انجمن علمی مدیریت دانشگاه تهران
Photo
انجمن علمی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه تهران برگزار می کند :
کارگاه یک روزه آموزش متلب
◀️ مدرس : مهندسی مهدی دولت خواه
محور های کارگاه :
آشنایی با محیط متلب
تعریف آرایه ها( ماتریسی و سلول) و عملگر های مربوطه
دستوراتکنترل جریان شامل break, continue,while, for, else if, if,...
نحوه تعریف توابع و به کارگیری آنها
معرف رابط گرافیکی میان کاربر (GUI)
تعریف ماژول های آماده
طراحی یک نمونه GUIدر متلب
نحوه تولید فایل exeدر پروژه
◀️هزینه ثبت نام 30 هزار تومان
◀️ساعت و روز برگزاری پنج شنبه 26 فروردین از 9 الی 17
◀️محل تشکلیل کلاس دانشکده مهندسی صنایع، طبقه دوم کلاس 102
جهت ثبت نام با شماره زیر تماس حاصل فرمایید
09191647061
شماره کارت جهت پرداخت هزینه دوره :6362141099700982
@anjoman_elmiye_sanaye
کارگاه یک روزه آموزش متلب
◀️ مدرس : مهندسی مهدی دولت خواه
محور های کارگاه :
آشنایی با محیط متلب
تعریف آرایه ها( ماتریسی و سلول) و عملگر های مربوطه
دستوراتکنترل جریان شامل break, continue,while, for, else if, if,...
نحوه تعریف توابع و به کارگیری آنها
معرف رابط گرافیکی میان کاربر (GUI)
تعریف ماژول های آماده
طراحی یک نمونه GUIدر متلب
نحوه تولید فایل exeدر پروژه
◀️هزینه ثبت نام 30 هزار تومان
◀️ساعت و روز برگزاری پنج شنبه 26 فروردین از 9 الی 17
◀️محل تشکلیل کلاس دانشکده مهندسی صنایع، طبقه دوم کلاس 102
جهت ثبت نام با شماره زیر تماس حاصل فرمایید
09191647061
شماره کارت جهت پرداخت هزینه دوره :6362141099700982
@anjoman_elmiye_sanaye
Forwarded from اقتصاد به زبان ساده
◀️ پول از کجا ناشی می شود؟
@eghtesaderooz
✏️پول به خودی خود ارزش ذاتی ندارد. تنها تکه هایی از کاغذ و یا اعدادی در یک دفتر است. خودرو دارای ارزش ذاتی است چراکه به ما کمک می کند به جایی که می خواهیم برویم. آب هم به خاطر موارد استفاده اش دارای ارزش ذاتی است به عنوان مثال این که اگر به اندازه کافی آب ننوشیم می میریم. اما همان طور که گفته شد پول دارای ارزش ذاتی نیست. نگاه کردن به تصویر شخصیت های ملی یا ابنیه تاریخی و ... که بر روی پول ها نقش بسته به ما احساس لذت می دهد وگرنه پول بیشتر از تکه های کاغذ ارزش ندارد.
✏️با این حساب برچه اساسی یک تکه کاغذ به شکل اسکناس پنج هزار تومانی دارای ارزش است؟ پاسخ این پرسش ساده است: پول کالایی با میزان عرضه محدود است و تقاضا هم برای آن وجود دارد چرا که مردم آن را می خواهند. دلیل این که ما پول می خواهیم این است که می دانیم افراد دیگر هم خواهان آن هستند بنابراین می توانیم پولمان را به دیگران بدهیم و در مقابل از آنها کالاها و خدمات مورد نیازمان را دریافت کنیم. آنها هم می توانند از آن پول برای خرید کالاها و خدماتی که می خواهند استفاده کنند.
✏️در نهایت هم آن چه که در اقتصاد مهم است محصولات و خدمات است و پول راهی است که با آن می توانیم کالاها و خدماتی که برایمان کمتر مطلوبند را تحویل دهیم و آنهایی که برایمان مطلوب ترند را دریافت کنیم. مردم نیروی کارشان (کار) را می فروشند تا پول به دست آورند و با آن در آینده کالا و خدمات بخرند. اگر من باور داشته باشم که پول در آینده دارای ارزش خواهد بود کار می کنم تا به میزانی از آن دست پیدا کنم.
✏️پول در اصل یک کالا است، بنابراین قوانین بدیهی عرضه و تقاضا بر آن حاکم است. در اقتصاد ارزش یک کالا به وسیله عرضه و تقاضا و عرضه و تقاضا برای کالاهای دیگر تعیین می شود. قیمت هر کالا مقدار پولی است که یک فرد می دهد تا آن کالا را به دست آورد. تورم زمانی رخ می دهد که قیمت کالاها افزایش می یابد. به عبارت دیگر زمانی که پول نسبت به کالاهای دیگر کم ارزش تر می شود که علت اصلی آن، افزایش عرضه پول است.
✏️پس در پاسخ این پرسش که چرا پول دارای ارزش است به طور خلاصه باید گفت که دلیلش این است که مردم بر این باورند که قادر به تبادل پول با کالاها و خدمات در آینده هستند. این باور به پول تا زمانی که مردم از تورم آینده نمی ترسند ادامه خواهد یافت. برای جلوگیری از تورم، دولت ها باید به شهروندانشان اطمینان بدهند که عرضه پول خیلی به سرعت افزایش نمی یابد.
@eghtesaderooz
@eghtesaderooz
✏️پول به خودی خود ارزش ذاتی ندارد. تنها تکه هایی از کاغذ و یا اعدادی در یک دفتر است. خودرو دارای ارزش ذاتی است چراکه به ما کمک می کند به جایی که می خواهیم برویم. آب هم به خاطر موارد استفاده اش دارای ارزش ذاتی است به عنوان مثال این که اگر به اندازه کافی آب ننوشیم می میریم. اما همان طور که گفته شد پول دارای ارزش ذاتی نیست. نگاه کردن به تصویر شخصیت های ملی یا ابنیه تاریخی و ... که بر روی پول ها نقش بسته به ما احساس لذت می دهد وگرنه پول بیشتر از تکه های کاغذ ارزش ندارد.
✏️با این حساب برچه اساسی یک تکه کاغذ به شکل اسکناس پنج هزار تومانی دارای ارزش است؟ پاسخ این پرسش ساده است: پول کالایی با میزان عرضه محدود است و تقاضا هم برای آن وجود دارد چرا که مردم آن را می خواهند. دلیل این که ما پول می خواهیم این است که می دانیم افراد دیگر هم خواهان آن هستند بنابراین می توانیم پولمان را به دیگران بدهیم و در مقابل از آنها کالاها و خدمات مورد نیازمان را دریافت کنیم. آنها هم می توانند از آن پول برای خرید کالاها و خدماتی که می خواهند استفاده کنند.
✏️در نهایت هم آن چه که در اقتصاد مهم است محصولات و خدمات است و پول راهی است که با آن می توانیم کالاها و خدماتی که برایمان کمتر مطلوبند را تحویل دهیم و آنهایی که برایمان مطلوب ترند را دریافت کنیم. مردم نیروی کارشان (کار) را می فروشند تا پول به دست آورند و با آن در آینده کالا و خدمات بخرند. اگر من باور داشته باشم که پول در آینده دارای ارزش خواهد بود کار می کنم تا به میزانی از آن دست پیدا کنم.
