انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران – Telegram
انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران
9.24K subscribers
2.9K photos
122 videos
154 files
2.13K links
• به کانال ‌انجمن‌های‌علمی‌دانشجویی
‌دانشکدگان مدیریت‌دانشگاه‌تهران خوش آمدید.
@sam_ut
💬 @Sam_ut1

🌐 https://samut.sendpulse.academy/

📸 instagram.com/sam.ut

🎬 https://www.aparat.com/SAM.UT

🏅تقدیرشده در دوازدهمین جشنواره ملی #حرکت
Download Telegram
عمده ترین #صادرات کشور های جهان ؛ از : اقتصاد تصویری

@anjomanelmimodiriatut
دست اندازهای پسا تحریم
بسیاری از تحلیلگران اقتصادی از ویژگی‌های ممتاز ایران برای سرمایه‌گذاری صحبت می‌کنند، اندازه اقتصاد، نیروی کار ماهر، زیرساخت‌ها و بسیاری عوامل دیگر ایران را روی کاغذ بهشتی ایده‌آل برای سرمایه‌گذاری معرفی می‌کند و کسانی آن را بزرگ‌ترین بازار دست‌نخورده جهان می‌دانند. با این حال از آغاز سال 2016 خوش‌بینی‌ها کاهش پیدا کرده است، محدودیت‌های بانکی یکی از بزرگ‌ترین موانع است و با توجه به دور بودن بانک های ایرانی از تغییرات بانکداری جهانی در سال‌های تحریم پیوستن دوباره آنها چندان ساده نیست، از مهم‌ترین این تغییرات باید به مقررات بانکداری موسوم به بازل 3 از سال 2008 اشاره کرد. همچنین با توجه به گسترش خطر تروریسم جهانی، اقدامات احتیاطی بسیاری برای مبارزه با تروریسم پیش‌بینی شده است و رویکردهای پیشگیرانه مربوط به پولشویی هم بسیاری جدی است. بانک‌های ایرانی تا استانداردهای موردنظر این مقررات تازه فاصله دارند و همین ریسک کار با آنها را بسیار بالا می‌برد.
... در روانشناسی سیاسی، نظریه تصویر به زبان ساده می‌گوید ناظران بیرونی براساس برداشت از قابلیت‌های یک کشور، پیشینه و فرهنگ آن، نوع تصمیم‌گیری و نیت تصمیم‌گیرندگان اصلی تصویری را به آن کشور نسبت می‌دهند، تصویری که می‌تواند مطلوب یا نامطلوب یا ترکیبی از هردو باشد. غریب نیست اگر ادعا شود چنین تصویری مبنای عمل سرمایه‌گذاران خارجی هم هست.
چنانکه آمد دشواری‌های قانونی و حقوقی کم نیست، ولی به نظر می‌رسد مشکل اصلی عدم اطمینانی است که نسبت به آینده وجود دارد به‌ویژه آنکه در گذشته هم تجربه‌های نامطلوب کم نبوده است، گفته‌اند که سرمایه حافظه فیل دارد، یعنی مشکلات گذشته به سادگی فراموشش نمی‌شود، سرمایه‌گذاران خارجی هنوز هم خاطره فعالیت‌های قبلی را به یاد دارند. برای بهبود اوضاع رویکرد کلی باید ترویج تصویری خردمندانه از ایران باشد،
یادداشت دکتر خالقی در روزنامه دنیای اقتصاد
لینک مقاله http://goo.gl/CrgLLT
@Anjomanelmimodiriatut
🔴سیستم آموزشی در حال تباه کردن نسل هاست: پرورش کبوتر نامه‌رسان در عصر ارتباطات!

عصر ایران؛ جعفر محمدی - چرا پیش نمی رویم؟ یا آن گونه که مطلوب است جامعه ایران پیشرفت نمی کند؟

پاسخ این سؤال را باید در حوزه های مختلفی جست و جو کرد ولی اگر مرحله به مرحله کاوش کنیم نهایتاً به ام المصائب می رسیم که تا تحولی در آن صورت نگیرد، در بر همان پاشنه دیرین خواهد چرخید و آن، سیستم آموزشی کشور است.

