار را انجام دادهاند اطمینان خاطر داشته باشد.
(http://journals.research.ac.ir/page/207/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1)
🆔: @STS_Iran
بخش شرایط نویسندگی مقالات و آثار علمی در «راهنماي كشوري اخلاق در انتشار آثار پژوهشي علوم پزشكي»:
ماده ۱-۱: فردی نویسنده یک مقاله محسوب میشود که چهار شرط زیر را به طور همزمان دارا باشد. [...]:
شرط ۱: فرد باید همکاری مؤثر و قابلتوجهی در حداقل یکی از زیرمجموعههای زیر داشته باشد: الف: ارایه ایده پژوهشی یا ب: طراحی مطالعه یا ج: جمع آوری دادهها یا د: آنالیز و تفسیر دادهها
شرط ۲: فرد باید در نوشتن نسخه اولیه دستنوشته و یا در بازبینی و مرور نقادانه آن همکاری کند، به گونهای که متن از لحاظ محتوای علمی دستخوش تغییر و تکامل شود. واضح است افرادی واجد این شرط میشوند که صلاحیت علمی لازم برای مرور نقادانه را بر اساس تجربه علمی و سابقه تحصیلی یا کاری خود داشته باشند.
شرط ۳: فرد باید نسخهی نهایی دستنوشته را قبل از انتشار مطالعه و آن را تأیید کرده باشد.
شرط ۴: باید مسئولیت پاسخگویی در مقابل کلیه جنبههای انجام پژوهش منجر به مقاله [...] را بپذیرد، به گونهای که بتواند به کلیهی سؤالهای مطرح شده در مورد صحت محتوای پژوهش و نوشتار آن پاسخ دهد. فرد باید یا خود مراحل گوناگون کار را با رعایت استانداردهای علمی، فنی و اخلاقی انجام داده باشد و یا از درستکاری و توانمندی علمی کسانی که مراحل مختلف کار را انجام دادهاند اطمینان خاطر داشته باشد.
(http://journals.research.ac.ir/page/207/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1)
🆔: @STS_Iran
این کتاب به لحاظ تاریخی شاید مهمترین اثر در نسبیانگاری زبانی باشد. وُرف با تکیه بر مطالعات گستردۀ مردمشناسان در خصوص زبانها و فرهنگهای بدوی تلاش میکند نشان دهد چطور یک زبان درونیترین ایدهها و اندیشههای ما را شکل میدهد. ایدۀ رادیکال او آن است که ادراک ما از جهان و شیوههای اندیشیدن در خصوص جهان عمیقا متاثر از ساختار زبانهایی است که بدانها صحبت میکنیم.
@STS_Iran
@STS_Iran
کوهن این کتاب را در موضوع تاریخ و فلسفۀ علم نوشت، اما تاثیرات آن مرزهای این رشته را درنوردید، بطوریکه کاربرد کوهن از واژگانی چون پارادایم یا سنجشناپذیری، فرهنگهای لغت را نیز وادار به تجدید نظر کرد. کوهن در این کتاب به جنِگ سنت رایج در فلسفۀ علم، یا همان تجربهگرایی منطقی، رفت و کلیدواژههای آن، یعنی عقلانیت و پیشرفت علم، را هدف گرفت. او با به کارگیری استعارۀ انقلابها در خصوص تاریخ علم سعی کرد سهم مقولات غیرعقلانی در حرکت علم را برجسته سازد و ادعای تقرب علم به حقیقت را به چالش بکشد.
@STS_Iran
@STS_Iran
این کتاب حاوی مقالات مهمی از ویلسون، وینچ، مکاینتایر و دیگران در فلسفۀ علم و بویژه در گفتگوی میان این رشته و مردمشناسی است. به همین جهت، مسایلی همچون فهمیدن باورها و کنشهای یک فرد یا فرهنگ دیگر، ترجمۀ ایدهها از زبانها و فرهنگهای مختلف، و مسالۀ استدلال میان فرهنگی موضوعات اصلی بحث در این کتاب اند.