✏️پول در اصل یک کالا است، بنابراین قوانین بدیهی عرضه و تقاضا بر آن حاکم است. در اقتصاد ارزش یک کالا به وسیله عرضه و تقاضا و عرضه و تقاضا برای کالاهای دیگر تعیین می شود. قیمت هر کالا مقدار پولی است که یک فرد می دهد تا آن کالا را به دست آورد. تورم زمانی رخ می دهد که قیمت کالاها افزایش می یابد. به عبارت دیگر زمانی که پول نسبت به کالاهای دیگر کم ارزش تر می شود که علت اصلی آن، افزایش عرضه پول است.
✏️پس در پاسخ این پرسش که چرا پول دارای ارزش است به طور خلاصه باید گفت که دلیلش این است که مردم بر این باورند که قادر به تبادل پول با کالاها و خدمات در آینده هستند. این باور به پول تا زمانی که مردم از تورم آینده نمی ترسند ادامه خواهد یافت. برای جلوگیری از تورم، دولت ها باید به شهروندانشان اطمینان بدهند که عرضه پول خیلی به سرعت افزایش نمی یابد.
@eghtesaderooz
نگرش راهبردی
تعریف: نگرش علت و معلولی و تعاملی به پدیده های مادی و غیر مادی از منظری ورای پدیده (نظام) و محیط آن است که می تواند درکی تجریدی و نه انتزاعی از رفتارهای گذشته، حال و آینده آن نظام را ارائه نماید.
این نگرش و نگاه مدیریتی این قدرت را به مدیر می دهد که از جایگاه فعلی خود خارج شود و از فراز نظام آن را نظاره کند. این قدرت ذهنی می تواند گذشته و آینده نظام را نیز به تصویر بکشد، عوامل درونی و بیرونی را احصاء کند و مشخص نماید که اکنون در کدام نقطه خواهیم بود.
نگرش راهبردی می تواند تعیین کند که اگر امروز در نقطه A هستیم، و چنانچه امور با کیفیت مطلوب به پیش رود، ده سال بعد به نقطه B خواهیم رسید. در وضعیت جدید باید نوع دیگری از ساختارها حاکم شود و رفتارهای دیگری بروز نماید. اگر ساختار عوض نشود، وضع آینده تفاوت چندانی با وضع موجود نخواهد داشت.
این نگرش راهبردی است که هم به گذشته، هم به حال و هم به آینده نظام، نظر و تأکید دارد و می تواند رفتارهای نظام را در شرایط مختلف پیش بینی نماید.
📝مفاهیم و چارچوب مدیریت راهبردی با نگرش بومی...محمد باقریان
http://telegram.me/anjomanelmimodiriatut
تعریف: نگرش علت و معلولی و تعاملی به پدیده های مادی و غیر مادی از منظری ورای پدیده (نظام) و محیط آن است که می تواند درکی تجریدی و نه انتزاعی از رفتارهای گذشته، حال و آینده آن نظام را ارائه نماید.
این نگرش و نگاه مدیریتی این قدرت را به مدیر می دهد که از جایگاه فعلی خود خارج شود و از فراز نظام آن را نظاره کند. این قدرت ذهنی می تواند گذشته و آینده نظام را نیز به تصویر بکشد، عوامل درونی و بیرونی را احصاء کند و مشخص نماید که اکنون در کدام نقطه خواهیم بود.
نگرش راهبردی می تواند تعیین کند که اگر امروز در نقطه A هستیم، و چنانچه امور با کیفیت مطلوب به پیش رود، ده سال بعد به نقطه B خواهیم رسید. در وضعیت جدید باید نوع دیگری از ساختارها حاکم شود و رفتارهای دیگری بروز نماید. اگر ساختار عوض نشود، وضع آینده تفاوت چندانی با وضع موجود نخواهد داشت.
این نگرش راهبردی است که هم به گذشته، هم به حال و هم به آینده نظام، نظر و تأکید دارد و می تواند رفتارهای نظام را در شرایط مختلف پیش بینی نماید.
📝مفاهیم و چارچوب مدیریت راهبردی با نگرش بومی...محمد باقریان
http://telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from شهد اقتصاد
✳️چهار کاتالیزور فقرزدایی
@Shahdeeghtesad
🔷«بنرجی» و «دوفلو»، ۲ اقتصاددان برجسته دانشگاه MIT، بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف بررسي زندگي فقرا در بسیاري از كشورهاي در حال توسعه كردهاند. کتاب «اقتصاد فقیر»، چکیده تجربیات این ۲ اقتصاددان در زمینه ارزیابی نتایج سیاستهای مختلف فقرزدایی است.
🔷بخشی از کتاب، به ۴ دام جوامع فقیر اشاره میکند، دامهایی که توجه به آنها، میتواند کاتالیزور برنامههای فقرزدایی دولتها و سازمانهای عامالمنفعه باشد:
⬅️ تله کماطلاعی:
بسیاری از فقرا به چیزهای کمابیش بدیهی برای خانوارهای متوسط (مانند ارزش بالای سالهاي اولیه تحصیل یا منافع زیاد واکسیناسیون منظم)، باور ندارند. طراحی شیوههای جذاب برای در اختیار گذاشتن اطلاعاتی ساده، راهی کمهزینه است که میتواند تغییرات مثبت وسیعی در زندگی فقرا ایجاد کند.
⬅️ تله تاخیراندازی مسایل حیاتی:
فقرا مجبورند بار مسئولیت جنبههاي بسیار زیادي از زندگی خود را مستقیما به دوش بکشند، جنبههایی که برای خانوارهای متوسط، وضعیتی خودکار و ازپیشتعیینشده دارد (مانند به دست آوردن آب سالم، تغذیه مناسب کودکان و نوجوانان و یا بیمههای سلامت و بازنشستگی). طراحی مشوقهای کوچک برای آنکه فقرا چنین چیزهای مهمی را به تاخیر نیندازند، رکن کلیدی یک برنامه فقرزدایی موفق است.
⬅️ تله نبود بازار:
برخی بازارها براي فقرا وجود ندارند یا آنها در این بازارها با قیمتهاي نامتعارفی روبرو میشوند. مثلا فقرا به دلیل نداشتن وثیقه، دسترسی به سیستم بانکی نداشته و مجبورند نرخهاي بهره كمرشکني را به وامدهندگان محلی بپردازند. بسیاری از فقرا نیز به دلیل دوری از مراکز جمعیتی، به شبکه توزیع بسیاری از کالاها یا خدمات دسترسی ندارند. طراحی نوآوريهای کسبوکاری یا فناورانه که امکان توسعه بازارهای ویژه فقرا را فراهم کند، میتواند نفع فراوانی به جوامع فقیر برساند.
⬅️ تله ناامیدی و بدبینی:
انتظارات و انگارههای ذهنی افراد، زمینهساز پیشبینیهاي خودمحققکننده (Self-fulfilling prophecy) هستند. وقتي معلمان مناطق فقیر به كودكان ميگويند بهاندازه كافي باهوش نیستند كه بتوانند دوره آموزشي را تمام كنند، آنها بیشتر ترك تحصیل ميكنند؛ وقتی دستفروشان انتظار دارند كه حتي درصورت بازپرداخت وام، دوباره به سرعت زير بار وام بروند، خلاقیت لازم را برای فروش بیشتر و بازپرداخت وام خود به خرج نمیدهند و . . .
تغییر این انتظارات منفی، ساده نیست، اما برنامههای نوآورانه برای تزریق امید و کاهش انتظارات منفیبافانه در بین فقرا، میتواند کاتالیزور جهشدهنده هر برنامه فقرزدایی باشد
💡منبع: کانال اقتصاد اجتماعی: @Social_Economics
✅لینک عضویت در کانال تحلیلی شهد اقتصاد:
https://telegram.me/joinchat/BAOfyTvwCoCAW5WNhcbw2A
@Shahdeeghtesad
🔷«بنرجی» و «دوفلو»، ۲ اقتصاددان برجسته دانشگاه MIT، بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف بررسي زندگي فقرا در بسیاري از كشورهاي در حال توسعه كردهاند. کتاب «اقتصاد فقیر»، چکیده تجربیات این ۲ اقتصاددان در زمینه ارزیابی نتایج سیاستهای مختلف فقرزدایی است.