سیستم آموزشی در ایران، به طرز آشکاری در حال تباه کردن نسل هاست و این روند سیاه، دهه هاست که به شکل معاصر ادامه دارد!
منظور البته کسانی که در سیستم آموزشی کار می کنند، مانند معلمان، استادان و مدیران نیست بلکه سخن بر سر این است که سیستم، ناکارآمد است و حتی بهترین معلمان و استادان نیز نمی توانند در درون این سیستم فشل، کارآمدی خود را به طور کامل و نهادینه شده بروز دهند.

یکی از فاجعه بارترین ویژگی های نظام آموزشی در ایران، سخت و غیرمنعطف بودن آن است به گونه ای که نمی تواند تن سنگین و تنبل خود را در واکنش به آنچه در جامعه می گذرد تکان دهد و اقدام مناسب کند: سن اعتیاد در جامعه به طرز ملموس و فاجعه باری کاهش می یابد و به سنین دانش آموزی می رسد ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگ ترین صحرای ترکمنستان است.

شبکه های اجتماعی موبایل محور، تمام جامعه را در بر می گیرند ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام کتاب های قیصر امین پور را حفظ کنند.

بیماری های مرتبط با تغذیه نامناسب در جامعه تشدید می شوند اما نظام آموزشی از معلمان می خواهد حفظ کردن نام فلان باکتری ها را به دانش آموزان تحمیل کنند.

طلاق گسترش می یابد و درصد قابل توجهی از دانش آموزان با پدر یا مادرهای جدا شده از هم زندگی می کنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزش های لازم به این دانش آموزان، می خواهد تانژانت و کتانژانت را مرور کنند.

البته نمی گوییم هیچ کدام از این ها را یاد ندهند ( هر چند که برخی آموزه ها اساساً بیهوده هستند) ولی نکته اینجاست که سیستم عریض و طویل آموزشی به حدی کُند و سنگین است که نمی تواند همراستا با نیازهای کنونی، عکس العمل نشان دهد، چه رسد به پیش بینی نیازهای آتی؟!

تا زمانی که سیستم آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی مبتنی بر کتاب های درسی و محفوظات و امتحانات باشد و کار چندانی با آنچه در جامعه می گذرد نداشته باشد، به مؤسسه ای می ماند که در عصر تلفن و رایانه و اینترنت، همچنان درگیر پرورش کبوتران نامه‌رسان است و اتفاقاً خیلی هم جدی و سختگیرانه این کار را می کند.

☕️عصرایران @MyAsriran


به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
🔴🔴"قتل کودکی" در نظام آموزشی ایران

عصر ایران؛ جعفر محمدی - در ادامه سلسله بحث هایی که درباره آموزش و پرورش در ایران آغاز کرده ایم، امروز می خواهیم یک نکته اساسی دیگر در نقد نظام آموزشی کشورمان را ذکر می کنیم و آن، "قتل کودکی" است.

نظام آموزشی ایران از 7 سالگی کودکان رسماً پذیرای آنهاست. این سن، اوج دوران کودکی است. کودک در این دوره به شدت نیازمند تفریح، بازی، دوست یابی بین گروه همسالان، کشف و شهود و ... است.

اما ما در مدارس چه می کنیم؟ به بچه هفت ساله، دستکم 5 کتاب می دهیم که باید همه آنها را بخواند و امتحان دهد.
کودک 7 ساله، باید نظم پادگانی مدرسه را رعایت کند، ساعت های متمادی در کلاس بنشیند و ساکت باشد، دقایق معدودی را به هواخوری برود ، مدام با استرس امتحان دهد و با همکلاسی هایش رقابت درسی کند چرا که هر لحظه در معرض مقایسه است و ممکن است تحقیر و حتی تنبیه شود.

طبیعی است که در چنین فضایی پادگانی و بسته ای، کودک لحظه شماری می کند که ساعات طولانی مدرسه پایان یابد و او به خانه برود.