@STS_Iran
@STS_Iran
فایرابند مناقشات تعیین کننده در تاریخ علم را زیر ذرهبین میبرد تا نشان دهد آنچه از دور عقلانی به نظر میآید تا چه اندازه، با ملاکهای امروزین ما از عقلانیت، نامعقول است، و مدعی میشود اتفاقا همین عناصر نامعقول موتور متحرکۀ علم بوده اند. لذا نتیجه میگیرد تمام اصول و قواعد روششناختی موجود فاقد مشروعیت کافی برای ملزم ساختن نظریههای علمی به تبیعت از آنها هستند. به عقیدۀ او تنها و تنها یک اصل روششناختی لازمالاجراست؛ همه چیز رواست (anything goes) و از همینجاست که آنارشیسم روششناختی او پا می گیرد.
@STS_Iran
@STS_Iran
این مجموعه با مقالهای از نمایندگان برنامۀ قوی در جامعه شناسی معرفت یعنی بارنز و بلور آغاز می شود، مقاله ای که می توان آن را مانیفست نسبیانگاری برنامۀ قوی دانست. پس از آن نیز مقالاتی به قلم گردآورندگان مجموعه، یعنی مارتین هولیس و استیون لوکس، و البته فیلسوفان دیگر آمده است، که همگی در موضوع عقلانیت و عموما در دفاع از نسخه های معتدلتر نسبی انگاری نگاشته شده اند.
@STS_Iran
@STS_Iran
در این کتاب براون مدل کلاسیک و مسلط از عقلانیت را هدف میگیرد. این مدل مسلط عقلانیت را همچون فعالیتی قاعدهمحور میفهمد و موفقیت علم را نیز مدیون این شکل از عقلانیت میداند. براون اما معتقد است این مدل قادر به بازنمایی واقعیتِ فعالیتِ علمی نیست و لذا طرح بدیلی را برای تصویر کردن عقلانیت علمی، آنچنانکه در عمل محقق شده، پیشنهاد میکند.
@STS_Iran
@STS_Iran
Forwarded from نشر کرگدن
اگرچه هدف بوغوسیان رد نسبیانگاری معرفت است، این کتاب برای مدافعان نسبیانگاری معرفت هم بسیار خواندنی است. هم بدین سبب که با خواندن آن میتوان از منقحترین صورتبندیهای نسبیانگاری آگاه شد و هم بدین سبب که نویسنده کوشیده است، لااقل بهزعمِ خود، تقریری بهدست دهد از بهترین استدلالهایی که ممکن است به سود نسبیانگاری آورده شوند. ایبسا برخی از این استدلالها را خود نسبیانگاران نیز، بدین دقتی که در کتاب آمده است، نیاورده باشند.
نویسنده در مقدمه میگوید که این کتاب را برای خوانندۀ غیرمتخصص نوشته است، با این حال کتاب برای کسانی که فلسفه را حرفهای دنبال میکنند هم نکات زیادی دارد. اقبالی که دیگر فیلسوفان به این کتاب نشان دادهاند، مؤید این ادعاست. با جستوجویی ساده در گوگل اسکالر درخواهید یافت که در حدود ده سالی که از انتشار این کتاب گذشته است، بیش از 700 بار در مجلهها و کتابهای تخصصی به این کتاب ارجاع دادهاند. چنین تعداد ارجاعی به آثار فلسفی معاصر نادر است.
هراس از معرفت: در نقد نسبیانگاری
نویسنده: پُل بوغوسیان
مترجم: ياسر ميردامادى
تعداد صفحه: 200
قیمت: 20000 تومان
@kargadanpub
نویسنده در مقدمه میگوید که این کتاب را برای خوانندۀ غیرمتخصص نوشته است، با این حال کتاب برای کسانی که فلسفه را حرفهای دنبال میکنند هم نکات زیادی دارد. اقبالی که دیگر فیلسوفان به این کتاب نشان دادهاند، مؤید این ادعاست. با جستوجویی ساده در گوگل اسکالر درخواهید یافت که در حدود ده سالی که از انتشار این کتاب گذشته است، بیش از 700 بار در مجلهها و کتابهای تخصصی به این کتاب ارجاع دادهاند. چنین تعداد ارجاعی به آثار فلسفی معاصر نادر است.
هراس از معرفت: در نقد نسبیانگاری
نویسنده: پُل بوغوسیان
مترجم: ياسر ميردامادى
تعداد صفحه: 200
قیمت: 20000 تومان
@kargadanpub