🔷بخشی از کتاب، به ۴ دام جوامع فقیر اشاره میکند، دامهایی که توجه به آنها، میتواند کاتالیزور برنامههای فقرزدایی دولتها و سازمانهای عامالمنفعه باشد:
⬅️ تله کماطلاعی:
بسیاری از فقرا به چیزهای کمابیش بدیهی برای خانوارهای متوسط (مانند ارزش بالای سالهاي اولیه تحصیل یا منافع زیاد واکسیناسیون منظم)، باور ندارند. طراحی شیوههای جذاب برای در اختیار گذاشتن اطلاعاتی ساده، راهی کمهزینه است که میتواند تغییرات مثبت وسیعی در زندگی فقرا ایجاد کند.
⬅️ تله تاخیراندازی مسایل حیاتی:
فقرا مجبورند بار مسئولیت جنبههاي بسیار زیادي از زندگی خود را مستقیما به دوش بکشند، جنبههایی که برای خانوارهای متوسط، وضعیتی خودکار و ازپیشتعیینشده دارد (مانند به دست آوردن آب سالم، تغذیه مناسب کودکان و نوجوانان و یا بیمههای سلامت و بازنشستگی). طراحی مشوقهای کوچک برای آنکه فقرا چنین چیزهای مهمی را به تاخیر نیندازند، رکن کلیدی یک برنامه فقرزدایی موفق است.
⬅️ تله نبود بازار:
برخی بازارها براي فقرا وجود ندارند یا آنها در این بازارها با قیمتهاي نامتعارفی روبرو میشوند. مثلا فقرا به دلیل نداشتن وثیقه، دسترسی به سیستم بانکی نداشته و مجبورند نرخهاي بهره كمرشکني را به وامدهندگان محلی بپردازند. بسیاری از فقرا نیز به دلیل دوری از مراکز جمعیتی، به شبکه توزیع بسیاری از کالاها یا خدمات دسترسی ندارند. طراحی نوآوريهای کسبوکاری یا فناورانه که امکان توسعه بازارهای ویژه فقرا را فراهم کند، میتواند نفع فراوانی به جوامع فقیر برساند.
⬅️ تله ناامیدی و بدبینی:
انتظارات و انگارههای ذهنی افراد، زمینهساز پیشبینیهاي خودمحققکننده (Self-fulfilling prophecy) هستند. وقتي معلمان مناطق فقیر به كودكان ميگويند بهاندازه كافي باهوش نیستند كه بتوانند دوره آموزشي را تمام كنند، آنها بیشتر ترك تحصیل ميكنند؛ وقتی دستفروشان انتظار دارند كه حتي درصورت بازپرداخت وام، دوباره به سرعت زير بار وام بروند، خلاقیت لازم را برای فروش بیشتر و بازپرداخت وام خود به خرج نمیدهند و . . .
تغییر این انتظارات منفی، ساده نیست، اما برنامههای نوآورانه برای تزریق امید و کاهش انتظارات منفیبافانه در بین فقرا، میتواند کاتالیزور جهشدهنده هر برنامه فقرزدایی باشد
💡منبع: کانال اقتصاد اجتماعی: @Social_Economics
✅لینک عضویت در کانال تحلیلی شهد اقتصاد:
https://telegram.me/joinchat/BAOfyTvwCoCAW5WNhcbw2A
◻️ هنر توسعه تجارت
⭕️ چند نرخی بودن ارز چه صدماتی به اقتصاد وارد میکند؟
مدیر عامل شرکت سرمایهگذاری ملی ایران گفت: شکاف قیمتی که میان دلار مبادلاتی و دلار در بازار آزاد وجود دارد، مسبب ایجاد رانت در صنایع کشور شده که اگر این اختلاف قیمت 15 درصدی برداشته شود میتواند انگیزه تولیدکنندگان داخلی کشور را برای حرکت کردن بیشتر کند، چرا که این عمل میتواند رانت موجود در بازار را از بین ببرد.
علیرضا عسگریمارانی گفت: اما باید به این نکته توجه کرد که کشورهای کالاپایه مانند کانادا و استرالیا و کشورهایی که تولیدات و صادرات بالایی دارند، طی دو سال گذشته ارز خود را با میانگینی 30 درصدی در مقابل دلار آمریکا تضعیف کردند. برای مثال کشور ترکیه که ارز خود را 35 درصد در مقابل دلار آمریکا تضعیف کرده؛ باتعرفه پایینی که کشور ما برای کالاهای آن دارد، همچنین امکان قاچاقی که از میادین مرزی کشور برای آنها موجود است ، توانسته اند از طرق مختلف جنسهای خود را به مملکت ما وارد کنند به طوریکه صنایع ما نتواند با آنها رقابت کند.
عسگریمارانی معتقد است: اگر قرار است نرخ ارز تکنرخی شود دولت باید افزایش تعرفه برای مدت حداقل پنجسال را برای صنایعی که توان رقابتی با صنایع سایر ندارند را در نظر بگیرد که از این طریق توان داخلی صنایع را در درون مملکت پوشش دهد.
عسگریمارانی در ادامه این گفتوگو با اقتصادنیوز گفت: جدا از برجام یکی از موفقیتهای دیگر این دولت موفقیت در کنترل وکاهش تورم بوده اما موفقیت در این کنترل و کاهش تورم زمانی میتواند کامل شود که نرخ سود سپرده پایینتر از نرخ تورم باشد. زیرا وقتی مردم ببینند که نرخ سود کمتر از تورم به آنها داده میشود مجبورا تصمیم میگیرند که در بخش تولید سرمایهگذاری کند. افرادی هم که نمیتوانند خودشان کار کنند سرمایه و پولهای خود رابه دست واحدهای تولیدی مثبت و مطمئن مانند صنعت خودرو، کاشی، پتروشیمی، سیمان و... بسپارند تا این صنایع از طریق این نقدینگیها تولیدشان را افزایش دهند و با تولید محصولات رقابتی صادراتشان را بیشتر کنند.
👁🗨 @IranTraders
👆
⭕️ چند نرخی بودن ارز چه صدماتی به اقتصاد وارد میکند؟
مدیر عامل شرکت سرمایهگذاری ملی ایران گفت: شکاف قیمتی که میان دلار مبادلاتی و دلار در بازار آزاد وجود دارد، مسبب ایجاد رانت در صنایع کشور شده که اگر این اختلاف قیمت 15 درصدی برداشته شود میتواند انگیزه تولیدکنندگان داخلی کشور را برای حرکت کردن بیشتر کند، چرا که این عمل میتواند رانت موجود در بازار را از بین ببرد.
علیرضا عسگریمارانی گفت: اما باید به این نکته توجه کرد که کشورهای کالاپایه مانند کانادا و استرالیا و کشورهایی که تولیدات و صادرات بالایی دارند، طی دو سال گذشته ارز خود را با میانگینی 30 درصدی در مقابل دلار آمریکا تضعیف کردند. برای مثال کشور ترکیه که ارز خود را 35 درصد در مقابل دلار آمریکا تضعیف کرده؛ باتعرفه پایینی که کشور ما برای کالاهای آن دارد، همچنین امکان قاچاقی که از میادین مرزی کشور برای آنها موجود است ، توانسته اند از طرق مختلف جنسهای خود را به مملکت ما وارد کنند به طوریکه صنایع ما نتواند با آنها رقابت کند.