اما زنگ آخر مدرسه، پایان رنج های تحمیلی بر کودک نیست. او در حالی مدرسه را ترک می کند که کلی "مشق" دارد که باید در خانه بنویسد. او مجبور است بخش مهمی از زمانش در خانه را به جای تعامل با اعضای خانواده و گروه دوستانش، به انجام "تکلیف" بپردازد و همواره در اضطراب و دو دلی باشد که الان برنامه مورد علاقه اش در تلویزیون را ببیند یا تمرین املا کند یا الان با همسالانش بازی کند یا تکالیف ریاضی اش را حل کند؟

حتی عید نوروز هم که می شود دست از سر بچه بر نمی دارند و با دادن پیک نوروزی که باید صفحه به صفحه آن را پر کند به او یادآور می شوند که حق نداری از تعطیلاتت لذت کامل را ببری. گو این که کودکی کودکان ایرانی، با ورودشان به مدرسه تمام می شود.

همین است که وقتی آخرین امتحان خرداد ماه داده می شود، دانش آموزان، از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان و پیش دانشگاهی، چنان خوشحال می شوند که گویا دوران محکومیت شان به سر آمده است!

اما بسیاری از کشورها و مشخصاً فنلاند به عنوان دارنده برترین سیستم آموزشی جهان، کودکان را به اسارت نمی گیرند و کودکی شان را نمی کشند.
مدارس ابتدایی برای کودکان فنلاندی و سیستم های آموزشی مشابه، محلی برای شادی، همگرایی، بروز هیجان و انرژی، علاقه مندی به محیط های آموزشی و نیز آموزش های غیر مستقیم است. مثلاً یاد می گیرند که باید به هم کمک کنند، با یکدیگر مشارکت نمایند و اندک اندک نیز تعلیمات رسمی مانند آموزش الفبا نیز به آنها ارائه می شود.

ساعات آموزشی نیز بسیار کوتاه است به طوری که یک دانش آموز اول ابتدایی در فنلاند روزانه تنها سه ساعت را در مدرسه می گذراند.
نکته مهم دیگر این است سیستم های آموزشی مدرن، چیزی به نام تکلیف شب ندارند. ارائه تکلیف شب، اعتراف ضمنی به این است که آنچه در ساعات طولانی مدرسه ارائه می شود، ناکافی و ناکارآمد بوده است و الا چه نیازی هست به مشق های مشقت بار خانگی؟!

آیا وقتی کارمندان از محل کارشان بیرون می آیند، باز هم در خانه کار اداری باید انجام دهند که دانش آموزان به ویژه در مقطع ابتدایی مجبور به انجام تکالیف مدرسه در خانه باشند؟!

اصلاً یکی از علل "کتاب نخوانی" ما ایرانی ها ، همین سیستم آموزشی است که با تحمیل کتاب ها و مطالعات اجباری و بیهوده، ما را کتاب زده و کتاب گریز کرده است.

همه این عوامل، باعث می شوند که کودکان ایرانی به واسطه محکومیت در مدارس پادگانی، کودکی نکنند یا دستکم کمتر کودکی کنند و این در حالی است که به دلیل گسترش فرهنگ آپارتمان نشینی که محدودیت های متعددی را بر کودکان تحمیل می کند، مدارس باید به طور جدی تری بستری برای کودکی کودکان باشند.

تا مدارس ما پادگانی اداره می شوند و کودکان باید همانند سربازانی کوچک رفتار کنند، اوضاع همین است که است.

«جایگزینی تفریحات و بازی های شاد و هدفمند و آموزش های غیر مستقیم با سیستم مستقیم کنونی»،
«کاهش ساعات حضور در مدرسه» و
«حذف تکلیف شب»
سه رویکردی هستند که برای تحول در دوران ابتدایی لازم است تا بر مبنای آن، سایر تحولات در نظام آموزشی شکل گیرد.

این ها، کارهای سختی نیستند و برای تحقق شان فقط یک «اراده جدی و ایران دوستانه» ، لازم است. تردید نکنید که آینده ایران ما و آینده فرزندان ما و فرزندان فرزندان ما، در گرو این اصلاحات است.