عسگریمارانی معتقد است: اگر قرار است نرخ ارز تکنرخی شود دولت باید افزایش تعرفه برای مدت حداقل پنجسال را برای صنایعی که توان رقابتی با صنایع سایر ندارند را در نظر بگیرد که از این طریق توان داخلی صنایع را در درون مملکت پوشش دهد.
عسگریمارانی در ادامه این گفتوگو با اقتصادنیوز گفت: جدا از برجام یکی از موفقیتهای دیگر این دولت موفقیت در کنترل وکاهش تورم بوده اما موفقیت در این کنترل و کاهش تورم زمانی میتواند کامل شود که نرخ سود سپرده پایینتر از نرخ تورم باشد. زیرا وقتی مردم ببینند که نرخ سود کمتر از تورم به آنها داده میشود مجبورا تصمیم میگیرند که در بخش تولید سرمایهگذاری کند. افرادی هم که نمیتوانند خودشان کار کنند سرمایه و پولهای خود رابه دست واحدهای تولیدی مثبت و مطمئن مانند صنعت خودرو، کاشی، پتروشیمی، سیمان و... بسپارند تا این صنایع از طریق این نقدینگیها تولیدشان را افزایش دهند و با تولید محصولات رقابتی صادراتشان را بیشتر کنند.
👁🗨 @IranTraders
👆
بنا به گفته ی برنارد کریک از صاحب نظران در عرصه مدیریت دولتی، #شهروندی ۴ معنا می تواند داشته باشد:
☑️حقوق و تکالیف شهروندان
☑️درجه بالای مشارکت مردم
☑️تحقق شهروندی آرمانی یا جهانی
☑️یک فرایند یادگیری (که معنی
دوم و سوم را بهبود می بخشد)
▫️🔺▪️🔺▫️🔺▪️🔺▫️🔺▪️🔺
انتخاب از : حمیدرضا غلامی
@anjomanelmimodiriatut
☑️حقوق و تکالیف شهروندان
☑️درجه بالای مشارکت مردم
☑️تحقق شهروندی آرمانی یا جهانی
☑️یک فرایند یادگیری (که معنی
دوم و سوم را بهبود می بخشد)
▫️🔺▪️🔺▫️🔺▪️🔺▫️🔺▪️🔺
انتخاب از : حمیدرضا غلامی
@anjomanelmimodiriatut
📚📖 Different Managerial Styles 📖📚
The six different managerial styles, in this approach, are Coercive, Authoritative, Affiliative, Democratic, Pacesetting, and Coaching.
1⃣ Coercive
Wants employees to comply and obey. In a nutshell: “Do it this way.” Motivates by Threats.
2⃣ Authoritative
Wants employees to mobilize toward a vision. In a nutshell: “Come with me”. Motivates by persuasion and feedback.
3⃣ Affiliative
Wants employees to be happy. In a nutshell: “People come first.” Motivates by relationship building.
4⃣ Democratic
Wants employees to participate. In a nutshell: “What do you think?” Motivates by inclusion.
5⃣ Pacesetting
Wants employees to follow example. In a nutshell: “Do as I do, now”. Motivates by settling high standards.
6⃣ Coaching
Wants employees to develop. In a nutshell “Try this.” Motivates by opportunities for development.
‼ But you should know that “There is NO BEST managerial style”.
📝 Adapted from: "Goleman, D. (2000). Leadership That Gets Results. Harvard Business Review."
http://telegram.me/anjomanelmimodiriatut
The six different managerial styles, in this approach, are Coercive, Authoritative, Affiliative, Democratic, Pacesetting, and Coaching.
1⃣ Coercive
Wants employees to comply and obey. In a nutshell: “Do it this way.” Motivates by Threats.
2⃣ Authoritative
Wants employees to mobilize toward a vision. In a nutshell: “Come with me”. Motivates by persuasion and feedback.
3⃣ Affiliative
Wants employees to be happy. In a nutshell: “People come first.” Motivates by relationship building.
4⃣ Democratic
Wants employees to participate. In a nutshell: “What do you think?” Motivates by inclusion.
5⃣ Pacesetting
Wants employees to follow example. In a nutshell: “Do as I do, now”. Motivates by settling high standards.
6⃣ Coaching
Wants employees to develop. In a nutshell “Try this.” Motivates by opportunities for development.
‼ But you should know that “There is NO BEST managerial style”.
📝 Adapted from: "Goleman, D. (2000). Leadership That Gets Results. Harvard Business Review."
http://telegram.me/anjomanelmimodiriatut
نگاهی متفاوت به دربی
نفس برد پرگل یکی از این دو تیم (فارغ از هیچ گونه اهمیتی به رنگ لباسشان) پدیده ی میمونی است و از آن استقبال می کنم از آن رو که ، باعث شادی در میان عده ی کثیری از جوانان شد و آنان را بعد از این بازی به خیابان ها کشاند و دسته جمعی به تخیله ی هیجاناتشان پرداختند. نسل جوانی که متاسفانه به دلیل سیاست گذاری های نامناسب و... امروزه تفریح سالم چندانی به غیر از "خوردن" ندارد و این انرژی های سرشار به جای تقویت سرمایه ی انسانی کشور، گرایش به مواد مخدر و سایر ناهنجاری های اجتماعی پیدا می کند.
از طرف دیگر، در کشورهای چندقومی که احیانا داعیه ی استقلال طلبی هم دارند، ایجاد پدیده های هویت بخش اجتماعی که افراد را فارغ از قومیتشان کنار هم گرد می آورد، (نظیر هم فوتبال مخصوصا از نوع ملیش) بسیار مهم بوده و باید تقویت شوند.
نکته مدیریتی برای عقلای جمع: تعصب های این چنینی از نشانه های جهالت است. خودتان را جاهل نشان ندهید.
.
.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
نفس برد پرگل یکی از این دو تیم (فارغ از هیچ گونه اهمیتی به رنگ لباسشان) پدیده ی میمونی است و از آن استقبال می کنم از آن رو که ، باعث شادی در میان عده ی کثیری از جوانان شد و آنان را بعد از این بازی به خیابان ها کشاند و دسته جمعی به تخیله ی هیجاناتشان پرداختند. نسل جوانی که متاسفانه به دلیل سیاست گذاری های نامناسب و... امروزه تفریح سالم چندانی به غیر از "خوردن" ندارد و این انرژی های سرشار به جای تقویت سرمایه ی انسانی کشور، گرایش به مواد مخدر و سایر ناهنجاری های اجتماعی پیدا می کند.
از طرف دیگر، در کشورهای چندقومی که احیانا داعیه ی استقلال طلبی هم دارند، ایجاد پدیده های هویت بخش اجتماعی که افراد را فارغ از قومیتشان کنار هم گرد می آورد، (نظیر هم فوتبال مخصوصا از نوع ملیش) بسیار مهم بوده و باید تقویت شوند.
نکته مدیریتی برای عقلای جمع: تعصب های این چنینی از نشانه های جهالت است. خودتان را جاهل نشان ندهید.
.
.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from راهبرد
در باب یک انتخاب دشوار: اکبر، محمد یا محمود؟
یکی از بحث های داغ تلگرامی مقایسه عملکرد سه دولت آقایان احمدی نژاد، خاتمی و هاشمی رفسنجانی است، هر طرف هم دلایلی می آورد و البته حرف نامربوط هم کم نیست. دیدم در مقاله ای در سایت موسسه کاتو مقاله ای مدتها پیش نوشته اند که در این زمینه رهگشاست و از قضا از همان شاخص فلاکت معروف هم بهره گرفته است.
شاخص فلاکت را اغلب مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری می دانند، در اینجا تعریف دقیقتری استفاده شده است که علاوه بر قبلی نرخ بهره وام بانک ها را به آن اضافه می کنند و همچنین درصد تغییر در سرانه تولید ناخالص داخلی را از آن کسر می کنند یعنی هرچه تورم، نرخ بیکاری و بهره وام ها بالاتر باشد و سرانه تولید ناخالص داخلی هم کاهش پیدا کند، با اقتصاد فلاکت زده تری روبه رو هستیم. اوضاع کلی اقتصاد که از دهه 1990 به این سو چیزی در حد فاجعه بوده است و عمدتا شاخص زیر 40 نیامده است! اما بعد از تحریم ها در 2012 به رقم 106 هم رسیده است.
دوره آقای رفسنجانی یک افزایش و کاهش جدی در میزان فلاکت داشته ایم، دوره آقای خاتمی کاهش فلاکت با شیب کم را نشان می دهد و دوره آقای احمدی نژاد تا قبل از تحریم ها بد شدن اوضاع را شاهد هستیم، ولی اوضاع خیلی بدتر از معمول نبود تا اینکه بعد از آن یک رکود تازه فلاکت زدگی به دست آوردیم. در 2013 بعد از کشور دوست ونزوئلا دوم بودیم و شاخص 60.1 بوده است، سال بعد 49.1 و بعد از آن به 36.7 رسیده ایم که نشان از بهبود دارد.
می شود حدس زد آش اقتصاد ایران آنقدر شور است که اگر تحریم ها و قضیه هسته ای نبود، عملکرد نامناسب دولت نهم و دهم هم آنقدرها به چشم نمی آمد. البته به قول عزیزی، زندگی ما نه آنقدر خوب است که اخبار ساعت 2 گزارش می کند و نه آنقدر فاجعه که سالی تاک نشان می دهد! قبل از 1384 سوییس نبود بعد از آن هم سودان نشد، با این حال امیدوارم دیگر شاهد ظهور "مردانی از جنس مردم" نباشیم، با هزاران معضل پیش روی کشور فرصتی برای اشتباه نیست.
http://goo.gl/xWlRyu
http://goo.gl/zvYc5M
http://goo.gl/7kwGMg
http://goo.gl/f8yb1Y
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از بحث های داغ تلگرامی مقایسه عملکرد سه دولت آقایان احمدی نژاد، خاتمی و هاشمی رفسنجانی است، هر طرف هم دلایلی می آورد و البته حرف نامربوط هم کم نیست. دیدم در مقاله ای در سایت موسسه کاتو مقاله ای مدتها پیش نوشته اند که در این زمینه رهگشاست و از قضا از همان شاخص فلاکت معروف هم بهره گرفته است.
شاخص فلاکت را اغلب مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری می دانند، در اینجا تعریف دقیقتری استفاده شده است که علاوه بر قبلی نرخ بهره وام بانک ها را به آن اضافه می کنند و همچنین درصد تغییر در سرانه تولید ناخالص داخلی را از آن کسر می کنند یعنی هرچه تورم، نرخ بیکاری و بهره وام ها بالاتر باشد و سرانه تولید ناخالص داخلی هم کاهش پیدا کند، با اقتصاد فلاکت زده تری روبه رو هستیم. اوضاع کلی اقتصاد که از دهه 1990 به این سو چیزی در حد فاجعه بوده است و عمدتا شاخص زیر 40 نیامده است! اما بعد از تحریم ها در 2012 به رقم 106 هم رسیده است.
دوره آقای رفسنجانی یک افزایش و کاهش جدی در میزان فلاکت داشته ایم، دوره آقای خاتمی کاهش فلاکت با شیب کم را نشان می دهد و دوره آقای احمدی نژاد تا قبل از تحریم ها بد شدن اوضاع را شاهد هستیم، ولی اوضاع خیلی بدتر از معمول نبود تا اینکه بعد از آن یک رکود تازه فلاکت زدگی به دست آوردیم. در 2013 بعد از کشور دوست ونزوئلا دوم بودیم و شاخص 60.1 بوده است، سال بعد 49.1 و بعد از آن به 36.7 رسیده ایم که نشان از بهبود دارد.
می شود حدس زد آش اقتصاد ایران آنقدر شور است که اگر تحریم ها و قضیه هسته ای نبود، عملکرد نامناسب دولت نهم و دهم هم آنقدرها به چشم نمی آمد. البته به قول عزیزی، زندگی ما نه آنقدر خوب است که اخبار ساعت 2 گزارش می کند و نه آنقدر فاجعه که سالی تاک نشان می دهد! قبل از 1384 سوییس نبود بعد از آن هم سودان نشد، با این حال امیدوارم دیگر شاهد ظهور "مردانی از جنس مردم" نباشیم، با هزاران معضل پیش روی کشور فرصتی برای اشتباه نیست.
http://goo.gl/xWlRyu
http://goo.gl/zvYc5M
http://goo.gl/7kwGMg
http://goo.gl/f8yb1Y
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Cato Institute
Iran: Down, But Not Out
Since Mahmoud Ahmadinejad first became President of Iran, in August 2005, the country's economy has gone from bad to worse. Iran now ranks near the bottom — 144 out of 183 countries — in the World Bank's Doing Business 2012, an authoritative report that measures…
Forwarded from راهبرد
Forwarded from کانال خبری ارانیکو
♨️ دریچه های سد لتیان باز شد
🔹در پی بارندگیهای اخیر بیش از 95 درصد از مخزن سد لتیان پر از آب شده است که به منظور جلوگیری از سر ریزشدن دریچه های این سد باز شد.
====
🔖 @eranico_com
🔹در پی بارندگیهای اخیر بیش از 95 درصد از مخزن سد لتیان پر از آب شده است که به منظور جلوگیری از سر ریزشدن دریچه های این سد باز شد.
====
🔖 @eranico_com
معرفی سری کتاب های مدیریت ایران
این سری از کتاب ها که به صورت اولین بار حاصل همکاری تعداد زیادی از صاحب نظران در حوزه های تخصصی می باشد که تا کنون دو جلد از این مجموعه تحت عناوین زیر منتشر شده است که این مجموعه در آینده گسترش خواهد یافت :
1- مدیریت ایران، ارزیابی عملکرد دولت حاصل همکاری 37 صاحبنظر
2- مدیریت ایران، کشور داری الکترونیک حاصل همکاری 30 صاحبنظر
ویژگی اصلی این کتابها این است که ازاستعداد تمامی صاحبنظران در کشور در مورد موضوعات خاص از زوایای مختلف استفاده شده است که این مجموعه توسط دکتر علی اصغر پورعزت گردآوری و ویراست شده است . دکتر پورعزت در خصوص علت انتخاب این کتاب می گوید: متاسفانه در کشور ما کارها به ندرت به صورت جمعی انجام میشود. و نوعا در کارهای جمعی که ما دانشگاهیان انجام میدهیم، مشارکت دقیق در آن نیست و به همین جهت ما نتوانستیم گروههای کار فرا زمانی و فرا مکانی را برای کمک به فرهنگ کشور شکل دهیم. این در شرایطی است که برای تمدنسازی باید کار کردن با جمع را بیاموزیم.
برخی از نویسندگان این مجموعه عبارتند از:
علياكبر جلالي، مهدي شاميزنجاني، طيبه عباسي، اكبر حسنپور، حسن داناييفرد، منا زهتابي، ليلا هوشمند، مصطفي اعلايياردكاني، سيدمهدي الواني، فاطمه ثقفي، بهروز زارعي، ليلا زائر، سعيده محمدپور، نرگس ايمانيپور، علي پيراننژاد، آرين قليپور، امير خانلري، بابك سهرابي، رضا توكليراد، حميد جعفري، حسين قدياني، پيام حنفيزاده، اميرحسين خالقي، شاپور زاعي، سيروس عليدوستي، ابوالحسن فقيهي، نورمحمد يعقوبي، غزاله طاهريعطار، علياصغر پورعزت،
فیلم معرفی در آپارت:
http://goo.gl/OVJIML
.