☕️عصرایران @MyAsriran


📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
درسی برای #زندگی

به #مردم نگاه کن، شهر بازی میرن و پول زیادی رو خرج می کنن تا با چنگک یه عروسک گنده مسخره رو از جعبه شیشه ای بیرون بیارن، در حالیکه اون چنگک طوری ساخته شده که نتونه عروسک اصل کاری رو بیرون بیاره.
این قاعده ی خیلی از بازی هاست! آدم ها باید تا مرز برنده شدن پیش برن، اما کسی نباید برنده نهایی بشه. نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد، آدم ها همیشه دوست دارن که بازی کنن.
واسه همینه که بعضی از نویسنده ها پایان داستان شون رو نمی نویسن، شعبده بازها راز جادوهاشون رو به کسی نمی گن و خیلی از آدم ها به همدیگه احساس شون رو بیان نمی کنن، چون می ترسن که بازی تموم شه.
وقتی آدم ها می فهمن که چی تو سرت و قلبت می گذره دیگه دلیلی واسه بازی کردن و موندن نمی بینن...
تنها کسانی که می مونن، وفادارها هستن...

نوشته ای از: روزبه معین

@anjomanelmimodiriatut
Forwarded from وستاکمپ
📚 دوره های وب وستا کمپ در تابستان
👇 عضویت درکانال جهت اطلاعات بیشتر دوره ها:
@vestacamp
سخنان قابل تامل آقای وزیر
علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و دارایی، در نشست مدیران مالیاتی سراسر کشور سال ۱۳۹۵ را در آیندۀ اقتصادی ایران تعیین کننده خواند و گفت که پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران میانگین رشد اقتصادی کشور ۳٫۲ درصد بوده که طی ده سال گذشته و با وجود درآمدهای بی سابقۀ نفتی به زیر ۳ درصد کاهش یافته است، در حالی که، به اعتراف علی طیب نیا، طی دهۀ ۱۳۴۰ نرخ رشد اقتصادی ایران بالای ۱۸ درصد و حتی ۲۰ درصد بوده است.
علی طیب نیا با استناد به همین نرخ های بالای رشد در اقتصاد ایران طی سال های ۱۳۴۰ افزوده است که در قیاس با چنین تجربه ای حتا رشد ۱۰ درصدی اقتصاد چین طی سی سال گذشته به هیچ وجه خارق العاده به نظر نمی رسد.
گفتنی است که کل درآمدهای نفتی ایران از زمان کشف و استخراج نفت در این کشور تا امروز ۱۳۰۰ میلیارد دلار برآورد شده که حدود ۱۱۵۰ میلیارد دلار آن فقط به جمهوری اسلامی ایران رسیده است.
علی طیب نیا سپس پرسیده است : چرا با وجود درآمدهای هنگفت نفی و چنین تجربه ای از رشد اقتصادی در سال های ۱۳۴۰، رشد اقتصادی ایران در سه دهۀ اخیر آنقدر پایین آمده که به زحمت توانسته آثار رشد جمعیت بر درآمد سرانه را خنثی کند؟ وزیر اقتصاد سپس پرسیده است : چرا همین رشد اندک اقتصادی ایران دچار نوسانات شدید است به طوری که از بالای ۸ درصد به منفی ۶٫۸ درصد سقوط می کند؟
وزیر اقتصاد دولت یازدهم سپس گفته است که در بسیاری از کشورهای جهان سهم بهره وری در رشد اقتصادی گاه به ۸۰ درصد می رسد، اما، سهم بهره وری در اقتصاد ایران منفی است.
او سپس گفته است که اقتصاد ایران بیمار است و دلیل مشکلات اساسی آن از جمله فقدان رشد پایدار، سهم منفی بهره وری و تورم بالا همگی ناشی از وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی است.
طیب نیا تصریح کرده است که کشورهای اروپایی و غربی با آگاهی عمیق از همین نقطه ضعف توانستند تحریم های موثری علیه نفت و نظام بانکی ایران به قصد محروم کردن جمهوری اسلامی از درآمدهای نفتی اش، اعمال کنند.
وزیر اقتصاد و دارایی در پایان گفته است که تحقق رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران نیازمند رشد ۵ تا ۶ درصدی اقتصاد در سال جاری است، در غیر این صورت آینده نگران کننده خواهد بود.
این در حالی است که بهبود اقتصاد زمانبر است ، انتظار تحول اقتصادی داشتن در کوتاه‌مدت خطاست، حتی در بلندمدت هم بدون تعهد جدی محقق نمی‌شود. اکنون با وجود آنکه زمان زیادی از برداشته شدن تحریم‌ها نگذشته است، بسیاری انتظار یک تحول جدی را دارند، بدیهی است که بدون شکل گیری نهادهای اقتصادی و حرکت به سمت بخش خصوصی قوی و اصلاحات ساختاری در اقتصاد تحول خاصی رخ نخواهد داد.