.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
این سری از کتاب ها که به صورت اولین بار حاصل همکاری تعداد زیادی از صاحب نظران در حوزه های تخصصی می باشد که تا کنون دو جلد از این مجموعه تحت عناوین زیر منتشر شده است که این مجموعه در آینده گسترش خواهد یافت :
1- مدیریت ایران، ارزیابی عملکرد دولت حاصل همکاری 37 صاحبنظر
2- مدیریت ایران، کشور داری الکترونیک حاصل همکاری 30 صاحبنظر
ویژگی اصلی این کتابها این است که ازاستعداد تمامی صاحبنظران در کشور در مورد موضوعات خاص از زوایای مختلف استفاده شده است که این مجموعه توسط دکتر علی اصغر پورعزت گردآوری و ویراست شده است . دکتر پورعزت در خصوص علت انتخاب این کتاب می گوید: متاسفانه در کشور ما کارها به ندرت به صورت جمعی انجام میشود. و نوعا در کارهای جمعی که ما دانشگاهیان انجام میدهیم، مشارکت دقیق در آن نیست و به همین جهت ما نتوانستیم گروههای کار فرا زمانی و فرا مکانی را برای کمک به فرهنگ کشور شکل دهیم. این در شرایطی است که برای تمدنسازی باید کار کردن با جمع را بیاموزیم.
برخی از نویسندگان این مجموعه عبارتند از:
علياكبر جلالي، مهدي شاميزنجاني، طيبه عباسي، اكبر حسنپور، حسن داناييفرد، منا زهتابي، ليلا هوشمند، مصطفي اعلايياردكاني، سيدمهدي الواني، فاطمه ثقفي، بهروز زارعي، ليلا زائر، سعيده محمدپور، نرگس ايمانيپور، علي پيراننژاد، آرين قليپور، امير خانلري، بابك سهرابي، رضا توكليراد، حميد جعفري، حسين قدياني، پيام حنفيزاده، اميرحسين خالقي، شاپور زاعي، سيروس عليدوستي، ابوالحسن فقيهي، نورمحمد يعقوبي، غزاله طاهريعطار، علياصغر پورعزت،
فیلم معرفی در آپارت:
http://goo.gl/OVJIML
.
.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
آپارات
در چند دقیقه کتاب مدیریت ایران را بخوانیم
دکتر علی اصغر پورعزت، رئیس کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تأمین منابع علمی دانشگاه تهران در اولین نشست کتاب خوان ویژه اعضای هیات امنای مجمع کتابخانه های بزرگ کشور ( مکتب)، کتاب مدیریت ایران را به اشتراک گذاشتند.
Forwarded from شهد اقتصاد
♦️توسعه صنعتی تنها راه توسعه
♦️موانع تولید و اشتغال در صنایع کارخانهای ایران(1)
@Shahdeeghtesad
🔸 توسعه صنعتی همیشه یکی از راهکارهای رهایی از وابستگی به درآمدهای نفت عنوان شده اما این بخش نیز هرگز شاهد رونق و شکوفایی درخورتوجهی نبوده است.
🔹 تنها صنعت میتواند برای توسعه کشور جایگزین نفت باشد.
🔸 با توجه به تحولات جهانی و شرایطی که از نظر جغرافیایی داریم، تقریبا میتوان گفت افقی که برای آینده ایران فراهم میشود این است که به سمت توسعه صنعتی پیش برود.
🔹 صنایع سهم کمی، حدود ٢٠ درصد، در GDP دارند. براساس شاخصی که در سال ٢٠٠٠ در سطح جهانی تعیین کردند، برای رسیدن به توسعه، سهم صنعت در GDP کشورهای توسعهنیافته باید ٢٥ درصد باشد.
🔸 سهم صنعت در اقتصادمان بسیار ناچیز است. همین صنایع هم در سه گروه متمرکز هستند، این سه گروه که عبارتاند از صنایع غذایی و آشامیدنیها، محصولات شیمیایی و صنایع فلزات اساسی و محصولات کانی غیرفلزی مخصوص ساختوساز. در حدود ٥٥ تا ٦٠ درصد ارزش افزوده حاصل از صنعت، متعلق به این سه گروه است.
🔸 به دلیل بیتوجهی به بخشهای تولیدی، سرمایهگذاریها عملا به سمت فعالیتهای غیرمولد بهویژه بخشهای خدمات و تجارت هدایت شده است.
🔹 مهمترین تأکید کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، کرهجنوبی و چین، علاوه بر بحثهای سنتی تکنولوژیکی، روی اصلاح ساختار درونی اقتصادشان بوده است که باعث شده توان رقابتمندی آنها بهشدت بالا برود. یعنی سعی کردهاند فضای کسبوکار را مساعد کرده و هزینهها را کاهش دهند. به نظر من همینها عواملی هستند که روی توسعه ایران نیز مؤثر هستند.
🔸 صنایع با تکنولوژی متوسط و بالا، بیشترین سهم را در خلق ارزش افزوده صنعتی جهان دارند و اتفاقا شاخصهای صنعت ایران نیز همین را نشان میدهد و حدود ٥٦ درصد صنایع ما با تکنولوژی متوسط به بالا هستند با این تفاوت که این دسته از صنایع ما بیشتر متکی به نفت، گاز، پتروشیمی و ذوبآهن بوده که فعلا با کمبود استفاده از ظرفیت تولید روبهرو هستند و تکنولوژی آنها گرچه نسبت به بقیه صنایع کشور بالاتر است، اما به دلیل ناتوانی در بهروزرسانی، تکنولوژی آنها کهنه بوده و قادر به رقابت نیستند.
⏺قسمتهایی از سخنرانی دکتر محمدقلی یوسفی، (هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در نشست 26 فروردین مؤسسه "دین و اقتصاد"
⛔️استفاده از مطالب شهد اقتصاد بدون درج آدرس کانال @shahdeeghtesad مجاز نمی باشد.⛔️
📚 @shahdeeghtesad
♦️موانع تولید و اشتغال در صنایع کارخانهای ایران(1)
@Shahdeeghtesad
🔸 توسعه صنعتی همیشه یکی از راهکارهای رهایی از وابستگی به درآمدهای نفت عنوان شده اما این بخش نیز هرگز شاهد رونق و شکوفایی درخورتوجهی نبوده است.
🔹 تنها صنعت میتواند برای توسعه کشور جایگزین نفت باشد.
🔸 با توجه به تحولات جهانی و شرایطی که از نظر جغرافیایی داریم، تقریبا میتوان گفت افقی که برای آینده ایران فراهم میشود این است که به سمت توسعه صنعتی پیش برود.
🔹 صنایع سهم کمی، حدود ٢٠ درصد، در GDP دارند. براساس شاخصی که در سال ٢٠٠٠ در سطح جهانی تعیین کردند، برای رسیدن به توسعه، سهم صنعت در GDP کشورهای توسعهنیافته باید ٢٥ درصد باشد.
🔸 سهم صنعت در اقتصادمان بسیار ناچیز است. همین صنایع هم در سه گروه متمرکز هستند، این سه گروه که عبارتاند از صنایع غذایی و آشامیدنیها، محصولات شیمیایی و صنایع فلزات اساسی و محصولات کانی غیرفلزی مخصوص ساختوساز. در حدود ٥٥ تا ٦٠ درصد ارزش افزوده حاصل از صنعت، متعلق به این سه گروه است.