به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut

: http://goo.gl/CrgLLT
🔮 ‌ خوش شانس تر خواهید بود اگر...


🔮 ری کراک رئیس افسانه ای مک دونالد و کسی که مک دونالد را به غول صنعت رستوران های فست فود در دنیا تبدیل کرد، طعم موفقیت را در دهه ششم زندگی خود چشید. او برای رسیدن به موفقیت 30 سال تلاش کرد و زمانی به موفقیت رسید که شاید از نظر خیلی ها زمانی برای بازنشستگی باشد

🔮 اگر در حال حاضر مک دونالد با ارزشی بالغ بر 35 میلیارد دلار در بیش از 110 کشور دنیا با 35 هزار شعبه و بیش از 440 هزار کارمند مشغول فعالیت است تنها به این دلیل است که فردی مانند ری کراک با تفکر “شانس یعنی تلاش” در راس آن بوده است. پس اگر فکر می کنید که در زندگی انسان خوش شانسی نیستید به میزان تلاش خودتان نگاه کنید...



telegram.me/anjomanelmimodiriatut
رابطه معکوس #بهره‌وری و ساعت کار ؛ از: اقتصاد تصویری

@anjomanelmimodiriatut
🔰تبليغ خوب اجاق گاز، با چاشني "بازاريابي عمومي"