🔸 به دلیل بیتوجهی به بخشهای تولیدی، سرمایهگذاریها عملا به سمت فعالیتهای غیرمولد بهویژه بخشهای خدمات و تجارت هدایت شده است.
🔹 مهمترین تأکید کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، کرهجنوبی و چین، علاوه بر بحثهای سنتی تکنولوژیکی، روی اصلاح ساختار درونی اقتصادشان بوده است که باعث شده توان رقابتمندی آنها بهشدت بالا برود. یعنی سعی کردهاند فضای کسبوکار را مساعد کرده و هزینهها را کاهش دهند. به نظر من همینها عواملی هستند که روی توسعه ایران نیز مؤثر هستند.
🔸 صنایع با تکنولوژی متوسط و بالا، بیشترین سهم را در خلق ارزش افزوده صنعتی جهان دارند و اتفاقا شاخصهای صنعت ایران نیز همین را نشان میدهد و حدود ٥٦ درصد صنایع ما با تکنولوژی متوسط به بالا هستند با این تفاوت که این دسته از صنایع ما بیشتر متکی به نفت، گاز، پتروشیمی و ذوبآهن بوده که فعلا با کمبود استفاده از ظرفیت تولید روبهرو هستند و تکنولوژی آنها گرچه نسبت به بقیه صنایع کشور بالاتر است، اما به دلیل ناتوانی در بهروزرسانی، تکنولوژی آنها کهنه بوده و قادر به رقابت نیستند.
⏺قسمتهایی از سخنرانی دکتر محمدقلی یوسفی، (هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) در نشست 26 فروردین مؤسسه "دین و اقتصاد"
⛔️استفاده از مطالب شهد اقتصاد بدون درج آدرس کانال @shahdeeghtesad مجاز نمی باشد.⛔️
📚 @shahdeeghtesad
Forwarded from راهبرد
در باب یک دشمن خونی!
توضیح: دوستان همراه کانال راهبرد، به طور جدی پیشنهاد می کنم این نوشته درس آموز را از دست ندهید. کوتاه نیست، ولی بسیار روشنگر است و خواهید پسندید.
نقل از حضرت کورلئونه است که به دوستت نزدیک باش، ولی به دشمنت نزدیکتر! به همین دلیل دیدم بد نیست این مطلب درباره اعراب صحرای حجاز را بیاورم که گویا اوضاع ما در خاورمیانه از دیپلماسی آنها هم اثر می گیرد. گفته شده است که به تازگی آمریکایی ها را تهدید به خروج دارایی هایشان هم کرده اند و بینشان شکر آب شده است.
گفته اند قضیه به 1943 بر می گردد، روزولت، ملک فیصل و ملک خالد پادشاهان آینده عربستان را به کاخ سفید دعوت می کند، توافق می کنند این هوای شرکت های نفتی یانکی ها را داشته باشد و دیگری امنیت صحرای حجاز را تامین کند. دو سال بعد این توافق را رسمی می کنند، هرچند گویا سرقضیه فلسطین اختلاف های جدی داشته اند. بعد ها هرچند فیصل، آمریکایی ها را به خاطر حمایت از اسرائیل به نوعی تحریم نفتی می کند، ولی عرب ها و آمریکایی ها همکاری های گسترده ای دارند مانند قضایای صلح اعراب و اسرائیل، جنگ علیه شوروی در افغانستان و البته آزادسازی کویت. اما از سال 2000 به بعد اوضاع متفاوت می شود.
در آن سال کنفرانس های صلح سوریه و اسرائیل و همچنین اعراب و اسرائیل به جایی نمی رسد و اعراب فکر می کنند امریکایی ها در این زمینه فشار لازم را بر اسرائیل نیاورده اند، صلح اول برای جلوگیری از نزدیکی سوریه به ایران اهمیت داشت و دومی هم یک مسئله ناموسی برای اعراب بوده و هست. سال بعد، سعودی ها از حمایت جورج بوش از آریل شارون در قضیه انتفاضه دوم فلسطین آزرده می شوند و ملک عبدالله در اقدامی نمادین حتی از ملاقات با رئیس جمهور امریکا سر باز می زند و به سرزمین یانکی هم نمی رود. بعد از قضیه یازده سپتامبر که اوضاع بدتر می شود، مرتکبان تبعه عربستان بودند، عرب ها اول انکار می کنند، ولی می بینند قضیه برای خودشان هم جدی است و تازه در آن زمان شروع به مبارزه جدی با آن می کنند. عرب ها علت حمله به عراق را نمی فهمند، از صدام دل خوشی نداشتند، ولی دوست داشتند یک ژنرال از اقلیت سنی جانشین وی شود و نه دولتی شیعه برآمده از رای اکثریت که نزدیک به رقیب منطقه ای آنهاست.
در زمان اوباما اعراب شکایت می کنند که او به اندازه لازم در قضیه فلسطین و فشار به اسرائیل مایه نمی گذارد. بهار عربی کار را یکسره می کند، حرف سعودی ها این بود چرا امریکا از یار دیرین خود حسنی مبارک حمایت نکرد و کار را به رای مردم وا گذاشت، کاری که می توانست انتظاری مشابه در عربستان هم ایجاد کند و تهدیدی برای سعودی ها بود. حمایت نصفه و نیمه امریکا از اصلاحات سیاسی در بحرین کاری را به جایی می رساند که خود به صورت نظامی وارد عمل می شوند و به آنجا لشکرکشی می کنند. بعد هم سراغ مصر می روند، برای آنها السیسی جانشین مناسبی برای مبارک بود و بعد از کودتا ارتش از وی حمایت می کنند. این ارتباط نزدیک هنوز هست و چندی پیش خبرساز شد.
زمامداران کنونی یعنی ملک سلمان و محمد پسر وی برخلاف ملک عبدالله بسیار تهاجمی عمل می کنند و با احتیاط میانه ای ندارند، نمونه اش را در حمله ائتلاف نظامی 34 کشور به یمن می شود دید، گفته می شود روحانیون سلفی هم به دلایل ایدئولوژیک خواهان شدت عمل برای مجوس های ایرانی اند و می خواهند سراسر جهان اسلام را علیه این کفار صفوی بشورانند، این را بگذارید کنار تصویری که از ایران در قضیه سوریه ارائه می شود و گویا بنا بر نظرسنجی الجزیره حتی میان نخبگان عرب هم چهره ایران را مخدوش کرده است.
نویسنده در نهایت توصیه به همکاری بیشتر آمریکا و عربستان می کند، اما به نظر می رسد با کم شدن اهمیت نسبی نفت و قدرت گرفتن چین و روسیه، دیگر خاورمیانه آن اهمیت سابق را ندارد و امریکایی ها مداخله جدی در منطقه را دنبال نکنند. پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی می شود حدس زد که در بلندمدت حفظ امنیت اسرائیل اولویت کلی آنها خواهد بود، در زمینه مبارزه با بنیادگرایی همکاری ها را بیشتر خواهند کرد و با ایجاد توازن بین دو قدرت منطقه ای ایران و عربستان جلوی جنگی تمام عیار را خواهند گرفت تا دوران نفت هم سپری شود.
http://goo.gl/NKyrxK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
توضیح: دوستان همراه کانال راهبرد، به طور جدی پیشنهاد می کنم این نوشته درس آموز را از دست ندهید. کوتاه نیست، ولی بسیار روشنگر است و خواهید پسندید.
نقل از حضرت کورلئونه است که به دوستت نزدیک باش، ولی به دشمنت نزدیکتر! به همین دلیل دیدم بد نیست این مطلب درباره اعراب صحرای حجاز را بیاورم که گویا اوضاع ما در خاورمیانه از دیپلماسی آنها هم اثر می گیرد. گفته شده است که به تازگی آمریکایی ها را تهدید به خروج دارایی هایشان هم کرده اند و بینشان شکر آب شده است.