نمونه وطني

📍كانال ريتم بازار

@Rhythmebazar
اصحاب حوض
نگاهی متفاوت به دانشکده مدیریت
ضمن نگارش این متن بارها نسبت به نوشتن آن دچار تردید شدیم, از آن رو که احتمالا تعدادی از مخاطببن, این نوشته را برنتابیده و با برچسب زدن های مختلف بر نگارنده سعی در پاک کردن صورت مسأله دارند. اما با به یادآوردن آموخته هایمان از همین دانشکده و درسهایمان، لزوم خود انتقادی و فاصله گرفتن از مصلحت ها در این مورد, تصمیم بر آن گرفتیم این خود انتقادی را به مثابه داروی تلخی به دانشجویان عرضه داشته تا امید به بهبودی وضعیت حاصل گردد.
البته بیم این می رود که در همین نوشته نیز اکثر مخاطبین حوصله خواندن را نداشته باشند و مطلب را نادیده بگیرند.
با گذشت ترم های متوالی از تحصیل و تجربه آشنایی با افراد و ورودی های گوناگون با تمامی تفاوت سلایق و محیط ها, نکته ی بسیار دردآوری که امروز بیش از هر زمان نمود پیدا کرده است؛ افت کیفیت، انگیزه،دغدغه ها و... دانشجویان است.
در بررسی عوامل این افول تحقیق و پژوهش های فراوان می بایست انجام شود, اما نشانه های اولیه و پاسخ اکثر دانشجویان دلالت بر آن دارد که دانشحویان انگیزه ی کافی و لازم خودرا از دست داده اند، محیط برابر انتظار آنان نبوده و تصور آنان از "دانشگاه تهران" همان ترم اول فرو ریخته است.
حال باید بررسی کنیم, آیا واقعا این چنین است؟ آیا این بهانه است یا تمام واقعیت این نیست؟
نگاه عمیق تر و تشکیلاتی ما به این مسأله نشان می دهد که عده ی زیادی از دانشجویان فاقد هرگونه دغدغه و هدف از ترم های اولیه می باشند و این موضوع با گذشت زمان تشدید می شود, دیده ها و تجربیات ما از دوران تحصیل حاکی از این است که این جماعت کثیر در دانشگاه, درس (به معنای حقیقی) که نمیخوانند, انگیزه برای فعالیت های تشکیلاتی و دانشجویی هم بسیار اندک است, اکثرشان هم که شاغل نیستند ....
گویا اینان هیچ دغدغه و هدفی ندارند
پس چه می کنند؟؟؟
با اقتباس از یکی از اساتید این عده را "اصحاب حوض" می نامیم. این نام در میان اساتید نیز جاری است. گفته می شود عده ای بیشتر وثت عمر خود را در کنار حوض های دانشکده مدیریت می گذرانند... که البته بد هم نیست و به مقتضی سن و دوران دانشجویی نمیتوان انتظار صرف درس خواندن و کار کردن داشت, اما آنچه در این بین پر واضح است, جا به جایی اهداف و گم شدن مقصد و فلسفه اصلی دانشگاه است. در این نوشتار به هیچ وجه قصد بحث هنجاری در مورد زندگی دانشجویی نداریم...
مصیبت بزرگتر از آنجایی شروع می شود که اصحاب حوض به دلیل کثرت به جریان غالب و اثر گذاری در دانشکده تبدیل میشوند و می توانند اساتید و دانشکده را تحت فشار بگذارند, این عده ای که دیر آمده و زود میخواهند بروند ؛ طاقت "درس خواندن" ندارند...
رفرنس انگلیسی و کتاب خواندن کلا برایشان سخت است و به دنبال "جزوه" در دانشگاه هستند, واقعا این پدیده که در دانشکده به جای تدریس کتاب های اصلی و بروز جزوه گفته می شود مایه ی ننگ است.
اما چه نیازی به یاد گیری؟؟ آنان را خیرات کردن نمره بس است... و اساتید محبوب کسانی هستند که کار نکنند و نمره مفت بدهند و مغضوب هستند هرگاه اصولی و درست تدریس و ارزشیابی کنند...
به محض اینکه شنیده باشند استادی سخت گیر است و باید برای آن ترم تلاش کنی نامه جمع می کنند و امضا پشت امضا که استاد جدید ارایه شود که در بهترین حالت متاسفانه دانشکده با ارایه استاد موازی در آن درس و اجابت خواست این عده زمینه برا خالی ماندن کلاس استاد اصلی و حذف شدن خودکار وی از سیستم, این چرخه باطل اضمحلال را تشدید میکند. این همان زنگ خطری است که بارها به دانشکده اعلام کرده ایم و ازین پس نیز مجدانه در برابر آن به دانشکده فشار خواهیم آورد که اولا این سنت نامیمون به زودی دامن گیر طیف گسترده تری از اساتید خواهد شد و دوم عمل نمودن بر مبنای پاسخگویی بر هر خواسته ای, بدون دنبال کردن خط مشی خاصی نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. اساتید دیگر نیز در این شرایط انگیزه ی خود را از دست میدهند و بنابر منطق باید برای بقا با جو مسموم موجود سازش کنند.