گفته اند قضیه به 1943 بر می گردد، روزولت، ملک فیصل و ملک خالد پادشاهان آینده عربستان را به کاخ سفید دعوت می کند، توافق می کنند این هوای شرکت های نفتی یانکی ها را داشته باشد و دیگری امنیت صحرای حجاز را تامین کند. دو سال بعد این توافق را رسمی می کنند، هرچند گویا سرقضیه فلسطین اختلاف های جدی داشته اند. بعد ها هرچند فیصل، آمریکایی ها را به خاطر حمایت از اسرائیل به نوعی تحریم نفتی می کند، ولی عرب ها و آمریکایی ها همکاری های گسترده ای دارند مانند قضایای صلح اعراب و اسرائیل، جنگ علیه شوروی در افغانستان و البته آزادسازی کویت. اما از سال 2000 به بعد اوضاع متفاوت می شود.
در آن سال کنفرانس های صلح سوریه و اسرائیل و همچنین اعراب و اسرائیل به جایی نمی رسد و اعراب فکر می کنند امریکایی ها در این زمینه فشار لازم را بر اسرائیل نیاورده اند، صلح اول برای جلوگیری از نزدیکی سوریه به ایران اهمیت داشت و دومی هم یک مسئله ناموسی برای اعراب بوده و هست. سال بعد، سعودی ها از حمایت جورج بوش از آریل شارون در قضیه انتفاضه دوم فلسطین آزرده می شوند و ملک عبدالله در اقدامی نمادین حتی از ملاقات با رئیس جمهور امریکا سر باز می زند و به سرزمین یانکی هم نمی رود. بعد از قضیه یازده سپتامبر که اوضاع بدتر می شود، مرتکبان تبعه عربستان بودند، عرب ها اول انکار می کنند، ولی می بینند قضیه برای خودشان هم جدی است و تازه در آن زمان شروع به مبارزه جدی با آن می کنند. عرب ها علت حمله به عراق را نمی فهمند، از صدام دل خوشی نداشتند، ولی دوست داشتند یک ژنرال از اقلیت سنی جانشین وی شود و نه دولتی شیعه برآمده از رای اکثریت که نزدیک به رقیب منطقه ای آنهاست.
در زمان اوباما اعراب شکایت می کنند که او به اندازه لازم در قضیه فلسطین و فشار به اسرائیل مایه نمی گذارد. بهار عربی کار را یکسره می کند، حرف سعودی ها این بود چرا امریکا از یار دیرین خود حسنی مبارک حمایت نکرد و کار را به رای مردم وا گذاشت، کاری که می توانست انتظاری مشابه در عربستان هم ایجاد کند و تهدیدی برای سعودی ها بود. حمایت نصفه و نیمه امریکا از اصلاحات سیاسی در بحرین کاری را به جایی می رساند که خود به صورت نظامی وارد عمل می شوند و به آنجا لشکرکشی می کنند. بعد هم سراغ مصر می روند، برای آنها السیسی جانشین مناسبی برای مبارک بود و بعد از کودتا ارتش از وی حمایت می کنند. این ارتباط نزدیک هنوز هست و چندی پیش خبرساز شد.
زمامداران کنونی یعنی ملک سلمان و محمد پسر وی برخلاف ملک عبدالله بسیار تهاجمی عمل می کنند و با احتیاط میانه ای ندارند، نمونه اش را در حمله ائتلاف نظامی 34 کشور به یمن می شود دید، گفته می شود روحانیون سلفی هم به دلایل ایدئولوژیک خواهان شدت عمل برای مجوس های ایرانی اند و می خواهند سراسر جهان اسلام را علیه این کفار صفوی بشورانند، این را بگذارید کنار تصویری که از ایران در قضیه سوریه ارائه می شود و گویا بنا بر نظرسنجی الجزیره حتی میان نخبگان عرب هم چهره ایران را مخدوش کرده است.
نویسنده در نهایت توصیه به همکاری بیشتر آمریکا و عربستان می کند، اما به نظر می رسد با کم شدن اهمیت نسبی نفت و قدرت گرفتن چین و روسیه، دیگر خاورمیانه آن اهمیت سابق را ندارد و امریکایی ها مداخله جدی در منطقه را دنبال نکنند. پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی می شود حدس زد که در بلندمدت حفظ امنیت اسرائیل اولویت کلی آنها خواهد بود، در زمینه مبارزه با بنیادگرایی همکاری ها را بیشتر خواهند کرد و با ایجاد توازن بین دو قدرت منطقه ای ایران و عربستان جلوی جنگی تمام عیار را خواهند گرفت تا دوران نفت هم سپری شود.
http://goo.gl/NKyrxK
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Brookings
Mr. Obama goes to Riyadh: Why the United States and Saudi Arabia still need each other
The relationship between Saudi Arabia and the United States has been deteriorating since 2000 due to serious and fundamental differences on Israel, democracy, Iran, and other issues. President Barack Obama's visit next week can help contain these differences…
Forwarded from انجمن علمی مدیریت دولتی ایران (ISAPA)
آشنایی با استراتژی
استراتژی، اساساً مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری برای جهت دادن به رفتار سازمانی است.
چهار قاعده متمایز در این زمینه وجود دارد:
۱- معیار هایی که بوسیله آن عملکرد جاری و آینده مؤسسه یا سازمان سنجیده می شود.
۲- قواعدی برای توسعه روابط مؤسسه با محیط برون سازمانی.
۳-قواعدی برای برقراری فرآیند ها و روابط درون سازمانی یا به عبارتی مفهوم سازمانی.
۴-قواعدی که مؤسسه یا سازمان امور جاری خود را براساس آن اداره می کند و سیاست های اجرایی خوانده می شود.
ادامه دارد...
از کتاب استقرار مدیریت استراتژیک ؛ نوشته مک دانل و ایگورانسف
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
استراتژی، اساساً مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری برای جهت دادن به رفتار سازمانی است.
چهار قاعده متمایز در این زمینه وجود دارد:
۱- معیار هایی که بوسیله آن عملکرد جاری و آینده مؤسسه یا سازمان سنجیده می شود.
۲- قواعدی برای توسعه روابط مؤسسه با محیط برون سازمانی.
۳-قواعدی برای برقراری فرآیند ها و روابط درون سازمانی یا به عبارتی مفهوم سازمانی.
۴-قواعدی که مؤسسه یا سازمان امور جاری خود را براساس آن اداره می کند و سیاست های اجرایی خوانده می شود.
ادامه دارد...
از کتاب استقرار مدیریت استراتژیک ؛ نوشته مک دانل و ایگورانسف
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
#نکته_ها
به نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
🏵1-ثروت، بدون زحمت
🏵2-لذت ، بدون وجدان
🏵3-دانش ، بدون شخصیت
🏵4-تجارت ،بدون اخلاق
🏵5-علم ، بدون انسانیت
🏵6-عبادت، بدون ایثار
🏵7-سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
به نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
🏵1-ثروت، بدون زحمت
🏵2-لذت ، بدون وجدان
🏵3-دانش ، بدون شخصیت
🏵4-تجارت ،بدون اخلاق
🏵5-علم ، بدون انسانیت
🏵6-عبادت، بدون ایثار
🏵7-سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from کانال خبری ارانیکو
💢 کیفیت هوای #تهران رکورد شکست / هوای تهران در فروردين ماه ۱۰روز پاک و۲۱روز سالم بود
====
🔖 @eranico_com
====
🔖 @eranico_com