برند دانشگاه تهران که سالیان متمادی به عنوان برترین دانشگاه کشور سرآمد در همه ی زمینه ها بوده است، امروز با خروجی هایش بسیار در خطر است. خروجی هایی که از کارآمدی کافی برخوردار نیستند و عملا در دانشگاه هیچ نیاموخته اند و بسیار مغرورانه توقع تصاحب مناسب مدریتی را نیز دارند! در گذشته گفته می شد دانشجویان دانشکده تنها می توانند حرف های زیبا بزنند که تنها در همان دانشکده مدیریت خریدار دارد و بیرون هیچ کس برای آنها تره هم خرد نمیکند و عملی نیستند ... امروزه متاسفانه به این مرحله رسیده ایم که به دلیل دانش اندک دانشجویان حتی دیگر همان حرف های زیبا را هم نمی توانند بزنند.
ادامه دارد...👇
جالب تر اینجاست که همه هم به دنبال نمرات خوب هستند و ترفند شب امتحان را به خوبی بلد هستند, در روز امتحان نیز از زدن گروه تلگرامی سر جلسه و مخفی کردن هندزفری زیر مقنعه و ...گرفته تا سایر روش های سنتی تر بازار داغی دارند .
از طرفی با نزدیک شدن به سال پایانی کارشناسی تقریبا تمامی افراد به دنبال ورود به مقطع بالاتر هستند! به دنبال کلاس کنکور هستند و البته با این سیاست غلط که البته خارج از اختیار دانشجویان است بازار سیاهی در این میان برای بیزینس کنکور شکل میگیرد و در این بین آشکار است که ”گاهی سهل انگاری های عوام زده، قدرت تشخیص را زایل ساخته، حق و باطل را به هم آمیخته، علم و شبه علم را هم بها ساخته و جلوه های خود بافته دانش را به پشتوانه تایید اکثریت راسهای بدون رای به مثابه علم ارائه میکند. و بدین سان بازاری دگر آراسته می شود، بازاری برای فروش شبه علم یا شبح علم، و عرضه ی چنین کالایی در بورس جهل مرکب. "
یک سال به جای مطالعه کتاب های اصلی رشته های خود مجبور به خواندن کتاب های بی ارزش تست هستیم .
دانشجوی ما اکنون حال و حوصله ی کتاب خواندن را ندارد. در حالی که بنابر مقتضیات زمان "از قضا ما نیازمند تامل هستیم، تامل در متن های جدی و غور در معانی. در فضای که گویی اقبال به "جدل" و "مناظره" است، باید در "سکوت" اندیشید و متن ها را پایین وبالا کرد تا بتوان کاری پیش برد. آنچه که ما در دانشگاه می توانیم انجام دهیم معرفی متن های جدی و تشویق به خواندن آنهاست. فرهنگ ما بیشتر شفاهی است و باید تا جایی که می توانیم به افراد بیاموزیم بنویسند و در نوشته هایشان تامل کنند، با تناقض ها دست و پنجه نرم کنند تا زبانمان درخور اندیشیدن شود. زبان غیردقیق و شعرگونه، اندیشه را ناممکن می کند و این مسئله ای است که به ویژه در رشته هایی مانند ما جدی است. باید متن های جدی را معرفی کنیم تا افراد بخوانند و تامل کنند. "
این رویه متاسفانه در حال گسترش یافتن به دوره دکتری نیز می باشد، مدرک گرایی صرف در جامعه که ناشی از سیاست های غلط است چنین وضعی را موجب شده است. گویی ماموریت رشته و دانشگاه کاملا فراموش شده است. اکنون پس از گذشت بیش از 60 سال از تاسیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نگاهی مجدد بر ماموریت این سازمان ضروری به نظر می رسد. آیا دانشکده های مدیریت کشور توانایی حل مسائل را دارند ؟ آیا توانسته اند مدیران شایسته تربیت کنند؟ از صحبت های به جای وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت چنین به نظر نمیرسد...
در این بین لزوم بازتعریف فراگردهای جذب دانشجویان به ویژه در این رشته ها احساس می شود.شاید لزومی به جذب تعداد زیادی دانشجو از طریق کنکور سراسری آن هم در شرایطی که خیلی ها بدون علاقه ی خاصی این رشته را قبول می شوند، نباشد. خوشبختانه اخیرا پایان نامه ای تحت عنوان شاخص های دانشکده مدیریت خوب در حال نگارش است که راه را برای حل این مسائل باز میکند
نگاه سیستمی به این مسائل بیانگر چند عامله بودن این رکود در دانشگاه است و تنها نمی توان دانشجو را در این میان قربانی کرد اما در این مجال اندک تنها به قسمت دانشجویی پرداخته ایم.
در پایان ضمن گرامی داشتن تمامی دانشجویان عزیز، خاظر نشان می کنیم، این نوشته ی انتقادی را از جهت تلنگر زدن و یادآوری دشواری های آینده در بیرون از دانشگاه به نگارش درآوردیم . از تمامی عزیزان خواهشمندیم ضمن اشتراک گذاری این نوشتار در گروه های خود نظرات خود در مورد این نوشته را به آدرس پست الکترونیک موجود در اطلاعات کانال ارسال فرمایند
به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
مقایسه الگوی #تعطیلات در ایران را با کشورهای توسعه‌یافته - سه سوءتفاهم تعطیلاتی

▪️مقایسه الگوی تعطیلات ایران با اقتصادهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد وجود سه سوءتفاهم در این حوزه یکی از دلایل بهره‌وری و کارآیی اندک نیروی کار در اقتصاد ایران است. این سه سوءتفاهم عبارتند از:
1⃣تصور می‌شود «افزایش ساعات کار هفتگی باعث افزایش بهره‌وری می‌شود.» در حالی که تحقیقات بین‌المللی به‌ویژه مطالعات سیاست‌گذاری در سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) از ارتباط منفی بین افزایش ساعات کاری و بهبود بهره‌وری حکایت دارد. در نتیجه این یافته‌ها، حجم ساعات کاری در اغلب اقتصادهای توسعه‌یافته نزولی شده است.
2⃣سوءتفاهم دوم به «زمان مناسب شروع ساعت کاری بازمی‌گردد»؛ در حالی که در ایران تصور بر این است شروع ساعت کاری مناسب بین 7 تا 8 صبح است بررسی‌ها نشان می‌دهد شروع کار یا حتی تحصیل از ساعات ابتدایی روز، بازدهی فرد را کاهش می‌دهد و بسیاری از کشورها شروع کار را به ساعت 9 صبح تغییر داده‌اند.
3⃣سومین سوءتفاهم نیز این است که تصور می‌شود «تعطیلات اثر منفی بر تولید ناخالص داخلی دارد» اما اکثر تحقیقات تعطیلات «منظم و متوالی» را که معمولا در قالب «دو روز تعطیل در آخر هر هفته» می‌گنجد، زمینه‌ای برای بهبود بهره‌وری نیروی کار و ارتقای سطح تولید عنوان می‌کنند.
▪️بررسی‌ها نشان می‌دهد نظام فعلی تعطیلات ایران که با دو مولفه اصلی «پراکندگی» و «یک‌روزه بودن» قابل توصیف است، از جنبه‌های متعددی بر بهره‌وری نیروی کار تاثیر منفی دارد. برخلاف اغلب کشورها که در آنها تعطیلات تقویمی به شکل «دو روز تعطیلی متمرکز در آخر هفته» درآمده است، نظام تعطیلات تقویمی ایران به شکل «یک روز تعطیلی آخر هفته» به همراه «تعداد قابل توجهی تعطیلات پراکنده» در مناسبت‌های تقویمی است.
▪️مطالعات موجود نشان می‌دهد میزان بهره‌وری به‌طور معمول پس از یک روز تعطیلی کاهش می‌یابد و پراکندگی این روزها، روزهای با بهره‌وری پایین را افزایش می‌دهد. این در حالی است که استراحت کافی در تعطیلات بیش از یک روزه، به افزایش بهره‌وری در فردای آنها منجر می‌شود.
▪️پراکنده بودن تعطیلات باعث می‌شود امکان برنامه‌ریزی سلب شده و مطلوبیت تعطیلات برای استراحت نیروی کار نیز کاهش یابد.
▪️کم بودن تعطیلات متوالی و چندروزه در ایران، باعث می‌شود که میزان سفر نیز در اکثر هفته‌ها پایین باشد و در روزهای تعطیل متوالی، با شدت زیادی افزایش یابد. در نتیجه، فرصت‌های شغلی صنعت توریسم نمی‌تواند روی یک جریان درآمدی پیوسته و منظم حاصل از مسافرت در روزهای تعطیلات آخر هفته حساب باز کند و شلوغی بیش از حد اماکن سیاحتی در معدود تعطیلات چند روزه نیز، از مطلوبیت تعطیلات برای مسافران بکاهد.
▪️کارشناسان پیشنهاد می‌کنند سیاست‌گذاران در کشور اصلاح بنیادی نظام تعطیلات در ایران را با ملاحظه بیشینه کردن رفاه ملی، در دستور کار قرار دهند.

از : شهد اقتصاد

telegram.me/anjomanelmimodiriatut
دعوت به همکاری
برای یک پروژه ملی تدوین سند راهبردی توسعه فناوری در صنعت برق( که شامل مباحثی همچون ارزیابی فناوری،راهبرد فناوری،نظام ملی نوآوری و.... می باشد) از دانشجویان ارشد مدیریت یا رشته های مرتبط دعوت به همکاری می شود.
لطفا رزومه کاری خود را به آدرس ذیل ارسال فرمایید.
strategyhz@gmail.com

به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut